کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: سئوالات متداول پیانو (( جوزف هافمن ))

  1. piano4all آواتار ها
    piano4all
    شماره کاربری
    3111
    هنــرمنـد انجمن
    مرداد /۱۳۹۰
    540
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی290
    170
    سپاس از شما 899 بار در 335 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض



    دانش و مبانی موسیقی


    سوال – آیا شما مطالعه هارمونی و کنترپوان را برای هنرجویان پیانو ضروری می دانید؟

    صد البته ، برای اینکه قطعه ای را که در دست دارید به خوبی درک کنید و نیز هارمونی آنرا دنبال کرده و کنترپوان تم آن را درک کنید قطعاً به این دانش نیاز دارید. بدون مطالعه جدی هارمونی و کنترپوان ، درک شما از قطعه تنها حدسی بیش نیست و فاقد هرگونه قطعیت می باشد.

    سوال – چرا برای کامل کردن دایره پنجم ها ، باید حتماً پانزده تونالیته داشت؟ چرا نمی توان با حذف تونالیته های یکسان ، به دوازده تونالیته بسنده کرد؟

    از لحاظ تئوری ، نه تنها پانزده ، بلکه بیست و پنج تونالیته برای کامل کردن دایره پنجم ها لازم است و همه آنها نیز لازم هستند. چرا که برای مثال در هارمونی موسیقی مدرن ، بدون تنالیته ای با هفت ، هشت و حتی نه دیز و بمل نمی توان قطعه را بطور کامل بیان کرد. در غیر اینصورت باید علامات ترکیبی را آنقدر عوض و بدل کرد ، که خواننده به کلی گیج می شود. دو دیز مینور ، چهار دیز دارد حال آنکه دومینانت آن هشت دیز دارد.

    سوال – آیا مطالعه هارمونی در ارتباط با پیشرفت من در پیانو لازم است؟ معلم من چنین می گوید ولی من فایده ای در آن نمی بینم ! آیا واقعاً مطالعه هارمونی فایده ای هم دارد؟


    درسهایی کلی که کودکان در مدرسه می خوانند چه فایده ای دارد؟ برای خوب نواختن پیانو ، دستان خوب و ساعات زیاد تمرین کافی نمی باشد ؛ بلکه برای آن آموزش کلی موسیقی لازم است که در وهله اول مطالعه هارمونی را در بر می گیرد و بعدها می توانید مطالعه کنترپوان و فرمها را نیز به آن اضافه کنید. حق کاملاً با معلم شماست.

    سوال – ممکن است دو ، سه کتاب خوب برای یادگیری هارمونی به من معرفی کنید؟


    اصول هارمونی همه جا یکسان است ، اما متودهای آموزش آن پیوسته در حال تغییر و بهبود است. از اینرو من نمی توانم کتابهایی را که خودم سالها پیش مطالعه کرده بودم ، به شما معرفی کنم ، علی الخصوص که مطمئن نیستم به انگلیسی ترجمه شده باشند. لذا پیشنهاد می کنم از یک معلم خوب ، یا حداقل یک ناشر معتبر در این زمینه پرس و جو کنید. کتابهای Bussler و E. F Richter با وجودی که چندان مدرن نیستند ، اما بواسطه ارزش انکار ناپذیرشان ، همچنان برای مطالعه بسیار مناسب هستند.

    سوال – آیا می توان مدلاسیون را بدون کمک معلم و تنها از روی کتاب یاد گرفت تا با آن دو قطعه با تونالیته های مختلف را به هم وصل کرد؟

    غیر ممکن نیست ، اما چندان نیز متحمل نمی باشد ؛ چرا که ممکن است در تمرینات نوشتنی خود دچار اشتباه شوید و لازم است کسی آنرا به شما گوشزد کند و راه اصلاح آنرا به شما نشان دهد. به طور کلی ، فکر نمی کنم مطالعه اصول و مبانی هیچ درسی بدون کمک معلم یا راهنمایی آزموده ، عملی باشد.

    سوال – آیا می توان کنترپوان را بدون معلم و از روی کتاب فرا گرفت ، و اگر چنین است چه کتابی را برای آن معرفی می کنید؟


    جواب – بله عملی است ، به شرطی که مطمئن باشید هرگز مطلبی از کتاب را اشتباه درک نمی کنید و هرگز نیز دچار اشتباه نمی شوید. در غیر اینصورت محتاج مشاوره با موسیقیدانی آزموده می باشید تا اشتباهاتتان را اصلاح کند. معلم خوب ، همواره بهتر از کتاب خوب می باشد. کتابهای خوب در این زمینه بسیارند و می توانید از هر کتابفروشی معتبری عنوان آن را بخواهید.

    سوال – آیا در کنار تمرینات پیانو ، اگر مستعد و علاقه مند باشم می توانم آهنگسازی هم بکنم؟

    تمرین ساختن قطعه در موسیقی ، کار در آوردن یک قطعه را راحتتر می کند. از اینرو به هر .. که احساس می کند توانایی این کار را دارد ، توصیه می کنم قطعه ای ساده ، هر چند هم کوتاه ، بسازد. البته مسلماً ساختن یک قطعه ابتدایی به شما کمکی در درآوردن سوناتهای بتهوون نمی کند ؛ با این وجود ممکن است قسمتهای کوچکی در سونات باشند که وقتی شما فرآیند تکنیکی انتقال تخیلاتتان به روی کاغذ را لمس کرده باشید ، براختی در ذهن شما شفاف می شود. وشما وقتی با یک قطعه تازه روبرو می شوید ، دیگر آن حس غربت و بیگانگی را نخواهید داشت. البته خواهش می کنم از توصیه های من این برداشت را نکنید که همین حالا باید یک قطعه ساده بسازید !

    سوال – بهترین راه برای فراگیری آهنگسازی چیست؟ بهترین کتابی که می توانم برای این منظور از آن استفاده کنم چیست؟


    اول باید نت نویسی را یاد بگیرید. کپی کردن انواع موسیقیهای مختلف بهترین تمرین می باشد. سپس به مطالعه اصول هارمونی بپردازید و در پی آن کنترپوان را بخوانید و فاصله های مختلف را یاد بگیرید. حال به فوگ بپردازید ، سپس به فرم تا سر انجام یاد بگیرید که آنها را « حس » کنید. کتابهای در این زمینه بسیارند ، ولی هیچ کتابی بهتر از یک معلم خوب نیست.

    سوال – تفاوت گامهای ماژور و مینور چیست؟ آیا تفاوت آن در قرار گرفتن نیم پرده هاست یا مشخصات خود گام؟

    جواب – سه تفاوت بین آنها وجود دارد : اول ترتیب قرار گرفتن نیم پرده ها ؛ دوم ، مشخصات گام ؛ و سوم شرایطی است که گام مینور به دلایل ملودیک ، تغیییر شکلهایی می دهد که اه... آن در گام ماژور میسر نبوده است.

    سوال – گامهای مینور حقیقی ، ملودیک و هارمونیک کدامند؟ معلم من تاکید زیادی روی گامهای هارمونیک دارد ، ولی به نظر من این گامها چندان خوش صدا نیستند. ممکن است راهنمایی کنید.

    جواب – گام مینور ، تنها یکی است و آکوردهای تونالیته براساس آن شکل می گیرد ، و معلم شما نیز هوشیارانه بر آن تاکید می کند ، چرا که گام مینور ملودیک هیچ فاصله جدیدی برای انگشتان ارائه نمی دهد. علت آنکه به آن گام مینور ملودیک می گویند آنست که این فرم برگردان از گام اصلی ، بیشترین کاربرد را دارد. اما این بدان معنا نیست که برگردان دیگری از گام وجود ندارد و یا از آنها استفاده نمی شود.

    سوال – تفاوت گامهای ماژور و مینور چیست؟

    در گام ماژور ، فاصله های سوم و ششم ماژور هستند ، در حالیکه در گام مینور ، فاصله های سوم و ششم مینور هستند. همچنین فاصله هفتم آن به فاصله هفتم ماژور بدل می شود ، به این صورت که فاصله هفتم نت اگر بکار باشد ، دیز می شود و اگر نت بمل باشد ، بکار می شود. اگر گام ماژور را از درجه ششم آن شروع کنید و آنرا ماننذ نت اول مینور در نظر بگیرید سپس شروع به شمردن کرده. فاصله هفتم را بالا ببرید ، گام مینور بدست می آید و البته برای اه... ملودیک ( نه برای اه... هارمونیک ) می توان تغییر شکلهایی نیز داد.

    سوال – از آنجا که والتز ( Waltz ) و منوئت ( Menuet ) ، هر دو در میزان سه چهارم هستند آیا تفاوت آنها تنها در تمپوست و یا آنکه تفاوتهای دیگری هم دارند؟


    والتز ، منوئه ، مازوکا ، و پولنز همگی در زمانهای سه چهارم هستند و همچنین هیچ قید خاصی از لحاظ تمپو برای آنها وجود ندارد. تفاوت آنها در ساختار آنها می باشد. پریود والتز ( زمان لازم برای ارائه تم ) باید شانزده میزان باشد. در مازوکا ، تم تنها یک میزان اشغال می کند ، در منوئه دو میزان و در والتز چهار میزان. در پولونز ، نتهای گرد مشکی به یک لا چنگهایی تقسیم می شود ؛ که دومین چنگ خود به دولا چنگهایی تقسیم می شود ؛ و از این لحاظ با سه فرم رقصی قبلی تفاوت دارد.

    سوال – مفهوم « توکاتو » چیست؟ معنی آن در واژه نامه ایتالیایی وجود نداشت و معانی آن در دیکشنری های موسیقی بسیار متفاوت است ولی هیچ یک از آنها به نظر نمی رسد مفهومی باشد که به Toccato اثر Chaminade اطلاق شود.

    برای بهتر روشن شدن مطلب ، ابتدا اجازه دهید بگویم که « کانتاتا » (Cantata ) در ادبیات کهن به معنی قطعه موسیقی برای آواز خواندن بود ؛ در حالیکه « سوناتا » ( Sonata ) به معنای قطعه ای موسیقی است که باید روی ساز نواخته شود ؛ « توکاتو » به معنای قطعه ای است که روی کلاویه اجرا شود. مثلاً روی ارگ یا پیانو و یا پدران این سازها و هدف آن ایجاد زمینه برای نمایش مهارت در تماس انگشتها با کلاویه بود ، همان چیزی که امروزه به آن تکنیک انگشتان می گوییم.
    معانی اصلی این عبارات به مرور زمان آنچنان دستخوش تغییر شد که امروزه به فرمهای مختلفی مانند سونات و کانتاتای مدرن اطلاق می شوند. توکاتو ، در حال حاضر به قطعه ای اطلاق می شود که حرکتی یکنواخت و ثابت دارد ، درست مانند « Moto Perpetu » که به معنای « حرکت پیوسته » است. « Perpetuum Mobile » اثر وبر نمونه بسیار خوبی برای آنست. شکی ندارم که توکاتوی Chaminade ، که آنرا نمی شناسم ، سبکی مشابه دارد.







    نبوغ چیزی نیست جز عشق







    #11 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت 20:46

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. piano4all آواتار ها
    piano4all
    شماره کاربری
    3111
    هنــرمنـد انجمن
    مرداد /۱۳۹۰
    540
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی290
    170
    سپاس از شما 899 بار در 335 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض



    سوال – آیا حفظ کردن قطعات ، برای یک پیانیست خوب ، صد در صد لازم است؟

    اجرای قطعه بصورت حفظی ، برای اعمال تفسیر روی آن ضروری است. شما باید تمام قطعه را در ذهن خود ثبت کرده باشید ، تا بتوانید بدرستی به جزئیات آن بپردازید. بسیاری از نوازندگان مشهوری که با خود ، نت به روی صحنه می برند قطعه را بصورت حفظی می نوازند و تنها دلیل آنها برای بردن نت ، افزایش حس امنیت و مقابله با عدم اطمینانشان به حافظه می باشد که از عوامل ایجاد استرس می باشند.

    سوال – ممکن است بفرمایید ساده ترین راه برای حفظ کردن یک قطعه چیست؟


    ابتدا قطعه را چند بار خیلی آرام و با دقت بنوازید تا بتوانید آنرا نسبتاً روان اجرا کنید ( چند گیر کوچک در این مقطع ، ایرادی ندارد ). سپس روی اشکالاتتان و قسمتهایی که به نظرتان پیچیده می آید تمرکز کنید تا ساختار آن را درک کنید. حال بگذارید قطعه به مدت یک روز در ذهن شما بماند ، در حالیکه ملودی قطعه مدام در ذهن شما مرور می شود. این کار را تکرار کنید تا در آخر از آنچه بدست آورده اید ، احساس رضایت کنید. ذهن شما به طور ناخودآگاه به کار خود ادامه می دهد و ادامه راه را پیدا می کند. اگر احساس می کنید قسمتی از قطعه از ذهن شما پاک شده است ، نت را باز کنید و آن قسمت را بخوانید. اما تنها همان قسمت را و به کار ذهنی خود ادامه دهید. این کار را آنقدر ادامه دهید تا تصویر کلی قطعه ، نه لزوماً تمام جزییات ، در ذهن شما ثبت شود. البته این بدان معنی نیست که اکنون می توانید قطعه را از بر بنوازید ، شما تنها به مقطعی رسیده اید که می توانید قطعه را از تخیل به واقعیت انتقال دهید و اینک فرم جدید مطالعه آغاز می شود ؛ انتقال آنچه ذهناً فرا گرفته اید به روی ساز. این کار را قسمت به قسمت انجام دهید و تنها زمانی که دیدید حافظه شما به هیچ وجه یاری نمی کند ، آن قسمت را از روی نت نگاه کنید ( اما در کل نت باید از شما دور باشد ). نگاه کردن به نت تیر آخر است و باید به آن به چشم اصلاح تصویر ذهنی تان نگاه کنید. فرآیند جذب ذهنی قطعه ، بسیار شبیه عکاسی است. پرورش تصویر تن ، مانند ظاهر کردن عکس در مایع مخصوص است. نواختن آزمایشی قطعه مانند فرآیند ترمیم عکس در برابر حساسیت آن به نور است ؛ و قسمت آخر مانند روتوش کردن آن است.

    سوال – حفظ کردن قطعات برای من بسیار سخت است ممکن است راهی را پیشنهاد کنید که این سختی را کم کند؟

    به خاطر سپردن آنچه علاقه ای به آن نداریم ، برای هر .. دشوار است ، حال آنکه آنچیزی که برایمان جالب باشد به راحتی در ذهن ما می ماند. در مورد شما ، باید ابتدا علاقه ای نسبت به قطعه در خود ایجاد کنید. این علاقه معمولاً با درک عمیقتر موسیقی میسر است ؛ از اینرو برای تقویت حافظه بی علاقه هیچ چیز بهتر از آموزش موسیقی کلی نمی باشد. من در مورد تمرینات خاص حافظه چیزی نمی دانم ، چرا که هرگز احتیاجی به آن پیدا نکرده ام. از همه اینها گذشته ، بهترین راه حفظ کردن ، « حفظ کردن » است. یک میزان امروز ، یک میزان فردا و به همین ترتیب حافظه با این تمرین ، قوی می شود.

    سوال – من قطعات را خیلی راحت حفظ می کنم ، از اینرو قبل از آنکه از نظر تکنیکی روی قطعه ای تسلط پیدا کنم می توانم آنرا از بر بنوازم. اما من به همین سرعت هم فراموش می کنم یعنی تنها بعد از چند هفته ، دیگر حتی نمی توانم قطعه را به صورت دست و پا شکسته هم بنوازم. چه پیشنهادی دارید که باعث شود حافظه من کمی بلند مدت تر شود؟

    بطور کلی حافظه انسانها بر دو قسم است : یک نوع بسیار پویاست ، به سرعت جذب می کند و به همان سرعت از دست می دهد ؛ نوع دیگر پر زحمت تر است. دیر جذب می کند اما تا ابد نگه می دارد. حافظه ای که ترکیب هر دو باشد به ندرت یافت می شود ؛ و من بالشخصه تا کنون به چنین موردی بر نخورده ام. یک راه جلوگیری از فراموشی ، طراوت دادن مرتب به حافظه است. به این صورت که قطعاتی که از بر دارید را هر چهار یا پنج روز یکبار به دقت اجرا کنید. بجز این که گفتم راه دیگری سراغ ندارم و احتیاجی نیز به آن نمی بینم.

    سوال – من قبل از اینکه بتوانم قطعه ای را سریع بنوازم ، آنرا حفظ می شوم. آیا پیشنهاد می کنید که من قطعات را از بر بنوازم یا از روی نت؟

    گر هر از چند گاهی قطعه ای را که از بر دارید از روی نت ، با دقت ، بنوازید ، مانع از داخل شدن اشتباهات به محفوظات خود شده اید.


    تند خوانی نتها

    سوال – آیا متدی وجود دارد که به کمک آن بتوان نتها را سریعتر خواند؟


    بهترین راه برای آنکه سریعتر بخوانید آنست که تا می توانید بخوانید. سرعت خواندن نت ، بستگی به وضعیت کلی موسیقی شما دارد ، چرا که هر چه تحصیلات موسیقی شما کاملتر باشد ، بهتر می توانید با منطق خود ادامه جمله ای را که شروع کرده اید ، حدس بزنید. بخش عمده نت خوانی ، حدس زدن است ؛ درست مانند تند خوانی کتاب.

    سوال – چه راهی را برای تقویت نت خوانی ، پیشنهاد می کنید؟

    تا می توانید نت بخوانید و آنرا با حداکثر سرعتی که می توانید بنوازید ، هر چند ممکن است در ابتدا اشتباهاتی نیز در خواندن نتها مرتکب شوید. با این کار شما قسمتی از چشمتان را که وظیفه گرفتن لحظه ای نتها را بر عهده دارد ، تقویت می کنید و به طبع آن قدرت خواندن جزییاتتان افزایش می یابد.







    نبوغ چیزی نیست جز عشق







    #12 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت 20:46

  4. piano4all آواتار ها
    piano4all
    شماره کاربری
    3111
    هنــرمنـد انجمن
    مرداد /۱۳۹۰
    540
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی290
    170
    سپاس از شما 899 بار در 335 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض



    آکومپانیمان


    سوال – چگونه می توان آکومپانیمان ها را در حین خواندن نتها به شکل فی البداهه به آنها اضافه کرد؟

    سعی کنید نت خوانی خود را با خواندن آکومپانیهای مختلف تقویت کنید و سعی کنید به دقت به قسمت سولو گوش دهید

    سوال – چگونه می توان سولیستی که می خواهد روباتو بنوازد را آکومپانیمان کرد؟

    از آنجا که شما نمی توانید هیچ قرارداد هنری ای با یک سولیست بنویسید که او را مجبور به کاری کنید ، چاره ای ندارید جز آنکه او را دنبال کنید. البته دنبال کردن ، نه در معنای کلامی آن ، بلکه باید سعی کنید تصمیمات سولیست را لحظه به لحظه پیش بینی کنید ، و این پیش بینی روح آکومپانیمان را شکل می دهد. برای آنکه فردی ، آکومپانیستی خوب باشد ، باید اصطلاحاً « شامه » خوبی داشته باشد ، یعنی حس کند که سولیست چه تصمیمی دارد. شامه چیزی است که با ما زاییده می شود می توان آنرا تقویت کرد ، اما هرگز نمی توان آنرا با مطالعه بدست آورد. تجربه در مراحل نخست می تواند کمک شایانی کند ، اما تجربه همه چیز نیست.

    سوال – من تصمیم دارم برای آنکه یک آکومپانیست موفق شوم. تحصیلاتم را در برلین ادامه دهم ، حقوق آکومپانیست چقدر است و بهترین کلاسی که پیشنهاد می کنید چیست؟

    درآمد یک آکومپانیست باهوش و با تجربه که آکومپانیست یک ویلنیست یا ویلنسلیست مشهور باشد ، حدود هفته ای 5 دلار است. البته آکومپانیستها در هر حال ، می توانند به تنهایی هم بنوازند. کلاس خاصی برای آکومپانیمان وجود ندارد ، اما ممکن است دوره هایی باشد که تجربه نوازنده را افزایش دهد. اگر به برلین بروید ، براحتی آنچه دنبالش بوده اید را پیدا خواهید کرد.

    سوال – چگونه می توان آکومپانیمان ها را در حین خواندن نتها به شکل فی البداهه به آنها اضافه کرد؟

    سعی کنید نت خوانی خود را با خواندن آکومپانیهای مختلف تقویت کنید و سعی کنید به دقت به قسمت سولو گوش دهید.

    سوال – چگونه می توان سولیستی که می خواهد روباتو بنوازد را آکومپانیمان کرد؟

    از آنجا که شما نمی توانید هیچ قرارداد هنری ای با یک سولیست بنویسید که او را مجبور به کاری کنید ، چاره ای ندارید جز آنکه او را دنبال کنید. البته دنبال کردن ، نه در معنای کلامی آن ، بلکه باید سعی کنید تصمیمات سولیست را لحظه به لحظه پیش بینی کنید ، و این پیش بینی روح آکومپانیمان را شکل می دهد. برای آنکه فردی ، آکومپانیستی خوب باشد ، باید اصطلاحاً « شامه » خوبی داشته باشد ، یعنی حس کند که سولیست چه تصمیمی دارد. شامه چیزی است که با ما زاییده می شود می توان آنرا تقویت کرد ، اما هرگز نمی توان آنرا با مطالعه بدست آورد. تجربه در مراحل نخست می تواند کمک شایانی کند ، اما تجربه همه چیز نیست.

    انتقال تونالیته


    سوال – سریعترین و مطمئن ترین راه انتقال از یک به تونالیته دیگر چیست؟ من واقعاً در این مورد مشکل دارم ، برای مثال قطعه آوازی که در لا ماژور است ولی خواننده از من می خواهد آنرا در فا ماژور بنوازم.

    مشکل انتقال تونالیته به فرآیند شنیدن بوسیله « چشم » باز می گردد. منظورم این است که شما باید قطعه را آنقدر تکرار کنید که به متن آن ، به عنوان صدا و مجموعه اصوات بنگرید ، نه به چشم تصاویر مجموعه نتها. سپس تصویر این صداها را در ذهن خود به تونالیته دیگر ببرید ؛ درست مانند اینکه می خواهید از یک طبقه ساختمان به طبقه دیگر همان ساختمان اسباب کشی کنید ، و وسایل شما سر جای خود قرار می گیرند ، تنها طبقه عوض شده است. اما انتقال تونالیته ، بصورت فی البداهه ، اصولی متفاوتی دارد. باید از نظر ذهنی در تونالیته جدید مستقر شوید و فواصل را در آن دنبال کنید. اگر انتقال تونالیته برای شما دشوار می آید ، شاید این مطلب کمی خاطرتان را راحت کند که انتقال تونالیته ، برای همه ، دشوار است و انجام آن بصورت فی البداهه ، از انتقال تونالیته در حین درس خواندن به مراتب سخت تر است.

    نواختن در جمع دیگران


    سوال – آیا زمانی که مشغول تمرینات جدی هستم ، می توانم برای دیگران ( دوستان یا افراد غریبه ) هم اجرا کنم یا باید خودم را کاملاً از جهان خارج دور نگه دارم؟

    شما می توانید هر از چند گاهی ، قطعه ای را که روی آن تسلط پیدا کرده اید برای دیگران هم بنوازید. اما به خاطر داشته باشید که بعدها از آن غافل نشوید تا مبادا اشتباهات و کاستیهایی وارد قطعه شود. اجرا کردن برای دیگران علاوه بر آنکه مشوق خوبی برای شماست ، تخمین خوبی از تواناییها و کم و کاستیهایی که دارید در اختیارتان قرار می دهد و از اینرو راه را برای پیشرفت شما هموار می کند. دوری گزیدن از جهان در زمان تحصیل ، ایده ای متروک و قدیمی است که تلاش می کرد جلوی غرور و تکبر هنر جویان را بگیرد تا هنرجو بدنبال تشویق و کف زدن دیگران نباشد. من اجرا کردن در جمع را به شرطی که اعتدال و میانه روی در آن رعایت شود ، بسیار خوب می دانم ، مشروط بر آنکه بعد از آنکه قطعه ای را اجرا کردید بعداً آنرا برای خودتان ، آرام و با دقت تمرین کنید. بدین ترتیب قطعه عاری از اشتباه باقی می ماند و البته فواید دیگری نیز نصیب شما می گردد.

    سوال – من وقتی برای دیگران اجرا می کنم ، آنچنان دچار اضطراب می شوم که نمی توانم حتی در حد و اندازه خودم هم ظاهر شوم. چگونه باید بر این اضطراب غلبه کنم؟

    اگر مطمئن هستید که مشکل شما « اضطراب » است باید اعصاب خود را با مشاوره روانکاو و تمرین بر طرف کنید. اما آیا مطمئن هستید که « اضطراب » تنها نام دیگری برای « کمرویی » شما و یا حتی بدتر ، برای « عذاب وجدان » از کاستیهای تکنیکی نیست؟ اگر مشکل شما ناراحتی از کمبود تکنیک است ، باید سعی کنید آنرا بهبود ببخشید ، اما اگر مشکل شما کمرویی و خجالت است باید یاد بگیرید در زمان اجرا تمام افکار درونی را از خود دور کنید ، شنوندگان را نادیده بگیرید و تنها به کاری که باید انجام دهید ، تمرکز کنید. و این تنها با اراده و تمرین بدست می آید.

    سوال – شنیده ام که هنر مندان ، یک قطعه را سالهای سال و هر بار به پرمعنایی دفعه قبل می نوازند. اما وقتی قطعه ای چند صد بار اجرا شد ، دیگر آن اثر احساسی را بر نوازنده ندارد. آیا نوازنده می تواند ،با ابزار هنری و تکنیکی خود شرایط احساسی خاصی را در شنوندگان ایجاد کند ، در حالیکه خود فاقد آن است؟

    در موسیقی ، احساس تنها از طرق مخصوص به موسیقی انتقال می یابد ؛ راه هایی چون تغییر در دینامیسم ، نوسان تمپو ، تغییر نوع تماس و راههایی از این قبیل ، زمانی که قطعه ای به صورت چندین باره نواخته شده باشد – که نوازندگان تا آنجا که بتوانند سعی می کنند چنین نشود – حالت خاصی به خود می گیرد که قابل حفظ است ؛ با وجودی که با گذشت زمان تازگی خود را از دست می دهد بازهم می تواند فریبنده باشد ، درست مانند فرد مرده ای که انگار خوابیده است. البته این حالت برای نوازنده خالی از فایده هم نمی باشد. نوازنده نمی تواند یک قطعه را بطور متمادی بنوازد بدون اینکه اشتباهاتی جزیی وترد اجرای او شود. از اینرو او باید برای طرف کردن این اشتباهات و برای تمیز کردن قطعه هر از چند گاهی قطعه را کاملاً آهسته و تقریباً بدون اعمال احساسات ، تمرین کند. وقتی نوبت به اجرای بعدی نوازنده در جمع می رسد ، با داشتن تمپوی مناسب و اعمال احساسات لازم ، قطعه طراوت خود را باز می یابد.

    سوال – من عاشق موسیقی هستم و معلم من همیشه از من راضی است. ولی هر وقت برای دوستانم می نوازم ، هرگز موفق نیستم. البته آنها مرا تشویق می کنند ، ولی فکر می کنم آنها اصلاً به موسیقی من اهمیتی نمی دهند. حتی مادر من نیز می گوید نواختن من« مکانیکی » است. چطور می توانم شرایط را عوض کنم؟

    ممکن است دوستان و مادرتان سطح بالای موسیقی شما را درک نمی کنند. اما اگر اینطور نیست ، نمی توان مشکل شما را بدون مطالعه بر طرف کرد. اگر به این دلیل نمی توانید احساس خود را بیان کنید که اصلاً خود فاقد احساس می باشید ، آنگاه مشکل شما قابل درمان نیست. اما اگر اجرای شما به این دلیل « مکانیکی » است که نمی دانید چگونه احساسات خود را بیان کنید که من فکر می کنم اینگونه باشد مشکل شما را می توان بر طرف کرد ، هر چند درمان مشخصی برای آن موجود نمی باشد. بهتر است ارتباط بیشتری با موسیقی دانان و هواداران موسیقی برقرار کنید. به اجراهای آنان خوب بنگرید و خوب گوش دهید. سعی کنید تا زمانی که بتوانید یاد بگیرید « حرفی برای گفتن » داشته باشید. به نظر من شما احتیاج به تغییر دنیای درون خود دارید ، قبل ازآنکه بتوانید دنیای خارج را تغییر دهید.

    سوال – تفاوت هنرمند با یک فرد آماتور از لحاظ اظهار و بیان احساسات موسیقی چیست؟

    هنرمند احساسات خود را بر اساس قانون هنر ابراز می کند. او کاملاً درست می نوازد ولی اجازه نمی دهد این درستی ، احساس او را کمرنگ کند. در عین حال که شخصیت فردی خود را نادیده نمی گیرد ، به نظر آهنگساز احترام می گذارد و تمامی نکاتی که در مورد سرعت ، نیرو ، تماس ، کنتراسها و غیره ، آمده است را پیروی می کند. او پیغام آهنگساز را صادقانه به مخاطب انتقال می دهد. شخصیت فردی او تنها در درک آهنگساز و اجرای قطعه بنا به خواسته آهنگساز شکل می گیرد.

    اما آماتور ، هرگز. خیلی قبل ازآنکه بتواند قطعه را درست بنوازد ، همه چیز را به نحوی که برایش مناسب باشد ، تغییر می دهد ، چرا که گمان می کند آنچنان شخصیت موسیقی والایی دارد که آزادی لازم برای هر کاری را دارد. احساس و نیز تصمیم به ابراز آن ، هر دو خوب هستند ؛ اما بدون داشتن توانایی لازم ، کوچکترین ارزشی ندارند. از اینرو قبل از آنکه با احساس بنوازیم ، باید مطمئن باشیم همه چیز قطعه سر جای خود قرار دارد. چه از نظر زمان ، چه از نظر نیرو و چه از لحاظ نوع تماس. درست خواندن قطعه – نه فقط درست خواندن نتها – موردی است که معلمان خوب از همان دوران مبتدی ، شاگردان خود را بدان ترغیب می کنند. یک آماتور باید سعی کند قبل ازآنکه احساس او بر همه چیز غلبه کند ، بتواند قطعه را صحیح بخواند ، که البته به ندرت چنین است.

    سوال – آیا توجیهی برای حرکات موجی ، تکانهای سر ، حرکات اغراق آمیز دستها و سایر کارهای عجیبی که نه تنها آماتورها ، بلکه حتی نوازندگان کنسرت نیز حین اجرا از خود نشان می دهند وجود دارد؟

    تمامی این حرکات ، نشانه عدم کنترل نوازنده بر خود است که بصورت ناخودآگاه تسلیم آن می شود. ولی اگر پیانیست این حرکات را از روی عمد انجام دهد ، که چنین افرادی کم نیستند ، نشانه تلاش نوازنده است تا توجه شنونده را از قطعه به سوی خود منحرف کند ؛ او که می داند نمی تواند با نواختن خود ، شنونده را راضی کند ، به ادا درآوردن پناه می برد.







    نبوغ چیزی نیست جز عشق







    #13 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت 20:46

  5. piano4all آواتار ها
    piano4all
    شماره کاربری
    3111
    هنــرمنـد انجمن
    مرداد /۱۳۹۰
    540
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی290
    170
    سپاس از شما 899 بار در 335 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض



    موسیقی بد

    سوال – آیا با وجودی که من موسیقی رقصی را بیشتر دوست دارم ، باز باید روی قطعات کلاسیک اصرار بیشتری کنم؟

    اگر شما در زندگی روزمره تان ، می خواهید یک آقا یا خانم متشخص باشید ، باید مراقب باشید که با چه کسانی همنشینی می کنید. در موسیقی نیز وضع به همینگونه می باشد. اگر خود را با افکار اصیلی که موسیقی خوبی را شکل می دهند – موسیقی کلاسیک – مرتبط کنید ، در جهان موسیقی فردی با پرستیژ محسوب می شوید. به خاطر داشته باشید که شما نمی توانید وارد آسیاب شوید ، بدون آنکه سر و صورت شما سفید و آردی شود. البته همه قطعات رقصی بد نیستند ؛ اما ساختار آنها آنچنان ضعیف است که نمی توان آنها را شایسته نام « قطعه » دانست. آنها بیشتر نمایش ذایقه بد می باشند. من اینها را به خاطر خودتان می گویم ، و اگر شما می خواهید که از خطر اشتباه گرفتن موسیقی خوب با بد پرهیز کنید ، بهتر است کلاً از موسیقی بد دوری کنید. اگر شما موسیقی رقصی دوست دارید چرا به والتزها و مازورکاهای شوپن نمی پردازید؟

    سوال – آیا فکر نمی کنید که اجرای قطعات مدرن Ragtime برای هنرجویان ، ممکن است زیان آور باشد؟

    همینطور است ، مگر اینکه تنها جنبه تفننی داشته باشد ؛ که البته موسیقیهای بهتری برای تفنن وجود دارد. ضربه زدنهای پوچ به کلاویه خالی از ضرر نیست حال این پوچی و ابتذال هر شکلی داشته باشد ؛ ادبیات ، فرد و یا یک قطعه موسیقی. چرا باید دستپخت موسیقی کسانی را بخوریم که ذاتاً یا بسته به شرایط از غذای بهتری محرومند؟ ضربه های پوچ که اساس Ragtime را شکل می دهند هرگز بیانگر اصالت نمی باشند. حال آنکه در مقابل ، یک کتاب ده سنتی برای انگیختن شخصیت بالای انسانها کافیست. اگر شما به رفتگر شهرداری نگاه کنید ، به احتمال زیاد گرد و خاکی می شوید. اما به خاطر داشته باشید که گرد و خاکی که روی ذهن و روح انسان بنشیند ، به سادگی گرد روی لباس پاک نمی شود.

    استعداد

    سوال – چه تضمینی وجود دارد که بدانیم استعداد ما برای پیانو به اندازه ای هست که ارزش سالهای متمادی را که بر آن صرف می کنیم داشته باشد؟

    سعی کنید علاقه و لذت را چاشنی کار خود کنید. به آخر کار خود خیلی فکر نکنید. خود را مجبور نکنید که حتماً فکر کنید باید در آینده یک نوازنده بزرگ شوید. بگذارید تقدیر و آینده ، جایگاه شما را در موسیقی مشخص کند. با دلگرمی و علاقه تمرین کنید و سعی کنید از تلاش کردن لذت ببرید ، نه از رسیدن به هدف.

    کوک و مسائل مشابه


    سوال – منظور از کوک کردن پیانو چیست؟ مردم می گویند که کوک یک پیانو از پیانوی دیگر کمتر است. آیا واقعآً ممکن است که نت می روی یک پیانو صدایی مشابه نت فا روی پیانوی دیگر داشته باشد؟

    بله ممکن است به شرطی که پیانوها مثل هم کوک نشده باشند. کوک بین المللی به تازگی رواج یافته است و در همه جا بجز انگلستان ، در حال گسترش است. در کوک بین المللی نت لا که در کلید سل بین خط دوم و سوم حامل قرار می گیرد ، ارتعاشی معادل 435 لرزه در ثانیه ( هرتز ) پدید می آورد.

    سوال – کدام کوک پیانو بهتر است نوع بین المللی یا کنسرتی؟

    از همه لحاظ کوک « بین المللی » بهتر است ، چرا که به شما امکان می دهد پیانوی خود را با هر ساز دیگری همراهی کنید. بعلاوه کوک بین المللی در سال 1859 در پاریس توسط کمیته ای رسمیت یافت که اعضای آن مردان بزرگی چون Halevy Auber , Berlioz , Mayerbeer , Rossini , Ambroise Thomas و بسیاری پزشک و ژنرال ارتش بودند. با توجه به این مطلب که نت لا واقع در بالای خط دوم حامل باید فرکانس 435 هرتز داشته باشد ، واضح است که برای همه سازها بادی ، سیمی ، زهی ، ضربی این مساله یکسان است.

    سوال – آیا واقعاً بین فا دیز و سل بمل سه نیم پرده فاصله است؟

    البته در پیانو ، این دو با هم تفاوتی ندارند. اما از از لحاظ آکوستیکی تفاوتی دارند که ترجیح می دهم وقتی صرف آن نکنم. چرا که گامهای آنها آنچنان یکسان است که تمام آهنگسازان از زمان باخ تا کنون از آنها استفاده مشابه می کرده اند.

    سوال – آیا این ایده اشتباه نیست که بگوییم یک تونالیته از تونالیته دیگر غنی تر یا ملودیک تر است؟

    تاثیر تونالیته بر شنوایی ما مربوط به دیز و بمل نیست ( که حتی بتهوون نیز چنین فکر می کرد ) بلکه مربوط به نوع و و نسبت ارتعاش است. از اینرو کاملاً نامربوط است که قطعه ای را روی پیانویی که کوک زیر دارد در گام دو و روی پیانویی که کوک بم دارد در ر بمل اجرا کنیم. برخی تونالیته ها نسبت به سایرین از نظر رنگ خاصی برتری دارند ، اما این برتری مربوط به مشخصات آکوستیک نیست ، بلکه بسته به میزان هماهنگی آن تونالیته با صدا یا دست های ما دارد. البته ما از « رنگ » در تن ها همان استفاده ای را می کنیم که یک نقاش از « تن » در رنگهایش می کند. و مسلماً منظور کسی از رنگ این نیست که مثلاً دو ماژور سیاه است و فا ماژور سبز.

    سن هنرجو

    سوال – من دوران عنفوان جوانی را پشت سر گذاشتم. حوصله ام بیش از یک ساعت در روز را ندارم و نمی توانم بیش از 3 ساعت در روز تمرین کنم. آیا باز هم به من پیشنهاد می کنید پیانو را شروع کنم؟

    اگر شما مستعد ، باهوش و با اراده باشید و امکان مطالعه داشته باشید ، سن نمی تواند مانع شما باشد.اگر شما از سه ساعت تمرین روزانه خود به نحو احسن استفاده کنید و یک ساعت کلاس هفتگی شما نیز تحت نظر یک معلم آزموده باشد ، نباید هرگز احساس ناامیدی کنید.

    سوال – اگر فردی پیانو را در بیست وپنج سالگی آغاز می کند آیا رسیدن به مراتب تسلط بر پیانو برای او غیر ممکن یا بعید نیست؟

    نه غیر ممکن است ، و نه بعید. البته سن شما تا حدودی جلوی دست و پای شما را می گیرد ، چرا که از نظر فیزیکی انعطاف پذیری انگشتان و مچها اگر شما ده ساله باشید به مراتب سریعتر رشد می کند. با این حال اگر شما استعداد موسیقی داشته باشید ، نتیجه بهتری می گیرید تا یک کودک کم استعداد. با غلبه بر مشکلاتی که ناشی از شروع دیر هنگام می باشد ، شما رضایت خاطری عمیق می یابید و رسیدن به این اه... در شما شوقی وصف ناپذیر ایجاد می کند.








    نبوغ چیزی نیست جز عشق







    #14 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت 20:46

  6. piano4all آواتار ها
    piano4all
    شماره کاربری
    3111
    هنــرمنـد انجمن
    مرداد /۱۳۹۰
    540
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی290
    170
    سپاس از شما 899 بار در 335 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    معلم ها ، درسها و متدها


    سوال – پسری دارم که بسیار علاقه مند فراگیری پیانوست. شنیده ام که برای شروع یک معلم خوب معمولی کافیست. اما برخی اعتقاد دارند که برای مبتدی باید بهترین معلم ممکن را گرفت. با توجه به اینکه که من در یک شهر کوچک زندگی می کنم ، شما کدامیک را پیشنهاد می کنید؟


    جدیت سوال شما وقتی می گویید در یک شهر کوچک زندگی می کنید ، دو چندان می شود ، چرا که احتمال دارد در شهر شما هیچ معلمی با تواناییهای بالا یافت نشود. با این وجود من برای فرزند شما ، معلمی با قابلیتها و تواناییهای بسیار ، پیشنهاد می کنم ، چرا که برای جلوگیری از پیشرفت یک فرد مستعد ، چیزی خطرناکتر از یک پایه ضعیف نیست. خیلی ها تلاش کرده اند تا خود را از دست عادات بدی که در زمان تحصیل نزدیک معلم سطحی نگر بدست آورده اند ، خلاص کنند ، اما هرگز نتوانسته اند. توصیه من به شما اینست که سعی کنید پسرتان را به یکی از شهرهای نزدیک که معلمی عالی در آن یافت می شود ، بفرستید.

    سوال – من اکنون در سن 24 سالگی بواسطه عشقی که به موسیقی دارم ، تصمیم دارم پیانو بیاموزم. این در حالی است که حتی نتها را هم نمی شناسم. آیا لازم است از هم اکنون پیش یک معلم گرانقیمت بروم و یا اینکه فعلاً برای شروع یک معلم ارزانتر نیز کفایت می کند؟

    اگر به موسیقی برای پر کردن اوقات فراغت خود می نگرید و می خواهید تنها اطلاعاتی در این زمینه بدست آورید ، یک معلم ارزان قیمت برای شما کافیست ؛ اما اگر آرزو دارید تا زندگی شما بعد موسیقی به خود بگیرد ، بهتر است نزد معلمی با کلاس بالاتر بروید. اینکه « برای شروع ، این یا آن معلم کافیست » اشتباه بزرگی است. شما در مورد آرشیتکتی که بگوید « برای زیر بنای ساختمان ، خاک رس کافیست ، ما خانه را بهرحال روی همان می سازیم » چه فکری می کنید؟ همچنین به یاد داشته باشید که شما مجبورید در آینده راهی که معلم ارزان قیمت به شما نشان داده است را اصلاح کنید.

    سوال – آیا باید درس موسیقی را در مدارس موسیقی فرا گرفت یا توسط معلم خصوصی؟

    مدارس موسیقی برای بدست آوردن تحصیلات کلی موسیقی بسیار مفید می باشند. اما برای فراگیری عملی یک ساز بصورت تخصصی ( مانند پیانو ، ویلن و ... ) من درس خصوصی را ترجیح می دهم ، چرا که معلم فرصت می کند توجه بیشتری به تک تک هنرجویان نشان دهد تا در مدارس موسیقی. پیشنهاد من به شما تلفیقی از هر دوست ؛ مسائل کلی – هارمونی ، کنترپوان ، فرمها و تاریخ – در مدرسه ؛ ساز تخصصی نزد معلمی که به عنوان یک هنرمند مشهور باشد. در مدارس موسیقی معتبر چنین فردی عموماً رئیس و مدیر است و شما می توانید در آنجا به هر دو خواسته فوق برسید.

    سوال – من اکنون پنج سال و نیم است که نزد معلمی پیانو می آموزم ، آیا پیشنهاد می کنید که با او ادامه دهم یا به یک مدرسه موسیقی یا کنسرواتوار بپیوندم؟

    برای بدست آوردن تحصیلات موسیقی کلی ، من مدرسه موسیقی یا کنسرواتوار را پیشنهاد می کنم. اما برای یادگیری پیانو ، بهتر می دانم نزد معلمی هنر مند بروید که هم نوازنده خوبی باشد و هم کار آموزش را به خوبی بداند. در برخی مدارس موسیقی چنین افرادی ریاست می کنند.

    سوال – من اکنون بیست ماه است که پیانو می آموزم و اکنون بر اتودهای Berens اپوس 61 ، اتود Heller اپوس 47 ، و Smiths Octave Studies تسلط دارم. آیا دانش من برای ادامه تحصیلاتم ، ارضا کننده است؟

    چنانچه شما واقعاً به این قطعات « تسلط » دارید ، پیشنهاد می کنم حتماً پیانو را ادامه دهید ، اما پیشنهاد می کنم ، حتماً از یک پیانیست با تجربه بخواهید تا اجرای شما را نقد کند که آیا این فرض شما از « تسلط » داشتن به آنها درست بوده است یا نه.

    سوال – آیا جنسیت فرد ، در انتخاب معلم مهم است ؛ بعبارتی آیا معلم زن برای دختر بهتر است و یا معلم مرد برای پسر؟


    به این سوال از نقطه نظر موسیقی نمی توان پاسخ کلی داد. در انتخاب معلم باید به کیفیت کار او توجه کرد ، نه جنسیت او. یک معلم زن خوب از یک معلم مرد بهتر است و بالعکس. جنس معلم در این میان بی تاثیر است. با این حال همواره بهترین معلمان مرد بوده اند.

    سوال – معلم من می گوید که کلمه « متود » اعصاب او را خرد می کند. ممکن است راهنمایی بفرمایید که آیا متودی برای مبتدیان وجود ندارد و اگر چنین است بهترین متود کدام است؟

    معلم شما البته بیش از حد حساس است ، اما بهر حال حق با اوست. آمریکا متود زده ترین کشور دنیاست. اکثر متودهای رایج ، نکات مثبت و خوبی هم دارند – اما نسبت آن مانند دانه ای گندم در چندین تن پاره سنگ است. عقیده معلمتان نشان می دهد شما بسیار خوش شانس بوده اید که معلم فهمیده ای مانند ایشان را پیدا کرده اید و باید به راهنماییهای وی اطمینان کامل
    کنید.
    سوال – متود Leschetizky در برابر سایر متود ها در چه مرتبه ای قرار می گیرد و از چه لحاظ با آنها تفاوت دارد؟

    جواب – در تمامی هنرها تنها دو متود وجود دارد ؛ متود خوب و متود بد. از آنجا که شما « سایر » متودها را مشخص نکرده اید ، نمی توانم به سوال شما کاملاً شفاف جواب دهم. « متودها » فراوانند ، اما اکثر آنها نسبت به قطعات آهنگسازان بزرگ و تفسیر و تعبیر آن ، بی احترام می باشند. من خودم با متد Leschetizky کار نکرده ام. ولی می دانم که او به پایین بردن دستها و انرژی زیاد در تاندونها اعتقاد دارد.

    سوال – آیا هنر جویی که به مدت دو ماه ، البته بصورت نا منظم ، نزد معلمی می رفته است ، می تواند در مورد تواناییهای معلمش اظهار نظر کند؟

    البته که نه ، من اصلاً به اظهار نظر شاگرد در مورد توانایی معلم اعتقاد ندارم. ممکن است او اعتقاد داشته باشد معلم او بی احساس است ، اما حتی همین اظهار نظر هم ممکن است نابجا باشد. در اکثر موارد ، وقتی شاگردی در کلاسهای معلمش بصورت نا منظم شرکت می کند یا تمرین کافی نمی کند ، ممکن است معلم خود را بی احساس بخواند ،اما این بی احساسی چیزی جز حقیر بودن شاگرد نیست که مسلماً سلیقه و صداقت معلم ، باب میل او نیست.

    سوال – من متودی در پیانو دارم که از معلم قبلی ام برایم بجا مانده است ؛ این متود بسیار گرانقیمت بود و من تنها چند صحفه ار آن را فرا گرفتم. ما به شهر دیگری آمدیم و معلم جدید من ، حاضر نیست از این کتاب و یا هر کتاب مشابهی استفاده کند من واقعاً نمی دانم در این باره چه کنم؟ ممنون می شوم اگر مرا کمک کنید؟

    وقتی شما در محضر درس استادی حاضر می شوید باید اول از همه تصمیم بگیرید که آیا به تواناییهای او اعتقاد کامل دارید یا نه؟ اگر اعتقاد دارید باید به هر چه او می گوید اعتماد کنید ؛ اگر نه ، باید سراغ معلم دیگری بروید. کتاب چه ارزان و چه گران ، در این میان نقشی ندارد. با توجه به مطالبی که در مورد جدیدتان گفتید ، فکر می کنم او از معلم اولی بهتر باشد.

    سوال – من کار آموزش پیانو را به دختر هفت ساله ام شروع کرده ام. آیا باید بیشتر وقت را صرف پیشرفت انگشتان و دستهای او کنم یا اجازه دهم با باز شدن دید او ، خود به خود این مسایل هم بهتر شوند؟

    سوال بسیار جالبی مطرح کردید. اگر فکر می کنید که پیشرفت یک بعدی ( مثلاً تکنیکی ) برای استعداد « موسیقی » دخترتان خطرناک می باشد ، دخترتان در واقع بسیار ایمن است. سوال شما نشانه درک والای شماست.

    سوال – آیا بهتر است یک هنرجوی جوان ، هفته ای یک ساعت درس بگیرد ، یا هفته ای دو تا نیم ساعت؟

    از آنجا که هنرجویان مبتدی ممکن است براحتی عادات بدی کسب کنند ، باید هر چه بیشتر تحت نظر معلم خود قرار بگیرند. از اینرو بهتر است یکساعت را به دو نیم ساعت در هفته تقسیم کنیم.

    سوال – کدام روش برای یک کودک یازده ساله مناسب تر است؟ هفته ای یک ساعت درس ، یا هفته ای دو تا نیم ساعت؟


    این مساله به سن کودک ارتباطی ندارد ؛ بلکه به وضعیت او در موسیقی بستگی دارد.

    سوال – آیا هفته ای یک ساعت درس برای هنرجوی پیانو کافیست؟


    در مراحل پیشرفته ، یک ساعت در هفته کفایت می کند. اما در مراحل ابتدایی ، که امکان کسب عادات بد زیاد است ، بهتر است شاگرد را هفته ای دو بار نزد معلم برد.

    سوال – بهترین قطعات کلاسیک برای کودکی که تنها شش ماه پیانو می آموزد چیست؟

    مجموعه های بسیار زیادی وجود دارد که در آنها ، قطعات کلاسیک ساده سازی شده اند ، که البته من خیلی با آنها موافق نیستم. اجازه دهید تنها زمانی کودک به سراغ قطعات کلاسیک برود که از لحاظ تکنیکی و ذهنی ، توانایی اجرای آنچه را دقیقاً نوشته شده است را داشته باشد.

    سوال – آیا لازم است من برای ادامه تحصیلاتم به اروپا بروم؟

    اگر اینقدر پول اضافه دارید ، چرا که نه؟ شما بیشتر خواهید دید ، بیشتر خواهید شنید – البته شاید همه چیز آنگونه که تصور می کرده اید عالی نباشد – و از همه مهمتر اینکه « خارج » تحصیل کرده اید ، و این انگیزهای بسیاری از آمریکاییها را به اروپا می فرستد. البته عده این افراد سال به سال کاهش می یابد چرا که مردم کم کم درک می کنند که آمریکا در موسیقی چیزی از اروپا کم ندارد. و البته مردم دریافته اند که « درس خواندن در خارج » هیچ تضمینی برای باری بازگشت موفق نیست. خیلی از هنرجویان جوانی که بره به اروپا رفتند مانند کله پاچه برگشتند. چرا فکر می کنید نباید اکنون معلمانی عالی و خوبی در آمریکا باشند؟ حتی اگر روی معلم اروپایی مصر هستید ، بسیاری از آنها در آمریکا یافت می شوند. آیا بهتر نیست که بجای آنکه صد شاگرد برای تحصیل در مکتب یک استاد اروپایی ، به اروپا سفر کنند ، آن یک معلم به آمریکا بیاید؟ من پیشنهاد می کنم هر کجا هستید ، بمانید یا آنکه به فیلادلفیا ، نیویورک یا بوستون بروید که معلمانی عالی ، اعم از آمریکایی ، مهاجر یا خارجی می یابید. به عنوان نمونه اجازه بدهید اشاره کنم که زمانی که در برلین بودم. دریافتم بیشتر شاگردان Godowsky آمریکایی هستند. آنها از اقصی نقاط آمریکا نزد اوآمده بودند و حاضر نبودند شاگرد .. دیگری شوند.حال آنکه در مدت هیجده سالی که او در شیکاگو بود ، هیچ یک تمایلی به او نداشتند. شاید دلیل این باشد که او خیلی نزدیک بود ! چرا باید خود را فریب دهیم؟ بدون ذکر نام ،بگویم که اکنون در آمریکا معلمان بسیاری هستند که چنانچه به اروپا بروند ، سیلی از شاگردان را به اروپا می کشند. فکر می کنم زمان آن فرا رسیده است تا خط بطلان بر عقیده خرافی « خارج درس خواندن » کشیده شود.







    نبوغ چیزی نیست جز عشق







    #15 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت 20:46

  7. piano4all آواتار ها
    piano4all
    شماره کاربری
    3111
    هنــرمنـد انجمن
    مرداد /۱۳۹۰
    540
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی290
    170
    سپاس از شما 899 بار در 335 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض



    سئوال های متفرقه


    سوال – خواهش می کنم کتاب خوبی در زمینه تاریخ موسیقی به من معرفی کنید. همچنین می خواهم برای شاگردانم یک باشگاه موسیقی دایر کنم. لطفاً توصیه ای در مورد اداره آن به من بفرمایید. در ضمن چه اسمی را برای باشگاه معرفی می کنید؟

    کتاب « تاریخ موسیقی » اثر Baltzell کتاب خوبی است. بعنوان اسم باشگاه من Saint Ceilia – پیشکسوت و حامی موسیقی – و یا نام یک آهنگساز بزرگ را پیشنهاد می کنم. با صاحبان تعدادی از باشگاههای موسیقی در زمینه مسایل قانونی و اجرایی مشورت کنید وآنرا بنا به شرایط خود اعمال کنید. سعی کنید شاگردانتان احساس کنند باشگاه به آنها تعلق دارد و در صورت لزوم خودتان دبیر باشگاه شوید.


    سوال – نواختن در « ریتم » با نواختن « در زمان » چه تفاوتی دارد؟

    نواختن در ریتم به ماهیت درونی قطعه و ضربآهنگ موسیقی آن بستگی دارد. نواختن در زمان به معنای به موقع رسیدن به نقاطی است که ریتم آنرا مشخص می کند.

    سوال – من در نواختن هر چیزی که سریع باشد مشکل دارم ، حال آنکه می توانم آنرا در تمپوی آرام به خوبی اجرا کنم. هیچ معلمی نتوانسته در سرعت ، کمکی به من کند. ممکن است توصیه ای برای غلبه بر این مشکل بفرمایید؟

    سرعت در حرکات ، عکس العمل ها و حتی تصمیم گیری ، امری نیست که با تمرین صرف بدست آید و کمی جنبه ذاتی دارد. من گمان می کنم که شما ذاتاً آهسته نواز هستید وتنها یک درمان برای آن وجود دارد. شما شما برای افزایش سرعتتان به معلمها اطمینان کرده اید حال آنکه باید به اراده خود تکیه می کردید. شما باید بخواهید ، و خواستن توانستن است ؛ و خیلی زود اثر این خواستن را در سرعت خود خواهید دید.

    سوال – پسر پنج ساله من از خود استعداد زیادی در موسیقی نشان می دهد. او گوشی قوی دارد و به نسبت سن خود خوب می نوازد ، آیا می توانم امیدوار باشم که از او نوازنده ای اعجوبه بدست آید؟ می گویند که بچه های اعجوبه ، در آینده به جایی نمی رسند.

    کودکان اعجوبه ، در آینده بجایی نمی رسند اگر بخوبی پرورش نیابند. و اگر چنین شود علت آن بوده که این نواختنهای اعجاب انگیز تنها نمایشی زودرس بوده است و یا آنکه استعداد او توسط پدر ومادری فاقد اخلاق و یا مدیری بدون درک نابود شده است. اما از این موارد اشتثنایی که بگذریم ، اغلب موسیقیدانان بزرگ در خردسالی نیز نابغه بوده اند ، چه در آینده آهنگساز شده باشد ، چه پیانیست ، چه ویلنیست. بیوگرافی بزرگان قرون گذشته و معاصر ( نظیر مندلسون ، لیست ، روبنشتاین و سایرین ) تاکیدی بر ادعای من است. اگر فرزندتان فرای یک نوازنده زودرس است – نه اینکه مثلاً تنها قطعاتی را که کودکان ده ساله می نوازند ، او درپنج سالگی می نوازد - و از خود درک موسیقی نشان می دهد ، می توانید مطمئن باشید که آینده روشنی در انتظار اوست.

    سوال – آیا بهتر است به کنسرت های ارکستر رفت و یا کنسرتهای تک نوازی؟


    قطعاً ارکستر. چرا که شما را با کارهایی آسنا می کند ، که بیشترین اهمییت را برای هنرجو دارد. از طرفی مفهوم و درکی که ارکستر به شما می دهد ، عموماً از سولیستها نمی توان گرفت. چرا که تکنوازان ، بجز معدودی ، پای را از گلیم فراتر می گذارند و آنچنان خود را آزاد می دانند که شما بیشتر کارهای Smith ، Jones و یا Levy را در اجرایشان می شنوید تا بتهوون ، شومان یا شوپن. سولیستها نظر شخصی خود را آنچنان آزادانه در قطعه اعمال می کنند ، که جایی برای نظر آهنگساز باقی نمی ماند. حتی یک ارکستر بسیار ضعیف هم ، به اندازه یک سولیست متوسط نمی تواند قطعه را خراب کند ، چرا که ارکستر یک مجموعه بزرگ است و نمی توان آنرا براحتی یک ساز تنها ، از راه راست منحرف کرد. البته سولیست گل سر سبد موسیقی است ،که صرفاً با ساز خود و بدون هیچ واسطه ای زیبا ترین رنگها و مضامین را بیان می کند ؛ حال آنکه بهترین رهبر ارکستر نیز باید احساسات خود را ابتدا قبل از آنکه قابل شنیدن شوند ، بوسیله چوبدستی و حالات چهره اش به دیگران ( ارکسترش )انتقال دهد ، که در این چرخه ممکن است بسیاری از ظرافتها از بین برود. با این حال ارکسترهای خوب بیشتر از سولیستهای خوب هستند و بهتر است وقت خود را بیشتر به ارکستر اختصاص دهید.

    سوال – من طی دو سال اخیر مجبور بودم بدون معلم تمرین کنم. برای آنکه به کنسرواتواری راه پیدا کنم چه قطعات و متودی را برای تقویت تکنیک من پیشنهاد می کنید؟

    شما ذکر نکرده اید که مبتدی هستید یا پیشرفته. با این فکر می کنم بهترین کتاب Sternberg Etudes اپوس 66 و Masons Touch and Tchnique باشد. بعلاوه شما می توانید قطعه متناسب با سطح خود را از هر ناشر معتبری در خواست کنید.

    سوال – آیا به فرد جوانی که پایه موسیقی خوبی دارد ، پیشنهاد می کنید که موسیقی را بصورت حرفه ای دنبال کند یا آنکه بصورت یک شغل جانبی؟

    از آنجا که به نظرم می رسد شما قلباً پاسخی برای سوالتان نداده اید ، پیشنهاد می کنم شما کار موسیقی را بصورت جانبی دنبال کنید. امروزه حرفه هنرمندان ، آنطورها که به نظر می رسد ، ساده نیست. از هر هزار موسیقیدان مستعد ، شاید یکی به شهرت و ثروت برسد. بقیه هم پس از صرف زمان ، هزینه و زحمت بسیار با ناامیدی تسلیم می شوند و با تلخی به حرفه دیگری می پردازند. اگر برای گذران زندگی به موسیقی آلوده نمی باشید ؛ اگر موسیقی در تاروپود وجود شما رخنه نکرده است ؛ شخصیت شما بگونه ای است که نمی توانید در دیگران نفوذ کنید ، همان بهتر که از موسیقی در جمع دوستان لذت ببرید. ریسک آن کمتر است و خاطر شما نیز آسوده تر می باشد.

    سوال – وقتی در کنسرتی به اجرای پیانیستی ، گوش می دهم ، می خواهم از آن لذتی فراتر از صدای گوشنواز ببرم. ممکن است راهنمایی کنید که برای این منظور باید به چه نکاتی در نواختن پیانیست دقت کنم؟

    ما هرگز قادر نیستیم ، لذتی را که بیش از ظرفیت ماست ، درک کنیم. هر چه تحصیلات موسیقی شما بیشتر شود و دیدتان نسبت به فرمهای آن عمیقتر شود ، از زیباییهای نواختن یک پیانیست خوب ، لذت بیشتری خواهید برد. شما آنچه را پیانیست از معنای زندگی ابراز می کند ، با توجه به دید خود از زندگی ، درک می کنید. هنر واسطه ای است که مانند تلگراف ، دو ایستگاه را به هم وصل می کند : فرستنده پیغام و گیرنده آن برای ایجاد ارتباط مطلوب ، فرکانس دو طرف باید برابر باشد.

    سوال – من خود یک معلم هستم و شما لطف بزرگی درحق من می کنید اگر به سوالی که در تمام زندگیم مرا به خود مشغول کرده است پاسخ دهید : چرا شاگردان بمل را به دیز ترجیح می دهند؟ من حتی خودم هم کمی اینگونه هستم. آیا این ایراد آموزشی است و یا دلیل دیگری دارد؟

    بله مشاهدات بسیاری ، صحت ایده را تاکید کرده است و به نظر درست می رسد که ما راحتترایم نتها را بصورت بمل بخوانیم تا دیز. اما بخاطر داشته باشید که این بیزاری منحصر به خواندن نت است نه نواختن آن. اگر کسی ادعا کند که نواختن دیزها نیز برای او دشوارتر از بمل ها می باشد ، تنها ذهن خود بواسطه ارتباط دادن شکل نت با صدای آن ، فریب داده است. به نظر علت تنفر از خواندن نتهای دیز ، فرم ظاهری پیچیده علامت دیز است و این یک مساله چشم پزشکی است تا موسیقی.

    سوال – فکر می کنید از بین لیست و روبنشتاین ، کدام بهتر بودند؟

    من روبنشتاین را به خوبی می شناختم ( شاگرد او بودم ) و اجرای او را بارها و بارها شنیده بودم. اما لیست ، زمانی که من تنها 16 ساله بودم ، درگذشت و قبل از آن نیز به مدت بیست سال در مقابل جمع اجرایی نکرد. من نه او را دیده ام و نه نواختن او را شنیده ام. با این حال ، با توجه به گفته های دوستانم از لیست ، و با مطالعه آثار او موفق شده ام تصویر روشنی از نواختن و شخصیت وی در ذهنم بسازم. بعنوان یک نوازنده چیره دست ، لیست از روبنشتاین برتر بوده است ، چرا که نواختن او خارق العاده بوده است. اما از لحاظ صداقت ، شیطنت ، قدرت نفوذ و لطافت برتری از آن روبنشتاین است. او به معنای واقعی کلمه یک شخصیت جهانی بود که به آداب و رسوم قراردادی انسانها کاملاً بی توجه بود. تفاوت اصلی این دو به شخصیت آنها باز می گردد. از نقطه نظر موسیقی ، و با توجه به توانییهایشان ، هر دو به یک اندازه بزرگ و فوق العاده بوده اند.

    سوال – من بسیار به کارهای بتهوون علاقه مند می باشم. آیا در موسیقی او نمی توان هر آنچه را از لحاظ هنری و تکنیکی مورد نیاز است ، یافت؟ آیا موسیقی .. دیگری از او عمیقتر می باشد؟

    شما خود را دژ مستحکمی تصور می کنید که با وجودی که شما را از هر خطری محفوظ می دارد ، لیکن به سایر آهنگسازان نگاهی عاقل اندر سفیه دارید. اما شما سخت در اشتباه هستید. زندگی آنچنان جنبه های گوناگونی دارد که هرگز به کسی اجازه نمی دهد در تمامی آنها تبحر یابد. اگر شما بواسطه سازگاری خود ، آثار بتهوون را بر دیگران ترجیح می دانید و با آن بیشتر ارضا می شوید ، سلیقه شما قابل ستایش است. اما این به شما حقی نمی دهد که موسیقی عمیق باخ ، هنر شوپن ، و زیباییهای موتزارت و شایستگی های سایر بزرگان موسیقی را نادیده بگیرید. فردی که تمامی آمال خود را در آثار یک آهنگساز متجلی می بیند ، فردی تک بعدی است ؛ رسیدن به درک جامع از موسیقی نیاز مند سلیقه ای جامع و چند بعدی می باشد.

    سوال – من پنجاه وشش سال سن دارم و در کوهستانی که با نردیک ترین شهر شصت و پنج مایل فاصله دارد ، با همسرم زندگی می کنم و مدت سی و پنج سال است که هیچ درس موسیقی ای نگرفته ام. فکر می کنید برای بدست آوردن توانایی های گذشته ام « Pischna » کمکی می کند؟ اگر نه ، پیشنهاد شما چیست؟

    پیشنهاد می کنم از کارهای تکنیکی پرهیز کنید. ازآنجا که عشق شما به موسیقی آنچنان نیرومند بوده است که موجب شده تمرینات خود را از سر بگیرید ، باید تا می توانید از آن لذت ببرید. ابتدا یک انگشت گذاری راحت برای خود انتخاب کنید و به آهستگی تمرین کنید تا جایی که احساس کنید می توانید قطعه را با سرعت اصلی خود بنوازید.

    سوال – توصیه می کنید بعد از پرلود دو دیز مینور راخمانینف و بالاد لا بمل ماژور شوپن چه قطعاتی را حفظ کنم؟ بیشتر مردم این قطعات را نمی پسندند. اما من آنها را بسیار دوست دارم.

    اینکه بیشتر مردم از این دست را « نمی پسندند » تقصیر آهنگساز نیست ، بلکه علت آن بیان ناقص نوازنده است. چرا سعی نمی کنید قطعات ساده تری را انتخاب کنید و آنها را آنچنان صحیح بنوازید که همه آنرا « بپسندند » سعی کنید به Nocturne ، اپوس 27 شماره 2 شوپن یا Romanza ، اپوس 28 شماره 2 شومان و یا Traumeriei های او و آوازهای بدون کلام مندلسون بپردازید.

    سوال – من زنی بیست و چهار ساله هستم که مدت چهار سال کار سنگین کنسرواتور کردام. تکنیک من برای اجرایRhapsocly سل مینور برامس و سونات MacDowell کافیست. از سلامت کامل نیز برخور دارم. آیا برای زنی مانند من جایی ، هر چند بعنوان آکومپانیست ، در یک کنسرت وجود دارد؟

    جواب – لازمه آغاز هر کاری که با مردم در ارتباط است ، کسب نظر مساعد دیگران استو نظر شخصی در این بین ملاک نیست. توصیه من این است که ابتدا با چند نفر از مسسئولین کنسرت های معتبر صحبت کنید. برای آنها بنوازید. این افراد معمولاً تنها دانش آکادمیک ندارند ، بلکه شامه و غریزه خاصی برای یافتن و پرورش استعداد های نشکفته دارند. اگز شما « آنچه را که باید » داشته باشید ، راه شما هموار خواهد بود و همیشه نیز چنین بوده است. برای اینکه دریابید جایی برای شما در کنسرت وجود دارد یا نه ، به پیانیست های زن و توانای بسیاری اکنون مورد تحسین همگان قرار دارند ، بنگرید. علی الخصوص برای آکومپانیمان تقاضا برای خانمها بسیار بالاست. سعی کنید که پیانیست و موسیقیدان شوید تا عمق تاثیرات آنرا در زندگی در یابید.

    سوال – آیا آکومپانیست باید سولیست را روی صحنه دنبال کند یا از او جلوتر حرکت کند؟ آیا جنسیت آکومپانیست در این امر تاثیری دارد؟


    اگر سولیست مرد است ، آکومپانیست باید زودتر از او روی صحنه برود و زمانی که سولیست به جمعیت تعظیم می کند ، نتهای او را مرتب کرده ، ارتفاع صندلی را برای او تنظیم کند و هر کار دیگری که لازم است انجام دهد. اگر سولیست زن هم باشد این قاعده برقرار است ، اما از آنجا که خانها بر آقایان مقدم هستند ، بهتر است آکومپانیست مرد پشت سر سولیست زن حرکت کند.

    ================================================== ===================
    پایان







    نبوغ چیزی نیست جز عشق







    #16 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت 20:47

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۲۴, 14:18
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۲۷, 16:40
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۰/۰۷, 15:30
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۸/۰۲, 17:23
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۲۹, 23:03

جستجو شده ها

جوزف هافمن

پیانو هافمن

دانلود کتاب صد سٶال و جواب برای پیانو جوزف هوفمانکتاب ژوزف هافمنپيانوي هافمنژوزف هافمنآکومپانی منتcantilena چیست؟معنی واژه آکومپانیکتاب نوازندگی پیانو جوزف هوفماناموزش تسلط داشتن ب پیانو زدن با سرعت اف ال استودیوچگونه روی پیانو تریل را بنوازمایا پیانو هاف من پیانوی خوبیستمی دیز در پیانو را چگونه باید اجرا کرد؟جمله ای از ژوزف هافمندرودیان پیانو هافمندانلود كتاب نت پيانو پيشناجوزف هافمن پیانیستآموزش تریوله زدن در اف ال استودیوژوزف هافمن نوازندگی پیانوهافمن پیانیستدانلود کتاب ژزف پیشناخرید کتاب پیانو جوزف هافمنجوزف هافمن موسیقیدانآکومپانی منت چیستصدای مترونوم 6و8 نشان دهیدتمرینات نوشتنی تندخوانیکتاب اجرای پیانو جوزف هوفمندانلود اجرای پیانو جوزف هوفمنمنوئت چیستجوزف هافمن پیانو ژوزف هافمن پیانو هافمنوالتز شوپن یعنی چه در موسیقینوازندگی پیانو جوزف هافمنصندلی جوزف هافمنپیانو هاتمندربارهپیانوهفمنتنظیم مترونم برای میزان 6و8پیشنای کوچک و بزرگ برای پیانوپیشنای کوچک اتود برای پیانوپیانوهافمنجوزف هافمن بیوگرافیراهنمایی پیانو هافمنهافمن نوازنده پیانوبيوگرافي ربنشتاينجوزف هافمنیزندگی جوزف هافمن پیانیستاتود شوپن اپوس 10 جوزف هافمنزندگينامه جوزف هافمن پيانيستاموزش سنکوپ در سلفژپيانو هافمنخرید اینترنتی کتاب نوازندگی پیانو جوزف هافمنآیا میتوان از روی ارگ پیانو یاد گرفت؟پیانو ی هاف من

تا این لحظه 47 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست