کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی



آهنگسازی
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: اصولی در مورد ترانه سرایی

  1. M.hossein آواتار ها
    M.hossein
    شماره کاربری
    86433
    کاربر فعال
    آذر /۱۳۹۳
    Tehran
    103
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی111
    179
    سپاس از شما 178 بار در 61 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    Post اصولی در مورد ترانه سرایی

    ۱) ترانه سرا در مسیر حرکت صحیح این فن در درجه اول، باید شاعر به معنای وسیع کلمه باشد. با اصول جمله بندی، ترکیبات و نوآوری ها، اشارات و کنایات شعری و تمثیل های زیرکانه برای رسانیدن پیام شاعرانه، آشنا باشد.

    برای بیان آهنگ باید با طبعی پربار، قادر به استخدام کلمات ظریف بوده تا با قدرت خلاقه شعر و بازگو کردن مفاهیم موسیقی به کج راهی کشیده نشود.

    ۲) احوال آهنگ ها را در مقامات مختلف باهوش شاعرانه بشناسد و برای هر حالتی از آهنگ، مفاهیم مناسب در قالب کلمات بیان کند.

    ۳) تداوم مطلب را از ابتدای آهنگ تا انتها رعایت کند، تا گوش شنونده در شنیدن فرازها آشفته نشود.

    ۴) تلفیق بسیار دقیق حالات گوناگون آهنگ ها با معانی کلمات در حالات کلامی مانند: سئوال، گریز، حاشا، پرخاش، گلایه، نارضایتی، تمنا، شیفتگی و امثال این احوال، در جوهر کلمات ضرورت کامل و حتمی دارند. نباید به دلخواه و تنها از روی تطبیق با سیلاب، هر کلمه را روی هر فراز آهنگ گذاشت که کاری عبث و بیهوده است.

    ۵) دو پاره نشدن کلمات در دو سیلاب موسیقی، از اهم فن ترانه سرایی است.

    ۶) انتخاب موضوع از شروط ریشه ای در ترانه سرایی است. آهنگ از سازمان به هم پیوسته ای شکل گرفته که اساتید موسیقی ایرانی به آن توجهی خاص دارند. سزاوار نیست ترانه سرا این سازمان را به هم ریزد و با کلمات و جملات نامتجانس، خط فکری آهنگ را مشوش کند. این کار مشکل ترین مرحله ترانه سازی است. ترانه سرا باید بداند که در ساختن هر اثر، با کیفیت تداوم یافته آهنگ شریک است. «آهنگ ـ ترانه»، اثری شخصی و جداگانه نیست. اثری مشترک است.

    دلیل زنده ماندن یک ترانه در سال های متمادی توجه به این نکات است. در پایان، باید جمله ای را که سال ها پیش در یک سخنرانی به گوش اهل فن رسانیدم، در اینجا بازگو کنم: هر شاعری ترانه سرا نیست ولی هر ترانه سرا، لزوما باید شاعر باشد. در ایران برعکس کشورهای غربی، آهنگ ابتدا براساس قواعد موسیقی ساخته می شود و روی آهنگ ساخته شده، شاعر مکلف به سرودن شعر است. آهنگ ساز هنرمند، ابتدا ملودی را خلق می کند و سپس با ذوق خویش آن را در چارچوب مایه، گام و یا گوشه دلخواهش قرار می دهد. برای همین آهنگ سازی روی شعر آماده، معمول نیست و اگر چندین آهنگ نیز بدین صورت ساخته شده باشد، میزان های مخصوصی دارند که غالبا از وزن و آهنگ کلام شعر الهام گرفته و یکنواختی آهنگ را فریاد می زنند.

    معمولا اساتید محترم موسیقی به یک چنین آثاری، «آهنگ سازی» نمی گویند. بر این اساس است که تکلیف شاعر روی آهنگ از قبل ساخته شده، سنگین می شود که هر شاعری به آن متعهد نیست. اگر فن ترانه سرایی به همان مسیر آزاد سخنوری در طبع شاعران جریان داشت هیچ شاعری را نمی شناختیم که حاضر نباشد اثرش، با صدای مطلوب خوانندگان نامی، بلند...ا و رسانه های صوتی و تصویری به گوش مردم برسد.

    دست کم گرفتن هنر ترانه سرایی و تمسخر نابخردانه آن معمولا از سوی کسانی صورت می گیرد که عاشق و دلباخته نام و نشان از رهگذر هستند و چون دست کوتاهی برای چیدن این میوه دارند اصل میوه را مردود می شمارند. شاعران در انتخاب موضوع و حرکت کلام برای پیدایش یک اثر براساس ذوق و قریحه خویش (به شرطی که ذاتا شاعر باشند) آزادند، ولی در ترانه چنین آزادی وجود ندارد. محدودیتی همه جانبه حکمفرماست. محدودیت در چارچوب آهنگ ساخته شده محدودیت در بازگویی حالات آهنگ، محدودیت در به کارگیری کلمات هماهنگ بر حالات سکون و یا کشش آهنگ،محدودیت در توجه به صدای خواننده در چگونگی ادای کلمات و محدودیت در زمان پخش اثر که در چه فصلی از سال و یا چه دورانی از روزگار است.

    در مورد اخیر شاهدی دارم. ترانه ای با نام «قسمت من ساخته شد » شروع آن چنین بود. «گرچه آسایش ندارم، از کسی خواهش ندارم، موج دریای وجودم، یک دم آرامش ندارم و الی آخر.»و از همین سطر اول مورد اعتراض آن زمان رادیو قرار گرفت بدین بهانه که گفتن این مطالب اعتراض به وضع موجود است، شدیدا عصبانی شدم و کار به مقامات بالا کشید. پس از قهر و آشتی زیاد و رسیدگی به این موضوع که قصد من از عنوان چنین مطالبی چیست مقرر شد خودم شروع ترانه را بدین صورت عوض کنم. «سر به صحراها زدم من، بر جهانی پا زدم من» که باز هم مورد قبول واقع نشد.

    این یک نمونه از محدودیت عجیب در امر ترانه سرایی بود. این محدودیت ها اضافه بر شرایط لازم برای سرودن ترانه است. با توجه به این احوال است که باید قبول کرد مشکل ترین نوع شعر فارسی ترانه است. شاعری هر اندازه چیره دست تا این شرایط را ملحوظ نظر نسازد قادر به سرودن یک ترانه برمبنای خوب آن نیست تا چه رسد به عالی.

    من شاعر را می شناسم که در کار شعر مقام روشنی دارد ولی در سرودن ترانه با تمام کوشش کمترین توفیقی به دست نیاورده است. زیرا شرایط گفته شده در کارشان نبوده است.

    ——————————

    وقتی که شاعر یا ترانه سرا حس شاعری یا ترانه سرایی اش آماده بیان احساسات بوسیله قلم می باشد سریعا بایستی آنرا بر روی کاغذ پیاده کند (چون این زمان کوتاه است باید قدر آن را دانست) و سپس نوشته های خود را ویرایش کرده و در قالب خاص (سبک) خود بیاراید.
    در این جا به چندین اصول مهم از قواعد و مبانی ترانه سرایی اشاره می کنم:
    1. پاکی قلم و رسایی نوشته ها در قالب ادبی.
    2. استفاده از آرایه تشبیه در موارد بسیار.
    مانند: تگرگ و رگبار و خزون / زمین نداره جاذبه /کوتاهه سقف آسمون.
    3. رعایت کامل سکوت ملودی ها با ایجاد فواصل کوتاه.
    مانند: حالا که آسمونم، ابراش، زیاده / روزای ِ سختشم، خیلی، بی شماره
    4. تشریح کردن مصرع ها از حس زیبا شناسی.
    مانند: … از گلای یاس تو باغ …
    5. انتخاب عنوان بر اساس مفهوم ترانه نه مصرعی خاص.
    6. سرآغاز ترانه بایستی دارای نقطه ی اوج باشد.
    مانند: می دونم تو قصتون زیادی ام / تو دیگه بی کسیمو به روم نیار
    7. ابیات تکرار را با شماره تعداد مشخص کنیم.
    مانند: همیشه مونده سر یک دو راهی / دل داغون شده از کینه و تباهی
    اگه بگم چشات می ره سیاهی / تو ظلمت ِ حسه بی پناهی (2)8. قافیه ها را در حداقل دو حرف طراحی کنیم.
    9. سعی کنیم از مفهوم دور نشویم (پرهیز از پراکنده نویسی).
    10. استفاده از آرایه حسن تعلیل.
    مانند: آسمون تیره شده غصه من تو جونشه …
    11. واژه هایی را که در اجرا کشیده می شوند را با یک کسره در آخر آن مشخی کنیم.
    مانند: تو ظلمتِ …12. ریتم کار را تا پایان حفظ کنیم.
    13. از واژهای عامیانه قابل فهم به جای واژهای استفهامی استفاده کنیم.
    مانند: طلوع و هدیه می کنم / به خواب تلخ بی پناه 14. در پایان ترانه سعی کنیم حس خود را به سمت مخاطب خاص خود بکشانیم.
    15. عنوان ترانه را سعی کنیم در آخر انتخاب کنیم.

    منابع : روزنامه ی همشهری و اکادمی ترانه


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    خاص بودن توی مغز اتفاق میفته نه توی عکس!
    Fb.com/mohammadhossein.alipour.music
    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ در ساعت 18:04

  2. 9 کاربر زیر از M.hossein برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  4. M.hossein آواتار ها
    M.hossein
    شماره کاربری
    86433
    کاربر فعال
    آذر /۱۳۹۳
    Tehran
    103
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی111
    179
    سپاس از شما 178 بار در 61 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    معضلات ترانه ی امروز (باید ها و نبایدها )

    ترانه متنی است که با احساسات سازنده آن ارتباطی نزدیک دارد. بدون احساس ترانه چیزی کم دارد. ترانه سرا باید بتواند احساس درونی خود را در قالب کلمات به خواننده و مخاطبانش عرضه کند. در کنار این حس درونی باید تفکری و سوژه ای در پس فکر ترانه سرا باشد. ترانه سرا باید در کنار احساسات و تفکر، دانش ادبی و موسیقی هم داشته باشد و به وزن های ادبی و نظم آهنگین کلمات آشنایی داشته باشد. موسیقی پاپ به دلیل قرابت و نزدیکی که با عموم مردم دارد ترانه هایش هم باید حرف دل مردم باشد. باید درددل و احساس توده مردم را بشناسد و آن ها را درک کند. مخاطب موسیقی پاپ باید هنگام شنیدن قطعات موسیقی پاپ با آن همذات پنداری کند و کلمات ترانه برایش قابل فهم و درک باشد. ترانه موسیقی پاپ باید برای هر سطح فرهنگی و سوادی نوشته شود و کسی هنگام شنیدن ترانه دچار سردرگمی نشود.

    جایگاه ترانه در موسیقی ایرانی:

    برای مردم ایران که دارای پشتوانه ادبی قوی و غنی هستند همیشه ترانه جایگاه مهمی در موسیقی داشته است. شاید پرداختن به کلام در موسیقی مساله مهمی در میان مردم کشورهای دیگر نباشد و آن ها بیشتر به ملودی موسیقی توجه کنند نه چیز دیگری، اما از زمان قدیم ادبیات همواره برای مردم ایران مهم بوده و آن ها به کلامی که خوانندگان به کار می برده دیگرتوجه زیادی داشته اند. ایرانیان از روزگار دور به دلیل خواندن و شنیدن اشعار فردوسی، حافظ و سعدی و هزاران شاعر نقش کلام برایشان اهمیت خاصی داشته است. پس ترانه در موسیقی ایرانی نقش مهمی را ایفا می کند و مخاطب ایرانی هنگام شنیدن یک قطعه موسیقی بخش زیادی از توجه خود را به ترانه و کلام معطوف می کند اشعار حافظ را میتوان در زمان خود آهنگین ترین ترانه های زمان خود دانست زیرا از علم موسیقی بهره میبرده است .

    در دوران معاصر ترانه به واسطه ویژگی های آن دوره دچار تغییراتی شده است. به عنوان مثال از دوره بزرگانی چون شیدا و عارف تا به امروز در هر دوره به سبک، قالب و زبان خاصی ترانه اطلاق می شده است.رفته رفته و با آمدن موسیقی پاپ و جا افتادن آن بین عموم مردم شکل، ساختار و محتوای ترانه هم دچار تغییر و دگرگونی شد. در سالهای آغازین دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی، با شروع موج نوی ترانه یا همان ترانه نوین و تولد موسیقی پاپ در ایران، زبان به فراخور موسیقی دچار تحول و شکستگی شد و به واقع به زبان محاوره مردم کوچه و بازار نزدیک می شود. در این دوره ترانه از تعاریف قالب های قدیمی و کلاسیک بیرون آمد و در حقیقت تعریف ترانه عوض شد..

    بعد از سپری شدن این سال ها و شروع انقلاب اسلامی، موسیقی پاپ کشور به خواندن آهنگ های حماسی و انقلابی خلاصه شد. در روزهای انقلاب به دلیل این که عموم مردم درگیر کارهای انقلابی و مبارزاتی بودند، موسیقی پاپ هم همراه مردم شروع به تولید قطعاتی با مضمون انقلاب کرد و حرف دل مردم را در آهنگ هایش زد. آهنگ هایی که به لحاظ کلام و موسیقی بسیار قوی بودند و بشدت در میان مردم جا باز کردند و شنیده شدند.

    در عصر حاضر توجه دوباره به ترانه:

    بعد از انقلاب تا اواسط دهه ۷۰ خبری از موسیقی پاپ نبود و دوباره در این سال ها پاپ خوان ها وارد عرصه شدند و کار خود را شروع کردند. هر چند در این سال ها اشعار شاعرانی چون شاملو و نیما توسط بعضی از خوانندگان خوانده می شد اما آمدن چهره های تازه و جدید در این سال ها با استقبال خوب مخاطبان واقع شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. در این سال ها کلام ترانه سرایانی چون نیلوفر لاری پور و مریم حیدرزاده، افشین یداللهی، یغما گلرویی و عبدالجبار کاکایی روی آهنگ های خوانندگان آن دوره نشست و مردم نسبت به آن ها روی خوش نشان دادند. موسیقی پاپ هنوز ظرفیت های زیادی دارد تا ترانه سرایان مستعد، با ذوق و احساس زیادی را به جامعه هنری معرفی کند. شاید امروز ترانه های بعضی از هنرمندان به نوعی تکرار رسیده باشد و دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشد. همان طور که برخی از ترانه سرایان در آثارشان به تکرار حرفهای خودشان رسیدند و گوی رقابت را به دیگر ترانه سرایان باختند. ترانه سرایان امروز باید علاوه بر داشتن دانش ادبی بتوانند بر دیگر جنبه های علوم انسانی احاطه پیدا کنند و با جهان بینی وسیع خود حرف تازه تری بزنند. شاید روزی از میان همین چهره های جدید ترانه سرایی جریان ساز در موسیقی پاپ متولد شود و اما حرف آخر ترانه سرایی به یک دوره رقابت رسیده است و ترانه سرایان برای ماندن در این عرصه باید علاوه بر شناخت ادبی و احساسی ترانه باب موسیقیایی ترانه را هم اشراف کامل داشته باشد و دچار واژه های تکراری و تقلیدی در سرودن ترانه نشوند .و این امر با تلاش و مطالعه و شناخت سبک ها و شنیدن ترانه های بسیاردست یافتنی است .


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    خاص بودن توی مغز اتفاق میفته نه توی عکس!
    Fb.com/mohammadhossein.alipour.music
    #2 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ در ساعت 20:55

  5. کاربران زیر از شما M.hossein عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  6. M.hossein آواتار ها
    M.hossein
    شماره کاربری
    86433
    کاربر فعال
    آذر /۱۳۹۳
    Tehran
    103
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی111
    179
    سپاس از شما 178 بار در 61 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض



    شش ایراد تقریبا رایج قافیه در بین ترانه سرایان جوان:

    (مقدمه: در اینکه ترانه روی ملودی نوشته می شود و چیزی به نام ایراد وزنی واقعا جای چندانی در بررسی آن ندارد شکی نیست. در اینکه قافیه در ترانه اجباری نیست و عزیزانی همچون «شهیار قنبری» در بعضی آثارشان از آن عبور کرده اند شکی نیست. اما نمی توان از این موضوع به راحتی رد شد که بسیاری از ایرادات وزنی و قافیه ای در کار دوستان جوان از ندانستن یا عدم توجه است تا ساختارشکنی و رسیدن به کشف هایی تازه…
    مطمئنا هدف از این متن دوستانی نیستند که با آگاهی کامل از اصول ادبی، برای خلق فضایی تازه گاهی از آنها فراروی می کنند بلکه یادآوری این نکته است که در ترانه یکی از مهمترین هدف های ما بخش موسیقیایی کلام است که عدم توجه به قافیه و ملودی و… باعث می شود گوش مخاطب آزار ببیند. هدف من آن است که به جای پرداختن به وزن و قافیه و… در جلسات نقد، به نقدی عمیق تر و علمی تر پرداخته و وقت خود را در این جلسات تلف نکنیم…
    در هر صورت به عنوان یک شاعر و ترانه سرا، خوشحال می شوم با شیر کردن این مطلب، شما هم در رفع ایرادات رایج دوستانتان شریک باشید!)

    چیزی که ایراد نیست: در بسیاری از جلسات دیده ام که قافیه ی سماعی یا گوشی را در ترانه ایراد می دانند. بر همگان واضح و مبرهن است که اگر بتوان قافیه ی سماعی (قافیه کردن حروفی که شکل متفاوت اما در فارسی صدای یکسانی دارند مثل: ز، ض، ظ، ذ) را در «شعر» ایراد دانست با توجه به شنیداری بودن موزیک و «ترانه» نمی توان آن را در اینجا ضعف یا ایراد محسوب کرد. پس وقتی ترانه سرا «محضه» و «لحظه» را قافیه می کند نه گوش ما اذیت می شود و نه در ترانه ی معاصر می توان آن را ایراد دانست.

    1- قافیه کردن مصوت های کوتاه یا مصوت بلند «ای» با هم:
    در اینکه دو مصوت بلند «ا» و «او» را می توان به خاطر کشیدگی زیاد آنها با هم قافیه کرد شکی نیست. مثلا «سرما» با «دریا» فقط به خاطر «ا» مشترک هم قافیه هستند یا همچنین «ترسو» و «اخمو». در اینجور موارد ما توصیه می کنیم برای افزایش موسیقی کلام، ترانه سرا با وجود درست بودن، حروف مشترک بیشتری را لحاظ کند. مثلا «دریا» را با «آیا» قافیه کرده و حرف «ی» را هم مشترک بگیرد و موسیقی حتی می تواند بیشتر شده و «دریا» را با «پریا» قافیه کنیم. اما مشکل در آنجایی ظهور پیدا می کند که مصوت کوتاه یا مصوت بلند «ای» در انتهای کلمه باشد.
    در اینجور موارد ما مصوت کوتاه یا «ای» را حذف می کنیم و بقیه ی کلمه باید همقافیه باشد مثلا وقتی دو کلمه ی «خنده» و «ساده» را داریم در واقع «خند ِ» و «ساد ِ» بوده. پس باید «خند» و «ساد» قافیه باشند که می بینیم نمی شود اما مثلا «خنده» و بنده» هم قافیه هستند. یا مثلا «بازی» و «روزی» قافیه نمی شوند چون «باز» و «روز» قافیه نیستند!
    البته یادمان باشد که مثلا کلماتی مثل «له»، «گره»، «مه» و… با کسره تمام نشده و در واقع با «هـ» تمام می شوند پس می توانند با هم قافیه محسوب شوند.
    همچنین یک نکته ی خیلی مهم آن است که اگر حرفی روی متحرک باشد مثل همان مثال «خنده» که حرف «دال» کسره دارد، مصوت کوتاه قبل از آن می تواند تغییر کند پس «خـَنده» و «گـُنده» می توانند با هم قافیه شوند هرچند در ترانه برای حفظ موسیقی بیشتر، کمتر از این اختیار استفاده می کنیم.

    2- عدم رعایت حرف «قید»:
    وقتی ما دو کلمه ی «دست» و «مست» را قافیه می کنیم می دانیم که از آخرین مصوت به بعد تمام حروف باید یکی باشند. حرف «ت» را روی و حرف «س» را قید می نامیم. اگر این حرف قید تغییر کند در واقع قافیه غلط است. البته افرادی مثل مولانا گاهی این قاعده را رعایت نکرده اند اما چون به موسیقی کلام لطمه می زند رعایتش در ترانه ضروری تر است.
    مثلا کلمه ی «درز» با «سبز» نمی تواند قافیه شود یا «درفش» با «فرش» نمی تواند هم قافیه باشد چون در مثال اول حروف «ر» و «ب» و در مثال دوم حروف «ف» و «ر» متفاوت هستند. مثلا قافیه ی مناسب برای «درز» کلمه ی «مرز» و برای «درفش» کلمه ی «بنفش» می باشد.

    3- قافیه پنداشتن شناسه ها، پسوندها و… (ایطاء و قوافی شایگان):
    پسوندهایی که به کلمه اضافه شده و دارای یک معنی می باشد جزء قافیه نیستند. مثلا «دانشمند» و «کارمند» از دو رکن «دانش» و «کار» به همراه کلمه ی «مند» ساخته شده اند پس در واقع «مند» جزء ردیف بوده و می بینیم که «دانش» و «کار» هیچ حرف مشترکی برای قافیه شدن ندارند.
    مثلا وقتی می گوییم «مالش» و «آرامش» هر دو پسوند «ش» به یک معنا و برای ساخت اسم استفاده شده و می بینیم که «مال» و «آرام» به هیچ وجه قافیه نیستند.
    مثلا در «جوانان» و «درختان» حروف «ان» برای جمع به کار رفته و مشخص است که «جوان» و «درخت» قافیه نیستند
    مثلا در «زیباتر» و «بهتر» پسوند «تر» صفت تفصیلی بوده و مشخص است که «زیبا» و «به» قافیه نمی شوند
    مثلا در «قلبم» و «خوبم» حرف «م» به معنای «من» بوده و می بینیم که «قلب» و «خوب» هم نمی توانند با هم قافیه باشند
    مثلا در «گلا» و «خیالا» علامت «ا» نشانه ی جمع در محاوره بوده و مطمئنا «گل» و «خیال» هم قافیه نیستند
    و…

    4- قافیه کردن افعال مرکب:
    مطمئنا «دست زدن» «جا زدن» با هم قافیه نیستند حتی اگر در هیچ کدام «زدن» معنای اصلی خودش را نداشته باشد و یکسان نباشد. گاهی در بعضی موزیک ها می بینیم که بر اثر این اشتباه و «جناس» پنداشتن افعال، کلا شعر فقط ردیف دارد و اصلا قافیه ندارد!!

    5- یکسان نگرفتن مصوت قبل از حرف روی:
    مصوت قبل از حرف روی هم جز استثنایی که در انتهای مورد 1 ذکر کردم باید یکی باشد پس کلمه ای مثل «پاک» با «خوک» یا کلماتی مثل «بَد» و «شُد» هرگز با هم نمی توانند قافیه شوند.
    در همان استثنایی هم که گفته شد فقط مصوت های کوتاه می توانند تغییر کنند و مثلا هرگز دو کلمه ی «دیدم» و «بودم» نمی توانند قافیه شوند.

    6- قافیه کردن حروفی که شبیه به هم اما متفاوت هستند:
    مثلا کلمه ی «مرگ» و ترک» اگرچه ظاهری شبیه و وزن یکسانی هم در چرخش زبانی دارند اما هرگز نمی توانند با هم قافیه شوند. همینجور است کلماتی مثل شک و .. یا هر دو حرف مشابه دیگر…


    در هر صورت توجه به این 6 نکته، اگر با خلاقیت، نوآوری، اندیشه، عاطفه و… همراه شود می تواند باعث خلق ترانه هایی زیباتر در ادبیات فارسی شود. نکته ای که متاسفانه بسیاری از دوستان جوان به خاطر وضعیت خاص ترانه ی پاپ به آن توجه نمی کنند.
    من امروز حدود یک ساعت شبکه ای به نام ایران میوزیک را تماشا کردم که از حدود 10 تا 15 کاری که پخش شد فقط 2 کار دارای قوافی سالم بودند که در کنار ایرادات وحشتناکی که به موزیک آثار و اندیشه ی ترانه ها وارد بود این موضوع پیش پا افتاده (قافیه) که آموختنش شاید تنها یک ساعت زمان ببرد بسیار آزاردهنده بود. امیدوارم انتشار و پخش این متن توسط ترانه سرایان خوب کشور (که ترانه هایشان همیشه کلاسی آموزشی برای جوانترها بوده) بتواند عزیزانی را که تازه به این مسیر آمده اند از پاره ای اشتباهات دور کند.
    به قلم دکتر مهدی موسوی
    زمستان 91


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    خاص بودن توی مغز اتفاق میفته نه توی عکس!
    Fb.com/mohammadhossein.alipour.music
    #3 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ در ساعت 23:21

  7. کاربران زیر از شما M.hossein عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  8. M.hossein آواتار ها
    M.hossein
    شماره کاربری
    86433
    کاربر فعال
    آذر /۱۳۹۳
    Tehran
    103
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی111
    179
    سپاس از شما 178 بار در 61 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    ترانه های اجتماعی ، باید ها و نباید ها
    برای آن دسته از مخاطبانِ ترانه که آشنایی مختصری با تکنیک.های ترانه...رایی دارند، ساده.ترین کار در بررسی ترانه.ها: تشخیصِ تازگی یا کهنگیِ قافیه.ها، تشخیص اشتباهات وزنی و قافیه.ای، فهرست کردنِ آرایه.های ادبی و مسائلی از این دست است. اما مخاطب حرفه.ای، به مکث در چنین سطوحی بسنده نمی.کند و علاوه بر این.ها به سراغ مسائل عمیق.تری مانند ارتباط المان.های گوناگون اثر، واکاوی تصاویر پیچیده و از همه مهم.تر، بررسی مفاهیم موجود در یک ترانه نیز م....ود. از این رو، برای این.که دریابیم به کدام دسته از مخاطبین تعلق داریم، کافی...ت بررسی کنیم که در اظهارنظرها، مقاله.ها و کتاب.هایمان، نگرشمان به ترانه.ها مشتمل بر کدام...ک از موارد فوق است. طبیعتاً یک ترانه...را هرچه مخاطبان حرفه.ای.تری را پیش روی خود ببیند، خود را بیش.تر ملزم به ارتقاء کیفیت ترانه.هایش می.کند.

    در فرهنگ پارسی ، کلمه ی ترانه با معانی چون :
    آوازه ، نغمه ، تر و تازه ، قطعه ای کوتاه برای خوانده شدن همراه با سازهای موسیقی،آمده است.در این تعاریف، از ساختار، مفهوم و ویژگی های کلامی ترانه، هیچ سخنی به میان نیامده و این عدم محدودیت، باعث می شود بتوان کارکردهای مختلفی را برای ترانه در نظر گرفت.
    یکی از کار کردهای ترانه، علاوه بر کارکرد مرسوم ترانه در سرودن ابیات عاشقانه، بیان وقایع جامعه است.ترانه هایی که با چنین دیدگاهی نوشته شوند از لحاظ موضوعی بسیار گسترده هستند علاوه بر آن باتوجه به نوع مخاطبانی که دارند می بایست از ظرافت خاصی برخوردار باشند. موضوعاتی از قبیل اقتصاد، فرهنگ ، سیاست ، قضاوت ، آموزش، ....... ، روابط انسانی ، اعتیاد ، بیماری ، محیط زیست و سایر دلمشغولی هایی که مردم یک جامعه با آن سر و کار دارند، می تواند به تنهایی یا به همراه زیر مجموعه های خود در این طیف قرار گیرد.
    دامنه ی موضوعات ترانه های اجتماعی، آنقدر وسیع است که برای دسته بندی کردن آن، نیاز به تحقیق و پژوهش گسترد ه تری است.اگر بخواهیم یک ویژگی مشترک را در ترانه های اجتماعی بیان کنیم، آگاهی دادن به مردم است. این آگاهی دادن، می تواند رویکرد اعتراضی، یا اصلاحی داشته باشد. که نقش آن در ایجاد انگیزه و حرکتهای اجتماعی بسیار پر رنگ است.این ویژگی به دلیل دسترسی آسان و فراگیر شدن سریع ترانه، و نیز تاثیر سریع آن در لایه های مختلف جامعه می باشد. ام.... که شاید در سایر عرصه های هنری به این شکل، وجود نداشته باشد.
    حال با توجه به این مسئله، ایجاد پویایی و دمیدن روح نشاط و امید، از طریق ترانه، از آسان ترین و سریع ترین روشهایی است که دولتمردان هر جامعه ای می توانند از آن بهره گیرند.اما آنچه که باید مدّ نظر قرار گیرد، چگونگی بیان کلام، در ترانه های اجتماعی است.بی شک در آثار موجود در سایت آکادمی نیز به این گونه ترانه ها بر خورده اید و کم و بیش با نظرهای سطحی افراد که بویی از نقد سازنده ندارد روبه رو شده اید.
    هر ترانه سرایی حتی برای یک بار،ایده ای اجتماعی را در چهارچوب ذهن خود پرورش داده است و در خوشبینانه ترین حالت آن را در انجمن و یا همین وبسایت در مقابل دید کارورزان ترانه قرار داده است.
    اما با یک بررسی اجمالی در می یابیم که ترانه های عاشقانه ای که تصویری از یک رابطه را به طرق مختلف و در عین حال به زیباترین شکل ممکن بازتاب میدهد در بین آثار هر ترانه سرا از جایگاه ویژه ای برخوردار است و عرصه برای بروز ترانه های اجتماعی همیشه تنگ بوده است.
    همان گونه که گفته شد با بردن نام ترانه های اجتماعی اولین فکری که ذهن مخاطب را تسخیر می کند ترانه های انتقادی و سیاسی است که این تفکر باعث شده تا ترانه سرایانِ نو پا،نیز از پرسه زدن در حوالی ترانه های اجتماعی دور بمانند و یا اگر ترانه ای خلق کردند به فکر اعتراضی تند و تیز در گفتار و تصویر سازی های خود باشند.
    سوالاتی که در اینجا مطرح است این است که آیا ترانه های اجتماعی باید تاریخ مصرف مشخصی داشته باشند ؟
    – آیا بیان یک پدیده در یک برهه ی زمانی در جامعه ، به معنای این است که آن ترانه فقط در همان زمان کاربرد دارد ؟
    – اگر در ترانه، از کلی گویی و همه سو نگری استفاده شود، آیا می تواند به خوبی معنای روشن و واضحی را به مخاطبانش برساند ؟ و اگر چنین نیست آیا باید آنقدر جزئی نگرانه نوشته شود تا فقط برای همان زمان و مکان قابل استفاده باشد ؟

    شاید نوعی تعادل، در حفظ ارتباط بین" ترانه ، پدیده و زمان" بتواند راه حل مناسبی برای جلوگیری از کلی گویی یا جزئی گویی صرف ، باشد و از شعار زدگی در ترانه نیز جلوگیری شود.
    آنچه که مهم است ترانه اجتماعی بایستی این امکان را داشته باشد تا مخاطب خود را هم به طور مسقتیم و هم به طور غیر مستقیم در گیر موضوعی کند تا از آن طریق بتواند بهترین نتیجه را بگیرد.
    در اینجا نمونه هایی از ترانه های اجتماعی و همچنین ترانه هایی که به گونه ای با مسائل اجتماعی گره خورده است اما بی تفاوتی در آن موج میزند را مورد بررسی قرار می دهیم :
    آهنگ عشقِ پست.مدرن که با آهنگ...ازی و اجرای رضا یزدانی، ترانه... احسان گودرزی و تنظیم. میلاد عدل در تاریخ 30 دی 1392 بر روی فیسبوک رضا یزدانی منتشر شد، صری...ترین نمونه... بی.اعتنایی به انسانیّت که شخصاً در ترانه دیده.ام مربوط به ترانه... این آهنگ است. بخش.هایی از آن چنین است:

    یه هواپیما تـ.. یه برج
    نئونازی با تپانچه
    نرو تـ.. جنگِ جهانی
    اصلاً این حرفا به ما چه؟

    هیچ.کدوم برام مهم نیست
    وقتی اتفاقِ تو هست
    وقتی می.شه با تو خوش بود
    وقتی می.شه دل به تو بست

    در باب تقابل یا تعامل میان زندگی شخصی و زندگی اجتماعی، اشعار و ترانه.هایی سروده شده است که از میان آن.ها می.توان کاروان از هوشنگ ابتهاج، به من چه! و همیشه دیر م......م از ایرج جنتی عطایی و جُردن از یغما گلرویی را نام برد.
    بخش آغازین شعر کاروان هوشنگ ابتهاج چنین است:

    دیرست، گالیا!
    در گوشِ من فسانه... دل.دادگی مخوان!
    دیگر ز من ترانه... شوریدگی مخواه!
    دیرست، گالیا! به ره افتاد کاروان.

    عشقِ من و تو؟… آه
    این هم حکایتی است.
    اما، درین زمانه که درمانده هر کسی
    از بهرِ نانِ شب،
    دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست.


    در این شعر، ابتهاج معتقد است پرداختن به معشوق را باید تا اطلاع ثانوی به فراموشی سپرد و به مشکلات اجتماعی و سیاسی پرداخت. بخش پایانی شعر نیز چنین است:

    روزی که بازوانِ بلورینِ صب...دم
    برداشت تیغ و پرده... تاریکِ شب شکافت،
    روزی که آفتاب
    از هر دریچه تافت،
    روزی که گونه و لبِ یارانِ ه....برد
    رنگِ نشاط و خنده... گم.گشته بازیافت،
    من نیز باز خواهم گردید آن زمان
    سوی ترانه.ها و غزل.ها و بوسه.ها،
    سوی بهارهای دل.انگیزِ گل.فشان،
    سوی تو،
    عشقِ من!

    این شعر که در انتهای سال 1331 و در کشاکش رخ.دا....ای سیاسیِ منجر به کودتای مرداد 1332 نوشته شده است، افراطی.ترین حالت پرداختنِ هم.زمان به عشق و اجتماع است و در حضور مسائل اجتماعی....اسی، عشق را ی....ره کنار می.گذارد.

    در این میان، به من چه! که با ترانه... ایرج جنتی عطایی و آهنگ...ازی ، تنظیم و اجرای بیژن مرتضوی در سال 1384 منتشر شد و در حضور معضلات اجتماعی....اسی، سرخوشیِ غیرمسئولانه را نادرست می.داند:

    همین که دل، دلِ خون.بارِ ابره
    همین که شب، شبِ قتلِ ستاره...
    همین که بغضِ تو، بغضِ همیشه
    همین که ترسِ من، ترسِ دوباره...

    به من چه سرخیِ میخک تـ.. مهتاب؟
    به من چه رقصِ نیلوفر روی آب؟
    قفس.بارونه کابوسِ کبوتر!
    به من چه کوچه.باغِ شعرِ سهراب؟


    ایرج جنتی عطایی در ترانه... اجرانشده... همیشه دیر م......م، در راه متمرکز شدن بر روی عشق، موانع اجتماعی....اسی فراوانی می.بینید:


    میتینگ و اعتصاب و صف
    باتوم و پنجه.بوکس و خون
    گردانِ ضدشورش و
    شعارهای سرنگون

    سوت و آژیر و آمبولانس
    از پسِ بمبِ منفجر
    گشتی و دژبان و پلیس
    حصارِ ترسِ منتشر


    من از کدوم میون.بُرِ
    کدوم کناره رد کنم
    که از پسِ این همه سد
    نقبی به سمتت بزنم؟

    ایرج جنتی عطایی امّا در ضرر نمی.کنی، بمون! با آهنگ...ازی،تنظیم و اجرای بیژن مرتضوی که در سال 1389 منتشر شد، برای یک شب، برای شبِ عشق، از جهان فارغ می.شود و به معشوق می.پردازد:


    نه آلبوم عکسا وُ
    نه مرورِ نامه.ها
    نه خاطره طی کردن
    نه آه، اگه، امّا

    نه ایرج و واروژان
    نه باربَد و حافظ
    نه انقلابِ نارنجی
    نه حادثه... قرمز

    تنها تو، تنها من
    تنها من و تنها تو
    عشق و جهان و تاریخ
    یعنی امشب، این.جا، تو


    رضا یزدانی، پیش.تر در آهنگِ طنزآلودِ جُردن با ترانه... یغما گلرویی و آهنگ...ازی و اجرای او و تنظیم حمیدرضا صدری که در سال 1382 انتشار یافت. بی.توجهی به وضع جامعه را نکوهش کرده بود:

    وقتی که گاز می.دی با ماشینِ بابا جون تـ.... سربالاییِ جردن
    با موهای چرب و قیافه... داغون، یه سیگار کنجِ لبت روشن
    وقتی با توپ.تیشِ صدای ضبطت کر می.شه گوشِ جماعت
    وقتی که نور بالای چراغت می.زنه چشما رُ راحت
    فکرِ بچّه.های جنوبِ شهر باش که یه لقمه نونم ندارن
    فکرِ جَوونای دربه.در باش که یه عمره بی.قرارن


    اینک در آهنگ عشقِ پست.مدرن، رضا یزدانی بی.اعتنا به فاجعه.های بشری، به زندگی شخصی خود می.پردازد؛ آن.هم نه مانند ضرر نمی.کنی، بمون! برای مدتی کوتاه، که برای سرتاسرِ روزگاری که معشوق هست. این ترانه نیز افراطی.ترین حالت پرداختنِ هم.زمان به عشق و اجتماع است، اما این بار درست در نقطه... مقابلِ شعرِ کاروان هوشنگ ابتهاج. عشق پست.مدرن در حضور عشق، مسائل اجتماعی....اسی و دغدغه.های انسان.دوستانه را ی....ره کنار می.گذارد.

    مشمول اين ترانه.ها، تنها به وقايع خاص تاريخى و اجتماعى و حفظ ارزش.هاى قومى نيست، بلکه در تعبيرى عام و وسيع، بيانگر مبارزه درنگ...اپذير عوام و خواص است.
    قصه امير ارسلان و حسين کرد و نظاير اينها مى.رساند که مردم، آرزومند رفع ظلم و بيدادگرى.ها هستند و به غلبه نهائى خويش نيز اميدوار هستند.
    شايد کشف تم.هاى اجتماعى متضمن انتقاد نسبت به قشرهائى که مورد محبت عامه نبوده.اند، در ترانه.هاى عاميانه در وهله اول، غيرمترقب ب....ظر برسد ولى اولاً اين واقعيتى است که چنين تم.هائى در ترانه.ها منعکس است، ثانياً هيچ. چيز از اين طبيعى.تر نيست. ترانه.هائى که بيانگر احساس مردم ساده است، ناچار بايد پرخاش و رنج و محروميت آنها را نيز بيان کنند.
    از جمله اينها، مى.توان به ترانه.هائى که از لابه.لاى تاريخ به.دست آمده و عمدتاً به.عنوان آثار نخستين شعرى، موضوع بحث و تحقيق پژوهشگران ادبيات فارسى قرار گرفته است؛ اشاره نمود؛ از آن جمله هستند، ترانه ابوالينبغي يا 'سرود سمرقند' ، سرود اهل بخارا، ترانه مردم بلخ، ترانه يزيد بن مفرغ، حراره احمد عطاش و نمونه.هاى جديدتر آن مانند شعر مردم اصفهان هنگام محاصره محمود افغان، ترانه زنان اسير لزگى، ترانه لطفعلى.خان زند و … .
    اجتماعيات در ترانه.هاى ملى جنبه.هاى گوناگونى از زندگى مردم را دربرمى.گيرد و اساساً از روابط اجتماعى آنها ناشى مى.شود: مسائل خانوادگى و درگيرى.هاى ناشى از آن، عادت.ها و ارزش.هاى روزمره، برخوردهاى شخصى و اختلافات در عقده.هاى ناشى از آن، فقر و عوارض آن، منکرات و منهيات، مسائل اقتصادى نظير گرانى و… موضوع و مضمون اين نوع ترانه.ها است.
    طنز در ترانه.ها، به.صورت يکى از ويژگى.هاى ممتاز، چنان ممزوج گاه جدا کردن آن از مباحث جدّى. ترانه.ها دشوار است.
    هدف.هاى جدى را دنبال مى.کند و قلمروهاى آن، در مسائل سياسى ـ اجتماعى، بسيار گسترده است.
    حال نقطه نظر های یغما گلرویی را در مورد ترانه های اجتماعی و دید کارورزان ترانه که در قالب مصاحبه ی او با مجله ی اینترنتی برترین ها در سال 91 منتشر شده است را به عنوان بخش پایانی این گفتار با هم می خوانیم :

    کمی هم درباره معضلات ترانه های امروزی صحبت کنیم. اگر قرار باشد درباره این معضلات صحبت کنی، سرفصل های صحبت هایت چیست؟

    – قبل از هر چیز باید درباره ترانه نوشتن حرف بزنیم. معضل اصلی این است که یک ترانه سرا هیچ ربطی به جامعه ای که در آن زندگی می کند، ندارد. یعنی اکثرا با موضوعیت که «تو رفتی و من بدبختم» می نویسند. صد البته با تعابیر شاعرانه امروزی تر اما موضوعیت و محوریت همینی است که گفتم.

    این را نباید فقط به گردن ترانه سراها انداخت. بخش عمده این معضل به مرکز موسیقی و کارشناسان آن برمی گردد. یعنی جدیدا می گویند که ترانه سرا درباره حتی فقر هم نمی تواند ترانه بنویسد چون محکوم به سیاه نمایی می شود. استدلالشان هم این است که پرداختن به این موضوع سیاسی است! یعنی تو درباره فضایی که دچارش هستی هم نمی توانی بنویسی.

    یغما کارهای چند دهه قبل هنوز برای خیلی ها دوست داشتنی و لذیذ است ولی ترانه های امروزی بسیار تاریخ مصرف دار شده و بیشتر از یک ماه جدیدترین کارها را نمی شود دوست داشت.

    – نبود شاعرانگی در ترانه ها. مثلا نوشتن ترانه های عاشقانه فرمولی شده. مدلی که «روزبه بمانی» به آن روی آورد و دنباله روهای فراوانی را هم به وجود آورد. دلیل استقبال از این سبک این است که راحت است. فرمول دار است. «من، تو، دوری، خانه، رویا، حس و …». این کلمات را پشت سر هم می چینند و جلو می روند. موضوع این است که این جریان فرمول دار شده و تو می توانی با همین دایره 50 واژه ای، دو هزار ترانه بنویسی. شاعرانگی که برود، ترانه تاریخ مصرف دار می شود و همینی می شود که می بینیم.

    همین ماجرا مخاطبان موسیقی را بدسلیقه نکرده؟ باعث نشده سطح توقعاتشان پایین بیاید.
    – بد سلیقگی نیست. ببین یکسری از کارورزان ترانه امروزی، در حال ارائه ترانه هایی به سبک و سیاق مریم حیدرزاده ده سال پیشند که خودشان آنرا مسخره می کردند ولی باید بگویم آثار مریم خیلی شاعرانگی بیشتری داشت و دلنشین تر از خیلی از ترانه های فرمولی امروزی است.

    حداقل یک چیزی داشت ولی دوستان همان سادگی را این روزها به نام ترانه نوین وارد دایره انتخاب مخاطب کرده اند و داعیه بنیانگذاری سبکی جدید را هم دارند. همان ترانه هایی که «مریم حیدرزاده» می خواند را این روزها با صدای خواننده های سن و سال دار قبل از انقلاب می شنویم. این یعنی بحران هویت، یعنی چون فلان .. آن را خوانده به عنوان ترانه نوین می شنوی و باورش می کنی.

    چه راهکاری برای این معضل داری؟

    – فقط بسته دشن در مرکز کارشناسی ترانه در دفتر موسیقی. تو فکرش را بکن خواننده ای 50 تا از ترانه های من را انتخاب می کندو می خواهد روی آنها کار کند. 30 تای اولویتش را که به دلایل چهارچوب های دفتر موسیقی رد می کنند و نمی تواند بخواند. مثلا در یک ترانه عاشقانه چون کلمه «آغوش» استفاده شده، رد می شود یا موارد مشابه. ته مانده ترانه هایی هم که مجوز می گیرند قطعا تعابیر آنچنانی شاعرانه ندارند و همین باعث می شود سطح آثار پائین بیایید.
    همه می نالند که این سایه ممیزی و نظارت، سلیقگی است. بهانه می آورند که زمان قبل از انقلاب هم مشیری و سیمین بهبهانی و نادر پور و شهریار قنبری هم در شورای شعر، آثار را ممیزی می کردند و این اتفاق صرفا مال این دوره نیست.
    من می گویم در آن دوره هم اشتباه بوده و چون در آن زمان این اتفاق افتاده دلیل نمی شود ما هم گرفتار قوانین آن دوره باشیم. امیرهوشنگ ابتهاج هم سردسته همه آنها در زمان گذشته بوده و کلا فعل، فعل اشتباهی بوده. توجیه جالبی نیست که چون خیلی از پیشینیان شعر و ترانه دست به سانسور در شوراهای نظارتی می زدند ما هم از آنها پیروی کنیم. سانسور آثار دیگران کار اشتباهی است حتی اگر حافظ این کار را کرده باشد.

    مهرداد باقری / ششم شهریور ماه نود و سه

    منابع :
    ترانه و ترانه...رائى در ايران
    ترانه.هاى ملى ايران
    جامعه.شناسى هنر، ص ۹۵
    بررسی اجمالی ترانه های اجتماعی نوشته ی آناهیتا مستاجران
    ترانه نوین نوشته ی احسان سلطانی
    اکادمی ترانه


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    خاص بودن توی مغز اتفاق میفته نه توی عکس!
    Fb.com/mohammadhossein.alipour.music
    #4 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ در ساعت 23:06

  9. کاربران زیر از شما M.hossein عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  10. M.hossein آواتار ها
    M.hossein
    شماره کاربری
    86433
    کاربر فعال
    آذر /۱۳۹۳
    Tehran
    103
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی111
    179
    سپاس از شما 178 بار در 61 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    سرودن ترانه در قالب های کلاسیک از قبیل غزل، رباعی، دو بیتی و… معضلی است که سالهاست دامن گیر ترانه ما شده است .مو سیقی بر خلاف شعر دارای یک زبان بین المللی است که نتها بر مبنای این زبان نوشته می شوند.

    ترانه با استفاده از این زبان و ...تور های جهانی موسیقی ا ز قبیل ریتم، ملودی، هارمونی، آکورد و گام های موسیقی پا رافراتر از شعر گذاشته و با وجود نداشتن زبان بین المللی مخاطب های وسیعی در سطح جهانی پیدا کرده است.

    اما متاسفانه در ترانه امروز ما، کمترین اهمیتی به این ...تورها داده نمی شود و محدود ترانه سراها یی را می بینیم که برمبنای این اصول ترانه بسرایند.

    ترانه را می توان به طور کلی به دو دسته تقسیم کرد:

    1 – ترانه ریتمیک

    2 – ترانه ملودیک

    ترانه ریتمیک:

    عروض در ترانه را باید برای همیشه فراموش کرد، و به جای وزن از ریتم استفاده نمود، هر چند بعضی از اوزان عروضی بیانگر ریتم های 4/2 و 4/4 می باشند.

    در ترانه ریتمیک ابتدا ریتم را با توجه به محتوی ترانه ای که قرار است ، سروده شود انتخاب می کنیم که از معروفترین ریتمها ۸/6 سنگین، ۴/۴ ،4/3 و 4/ 2 را می توان نام برد. به عنوان مثال ریتم 8/6 سنگین یا (slow rock) برای ترانه هایی با محتوی رمانتیک استفاده می شود.

    بعد از انتخاب ریتم ملودی ترانه را مشخص می کنیم .

    ملودی ترجمه شعر به زبان بین المللی موسیقی است که واژها را بر مبنای نت ها بیان می کند. از روی ملودی ترانه می توانیم گام ترانه را مشخص کنیم و از روی گام ترانه آکوردهای ترانه مشخص می شوند.

    ترانه ملودیک:

    در این ترانه ها ابتدا ملودی را انتخاب کرده و با استفاده از ملودی ، گام ترانه را بدست می آوریم سپس ازروی گام بدست آمده آکورد ها را تعیین می کنبم ، در نهایت ریتم ، بر مبنای گام ترانه انتخاب می شود. برای گام های مینور از ریتم های غمگین وبرای گام های ماژور از ریتم های شاد استفاده می کنیم.

    هارمونی در ترانه:

    در تمامی این مراحل باید به هارمونی ترانه توجه ویژه ای داشت هارمونی همان تناسب بین ریتم، ملودی، گام و آکورد های انتخاب شده است. به عنوان مثال ما نمی توانیم یک ترانه رمانتیک را با ریتم (slow rock) در گام لا ماژور بسراییم .

    هارمونی در ترانه ملودیک:
    ترانه ملودیک ترانه ایست که بر مبنای ملودی ساخته می شود. به مصرع زیرو ملودی آن دقت کنید:

    ((بگذر زمن ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم))

    لا لا لا سی دو دو سی لا سل سی سی لا سل فا لا لا سل فا می سی سی سی سی لا سی سی

    حال اگر بر مبنای همین ملودی (نه عروض)یک مصرع دیگر بسراییم،یک بیت ملودیک خواهیم داشت.به مصرع دوم و ملودی آن دقت کنید:

    ((دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرگذشتم))

    لا لا لا سی دو دو سی لا سل سی سی لا سل فا لا لا سل فا می سی سی سی سی لا سی سی

    می بینیم که ملودی هر دو مصرع یکی است و جای هیچکدام از نتها جابه جا نشده است.حال اگر تمام قطعات(بیت ها) ترانه، قطعات ملودیک باشند،یک ترانه ملودیک خواهیم داشت.

    ترانه های ملودیک به راحتی آهنگسازی می شوند و به راحتی قابل اجرا با سازهای مختلف می باشند.اگر ملودی قطعه ها در یک گام موسیقایی باشد(مانند: لامینور، لاماژور،و…) ترانه ملودیک،هارمونیک خواهد بود. بعنوان مثال برای گام دوماژور ترتیب نتها به صورت زیر می باشد:

    دو- ر- می- فا- سل- لا- سی

    اگر ترانه ای بر مبنای این ملودی ساخته شود ،در گام دوماژور می باشد. به همین ترتیب برای سایر گام ها می توان ملودی را نوشت و بر مبنای ملودیِ ، ترانه را سرود.

    پس در ترانه ملودیک دوحالت پیش می آید:

    1- شعر برای ملودی

    2- ملودی برای شعر

    در حالت اول ابتدا یک مصرع را می سراییم،سپس بر مبنای ملودی آن مصرع ،مصرع دوم سروده می شو....مانند مثالی که در ابتدای مقاله آورده شد.

    اما در حالت دوم بر مبنای یک گام،ملودی انتخاب می شود و بر مبنای آن ترانه سروده می شود...وال مهمی که در این قسمت مطرح می شود ، این است که چگونه شعر را به زبان ملودی ترجمه کنیم؟

    برای این منظور باید به دو نکته مهم دقت نمود:

    1. ارزش زمانی نتها

    نتها ارزش زمانی دارند، که بوسیله نت گرد، سفید، سیاه، چنگ، دولاچنگ و… نشان داده می شوند. پلِ ارتباطی بین شعر و موسیقی تقسیم بندی زیر است:

    هر هجای کوتاه=یک نت چنگ
    هر هجای بلند =یک نت سیاه
    هر هجای کشیده=یک نت سفید

    ۲. ارزش م.... نتها

    اینکه هر هجا معادل چه نتی از نتهای هفت گانه می باشد،و فاصله م.... نت ها(پرده، نیم پرده ،و…) چگونه رعایت می شود ، بحثی است که در پست بعدی به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.

    ………..
    ریتم:
    ریتم های ( ۴/۲ ، ۴/۳ ، ۴/۴ ):

    اگر هر مصرع را به چهار قسمت مساوی تقسیم کنیم ، به عبارت دیگرکسر میزان

    رامضربی از (۴/۱) در نظر بگیریم با استفاده از"کامای میزان " خواهیم داشت:

    ۱- اگر کامای میزان در وسط مصرع قرار گیرد ، ریتم (۴/۲) می باشد مانند:

    تو از کدوم قصه ای ، که خواستنت عادته
    نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته

    ۲- اگر کامای میزان درسه چهارم پایانی مصرع قرار گیرد ، ریتم (۴/۳) می باشد

    مانند:

    یه دل میگه برم ، برم
    یه دلم میگه نرم ، نرم

    ۳- اگر کامای میزان در انتهای مصرع قرار گیرد ، ریتم (۴/۴) می باشد، مانند:

    غم میون دوتا چشمون قشنگت لونه کرده،
    شب تو موهای سیاهت خونه کرده ،

    البته باید توجه داشت که بعضی از ترانه ها را می توان همزمان با چند ریتم اجرا نمودکه این تنوع ریتمیک از نقاط قوت ترانه است اما متاسفانه کمتر موردتوجه قرارمی گیرد. به عنوان مثال مصرع زیر را می توان هم ، با ریتم (۴/۲)و هم با ریتم (۴/۴) اجرا نمود:

    یه نیمکت تنها ، یه شعله خاموش (ریتم ۴/۲) ( دو میزان)

    یه نیمکت تنها یه شعله خاموش ، (ریتم ۴/۴) ( یک میزان)

    ریتم (۸/۶ شاد و غمگین):

    اگر هر مصرع را به هشت قسمت مساوی تقسیم کنیم ، به عبارت دیگرکسر میزان را

    مضربی از (۸/۱) در نظر بگیریم با استفاده از "کامای میزان"خواهیم داشت:

    ۱- اگر کامای میزان در وسط مصرع قرار گیرد ، ریتم (۴/۳) می باشد.

    ۲- اگر کامای میزان در انتهای مصرع قرار گیرد، ریتم (۸/۶)می باشد مانند:

    وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد،
    انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد،

    اگر محتوی ترانه شاد بود از ۸/۶ شاد و اگر غمگین بود از ۸/۶ غمگین استفاده می کنیم.اینکه چگونه هر مصرع را به چهار یا هشت قسمت مساوی تقسیم کنیم

    اکادمی ترانه


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    خاص بودن توی مغز اتفاق میفته نه توی عکس!
    Fb.com/mohammadhossein.alipour.music
    #5 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۷ در ساعت 14:01

  11. M.hossein آواتار ها
    M.hossein
    شماره کاربری
    86433
    کاربر فعال
    آذر /۱۳۹۳
    Tehran
    103
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی111
    179
    سپاس از شما 178 بار در 61 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    واژه شناسی ترانه

    چه به دلیل دوری گزیدن تاریخ نویسان ادب رسمی از ترانه و اسم و رسم ترانه سرایان و شیوه های ترانه سرایی و بالطبع پنهان ماندن ریشه و اصل و نسب ترانه و ترانه سرایی و چه به واسطه گریز شاعران ادب رسمی از ترانه ـ چه به دلیل نداشتن ابزار و مهارت های آن و چه از روی تحقیر این نوع ادبی ـ به هر صورت کمتر نامی از ترانه و ترانه سرایان و شیوه.ها و تاریخ تحول و تطور آن برای پژوهشگران این حیطه باقی مانده است.
    آن چه پیش از ملک الشعرا بهارکه نخستین فردی ست که در جستارهای ادبی خویش آشکارا و پژوهشگرانه به ترانه پرداخته است، یا از دیدگاه تاریخ ادبیات نویسی بوده است که به جنبه شاعرانه ترانه پرداخته است و یا اصلاً از واژه ترانه برداشتی غیر از آن چه مقصود ماست داشته اند که متداول ترین آن دوبیتی و رباعی ست (اگرچه از جنبه شاعرانه هم آن را نوع نازل شعر در نظر گرفته اند و گویی با نوع فرودست شعر مواجه بوده اند):
    «نوع غزل همچون ترانه و قسمتی از رباعیات و دوبیتی.ها در عرف شعرای گذشته، مخصوص اشعار غنایی ملحون یعنی از جنس سرود و تصنیف بود و با ضرب و آهنگ و ساز و آواز خوانده می.شد و همین نوع غزل است که آن را در اصطلاح قول (به معنی سرود و آوازخوانی) خوانده اند و واژه قوال به معنی خواننده غزل و سرودخوان مجلس بزم و سماع را هم از این قول گرفته اند.»
    (حسن مشحون/تاریخ موسیقی ایران/ص ۳۰۸)
    به یقین می توان گفت این ملک الشعرا بهار بود که تا حدی اذهان را متوجه برداشتی دیگرگونه از ترانه کرد که به برداشت امروزی ما هم نزدیک تر است:
    «ترانگ که بعدها ترنگه وترنگ و رنگ و امروز ترانه می گویند، صرف نظر از وجه تسمیه ای که شمس قیس و صاحبان فرهنگ برای آن گفته اند، چنین پیداست که در درجه مادون قسمت های نام برده قرار داشته و خاص همگان و متعلق به عموم بوده است و از دو تا چند بیت تجاوز نمی کرده و در واقع شبیه به تصنیف های قدیم بوده است و شاید قافیه بار اول در این بخش از شعر ره یافته و نیز شاید همین قسم شعر با موسیقی خاص خود به اعراب آموخته شده و پایه شعرهای ساده قدیم عربی قرار گرفت.»
    (بهار و ادب فارسی/جلد اول/به کوشش محمد گلبن/صفحه ۱۲۷)
    آشکار است که تصور بهار هم از ترانه به عنوان «بخشی ازشعر» ضمن این که مشخص می کند تا چه حد آن را مقید به شعر به حساب آورده اند، بیان گر فرودستی آن در مقابل شعر در ذهنیت ادبای کلاسیک نیز هست. در جایی دیگر می گوید: «ترانه در ادبیات اسلامی به دوبیتی.ها و رباعیات غنایی (لیریک) نام داده شده است وآن را از ماده «تر» به معنی تازه و جوان گرفته اند. ما تصور می کنیم که ترانه هم نوعی دیگر از اشعار عهد ساسانی بوده است، چه، در عهد ساسان ما از اسم «سرو» (مدایح عالی) و چکامک (اشعار وصفی و عشقی) خبر داشتیم، اما از اسم اشعار هشت هجایی که شامل هجو یا انتقاد یا عشق بوده و قافیه هم داشته و بسیار رواج داشته است و به تصنیفات عوام امروز شبیه بوده است بی خبریم و چنین گمان داریم که ترانگ نام این نوع شعر بوده است و نامیدن رباعی و دوبیتی در عهد اسلامی به این نام، حدس ما را کاملاً تأیید می کند.»
    (بهار و ادب فارسی/صفحه ۱۳۷)
    به اعتقاد بهار ترانه نوعی از شعر بوده که هجو و انتقاد وعشق را در بر می گرفته است، مزین به قافیه بوده و هشت هجایی. یعنی شعری بر اساس سیلاب که تا اواخر حکومت ساسانی قافیه در آن نقشی نداشته است. در همان کتاب می نویسد: «هر قطعه کوچکی که دارای لحنی از الحان موسیقی باشد می توان آن را ترانه نامید و حتی تصنیف های امروز را هم بدین قاعده می توان ترانه نام نهاد، چنان که شمس قیس رباعیات را که به بحر هزج مثمن است، این نام داده و آن را با تغییراتی که خود آورده است ترانه نام نهاده است.»
    (بهار و ادب فارسی/صفحه ۱۳۰)
    این تعریف ملک الشعرا از ترانه را که «هر قطعه کوچکی که دارای لحنی از الحان موسیقی باشد» به اعتبار بی مرزی نمی توان پایه تعریف ترانه قرار داد، اما گویا نظر ادبای کلاسیک در این زمینه تا حدود زیادی یکسان است: «در قدیم به شعرهای آهنگین و موزون و ضربی که در مجالس شادی با ساز و آواز خوانده می.شد قول، غزل، ترانه و سرود می.گفتند و این اسامی که از حدود سده هفت هجری به بعد بیشتر به صورت «تصنیف قول، تصنیف صوت و تصنیف عمل»به کار م....فت، رفته رفته با حذف مضافٌ الیه به صورت تصنیفِ تنها درآمد و تصنیف به اشعاری گفته می.شد که با مقام های موسیقی و نغمه های زیر و بم ساز و آواز جفت و دم ساز می.شده.»
    (اقتباس و تلخیص از ذیل عنوان غزلیات در حواشی دیوان عثمان مختاری به تصحیح جلال همایی، به نقل از حسن مشحون/تاریخ موسیقی ایران/ص ۴۴۲)
    در واقع تا پیش از آن که مرحوم «وحید دستگردی» نام ترانه را به جای تصنیف پیشنهاد دهد، حتی خود ترانه سرا هم ترجیح می داد ترانه اش را تصنیف بنامد. طبق تعریفی که بهار از ترانه ارائه می دهد دوبیتی، رباعی، قطعه و شاید اگر بتوان غزل کوتاه و دو ـ سه بیتی را هم غزل به حساب آورد هیچ فرقی با ترانه حتی خود بهار هم ندارد؛ نمی گوییم ترانه امروز. یعنی تنها کوتاهی ست که ترانه را از غزل و قصیده و مثنوی و دیگر قالب های شعری جدا می کند و ترانه تا این زمان فقط کوتاهی را به عنوان شاخص تفاوت خود با دیگر قالب های شعر دارد: «نوعی از اشعار هجایی محلی که قبل از اسلام در ایران رایج بوده است از همان جنس شعری بوده که ما امروز آن را«تصنیف» می گوییم و آن را به اصطلاح بعد از اسلام «قول ترانه» می گفتند و ظن غالب آن است که سرود یا «سرود چکامه» شبیه به قصیده بوده و چامه شبیه به غزل بوده و ترانه (ترنگ، ترانگ، رنگ) شباهت به تصنیف داشته است وگفتن و نواختن آن عام وشنیدن آن خاص طبقات دوم و سوم بوده است… از تصنیف های قبل از اسلام متأسفانه چیزی باقی نیست… اما از تصنیف های بعد از اسلام که به سبک هجایی گفته شده و آثاری از طرز قدیم در آن باشد، آن قسمی را که اعراب آن را حراره می نامیدند و ما امروز آن را تصنیف می گوییم ظاهراً زیادتر از یک نمونه از قبل از مغول در دست نمانده، اما از بعد از مغول نمونه هایی بیشتر در دست است. من جمله تذکره دولتشاه تصنیفی به اسم ابن حسام ذکر کرده…
    حراره احمد عطاش:
    عطاش عالی جان من عطاش عالی
    میان سر خالی ترا به دز چکارو!
    این حراره یا ترانه دو شعر است، به وزن سیزده هجایی و از جنس ترنگ یا ترنگه است»
    (بهار و ادب فارسی/صفحه ۱۱۵)
    بهار سپس تصنیف نصرو جان را می آورد که به دوره ما نزدیک تر است.
    «تصنیف نصرو جان:
    اگرچه این تصنیف شاید از قرن سیزدهم هجری بالاتر نرود، چه این تصنیف را استاد «ایوان اوف» خاورشناس معاصر روسی در بیست و پنج سال پیش از دهات خراسان به دست آورده و ما از مشارٌالیه گرفتیم، اما از حیث وزن شبیه به حراره «احمد عطاش» و سیزده هجایی است و پیداست که آهنگ و طریقه آن قدیمی ست. قسمتی از آن:
    نصرو نصرو جان، جان جان، آی نصرو جان!
    حیف تو نصرو، به خدا، رفتی ترکستان!
    .... نبینه، به خدا، داغت نصرو جان!

    بازار سرشور، به خدا، تنگ وتاریکه!
    نصروی بچه، به خدا، کمر باریکه!
    نصرو نصرو جان، جان جان، آی نصرو جان

    تفنگ نصروی، به خدا، دو حلقه داره
    کنار نصرو، به خدا، دو بچه داره
    نصرو نصرو جان، جان جان، آی نصرو جان
    (بهار و ادب فارسی/صفحه ۱۱۹ و ۱۱۵)
    مرحوم بهار به دنبال ترانه های سیزده هجایی «احمد عطاش» و «نصروجان» از ترانه های هفت یا هشت هجایی یاد می کند که امروزه آن.ها را بحر طویل می گوییم: «معروف تر از ترانه های سیزده هجاییِ نام برده، ترانه های هشت هجایی ست که گاهی یک یا دو هجا کم تر دارد، ولی در آهنگ آن را به طرز هشت هجایی می خوانده اند و این نوع ترانه به دلایلی که باقی مانده نیوشه.ها و افسانه های کودکان گواهی می دهد مشهورتر از سایر اقسام شعر و ترانه بوده و اعراب هم از این جنس هشت هجایی خیلی تقلید کرده اند… و ما چند قطعه از این جنس شعر را در کتاب رموز حمزه یافته ایم و چون زمان تحریر این کتاب از عهد صفویه معلوم نیست بالاتر باشد، ناچار آن اشعار هم از همان زمان هاست… نمونه های [نمونه] مأخوذ از رموز حمزه:
    بتی لاله عذاری
    به ... باد بهاری
    به نگه آهوی چینی
    و به قد سرو خرامان
    و به رخ چون مه تابان
    و سر زلف پریشان
    و ... غنچه خندان
    و زنخدان چو نمکدان
    که از او وام کند قر ـ
    ص قمر نور و ضیا را»
    (بهار و ادب فارسی/صفحه ۱۲۰ و ۱۱۹)
    در رواج دوباره تصنیف و ترانه در عهد صفویه بین مورخان و ادبا اتفاق نظر است. یحیی آرین پور که در تاریخ ادبیات یکصد و پنجاه ساله خویش به اجمال فراوان به تصنیف و ترانه می.پردازد در تعریف تصنیف و ترانه آورده است: «اصطلاح تصنیف که از قرن دهم هجری شایع شده و شاید از قرن هشتم و نهم پدید آمده، جانشین اصطلاح «قول» و «غزل» عهد اول بعد از اسلام است و در اصطلاح شاعران و آهنگسازان قدیم عبارت بوده است از نوعی شعر لحنی که دارای وزن عروضی و ایقاعی هر دو باشد، یعنی بر حسب ظاهر با سایر اشعار معمولی تفاوتی نداشته، اما از جهت انتخاب وزن و ترکیب الفاظ دارای این صفت و خاصیت باشد که با الحان و مقامات موسیقی و نغمات زیر و بم ساز و آواز جفت و دم ساز گردد.
    تصنیف هایی که در عهد صفویه رایج و متداول بوده مانند تصنیف های کنونی هجایی نبوده و با شعر عروضی هماهنگی داشته است.
    متأسفانه این نوع تصنیف.ها یا اشعار همراه با آهنگ و موسیقی ایرانی را کسی جزو ادبیات به شمار نیاورده و در دواوین و تذکره.ها ثبت نکرده و هویت گویندگان آن.ها غالباً بر ما مجهول است با این همه نمونه هایی از این گونه تصنیف.ها در کتب آن عهد مانند تذکره نصرآبادی و گلستان هنر تألیف قاضی احمد بن میرمنشی نقل شده که از آن جمله است تصنیف «نیشابورک» از ساخته های هادی دیلمی:
    مرا گفتی چو من یاری نداری
    تو هم چون من گرفتاری نداری
    چه دانی حال زار بیدلان را
    که بر دل داغ دلداری نداری
    نباشد غیر آزار منت کار
    که جز آزار من کاری نداری…
    نادرمیرزا صاحب تاریخ تبریز در ترجمه صائب تبریزی از قول آذر بیگدلی گوید که این بیت مشهور که بیشتر بر آهنگ زنند از اوست:
    به حوالی دو چشمش حشم بلا نشسته
    چو قبیله گرد لیلی همه جا به جا نشسته
    و نیز از شاه مراد خوانساری (متوفی به سال ۱۰۳۸ .......ه. ق.) از شعرای تصنیف ساز عهد شاه عباس کبیر این تصنیف را در مقام دوگاه و نوروز و صبا ساخته بوده و به گفته نصرآبادی شاه عباس او را تشویق کرده و خلعت و انعام داده است:
    صد داغ به دل دارم زان دلبر شیدایی
    آزرده دلی دارم من دانم و رسوایی
    صاحب تذکره بعد از ذکر ترجمه حال خوانساری گوید «اکثر تصانیفش شعر است» و از این گفته برمی آید که در عهد صفوی تصنیف های غیرعروضی نظیر تصنیف های امروزی نیز معمول و رایج بوده است.
    تصنیف هایی که بعد از دوره صفوی ساخته شده تا حد زیادی از وزن اشعار عروضی آزاد هستند و اگرچه در بعضی از آن.ها ابیات یا مصرع هایی دیده می.شود که با بحور عروضی مطابقت دارد، ولی غالباً و به طور کلی وزن عروضی لازمه آن.ها نیست و بنیاد آن.ها بر شماره هجاهاست، چنان که ژوکوفسکی خاورشناس روس از آن.ها به «نثر ساده ضربی» تعبیر کرده است.
    گذشته از این تصنیف برخلاف شعر ادبی که خاص خواص بوده، تعلق به طبقات عامه دارد و بنابراین قواعد دستوری که در شعر ادبی عدول از آن.ها قابل اغماض نیست، در تصنیف.ها چندان رعایت نمیشود، و بالاخره چون موسیقی جزو لازم و غیرمفارق آن است، شکل تصنیف بیشتر تابع آهنگ (melody) است.
    موضوع تصنیف گاهی عشق و عاشقی و وصف بی وفایی معشوق و شرح حال زار عاشق و ستایش گل و شراب و زیبایی ست. این خصوصیات تصنیف را به غزل های عرفانی نزدیک می...ازد و یک نوع لطف و اصالت به آن می.دهد، و گاهی شوخی و طیبت و یا تمجید و بدگویی از اشخاص و اوضاع است. این گونه تصنیف.ها همیشه غرض و مأموریت خاصی دارند و تقریباً همه وقت به زبان محاوره عمومی ساخته می.شوند، مع هذا از هنر شعری محصوصی برخوردارند و احیاناً در ضمن آن.ها افکار بلندی دیده می.شود که با بیانی ساده و بدون شاخ و برگ شاعرانه ادا شده است.
    تصنیف.ها برخلاف اشعار ادبی زاییده طبع هنرمندان و استادان بزرگ نیستند و برای طبقات مشخصی سروده نمی شوند. سرایندگان آن.ها غالباً شناخته نیستند و چون تخلص و نام و نشانی از خود باقی نمی گذارند، هویت آنان الی الابد مجهول می.ماند.
    تصنیف.ها از زبان اکثریت مردم و برای خود مردم سخن می.گویند و در آن.ها احساس بر فکر غلبه دارد.
    تصنیف به صورت کنونی یک پدیده نسبتا جدید در ادبیات ایران است و می.توان گفت هنگامی که شعر پارسی از دربار سلاطین قدم به بیرون نهاد و به دست مردم کوچه و بازار افتاد، شکل تصنیف را برای خود انتخاب کرد و بعد از دوران مشروطیت شعرا و گویندگان توجه بیشتری بدان معطوف داشته جنبه ادبی و هنری به آن دادند.
    قدیمی ترین تصنیفی که از روزگاران بالنسبه نزدیک تر در دست داریم، تصنیفی ست که تیره بختی و بیچارگی لطفعلی خان، آخرین یادگار خاندان زند را شرح می.دهد. فضایل این شاهزاده جوان وی را محبوب قلوب مردم ایران ساخته بود و شجاعت و جوانمردی و استقامتی که در روزگار بدبختی از خود بروز داد، موضوع تصنیفی قرار گرفت که چنین است:
    بالای بان اندران
    قشون آمد مازندران
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    جنگی کردیم نیمه تمام
    لطفی میره شهر کرمان
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    حاجی تو را گفتم پدر
    تو ما را کردی دربه در
    خسرو دادی دست قجر
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    لطفعلی خان بلهوس
    زن بجست بردند طبس
    طبس کجا تهران کجا؟
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    لطفعلی خان مرد رشید
    هر .. رسید آهی کشید
    .... ..... جامه درید
    لطفعلی خان بختش خوابید
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    بالای بان دلگشا
    مُردست ندارد پادشا
    صبر از من و داد از خدا
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    لطفعلی خان م....فت میدان
    .... می.گفت شوم قربان
    دلش پر غم رخش گریان
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    اسب نیله نو زین است
    دل لطفی پر از خون است
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    وکیل از قبر در آرد سر
    بیند گردش چرخ اخضر
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد

    لطفعلی خان مضطر
    آخر شد به کام قجر
    باز هم صدای نی میاد
    آواز پی در پی میاد»
    (از صبا تا نیما/ج ۲ /ص ۱۵۳ و ۱۵۵)
    بهار در ادامه ذکر ترانه های هشت هجایی از مثل.ها وافسانه های هشت هجایی نام می برد که بسیار به ترانه های امروز شبیه است وحتی بند هایی از آن.ها به ترانه های ترانه سرایان معاصر راه یافته است. وی در مورد این ترانه.ها می نویسد: «دیگر، ترانه.ها یا اشعاری ست که اطفال یا عامه هر به چندی ساخته و به مناسبتی می خوانند و قدیمی ترین آن.ها دو ترانه است که کودکان در موقع نیامدن باران، یا طولانی شدن ابر و نتافتن خورشید می خوانده اند و شاید هنوز هم درروستاها متداول باشد و در هر شهری با جزئی اختلاف معروف است:
    ۱٫ ترانه باران:
    کولی قزک بارون کن
    بارون بی پایون کن…
    ۲٫ ترانه خورشید:
    خورشید خانم آفتو کن
    یه مشت نخود به او کن
    ما بچه های کردیم
    از سرمایی بمردیم…»
    (بهار و ادب فارسی/صفحه ۱۲۲ و ۱۲۱)

    به هر روی ترانه نوعی از ادبیات آهنگین ماست که با حفظ برخی کارکردها و مؤلفه.ها و طبیعتاً از دست دادن پاره ای از این ویژگی.ها به روزگار ما رسیده است. ترانه ای که اکنون به همراه ساز و صدای خواننده جزئی جدانشدنی از زندگی روزمره ماست.

    *بخشی از کتاب ساختارشناسی ترانه

    اکادمی ترانه


    خاص بودن توی مغز اتفاق میفته نه توی عکس!
    Fb.com/mohammadhossein.alipour.music
    #6 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۷ در ساعت 20:30

+ پاسخ به موضوع

موضوعات مشابه

  1. آموزش اصول ترانه سرایی
    توسط OMID در انجمن آموزش و اطلاعات شعر پارسی
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۰, 17:54
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۱۶, 12:50
  3. آلبوم «می صوفی افکن کجا می فروشند» رونمایی شد
    توسط Ramin95 در انجمن اخبار روز موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۷, 16:30
  4. اصول کلی ترانه سرایی
    توسط MAHSA در انجمن آرشیو
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۲۴, 23:38
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۱۷, 04:01

جستجو شده ها

فرمول ترانه سرایی

سرود‌چکامه تعریف

نکاتی درمورد ترانه سرایی

کلاس آموزش اصول ترانه سرایی یغما گلرویی

اصولی در مورد ترانه سرایی

اموزش اصولی ترانه سرایی

چگونه هر مصرع را به چهار قسمت مساوی تقسیم کنیم

نکاتی درباره ترانه گویی

چگونه درترانه بیان احساسات کنیم

تا این لحظه 104 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی