کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی



آهنگسازی
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

موضوع بسته شد
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: برسی انواع شعر فارسی و قالبها آن

  1. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض برسی انواع شعر فارسی و قالبها آن

    انواع شعر فارسی ( قالب های شعر فارسی )

    شعر و بیان آن یک شاخه از هنر است که در آن از کیفیت زیباشناختی زبان انسانی نیز در کنار درونمایه و محتوای معنایی اش بهره گیری می.شود. شعر بیشتر شامل آثار گفتاری یا نوشتاری.ای است که نوع زبانی که در آن به کار رفته از سوی خواننده یا شنونده قابل بازشناسی از نثر معمول باشد.
    در زبان فارسی دو گونه شعر وجود دارد: شعر کلاسیک یا کهن و شعر نو
    //
    شعر کلاسیک یا کهن

    شعر کلاسیک یا کهن فارسی به صورت کنونی قدمتی بیش از هزار و صد سال دارد. وزن این گونه شعر عروضی است که برپایهٔ طول هجا.هاست.

    تاریخچهٔ شعر کهن فارسی

    نخستین نمونه.های به دست آمده از شعر در ایران، پیشینه.شان به روزگار زرتشت پیامبر و سروده.هایش در گاهان می.رسد. این سروده.ها به گویش گاهانی از زبان اوستایی است. همچنین از دوران پهلوانی (اشکانی) منظومه.هایی - مانند ایاتکار زریران (یادگار زریران) و درخت آسوریک - به زبان پهلوی اشکانی در دست است. افزون بر این نمونه.هایی از شعر (ترانه.های خسروانی) به زبان پهلوی ساسانی یافت شده.است. سروده.ها و اشعار مانوی به فارسی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) نیز در نزد اهل فن اهمیتی به سزا دارد. لیکن اجماع علمای فن بر این است که وزن هیچکدام از این اشعار عروضی نیست، بنابراین این اشعار با شعر امروزی فارسی تفاوتی بنیادین دارند.
    نخستین شاعران فارسی.سرا (مراد از فارسی در اینجا فارسی دری و در مقابل فارسی میانهیعقوب لیث صفاری پدیدار شدند. اگر چه نمونه.هایی از شعر به زبان فارسی دری، پیش از این دوران وجود دارد، ولی بررسی آنها مشخص می.کند که در زمان سروده.شدنشان شعر فارسی هنوز قوام نیافته.بود، چرا که وزن آنان به طور مطلق عروضی نیست. در اینجا نمونه.ای از اینگونه اشعار (که تعدادشان انگشت شمار است) می.آوریم. این قطعه شعری نگاشته.شده در آتشکده کرکوی واقع در سیستان است:
    فُرخته باذا روش خُنیده کرشسپِ هوشهمی برست از جوش اَنوش کن می..انوشدوست بَذآگوشبَذآفرین نهاده گوشهمیشه نیکی کوش که دی گذشت و دوششاها خدایگانا بآفرین شاهیمحمد سگزی و بسام کورد از نامهای چند تن از سرایندگان دربار یعقوب است.
    مرحله بعدی شکل.گیری و تکامل شعر کهن فارسی در ورارود (ماوراء النهر) و خراسان اتفاق افتاد. علت آن بیش از هر چیز پشتیبانی فرمانروایان ایرانی.نژاد سامانی از زبان فارسی بود. در این روزگار شاعران بزرگی چون رودکی سمرقندی، شهید بلخی و دقیقی بلخی پدیدار شدند. فردوسی، بزرگ.ترین حماسه.سرای ایران، نیز اواخر این دوره را درک کرد.
    خوشبختانه با روی کار آمدن غزنویان ترک.نژاد از رونق شعر فارسی کاسته نشد و ایشان بویژه محمود غزنوی از پشتیبانان جدی سخنوران بودند. در این دوره شاهد برآمدن سرایندگان بزرگی چون فرخی سیستانی و عنصری بلخی هستیم.
    از روزگار غزنوی به بعد بویژه از آغاز پادشاهی سلجوقیان اندک اندک جنبش سرایش شعر به زبان فارسی دری به نواحی مرکزی ایران و حتی نواحی غربی (چون آذربایجان) کشیده شد و شعر و زبان آن تحت تأثیر گویش محلی گویندگان این خطه قرار گرفت. در این عهد شاعران بزرگی چون ناصر خسرو بلخی، قطران تبریزی، فخرالدین اسعد گرگانی و اسدی طوسی پدیدار شدند.
    در سده ششم هجری شاهد پیدایش سرایندگان بزرگی چون عطار نیشابوری، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، جمال.الدین عبدالرزاق اصفهانی، انوری ابیوردی، ظهیر فارابی و ده.ها شاعر بزرگ دیگر هستیم.
    سده هفتم هجری اوج شعر فارسی محسوب می.شود[نیاز به ذکر منبع] و در آن دو شاعر بزرگ سعدی شیرازی و مولانا جلال.الدین بلخی رومی آسمان شعر فارسی را روشن کردند. پس از این دو بزرگوار، شعر فارسی در سراشیب و فرود افتاد و اگر چه در سده هشتم هجری با ظهور شعرایی چون عبید زاکانی و حافظ شیرازی (که از ستارگان قدر اول شعر به شمار می.آیند) اعتلا یافت، ولی دیگر کمتر از گویندگان بزرگ نشانی می.بینیم.

    انواع شعر
    است) در دربار
    • مثنوی
    • قصیده
    • غزل
    • مسمط
    • مستزاد
    • ترجیع بند
    • ترکیب بند
    • قطعه
    • رباعی
    • دو بیتی
    • تک بیت
    شعر نو

    شعر نو، سبکی از شعر است که ممکن است موزون باشد یا نباشد، وزن آن عروضی کامل باشد یا ناقص باشد. همچنین می.تواند قافیه دار یا بدون قافیه باشد. معمولاً شعر نو در فارسی به دو گونه تقسیم می.شود: شعر نیمایی و شعر سپید.


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:50

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    انواع قالبهاي مختلف شعر فارسي و بررسي آنها :

    منظور از قالب يک شعر، شکل آرايش مصراعها ونظام قافيه آرايي آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعريف مي گنجد و نه درقالب، ولي شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هايي رسيده اند و بدون اين که در اين تفاهم مجبور باشند، شکلهايي خاص را در مصراع بندي و قافيه آرايي شعر به رسميت شناخته اند.

    به اين ترتيب در طول تاريخ، چند قالب پديد آمده وشاعران کهن ما کمتر ازمحدوده اين قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخير، يک تحوّل جهش وار داشته ايم که اصول حاکم بر قالبهاي شعر را تا حدّ زيادي دستخوش تغيير کرده است.

    به طور كلي قالبهاي شعر فارسي به دو دسته كلي تقسيم ميشوند:

    1- قالبهاي كهن
    2- قالبهاي نوين






    قالبهاي كهن

    در قالبهاي کهن، شعراز تعدادي مصراع هم وزن تشکيل مي شود. موسيقي کناري نيز همواره وجود دارد و تابع نظم خاصي است.

    هر قالب، فقط به وسيله نظام قافيه آرايي خويش مشخّص مي شود و وزن در اين ميان نقش چنداني ندارد. از ميان بي نهايت شکلي که مي توان براي قافيه آرايي تعدادي مصراع داشت، فقط حدود ده دوازده شکل باب طبع شاعران فارسي قرار گرفتهوبه اين ترتيب، ده دوازده قالب شعري رايج را پديد آورده است که ما بدانها اشاره ميکنيم.

    بيت - چهارپاره -قطعه - مسمط - غزل - ترجيع بند- قصيده - مستزاد - مثنوي - بحر طويل - رباعي ودوبيتي - ديگر شكلهاي كهن


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #2 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:51

  4. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    قالبهاي نوين

    تا اوايل قرن حاضر هجري خورشيدي، شاعران ما دو اصل کلي تساوي وزن مصراعهاي شعر و نظم ثابت قافيه ها را رعايت کرده اند و اگر هم نوآوري اي در قالبهاي شعر داشته اند، با حفظ اين دو اصل بوده است. در آغاز اين قرن، شاعراني به اين فکر افتادند که آن دو اصل کلّي را به کنار نهند و نوآوري را فراتر از آن حدّ و مرز گسترش دهند. شعري که به اين ترتيب سروده شد، شکلي بسيار متفاوت با شعرهاي پيش از خود داشت.

    آنان که با غزل حافظ و سعدي و مثنوي فردوسي و نظامي و امثال اينها عادت داشتند، ناگهان چنين شعرهايي پيش روي خويش مي ديدند: قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه جهان، آواره مانده از وزش بادهاي سرد، بر شاخ خيزران، بنشسته است فرد، بر گرد او به هر سر شاخي پرندگان.

    در اين گونه شعرها، شاعر مقيّد نيست مصراعها را وزني يکسان ببخشد و در چيدن مصراعهاي همقافيه، نظامي ثابت را ـ چنان که مثلاً در غزل يا مثنوي بود ـ رعايت کند.

    طول مصراع، تابع طول جمله شاعر است و قافيه نيز هرگاه شاعر لازم بداند ظاهر مي شود. در اين جا آزادي عمل بيشتر است و البته از زيبايي ويژه موسيقي شعر کهن هم خبري نيست. ما را بر سر زمان، نحوه و زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي پيدايش چنين شعرهايي بحث نيست و بيشتر برآنيم که اين گونه شعر را بشناسيم و البته در حدّ نياز، به مقتضيات آن اشاره کنيم.


    به هر حال، پديدآورنده جدي اين قالبها را نيما يوشيج مي شمارند، يعني علي اسفندياري، رک به نيما يوشيج اسفندياري از باشندگان روستاي يوش از توابع شهرستان آمل در مازندران ايران. البته همه اقرار دارند که پيش از نيما يوشيج نيز اندک نمونه هايي از اين گونه شعر در دور و کنار ديده شده است، ولي نه قوّت آن شعرها در حدّي بوده که چندان قابل اعتنا باشد و نه شاعران آنها با جدّيت اين شيوه را ادامه داده اند.

    نيما نخستين کسي بود که به اين قالبها به چشم يک نياز جدّي نگريست و حدود سي سال، توان شعري اش را بر سر اين کار نهاد. پس از اين نوآوري نيما يوشيج، تحوّل در قالبهاي شعر ادامه يافت و شکلهايي ديگر نيز پيشنهاد شد که در آنها نيز آن دو اصل کهن تساوي وزني مصراعها و نظم قافيه ها به کنار نهاده شده بود. کم کم همه اينها "شعر نو" ناميده شدند

    ولي نوگرايي نيما و پيروان او، فقط در قالبهاي شعر نبود. آنها در همه عناصر شعر معتقد به يک خانه تکاني جدّي بودند و حتّي مي توان گفت تحوّلي که به وسيله اينان در عناصر خيال و زبان رخ داد، بسي عميق تر و کارسازتر از تحوّل در قالب شعر بود. دريغ که هم بسياري از نوگرايان و هم خيلي از مخالفان آنها، همين قالب يا پوسته شعر را ديدند و از باطن آن غافل ماندند. بسيار کسان بودند که خرده ذوقي داشتند ولي توان دست و پنجه نرم کردن با وزن و قافيه در آنان نبود و اينان شعر نو را مستمسکي کردند براي اظهار وجود و چنين شد که ناخالصي در شعر، بيشتر از پيش شد. در قديم، وزن و قافيه همچون دربانهايي خشن، مانع ورود نامحرمان به حريم شعر مي شدند که در شعر نو، ديگر نه دري درکار بود و نه درباني. چنين شد که گروهي از شاعر نمايان، زير چتر فراخ شعر نو پناه آوردند و البته کم و بيش مايه بدنامي آن هم شدند.

    . براستي چه چيزي گرايش به اين قالبها را در اين قرن ايجاب کرد و چرا در اين زمان خاص، عدّه اي به اين نتيجه رسيدند که عمر قالبهاي کهن به سر رسيده است؟ در پاسخ به اين سؤال، نخست بايد دريابيم که تنگنايي در قالبهاي کهن بوده يا نه; و اگر بوده، شعر نو چه گريزگاهي پيشنهاد کرده است.


    رعايت قالبهاي کهن، يعني گردن نهادن به آن دو اصل تساوي وزن و نظم قافيه ها، و اين گردن نهادن، هم چنان که شعر را موسيقي اي دلپذيرمي بخشد، محدود کننده نيز هست. مي گوييم مصراعها بايد برابر باشند

    . براستي مصراع چگونه شکل مي يابد؟ از لحاظ موسيقيايي، يک مصراع، مجموعه اي منظم از هجاهاست و وقتي به آخر مجموعه مي رسيم، بايد يک توقف ناگزير داشته باشيم براي تجديد نفس و دريافت وزن و قافيه. اين از جنبه موسيقيايي قضيه بود; ولي از سويي ديگر، ما يک توقفگاه هم از بُعد زبان در پايان هر جمله داريم. حالت مطلوب، آن است که اين دو توقفگاه، بر هم منطبق شوند يعني پايان مصراع، پايان جمله نيز باشد.

    در غير آن صورت اگر جمله در ميان مصراع تمام شود، ما ناگزير به يک توقّف زباني هستيم که به موسيقي لطمه مي زند و اگر مصراع تمام شود ولي جمله ناقص باشد، ما ناچاريم براي حفظ موسيقي، درنگي بکنيم کهبه دريافت معني آسيب مي رساند.

    مشکل ديگر اين است که در قالبهاي کهن، غالباً هر دو مصراع با هم قرينه مي شوند و يک بيت مي سازند.

    بنابراين به طور طبيعي و بناگزير، تعداد مصراعها زوج است و شاعر بايد به هر حال، براي هر مصراع، قرينه اي بتراشد هر چند حرفش به اندازه همان يکي بوده باشد. نظم قافيه ها بيش از تساوي وزنها محدود کننده است چون شاعر ناچار است بعضي مصراعها را با کلماتي از پيش تعيين شده پايان بخشد.


    اين قافيه ها، ذهن شاعر را خط دهي مي کنند و آزادي تخيّل او را محدود. شايد لزومي نداشته باشد اشکال مختلف گرفتاريهايي را که از رعايت قافيه ناشي مي شود، بر شماريم و تقسيم بندي کنيم.

    به هر حال آن چه مسلّم است، محدوديتي است که از اين رهگذر براي شاعر پديد مي آيد.


    با يک تشبيه مي توان گفت در قالبهاي کهن، شاعر همانند کاشيکاري است که مقيّد باشد فقط کاشيهايي سالم و هم اندازه به کار ببرد و در عين حال، نقشي منظم نيز بر ديوار بيندازد. البته کاشي کردن يک ديوار صاف، ساده و طولاني با اين شکل، کار سختي نيست; ولي وقتي فضا تنگ باشد و ديوار ناهموار، اگر نگوييم کار غير ممکن مي شود، حدّاقل مي توان گفت هنرمندي بسياري طلب مي کند. حتي کار شاعر از اين هم سخت تر است چون بايد در عين حفظ شکل منظم، مراقب باقي عناصر شعر هم باشد که در بهترين شکل خود ظاهر شده باشند.

    با اين همه، البته نمي توان گفت شعري که در قالبهاي کهن سروده مي شود، حتماً ناقص از کار درمي آيد و اگر هم چنين ادعايي بکنيم، وجود اين همه شعرهاي کهن زيبا، هنرمندانه و پرمحتوا را در گنجينه ادبيات خويش، چگونه توجيه مي توانيم کرد؟ اگر واقع بين باشيم، بايد بپذيريم که بسياري از اين محدوديتها، در دست شاعران توانا به ابزار بيان هنري تبديل شده اند. حذف، تکرار، ترکيب سازي و ديگر قابليتهاي زباني که پيشتر بدانها پرداخته ايم،


    گاهي فقط براي رويارويي با تنگناهاي وزن و قافيه در شعرها رخ مي دهند و از اين زاويه، تمايزي به زبان مي بخشند.

    به هرحال، سابقه هزار ساله شعر کهن ما نشان مي دهد که نظام وزن و قافيه در آن قالبها را نمي توان مانعي جدّي براي شعر سرودن قلمداد کرد. در عين حال منکر اين هم نمي توانيم شد که اينها به هر حال، در مواردي تنگناهايي نيز ايجاد مي کنند و بسيار طبيعي است که شاعري براي رهايي از اين تنگناها، نظام قراردادي وزن و قافيه را بشکند و يا حداقل اصلاح کند تا آزادي عمل بيشتري در عناصر خيال و زبان بيابد. نيمايوشيج و پيروان او به چنين نتيجه اي رسيدند و عمل کردند و در هدف خود موفّق هم بودند. ولي چرا ناگهان در اوايل قرن حاضر و پس از ده قرن شعرسرايي شاعران پارسي گوي، چنين بحثي پيش آمد و چنين نتيجه اي گرفته شد؟

    البته دگرگونيهاي سريع سياسي و اجتماعي، در اين ميان کارساز بوده، ولي يک عامل ديگر را هم نبايد ناديده گرفت و آن تغيير فرهنگ رسانه اي ماست. ما فرهنگي داشته ايم شفاهي، که در آن شعر را بيشتر با گوش مي شنيده اند و کمتر به صورت مکتوب مي خوانده اند. آنگاه که شعر با گوش سر و کار دارد، حرف اوّل را موسيقي مي زند، يعني وزن و قافيه; و طبيعي است که شاعر بکوشد حتي الامکان عيار آنها را در حدّ ثابتي نگه دارد. در عصر حاضر و با گسترش رسانه هاي چاپي، فرهنگ به سوي مکتوب شدن پيش رفت و لاجرم نقش موسيقي کلام که بيشتر شنيدني بود، کمتر شد.

    شاعران کهن سرا مي کوشيدند نظام موسيقيايي را حفظ کنند هرچند در اين ميانه آسيبي هم به زبان و خيال وارد شود و شاعران نوگرا مي کوشند آزادي عمل خويش در خيال و زبان را حفظ کنند هرچند آسيبي متوجه موسيقي شود. پس مي توان گفت پيدايش شعر نو، ناشي از يک سبک و سنگين کردن مجدّد عناصر شعر و ايجاد توازني نوين براي آنها بوده است; چنان که مثلاً در تغيير توازن قوا در يک حاکميت، رئيس جمهور جايش را به نخست وزير بدهد يا برعکس.

    قالبهاي نوين شامل:

    قالب نيمايي
    شعر آزاد
    شعر منثور


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #3 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:52

  5. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    انواع شعر كهن فارسي :

    1-مثنوي


    . قالب قصيده از شعر عرب برگرفته شده و غزل نيز به تدريج از دل قصيده بيرون آمده است; ولي مثنوي را شاعران فارسي زبان پديد آورده اند. اين قالب از تعداد نامعيني بيت تشكيل شده و در هر بيت، مصراعهاي اوّل و دوّم همقافيه اند. قافيه مي تواند در هر بيت عوض شود و با اين فراخي ميدان انتخاب براي قافيه، شاعر در طولاني كردن شعر، دست بازتري دارد و مانند غزل و قصيده نگران يافتن كلمات تازه اي با قافيه يكسان نيست. اين آزادي عمل در مثنوي، شاعران كهن ما را تشويق كرده كه منظومه هاي طولاني را در اين قالب بسرايند چنان چه شاهنامه فردوسي، فردوسي، عملاً مثنوي اي است با طول شصت هزار بيت.
    به اين ترتيب، مثنوي قرنها قالب بي رقيبي بوده است براي داستانسرايي، وقايع نگاري و حتّي آموزش دانشهاي مختلف. همين، باعث شده است كه بسياري از مثنويهاي كهن نيز همانند قطعه ها، عرصه بيان مفاهيم غير شاعرانه باشند يا حدّاقل عيار شعر در آنها نسبت به غزل و قصيده كمتر باشد. حتي شاهنامه فردوسي، فردوسي و مثنوي معنوي هم در همه لحظات، "شعر" به مفهوم خاص آن نيستند.
    شاهد مثال براي اين قالب را از مثنوي خسرو و شيرين نظامي، نظامي انتخاب كرده ايم كه گفت و گويي است ميان خسرو و فرهاد و از فرازهاي شكوهمند مثنويهاي روايي ما:
    نخستين بار، گفتش كز كجايي؟
    بگفت: از دارِ مُلكِ آشنايي
    بگفت: آن جا به صنعت در چه كوشند؟
    بگفت: اندُه خرند و جان فروشند
    بگفتا: جان فروشي در ادب نيست
    بگفت: از عشقبازان اين عجب نيست
    بگفت: از دل شدي عاشق بدين سان؟
    بگفت: از دل تو مي گويي، من از جان
    بگفتا: عشق شيرين بر تو چون است؟
    بگفت: از جان شيرينم فزون است
    بگفتا: هر شبش بيني چو مهتاب؟
    بگفت: آري چو خواب آيد; كجا خواب؟
    بگفتا: دل ز مهرش كي كني پاك؟
    بگفت: آنگه كه باشم خفته در خاك
    بگفتا: گر خرامي در سرايش؟
    بگفت: اندازم اين سر زير پايش
    بگفتا: گر كند چشم تو را ريش
    بگفت: اين چشم ديگر دارمش پيش
    بگفتا: گر كسيش آرد فرا چنگ
    بگفت: آهن خورَد ور خود بود سنگ
    بگفتا: گر نيابي سوي او راه
    بگفت: از دور شايد ديد در ماه
    ولي اين قالب كه قرنها ميان شعر و غير شعر در رفت و آمد بوده، در سالهاي اخير، كاربردي صرف شاعرانه هم يافته به وسيله كساني كه به قالبهاي كهن وفادار بوده امّا در پي قالبي ميگشته اند كه حتّي الامكان محدوديت كمتري از لحاظ قافيه داشته باشد. مثنوي به دست اين شاعران، قالبي كار آمد شده براي شعرهايي كه الزاماً طولاني هم نيستند و از عناصر بيان شاعرانه تا حدّ امكان برخوردارند.
    مثنويهاي قديم، در وزنهاي كوتاه (حداكثر يازده هجا) سروده مي شدند و اين قراردادي نانوشته ولي معتبر بوده است. عده اي از شاعران امروز، اين قيد را نيز برداشته و در وزنهاي متوسط (حدود پانزده هجا) نيز مثنويهاي موفقي سروده اند، البته با تعداد بيتهايي غالباً كمتر. اين كه در ادب قديم، مثنوي با وزن متوسط نداشته ايم يا كمتر داشته ايم، بدون شك علل موسيقيايي دارد كه در اين جا مجال بحث در آنها نيست. فقطهمينقدر ميتوان گفت كه گويا طولاني بودن خود شعرها ديگر جاييبراي بلندي وزن مصراعها نيز باقي نمينهادهاست. در واقع رابطهاي منطقي ميان طول مصراعها و طول شعر وجود دارد به گونهاي كه افزايش يكي، كاهش آن ديگري را ايجاب ميكند.
    به راحتي ميتوان حس كرد كه شاعران غالباً چنين رابطهاي را رعايت كردهاند. مثلاً ما در وزنهاي بلند(حدود بيست هجا در هر مصراع) قصيده نداريم و حتّي غزلهاي طولانيهم نداريم. در قالب مثنوي نيز، اگر شعرهاي علي ?معلم، علي، معلّم را در نظر بگيريمكه تقريباً در همه وزنهاي كوتاه و نيز چندين وزن متوسط، مثنوي سروده است، متوجه ميشويم كه مثنويهاي طولاني او نظير "هجرت" يا"خطّ مقرمط" يا "از كجا آمدي كه برگردي" وزنهايي كوتاه دارند و درمقابل، مثنويهايي كه در وزنهاي متوسط سرودهشدهاند، تعداد ابيات نسبتاً كمتري دارند; نظير "سيه بپوش برادر! سپيده را كشتند" و "باور كنيم سكّه به نام محمد است". در وزنهاي بيست هجايي كه نه از او و نه از كسي ديگر، مثنوياي به چشم نگارنده نخوردهاست. اگر اين فرضيه درستباشد، ميتوان كوتاه بودن وزن مثنويهاي قديم را توجيه كرد چون تعداد بيتهاي آنها معمولاً خيلي بيش از مثنويهاي معمول امروز است


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #4 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:52

  6. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض


    2-غزل







    کلمهٔ غزل (مهرچامه هم گفته.شده) در اصل به معنای حدیث عشق، عاشقی.کردن، و عشق.باختن.ست (صفحهٔ ۲۴ا فنون بلاغت و صناعات ادبی.) در اصطلاح ادبیّات فارسی، غزل قالبی از شعر است که در آن مصراع اول و مصراع.های زوج هم قافیه.اند و حد معمول آن به طور متوسّط بین ۵ تا ۱۲ بیت می.باشد. ازآن روی که این گونه شعر بیشتر در بردارندهٔ سخنان عاشقانه بوده.است، شاعران فارسی آن.را غزل نام کرده.اند. ولی به مرور، و با ورود مفاهیم بلند اخلاقی و معانی دل.آویز حکمت و عرفان در شعر فارسی، غزل از صورت پیشین آن به.درآمد و با اخلاق و عرفان در هم.آمیخت (صفحهٔ ۲۴ا فنون بلاغت و صناعات ادبی.)
    غزل.سرایان عمده

    از جملۀ غزل.سرایان بلند.آوازه در ادبیات عرفانی کهن می توان سعدی، مولوی، حافظ، عراقی، و خواجوی کرمانی را نام.برد.

    سعدی و غزل

    همه عمر برندارم، سر ازاين خمار مستی
    كه هنوز من نبودم، كه تو در دلم نشستی
    تو نه مثل آفتابی، كه حضور و غيبت افتد
    دگران روند و آيند و تو هم.چنان كه هستی

    چه حكايت از فراقت كه نداشتم, وليكن
    تو چو روی باز كردی, در ماجرا ببستی
    مولانا و غزل

    میان ما درآ، ما عاشقانیم
    که تا در باغ عشقت در کشانیم
    مقیم خانۀ ما شو، چو سایه

    که ما خورشید را همسایگانیم

    چو جان اندر جهان گر ناپدیدیم
    چو عشق عاشقان گر بی نشانیم
    ولیک آثار ما پیوستۀ توست
    که ما چون جان نهانیم و عیانیم
    هرآن چیزی که تو گوئی که آنید
    به بالاتر نگر، بالای آ.نیم
    تو آبی، لیک گردابیّ و محبوس

    درآ در ما، که ما سیل روانیم

    حافظ و غزل

    زاهد خلوت.نشین، دوش به می.خانه شد
    از سر پیمان گذشت، با سر پیمانه شد
    صوفی مجلس که دی، جام و قدح می.شکست
    باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد
    شاهد عهد شباب، آمده بودشبه خواب
    باز به پیرانه.سر، عاشق و دیوانه شد
    مغ.بچه.ای می.گذشت، راه.زن دین و دل

    در.پی آن آشنا، از.همه بیگانه شد
    گریۀ شام و سحر، شکر که ضایع.نگشت

    قطرۀ باران ما، ...ر یک.دانه شد
    منزل حافظ کنون، بارگه پادشاست
    دل بر دل.دار رفت، جان بر جانانه شد

    عراقی و غزل

    نخستین باده کاندر جام کردند
    ز چشم مست ساقی وام کردند
    چو با خود یافتند اهل طرب را
    شراب بی.خودی در جام کردند
    لب می.گون جانان جام درداد
    شراب عاشقانش نام کردند
    به غمزه صد سخن با جان بگفتند
    به دل ز ابرو دو صد پیغام کردند
    جمال خویشتن را جلوه دادند
    به یک جلوه، دو عالم رام کردند
    خواجو و غزل

    هر کو نظر کند به تو، صاحب.نظر شود
    وان کِش خبر شود زغمت، بی.خبر شود
    بگشا کمر که جامۀ جان را قبا کنم
    گر زانکه دست من به میانت کمر شود
    خواجو ز عشق روی مگردان، که در هوا
    سایر به بال همّت و طائر به پر شود






    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #5 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:52

  7. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    -قصیده

    قَصیده یا چَکامه گونه.ای از شعر (كهن) فارسی است که پیشینه آن را به شعر عربی در دوران جاهلیت می.رسانند. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده. می.شود. در این نوع شعر مصراع اول با مصراع.های زوج همقافیه است. قصیده می.تواند بر وزنهای گوناگونی باشد.

    وجه تسمیه

    از آن جا که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده .اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هر گاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می.گویند و نه قصیده.
    برخی از قصیده.سرایان بزرگ:
    • فرخی سیستانی
    • منوچهری دامغانی
    • عنصری
    • ناصر خسرو
    • خاقانی شروانی
    • انوری ابیوردی
    • ظهیر فاریابی
    • سعدی شیرازی

    منابع

    همایی، استاد جلال.الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران،


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #6 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:53

  8. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    مستزاد


    غزل يا رباعي يا مسمّطي است كه به آخر بعضي مصراعهاي آن، مصراعهاي كوچكي اضافه شده باشد. وزن مصراعهاي كوچك، يكسان است و غالباً بخشي از زنجيره مصراعهاي اصلي. اين هم يك رباعي مستزاد از بيدل است:
    يك چند پي دانش و دفتر گشتيم
    كرديم حساب
    يك چند پي زينت و زيور گشتيم
    در عهد شباب
    چون واقف از اين جهانِ ابتر گشتيم نقشي است بر آب
    ترك همه كرديم و قلندر گشتيم
    ما را درياب
    اين هم از قالبهاي مرده شعر ماست، هر چند پيش از اين هم زندگي آنچناني نداشته و در حدّ تفنّن به كار مي رفته است. بيشترين كاربرد مستزاد در طنزهاي اجتماعي بوده در اوايل قرن حاضر در ايران و افغانستان. به هرحال، اين قالب نيز همان مشكل عدم ايجاز را دارد چون پاره هايي كه به آخر مصراعها وصل مي شوند، بار معنايي چنداني ندارند و نمي توانند نيز داشته باشند، با آن وزن كوتاهشان. در ضمن مستزاد تنها قالب كهن شعر فارسي است كه در آن وزن همه مصراعها برابر نيست و اين مي توانسته ...ّهاي بزند در ذهن نوپردازان كه بناي كار را بر نابرابري مصراعها گذاشته اند.


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #7 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:53

  9. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    ترجيع‏بند :

    اين قالب، از تعدادي غزل (موسوم به خانه) ساخته شده است به گونه اي كه در حدّ فاصل غزلها، بيتهايي قافيه دار به نام بند ترجيع مي آيند. بندترجيع در خانه هاي مختلف مي تواند متفاوت باشد و يا عيناً تكرار شود. گاهي نيز اين بندها خود، بيتهايي از يك غزل هستند يعني مصراعهاي دوّمشان هم قافيه است، كه البته از اين نوع كم داشته ايم.
    اين قالب از نخستين دوره هاي شعر فارسي وجود داشته و ترجيعبند ناميده مي شده است. بعدها، كساني كه گويا به افزوني تقسيم بنديها علاقه داشته اند، نوعي را كه بند ترجيع آن در هر خانه تغيير مي كند، تركيب بندنام نهاده اند و از آن هنگام، دو قالب داشته ايم، ترجيع بند و تركيب بند. شعر معروف هاتف اصفهاني، هاتف اصفهاني با بند ترجيع ثابت "كه يكي هست و هيچ نيست جز او / وحده لا اله الاّ هو" ترجيع بند شمرده مي شده و مرثيه دوازده بندي محتشم كاشاني براي واقعه كربلا، تركيب بند.
    اكنون از اين دو قالبِ همزاد و هم ريشه، فقط اسمي باقي است و چند نمونه معروف از شاعران كهن ـ نظير آن دو كه گفتيم ـ و اينها ديگر هيچ حضور فعالي در شعر معاصر ندارند. با اين وصف و با توجه به شباهت بسيارشان هم در شكل و هم در محتوا و لحن بيان، چه دليلي دارد كه ما ذهن خويش را درگير دو اسم و دو مشخصات كنيم؟ در شرايطي كه ما عملاً حتّي ده شعر معروف در اين دو قالب هم نداريم، اين مرزكشيدن و اختصاص دو اسم و عنوان مستقل براي قالبهايي تا اين حد مشابه، نوعي اسراف نيست؟ با در نظر داشت اين كه پيشينيان ما نيز به همان يك عنوان ترجيع بند بسنده كرده بودند، مي توان همين عنوان را براي هر دو شكل به كاربرد و مطمئن بود كه هيچ مشكلي بر سر راه پديد نمي آيد


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #8 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:53

  10. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    مسمط

    مسمط،
    قالب شعری است که که از رشته.های گوناگون پدید می.آید قافیه رشته.ها متفاوت است و در هر رشته تمام مصراع ها جز مصراع آخر هم قافیه است در مسمط هر بخش را یک رشته و مصراع آخر را بند می.گویند بندها هم قافیه و حلقه اتصال همه رشته.ها به یکدیگر است .مسمط.هایی که بند و رشته مسمط آن.ها مجموعه سه مصراع باشد مسمط مثلث و به چهار مصراع مربع به پنج مصراعی مخمس و به شش تایی مسدس می گویند. بنیانگذار این قالب منوچهری دامغانی شاعر قرن پنجم است همه مسمطات منوچهری مسدس اند.


    نمونه.هایی از مسمط

    خیزید و خز .آرید که هنگام خزان.ست
    باد خنک از جانب خوارزم وزان.ست
    آن برگ رزان بین که برآن شاخ رزان.ست
    گویی به مثل پیرهن رنگرزان.ست
    دهقان به تعجّب سر انگشت گزان.ست
    کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار

    طاووس بهاری را دنبال بکندند
    پرش ببرید و به کنجی بفکندند
    گویی به میان باغ، به زاریش پسندند
    با او نه نشینند و نه گویند و نه خندند
    وین پر نگارینش بر او باز نبندند
    تا آذر مه بگذرد و آید آذار


    منوچهری


    ای که از کلک هنر،نقش دل.انگیز خدایی
    حیف باشد من من،کاین همه از مهر جدایی
    گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
    من ندانستم از اول که تو بی.مهر و وفایی
    مدعی طعه زند در غم عشق تو زیادم
    وین نداند که من از بهر غم عشق تو زادم
    نغمه بلبل شیراز نرفته.ست ز یادم
    دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
    شهریار


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #9 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:53

  11. na3r_music آواتار ها
    na3r_music
    شماره کاربری
    2820
    کاربر بسیار فعال
    مرداد /۱۳۹۰
    خوزستان- اصفهان
    318
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی42
    138
    سپاس از شما 367 بار در 167 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    قطعه (شعر)

    قِطعه مجموعهٔ ابیاتی را گویند که بر یک وزن و قافیه باشد، و از آغاز تا انجام همگی به یکدیگر مربوط بوده، پیرامون یک قصّهٔ شیرین، یک موضوع اخلاقی، یا تهنیت و تعزیت و مدح و هجو و مانند آن پدید آمده باشد. بر خلاف قصیده، بیت مَطلَع در قطعه مُصَرَّع نیست.
    تعداد ابیات یک قطعه، حدّ اقل ۲، و حدّ اکثر آن به طور معمول ۱۵ است، ولی گاهی تا ۵۰ بیت و بیش از آن هم رسیده.است.
    //
    نمونه.هایی از قطعه

    دانی که را سزد صفت پاکی؟
    آن کو وجودِ پاک نيالايد
    تا خلق ازو رسند به آسايش
    هرگز به عُمر خويش نياسايد
    تا ديگران گرسنه و مسکينند
    بر مال و جاه خويش نيفزايد
    مَردُم بدين صفات اگر يابی
    گر نام او فرشته نهی شايد
    اعتصامی


    شنیده.اید که آسایش بزرگان چیست
    برای خاطر بیچارگان نیاسودن
    به کاخ دهر که آسایش است بنیادش
    مقیم گشتن و دامان خود نیالودن
    همی ز عادت و کردار زشت کم کردن
    هماره بر صفت و خوی نیک افزودن
    رهی که گمرهی.اش در پی است،نسپردن
    دری که فتنه.اش اندر پی است، نگشودن
    اعتصامی


    خلید خار درشتی به پای طفلی خرد
    به هم برآمد و از پویه بازماند و گریست
    بگفت ....ش این رنج اولین قدم است
    ز خار حادثه تیه وجود خالی نیست
    هنوز نیک و بد زندگی به دفتر عمر
    نخوانده.ای و به چشم تو راه و چاه،یکی است
    ندیده زحمت رفتار،ره نیاموزی
    خطا نکرده،صواب و خطا چه دانی چیست
    دلی که سخت ز هر غم تپید شاد نماند
    کسی که زود دل آزرده گشت،دیر نزیست
    هزار کوه گرت سد راه شوند برو
    هزار ره گرت از پا درافکنند، بایست

    اعتصامی


    گلی خوش.بوی در حمام روزی
    رسیداز دست مخدومی به دستم
    بدو گفتمکه مشکی یا عبیری
    که از بوی دلاویز تو مستم
    بگفتا من گِلی ناچیز بودم
    ولیکن مدتی با گُل نشستم
    کمال هم.نشین در من اثر کرد
    وگرنه من همان خاکم که هستم

    سعدی


    بر سر بازار جان.بازان منادی می.زنند
    بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید
    دختر رز چند روزی هست از ما گم شدست
    رفت تا گیرد سر خود هان و هان حاضر شوید
    جامه.ای دارد ز لعل و نیم.تاجی از حباب
    عقل و دانش برد و شد تا ایمن از وی نغنوید
    هر که آن تلخم دهد حلوا بها جانش دهم
    ور بود پوشیده و پنهان به دوزخ در روید

    حافظ

    دل شناسد که چیست جوهر عشق
    عقل
    را ذره.ای بصارت نیست
    در عبارت همی نگنجدعشق
    عشق از عالم عبارت نیست
    هر که را دل ز عشق گشت خراب
    بعد از آن هرگزش عمارت نیست
    عشق بستان و خویشتن بفروش
    که نکوتر از این تجارت نیست

    عطار


    اهل دنیا سه فرقه بیش نی.اند

    چون طعام.اند
    و همچو دارو و درد
    فرقه.ای چون طعام درخوردند
    که از ایشان گریز نتوان کرد
    باز جمعی چو داروی دردند
    بر مال و جاه خويش نيفزايد
    مَردُم بدين صفات اگر يابی
    که بدان،گه گه است حاجت مرد
    باز جمعی چو درد با ضررند
    تا توانی به گرد درد مگرد
    ابن یمین


    بهترین مراتب آن باشد
    کان به فضل و هنر به دست آید
    رتبتی کان نباشد استحقاق
    زودش اندر بنا شکست
    آرد
    ابن یمین

    ای خواجه رسیده.ست بلندیت به جایی
    کز اهل سماوات به گوشت رسد صوت
    گر عمر تو چون قد تو باشد به درازی
    تو زنده بمانی و بمیرد ملک.الموت

    انوری


    در اوج حرفه ای بودن هنوز چیزی برای یاد گیری هست
    http://www...................../sign...sigpic54_1.gifhttp://freetext.xzn.ir

    www.facebook.com/resan.text
    #10 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۰۵/۲۰ در ساعت 10:54

موضوع بسته شد

موضوعات مشابه

  1. دانلود نت های فارسی برای اف ال
    توسط m.j در انجمن نرم افزار FL Studio
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۵/۲۹, 17:34
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۱/۱۷, 18:40
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۹/۲۲, 16:22
  4. همکاری با بی بی سی و صدای آمریکا؛ عناد سیاسی است
    توسط Ramin95 در انجمن اخبار روز موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۰۵, 15:30

جستجو شده ها

انواع شعر ایرانی مسم

از انواع شعر ایرانی مسم

انواع شعر مسم

انواع شعرایرانی از مسم

انواع قالبهاي شعر وچگونگي انها

نام انواع شعر ايراني مسم

از انواع شعر مسم

انواع شعر فارسي

انواع شعرایرانی

تا این لحظه 14 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی