کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی



آهنگسازی
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

+ پاسخ به موضوع
صفحه 3 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 43

موضوع: تئوری کامل ضبط , میکس و مسترینگ

  1. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    275
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی151
    303
    سپاس از شما 250 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    سه بعد اصلی در میکس

    بُعد اول، بُعد افقی یا پانوراما Panorama



    داشتن برنامه یِ صحیح برای پانوراما به معنی داشتن برنامه یِ صحیح برای میکس است. برخی می گویند: "پانوراما یعنی فرستادن سیگنال به چپ و راست". اما آیا واقعا همه چیز در مورد پانوراما اینقدر ساده است؟ کوچکترین اشتباه در تنظیمات پانوراما، می.تواند کل میکس را دچار اشکال کند.



    هر ساز را در یک کنسرت تصور کنید. آیا همگی در وسط قرار دارند؟ یا همه یِ نوازنده ها به هم چسبیده اند؟ پس قبل از شروع میکس یک طرح برای پانوراما تهیه کنید.



    چیدمان سازها در پانوراما:

    باس درام (Bass Drum) و (اِ)سنِیر (Snare) به اتفاق صدای خواننده و سازهایی با فرکانس بسیار پایین نظیر گیتار باس در وسط پانوراما قرار می.گیرند.در مورد درام.ز (Drums)، معمولا بهتر است که در آن.. را در ذهن تصور کنیم تا به درک درستی از اجزای آن برسیم.

    به عبارت دیگر تقریبا هر صدایی غیر از صدای باس.درام، اسنیر، گیتار باس (و سازهای با فرکانس خیلی پایین) و همینطور صدای خواننده باید از مرکز پانوراما دور شود.

    سینتی سایزرها: در صورتی که صدای خروجی از سینتی سایزرها مونو باشد، باید این صدا به سمت چپ یا راست (ساعت 8 یا 16 در پانوراما) فرستاده شود. اما انرژی ای که در قسمت چپ یا راست در کل میکس استریو می.شنویم، باید متعادل باشد. بعنوان مثال اگر در سمت چپ در ساعت 8 صدای سینتی سایزر بصورت مونو قرار دارد، در سمت راست در ساعت 16 باید مثلا براس (Brass) بصورت مونو قرار گیرد، تا انرژی در کانال.های چپ و راست میکس متعادل شود.





    خروجی مونو از سیگنال استریو:

    اگر از هر مونیتور صدایی با بلندیِ مساوی پخش شود، شنونده آن را با 3dB افزایش در Level می.شنود. مثلا اگر هر کدام از مونیتورهای چپ و راست صدایی با قدرت 60 dBSPL پخش کنند، بلندی صدای دریافتی 63 dBSPL خواهد بود. در مقابل اگر بخواهیم از یک صدای استریو با دو کانال چپ و راست خروجی مونو بدست آوریم، نیمی از Level در هر کانال به خروجیِ مونو فرستاده می.شود (L=R=0.5L + 0.5R).



    سازگاری میکس با مونو یا mono compatibility

    اگر کانال های چپ و راست هر Track در میکس اختلاف فاز (Phase Shift) داشته باشند، یا اینکه دارای فازهای کاملا مخالف باشند، در صورتی که میکس را بصورت مونو گوش کنیم، مشکلاتی در شنیدن بعضی از صداها خواهیم داشت. شاید صدایی را که در حالت استریو به وضوح می شنیدیم، اکنون ناواضح بشنویم، و یا اصلا نشنویم (Phase Cancellation).

    از آنجایی که هنوز هم بسیاری از تلویزیون ها و رادیوها تنها دارای سیستم مونو هستند، باید میکس را در حالت مونو گوش کرده و مطمئن شویم که در پخش آن در حالت مونو مشکلی ایجاد نمی.شود (Mono Compatibility Test).


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #21 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ در ساعت 11:33

  2. 5 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  4. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    275
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی151
    303
    سپاس از شما 250 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    بُعد دوم، بُعد عمودی و توسعه یِ فرکانس ها


    در اولین روزهای استفاده از تلفن، کسانی که در لابراتوار "بِل" مشغول تست تلفن بودند، با مشکلی مواجه شدند: فرکانس.های بالا بخاطر طول زیاد سیم ها در آن زمان به سختی شنیده می شدند. به همین سبب مکالمات از راه دور چندان قابل فهم نبودند. این محققان سپس دستگاهی را ساختند که فرکانس.های بالا را تشدید (boost) می.کرد و صدایی هم طراز (equal) بین خطوط ایجاد می کرد. این دستگاه اکولایزر (Equalizer) نام گرفت.

    اما اکولایزرهایی که امروزه در صنعت صدا و موسیقی مورد استفاده قرار می.گیرند، برای دست.کاری فرکانس.ها (Frequency Manipulation) استفاده می.شوند، و درک فرکانس.ها و این که چگونه آن.ها را دست.کاری کنیم، بزرگ.ترین چالش پیش روی یک مهندس میکس (Mix Engineer) است. در حقیقت یک موسیقی.دان، موسیقی را با نت موسیقی درک می.کند، و یک مهندس صدا (Audio Engineer) آن را با فرکانس هایش می شناسد.



    هدف نهایی استفاده از اکولایزرها در میکس این است که همه یِ صداها در میکس به خوبی قابل شنیدن باشند و تداخل فرکانس.ها (Overlapping) در میکس به حداقل برسد و فرکانس.های آزاردهنده و اضافی از یک صدا حذف شوند و در مقابل فرکانس.های ضعیف اما تعیین کننده در میکس بهتر شنیده شوند.



    تفکیک صداها

    کمتر پیش می آید که صداها در میکس با هم تداخل فرکانس (Frquency Overlap) نداشته باشد. اگر sub-bass را مثتثنی کنیم، اغلب سازها برای غلبه بر سر فرکانس.های محدوده یِ خود می.جنگند، که در بعضی موارد فرکانس های سازها در این جنگ به خاک و خون کشیده می شوند و در نتیجه میکس به کلی بهم می ریزد. وقتی دو یا چند ساز در حال جنگیدن بر سر فرکانس هایشان هستند، ما دست کم یکی از آن ها را درست نمی شنویم. بنابراین باید قلمرو فرکانس.های هر ساز را "محدود" کنیم. معمولا سعی می شود که صدای طبیعی هر ساز در میکس حفظ شود. ممکن است یک ساز پس از دست.کاری فرکانس هایش در حالت سولو (Solo) بسیار بد صدا بنظر آید، اما در میکس گوش نواز باشد. در حقیقت هدف این است که سازها در میکس خوش صدا باشند، نه به صورت سولو. به همین دلیل در حین دست.کاری فرکانس های یک ساز باید صدای آن را در میکس گوش کنید. به عبارت دیگر، سعی کنید فرکانس ها را در حالت سولو دست.کاری نکنید.

    هرنت در موسیقی دارای فرکانس مخصوص خود است. با شناختن این فرکانس ها می توانید بسیاری از مشکلات را در میکس به راحتی حل کنید.



    باندهای فرکانس یا Frequency Bands

    گوش انسان در حالت ایده آل قادر است فرکانس های بین 20 هرتز (Hz) تا 20 کیلوهرتز (kHz) را بشنود. که این توانایی با بالا رفتن سن کمتر می شود.



    باس زیر (Sub-Bass): فرکانس.های باس 5 هرتز(Hz) تا 25 هرتز را در بر می.گیرد. هیچ اتفاق موسیقایی در این محدوده رخ نمی دهد. فرکانس های این محدوده بیشتر از آنکه شنیده شوند، حس می شوند.

    باس (Bass): فرکانس.های 25 هرتز تا حدود 120 هرتز را فرکانس.های باس می...امند. این قسمت خانه یِ نُت های پایین پیانو، گیتار باس و باس.درام است. به عنوان مثال فرکانس پایین ترین نت سی در یک گیتار پنج سیم 30.94 هرتز است. اگر هسته اصلی فرکانس باس.درام 90 هرتز باشد، شما یک و نیم اکتاو فضای آزاد برای گیتار باس خواهید داشت.

    محدوده یِ باس محل ایجاد گرما (warmth) در میکس است، و بهتر است که نتهای باس، کوتاه باشند.

    فرکانس های میانی پایین (lower mid-ranger): محدوده یِ میانی پایین، فرکانس.های 120 تا 350 هرتز را شامل می.شوند. در این محدوده نیز گرما در میکس تولید می.شود. در حین میکس، باید به این محدوده توجهی ویژه نشان داد. چراکه اغلب سازها در این جا حضور دارند. صدای خواننده مهم.ترین صدایی است که در این بحش باید به گوش برسد. بنابراین بهتر است که فرکانس بیشتر سازها در این بخش تعدیل شوند. البته تعدیل فرکانس ها نباید آنقدر شدید باشد که از گرمای موسیقی بکاهد.

    فرکانس های میانی (محدوده یِ تودماغی nasal): به سختی می توان تعیین کرد که این محدوده دقیقا از کجا آغاز و تا کجا ادامه دارد. اما معمولا فرکانس.های 350 هرتز تا 2000 هرتز را فرکانس.های میانی می نامند. اگر روی این قسمت بیش از حد تاکید شود، صدایی تودماغی (nasal) و گزنده ایجاد می شود.

    فرکانس های میانی بالا (upper mid-range): محدوده یِ میانی بالا فرکانس.های 2 کیلوهرتز تا 8 کیلوهرتز را شامل می.شود. این قسمت بخصوص مسئول قابل فهم کردن کلام خواننده (speech comprehensibility) است. در صورتی که کلام خواننده قابل فهم نیست، می توانید فرکانس های بین 2.5 تا 4 کیلوهرتز را تقویت (boost) کنید.

    صدای پوسته یِ درامز که برای ریتم موسیقی بسیار مهم است، در این قسمت خفته است. همچنین بخشی تقریبا جدایی ناپذیر از صدای باس.درام نیز در این قسمت قرار داد.

    فرکانس های بالا (upper treble): این محدوده شامل فرکانس.های 12 تا 22 کیلوهرتز می.شود و اغلب فضای air نامیده می.شود. برای حفظ طبیعت یک صدا، معمولا فرکانس.های 12 کیلوهرتز به بعد متعلق به آن صدا تعدیل می.شوند (roll-off).





    تقسیم بندی .....ها:



    ..... پارامتریک دارای سه پارامتر قابل تنظیم است:

    تقویت یا تضعیف فرکانس یا Gain Reduction/increase
    مولفه فرکانس (f)
    مولفه کیفیت (Q) که به آن ...تور Q یا Q-factor گفته می شود.


    ..... شِلوینگ (Shelving Filter) تمامی فرکانس.های بعد یا قبل از مولفه f را تقویت یا تضعیف می.کند.

    ..... ناچ (Notch Filter) باند بسیار بسیار کم عرضی از فرکانس ها را تقویت یا تضعیف می.کند. از این ..... بعنوان de-esser نیز استفاده می.شود.

    ..... Highpass فرکانس.های بالای ...تور f را به حال خود رها می کند (pass) و این برابر است با ..... lowcut که فرکانس..های پایین ...تورf را بلوک می.کند.

    ..... Lowpass بر عکس ..... Highpass عمل می.کند.

    ..... Bandpass تنها باند تعیین شده ای را به حال خود می گذارد، و باقیِ فرکانس.ها را ..... می.کند. برای بکار بردن این ..... در میکس معمولا از اکولایزرهای گرافیکی یا Graphic Equalizer استفاده می.شود.

    ..... Bessel به عنوان ..... lowcut یا hightcut استفاده می.شود و روی باند فرکانس باقی.مانده هم تاثیر می گذارد.



    بکاربردن اکولایزرها:

    در میکس معمولا از اکولایزر پارامتریک استفاده می شود. برای کسانی که از کامپیوتر برای میکس استفاده می کنند، اکنون پلاگین.های قابل اطمینانی وجود دارد که کار را برای همه آسان.تر و ارزان.تر کرده اند.

    کاربرد اصلی اکولایزر در میکس همانطور که پیشتر نیز اشاره شد توسعه یِ هماهنگ و منطقی فرکانس.ها در قسمت چپ، وسط و راست میکس است (left-center-right).

    ایجاد فضای مناسب برای هر ساز و هر صدایی که نقش خود را در میکس خوب ایفا کند نیز از دلایل استفاده از اکولایزر است. بعضی از سازها از فضای فرکانسی گسترده تری استفاده می کنند و برخی دیگر بالعکس فرکانس.های بسیار محدودی را اشغال می.کنند. در مورد سازها در فصل.های دیگر این کتاب بطور مفصلی توضیح خواهم داد.



    نخست تعدیل، سپس تقویت:

    اگر بخشی از فرکانس.ها را تقویت کنیم، دقیقا به این معنی است که فرکانس.های کناری را بطور نسبی تضعیف کرده ایم. پس در اکثر موارد تضعیف فرکانس.های کناری بهتر از تقویت فرکانس.های مورد نیاز است.



    در حین تنظیم موسیقی، تقسیم فرکانس.ها در ذهن باید مجسم شود. در این صورت پس از تنظیم، در میکس فضای بسیار مناسبی در اختیار شما قرار خواهد گرفت. و در غیر اینصورت صداهای زیادی وجود خواهند داشت که برای غلبه بر یکدیگر بر سر محدوده یِ فرکانسی خود می جنگند و نتیجه چیزی جز ایجاد اختلال در میکس و تداخل فرکانس.ها نخواهد بود.

    وقتی چند ساز مختلف با یکدیگر تداخل فرکانس دارند، یا بایستی بعضی از آنها را قربانی کرد و یا اینکه فرکانس.های آن ها را بسیار محدود. هرچند که این کار همیشه نتیجه یِ بدی در پی نخواهد داشت.

    در عین حال حتما باید فرکانس.های کلیدی و غیر کلیدیِ سازها را شناخت. مثلا در گیتار باس فرکانس.های میانی پایین (lower mid-range) کم اهمیت تر از فرکانس های بین 800 تا 1200 هرتز هستند. پس در خیلی موارد بهتر است از فرکانس.های میانی در این ساز صرف نظر کنیم تا فضا را برای سازهای دیگر و صدای خواننده آزاد کنیم.

    در میکس هایِ پیچیده باید بسیار دقیق.تر از این عمل کرد و در ضمن باید پانوراما را به جای سه بخش (چپ، راست و مرکز) در ذهن خود به حداقل پنج محدوده تقسیم کنیم.

    یکی از ویژگی.های یک میکس خوب این است که بتوان آن را با صدای بسیار بلند گوش داد، بدون اینکه صدای میکس به محدوده یِ کلیپ یا Clipping در مونیتورهای شما نزدیک شود. برای رسیدن به یک چنین میکسی باید توسعه یِ فرکانس ها با دقت فراوان و به درستی صورت گرفته باشد و همه چیز در مورد پانوراما رعایت شده باشد.

    حتما توجه کنید که تقریبا هر صدای ضبط شده می.تواند دارای فرکانس.های پایین یا LF (low frequencies) باشد که معمولا ما نمی شنویم، و باید برای تقسیم انرژی در میکس بوسیله یِ اکولایزر ..... شود. برخی میکروفون ها مثلا برای ضبط صدای خواننده، این امکان را به ما می.دهند که فرکانس.های پایین را ..... کنیم. اما با این حال باز هم باید از اکولایزر برای ..... کردن فرکانس.های پایین استفاده کنید. هرچه فضا را در محدوده یِ فرکانس.های پایین حساب شده تر آزاد بگذارید، در میکس گیتار باس و باس درام و سازهایی با کاراکتر باس کمتر دچار مشکل می.شوید. گاهی برای بهبود کیفیت میکس حتی مجبور می.شویم که باس.درام را با هر تغییر آکورد، با توجه با آکورد، پیچ (Pitch) کنیم.

    نکته یِ مهم دیگر این است که وقتی با ترَک.های مشابه در میکس مواجه می.شویم، بهتر است فرکانس.های بالای یکی از آنها را تضعیف کنیم و در مورد دیگری فرکانس پایین را. با این کار توازن بین فرکانس.های بالا و پایین ایجاد می.شود. و به جای اینکه بطور مداوم از اکولایزر برای تقویت فرکانس.ها استفاده کنیم، باید ابتدا صدای سیگنال را در میکس تنظیم کنیم.

    وقتی که فرکانس پایینی را با ...تور Q باریک، تضعیف می.کنید، فرکانس.های هارمونیک آن را در یک اکتاو بالاتر تقویت کنید. با این کار با تضعیف فرکانس.ها به سیگنال صدمه وارد نمی کنید و در عین حال صدایی پرقدرت بدست خواهید آورد. این کار بخصوص در دست.کاریِ فرکانس.های گیتار باسِ ضبط شده مرسوم است.



    تعیین بلندی صداها (Level) در میکس

    در Master Bus باید Level صدا همیشه روی 0dB تنظیم شود. از یک لیمیتر Brickwall استفاده کنید تا از پیک.هایی (Peak) که "گاهی" اتفاق می.افتند شما را در امان نگاه دارد.

    دونکته را از یاد نبرید:

    هرگز Level در Master Bus را از حالت 0dB خارج نکنید. این کار تعادل بین مونیتورها را از بین می.برد.
    لیمیتر نباید هر لحظه فعال باشد و در واقع همانطور که اشاره شد از لیمیترِ Brickwall تنها برای مسون ماندن از پیک.های گاه و بی گاه استفاده می.شود. اگر پیک.ها هر لحظه لیمیتر را مشغول به خود نگه دارند، صدای خروجی کاملا آسیب خواهد دید و ترانزینت.ها (Transient) نیز تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.
    ترانزینت ها، Attackها و یا شروعِ پالس مانندِ یک سیگنال هستند و اطلاعات آکوستیکی را هم در خود می گنجانند. (به ویژه) برای سازهای کوبه ای (Percussive) ، ترانزینت.ها بسیار اهمیت دارند و باعث رسیدن صدای طبیعی به گوش ما می شوند.



    تعیینِ بلندیِ صدا در میکس کار بسیار حساسی است. بلندیِ هر صدا در میکس روی دیگر صداها تاثیر می.گذارد. بخصوص قبل از اعمال تغییرات با اکولایزر روی صداها بهتر است بلندی صدای آن.ها در میکس بدقت تنظیم شود، تا چشم انداز درستی از آنچه در میکس در پیش داریم، بدست آید.

    قبل از تنظیم صحیح بلندیِ صداها و برای رسیدن به یک میکس استاتیک (static mix) هرگز از اتوماسیون (automation) استفاده نکنید. بلندی هر صدا مسلما بر اساس سبک موسیقی تنظیم می.شود. به عنوان مثال در موسیقی پاپ تاکید معمولا روی صدای خواننده است، در حالی که در سبک.های دیگر ممکن است صدای باس درام یا گیتارباس نقشی مهم تر را از صدای خواننده ایفا کنند.

    پس از رسیدن به یک میکس اولیه و استاتیک حتما آن را با صدای خیلی کم گوش کنید. اگر هنوز هم ملودی ها، صدای باس.درام، اسنیر و باس را نسبتا واضح می.شنوید، به جای خوبی در میکس رسیده اید و می توانید وارد مرحله یِ بعدی در میکس شوید.



    اکوالایزر و فاز (Phase )

    اعمال تغییرات بوسیله یِ اکوالایزر مقداری تاخیر (delay) با خود به همراه دارد. این تاخیر بسیار کوتاه است: کمتر از یک میلی ثانیه (1ms). اما همین تاخیر می تواند باعث تغییر فازی ناخواسته شود (phase interaction).

    هرچه افزایش Gain در اکوالایزر بیشتر باشد، مشکلات بیشتری در فاز ایجاد می.شود. هرچند با کاهش Gain در اکوالایزر هم، تاخیر زمانی به وجود می آید، اما تاثیر آن روی فاز بسیار کمتر است. بنابراین، همچنین به این دلیل، بهتر است بجای تقویت فرکانس.های مورد نظر (boost) ، فرکانس.های دیگر را تضعیف (attenuate) کنیم، تا فرکانس.های مورد نیاز تقویت شده به نظر برسند.


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #22 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ در ساعت 17:27

  5. 2 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  6. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    275
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی151
    303
    سپاس از شما 250 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    بُعد سوم: عمق


    برای رسیدن به یک میکس "طبیعی" و مطبوع، باید به آن عمق بخشید. این فصل از کتاب به توضیح در مورد ابزاری که برای این کار مورد استفاده قرار می گیرند و نیز نحوه یِ استفاده از آن.ها می.پردازد.



    تاخیر (Delay)

    تاخیر بیانگر فاصله یِ زمانی میان یک صدا و تکرار آن است. اِکو (Echo) نیز به معنی تکرار چندباره یِ صدای اصلی است که هر تکرار نسبت به تکرار قبلی صدای ضعیف تری دارد. دستگاهِ Delay در استودیو نیز از روی همین اصل در طبیعت کپی برداری شده است و شبیه سازِ تاخیر و اکو است.

    تاخیرها می.توانند طوری تنظیم شوند که نه تنها به عنوان تاخیر استاندارد کار کنند، بلکه از آن ها می توان به عنوان کُر (Chorus)، فلنجر (Flanger) و افکتِ دابلینگ (Doubling Effect) نیز استفاده کرد.



    تاخیر (Delay Time)

    فاصله یِ زمانی بینِ اولین سیگنال و تکرار آن، زمان تاخیر نام دارد.



    عمق یا مدولاسیون (Depth / Modulation)

    این پارامتر این امکان را به ما می دهد که حرکت تاخیرات را تعیین کنیم. به عنوان مثال تاخیر را می.توان طوری تنظیم کرد که زمانِ بین تکرارها از 100 میلی ثانیه به 120 میلی ثانیه تغییر کند، که در نتیجه صدایی با شدت کمتر ایجاد می شود.



    فیدبَک (Feedback)

    این مولفه تعیین کننده یِ شدتِ تضعیف سیگنال (یا گاهی حتی تقویت آن) در هر تکرار است. مثلا اگر درجه یِ تضعیفِ سیگنال را روی 6 دسیبل تنظیم کنیم، اکویِ بعدی 6 دسیبل ضعیف تر از اکوی قبلی خواهد بود. و اگر درجه یِ آن را روی 0 دسیبل یا بیشتر تنظیم کنیم، هر اکو از اکویِ قبلی قوی.تر به گوش می رسد.



    کُر و فلَنجِر (Chorus – Flanger)

    کُر افکتی است که سیگنال را با یک کپی از آن پس از تغییرِ پیچ (Pitch) ترکیب کرده و فلنجر به افکتی گفته می.شود که یک سیگنال را با تکرارِ با تاخیر آن سیگنال ترکیب می کند.





    چند نکته:

    اگر صداهای قوی و پرحجم با هارمونی.های زیاد را با یک افکتِ کُر ترکیب کنیم، صدایی فوق العاده بدست می آید. برای اینکه صدایی پرحجم تر و قوی تر از گیتارِ آکوستیک و صدای خواننده (Vocals) بدست آید، آن.ها را به یک کُر بفرستید.
    استفاده یِ بیجا از کُر بر روی گیتارِ باس در یک موسیقی با ضرب آهنگ (تمپو) کُند، باعث افزایش بیش از حد حجم صدای این ساز می.شود و از بین رفتنِ Headroom لازم را در پی خواهد داشت، که این روی صداهای دیگر نیز تاثیر می گذارد.
    از هارمونایزر استفاده کنید تا به صدای درامز قدرت بیشتری ببخشید.
    برای اینکه روی فرکانس.های بالای (HF) یک سیگنال بیشتر تاکید کنید، سیگنال را به یک delay بفرستید و تاخیر حدود 40 میلی ثانیه را برای آن در نظر بگیرید. سپس از فرکانس.های پایین بکاهید و سیگنال را کمی کمپرس کنید. سرانجام هر دو سیگنال را با یکدیگر میکس کنید.
    برای اینکه از اسنیر صدایی طولانی تر ایجاد کنید، تاخیر را روی نت چنگ (1/8) یا دولاچنگ (1/16) تنظیم کنید و سپس سیگنال را به آن بفرستید. کمی فیدبک (Feedback) به آن اضافه کنید و در نهایت صدای خروجی را با سیگنال اصلیِ اسنیر میکس کنید.
    برای اینکه صدای خواننده را از صدای با تاخیرِ آن کاملا تفکیک کنید، از تنظیمات مختلفی روی اکوالایزر برای تاخیر و سیگنال اصلی استفاده کنید. اگر می خواهید تفکیکی وجود نداشته باشد، تنظیماتِ اکوالایزر برای هر دو سیگنال باید یکسان باشد.
    افکت ها باید حس شوند و نباید شنیده شوند. تنظیمات غلط در افکت ها می.تواند رنگ موسیقی را بکلی تغییر دهد.
    بکار بردنِ هرگونه افکت و همچنین اکوالایزر، Level را در باسِ مستر (Master Bus) افزایش می دهد. بنابراین استفاده یِ بیش از حد از هر افکتی باعث کم شدن Level در کل میکس می.شود.






    ریورب (Reverb)

    به استثناء اجراهای کاملا ارکسترال، ریورب تقریبا در هر میکسی استفاده می شود. لزوم استفاده از تکنیک میکروفن گذاریِ نزدیک در ضبط صداها، باعث شده که جای خالیِ بُعدِ سوم (آمبیانس و عمق) در میکس حس شود و میکسی، اصطلاحا، دو بعدی بدست آید.

    بصورت طبیعی ریورب در هر فضای بسته نظیر یک اتاق وجود دارد. مثلا وقتی که در یک اتاق خالی دست بزنید، به راحتی ریورب را در اتاق حس می.کنید. زیرا با برخورد امواج به سطوح گوناگون نظیر سقفِ اتاق یا دیوارهای آن، بخشی از امواج صوتی به سوی منبع صدا بازگردانده شده و بخشی دیگر از صدا از طریق مواد تشکیل دهنده یِ سطوح جذب می.شود. در میکس از شبیه سازهای سخت افزاری و نرم افزاری (پلاگین ها) استفاده می.کنیم تا این پدیده یِ طبیعی را در میکس شبیه سازی کنیم.

    به دلیل مشکلات آکوستیک در فضای ضبط موسیقی نظیر استودیوهای خانگی، مهندسین صدا ترجیح می دهند که اغلب سازها را خشک (dry) ضبط کرده و سپس به صورت مصنوعی در طول میکس به آنها آمبیانس مناسب را اضافه کنند. زیرا شبیه سازهای ریورب امکاناتِ گوناگونی را در اختیار آن.ها می گذارد و امکان انتخاب بیشتری به آنان می دهد.

    اضافه کردن آمبیانس مناسب به میکس بسیار حائز اهمیت است و به سازها و صداها در میکس بعد سوم یا عمق (depth) می.بخشد.



    پس از چیدنِ و ترکیب تمامی صداها و سازها در میکس، ممکن است سازها در کنارِ هم احساس غریبی کنند و جدایی بیش از حد بین آنها وجود داشته باشد. ریورب، حتی ریوربی که به سختی قابل تشخیص باشد، می.تواند باعث شود که همه یِ عناصر در میکس جزیی طبیعی از میکس به حساب آیند. همانطور که اشاره شد، افکت ها بطور کلی بیشتر باید حس شوند، و نه اینکه قابل شنیدن باشند.

    بهتر است اجزایِ مختلف در میکس به ریورب های گوناگون فرستاده شوند. اما گاهی این کار باعث جدایی بیشتر اجزا از هم می.شود. مثلا اگر صدای گیتار را به یک ریورب و صدای خواننده را به ریوربی دیگر بفرستیم، ممکن است صداهای این دو بیش از حد از هم جدا شوند.

    ریورب می.تواند جای صحیح هر ساز را تعیین کند و گاهی حتی به از بین بردن تداخل فرکانس.ها یا ماسک شدن (masking) در میکس کمک کند.

    در بعضی از سبک.های موسیقی نظیر Chill out یا Ambient ریورب حتی بعنوانِ وسیله یِ تولید استفاده می.شود.

    در ضمن ریورب حضور سازها در میکس را پررنگ تر می.کند و به میکس جان می.بخشد. استفاده یِ صحیح از ریورب می.تواند فضاهای خالی در پانوراما را پر کند، حتی در یک میکس با تنها دو ساز!

    ریورب با Level زیاد می.تواند attack یک ساز را تعدیل کند و به decay در آن ساز بی افزاید. مثلا تماس آرشه یِ ویولن ممکن است صدایی جیغ مانند تولید کند، که به وسیله یِ ریورب می.توان آن را تعدیل کرد و یا به کلی از بین برد.



    نکاتی در مورد ریورب:

    - طولانی بودنِ Pre-delay می تواند یک ساز را در جلوی میکس قرار دهند.

    - به همه یِ صداها ریورب اضافه نکنید.

    - اگر یک صدای خشک (dry) را درکنار یک صدا با ریورب (wet) قرار دهید، صدای دوم بسیار پرحجم تر بنظر می آید.

    - همه یِ صداها را به یک ریورب ثابت نفرستید. زیرا با این کار از ایجاد عمق جلوگیری می.کنید و خطر تداخل فرکانس را افزایش می دهید.

    - برای اینکه فضای درستی برای درامز در میکس ایجاد کنید، سازهای درامز را به یک افکتِ ثابت بفرستید. حتی می.توانید گیتار باس را نیز به همان افکت بفرستید.

    - از افکت هایی با تولید کننده.های مختلف در میکس استفاده کنید که امکانات بیشتری در اختیارتان قرار بگیرد. چراکه یک تولید کننده در محصولات متنوع خود معمولا از الگوریتمی ثابت استفاده می.کند.

    - در بکار بردن ریورب برای صداهای با فرکانس پایین نظیر گیتارِ باس بسیار محتاط باشید.

    - از ریوربِ Plate برای صدای خواننده استفاده کنید. بوسیله یِ این ریورب می.توانید صدای خواننده را در جایی که می خواهید قرار دهید. اما باید صداهای اضافی تولید شده از ریورب را تحت کنترل خود درآورید (مثلا با یک گِیت).

    - هر pre-delay که کمتر از 40 میلی ثانیه به طول انجامد، می.تواند جزیی از صدای اصلی محسوب شود. پس طول pre-delay را روی کمتر از 40 میلی ثانیه تنظیم کنید.

    - گاهی می توانید برای صدای خواننده دو ریورب بکار ببرید. اول یک Hall خیلی کوتاه، سپس یک ریورب طولانی. ریوربِ دوم باید فرکانس های پایین کمتری را شامل شود و pre-delay آن نسبتا طولانی باشد.

    - اکوالایزر را روی یک افکت نصب کنید و فرکانس.های اضافی را از بین ببرید.

    - هر چه ضرب آهنگ (تمپو) موسیقی تندتر باشد، Hall کمتر به فرکانس.های پایین نیاز دارد.

    - هر چه ضرب آهنگِ موسیقی تندتر باشد، ریورب باید کوتاه.تر باشد.

    - ریوربِ طولانی می.تواند فضاهای مهم در میکس را اشغال کند.





    برای هدایت کردنِ یک ساز به جلویِ میکس، به جای اینکه اکوالایزر را مستقیما روی سیگنال اصلی نصب کنید، آن را به ریوربِ آن صدا متصل کنید. با تقویت فرکانس . های بالا (HF ) می . توانید صدایِ آن ساز را به جلوی میکس هدایت کنید.


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #23 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ در ساعت 21:32

  7. 3 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  8. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    275
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی151
    303
    سپاس از شما 250 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    مسترینگ
    بابک گلستانی / میکسوفون





    به گذر صدا از چند دستگاه مختلف و خارج شدن آن با صدایی بلندتر (یا خیلی بلندتر) مسترینگ گفته نمی شود! مسترینگ در حقیقت پلی است میان صنعت حرفه ایِ صدا (pro audio industry) و صنعتِ های-فی یا های-فای (hi-fi industry). صدای تولید شده در میکس که در مونیتور بسیار خوش صدا بنظر می آید، در مسترینگ به صدایی بدل می.شود که در یک سیستم پخش بسیار ساده ی خانگی نیز "نسبتا" خوش صدا به گوش می رسد. و در مسترینگِ یک آلبوم، در عین حال آهنگ ها طوری در آلبوم در کنار هم قرار می.گیرند که گویی همگی به هم تعلق دارند. مثلا برای گوش دادن آهنگ بعدی در آلبوم مجبور نیستیم صدای سیستم پخش را خیلی کمتر کنیم، تا صدایی گوش نواز را بشنویم. در عین حال موسیقی های آلبوم به لحاظ بافت صوتی و دینامیک به هم نزدیک می شوند.



    مسترینگ آخرین شانس را به ما برای بهترکردن صدای تولید شده در میکس می دهد و یک میکس خوب ماده یِ اولیه یِ یک مسترینگِ موفق است. میکس بد در مسترینگ شانس چندانی ندارد!



    مسترینگ به ندرت تدریس می شود. هدف از تدریس در اغلب موارد، تنها کسب در آمد است. کسی "صرفا" ار طریق آموزش، مسترینگ-مَن یا Mastering Engineer نخواهد شد.


    مسترینگ-مَن های بزرگ،. کسانی بودند که موسیقی گوش کردند!! (می دانم که شما هم موسیقی گوش کرده اید و می کنید. اما امیدوارم با خواندن ادامه ی مطلب، منظورم را بهتر درک کنید.) با موسیقی کلنجار رفتند. در جریان روند تولید موسیقی روز دنیا قرار دارند. هدف از تولید را درک می کنند. بازار را می شناسند. تفاوت های زیبایی شناسیک ژانرها را می شنوند و موسیقی دهه ها و شاید سده های پیش از خودشان را می شناسند (موسیقی غرب و شرق و آفریقا و اروپا و هند و چین و ژاپن، نه فقط آلبوم جدید سیاوش قمیشی و ابی و … که البته این ها هم در نوع خودشان ارزشمندند. اما اینجا منظور تنها گسترش افق دید است).



    آن ها می توانند موسیقی را تحلیل کنند. می توانند به خوبی ضبط کنند. سال ها مشغول ضبط موسیقی های مختلف بوده اند (نه فقط ضبط سینتی سایزر و گیتار از طریق اتصال مستقیم کابل به اینترفیس). سال ها میکس کرده اند و بعد از ۱۰ یا ۲۰ سال تجربه و کار مداوم و جدی، دست به مسترینگ می زنند. آن هم در محیطی که به لحاظ آکوستیک آنقدر استاندارد صدا می دهد که گوششان به پدیده های صوتی مرسوم در موسیقی حساس شود (هر روز حساس تر از دیروز. به قول آلمانی ها : geschulte Ohren : یعنی گوش تعلیم دیده!). که اگر این شرایط مناسب به لحاظ آکوستیک وجود نداشته باشد، هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. و تازه اینجا آغاز راه است. حال این مسترینگ-مَن ها قرار است روز به روز بهتر شوند…



    بنابراین نباید مسترینگ را کار ساده ای دانست.

    مسترینگ ماکسی مایز کردن (Maximizing) یا تاکید روی باس و فرکانس های HF نیست!



    مهندس مسترینگ یا Mastering Engineer میکس های مختلف را با هم هماهنگ می کند، طوری که همگی یک دست به گوش برسند. ممکن است این میکس ها در استودیوهای مختلف شکل گرفته باشند، یا در زمان های دور و نزدیک انجام شده باشند، اما پس از مسترینگ موفق همه ی میکس.ها با یکدیگر (تا حد امکان) هماهنگ می شوند.

    درمسترینگ بلندیِ (Level) صداها به دقت تنظیم می.شود، و میکس برای اساس منحنی Fletcher-Munson شکل می.گیرد تا تمامی فرکانس.های موجود در موسیقی، در هر دستگاهی (پخش اتوموبیل، پخش کوچک آشپزخانه و غیره) در هر حجمی (Volume) از صدا به خوبی به گوش برسد:



    منحنی Fletcher-Munson

    تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید ...





    در استودیوی مسترینگ "برخی" از اشتباهاتی که در میکس بوجود آمده، رفع می شوند (دقت داشته باشید: برخی از اشتباهات. چون فقط برخی از آن ها در مسترینگ قابل حل هستند). اگر میکس و مسترینگ را در یک اتاق ثابت انجام دهید، این مشکلات پوشیده باقی می مانند. به همین دلیل معمولا توصیه می شود، که میکس و مسترینگ در دو استودیویِ مختلف انجام شود.





    ابزارهای مورد نیاز در مسترینگ:

    در مورد بعضی از این ابزار که در کنارِ یک DAW نظیر SADiE، Sonic Studio، Cube-Tec، Wave Lab، Pro Tools و غیره در مسترینگ استفاده می.شوند، در فصول پیشین این کتاب اشاره کردم:





    مونیتور:

    - از یک مونیتورِ فوق العاده خوب در یک فضای نامناسب هیچ کاری بر نمی آید. (باب کَتز)

    - اگر صدایِ خوبی از یک مونیتورِ خوب در یک فضای مناسب بشنویم، تقریبا می توانیم مطمئن باشیم، که از مونیتورهای دیگر در فضاهای دیگر نیز صدای درستی خواهیم شنید. (باب لودویگ)



    تبدیل گر (Converter):

    همه یِ استودیوهای مسترینگ باید به یک (Analog to Digital Converter) ADC و یک (Digital to Analog Converter) DAC مجهز باشد. از آنجایی که محصول هر سازنده ای صدایی متفاوت را تولید می کند، معمولا در استودیوها برای هر سبکی از محصولی مناسبِ آن سبک استفاده می شود.

    - من همیشه از دو ADC متفاوت استفاده می کنم. یکی از آن دو فرکانس های پایین را بهتر نشان می دهد و تصویر (imgaing) بهتری را ارائه می دهد و دیگری در مورد فرکانس های میانی بسیار خوب عمل می کند (گرِگ کالبی)



    اکوالایزر:

    در مرحله یِ مسترینگ استفاده از اکوالایزر با احتیاط و دقت بسیار بیشتری انجام می شود، زیرا هر تغییری در مرحله یِ مسترینگ روی کل میکس تاثیر می گذارد، بنابراین تغییرات اغلب در حد 0.5 دسیبل هستند.



    کمپرسور، لیمیتر و ماکسیمایزر:

    کمپرسور و لیمیتر نیز همانطور که پیش.تر توضیح داده شد، ابزاری اصلی در مسترینگ به حساب می آیند. لیمیتر به بلند کردنِ صدا کمک می کند و در عین حال ما را از گزندِ پیک ها (Peak) در امان نگه می دارد.

    ماکسی مایزر در حقیقت نوعی لیمیتر است که به وسیله یِ آن می.توان صدا را تا حد قابل قبولی بلند کرد، بدون این که پیک ایجاد شود. شرکت های Waves ماکسیمایزری چندباند را روانه یِ بازار کرده که امکان کنترل نسبتا خوبی را روی باندهای فرکانس به ما می.دهد.



    میتِرینگ یا مترینگ (Metering):

    میترینگ دقیق نیز یکی از ابزار اصلی مورد نیاز یک مهندس مسترینگ است. هرچند بسیاری از استودیوهای مدرن مجهز به میتِرهای دیجیتالِ peak-reading هستند، هنوز هم بسیاری از مهندسین مسترینگ استفاده از یک VU Meter کلاسیک یا قدیمی را ترجیح می دهند.



    تبدیل.گرِ سمپل ریت (Sample Rate Converter):

    همانطور که پیش تر در مورد لزومِ بکارگیریِ یک تبدیل.گرِ سمپل ریتِ خوب در مواقع نیاز به تبدیل سمپل ریت تاکید شد، در یک استودیویِ مسترینگ وجود یک چنین تبدیل گری (SRC) تقریبا یک باید است.



    دی..ِسِر (De-Esser):

    یکی از مهمترین ابزار مورد نیاز در مسترینگ دی..ِسِر است. همانطور که از نامِ این ابزار پیداست، وظیفه یِ آن محدود کردنِ صدایِ "س یا S" از صدای ضبط شده از خواننده است. یک دی..ِسِر در حقیقت یک کمپرسور است که کارکردِ آن به فرکانس های خاصی بستگی دارد.



    کمپرسیون در مسترینگ:

    با یک مقایسه یِ ساده می توان به این نتیجه رسید که با گذشتِ زمان مقدارِ کمپرسیونِ اعمال شده روی صداها بیشتر و بیشتر شده است. کافی است به کلکسیونِ سی-دی های خود مراجعه کنید و سه اثر را از سه دهه یِ متفاوت انتخاب کنید و به آن ها گوش دهید. به راحتی می توانید بلند.تر شدنِ صدا را در آلبوم ها که به مرورِ زمان اتفاق افتاده است، حس کنید.



    از کمپرسیونِ بیش از حد یا hypercompression باید به دلایل زیر همواره پرهیز شود:

    - نمی.توان صدایی که بیش از حد کمپرس شده است را به حالت اول خود بازگرداند.

    - به دلیل از بین رفتن دینامیک، موسیقی بی جان به گوش می رسد و از punch در آن به شدت کاسته می شود.

    - در پروسه یِ تبدیل به فایل هایی نظیر mp3، عوارضی جانبی در انتظار موسیقی خواهد بود.

    - برای مهندس مسترینگ هیچ فضایی برای اعمال تغییرات باقی نمی ماند.

    - موسیقیِ شما برای شنونده جز خستگی چیزی باقی نخواهد گذاشت و احتمالا شنونده موسیقی شما را به دفعات گوش نخواهد داد.







    نُرمالایز کردن (Normalize):

    مهندسین مسترینگ حرفه.ای از این امکان در DAW استفاده نمی کنند. نرمالیزاسیون به دنبالِ بالاترین پیک های (peak) یک فایل صوتی می گردد و سعی می.کند تا همه یِ Level های آن فایل را به آن پیک نزدیک کند. اصلی ترین مشکل در نرمال کردن این است که در آن تنها به اعداد دیجیتال پرداخته می.شود و آن هم بدون توجه به چیزی که موسیقی در صددِ بیان آن است. در ضمن گوش انسان به حد متوسط بلندی صدا پاسخ می دهد، نه به پیک ها.





    ***





    مهم نیست که صدا را در مسترینگ "چقدر" (کمیت) بلند می کنید، مهم این است که آن را "چگونه" (کیفیت) بلند می کنید.

    (باب کَتز - کتاب Mastering Audio)





    ***





    انواع نویزها و کاهش نویز:
    نویزها می توانند ممتد یا به صورت پالس (impulsive) در صدا ظاهر شوند. نویزهای ممتد به دو صورتِ broadband و تونال در صدا حضور دارند. نویزهای broadband هیچ فرکانسِ خاص و قابل تشخیصی را در خود جای نمی دهند.

    نکته: هیچ سیستم کاهشِ نویزی (noise reduction system) کامل نیست و همه یِ آن ها بخشی از سیگنالِ حاویِ نویز را از بین می برند.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #24 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۷ در ساعت 01:03

  9. 2 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  10. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    275
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی151
    303
    سپاس از شما 250 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    مسترینگِ M/S
    بابک گلستانی / میکسوفون





    به ندرت می توان روشی را یافت که در مسترینگ کاراتر از روش مسترینگِ M/S باشد. M بیانگر سیگنال میانی و مونو است و S بیانگر سیگنال کناری (Side Signal).

    با این روش می توان سیگنال های میانیِ مونو را مستقل از سیگنال های کناری (side signals) دستکاری کرد.





    خواستگاه روش MS در مسترینگِ M/S:

    روش MS-Stereo از اواسط دهه یِ پنجاه میلادی، پس از به وجود آمدن استریو، به منصه یِ ظهور رسید، و در آن زمان سازگاری با مونو می بایستی به طور مطلق به تحقق می رسید. از آن زمان تا به امروز سیگنال رادیویی به روش MS فرستاده می شود و بدین سان انرژی بخش میانی و مونو در سیگنال در رادیوها قوی تر به گوش می رسد و در مواقعی سیگنال تضعیف می شود، از طریق سوییچ داخلی در شبکه یِ رادیویی تنها سیگنال مونو پخش می شود.

    تا به امروز MS تنها روشی است که به وسیله یِ آن می توان سیگنال استریویی که کاملا سازگار با مونو است، را از طریق فرستنده های رادیویی پخش کرد.



    کاربرد مسترینگِ M/S:

    فرض کنید گیتارها در میکس صدای بیش از حد بلندی دارد یا بیش از اندازه دینامیک ظاهر می شوند. با روش مسترینگِ M/S می توان به راحتی آن ها را مستقل از باس درام یا اسنیر در لولینگ (Leveling) با میکس سازگار کرد. با کاستدن دینامیکِ سیگنال کناری (S) به وسیله یِ کمپرسور، حتی می توان ترانزینت ها سیگنال درامز را کاملا دست نخورده باقی گذاشت. استفاده از اکوالایزر در مسترینگِ M/S هم به همین اندازه کاراست.



    استفاده از مسترینگِ M/S در سکوئنسر:

    1. یک سیگنال استریو را وارد سکوئنسر (cubase, wavelab, Nuendo, Sonar و ...) کنید، طوری که سیگنال استریو به دو کانال مجزای مونو تبدیل شود (به این معنی که کانال های چپ و راست هر کدام در یک کانال مونوی جداگانه قرار گیرند). دقت کنید که هر دو کانال مونو اکنون باید دقیقا زیر هم قرار گیرند، بدون اختلاف فاز.

    2. اکنون یک Mixdown از پروژه در سکوئنسرانجام دهید که به وسیله یِ آن سیگنالی مونو از ترکیب کانال های چپ و راست به دست آید: L+R=M

    3. حال فاز یکی از همان دو کانال مونو که در مرحله 1 ایجاد شدند را 180 درجه معکوس کنید.

    4. مجددا یک Mixdown از پروژه در سکوئنسرانجام دهید تا با این روش به سیگنال کناری دست پیدا کنید : L-R=S

    4. حال آن سیگنال مونو که پس از Mixdown در مرحله یِ 2 به وجود آمد را وارد پروژه کنید و در کنار سیگنال دیگری که در مرحله یِ 4 به دست آمد قرار دهید و همه ِ کانال ها دیگر را از پروژه حذف کنید.

    5. اکنون سیگنال S که در مرحله یِ 4 به دست آمد را duplicate کنید.

    6. هر کدام از دو کانال به وجود آمده از S را به طرفی Pan کنید (یکی کاملا به سمت چپ، و دیگری کاملا به سمت راست).

    7. فاز کانال S که در سمت راست پنینگ واقع شده است را 180 درجه معکوس کنید.

    8. اکنون شما یک سیگنال میانیِ مونو یا همان M و 2 سیگنال کناری یا S از میکس را در اختیار دارید. سیگنال های کناری را به یک Group در سکوئنسر روت (Rout) کنید و حال دستکاری هر کدام از سیگنال های میانی و کناری را برای شروع مسترینگ آغاز کنید.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #25 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۷ در ساعت 20:37

  11. کاربران زیر از شما torap عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  12. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    275
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی151
    303
    سپاس از شما 250 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    مسترینگ برای انتشار به صورت دیجیتال





    همانطور که همه می دانیم، روز به روز میل و نیاز به دریافت مستر به صورت فایل دیجیتال بیشتر می شود و در نتیجه طبیعی است که Mastering Engineerها، با مشکل تغییر مربوط به headroom در نتیجه ی کاهش داده ها یا data reduction پس از مسترینگ دیجیتال مواجه اند. به خصوص با توجه به این که روز به روز به کانال های انتشاراتی و سرویس های streaming اضافه می شود که هر کدام فرمت های خاص خود را طلب می کنند.



    مسترینگ استودیوهای آمریکایی و انگلیسی زیادی هستند که با وجود مشکلات مربوط به کاهش داده ها در فایل های دیجیتال، عقب نشینی نمی کنند و همچنان مسترهایی تجاری، تقریبا بدون headroom را تولید می کنند.


    تجربه نشان داده که حتی با استفاده از intersample peak detection هدرومی معادل ۰/۲- تا ۰/۹- (بسته به ماتریال) لازم است که از ایجاد clip در فایل های mp3 یا AAC جلوگیری شود. (مسلما موارد استثاء هم وجود دارند)
    این مقدار در استانداردهای تلویزیونی در اروپا تا ۳- دسیبل True Peak هم می رسد.



    قابل توجه است که فایل های mp3 و AAC به طور متفاوتی clip نشان می دهند، حتی با bitrate مساوی و oversampling مقدار clip را در mp3 coding کاهش نمی دهد. هرچقدر bitrate در mp3 کاهش پیدا کند، مقدار clip بیشتر می شود.



    میزان headroom در 320kbit می تواند تا ۰/۳- هم کاهش پیدا کند بدون اینکه clip به وجود آید. (باید باز هم تاکید کرد که این قواعد همیشه قابل اتکا نیستند).



    و اگر bitrate در mp3 به 128kbit کاهش پیدا کند، حتی hearoom به مقدار ۳- دسیبل هم گاهی نمی تواند از ایجاد clip جلوگیری کند.




    قابل ذکر است که برخی از سرویس های streaming مقدار بلندی صدا را در خود فایل تعیین نمی کنند،. بلکه این عمل در زمان پخش به صورت (به اصطلاح) on the fly انجا می شود.



    برای چک کردن clip می توان به عنوان مثال از sonnox codec toolbox استفاده کرد.



    برای تعیین میزان limit در مسترینگ معمولا به ژانر هم توجه می شود. مثلا در Hiphop ایجاد clip در اثر ایمپالس های kick یا snare می تواند حتی در راستای زیبایی شناسی اثر در نظر گرفته شود که این در مورد موسیقی کلاسیک یا جز می تواند تاثیری عکس داشته باشد.



    در ضمن مخاطب اثر هم نقش مهمی را ایفا می کند. آثاری که اصولا برای clubها تولید می شوند، به لحاظ تجاری طبیعتا به خاطر clip کمتر صدمه می بینند تا آثاری که برای شنونده ای تولید می شوند که موسیقی را به طور جدی در سیستم های پخش "جدی" گوش می کند و به جزییات اهمیت می دهد.





    یک پرانتز بزرگ:
    از آنجایی که این روزها متاسفانه مسترهای با صدای "نه چندان بلند" بعضی از مسترینگ اینجینیرها را بی کار می کنند و برای رفع نگرانی ها اشاره می کنم که حتی MFiT هم به گمان من چیز خاصی را عوض نمی کند. هنوز هم می شود یک مستر "با صدای بلند" تولید کرد که در نهایت با کم کردن level در آن می توان از شر coder مربوط به itunes در امان ماند. معمولا -1dBFS کفایت می کند. اما مستر هنوز هم "با صدای بلند" باقی می ماند. (این مقدار می تواند برای مسترهای به اصطلاح "فشرده" کم باشد. اما با کاهش اندک این مقدار می توان باز هم به نتایج دلخواه رسید)







    یکی از پارامترهای تعیین کننده ی مهم هم انتخاب لیمیتر است که می تواند در ایجاد یا جلوگیری از clipهای موضعی نقش داشته باشد. تجربه نشان داده که استفاده از لیمیترهای مرسوم و خوش نام که به استفاده از آن ها عادت کرده ایم، لزوما کارساز نیست. در این زمینه بایستی انوع لیمیتر تست شوند و به گمان من برای هر منظور خاصی و حتی برای هر ژانر خاص باید یک لیمیتر خاص را مورد استفاده قرار داد. چرا که لیمیترها رفتاری به شدت متفاوت نسبت به ترانزینت ها دارند.


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #26 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ در ساعت 22:39

  13. کاربران زیر از شما torap عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  14. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    275
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی151
    303
    سپاس از شما 250 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    اکوالایزر با فاز خطی یا Linear Phase EQ
    همانطور که در بخش های دیگر سایت اشاره شد، استفاده از اکوالایزر تغییر فاز را به همراه خواهد داشت. بنابراین برای کسانی که می خواهند از تغییر فاز دوری کنند، بحث استفاده از اکوالایزرهای با فاز خطی معمولا بحث داغی است که اغلب با سوالاتی اینچنین که در ذهن شکل می گیرد آغاز می شود:

    - از چه اکوالایزری برای چه منظوری باید استفاده کرد؟
    - اکوالایزرهای با فاز خطی گوناگون چه خصوصیات صوتی ای دارد؟
    - معایب استفاده از این اکوالایزرها چیست؟
    - آیا محصولی تولید شده است که در آن از معایب احتمالی خبری نباشد؟

    ...

    بدیهی است که هر محصولی که وارد بازار می شود، وعده هایی به کاربران می دهد تا از این طریق از محصولات مشابه متمایز شود. اینکه آیا این وعده ها همیشه "به درستی" عملی می شوند یا خیر یک طرف ماجراست و این که آیا به تحقق رساندن این وعده ها مشکلاتی جدید را به همراه دارد یا خیر طرف دیگر ماجرا. اما چیزی که معمولا در همه ی محصولات مشترک است، مقدار مخرب تاخیر یا Latency است که رابطه ی مستقیم با ساختار این محصولات دارد که البته از طریق امکان delay compensation در DAWهای مدرن امروزی قابل کنترل است.



    اکوالایزرهای با فاز غیر خطی و مشکل تغییر فاز
    در اکوالایزرهای آنالوگ، تقویت یا تعدیل یک باند، به دلیل ایجاد تاخیر یا latency در یک باند نسبت به باندهای که از طریق تغییر امپلیتود یک باند ایجاد می شود، تفریبا همیشه به تغییر فاز می انجامد و تولید کننده ها سعی می کنند که تا حد امکان از مقدار این تغییر فاز بکاهند: اکوالایزرهای با فاز مینیموم یا کوتاه تر "مینیموم فاز" (minimum phase equaluzer).
    الگوریتم اکثر اکوالایزرهای دیجیتال هم مدلی است از اکوالایزرهای آنالوگِ مینیموم فاز.



    اکوالایزرهای با فاز خطی یا Linear Phase EQs
    در محصولات مختلف دیجیتال از الگوریتم های گوناگونی استفاده می شود که همگی به از بین بردن تغییر فاز میان باندهای مختلف می انجامند یه به عبارت دیگر تاخیری یکسان میان باندهای مختلف ایجاد می شود. عدم تغییر فاز امپلیتود را در شکل موجی دست نخورده باقی می گذارد. در حالی که در محصولات مینیموم فاز، بسته به مقدار تغییر فاز، ممکن است تغییراتی شدید در امپلیتود فرم موجی یا wave form ایجاد شود. نتیجه این است که اکوالایزرهای خطی می توانند روی کاراکتر هارمونیک سیگنال تاثیر بگذارند بدون اینکه در بلندی یا Level صدای سیگنال تغییر محسوسی ایجاد شود و این خصوصیت استفاده از این نوع اکوالایزرها را برای "برخی" از مسترینگ-مَن ها جذاب می کند.



    معایب اکوالایزرهای خطی
    و اما بسیاری دیگر از مسترینگ-مَن ها بر این باورند که اکولایزرهای خطی، بر خلاف اکوالایزرهای مینیموم فِیز، دارای صدایی "غیر طبیعی" هستند. به دلیل ایجاد تاخیر همزمان میان همه ی باندها (که در بالا به آن اشاره شد)، استفاده از اکوالایزرهای خطی معمولا با تاخیر یا latency همراه است. هرچه وضوح یا resolution در پردازش سیگنال بیشتر باشد، مقدار تاخیر هم بیشتر خواهد شد که این می تواند به ایجاد پدیده ی pre-ringing یا pre-ring یا Pre Echo بی انجامد که روی ترانزینت های سیگنال تاثیری مخرب خواهد داشت.





    پلاگین REQ-Red محصول شرکت الگوریتمیکس
    شرکت آلمانی الگوریتمیکس (Algorthmix) را طرفداران میکسوفون احتمالا از طریق مطلبی که در مورد کمپرسور این کمپانی نوشته بودم، می شناسند. پلاگین های الگوریتمیکس تنها در محیط ویندوز قابل استفاده هستند. پلاگین REQ-Red که یک اکوالایزر خطی است که می تواند در محیطی با سمپلینگ ریت ۳۸۴ کیلوهرتز مورد استفاده قرار گیرد در حالی که پلاگین ها دیگر نظیر پلاگین LinEQ از شرکت waves "معمولا" در محیطی با سمپلینگ ریت بیش از ۹۶ کیلوهرتز. قابل استفاده نیستند. پلاگین REQ-Red در دو ورسیون موجود است: vst و DirectX. هر دو پلاگین می توانند هم به صورت مونو و هم به صورت استریو مورد استفاده قرار گیرند. در ورسیون DirectX پلاگین REQ-Red این امکان وجود دارد که اینترفیس آن به اندازه ی ابعاد مونیتور بزرگ شود که از این طریق با دقت بیشتری می توان تغییرات را اعمال کرد. تکنیک .....ینگِ continuous slope هم که در این پلاگین مورد استفاده قرار گرفته، از مزایای دیگر REQ-Red است که آن را از بسیاری از محصولات دیگر متمایز می کند. از طریق این تکنیک شیب .....های شلوینگ یا shelving می تواند بدون محدودیت تغییر کند که این تقویت یا تعدیل با پهنای باند بسیار زیاد را ممکن می کند. همین تکنیک در .....های high pass و low pass هم بکار رفته است: تنظیم بدون مرز شیب ..... از صفر دسیبل تا ۲۴ دسیبل در هر اکتاو. امکان .....ینگ پایین تر از ۶ دسیبل/اکتاو امکانی منحصر به فرد است. (؟) که حتی از طریق سخت افزارها هم به سختی قابل دست یافت است (اگر نگوییم غیر ممکن است). در ورسیون DirectX این امکان نیز وجود دارد که چندین پلاگین در یک slot در سکوئنسر اجرا شوند.



    پلاگین SEQ-S محصول نوجِن (NuGen)
    تولید کننده ی این محصول مدعی است که SEQ-S متفاوت از دیگر EQها در همه ی باندهای فرکانسی دقیق و خطی عمل می کند و از این طریق به شکل قابل توجهی خنثی صدا می دهد. قابلیت EQ-Match هم این امکان را در اختیار کاربر می گذارد که کاراکتر صدای یک منبع صوتی را مورد آنالیز قرار داده و به منبع صوتی دیگری منتقل کند (راهی که به نوعی با Harbal آغاز شد). اما در این پلاگین هم ظاهرا مشکل اساسی اکوالایزرهای با فاز خطی: pre-ringing به وضوح قابل شنیدن است.



    پلاگین Equilibrium محصول DMG Audio
    این پلاگین توانمند که اخیرا بسیار مورد توجه مسترینگ-مَن ها قرار گرفته، هم از جمله محصولاتی است که وعده ی ultimate sound quality (بالاترین کیفیت صدا) را به کاربران داده است. در این محصول گذشته از اینکه (مانند SEQ-S) امکان اعمال تغییرات به صورت m/s وجود دارد، امکان انتخاب curve یا منحنی های مختلفِ مربوط به سخت افزارهای گوناگون (از جمله API، Sontec، Neve و...) هم دیده می شود. این پلاگین هم در محیط IIR و هم FIR قابل استفاده است. در محیط FIR این امکان وجود دارد که از این پلاگین به عنوان اکولایزر با فاز خطی یا فاز مینیموم استفاده شود که بار سنگینی روی دوش CPU کامپیوتر قرار می دهد که این مثلا اعمال چندین اتوماسیون همزمان را گاهی تقریبا غیر ممکن می کند. با وجود کیفیت بسیار بالای پردازش در این محصول، این پلاگین هم مانند دیگر محصولات مشابه از مشکل pre-ringing رنج می برد و نمی تواند بسیاری از مسترینگ-مَن ها را قانع کنند که از آن در مسترینگ استفاده کنند. اما امکان انتخاب نوع اکوالایزر (با فاز خطی یا فاز مینیموم) به صورت مجزا برای باندهای مختلف، اتفاق میمونی است که نقش این محصول را در خیلی از استودیوهای مسترینگ کماکان به عنوان اکوالایزر دیجیتال اصلی حفظ کرده است: به این معنی که در این پلاگین می توان یک باند را مثلا به صورت مینیموم فاز و باندهای دیگر را به صورت فاز خطی مورد استفاده قرار داد.


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #27 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ در ساعت 15:09

  15. 2 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  16. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    275
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی151
    303
    سپاس از شما 250 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    خب اموزش تموم شد
    امیدوارم بدرتون خورده باشه
    ممنون میشم نظراتون رو بگین


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #28 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ در ساعت 22:02

  17. 5 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  18. ariam آواتار ها
    ariam
    شماره کاربری
    52613
    کاربر فعال
    مهر /۱۳۹۲
    esfahan
    135
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی26
    0
    سپاس از شما 16 بار در 15 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    یه شیر مرد پیدا بشه کلشو پی دی اف کنه من بلد نیستم وگرنه میکردم


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    ARIAM
    #29 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ در ساعت 22:56

  19. Amin-Javdan آواتار ها
    Amin-Javdan
    شماره کاربری
    10395
    همیار سایت
    بهمن /۱۳۹۰
    312
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی167
    437
    سپاس از شما 304 بار در 159 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    ممنونم
    واقعا مطالب مفیدی هست
    سوالی که دارم اینه کل مقاله بدون عکس منتشر شده یا اینکه متن اصلی دارای عکس هم هست ؟


    #30 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ در ساعت 23:03

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۲۸, 12:50
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۰/۱۳, 12:40
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۴/۰۲, 18:00
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۲۶, 13:51
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰, 11:54

جستجو شده ها

ضبط morel

تقویت کننده های صدا AMPLIFIERS filetype:html

اتصالات کابل xlr

میکس مسترینگ تئوری

آموزش بدست آوردن کیلو هرتزهای سازها در مسترینگ

مقاله ای در مورد جای گذاری صحیح میکروفن ها در استیج پی ای اف

روش جای گذاری صحیح میکروفن ها در استیج فایل پی ای اف

تئوری میکس ومستر

برای میکس و مسترینگ چ دستگاه هایی لازم است

تکنیک مید ساید در مسترینگ

آموزش تئوری میکس و مستر

آیا می توان دو میکروفون را به یک پری امپ تک کاناله متصل کرد؟

جنس پرده تیوتر از چیست

امپلیتود تداخل دو منبع

تا این لحظه 675 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی