کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: نکته ای ظریف درباره ی ترانه سرایی

  1. amirakbari1991 آواتار ها
    amirakbari1991
    شماره کاربری
    14583
    هنــرمنـد انجمن
    اردیبهشت /۱۳۹۱
    tehran
    412
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی561
    7
    سپاس از شما 683 بار در 273 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض نکته ای ظریف درباره ی ترانه سرایی

    نکته ای که خیلی ها توی شعر گفتن رعایت نمی کنن اینه که شعر باید یک فضای احساسی* ثابتی داشته باشه در غیر این صورت خواننده یا شنونده نمیتونه با احساس شما همراه بشه.
    عشق اگر از نوع انسان به جنس مخالف باشه حالت های مختلفی میتونه بین طرفین پیش بیاد.برا این که منظورمو بهتر متوجه بشید بعضی از فضا های احساسیی که میتونه توی یک شعر حاکم باشه رو مینویسم:

    1-توصیف معشوق
    2-درد دل با معشوق
    3-شکایت از معشوق
    4-معشوق دوستون نداره و گذاشته رفته
    5-معشوق دیگه دوستون نداره و با یکی دیگه گذاشته رفته(خیانت)
    6-معشوق دوستون داره ولی از هم دورید
    7-به معشوق دست پیدا کردید و خوشحالید
    8-تازه اونو شناختید و از عشقتون پشیمونید
    9-شما اونو دوس دارید ولی اون نمیدونه
    10-اصلا معشوق مُرده!
    11-و ده ها فضای احساسیه دیگه که میتونه توی شعرتون حاکم باشه...

    چیزی که مهمه اینه که یکی از این فضا ها رو به عنوان فضای اصلی شعرتون انتخاب کنید واین طور نباشه که مثلا نصف شعر توصیف معشوق باشه و نصف دیگه شکایت.
    البته باید توجه کنید که وقتی یکی از اینا رو به عنوان فضای اصلی شعر انتخاب کردید در بعضی مواقع امکان داره لازم باشه در دل اون فضا از موضوع های دیگه ای هم استفاده بشه... شما اگر توی ترانه های موفق خواننده های معروف توجه کنید می بینید که این نکته دقیقا رعایت شده.

    چیزی که مهمتره اینه که شعر با احساس سروده بشه و با توجه به حالت هایی که ممکنه برای یک فرد بیش بیاد خود به خود یکی از این فضا ها بر شعر حاکم خواهد شد.
    من بار ها گفتم که شعر=احساس...

    منبع : تجربیات خودم ( امیر اکبری )
    ------------------------------------------------------------
    *عبارتی بهتر از این به ذهنم نرسید.


    از دوستانی که در این رابطه سوال یا نظر دارن یا میتونن این بحث رو کامل تر کنن دعوت به به همکاری به عمل می آید!


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    ویرایش توسط amirakbari1991 : ۱۳۹۱/۰۵/۲۸ در ساعت 14:52
    AMIR
    !Music is not everything
    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۱/۰۵/۲۸ در ساعت 14:37

  2. 6 کاربر زیر از amirakbari1991 برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  4. justmk آواتار ها
    justmk
    شماره کاربری
    19320
    کاربر پیـشرفته
    مرداد /۱۳۹۱
    371
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی332
    306
    سپاس از شما 444 بار در 163 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    سلام . به نظرم این احساسه که به شعر و ترانه روح میده و درواقع معنا میده ودرحقیقت به خود انسان و زندگی
    مفهوم و دلیل میده پس حرف اصلی در ترانه سرایی بدون شک احساسه.
    وراز موفقیت یک ترانه سرا القای این حس هستش ولی بعضی وقتا درخیلی
    ازترانه ها میبینیم باوجود این همه کلماتی که با نیت احساس پشت هم صف شده اند هیچ محرکی ندارند
    که شنونده را به سمتش جذب کنه واصلا حس کلمات به دلت نمیشینه. و دلیل این اتفاق اینه که ترانه سرا
    خودش هیچ حسی نداشته که بخواد منتقل کنه و فقط باکلمات بازی کرده و بدلکاری کرده .وخلاصه
    این جمله مفهوم کل پر حرفی های منه:سخنی که از دل براید لاجرم بردل نشیند

    وبعضی وقتا قضیه جور دیگست ترانه سرا پرازاحساسه ولی سردرگم هست تو ترانش
    و شنونده وخواننده راهم میون تنوع احساس هاگم میکنه و نمیرسونه منظورشو و اینم یه مشکل دیگست

    وخیلی وقتا ترانه همه جوره خوبه ولی اون اهنگساز واون ملودی ومهمتر از اینها خواننده نمیتونه اون حس
    ترانه را به صدابیاره و همه چی وشاید قسمتی از نقطه ی قوت ها به ضعف تبدیل میشه ویا دیده نمیشه

    و از بین این همه گیروگدار یه کاری همه جوره باصلاحیت از هفت خان رستم عبور میکنه و مثل توپ صدامیکنه
    پس موفقیت واین القای احساس وحس وحال باید گروهی باشه وبه نظرم جز این هم نیست
    از ایجاد این پست ممنونم یا علی


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #2 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۱/۰۵/۲۹ در ساعت 00:41

  5. کاربران زیر از شما justmk عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  6. OMID آواتار ها
    OMID
    شماره کاربری
    10515
    هنــرمنـد انجمن
    بهمن /۱۳۹۰
    Karaj
    1,079
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی288
    1,114
    سپاس از شما 1,261 بار در 661 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط justmk تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    سلام . به نظرم این احساسه که به شعر و ترانه روح میده و درواقع معنا میده ودرحقیقت به خود انسان و زندگی
    مفهوم و دلیل میده پس حرف اصلی در ترانه سرایی بدون شک احساسه.
    وراز موفقیت یک ترانه سرا القای این حس هستش ولی بعضی وقتا درخیلی
    ازترانه ها میبینیم باوجود این همه کلماتی که با نیت احساس پشت هم صف شده اند هیچ محرکی ندارند
    که شنونده را به سمتش جذب کنه واصلا حس کلمات به دلت نمیشینه. و دلیل این اتفاق اینه که ترانه سرا
    خودش هیچ حسی نداشته که بخواد منتقل کنه و فقط باکلمات بازی کرده و بدلکاری کرده .وخلاصه
    این جمله مفهوم کل پر حرفی های منه:سخنی که از دل براید لاجرم بردل نشیند

    وبعضی وقتا قضیه جور دیگست ترانه سرا پرازاحساسه ولی سردرگم هست تو ترانش
    و شنونده وخواننده راهم میون تنوع احساس هاگم میکنه و نمیرسونه منظورشو و اینم یه مشکل دیگست

    وخیلی وقتا ترانه همه جوره خوبه ولی اون اهنگساز واون ملودی ومهمتر از اینها خواننده نمیتونه اون حس
    ترانه را به صدابیاره و همه چی وشاید قسمتی از نقطه ی قوت ها به ضعف تبدیل میشه ویا دیده نمیشه

    و از بین این همه گیروگدار یه کاری همه جوره باصلاحیت از هفت خان رستم عبور میکنه و مثل توپ صدامیکنه
    پس موفقیت واین القای احساس وحس وحال باید گروهی باشه وبه نظرم جز این هم نیست
    از ایجاد این پست ممنونم یا علی
    بله با نظرتون موافقم اما از این نکته هم نباید گذشت که خیلی از ترانه سراهای بزرگ ما نسبت به سفارش یک آهنگساز ترانه سرودن پس ترانه سفارشی بوده و شاید بکارگیری احساس در اون ترانه نوعی اجبار بوده برای ترانه سرا پس نمیشه صد رد صد گفت که هر ترانه ای که بقول خودمونی گل میکنه علتش احساس ترانه سرا بوده البته این موضوع در ترانه هایی صدق میکنه که توسط یک آهنگساز حالت ملودیک گرفتن بعد توسط یک خواننده اجرا شدند.

    پس در اینگونه ترانه ها که کاربرد موسیقیایی دارن... تجربه و میزان آشنایی ترانه سرا به قوانین تئوریک خیلی میتونه به کمک ترانه سرا بیاد.

    هر چند که خودم کاملا به این امر واقفم که ترانه بدون احساس یعنی موسیقی قانون مند که فقط اصول هارمونی توش رعایت شده و اثری از احساس در اون وجود نداره.

    پس ترنه هاتون رو تو اوج احساس به رشته تحریر در بیارید.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #3 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۱/۰۵/۲۹ در ساعت 00:54

  7. hooohooo آواتار ها
    hooohooo
    شماره کاربری
    13839
    کاربر فعال
    اردیبهشت /۱۳۹۱
    بابلسر
    187
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی9
    152
    سپاس از شما 93 بار در 49 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    از نظر من واقعی بودن ترانه اهمیت زیادی داره.نباید تخیلات امکان ناپذیر تو ترانه شکل بگیره.ولی اگه بحث و متن ترانه معنوی باشه ترانه سرا باید از رویاهای شیرینیش بگه که شاید بعد مرگش به اون ها دست پیدا کنه.از نظر من نوشتن در مورد دوست داشتن و این چیزا خیلی باب شده و خیلی هم سادست.هر کسی از خونه هر میکنه در مورد عشق و خیانتی مینویسه که اصلا نمیدونه چی هست.تا وقتی ادم چیزی رو درک و احساس نکرده نباید اونو توصیف کنه.حالا مثال کسی که نابیناست بهتر میتونه حی ندیدن رو بگه یا منو خیلی ها که میبینیم؟پس درک و حس موضوع خیلی اهمیت داره.خود بنده همش از چیزهایی مینویسم که به اون رسیده و اونو درک کرده باشه نظر من اینه تا وقتی عاشق واقعی نبودی و نشدی از عشق ننویس.شایدم خیلی از دوستان این تصمیمو سخت گیرانه بدونن ولی نظر من اینه.و بحث دیگه اینه که کسانی که میخوان شعر بنویسن ترانه هایی و گوش کنند که واقعا ارزش ادبی و فرهنگی و انسانی داشته باشه.موفق باشید


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    عاشقان موسیقی متال
    www.mydlvst2.iran.sc
    #4 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۱/۰۵/۲۹ در ساعت 02:04

  8. oaj آواتار ها
    oaj
    شماره کاربری
    11535
    مدیر بـازنشسته
    اسفند /۱۳۹۰
    Dezfull
    1,147
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی355
    1,825
    سپاس از شما 1,772 بار در 739 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    مطلب مفیدی رو آغاز کردی...ممنون....
    احساس در ترانه!

    نظر من اینه که ترانه با احساس همیشه اجین بوده اند...شاعر یا ترانه سرا وقتی قلم بر میداره که احساسش بهش بگه"حالا وقتشه...قلم رو بردار.."

    احساس یک کلمه است که بی شمار میشه برداشت ازش کرد....دقیقا چه احساسی؟
    به اندازه ی تمام انسان های جهان...احساس است...

    وقتی میگند موضوعی کلیشه شده که یک درون مایه رو همیشه با یک احساس خاص بنویسند...
    درون مایه ی عشق رو همیشه با احساس این که"معشوق دوستون نداره و گذاشته رفته" نوشتن دیگه خیلی زیاد شده...این یعنی کلیشه....

    باید با دید جدید نگاه کرد به موضوع...با احساس تازه...
    احساس آدم توی هر زمان و مکان میتونه تغییر کنه...
    آدم باید احساس خودش رو بشناسه و سعی کنه توی خطی گام برداره که احساسش توی اونه... اونوقته که ترانه هم با احساسه..هم احساس از اول تا آخر توی اون یکی است و حفظ شده...
    این موضوع و درون مایه است که رنگ جدید میده به ترانه ها و اون ها رو از هم متفاوت میکنه.... این دو رو نباید با هم قاطی کرد.

    احساس من در موضوعات: مرگ ، شوق ، میهن ، غم ، کودکی ،ستایش پروردگار/پدر/مادر ، عشق و ... یکی است.
    و قوه ی دیگری هم که این میون میاد ، زاویه ی دیده...
    نسبت به یک موضوع ، بی شمار زاویه دید میتونه باشه.
    اگر نوشتن در مورد عشق ، یا یک زاویه و احساسات متفاوت ، خیلی زیاد باشه یاز موضوع کلیشه میون میاد...

    جمع بندی:
    احساس ها بی شمار اند - موضوع ها بی شمارند - زاویه های دید بی شمارند

    -زمانی شروع به ترانه نوشتن کنید که احساستون به شما دستور بده.
    -برای حفظ شدن یک احساس از اول تا آخر ترانه سعی کنید از احساس خودتون استفاده کنید(احساس زمانی که ترانه می نویسید).
    -برای کلیشه نشدن ترانه سعی کنید:
    1) احساس و موضوعی رو انتخاب کنید که کم یاب باشه توی ترانه ها.
    2) موضوع و زاویه ی دیدی رو انتخاب کنید که کم یاب باشه توی ترانه ها.
    3) حتی الامکان قبل از شروع ترانه موضوع جدیدی رو انتخاب کنید که کسی ننوشته باشه در مورد اون.
    4) تا جایی که امکان داره از دید جدیدی به موضوع نگاه کنید که کسی تا به حال از اون دید به موضوع نگاه نکرده باشه.

    احساس هر شخص رو عموما دو مورد به شخص دیگر منتقل میکنه:
    1) حرکات
    2) کلمات

    اما ترانه که یک هنر نوشتاری محسوب میشه ، پس حرکت توی اون نقش نداره و معنی نشده است.ناچارا باید از کلمات مناسب و درخور حس کلی ترانه استفاده کرد.
    کلمات رو به نوعی انتخاب کرد که به بهترین نحو ، حس رو بیان کنه....
    کلمات رو به نحوی چیدمان کرد که به بهترین نوع ، حس رو بیان کنه....

    من بیش از این بلد نبودم دیگه.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #5 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۱/۰۵/۳۰ در ساعت 20:39

  9. کاربران زیر از شما oaj عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  10. hadismirfeizi آواتار ها
    hadismirfeizi
    شماره کاربری
    43238
    کاربر فعال
    خرداد /۱۳۹۲
    187
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی176
    183
    سپاس از شما 318 بار در 118 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    این تاپیک واقعا خوب بود و ممنونم از نظر دوستان.بحث خوبی مطرح شده.به نظر من ما دو دسته سرودن داریم.جوششی و کوششی.جوششی تماما در گیر احساسات شاعر هست و ابیات بلافاصله همراه با احساس زیاد پشت هم ردیف میشن و کار رو میسازن که در این حالت به نظرم حواسمون باید به چند تا چیز باشه.زمانی که ترانه جوششی مینویسیم چون شدیدا احساساتمون در گیرش میشه به حسی مثل "غیرت روی اثر" میرسیم برای همین نمیتونیم بند یا مصرعی رو حذف کنیم.بعضی وقت ها در ترانه ای قوی بندهایی میبینیم که روی کل کار تاثیر انچنانی ندارن و بیشتر فقط به بهانه جلو بردن کار اتفاق میفتن و نسبت به بقیه کار ضعیف ترند و اگه مثلا از ترانه سرا سوال شه که چرا این رو نوشتی و حذف نکردی بگه:این قسمتش رو خیلی دوست داشتم.اما اگه مثلا بذاریم یکم از داغی کار بگذره با صبر کردن و گذشتن چند روز .اونوخت اگر دوباره بخونیمش متوجه میشیم که شاید بعضی بندها اصلا لازم نبود بیاد .هر چقدر هم که احساس خوبی داشته باشه. بعضی ها هم میگن من باید موضوع بهم بدن و بشینم فکر کنم و بنویسم.این میشه کار کوششی که باعث ساختن احساسات میشه نه به وجود اومدن احساسات.به نظرم اگر قرار باشه کاری رو بنویسیم بهتره مخلوط این دو تا باشه.مثلا زمانی که یک ترانه جوششی مینویسیم در عین حال حواسمون مثلا به ریتم و فضا باشه و در اخر کار حتی جای بعضی بند ها رو بالا پایین کنیم و ببینیم شاید بهتر شد.چون توی ترانه حفظ سیر داستانی کار خیلی مهمه و اگر کار داستانی باشه خود به خود باعث ایجاد تصویر توی ذهن مخاطب میشه که این خودش یه قدرته. در ترانه برای بیان احساسات از تکنیک های داستان هم میشه استفاده کرد مثلا در داستان یک چیزی داریم به نام فلش بک.این در داستان به این صورت هست که یک کد یا نشانه در اول نشون میده و بعد این بهانه ای میشه که طرف یادش به خاطره ای بیفته.مثلا طرف داره با چاقو سیب پوست میگیره یهو یادش به کشته شدن دوستش میفته به خاطر "چاقو" و بعد شروع میکنه به تعریف ماجرا.در ترانه هم میتونه این طور باشه.در اول کار مثلا قضیه اصلی رو بگه و بعد در ادامه بره به گذشته و روایت چیزی که اتفاق افتاده رو پیش بکشه.البته این ها همم نظر شخصیه میتونه درست هم نباشه.اساتید هستند اگر غلط باشه میگن.ممنون برای ایجاد این تاپیک .خسته نباشید و دنیاتون زمستونی


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    فکر مـوهـات مـث طـنـاب دار مـیـپیـچه/مردی برای مردنش هر روز می جنگه
    باروت و خون می پاشه روی خاطراتش/توی جدال نابرابر اون یه سرهنگِ

    سیده حدیث میرفیضی
    #6 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۲/۰۵/۲۸ در ساعت 18:04

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۲۵, 01:00
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۱/۲۵, 15:10
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۰/۲۶, 14:00
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۹/۰۱, 16:03

جستجو شده ها

درباره ی ترانه سرایی

اطلاعاتی درباره ی ترانه سرایی

نکته برای ترانه سرایی

درباره ی اهنگسازی و ترانه سرایی

نکته هایی در مورد ترانه سرایی

تا این لحظه 43 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست