کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 43

موضوع: تئوری کامل ضبط , میکس و مسترینگ

  1. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    انواع کمپرسورها


    کمپرسورهای VCA یا Voltage Controlled Amplifier :

    در این نوع کمپرسورها که استفاده از آن نسبتا معمول تر است، یک نقویت کننده یا VCA مثلا به فرم یک IC تنظیمات کمپرسیون را بر عهده دارد. از مزایای این نوع کمپرسورها این است که، رنگ سیگنال را به ندرت تغییر می دهند و به عنوان چند نمونه یِ معروف می توان از dbx 160a ، SSL Bus Compressor و Elysia mpressor نام برد.


    Vertigo VSC-2





    کمپرسورهای FET یا Field Effect Transistor :

    به جای یک VCA می توان مسئولیت تنظیمات کمپرسور را به یک Field Effect Transistor محول کرد. این نوع کمپرسورها امروزه به ندرت ارائه می شوند؛ دلیل آن هم تولید پُرهزینه و در نتیجه قیمت گران آنهاست.

    به عنوان این نوع کمپرسورها می توان از سرعت واکنش بسیار سریع آن ها نام برد. در ضمن این کمپرسورها معمولا به افزایش اندکی صدای Valve مانند به سیگنال گرایش دارند. استفاده از کمپرسورهای FET روی درامز و سازهای با کاراکتر کوبه ای و گیتار clean بسیار معمول است. نمونه های معروف: Softube FET-Compressor ، Universal Audio 1176LN و Urei 1176.


    Universal Audio 1176LN






    کمپرسورهای Opto:

    Opto به معنی Optical یا نوری است که اشاره به یک circuit حساس به نور دارد که مقدار کمپرسیون را تعیین می کند. این نوع کمپسورها معمولا واکنش آهسته تری دارند و گاهی همین واکنش کند مورد نیاز است. این نوع کمپرسیون بهتر است روی سیگنالی اعمال شود که به اندکی رنگ آمیزی با کمپرسیونی موزیکال و ظریف نیاز دارد.

    نمونه یِ معروف: Universal Audio LA2A


    Teletronix LA-2A





    کمپرسورهای Valve:

    این نوع کمپرسورها از Valve به عنوان اِلمان تقویت کننده استفاده می کنند و صدای گرم و مخملینی دارند که مناسب صدای خواننده، باس و سازهای کوبه ای نظیر درامز است. اما معمولا استفاده از این کمپرسورها با عوارضی جانبی همراه است. عوارضی نظیر اضافه شدن نویز به سیگنال، تعدیل فرکانس های باس یا بالا و یا مشکلات مربوط به فاز.

    نمونه هایِ معروف: Tegeler Audio Manufaktur Vari Tube و Fairchild 670


    Knif Vari Mu II


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #11 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 23:32

  2. 10 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  4. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    اکسپندر (Expander)




    اکسپندر تقریبا عملکردی خلاف کمپرسور را دارد و معمولا برای بازگردادندنِ آن..چه که کمپرس شده به حالت اولیه یِ خود استفاده می.شود (Compander).

    گاهی هم از اکسپندر به عنوان جایگزینی نرم.تر برای گِیت یاد می.شود.



    اکسپندرهای Upward

    بوسیله یِ کمپرسور و گیت می.توان صدای سیگنال.های با Level بالا را تشدید کرد. اکسپندرهای Upward هم برای همین منظور طراحی شده.اند، و در ضمن ابزار ایده.آل برای تاکید روی Attack طبیعی و ترانزینت.ها و بازسازیِ دینامیکِ از دست رفته و جان بخشیدن به سیگنال.ها هستند.

    وقتی صحبت از Upward Expansion می.شود، ما دیگر چیزی به نام کاهشِ gain نداریم. پارامترِ Attack تعیین کننده یِ سرعت افزایشِ gain است و در اکثر موارد Attack کوتاه به معنیِ تاکید روی Attack طبیعیِ سیگنال است.

    تاثیرِ Attack و Release در اکسپنشنِ Upward: هرچه Attack کوتاه تر باشد، سیگنالِ بالای آستانه سریع.تر تقویت (boost) می.شود. از Release طولانی می.توان برای تاکید روی Decay طبیعی استفاده کرد.


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #12 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت 01:13

  5. 8 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  6. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    اکولایزر و سازها


    همانطور که در فصول دیگر مفصلا توضیح داده شد، بکارگیری صحیح اکوالایزر، کمپرسور و افکت.ها به ما در وضوح بخشیدن به یک صدا یا ساز در میکس کمک می.کند. در این فصل در مورد چگونگی استفاده از اکوالایزر بیشتر وارد جزئیات خواهم شد. باید توجه داشت که نکات زیر فقط برای یادگیری ذکر می شوند و چیزی نظیر "وحی مُنزَل" نیستند. بنابراین شاید همه جا و در هر موقعیتی کارایی نداشته باشند.

    توجه: عدم اشاره به .....ِ shelving یعنی استفاده از peak.



    باس درام:

    ۵۰ تا ۸۰ هرتز
    تاکید: افزیش قدرت باس درام

    ۱۲۰ هرتز
    تاکید: باس بیشتر در باس درام

    ۲۰۰ تا ۴۰۰ هرتز
    تعدیل: کاهش فرکانس های اضافی

    ۲۸۰ تا ۴۵۰ هرتز
    تعدیل: کاهش صدای چوبی باس درام

    ۴۵۰ هرتز
    تعدیل: نشاندن بهتر باس درام در میکس
    تعدیل همه ی فرکانس های بالای ۴۵۰ هرتز (shelving) صدایی نظیر 808 را ایجاد می کند.

    ۲/۵ تا ۴ کیلوهرتز
    تاکید: صدای کیک! شنیده شدن و نشستن بهتر کیک در میکس.

    ۱۰ کیلوهرتز
    تاکید: برای تاکید روی اتک





    (اِ)سنیر:

    ۱۵۰ تا ۲۰۰ هرتز
    تاکید: باس بیشتر

    ۳۰۰ هرتز
    تاکید: بدنه ی بزرگ

    ۱ تا ۲ کیلوهرتز
    تاکید: افزایش رزونانس

    ۳ تا ۴ کیلوهرتز
    تاکید: صدای اعصاب خورد کن

    ۵ کیلوهرتز
    تاکید: افزایش اَتَک و پانچ





    تام ها:

    ۹۰ هرتز
    تاکید: باس!

    ۵۰۰ هرتز
    تعدیل: گرمای کمتر

    ۵ هرتز
    اَتَک و پانچ بیشتر





    های هت

    ۳۰۰ هرتز
    تعدیل (shelving) فرکانس های پایین تر از ۳۰۰ هرتز برای از بین بردن فرکانس های مزاحم

    ۸۰۰ هرتز
    تعدیل: کم کردن فرکانس های میانی اعصاب خورد کن (و متالیک)

    ۱ کیلوهرتز
    تاکید: میانه قوی

    ۳ تا ۴ کیلوهرتز
    تاکید: افزیش صدای ضربه روی های هت

    ۸ کیلوهرتز
    تاکید: براق کردن فرکانس های بالا

    ۱۰ کیلوهرتز
    تعدیل (shelving): فرکانس های بالای کمتر





    راید (Ride)

    ۱ تا ۲ کیلوهرتز
    تاکید: ضربه ی نوک چوب (Stick)

    ۸ تا ۱۵ کیلوهرتز
    تاکید: صدای sssssss





    صدای میکروفون روم:

    ۲۵۰ هرتز
    تاکید: افزایش قدرت درامز

    ۴ کیلوهرتز
    تاکید: ضربات شدید





    گیتار E-Bass

    ۶۰ هرتز
    تاکید (shelving): افزایش باس!

    ۴۰۰ هرتز
    تعدیل: کاستن میانه ی slap به منظور تاکید (۴ تا ۵ کیلوهرتز) روی ضرب

    ۱/۵ کیلوهرتز
    تاکید: صدای "عصبانی"

    ۲ کیلوهرتز
    تاکید: صدای درخشان

    ۳ تا ۵ کیلوهرتز
    تعدیل: کاستن سر و صدای سیم ها

    ۴ کیلوهرتز
    تاکید: صدای سفت!

    ۴ تا ۵ کیلوهرتز
    تعدیل: کاهش ضرب





    کنترباس:

    ۱۰۰ کیلورهرتز
    تعدیل: کاهش فرکانس های باس پایین (deep bass)

    ۵۰۰ هرتز
    تاکید: صدای چاق!





    گیتار آکوستیک:

    ۸۰ تا ۱۰۰ هرتز
    تاکید (shelving). : صدای پرقدرت

    ۲۵۰ هرتز
    تعدیل: کاهش صداهایی که "گاهی" چندان مورد نیاز نیستند.

    ۲۵۰ تا ۳۵۰ هرتز
    تاکید: صدای چاق!

    ۵ کیلوهرتز
    تعدیل: کاهش صدای حرکت دست روی فرت ها

    ۱۰ کیلوهرتز
    تاکید (shelving) : سیم های براق و سر حال!

    ۱۵ کیلوهرتز
    تاکید: صدای تر و تازه





    صدای خواننده:

    ۱۰۰ تا ۳۰۰ هرتز:
    تعدیل: کاش فرکانس های اضافی (گاهی اضافی)

    ۲۰۰ هرتز
    تاکید: صدای پر حجم

    ۲ تا ۶ کیلوهرتز
    تاکید: کلام قابل فهم

    ۱۲ تا ۱۴ کیلوهرتز
    تاکید: صدای درخشان





    پیانو (در موسیقی پاپ و راک)

    ۶۰ تا ۱۰۰ هرتز
    تعدیل (shelving) : کاهش باس

    ۱۵۰ تا ۱۷۰ هرتز
    تعدیل: کاهش فرکانس های (گاهی) اضافی

    ۲۵۰ تا ۴۵۰ هرتز
    تاکید: گرمای بیشتر

    ۶ تا ۸ کیلوهرتز
    تاکید: افزایش صدای ضربه ی چکش روی سیم ها

    ۱۰ تا ۱۵ کیلوهرتز
    تاکید (shelving) : صدای درخشان


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #13 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت 01:56

  7. 9 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  8. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    روشِ هاس (Haas Trick)


    استفاده از اختلاف فاز در میکس به روشِ هاس (Haas Trick )



    روشِ هاس یافته یِ جالبی است که می.توان آن را به خوبی در میکس بکار برد. مثلا اگر ما صدایی مونو از گیتار الکتریک داشته باشیم، می توانیم آن را بوسیله یِ پَنینگ کاملا به سمت راست یا چپ هدایت کنیم و کپیِ دیگری از همان صدا (Ghost Copy) را به سمت مقابل بفرستیم. اما با 3 تا 35 میلی ثانیه اختلاف فاز یا تاخیر (delay).



    به این ترتیب صدایی استریو و با قدرت بیشتر بدست می آید و در عین حال تعادل در ایماژِ استریو (Stero Image) نیز حفظ می.شود.

    این روش تنها زمانی درست عمل می.کند که نسخه یِ کپی کمتر از 10 دسیبل بلندتر از سیگنال اصلی باشد.


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #14 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت 01:56

  9. 8 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  10. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    ریورب (Reverb)


    ﺩﺭ هنگام ﺿﺒﻂ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺻﻮﺗﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺳﺎﺯﻫﺎ ( ﺳﻮﻟﻮ، ﺁﻧﺴﺎﻣﺒﻞ ﯾﺎ ﺍﺭﮐﺴﺘﺮ) ﯾﺎ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﺎﻥ (ﺳﻮﻟﻮ ﯾﺎ ﮐُﺮ) ، ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﺻﻮﺗﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﺳﺖ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﻭﯾﮋﻩ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ( ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻮﻥ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺿﺒﻂ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﻨﺎﺳﺐ ) . ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﻤﭙﻞ ﻫﺎ ﻭ ﺳﯿﻨﺘﯽ ﺳﺎﯾﺰﺭ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﭘﺎﭖ ﺑﺎﺏ ﺷﺪ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺣﺲ ﻣﯽ ﺷﺪ، ﻓﻀﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮ ﺷﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ، ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .



    ﺩﺭ ﻣﯿﮑﺲ ﺍﺯ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺿﺒﻂ ﻣﻨﺒﻊ ﺻﻮﺗﯽ ﺩﺭ ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺩﺭ ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ . ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺭﯾﻮﺭﺏ، ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﮑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒِ ﻓﻀﺎﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﺷﺪﻩ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻓﻀﺎ ﯾﺎ Room ﻫﺴﺘﻨﺪ ( ﻣﺜﻼ ﺳﯿﻨﺘﯽ ﺳﺎﯾﺰﺭ) ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﻀﺎﯼ ﺿﺒﻂ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ (ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻭ ﺳﻤﭙﻞ ﻫﺎ ) ﺗﺮﮐﯿﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﯾﮑﭙﺎﺭﭼﻪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﻣﻼ ﺗﺼﻨﻌﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﭘﺪﯾﺪ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﻀﺎﯼ ﺑﺎﻭﺭ ﭘﺬﯾﺮﯼ، ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﯽ ﺍﻧﺪﮎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﮐﻮﺳﺘﯿﮏ ﻭ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺩﺍﺭﺩ .



    ﭘﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺨﺘﺼﺮﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﺧﯿﺮ (Delay) ﻭ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﺍﻣﺎ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻤﯿﻖ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﻬﻢ، ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﺗﺪﻭﯾﻦ ﮐﻨﻢ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﯿﮑﺴﻮﻓﻮﻥ ﮐﻤﯽ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﺗﺮ ﺑﺎ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪ. ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺁﮐﻮﺳﺘﯿﮏ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪ، ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺻﻮﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﻨﺒﻊ ﺻﻮﺗﯽ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻮﯾﯽ ﭘﺨﺶ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺷﯿﺊ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻓﻀﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ ( ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﯿﺰ، ﺻﻨﺪﻟﯽ، ﺩﺭ، ﺩﯾﻮﺍﺭ، ﺳﻘﻒ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ... ) ، ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﮐﻮ ﯾﺎ ﭘﮋﻭﺍﮎ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ( ﺣﺪﻭﺩ ۵۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺍﮐﻮ ﺩﺭ ﺛﺎﻧﯿﻪ) ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﻃﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺻﻮﺗﯽ ﺑﯽ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺷﻮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ : ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﺍﻭﺭﯾﻨﺠﺎﻝ ﯾﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ( Direct Sound ) . ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺷﺊ ( ﻣﺜﻼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺍﺗﺎﻕ ) ﺑﻪ ﺷﻮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ : reflection ﯾﺎ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﻫﺎ ﺭﺍﻫﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺭﺍ ﻃﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻮﻧﺪﻩ ﺑﺮﺳﻨﺪ، ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺎ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻫﻤﺮﺍﻫﻨﺪ : ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﯾﺎ ﻫﻤﺎﻥ early reflections ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻢ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﯾﮏ " ﺍﮐﻮﯼ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ " ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .



    ﻧﮑﺘﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﺶ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺻﻮﺗﯽ ﻧﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﯾﺎ ﺩﻭ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ، ﺑﻠﮑﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﺷﯿﺎﺀ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﻮﻧﺪﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻃﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺎ ﺗﺎﺧﯿﺮﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﻮﺝ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺍﻣﺎ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﺎﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻣﯿﺎﻥ ﯾﮑﺎﯾﮏ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺭﺍ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﺻﻄﻼﺣﺎ ﺑﺎ " ﺗﻮﺩﻩ ﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ " ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﯾﻔﻮﺯ ﯾﺎ Diffuse Sound ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺗﺎ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮﯼ " ﺗﻮﺩﻩ ﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ " ﭘﺮﯼ ﺩﯾﻠِﯽ ﯾﺎ Pre-Delay ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﻨﺒﻊ ﺻﻮﺗﯽ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺷﻮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ : ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﯾﺎ Direct Sound . ﺳﭙﺲ ﺍﻧﻌﮑﺎﺳﺎﺕ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﯾﺎ Early Reflections ( ﺍﮐﻮﻫﺎﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪ) . ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﯾﻔﻮﺯ ﯾﺎ Diffuse Sound ﯾﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﻧﻌﮑﺎﺳﺎﺕ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﺩﯼ ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭﮎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺻﻄﻼﺣﺎ " ﺍﺑﺮﯼ " ﺍﺯ ﺍﻧﻌﮑﺎﺳﺎﺕ ﺭﺍ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .



    ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﻧﻮﻉ ﻓﻀﺎ ﯾﺎ ﺍﻟﮕﻮﺭﯾﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﯾﮏ Preset ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﻣﺜﻼ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺎﻝ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﻟﻨﺪﻥ، ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﻃﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻟﻦ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﺷﻮﺩ .



    ﺁﻣﺒﯿﺎﻧﺲ ( Ambience) : ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﯾﮏ ﺍﺗﺎﻕ ﮐﻮﭼﮏ ( ﻣﻨﺎﺳﺐ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﺑﺎﺱ ﻭ ﺑﺎﺱ ﺩﺭﺍﻣﺰ) .
    ﺗﺎﻻﺭ ﮐﻮﭼﮏ ( Chamber) : ﺍﺗﺎﻕ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎ ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ . ( ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﯼ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﺍﻣﺰ " ﺍﻣﺮﻭﺯ " ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ) .
    ⁃ ﺍﺗﺎﻕ ﮐﻮﭼﮏ ( Small Room ) : ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺗﺎ ۱ ﺛﺎﻧﯿﻪ .
    ⁃ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﺘﻮﺳﻂ ( Middle Room ) : ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺗﺎ ۱ / ۸ ﺛﺎﻧﯿﻪ .
    ⁃ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺰﺭﮒ ( Large Room ) : ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺗﺎ ۲ / ۲ ﺛﺎﯾﻨﻪ .



    ﺍﻟﮕﻮﺭﯾﺘﻢ Plate : ﺭﯾﻮﺭﺏ ﻣﺘﺮﺍﮐﻢ ﺑﺎ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺳﺮﯾﻊ . ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺳﺎﺯﻫﺎﯼ ﮐﻮﺑﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ .

    ﺍﺗﺎﻕ ( Room ) : ﺍﺗﺎﻕ ﻣﺘﻮﺳﻂ . ﮐﺎﻫﺶ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺻﻮﺗﯽ . ﻓﻀﺎﯼ ﺩﯾﻔﻮﺯ ( ﺑﺎ ﻣﺒﻠﻤﺎﻥ ﺯﯾﺎﺩ ﯾﺎ ﻣﺜﻼ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ : ﺳﺎﻟﻦ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺑﺎ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﭘُﺮ) .
    ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺗﻤﭙﻮﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ .

    ﮐﺎﺗﺪﺭﺍﻝ (Cathedral) : ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ ﻋﻤﯿﻖ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ (ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺷﺮﺍﯾﻂ) ﻭ ﺳﺎﺯﻫﺎﯼ ﺳﻮﻟﻮ .

    ﺗﺎﻻﺭ ﺑﺰﺭﮒ ( Hall ) : ﺳﺎﻟﻨﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎ ﺩﯾﻮﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ( ﻧﻈﯿﺮ ﻣﺮﻣﺮ ) ﻭ ﺩﯾﻔﻮﺯﯾﻮﻥ ﮐﻢ ﺑﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ۱ / ۵ ﺗﺎ ۳ ﺛﺎﻧﯿﻪ .


    ﭘﺮﯼ ﺩﯾﻠِﯽ ( Pre Delay ) ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺣﺲ ﺷﺪﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻓﻀﺎ ﺩﺍﺭﺩ . ﻫﺮﭼﻪ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﯾﻔﻮﺯ ﯾﺎ Diffuse Sound ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﻓﻀﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ Pre Delay ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻨﺒﻊ ﺻﻮﺗﯽ ﺑﺎ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ . ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺰﺭﮒ، Pre Delay ﺯﯾﺎﺩ . ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﺎ ﻣﻨﺒﻊ ﺻﻮﺗﯽ، Pre Delay ﮐﻢ ﻭ ﺑﺮﻋﮑﺲ ) .







    ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻓﻀﺎ ﯾﺎ Room Size ﻫﻢ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﮑﺎﻥ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .



    ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﯾﺎ Reverb Time ( ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ Decay ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ) ، ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﺶ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ، ﻃﻮﻝ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺭﺍ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺑﺎ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮ Decay ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻫﻢ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺟﻨﺲ ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﺍ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮﺩ ( ﻣﺜﻼ ﺑﺘﻦ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺷﺪﯾﺪﺗﺮﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﭼﻮﺏ) . ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺗﺎ ۲ / ۲ ﺛﺎﻧﯿﻪ، ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺳﺎﯾﮑﻮ ﺁﮐﻮﺳﺘﯿﮏ، ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﻫﻀﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻝ ﻧﺸﯿﻦ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﻫﺮﭼﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﺷﻮﺩ .




    ﺗﻀﻌﯿﻒ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻻ ﯾﺎ High Frequency Damp ﯾﺎ Hi Damp ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻻ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﮐﻮﺍﻻﯾﺰﺭ ﺭﻭﯼ Return ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﻭﺷﯽ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﻣﺜﻼ ﺑﺎ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﻭ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭ Damp ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﯿﻢ، ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺩﺭ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺩﺭ ﺑﺎﻧﺪﻫﺎﯼ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﻭ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺳﺖ .



    ﺩﯾﻔﻮﺯﯾﻮﻥ ﯾﺎ ﺩﯾﻔﯿﻮﮊﻥ (Diffusion) ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺑﻪ ﺍﺷﯿﺎﺀ ﺩﺭ ﻓﻀﺎ ( ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎ، ﺳﻘﻒ ﻭ ﮐﻒ ﺍﺗﺎﻕ) ﺭﺍ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﻫﺮﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺩﯾﻔﻮﺯﯾﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺍﺻﻄﻼﺣﺎ ﻧﺮﻡ ﺗﺮ ﻭ ﻣﺘﺮﺍﮐﻢ ﺗﺮ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﻫﻢ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ( ﻣﺒﻠﻤﺎﻥ ﺯﯾﺎﺩ،
    ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎ ﺳﺘﻮﻥ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩ = ﺭﯾﻮﺭﺏ ﭘﺮﺗﺮﺍﮐﻢ) .



    ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﯼ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮ Density ( ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ : ﺗﺮﺍﮐﻢ، ﻓﺸﺮﺩﮔﯽ، ﭼﮕﺎﻟﯽ، ﻏﻠﻈﺖ ) ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﯾﮑﺎﯾﮏ ﺍﻧﻌﮑﺎﺳﺎﺕ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ( ﯾﺎ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ)، ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺮﺍﮐﻢ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .





    ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮ Spread ( ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ : ﭘﻬﻦ ﮐﺮﺩﻥ، ﮔﺴﺘﺮﺩﻥ ... ) ﺍﻣﮑﺎﻥ ﮔﺴﺘﺮﺩﻥ ﺍﻧﻌﮑﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺮﯾﻮ -ﭘﺎﻧﻮﺭﺍﻣﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .



    ﺍﻧﻌﮑﺎﺳﺎﺕ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﯾﺎ Early Reflections ﻫﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪ : ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ . ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮ ﺑﺎ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﮑﺲ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺭﺳﯿﺪ : ﺩﺭ ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﮑﺲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ Early Reflection ﺑﺎ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﯼ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻠﻮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ Early Reflection ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ .






    ﻧﮑﺘﻪ : ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﻧﻈﯿﺮ ﺍﺗﺎﻕ ( Room) ، ﺗﺎﻻﺭ ﮐﻮﭼﮏ ( Chamber) ﻭ ﺗﺎﻻﺭ ﺑﺰﺭﮒ ( Hall) ﺍﻏﻠﺐ، ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻻ ( High Frequency ) ﮐﺎﺳﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺍﮔﺮ ﺭﯾﻮﺭﺏ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺪﯾﻞ ﻓﺮﮐﺎﻧﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻧُﺮﻣﺎﻝ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ Return ﺍﺯ ﯾﮏ Exciter ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ . ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺭﯾﻮﺭﺏ ( ﭼﻪ Room ﻭ ﭼﻪ Hall ) ﺍﺯ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﺳﯿﮕﻨﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯿﮑﺲ ﻋﻘﺐ ﺗﺮ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﺩﻟﯿﻞ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﮐﻮﺳﺘﯿﮏ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮﺩ : ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻋﻈﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﻃﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﺎ ﻫﺮﭼﻪ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﻊ ﺻﻮﺗﯽ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﯾﻢ، ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﻣﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭﺍ ﮐﻤﺘﺮ ﻭ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ . ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﺎﻫﺶ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻻ ﺩﺭ ﺭﯾﻮﺭﺏ، ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﻊ ﺻﻮﺗﯽ ﺭﺍ ﺗﺪﺍﻋﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .


    تعداد کل آرای این پست : 4
    تعداد آرای مثبت : 4
    #15 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت 12:02

  11. 6 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  12. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    سازها در موسیقی پاپ


    همانطور که فصول دیگر مفصلا توضیح داده شد، بکارگیری صحیح اکوالایزر، کمپرسور و افکت.ها به ما در وضوح بخشیدن به یک صدا یا ساز در میکس کمک می.کند. در این فصل در مورد چگونگی استفاده از این ابزار بیشتر وارد جزئیات خواهم شد.



    نکات زیر فقط برای یادگیری ذکر می شوند و چیزی مثل وحی مُنزَل نیستند. بنابراین شاید همه جا و در هر موقعیتی کارایی نداشته باشند.





    باس درام:

    فرکانس.های پایین 40 هرتز را با یک ..... Low-Cut تضعیف کنید.
    فرکانس.های 60 تا 100 هرتز را کمی تقویت کنید. گاهی هم می.توانید از 55 هرتز شروع کنید. توجه داشته باشید که فرکانس.های باس درام باید همیشه هماهنگ با فرکانس.های گیتار باس یا سازهای با کاراکتر باس تنظیم شود. به عبارت دیگر اگر فرکانس های یکی را تقویت می.کنید، همان فرکانس ها در دیگری باید تضعیف شوند تا تعادل بین فرکانس ها حفظ شود و هر دو صدا در میکس به وضوح قابل تشخیص و تفکیک شده از یکدیگر به گوش رسند.
    فرکانس.های دور و برِ 164 هرتز را در باس درام تضعیف کنید، تا به گیتار باس وضوح بیشتری هدیه کنید. فرکانس 164 هرتز یکی از هارمونی های نتِ می (E) در گیتار باس با فرکانس 41 هرتز است (41x4=164).
    فرکانس 200 هرتز را کمی تقویت کنید تا به گرمی و حجم صدا کمی افزوده شود. مراقب تداخل فرکانس.ها باشید!
    فرکانس.های بین 200 تا 600 هرتز را کمی تضعیف کنید تا از خشکیِ صدا کم شود.
    اگر فرکانس 2.5 تا 5 کیلوهرتز را تقویت کنید، معمولا صدایی قوی تر بدست می آید.
    محدوده یِ 5 تا 8 کیلوهرتز را تقویت کنید، البته اگر می خواهید صدایی با Click ایجاد شود. برای موسیقی هایی با ضرب آهنگِ کند، بهتر است این فضا را به گیتار باس قرض دهید.
    فرکانس.های بعد از 8 کیلوهرتز را با یک ..... شلوینگ (Shelving Filter) تضعیف کنید (roll-off). باس.درام در این محدوده حرف زیادی برای گفتن ندارد و بعید است که تضعیف فرکانس.های این محدوده روی صدای آن تاثیری بگذارد (هرچند موراد استثنا هم وجود دارد).




    کمپرسور دونقش را در مورد باس درام ایفا می کند:

    کاهش دینامیک یا فراز و فرودِ سیگنال برای غلبه بر overloadهای احتمالی در سیگنال (top-end limiting/compression)
    افزایش قدرت صدا با اضافه کردنِ ترانزینت ها بصورت مصنوعی بوسیله یِ افزایش زمان Attack.


    در مورد ریوِرب برای باس درام باید خیلی دقت کرد، زیرا ریوربِ بیش از حد بعضی از فرکانس.های باس درام را تقویت می.کند و امکان شنیدنِ ترانزینت ها را محدود می کند.

    از ریورب بدون pre-delay استفاده کنید تا صدای باس درام از ریتم خارج نشود. در بعضی از سبک ها نظیر هیپ-هاپ می توان از آمبیانس اندکی برای کل درامز استفاده کرد تا صدای خشک (dry) باس درام از بقیه ی میکس بیش از حد جدا بگوش نرسد.

    مقدار ریورب برای باس درام باید آنقدری باشد که شنیده نشود، اما وقتی آن را bypass می.کنیم، نبود آن حس شود.





    (اِ)سنیر (Snare):

    فرکانس.های پایین 100 هرتز را بشدت تضعیف کنید (roll-off).
    محدوده...ِ 100 تا 300 هرتز را تقویت کنید تا بدنه یِ اسنیر بتواند خودی نشان دهد.
    فرکانس.های 500 تا 1000 هرتز را برای رسیدن به یک صدای شفاف از اسنیر کمی تقویت کنید.
    اگر جایی دور و برِ 1 کیلوهرتز تقویت شود، صدایی فلزی بدست می آید (جایِ دقیق این فرکانس را جستجو کنید).
    فرکانس.های بین 5 تا 10 کیلوهرتز را برای وضوح بیشتر صدا باز هم کمی تقویت کنید.


    کمپرسورها در مورد اسنیر سه نقش را ایفا می.کنند:

    کاهش طیف دینامیک
    تاکید روی کاراکترِ کوبه ایِ ساز بوسیله یِ تنظیم زمان طولانی برای Attack.
    کنترل کردن قسمت.های کم صدای سیگنال با تنظیم سرعت بالا برای Release.


    در صورتی که قصد استفاده از ریورب برای اسنیر را دارید، می توانید از روش دوبلینگ (Doubling) استفاده کنید. به سیگنال اصلی کمی ریورب آمبیانس اضافه کنید و در نهایت نسخه یِ کپی و سیگنال را با هم میکس کنید.





    های-هت ها (Hi Hats):

    فرکانس.های تا 180 هرتز را ..... کنید. اگر حتی از سمپل استفاده می.کنید، برای اطمینان این کار انجام دهید.
    محدوده یِ بین 500 تا 1000 هرتز را تضعیف کنید تا از صدای فلزی های-هَت ها کاسته شود (مسلما در صورت نیاز).
    جایی دور و برِ 3 کیلوهرتز را تقویت کنید (گاهی نیازی به این کار نیست).
    با تقویت فرکانس.های 8 تا 12 کیلوهرتز کمی شفافیت به صدای های-هَت ها اضافه کنید.




    تام.ها (Toms):

    باس.های تام را در صورت نیاز ..... کنید. اگر از سمپل استفاده می.کنید، معمولا نیازی به این کار نیست.
    اگر از صدای ضبط شده استفاده می.کنید، نویزهای صدای تام را با جستجو کردن بین فرکانس.ها پیدا کرده و آن محدوده را تضعیف کنید.
    اگر محدوده 100 تا 300 هرتز را تقویت کنید، گاهی جانی تازه به صدای تام ها می بخشید.
    با تقویت محدوده یِ بین 800 تا 900 هرتز می توانید صدای توخالیِ تام ها را از بین ببرید.
    جایی بین 3 تا 5 هرتز حرفی برای گفتن دارد و آن را باید با جستجو بوسیله یِ ...تورِ باریکِ Q پیدا کرده و تقویت کنید.
    فرکانس.های بالای 8 کیلوهرتز را تضعیف کنید.




    گیتار باس:

    در مورد گیتار باس نمی توان به راحتی قواعدی ثابت را تعیین کرد. با این وجود اینجا به نکاتی اشاره می.کنم، که شاید کمک کنند.

    فرکانس.های پایین 40 هرتز را ..... کنید (بوسیله ی یک .....ِ Hipass).
    فرکانس.های بین 50 تا 80 هرتز را تقویت کنید (البته در صورتی که این فرکانس.ها را در صدای باس درام تقویت نکرده اید).
    جایی دور و برِ 83 هرتز را تقویت کنید تا وزن صدا بیشتر شود و صدای باس قوی.تری به گوش برسد.
    با یک ...تورِ باریکِ Q محدوده یِ 160 تا 350 هرتز را تضعیف کنید، تا وضوح بیشتری بدست آید، در ضمن با این کار جا را برای سازهای دیگر یا صدای خواننده آزاد می گذارید.
    اگر صدای باس به خوبی بگوش نمی رسد، جایی بین 600 تا 1500 هرتز را تقویت کنید. تقویت بیش از حد این محدوده ممکن است از وضوحِ صدای باس را بکاهد.
    محدوده یِ بین 2 تا 2.5 کیلوهرتز را برای رسیدن به وضوح بیشتر تقویت کنید.
    برای تاکید روی صدای فرِت ها (Fret)، محدوده یِ 3 کیلوهرتز را تقویت کنید.
    برای رسیدن به صدایی نرم تر، فرکانس.های بالای 4 کیلوهرتز را کمی تضعیف کنید.




    کمپرسور چهار نقش مهم را در مورد باس ایفا می.کند:

    محدود کردنِ دینامیک
    ایجاد sustain با نت های طولانی. بوسیله یِ تنظیم زمان طولانی برای Release که با تمپویِ موسیقی هماهنگ شده است، کاهشِ gain که بوسیله...ِ کمپرسور صورت گرفته، با آرامی باز می گردد تا نتِ بعدی کاهشِ gain دیگری را ایجاد کند.
    تقویت نویزهای کم صدای جانبی بوسیله یِ تنظیم زمانِ کوتاه برای Release.
    پررنگ.تر کردن حضور ساز در ریتم موسیقی بوسیله یِ تنظیم زمان کوتاه برایِ Attack.


    در موسیقی پاپ بهتر است صدای گیتار باس به یک ریورب از نوع room ambience که برای درامز استفاده شد، فرستاده شود. با این کار اتحاد بین صدای گیتار و درامز بیشتر می.شود. گیتارهای باسِ بدونِ فرِت (Fretless) با ریوربِ room معمولا خوش صداتر هستند.



    گیتارِ باس و کُر (Chorus):

    استفاده از تکنیک دوبلینگ در مورد باس بهترین راه برای اضافه کردنِ کُر، فلنجر یا افکت.های دیگر به صدای آن است.

    از یک .....ِ نرم Highcut (با 12 تا 24 دسیبل کاهش gain) استفاده کنید و تمامی فرکانس.ها را تا حدود 180 کیلوهرتز ..... کنید. بدین ترتیب تنها بدنه ای از صدای گیتارِ باس با فرکانس.های پایین باقی می ماند. عکسِ این کار را با نسخه یِ کپی انجام دهید. افکت مورد نظر را به نسخه یِ کپی بصورتِ insert اضافه کنید. اکنون هر دو صدا را با هم میکس کنید.



    گیتار الکتریک:

    مسلما اکولایزر را نباید مستقیما روی صدای گیتار الکتریک نصب کرد، بلکه آن را روی میکروفنی که صدای این ساز را از روی تقویت کننده (amp) ضبط می کند، نصب می.کنند. و از آنجایی که گیتارها، گیتاریست ها و سبک های بسیار گوناگونی وجود دارند، هرگز نمی توان ادعا کرد که صدای گیتارِ ضبط شده درست یا غلط است.

    فرکانس های پایین 80 هرتز را ..... کنید. کم.تر پیش می آید که گیتار الکتریک حرفی برای گفتن در محدوده...ِ زیر 82 هرتز داشته باشد. بهتر است این فضا را به دست باس درام و گیتار باس بسپاریم.
    محدوده یِ 80 تا 250 هرتز را تقویت کنید تا صدایِ پُرتری از گیتار بدست آید. اگر گیتار ساز اصلی در میکس نیست، می توان این محدوده را تضعیف کرد.
    فضای بین 250 تا 1 کیلوهرتز خانه یِ هارمونیک های دوم و سوم سیم های لا و رِ هستند. این فضا را تقویت کنید. در ضمن با این کار صدای گیتار بیشتر به جلو هدایت می شود.
    در جایی بین 2 تا 6 کیلوهرتز اتفاقات خفته ای وجود دارد، که باید بیدارشان کرد. با یک ...تور باریک Q جای درست را پیدا کرده و آن را تقویت کنید.
    محدوده یِ 5 تا 8 کیلوهرتز را برای بدست آوردن حجم بیشتر صدا تقویت کنید.
    فرکانس.های بالای 8 کیلو هرتز را تقویت کنید تا صدای بازتری بدست آید.




    گیتار آکوستیک:

    اگر صدای ضبط شده از گیتاری بسیار مرغوب با سیم های نو باشد، دلیل زیادی برای استفاده از اکوالایزر باقی نمی ماند. مگرآنکه بخواهیم کمی شفافیت به صدای این ساز اضافه کنیم یا فضا را برای سازهای دیگر آزاد بگذاریم.

    فرکانس.های پایین 82 هرتز را ..... کنید. پایین ترین فرکانس در گیتار آکوستیک فرکانس 82 هرتز است که به سیمِ می در گیتار تعلق دارد.
    جایی مناسب در محدوده یِ 80 تا 300 هرتز را باید تقویت کرد.
    اگر به اندازه یِ کافی فضا موجود است، محدوده...ِ 80 تا 350 را تقویت کنید تا به ساز در میکس حضور پررنگ.تری ببخشید.
    برای اینکه هارمونیک ها بعدی را کم رنگ کنید، می.توانید محدوده یِ بین 700 تا 1200 هرتز را تضعیف کنید.
    حضور ساز در میکس را با تقویت فرکانس.های دور و برِ 1.5 تا 3 کیلوهرتز پررنگ.تر کنید.
    اگر باز هم ساز به حضور پررنگ.تری نیاز دارد، فرکانس.های بین 3 تا 5 کیلوهرتز را تقویت کنید.
    برای رسیدن به صدایی شفاف تر فرکانس.های 5 تا 10 کیلوهرتز را تقویت کنید.




    گیتارهای آکوستیک سازهای بسیار دینامیکی هستند و یک کمپرسور باکیفیت به ما کمک می.کند که از دینامیک بیش از حد در این سازها بکاهیم.

    تنظیم زمان نسبتا کوتاه برای Attack می.تواند ساز را کوبنده جلوه دهد، و زمان طولانیِ Release می.تواند حضور بیشتری به ساز در میکس در حین نواختن ببخشد.

    گیتارهای کمپرس نشده به سختی جای خود را در میکس پیدا می.کنند، مگر آنکه نوازنده یِ بسیار خبره ای پشت ساز نشسته باشد و تعداد سازها در میکس چندان زیاد نباشد.

    برای گیتارِ آکوستیک معمولا از افکتِ کُر (Chorus) استفاده می.شود.







    صدای خواننده یا Vocals:



    انتخاب یک میکروفن مناسب و قراردادن صحیح آن در زمان ضبط، بسیار مفیدتر از داشتن امید به رسیدن به صدایی مورد قبول بوسیله یِ اکوالایزر است.

    فرکانس.های پایین 80 هرتز را تضعیف کنید (نه همیشه!).
    فضای بین 80 تا 300 هرتز را تقویت کنید تا حجم بیشتری به صدا هدیه دهید.
    محدوده...ِ بین 300 تا 500 هرتز را تضعیف کنید. با این کار مشکل هارمونیک اول را تا حدودی حل می.کنید. با تقویت این محدوده ممکن است صدایی تودماغی بدست آید.
    با تقویتِ فرکانس.های بین 800 تا 2000 هرتز کلام خواننده را بیشتر قابل فهم کنید.
    فرکانس.های دور و برِ 1 کیلوهرتز را تضعیف کنید تا به سازهای دیگر به اندازه کافی فضای خالی برسد. این کار به ویژه در مورد Background Vocal بسیار مفید است.
    با تقویت فرکانس.های بین 2 تا 6 کیلوهرتز حضورِ صدای خواننده در میکس را پررنگ.تر کنید.
    فرکانس.های بین 6 تا 18 کیلوهرتز را تقویت کنید و به صدای خواننده قدرت بیشتری ببخشید.


    تنظیمات کمپرسور برای صدای خواننده، به تنظیمات دیگر در کل میکس بستگی دارد. اما اینجا به چند نکته اشاره می.کنم:

    استفاده از Attack سریع تا متوسط و هماهنگ با تمپویِ موسیقی اغلب نتیجه یِ خوبی را در پی خواهد داشت. همچنین بهتر است از کمپرسور Soft-Knee برای صدای خواننده استفاده شود. زیرا این کار به تاثیر کمپرسور روی صدای خواننده ظرافت بیشتری می.بخشد.
    زمانِ Release را برای موسیقیِ با تمپویِ سریع، کوتاه و برای موسیقی با تمپویِ آرام طولانی تنظیم کنید.
    از بالاترین آستانه (Threshold) شروع کنید و آرام آرام آن را کم کنید تا حدِ صحیح آستانه بدست آید. زمانی که نشانگرِ gain reduction تکان خورد، دست بردارید. هدف این است که پاساژهای با صدای بلند کمپرس شود.
    از رِیشیو (Ratio) پایین، مثلا 3:1 شروع کنید. به یک خروجیِ پرقدرت فکر کنید و ریشیو را برای رسیدن به آن تنظیم کنید.
    خواننده های متبحر قادرند دینامیک صدای خود را کنترل کنند و در نتیجه صدای آنها نیاز به کمپرسیون شدید نخواهد داشت.
    پس از کمپرسور از این لیمیتر استفاده کنید: برای اطمینان!
    کمپرسیون شدیدتری برای backing vocals بکار گیرید.
    همزمان با ضبط صدای خواننده از یک لیمیتر استفاده کنید.




    سازهای بادی:

    فرکانس.های بین 200 تا 500 هرتز را تقویت کنید تا سازهای بادی در جای درستی در میکس قرار گیرند. دقت کنید که این سازها با صدای خواننده تداخل فرکانس نداشته باشند.
    حضور پررنگ.ترِ سازهای بادی در میکس با تقویتِ محدوده یِ 2 تا 4 کیلوهرتز بدست می.آید (مراقب تداخل فرکانس.ها باشید).
    فرکانس.های بالای 5 کیلوهرتز را کمی تقویت کنید تا شفافیت بیشتری به صدای این سازها ببخشید.
    سازهای بادی اغلب دینامیک هستند و با صدای بلند به گوش م......ند. کمپرسیونِ شدید می.تواند قسمتی از دینامیک را از این سازها بگیرد و صدایِ آن.ها را کم حجم جلوه دهد. کمپرسیون بیشتر برای سازهای بادی با فرکانس های پایین نظیر ساکسوفونِ باریتون استفاده می.شود و سازهای بادی با فرکانس بالا معمولا بصورتِ طبیعی در میکس خوش صدا هستند و تنها گاهی نیاز با اندکی کمپرسیون دارند:

    در اغلب موارد باید Attack کوتاهی برای سازهای بادی در نظر گرفت.
    وقتی این سازها در موسیقی بصورت سولو حضور دارند، زمانِ Release را بهتر است روی متوسط تنظیم کنید. در غیر اینصورت زمانی کوتاه برای Release می.تواند صدای خوبی از سازهای بادی در میکس با سازهای دیگر، بگوش برساند.
    از Threshold پایین استفاده کنید، تا جزئیات صدا بگوش برسند.




    پیانو:

    برای اکوالایز کردنِ صدای پیانو بهتر است که از ...تور پَهنِ Q یا اصطلاحا Broadband استفاده کنید و تقویت و تضعیف فرکانس.ها نباید شدید باشند.

    فرکانس.های پایین 50 هرتز را ..... کنید.
    فرکانس.های 80 تا 150 هرتز را تقویت کنید.
    اگر سروصدایی یا نویزی شنیدید، فرکانس.های 200 تا 800 هرتز را تضعیف کنید.
    تقویت محدوده یِ 4 تا 8 کیلوهرتز حضور بیشتری به صدای پیانو در میکس می بخشد.


    از کمپرسور بعنوان لیمیتر استفاده کنید و سطح Threshold را بالا نگه دارید. آستانه را طوری تنظیم کنید که سیگنال در پاساژهای با صدای بلند، نشانگرِ gain reduction را به حرکت در آورد.


    تعداد کل آرای این پست : 4
    تعداد آرای مثبت : 4
    #16 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت 18:30

  13. 8 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  14. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    میکس و ابزار آن



    برای یادگیری میکس، باید سازها را ضبط کرد (کسی که تجربه ی ضبط نداشته باشد، به سختی میکس کردن را فرا می گیرد) ، باید منابع مختلف را مطالعه کرد، در بحث ها شرکت کرد و از همه مهم تر: باید سال ها میکس کرد!





    معرفی چند منبع :

    Mixing Engineer's Handbook - Bobby Owsinski

    Mixing Audio - Roey Izhaki

    The expert encyclopedia of recording - Rick Clark

    Recording Tips - Tim Crich

    Master Handbook of Acoustics - Alton Everest

    و فروم هایی نظیر gearslutz.com که سال هاست بحث های جذابی در آن ها انجام می شود.







    کنسول میکس یا میز میکس (Desk )

    میز میکس سخت افزای مستقل است که در کنار ضبط کننده...ِ چندکاناله (Multitrack Recorder) ابزار اصلی برای میکس محسوب می شود. امروزه انواع بسیار گوناگونی از این کنسول ها در بازار موجود است. بعضی از آن ها تنها دارای 8 کانال و بعضی دارای 96 کانال یا بیشتر هستند.

    کنسول های دیجیتالی وجود دارند که تا 500 سیگنال ورودی (Input Signal) را در خود جای می دهند.



    اغلب میزهای میکس سه امکان را در اختیار ما می گذارند:

    - ترکیب سیگنال ها ( (summing : کانال های متعدد با هم به یک واحد استریو در باس میکس (Mix Bus ) تبدیل می شوند.

    - پردازش یا Processing اکثر کنسول ها خود دارای اکوالایزر هستند و بعضی از میزهای بزرگ حتی پردازش.گرهای دینامیک را نیز در خود جای داده اند.

    - اتصالات (Routing ): این امکان برای اتصال پردازشگرها و افکت.های بیرونی (External ) از طریق میکسر در اختیار ما گذاشته می. شود.



    باس (Bus ) در میکسر

    باسِ میکسر شاه راهی است که راه تمامی کانال های میکسر با آن ختم می شود. اغلب باس ها یا مونو هستند یا استریو. کنسول.های Sorround دارای باس های چند کاناله (Multichannel Bus) هستند (مثلا یک باسِ میکس 7.1).



    پردازشگرها (Processors )

    پردازشگر ابزاری سخت افزاری یا نرم افزاری (با استفاده از کُدهای نرم.افزاری) است، که روی سیگنال ورودی تغییراتی ایجاد می کند و سیگنال پردازش شده را "جایگزین" آن می کند.



    لیست پردازشگرها:



    اکوالایزر (Equalizer)
    کمپرسور (Compressor)
    گِیت (Gate)
    اِکسپندر (Expander)
    داکر (Ducker)
    دیستورشِن (Distortion)
    تصحی...گرِ پیچ (Pitch-Corrector)
    فِیدرها (Faders)
    پَن پات.ها (Pan Pot)




    افکت.ها (Effects)

    یک افکت سیگنالِ اصلی (Original) را "حفظ" کرده و چیزی به آن سیگنال اضافه می کند، در حالی که پردازشگرها سیگنال را به کلی تغییر می دهند. به همین دلیل است که افکت ها از طریق auxiliary send یا send به میکس متصل می.شوند (اصطلاحا به صورت موازی یا پارالِل)، و برای استفاده از پردازشگرها، آنها را از طریق insert point به میکسر متصل می کنند. البته موارد استثناء نیز وجود دارد.

    aux send ، یک کپی از سیگنال را از کانال بر می دارد و آن را به یک باسِ داخلی به نام aux وصل می کند. بنابراین نسخه یِ اصلی سیگنال حفظ می شود .



    لیست افکت ها:

    ریوِرب (Reverb)
    تاخیر (Delay)
    کُر (Chorus)
    فلَنجِر (Flanger)
    تغییر.دهنده یِ پیچ (Pitch Shifter)
    هارمونایزر (Harmonizer)


    تعداد کل آرای این پست : 5
    تعداد آرای مثبت : 5
    #17 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ در ساعت 01:13

  15. 7 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  16. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    پردازش گر سیگنال


    قسمت اول : کمپرسور ها و کمپرسیون (Compression)

    بابک گلستانی / میکسوفون






    کمپرسورها دینامیک سیگنال های صوتی را کاهش می دهند و به همین دلیل (معمولا) همچنین از حجم (Volume) آن.ها می کاهند. کمپرسورها تاثیر ظریفی روی صداها می گذارند، اما می.توانند صداها را در میکس در جای درست خود قرار دهند.



    بوسیله ی پارامتر Makeup Gain یا پارامتر Output یا Volume می توان، حجم صدا را پس از عملیات کمپرسیون به جای اول خود و یا حتی بالاتر از آن برد.



    آستانه یا Threshold: پارامتری است که نشان.گر پایین ترین حدی است که کمپرسور از آن حد به بعد شروع به کار می کند و ارزش آن با معیار dB یا دسیبل و بصورت منفی negative نشان داده می.شود. و هرچه این مقدار منقی بیشتر باشد، Level در صدا پایین تر است.

    مثال: -12dB خیلی صدای کم حجم.تری از -1dB را نشان می دهد.



    رِیشیو یا Ratio: این پارامتر در واقع مشخص می کند که تا چه حد از Output Level، پس از آنکه سیگنال از آستانه گذر می کند، باید کاسته شود. هرچه مقدار رِیشیو بیشتر باشد، کمپرسیون بیشتری روی سیگنال اعمال می.شود. وقتی مقدار ratio روی حالت 1:1 تنظیم شود، سیگنال کمپرس نمی شود، و هر چه مقدار آن بالاتر رود (مثلا 8:1)، سیگنال بیشتر کمپرس می.شود.



    رِیشیویِ بی نهایت، کمپرسور را به لیمیتر (Limiter) تبدیل می.کند. یعنی در لیمیتر، اگر سیگنال از آستانه گذر کند، "به کلی" از بین می رود (cut) ، در حالی که سیگنالی که از آستانه در کمپرسور گذر می کند، تعدیل می شود. پس این تنها تفاوت کمپرسور با لیمیتر است.



    Attack: همان طور که از عنوان این پارامتر بر می آید، Attack Time سرعت حمله به سیگنال پس از عبور از Threshold است، تا بلندیِ صدای آن سیگنال تعدیل شود. اگر زمان Attack طولانی باشد، ترانزینت ها با وضوح بیشتری قابل شنیدن خواهند بود.



    Release: زمانی را نشان می دهد که سیگنال لازم دارد تا پس از گذر از Threshold و کمپرس شدن، به حالت اول خود بازگردد. استفاده ی صحیح از این پارامتر بخصوص برای از بین بردن pumping، بسیار موثر است.



    RMS/Peak: کمپرسیون RMS، در مسترینگ Mastering برای رساندن Level صدا به بالاترین حد ممکن و در میکس بیشتر برای سازهای غیرکوبه ای و صدای خواننده (Vocals) استفاده می شود، در حالی که کمپرسیون Peak همان.طور که از اسمش پیداست، تنها به "top-end"ها می.پردازد و تاثیر خیلی کمتری در بلندی صدا دارد. اما در میکس، این نوع کمپرسور اغلب برای کمپرسیون سازهایی با کاراکتر کوبه.ای percussive مورد استفاده قرار می. گیرد.

    کمپرسور در حالت RMS نسبت به کمپرسور در حالت Peak آهسته تر واکنش (response) نشان می دهد.



    لیمیتر (Limiter): در واقع لیمیتر، با توجه به توضیحات بالا، کمپرسوری است، بدون پارامترِ رِیشیو.







    بکارگیری صحیح کمپرسورها



    همانطور که برای ضبط هر ساز یا صدایی میکروفن بخصوصی وجود دارد، در هر موقعیتی باید کمپرسوری مناسب را انتخاب کرد. کمپرس کردن با یک کمپرسور مناسب می.تواند صداها را بهتر قابل فهم کنم.
    اگر از اکوالایزر برای تضعیف فرکانس.ها استفاده می کنید، آن را قبل از کمپرسور نصب کنید. کمپرسور بیشتر روی فرکانس.های دست.کاری شده توسط اکوالایزر تاثیر می گذارد، تا فرکانس.های دست نخورده. اما در مواقعی نیز ممکن است مجبور شویم، قبل ازدست.کاری فرکانس ها توسط اکوالایزر، سیگنال را یک بار کمپرس کرده، و پس از دست.کاری آن.ها، آن را بار دیگر کمپرس کنیم.
    سیگنال.ها را بیش از حد کمپرس نکنید (Over Compression). کمپرسیون بیش از حد می تواند دینامیک صدا را از بین ببرد، که در این صورت صدایی بی جان را خواهیم شنید. هرچند گاهی کمپرسیون شدید برای پردازش بعضی از صداها استفاده می شود تا صدایی جدید تولید شود که در میکس به آن نیاز داریم.
    کمپرسیون شدید می تواند فرکانس.های پایین (LF) را از خواب بیدار کند. اما این کار روی دیگر صداها در میکس که در این محدوده یِ فرکانسی حضور دارند، تاثیر می گذارد.
    پارامتر Attack را باید بر حسب سبک موسیقی و نوع ساز تنظیم کرد. برای یک ویولُن که در حالت لِگاتو نواخته می. شود، باید Attack بسیار طولانی تری از ویولنی که در حالت استاکاتو نواخته می شود، در نظر گرفت.
    زمانِ Release را طوری تنظیم کنید که با ضرب آهنگ موسیقی هماهنگ باشد. هرچه ضرب آهنگ موسیقی تندتر باشد، زمانِ Release باید کوتاه.تر شود. اگر زمانِ آن بیش از حد طولانی باشد، زمانی که نُتِ بعدی نواخته می شود، نت قبلی هنوز کاملا سکوت نکرده است و در نتیجه صدای نتِ قبلی روی صدای نت بعدی تاثیر می گذارد، و این معمولا چیزی نیست که ما در پیِ آن هستیم.
    زمانِ طولانی برای Release می تواند صدای یک ساز را نرم تر کند.
    بدون کمپرس کردن سیگنال هم می.توانید به وسیله یِ یک لیمیتر سیگنال را تحت کنترل خود در آورید. بدین ترتیب که با پیدا کردنِ بلندترین سیگنال، آستانه یِ صحیح را پیدا کرده و در صورت امکان رِیشیو (ratio) بسیار بالا (مثلا 10:1) را انتخاب کنید. با این کار بدون کمپرس کردنِ سیگنال می.توانید از عبور آن از آستانه یِ تعیین شده جلوگیری کنید.


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #18 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ در ساعت 17:55

  17. 5 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  18. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    قسمت دوم : کمپرسور چندباند یا Multiband Compressor

    بابک گلستانی / میکسوفون





    استفاده از کمپرسور چند باند یکی از کاراترین تکنیک ها در پردازش صدا است، اما پیش از شروع به کار با آن، داشتن شناخت کافی نسبت به این نوع کمپرسور بسیار ضروری است، چراکه استفاده یِ نادرست از این ابزار قدرتمند به راحتی می تواند همه چیز را ویران کند.

    اغلب کمپرسورهایی که ما در پردازش سیگنال ها استفاده می کنیم به اصطلاح یک باند یا Full Band هستند و این بدین معنی است که تمامیِ فرکانس های موجود در سیگنال را تحت تاثیر قرار می دهند و این باعث می شود که ما گاهی به ناچار سری به کمپرسور چند باند بزنیم.

    در مورد کارکرد کمپرسور و شیوه یِ استفاده از آن در بخش های آموزشی سایت توضیح داده بودم. بنابراین از تکرار برخی جزییات پرهیز می کنم.

    زمانی که برای کمپرس کردن یک Drum Kit از یک کمپرسور یک باند استفاده می کنید، به ندرت می توانید سیگنال را طوری کمپرس کنید که به طور مثال تنها Bass Drum یا Snare تحت تاثیر کمپرسور قرار گیرد. زیرا سیگنال با همه یِ فرکانس هایش در حال عبور از یک کمپسور واحد است.

    حال تصور کنید که وقتی کمپرسور یک باند را در باسِ میکسر (BUS) استفاده می کنید، چه اتفاقات ناگواری در انتظار کل میکس هستند، در انتظار میکسی که حاوی فرکانس هایی از همه دست است! در این صورت Level باس درام یا باس یا اسنیر و نظیر آن کمپرسور را وادار به نشان دادن واکنش می کند. و مسلما در اغلب مواقع این چیزی نیست که ما در پی آنیم. هرچند با استفاده از Attack طولانی تر می توان برای ترانزینت های سیگنال جواز عبور گرفت تا مشکل تا حدودی حل شود، اما کنترل پیک ها (peaks) کماکان دشوار است. البته گاهی تاثیر یک کمپرسور یک باند بر میکس همان چیزی است که ما بسته به شرایط نیاز داریم.





    نحوه یِ کاکرد کمپرسور چندباند:

    کمپرسور چندباند سیگنال را به وسیله یِ چند ..... به چند بخش (باند) از لحاظ فرکانس تقسیم می کند. معمولا برای هر باند کمپرسور مستقلی در نظر گرفته می شود تا بتوان باندهای مختلف را به صورت مستقل کمپرس کرد و به وسیله یِ چنین سیستمی به راحتی می توانیم کنترل کامل روی سیگنال داشته باشیم.

    همانطور که در مباحث آموزشی در مورد phase shift و تاثیر اکوالایزر روی فاز توضیح دادم، اینجا هم لازم می دانم تاکید کنم که هرگونه .........گ که در کمپرسور چند باند اتفاق می افتد می تواند ایجاد phase shif کند. بنابراین در استفاده از کمپرسور چند باند باید بسیار محتاط بود.

    این که نقاط crossover .....ها را در چه منطقه یِ فرکانسی تنظیم کنیم، کاملا بستگی به موسیقی و نیاز ما دارد. پس نمی توان الگویی مشخص برای آن تعیین کرد.

    برای تاکید روی یک باند خاص می توان به راحتی Level را در آن باند بالا برد و میزان کمپرسیون را تشدید کرد. به طور مثال اگر می خواهید در میکس روی فرکانس های باس تاکید کنید تا انرژی بیشتری داشته باشند، باید با استفاده از ratio بالاتر و یا threshold پایین تر باند باس را بیشتر از باندهای دیگر کمپرس کنید و سپس Level را در باند افزایش دهید.

    با استفاده از Make Up Gain برای جبران Gain Reduction یا GR پس از انجام عملیات کمپرسیون Level مربوط به یک باند بیشتر می شود، بدون آنکه Level را در پیک ها (Peaks) افزایش دهد.

    استفاده از کمپرسور چند باند در مسترینگ می توان بسیاری از مشکلات را در میکس حل کند، چرا که همانطور که اشاره شد با استفاده از این سیستم می توان به راحتی باندهای مختلف را در سیگنال تحت کنترل قرار داد. اما در مورد پارامترهای Attack و Release باید به این نکته توجه کرد که استفاده از مقادیر "به شدت" متفاوت در این پارامترها در هر باند، باعث آسیب دیدن Attack طبیعی در ترانزینت های سیگنال می شود، زیرا بخشی از طیف فرکانسی سیگنال پیش یا پس از بخش دیگر وارد کمپرسور می شود و این حتی گاهی روی Timing در موسیقی هم تاثیر می گذارد.



    آیا بهتر است کمپرسور را پس از اکوالایزر استفاده کنیم یا قبل از آن؟

    البته نمی توان الگویی ثابت تعیین کرد، اما باید توجه داشته باشید که اگر فرکانس های خاصی از سیگنال پیش از کمپرسیون توسط اکوالایزر تقویت شوند، کمپرسیون به طور طبیعی روی همان فرکانس ها بیشتر تاثیر می گذارد. بنابراین فرکانسی که قرار بود تقویت شود، دوباره تعدیل می شود و ما را از هدف دور می کند.

    به نظر من بایستی اکوالایزر را "هم قبل" و "هم بعد" از کمپرسور استفاده کرد. ابتدا فرکانس های اضافی سیگنال را با اکوالایزر حذف کنید، سپس سیگنال را کمپرس کنید و پس از کمپرسور مجددا یک اکوالایزر نصب کنید و فرکانس های مورد نظر را در سیگنال تقویت کنید.



    نکته: هر چقدر موسیقی شلوغ تر باشد، شما نیاز به Release سریع تری دارید تا Gain در کمپرسور پیش از آن که نت بعدی نواخته شود، سر جای خود بازگردد. اما فرکانس های پایین یا LF به زمان بیشتری نیاز دارند تا پس از GR به Level اصلی خود بازگردند. بنابراین بهتر است که زمان Release برای باس طولانی تر تنظیم شود (مثلا دوبرابر زمان Release در باند فرکانس ها میانی).


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #19 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ در ساعت 22:37

  19. 3 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  20. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    قسمته سوم : گِیت (Gate)




    گِیت در واقع عملکردی خلاف کمپرسور دارد. یعنی تمامی سیگنال.های "پایینِ" آستانه را، از بین می.برد. مثلا برای از بین بردن صداهای اضافی (Noise) در حین ضبط گیتار الکتریک، معمولا از گِیت استفاده می.شود.

    دقت کنید که در استفاده از کمپرسور در مسترینگ باید بسیار احتیاط کرد و محافظه کار بود. چرا که همانطور که در بالا اشاره کردم، کمپرسور از دینامیک موسیقی در مسترینگ می.کاهد (البته منظور downward compression است). و این معمولا بر خلاف طبیعت موسیقی است. موسیقی به فراز و فرود نیاز دارد، چه ملودی.های موسیقی و چه سیگنال.هایش، پس از "کمپرس کردنِ بیش از اندازه" بپرهیزید.

    مهم نیست که Level موسیقی را در مسترینگ چقدر بالا می برید. مهم این است، که موسیقی حالت غیر طبیعی به خود نگیرد.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #20 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ در ساعت 01:05

  21. 4 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۲۸, 12:50
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۰/۱۳, 12:40
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۴/۰۲, 18:00
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۲۶, 13:51
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰, 11:54

جستجو شده ها

ضبط morel

تقویت کننده های صدا AMPLIFIERS filetype:html

اتصالات کابل xlr

میکس مسترینگ تئوری

آموزش بدست آوردن کیلو هرتزهای سازها در مسترینگ

مقاله ای در مورد جای گذاری صحیح میکروفن ها در استیج پی ای اف

روش جای گذاری صحیح میکروفن ها در استیج فایل پی ای اف

تئوری میکس ومستر

برای میکس و مسترینگ چ دستگاه هایی لازم است

تکنیک مید ساید در مسترینگ

آموزش تئوری میکس و مستر

آیا می توان دو میکروفون را به یک پری امپ تک کاناله متصل کرد؟

جنس پرده تیوتر از چیست

امپلیتود تداخل دو منبع

میکرو امپلیتود چیست

آموزش قابلیتEQ

تا این لحظه 713 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست