کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 5 1 2 3 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

موضوع: تئوری کامل ضبط , میکس و مسترینگ

  1. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض آموزش کامل تئوری ضبط , میکس و مسترینگ

    سلام دوستان
    اموزشی از تئوری ضبط و میکس و مسترینگ به چشمم خورد که دیدم خیلی مفیده
    تصمیم گرفتم تو این سایت بذارم تا به کاربران عزیز این سایت خدمتی کرده باشم


    لطفا وسط این مقاله اسپم ندید تا مقاله کامل بشه


    نویسنده : بابک گلستانی
    منبع : میکسوفون


    تعداد کل آرای این پست : 24
    تعداد آرای مثبت : 24
    ویرایش توسط soheil6 : ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت 18:39
    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 16:30


  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    زبان صدا

    نویسنده : بابک گلستانی





    گمان می کنم ۶ - ۷ سالی از انتشار اولین مقاله ای که در مورد صدا نوشتم، می گذرد. در همه ی این مدت همواره به ایجاد زبانی مشترک میان خودم و خوانندگان مقالات احساس نیاز می کردم و در این راه قدم هایی هم برداشتم، اما هرگز آنطور که باید این خواسته ام محقق نشد. مدتی است که در ذهن دارم مقاله ای در این مورد تدوین کنم. شاید این مقاله کمکی کند به ایجاد زبان مشترک حرفه ای!

    همانطور که می دانید در زندگی روزمره، هرچه ما توان بالاتری در بیان زبانی اندیشه هایمان در مورد پدیده های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روانشاختی و … که دور و برمان اتفاق می افتند و حس می شوند داشته باشیم، خودمان هم به درک بهتری از آن پدیده ها می رسیم. به عبارت دیگر بیان درست افکارمان از طریق زبان، به درک عمیق تر از موضوع مورد نظر کمک می کند.

    بنابراین ما هرچه دقیق تر در مورد موضوعات مربوط به صدا با دوستانمان یا حتی "با خودمان" بحث کنیم، به درک بهتری از نقاط قوت و ضعف سیستم های مورد نیازمان هم می رسیم. و با رسیدن به درک عمیق تر، راحت تر می توانیم موانع را (نقاط ضعف) را برطرف یا لااقل کم رنگ کنیم.





    خصوصیات صوتی و معانی آن ها

    یکی از مشکلات اساسی در گوش دادن با نگاهی دقیق و انتقادی که اصولا کار افراد حرفه ای در زمینه ی صدا است، تشریح تجربه و دریافت شخصی از پدیده های صوتی است. ما چیزهایی را می شنویم که گاهی اصلا برایمان قابل بیان نیستند. هرچه با خود کلنجار می رویم که واژه ای صحیح برای وصف تجربه ی صوتی مان پیدا کنیم، موفق نمی شویم و در نهایت گاهی به واژه های من در آوردی پناه می آوریم. و این دقیقا همان چیزی است که درک موضوع را برای دیگران دشوار می کند.

    اما از آن جایی که به واژه های بیش از اندازه متعددی برای بیان پدیده های صوتی نیاز نیست، به مرور زمان اصطلاحاتی در زمینه ی مهندسی صدا به وجود آمدند که به تدریج همه گیر شده و باعث شدند مهندسین صدا در نقاط مختلف جهان به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. اینجا برخی از اصطلاحات را عنوان می کنم و .روی آن ها به صورت " ... " تاکید می کنم و سعی می کنم معنی درستی در مورد آن ارائه دهم.

    برای شروع پیشنهاد می کنم یک به موسیقی مورد علاقه تان از طریق بلند...ای تلفن همراهتان گوش کنید. و سپس همان موسیقی را در سیستم حرفه ای خودتان گوش کنید. چه تفواتی می شنوید؟ سعی کنید آن را بیان کنید.

    سپس محتوای یک CD صوتی را به MP3 تبدیل کنید و سعی کنید این دو را با هم مقایسه کنید.
    اگر تفاوتی نمی شنوید، به گوش دادن ادامه دهید. هرچه بیشتر گوش کنید، حساسیت بیشتری به تفاوت های موجود در شما ایجاد خواهد. (بعد از مدتی کوتاه باید به گوش استراحت داد)

    قابل ذکر است که تولیداتی که به اصطلاح با تکنیک های audiophile انجام می شوند، جنبه های بیشتر (و گاهی مهمتری) از خصوصیات صوتی را در خود جای داده اند تا تولیداتی که برای استفاده ی عمومی انجام می شوند. برای مثال، ضبط موسیقی کلاسیک که با تعداد اندکی میکروفن (انتخاب میکروفون ها پس از تحقیقات دقیق انجام می شود) و با سیستم های بسیار با کیفیت انجام شده، در مقایسه با ضبط موسیقی پاپ، اطلاعات مربوط به خصوصیات فضا را به شکل پیچیده تری در خود جای می دهد.

    یکی از خصوصیات تولیداتی که برای استفاده ی عمومی شکل می گیرند، حدود دینامیک یا dynamic range است (در همین مقاله در مورد dynamic range توضیح داده خواهد شده).

    محدوده ی دینامیک در موسیقی پاپ یا موسیقی برای استفاده ی عموم تقریبا به "هیچ" رسیده است تا این "امید" به وجود آید که موسیقی در بلند...ای بی کیفیت هم به اندازه ی کافی خوب صدا دهد. در حالی که در موسیقی کلاسیک توجهی به بلندی صدا یا کم کردن محدوده ی دینامیک برای رسیدن با هدف یاد شده نمی شود. در واقع کیفیت در تولید موسیقی کلاسیک معنی دیگری دارد. بنابراین بعضی از مفاهیم یاد شده در این نوشته در مورد تولیدات audiophile مطرح می شوند.

    پیش از هرچیز باید شناخت دقیق در مورد باندهای فرکانسی ایجاد شود.
    برای این منظور سری به ویکیپدیا بزنیم تا از دقت مورد نیاز کاسته نشود:

    به لینک زیر مراجعه کنید.
    تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید



    همانطور که در نخستین جدول مشاهده می کنید، فرکانس های ۱۶ تا ۳۲ هرتز (اکتاو اول) پایین ترین فرکانس های قابل شنیدن توسط انسان هستند. در ضمن فرکانس پایین ترین نت پدال ارگ (کلیسا) ۱۶ هرتز است. از آنجایی که من چند روزی در یک کلیسا مشغول نوشتن قطعه ای برای ارگ بودم، به خوبی یادم هست که این فرکانس را فقط حس می کردم و نمی شنیدم. و پس از مدتی کمی بد حال می شدم و نیاز به هوای تازه و سکوت داشتم.
    با توجه به جدول پایین فرکانس پایین ترین نت ساز توبا و پیانوی بوزندورفر ایمپریال هم ۱۶ هرتز است.
    در عین حال فرکاس پایین ترین نت پیانوهای معمولی ۳۲ هرتز است.



    فرکانس های ۳۲ تا ۵۱۲ هرتز.:
    فرکانس های ریتم هستند که باس های پایین و بالا در آن جای گرفته اند.
    فرکانس پایین ترین نت ساز ویولون سِل: ۶۵ هرتز
    فرکانس پایین ترین نت ساز ویولا و ماندولین : ۱۳۰ هرتز
    فرکانس نت دو میانی: ۲۶۱ هرتز

    فرکانس ۵۱۲ تا ۲۰۴۸ هرتز.:
    فرکانس هایی که در آن ها کلام انسان قابل درک می شود و با تاکید روی این فرکانس ها صدایی نازک و "بوقی" به دست می آید.
    فرکانس پایین ترین نت ساز فلوت پیکولو: ۵۲۳ هرتز
    فرکانس بالاترین نتی که یک خواننده زن قادر به خواندن آن است: حدودا ۱۰۴۶ هرتز.

    فرکانس های ۲۰۴۸ تا ۸۱۹۲ هرتز.:
    به کلام وضوح اضافه می کنند. اصوات labial مثل م، پ، ب در آخر کلمات و اصولات fricative مثل ف یا خ (در باخ) در این محدوده ی فرکانس قرار دارند.
    فرکانس بالاترین نت فلوت : ۲۰۹۳ هرتز
    فرکانس بالاتری نت پیانو : ۴۱۸۶ هرتز





    ۱۶ هرتز : باس پایین یا deep bass
    ۴۰ هرتز : باس میانی یا midbass
    ۱۰۰ هرتز : باس بالا یا upper bass
    ۲۵۰ هرتز : فرکانس های میانی پایین یا lower midrange
    ۵۰۰ هرتز : فرکانس های میانی یا midrange
    ۱۰۰۰ هرتز : فرکانس میانی بالا یا upper midrange
    ۲۰۰۰ هرتز : فرکانس های تربل پایین یا lower treble
    ۳۵۰۰ هرتز : فرکانس های تربل میانی یا middle treble
    ۶۰۰۰ هرتز : فرکانس های تربل بالا یا upper treble
    ۱۰۰۰۰ هرتز : اکتاو بالا یا top octave و یا high end





    موازنه ی تُنال یا tonal balance :

    باندهای مختلف فرکانسی در موسیقی به نوعی با هم در ارتباط اند. اگر روی باندی بیش از حد تاکید شود، موازنه ی تنال به هم می ریزد.
    به طور کلی وجود توازن بین باندهای اصلی یعنی باس، میانی (midrange) و تربل (treble) اولین چیزی است که باید در مورد صدای میکس، صدای میکروفون و صدای مونیتور مورد توجه قرار گیرد.
    وقتی میزان تربل بیش از حد باشد، می گوییم صدا روشن (bright) است. تاکید می کنم که این ها اصطلاحاتی هستند که در نقاط مختلف جهان به طور "مشترک" مورد استفاده ی روزمره قرار می گیرند.
    اما اگر انرژی در باند باس بیش از حد باشد، اصصلاحا گفته می شود که صدا "سنگین" است. اگر باند باس انرژی ضعیفی داشته باشد، صدا "سبک"، "نازک" یا "لاغر" خوانده می شود.



    پرسپکتیو:

    فاصله ی میان نوازنده ها و میکروفون ایجاد پرسپکتیو می کند. فاصله ی میان شنونده و نوازنده ها هم همینطور. اما پس از ضبط موسیقی، مونیتورها و آکوستیک فضا روی دریافت پرسپکتیو تاثیر می گذارند. مونیتورهایی وجود دارند (که تعدادشان کم هم نیست) که موسیقی را به طرف جلو هدایت می کنند که به این ترتیب نوازنده ها به شنونده نزدیک می شوند.
    در دسته ی دیگرِ مونیتورها، موسیقی با فاصله ی بیشتری به گوش می رسد که می گوییم صدا "به عقب رانده" شده.
    مونیتورهای دسته اول موسیقی را جلوی خود بازتولید می کنند و موسیقی در مونیتورهای دسته ی دوم کمی از عقب آن ها به گوش می رسد.

    هرچقدر نوازنده ها از شنونده دور شوند، تصویر استریو هم باریک تر می شود. برای همین در تکنیک XY معمولا با افزایش فاصله با نوازنده ها، زاویه ی میکروفون ها هم بیشتر می شود که این باریک شدن تصویر به نوعی جبران شود. نتیجه می تواند در بعضی موارد، میانه ی ضعیف باشد که با حمایت میکروفنی دیگر مثلا omni می تواند تقویت شود. این موضوع در مورد اسپیکرها هم صادق است. هرچقدر اسپیکرها موسیقی را با فاصله ی بیشتری پخش کنند، تصویر استریو "ممکن" است باریک تر شود و برعکس. به همین دلیل بعضی از میکس مَن ها، میکس کردن روی اسپیکرهای کوچک را ترجیح می دهند. چرا که اسپیکرهای بزرگ ممکن است روی گستردگی تصویر استریو اغراق کنند و موسیقی پس از میکس، روی سیستم ها دیگر درست ترجمه یا translate نشود.

    صدای مونیتورهایی که موسیقی را به جلو هدایت می کنند معمولا با صفاتی نظیر "خشک"، "خشن یا aggressive"، "تیز"، "بیش از حد حاضر" همراه است، و صدای مونیتورهای دسته ی دوم "باشکوه"، "راحت" و "ملایم" خوانده می شود.

    مونیتورهای با صدا جلو این حس را ایجاد می کنند که انگار سازها رو به روی شما در حال نواختن هستند. اما معمولا پس از شنیدن موسیقی با این نوع مونیتورها، پس خاموش کردن آن ها، احساس آرامش و راحتی می کنید، که این علامت خوبی نیست و نشانگر این است که مونیتور شما "خسته کننده" صدا می دهد. این هم اصطلاحی است کاملا مرسوم.

    تاکید روی فرکانس های ۱ تا ۳ کیلوهرتز که در تولید مونیتورهای ارزان قیمت (زیر دو، سه هزار دلار) بسیار مرسوم است، حس "حضور یا presence" و "بی واسطه بودن" را در شنونده ایجاد می کنند.



    ترِبِل یا Treble :

    قسمتی که در مونیتورها مسئول این باند فرکانسی است، توییتر یا tweeter خوانده می شود. توییترها جنس های متفاوتی دارند که هر جنس خصوصیات خاص خود را دارد. در محصولات باکیفیت معمولا توییترهای dome استفاده می شوند. این به معنی نیست که هر محصولی که دارای یک توییتر dome است، با کیفیت است. از جمله تولیدکنندگان توییترهای مرغوب می توان از شرکت های Scanspeak و Morel نام برد که بسیاری از مونیتورهای معروف نظیر محصولات Tyler، Barefoot یا Strauss به وسیله ی توییترهای تولیدی این دو شرکت ساخته شده اند.

    برای بازتولید موسیقی با کیفیت عالی باند تربل بسیار اهمیت دارد. محصولات بسیاری وجود دارند که در این محدوده به شدت ضعف نشان می دهند. واژه هایی که برای تربل استفاده می شوند، نسبتا پرشمارند. از جمله : سخت، روشن، جلو، خشن، سفید، خشک، پرهیچان، تحلیلی یا analytical، جیغی و ذره ای و متالیک …

    صدای تیز HiHatهای درامز، صدای گوش خراش ویولون، تاکید بیش از حد روی اصوات ...... در صدای خواننده "می توانند" از جمله علائم وجود تربل تاکید شده در مونیتورها باشند. (نه همیشه. چرا که ممکن است این ایرادات از میکس باشند) که در این صورت با یک مونیتور "روشن" سروکار داریم.

    و اگر تربل بیش از حد "نرم" باشد، موسیقی با صدایی به اصطلاح عاری از زندگی، شفافیت و فضا شنیده خواهد شد.

    با تاکید روی فرکانس های ۶ تا ۱۰ کیلوهرتز از سوی مونیتورها، صدایی به اصطلاح "پرشور (؟؟)" یا tizzy به دست می آید. مثلا در Hihatها به جای ......ش بیشتر ......... شنیده می شود.

    در تربل های ذره ای صدایی زبر که روی بافت تربل را پوشانده است شنیده می شود. مثلا صدایی عجیبی که به صدای فلوت در حین شکل گیری صدای آن از سوی لب های نوازنده، اضافه می شود. یا صدایی که از ویولن می شنویم انگار به جای آرشه با اَرّه نواخته می شود.

    "صدای جلوی" تربل، صدایی روشن ایجاد می کند. "تربلِ جلو" تمایل به خشک صدا دادن دارد و در آن از فضا خبری نیست.

    تربل نرم در مقابل به اصطلاح "رمانتیک" یا "شربتی (!)" صدا می دهد.
    تربل نرم هم مشکلات خاص خودش را ایجاد می کند و در نتیجه ی آن صدا ممکن است ضخیم، آهسته و با جزییات کم به گوش برسد و موسیقی به اندازه ی کافی "بزرگ" و "باز" صدا ندهد.

    بازتولید تربل باید همانطور باشد که در موسیقی به صورت زنده می شنویم. پرانرژی اما نه مصنوعی یا خشک یا …

    از همه مهم تر تربل باید به عنوان بخشی پیوسته به موسیقی صدا دهد و از باندهای دیگر جدا نباشد و در ضمن بدون نویز باشد.



    فرکانس های میانی یا Midrange:

    میدرنج مهم ترین باند در بازتولید انرژی موسیقی است و هارمونیک های پایین یا اصلی اکثر سازها در این محدوده قرار دارند. در ضمن گوش انسان هم به این باند بیش از باندهای دیگر حساس است (در میان فرکانس های ۸۰۰ تا ۳۰۰۰ هرتز، گوش انسان بیشترین حساسیت را به تغییرات دینامیک و بلندی صدا و پاسخ فرکانسی دارد).

    محبوب ترین درایورهای میدرنج توسط شرکت هایی چون ATC، Scanspeak و SEAS تولید می شوند.

    فرکانس میانی رنگ آمیزی شده می تواند بسیار آزار دهنده باشد و بلند...ایی که فرکانس های میدرنج در آن ها تعدیل یا تقویت شده اند، غیر طبیعی صدا می دهند. صدای خواننده های مذکر می تواند وسیله ی خوبی برای تست میدرنج بلند...ا باشد. بعضی روی "ا...و" تاکید می کنند که نشان از تاکید روی فرکانس های پایین میدرنج دارد، بعضی روی "ا....." تاکید می کنند که می تواند گواهی بر تاکید روی فرکانس های بالای میدرنج باشد و …

    بعضی از مونیتورها صدای خواننده ی مذکر را طوری پخش می کنند که شنونده بپسندد! سعی کنید دست خود را به دهان تان نزدیک کنید و شروع کنید به تکرار یک کلمه و آرام آرام دست خود را دور کنید و در نهایت آن را کاملا از جلوی دهان بردارید. کدام صدا را می پسندید؟ آیا صدایی که می پسندید صدای واقعی و طبیعی شماست (بدون دست روی دهان)؟

    به طور کلی، وقتی صدای خواننده به صورت مونوتُن، خسته کننده و یا رزونانت به گوش برسد، دلیل آن احتمالا تعدیل فرکانس های میدرنج است.

    اصطلاحات مربوط به بازتولید نامناسب میدرنج : جعبه ای (boxy)، شکم دار، تو دماغی، متراکم، بوقی و ضخیم و …

    به عنوان مثال صدای جعبه ای یا boxy به این معنی است که موسیقی به جای اینکه بصورت آزاد در فضا حاضر باشد، انگار از درون یک جعبه پخش می شود. یا صدای تو دماغی به صدایی گفته می شود که روی باند باریکی تاکید دارد. صدای بوقی مثل صدای تو دماغی است با این تفاوت که باند مربوط به آن در فرکانس های بالاتری تاکید می شود.

    تاکید بیش از حد روی میدرنج، صدا را به جلو هدایت می کند: on your face.
    و تعدیل میدرنج می تواند نوازنده ها را از شنونده دور کند.
    در ضمن باید به یاد داشته باشیم که بسیاری از مشکلات مربوط به صدای بلند...ا مربوط به آمپلی فایری است که آن ها را درایو می کند.

    یکی دیگر از خصوصیات مربوط به میدرنج، بافت سازهاست.
    "بافت" صدای یک ساز به نوعی اثر انگشت آن ساز است که بیشتر به ساخت آن مربوط می شود تا به صدای آن به صورت محض.
    نزدیک ترین مفهوم موسیقایی به بافت، "تَمبر" است که به کیفت صوتی یک ساز مربوط می شود که از طریق هارمونیک های آن شکل می گیرد. مشکلات مربوط به دستگاه های الکترونیکی روی بافت سازها و صدای انسان تاثیر می گذارند.

    اصطلاح ذره ای یا grainy در مورد میدرنج زمانی به کار می رود که صدایی "زبر" از سازها به گوش می رسد و سازها اصطلاحا گرانولار صدا می دهند.

    بافت میدرنج زمانی سخت یا سفت (hard) عنوان می شود که مثلا یک اثر کُرال بیش از حد "براق و درخشان" و مصنوعی صدا دهد. چنین مشکلی زمانی بیشتر حس می شود که صدای کُر بلندتر شود. در حقیقت اگر صدا کم باشد ممکن است این مشکل به چشم نیاید. پیانو هم مشکلات این چنینی را به خوبی نشان می دهد. مثلا نت های بالای پیانو به شکل آزار دهنده ای سرد صدا می دهند.
    و اگر اثری از مشکلاتی این چنینی در میدرنج یافت نشود، اصطلاحاتی چون "جاری"، "لطیف"، "مطبوع"، "نرم و مخلمی" و "آب دار" در مورد آن استفاده می شوند.



    باس

    در مورد این باند خیال بافی های بسیاری از سوی اهالی موسیقی انجام می شود. مثلا چیزی که معمولا میان عوام مرسوم است این است که هر چه باس بیشتر، بهتر.
    اما ما به جز "حس کردن" باس در حقیقت در جستجوی چیزهای دیگری نیز هستیم : شنیدن نوانس ها، جزییات و تغییرات جزیی در باس نظیر شنیدن "دقیق" تغییرات مربوط به ترانزینت ها و پیچ (pitch)! و این چیزی نیست که هر ساب ووفر یا مونیتوری توانایی بازتولیدش را داشته باشد.
    در حقیقت ما باید از مونیتورها انتظار داشته باشیم موسیقی را بازتولید کنند، نه زمین لرزه را!

    بازتولید صحیح و دقیق باس در رضایت شنونده در حین گوش دادن به موسیقی نقشی بسیار پراهمیت دارد که متاسفانه نمی توان به راحتی به آن دست یافت. مشکلات مربوط به آکوستیک اتاق بیش از هرچیزی روی بازتولید باس تاثیر می گذارند. در ضمن آمپلی فایرهای نسبتا کمی (نسبت به تنوع شان) وجود دارند که این امکان را برای بازتولید دقیق باس برای درایورهای مرغوب باس یا باس/میدرنج در مونیتورهای باکیفیت فراهم کنند.

    یکی از مشکلات باس عدم تفکیک صحیح فرکانس هاست، به عبارت دیگر، بسیاری از اسپیکرها (حتی گاهی اسپیکرهای حرفه ای) کم کیفیت توانایی بازتولید فرکانس های باس را به شکلی کاملا تفکیک شده ندارند. مسلم است که آکوستیک اینجا هم نقشی حیاتی را ایفا می کند و می تواند دلیل اصلی بروز مشکلاتی اینچنین باشد.

    تفکیک در نت ها (یا فرکانس های باس) به این معنی است که هر نت باید به صورت "فردی" به گوش برسد. نه تنها باید نت مورد نظر به صورت فردی قابل شنیدن باشد بلکه باید خصوصیات سیگنال آن نت (مثلا ترانزینت ها) به خوبی بازتولید شوند. بافت باس باید قابل شنیدن باشد. باید تفاوت پیتسیکاتوی کنتراباس با صدای باس فندر کاملا قابل تشخیص باشد. خلاصه اینکه باند باس مثل باندهای دیگر شامل جزییاتی می شود که باید به درستی قابل شنیدن باشند.

    گاهی به جای شنیدن نت های باس به صورت فردی، باس را به صورت مجموعه ای از نت ها می شنویم، طوری که سیر دینامیکی نت ها اصلا قابل تشخیص نیست.

    اصطلاحاتی که در مورد ایراد در بازتولید باس به کار می روند: تیره یا muddy، ضخیم، پف کرده، چاق، نرم، متراکم، شُل و آهسته.

    و اگر باس به درستی شنیده شود: سفت، سریع، شمرده شمرده، چابک و دقیق.

    همانطور که می دانید، مقدار باس در پخش موسیقی اهمیت بسزایی دارد. اگر باس بیش از اندازه به گوش برسد، موسیقی در آن غرق می شود. و اگر مقدار باس کم باشد موسیقی "لاغر" و "نخ نما"خواهد شد.
    پخش موسیقی با باس کم، موسیقی را از ریتم می اندازد. عمق سازها از بین می روند و قدرت موسیقی کم می شود. کنتراباس مثل ویلون سل صدا می دهد و ویلون سل مثل ویولا و موسیقی به اصلاح بدنه ی خود را از دست می دهد.

    اگر توسیع فرکانس های باس یا extension در فرکانس های پایین (مثلا ۳۰ تا ۵۵ هرتز) به خوبی انجام نشود، موسیقی اصطلاحا "لاغر" یا برعکس "سنگین" صدا می دهد.
    بیشتر سیستم های صوتی فرکانس های عمیق باس (۲۰ تا ۴۰ هرتز) را تعدیل می کنند. تنها سیستم های اندکی وجود دارند که در این محدوده بدون ضعف عمل می کنند. البته موسیقی پاپ معمولا در این منطقه ی فرکانسی حرف ‫"چندانی" برای گفتن ندارد، بنابراین شنوندگان موسیقی پاپ (منظور از پاپ موسیقی برای استفاده ی همگانی است : پاپ، راک، ترنس). اما در موسیقی کلاسیک بازتولید این محدوده بسیار اهمیت دارد. مخصوصا برای کسانی که به شنیدن موسیقی اُرگ باخ و هندل و لیگتی و … علاقه مندند.

    بازتولید فرکانس های این چنین عمیق پیش نیاز شنیدن موسیقی پاپ با کیفیت عالی نیستند. اگر سیستم صوتی شما فرکانس ۳۵ هرتز را تعدیل کند، احساس نخواهید کرد که چیزی را از دست داده اید.

    در ضمن قابل ذکر است که قدرت دینامیکی موسیقی (تفکیک پاساژهای با صدای بلند و کم) در باند باس نهفته است. بنابراین باند باس در ایجاد حس رضایت در شنونده نقشی بسیار مهم را ایفا می کند.

    سیستمی که دارای دینامیکی عالی در محدوده باس است به اصطلاح پانچی نامیده می شود.



    سرعت:

    نه تنها پخش attackهای سازها در فرکانس باس اهمیت دارد، بلکه پخش صحیح decay (چگونگی پایان یافتن یک نت) هم به همان اندازه مهم است. فرکانس باس نباید بیش از حد ادامه پیدا کند. سیستم های زیادی وجود دارند که انرژی را در ساختار م....کی خود ذخیره می کنند و آن انرژی را پس از پایان یافتن یک نُت آزاد می کنند. در این صورت باس اصطلاحا "آویزه" ای دارد که در این صورت مثلا باس درام آهسته تر از آنچه باید، یا پُف کرده صدا می دهد.



    تصویر سه بعدی از (اِ)ستیج (stage)

    ارائه ی تصویری درست از استیج به همان اندازه اهمیت دارد که بازتولید صحیح فرکانس ها!
    فرض کنید که به کنسرت رفته اید. ارکستر را روبروی خود تصور کنید. ویولون سولو سمت چپ، جلوتر از ویولون سِل قرار دارد و شما صدای کنتراباس را از سمت راست اما از پشت ویولون سِل می شنوید. صدای سازهای بادی ممکن است از پشت سازهای زهی به گوش برسد.

    یک سیستم صوتی خوب باید شما را در چنین شرایط قرار دهد. این سیستم باید به شنونده این امکان را بدهد که بتواند نوازنده ها را که در نقاط مختلف استیج روی صندلی شان نشسته اند "ببیند"
    (باید توجه داشت که در حقیقت استیج در مغز انسان و از طریق تفاوت های موجود در امپلیتود و زمان شکل می گیرد). بین صدای سازها باید مرز وجود داشته باشند و سازها نباید به صورت دیفوز و با م.... نامشخص به گوش برسند. مونیتورهایی هم وجود دارند که صدای سازها را بزرگ تر و دورتر پخش می کنند و به دریافت شنونده از عمق صدمه می زنند.

    معمولا اصطلاحاتی چون "متمرکز"، "سفت"، "شفاف" و "مشخص" در مورد بازتولید صحیح تصویری سه بعدی از استیج به کار می روند. و اگر مونیتوری این وظیفه را درست انجام ندهد از صدایی "هموژنیزه"، "محو"، "گیج"، "ضخیم" و "بدون فُکوس" یا "نامتمرکز" یاد می شود.

    بازتولید استیج به شدت به شیوه و محل قرار گرفتن مونیتورها هم وابسته است و حتی به جنس و ساختار پایه ی مونیتورها! و همینطور آکوستیک اتاق.



    دینامیک:

    تفاوت میان پاساژهای با صدای بلند و کم دینامیک خوانده می شود. این تفاوت هم می تواند در یک نت شنیده شود و هم در یک جمله ی موسیقایی. حدِ دینامیکی در یک ارکستر سمفونیک به ۱۰۰ دسی بل هم می رسد. در حالی که در موسیقی پاپ این حَد این روزها تا کمتر از ۱۰ دسی بل کاهش یافته است. به عبارت دیگر، موسیقی پاپ همیشه بلند صدا می دهد و حدِ دینامیکی کمی دارد.

    دو نوع دینامیک وجود دارد: ماکرودینامیک که به صورتی کلی به قدرت موسیقی (مثلا کرِشِندو در ارکستر) اشاره دارد و میکرودینامیک که در ابعاد کوچک تری پدیدار می شود و به بازتولید واقعی موسیقی کمک می کند.

    سیستم های صوتی ای که دینامیک (میکرو و ماکرو) خوبی دارند، به موسیقی جان می بخشند و اجازه می دهند که وجود سازها و نوازنده ها را در نزدیکی خود باور کنیم.

    پاسخ ترانزینتی یا transient response خوب به سیستم های صوتی این امکان را می دهد که ترانزینت های کوتاه و سریع را به درستی بازتولید کنند. که این به تولید شرایط موسیقایی نزدیک به واقعیت کمک می کند. و اگر مونیتورها به اندازه ی کافی در پخش ترانزینت ها سریع نباشند، توسعه ی دینامیکی سیگنال ها با دستورشن همراه خواهند بود.

    در نهایت باید توجه داشت که مونیتورها "ابزارهای کار" هستند و لزوما برای لذت بردن از موسیقی طراحی نمی شوند. ممکن است مونیتوری یک میکس را بهتر از آنچه هست به گوش برساند و در نتیجه ما از شنیدن موسیقی از طریق این مونیتور بیشتر لذت می بریم تا مونیتوری که تمام مشکلات میکس را با بی رحمی به ما نشان می دهد. بنابراین برای انتخاب یک سیستم صوتی باید این موضوع را در نظر گرفت که ما برای چه منظوری قصد تهیه ی آن را داریم.

    برای درک خصوصیات یک مونیتور بایستی مدتی با آن کار کرد (مثلا میکس). حداقل دو روز تا یک هفته. با شنیدن یک مونیتور به مدت ۱۰ دقیقه به سختی می توان در مورد آن به نتیجه گیری قطعی رسید.

    قابل ذکر است که رفتار مونیتورها در محیط های مختلف، متفاوت است. ممکن است مونیتوری در اتاق دوست شما "درست" صدا دهد اما در اتاق شما آن طوری صدا ندهد که از آن انتظار دارید.


    تعداد کل آرای این پست : 6
    تعداد آرای مثبت : 6
    #2 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 16:32

  4. 18 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  5. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    ضبط


    از این مرحله شاید بتوان به عنوان مهم.ترین مرحله در تولید موسیقی یاد کرد. کیفیت ضبط صداها، توانایی خواننده و توانایی نوازنده ها نقشی اساسی و تعیین کننده را در ادامه روند تولید ایفا می کنند. و اگر تنها یکی از موارد ذکر شده مشکل ساز باشد، کار تا به آخر با مشکلاتی عدیده مواجه خواهد بود. پس برای اینکه بهترین نتیجه را در (پس از) تولید موسیقی کسب کنیم، باید از بهترین تجهیزات، بهترین میکروفن ها، بهترین میکسرها و بهترین نوازنده ها و خواننده و آکوستیک مناسب استفاده کرد، و از قبول پیشنهاداتی نظیر اینکه "در میکس این مشکل را حل می کنیم" باید حذر کرد.

    به یاد داشته باشید که لزوما یک میکروفون مشهور یا گران قیمت، یا یک پری امپ خوش نام و ... شما را به کیفیت مناسب در ضبط نمی رسانند. تربیت گوش (که خود سال ها وقت می برد)، استفاده از میکروفون و میکروفون گذاری، دسترسی به م.... با آکوستیک مناسب برای ضبط، قدرت تشخیص اینکه آیا آکوستیک برای هدف مورد نظر و سبک موسیقی و یا نوع ارکستراسیون مناسب است، شناخت انواع سخت افزارها و کسب دانش کافی در مورد اینکه از چه سخت افزاری برای چه منظوری استفاده می شود و ... از جمله پارامترهایی هستند که بیش از یک میکروفون ۱۰ هزار دلاری به شما در رسیدن به هدف کمک می کنند. بنابراین در کنار هرگونه سرمایه گذاری باید مطالعه داشت و تجربه کسب کرد. و صد البته پس از کسب دانش و تجربه ی لازم، ابزارِ با کیفیت کمک بزرگی به رسیدن به کیفیت مناسب خواهند کرد.


    تعداد کل آرای این پست : 5
    تعداد آرای مثبت : 5
    #3 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 16:35

  6. 8 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  7. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    BIAS چیست؟
    زمانی که سیگنال صوتی در حال انتقال به Tape است، پاسخ فرکانسی یا Frequency Response بسیار ضعیف است، در واقع پاسخ فرکانسی فرکانس های بالا بسیار بهتر از فرکانس های پایین است. این مشکل حوالی سال 1930 توسط مهندسین آلمانی حل شد.

    برای جبران این مشکل در Tapeها، سیگنالی با فرکانس بسیار بالا (دور و بر 100 کیلوهرتز، بسیار بالاتر از فرکانس های سیگنال صوتی) در کنار سیگنال صوتی اصلی به Tape منتقل می شود. وقتی که Bias (بایِس) درست تنظیم شود، پاسخ فرکانسی باید به حالت عادی و به اصطلاح خطی در آید. در حالی که اگر Bias خیلی پایین باشد، ایجاد دیستورشن (distortion) در فرکانس های باس اولین علامت است، و با Bias بیش از حد، فرکانس های بالا افت می کنند.



    سمت راست بالا: سیگنال بدون دستورشنِ بایس


    چرا به Bias نیاز است؟

    Tape از ذرات مغناطیسی کوچک به نام دُمین (Domain) تشکیل شده است. دُمین ها به عنوان اشیاء فیزیکی دارای اینِرسی هستند و هر بار که سیگنال آنالوگ از مثبت به منفی حرکت کرده و باز می گردد، ولتاژ در یک لحظه به نقطه یِ صفر می رسد. در این لحظه دُمین در حال استراحت است و همچون همه یِ اشیاء فیزیکی زمانی لازم است تا دُمین دوباره به حرکت در آید. که نتیجه یِ این فرآیند واکنش عجیبی است که در بالا توضیح داده شد. فرکانس بالایِ سیگنالِ Bias باعث می شود که دُمین هرگز از حرکت بازنماند.

    سمت راست پایین: سیگنال پس از از بین بردن بایس


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #4 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 17:00

  8. 7 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  9. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    DC Offset چیست؟
    هنگامی که موج سیگنال دقیقا از نقطه یِ صفر (ولت) آغاز نمی شود، با پدیده یِ DC Offset مواجه هستیم.


    تصویر DC Offset (دقت کنید که موج از نقطه صفر آغاز نشده است) و کد مربوطه برای PD.




    آیا DC Offset روی میکس تاثیر می گذارد؟


    این پدیده می تواند سه نوع پی آمد باشد:

    ۱. مقدار headroom در میکس کاهش پیدا می کند چرا که مقداری سیگنال مزاحم با فرکانس پایین به سیگنال اصلی اضافه شده است.

    ۲. زمانی که نیاز به برِش سمپل ها داریم، پس از برش یک سمپل، صدای Glitch به گوش می رسد.

    ۳. دستکاریِ یا manipulation یک سیگنال در خیلی از موارد نمی تواند با موفقیت کامل انجام شود. به طور مثال، زمانی که به سیگنال کمی دیستورشن (Distortion) اضافه می کنیم، روی پیک های (Peaks) سیگنال در زیر و بالای خط صفر تاثیر مساوی اعمال نمی شود و در نتیجه موج بالای خط صفر و موج پایین آن متقارن نیستند.



    چگونه می توان مشکل DC Offset را حل کرد؟

    ۱. اغلب سکوئنسرها (Sequencer) امکان از بین بردن DC Offset را به ما می دهند (Remove DC Offset).

    ۲. از یک ..... High Pass استفاده کنید و فرکانس های زیر 20 هرتز را به شدت تعدیل کنید.

    ۳. در نقطه یِ آغازین و پایانی سیگنال از Fade In و Fade Out استفاده کنید.


    به یاد داشته باشید که می بایستی همیشه قبل از شروع میکس، DC Offset را از تمام کانال ها حذف کرد. این کار شاید تنها ۳۰ ثانیه به طول بی انجامد، اما تاثیر بزرگی روی میکس می گذارد.


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #5 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 17:04

  10. 8 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  11. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    اتصال یک پری-آمپلی فایر به کارت صوتی





    کارت صدا یا Audio Interface شما دارای خروجی ها و ورودی های مختلفی است که پیش تر در بخش "اتصالات" به بررسی آن ها پرداختم. همه یِ ما ابزارهای خود را بر حسب نیازمان تهیه می کنیم و از آنجا که نیازهای ما همواره یکسان باقی نخواهند ماند و از طرفی پیشرفت تکنولوژی و تغییر هزینه ها را نمی توان نادیده گرفت، ممکن است مدتی پس از تهیه یِ یک کارت صوتی که زمانی ما را مبهوت خود می کرد، به این نتیجه برسیم که به طور مثال پری..مپ آن دیگر نیاز ما را برآورده نمی کند و در صدد تهیه یِ یک یا چند کانال پری-آمپ اکسترنال جدید برآییم. پس از تهیه یِ پری..مپ مورد نظر، شما هنوز قادر خواهید بود از مبدل های آنالوگ به دیجیتال یا ADC و دیجیتال به آنالوگ یا DAC در کارت صدای خود استفاده کنید. بنابراین تهیه یِ پری-آمپ اکسترنال به منظور بهبود کیفیت ضبط صدا، به معنیِ بلااستفاده بودنِ کارت صدای شما نیست.



    ورودی میکروفن (Mic Input ) و ورودی لاین (Line Input )

    پری-آمپ وظیفه دارد سیگنال هایِ با Level پایین که توسط میکرفون تولید می شوند را تقویت کند، چرا که این سیگنال ها پیش از تقویت قابل استفاده نخواهند بود. یک پری-آمپ سیگنال را از Mic Level به Line Level ارتقا می دهد. تقریبا همه یِ کارت های صدا دارای چندین پری-آمپ میکروفن هستند. ورودی این پری-آمپ ها از نوع XLR است. به راحتی می توان میکروفن را از طریق این ورودی ها مستقیما به پری-آمپ متصل کرد. اکثر کارت های صدا دارای ورودی های Line هستند که این ورودی ها سیگنال های Line Level را قبول می کنند که نیازی به ارتقایِ Level ندارند. یعنی این سیگنال ها به خودی خود در Level مناسب قرار دارند.





    چند مثال از دستگاه هایی که سیگنال Line Level تولید می کنند:

    پری-آمپ های میکروفن
    کمپرسورها
    اکوالایزرها
    افکت هایی نظیر ریورب
    میکسرها
    کیبوردها
    پحش کننده یِ سی-دی و رکوردِرها


    ما در استدیو به طور کلی با چهار نوع اتصال سر و کار داریم:


    XLR



    “ TRS



    “ TS



    RCA


    و TRS اتصالات بالانس شده و اکثر ورودی های Line در کارت های صدا ¼“ TRS و ورودی های میکروفن XLR هستند، در حالی که TS و RCA اتصالات بالانس نشده هستند.





    قانون کلی در مورد اتصالات: میکروفن ها را به ورودی های میکروفن متصل کنید و خروجی های Line را به ورودی های Line.

    بنابراین برای اتصال یک پری-آمپ به کارت صدا، باید پس از اتصال میکروفن به ورودی XLR در پری-آمپ اکسترنال، خروجیِ Line در پری-آمپ را به ورودیِ Line در کارت صدا متصل کنید. چرا که اگر خروجی Mic در پری-آمپ را به ورودی کارت صدا متصل کنید، در واقع سیگنال تولید شده توسط میکروفن را با دو پری-آمپ مختلف (ابتدا پری-آمپ اکسترنال و سپس پری-آمپ کارت صدا) تقویت کرده اید، که در این صورت باید منتظر شنیدن دیستورشن و کاهش کیفیت سیگنال باشید.


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #6 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 17:16

  12. 10 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  13. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    اتصالات و بالانس سیگنال ها
    Word Clock یا Sample Clock یک ضرب آهنگ پایه ای در فناوری دیجیتال است و وظیفه یِ آن به اصطلاح همزمان کردن یا synchronize دستگاه های گوناگون با یکدیگر است.



    AES و EBU مخفف Audio Engineering Society و European Broadcasting Union و یک اصطلاح روزمره برای نام گذاری کانکتورهای خاصی برای انتقال داده های صوتی دیجیتال استریو یا دوکانال و یا مونو با نُرم AES3 هستند.

    AES3: از کابل متقارن با امپدانسِ 110 اُهم استفاده می کند.

    AES3 id: از کابل نامتقارن هم محور یا Coaxial با امپدانس 75 اُهم استفاده می کند.

    Optical I/O: کابل نوری یا "تی او اس لینک" TOSLINLK که در اصل ساخت شرکت توشیبا است از طریق یک سوکتِ دیجیتال نوری یا optical داده های صوتی دیجیتال را تا پهنای 20 مگابایت در ثانیه به دستگاه های گوناگون نظیر DAT-Recorder منتقل می کند.

    S/PDIF یا Sony/Philips Digital Interface نیز بیان گر استانداری است برای انتقال نوریِ یا اُپتکالِ داده های دیجیتال استریو.

    S/PDIF-Passthrough نیز بیانگر انتقال داده های صوتی "کمپرس شده یِ" دیجیتال است به یک دیکودرِ Decoder سخت افزاری اِکسترنال.

    XLR یا eXternal,Live,Return هم یک کانکتور یا رابط متقارن است برای انتقال داده های آنالوگ و دیجیتال با بالانس balanced که مثلا در ضبط با میکرفون ها از آن استفاده می شود.





    بالانس سیگنال ها: در انتقال داده ها بالانس بودن امپدانس balanced audio بسیار اهمیت دارد چراکه در صورتی که سیگنال ها بالانس نباشند، در خروجی صدا نویزهای آزاردهنده ای بوجود خواهد آمد. مثلا برای بالانس کردن امپدانس ورودی و خروجی برای ضبط گیتار الکتریک مستقیما بوسیله یِ میکسر (بدون ضبط آن از طریق نصب میکروفن روی آمپ) از DI-BOX استفاده می شود تا از ایجاد نویزهای اضافی جلوگیری شود.


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #7 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 17:18

  14. 8 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  15. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    فاز (Phase)
    فاز در تئوری صدا به ارتباطِ زمانیِ دو یا چند موج گفته شده و با مقیاس درجه اندازه گیری می شود.



    درجه یِ تغییر فاز (phase shift) به فاصله یِ زمانی بین دو موجِ سینوسی و فرکانس آن.ها بستگی دارد. فرکانس ها متفاوت تغییر فاز متفاوتی در فاصله یِ زمانیِ یکسان دارند.



    نکته: دو برداشت همزمان از یک ساز با دو میکروفن هم نوع و با یک اجرای ثابت لزوما شباهت کامل فرم موج آن.ها را در پی نخواهد داشت.

    سه نوع ارتباط فازی بین موج های شبیه به هم وجود دارد:



    هم فاز (in Phase – Phase Coherent): وقتی که موج.های هم نوع دقیقا در یک زمان آغاز می شوند.
    اختلاف فاز (Out of Phase – Phase shifted): وقتی که امواج در دو یا چند زمان مختلف آغاز می شوند.
    فاز عکس (Phase inverted): وقتی که امواج دقیقا در یک زمان آغاز می شوند، اما آمپلیتودِ آنها عکس یکدیگر است. در بسیاری از مواقع فاز عکس با اختلاف فاز 180 درجه اشتباه گرفته می شود.


    اگر دو موج فازی عکس یکدیگر داشته باشند، همدیگر را خنثی می کنند (Phase Cancellation) و از شدت صدایِ آن.ها کاسته می شود. و اگر امپلیتودِ آن.ها دقیقا یکسان باشد، یکدیگر را به کلی خنثی می کنند.

    در یک میکس استریو می.توان فازهای یک Track در حالت استریو را برعکس کرد و هر کانال را به سمتی مخالف در پانوراما فرستاد. در این صورت اگر به همین میکس در حالت مونو گوش کنیم، ممکن است دیگر هیچ خبری از آن صدای استریو نباشد، یا با کاهش شدتِ صدا مواجه شویم.



    به صفحه یِ میکسوفون در فیس بوک بپیوندید و در بحث ها شرکت کنید.


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #8 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 18:22

  16. 10 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  17. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    مبدل (Converter)
    در سیستم آنالوگ انرژی الکتریکی برای ذخیره شدن به انرژیِ آنالوگ، مغناطیسی یا م....کی تغییر فرم می دهد. اما در سیستم دیجیتال آمپلیتودهای یک سیگنال در بازه های زمانی کوتاه (مثلا در هر ثانیه) اندازه گیری می شوند (سمپلینگ Sampling)، که از این طریق اعدادی مطلق به دست می آیند. به این فرایند تبدیل یا Conversion گفته می.شود. در ابتدای فرایندِ تبدیل، همیشه یک مبدل آنالوگ به دیجیتال (ADC – A/D Converter) و در انتهای فرایند یک مبدل دیجیتال به آنالوگ (DAC) قرار دارد و نتیجه یِ این تبدیل بصورت اعداد باینری (صفر و یک) ذخیره می شود.



    DAC : Digital Analog Converter

    مبدل دیجیتال به آنالوگ

    ......................................_

    ADC: Analog Digital Converter

    مبدل آنالوگ به دیجیتال





    فرایند تبدیلِ یک سیگنالِ آنالوگ به داده های دیجیتالی صوتی به دو مرحله تقسیم می شود:



    سمپلینگ (sampling)
    کوانتیزاسیون (Quantize)


    در مرحله یِ سمپلینگ هر آمپلیتود یک سیگنال در فواصل منظم و یکسان بوسیله یِ مبدل آنالوگ به دیجیتال تفکیک می شوند و مبدل از سیگنالِ ورودی نمونه برداری می کند. این نمونه ها سمپل نامیده می شوند. به منظورِ اعمال تغییرات و ذخیره کردن، این سمپل ها بصورت یک سری اعداد باینری در می آیند (Quantize).

    تعداد سمپل هایی که در هر ثانیه به دست می آید، فرکانس سمپلینگ (Sampling Frequency) یا Sampling Rate نام دارد.

    فرکانس سمپلینگ 48 کیلوهرتز به این معنی است که در هر ثانیه 48000 سمپل از طریق مبدل به دست می آید و بر اساسِ تئوریِ Nyquist-Theorem باید فرکانس سمپلینگ حداقل دوبرابر بالاترین فرکانس مورد نیاز باشد و از آنجایی که گوش انسان در ایده آل ترین حالت فرکانس های 20 تا 20000 هرتز را می شنود، پس فرکانس سمپلینگ یا sampling rate در موسیقی باید حداقل 40 کیلوهرتز باشد. و همین تئوری به ما نشان می دهد که سیگنال ها با فرکانس بالاتر از نصف فرکانس سمپلینگ در مرحله یِ بازگشت (تبدیل دیجیتال به آنالوگ) نمی تواند توسط DAC به درستی تبدیل شود و ممکن است پس از تبدیل، فرکانس هایی اضافی و قابل شنیدن تولید شود که به این فرکانس های تولید شده، فرکانس های آلیاس یا Alias-Frequencies گفته می شود.


    اِلایسنیگ یا aliasing در سمپلینگ ریت ها مختلف.


    فرکانس سمپلینگ استاندارد در یک سی-دیِ صوتی، 44100 هرتز است. اما در دنیای حرفه ایِ پردازش صدا، اکنون صحبت از 96 تا 192 کیلوهرتز هم می شود. فرمت های جدید نظیر DVD-Audio و SADC یا Super Audio CD هم می توانند با فرکانس سمپلینگ بالاتر کار کنند. استفاده از فرکانس سمپلینگ بالاتر جز بهبود کیفیت معنیِ دیگری ندارد.


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    #9 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 18:26

  18. 8 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  19. torap آواتار ها
    torap
    شماره کاربری
    26180
    کاربر بسیار فعال
    آذر /۱۳۹۱
    278
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی152
    303
    سپاس از شما 269 بار در 68 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    میکس


    در این مرحله، نخست Trackها بدون اتوماسیون (Automation) و بدون پَنینگ (Panning) در کنار هم قرار می گیرند و بلندی (Level) صدای آنها بر اساس سلیقه، نیاز و سبک موسیقی تعیین می شود، تا موسیقی تاثیر نخستین را بگذارد و چشم اندازی از آن.چه که برای میکس پیش روی ما است، به دست آید. فایل ها معمولا بصورت wave یا aiff بدون هرگونه استفاده قبلی از اکولایزر EQualizer و افکت های گوناگون وارد هر کانال میکسر دیجیتال می شوند. میکس موقعی تمام می شود که مهندس میکس (Mix Engineer) یک مَستِر استریو (Stereo Master) را تولید کند.

    هنگام ضبط و تنظیم موسیقی بایستی سازها را طوری در موسیقی در کنار هم قرار داد، که فرکانس های آنها کمترین تداخل را با هم داشته باشند. برای این منظور باید فرکانس های سازها را مطالعه کرد، تا درک درستی از تنظیم و ارکستراسیون بدست آید.



    هدف از میکس:

    هدف ار میکس کردن یک اثر معمولا تولید صدایی گرم، واضح، قوی و با عمق مناسب است. صدایی که در آن تمامی عناصر موسیقی با وضوح کافی قابل شنیدن و هماهنگ با ژانر موسیقی هستند. گاهی حذف صدایی که بودن و نبودن آن چندان تاثیری بر موسیقی نمی گذارد، می تواند به ایجاد وضوح سازها و صداها در اثر کمک کند.



    چند نکته:

    اگر اثر خودتان را میکس می کنید و از نتیجه یِ کارتان راضی نیستید، یک کپی دیگر از کار تهیه کنید. همه یِ افکت ها و اکولایزرها و پنینگ ها را بردارید و با گوشی شاداب دوباره شروع کنید. یادتان باشد که گوش شما ماهیچه نیست که هر چه از آن بیشتر کار بکشید، قوی تر شود. گوش یک ارگان در بدن است و هرچه بیشتر از آن کار بکشید، از کارآیی آن کم می شود، و دیگر نمی توان به آن اطمینان کرد.
    از دوستان خود که تجربه یِ بیشتری دارند و از نظر سلیقه به شما نزدیک هستند، کمک بگیرید و از آنها بخواهید که به شما پیشنهاداتی کنند. هرگز گمان نکنید که اگر از کسی سوالی بپرسید به شما توهین می شود!
    در میکس به خودتان یک وقت محدود بدهید. نود درصد کار میکس باید بعد از حداکثر 4 ساعت انجام شود. باقی کار اعمال ریزه کاری ها است، که ممکن است روزها به طول انجامد و البته زمان آن به فرد و تجربه یِ او بستگی دارد.


    رساندن میکس مستر (Mix Master) به استودیوی مسترینگ (Mastering Studio)

    اگر با سیستم Native کار می کنید، یا به عبارت دیگر از میکسر آنالوگ استفاده نمی کنید، فایل میکس مستر را بصورت 32-bit floating point با فرمت wave یا aiff به استودیویِ مسترینگ منتقل کنید. اکثر DAWها (Digital Audio Worksation) این امکان را به ما می دهند. در غیر این صورت خروجی را در DAW روی 24-bit تنظیم کنید.
    از آنجایی که در محیط 24-bit برای کنار آمدن با Overها مشکل خواهید داشت، حتما از یک لیمیتر Brickwall قابل اطمینان نظیر Sonnox Limiter یا Voxengo Elephant استفاده کنید.
    برای پیشگیری از ایجاد مشکلاتی در BLER (Block Error Rate) حتما فایل ها را با سرعتی پایین روی CD-R یا DVD-R منتقل کنید.
    اگر میکس را در محیط ایده آلِ 32-bit floating point انجام دادید و مجبور شدید که فایلی به عمق بیت (Bit Depth) 24 به استودیوی مسترینگ منتقل کنید، یا از لیمیتر Brickwall بدون دیترینگ (Dithering) استفاده کنید و یا اینکه از یک لیمیتر ساده استفاده کرده و سیگنال را به عمق بیت 24 دیتر کنید.
    برای تولید CD از سمپلینگ ریت 44 کیلوهرتز استفاده کنید. اگر مجبور به تبدیل سمپل ریت شدید (مثلا از 48 به 44 کیلوهرتز) حتما از یک تبدیل کننده یا Sample Rate Converter بسیار با کیفیت استفاده کنید.
    اگر تبدیل کننده یِ خوبی در دسترس ندارید، فایل را دست نخورده به استودیویِ مسترینگ منتقل کنید.
    از اعمال fade out قبل از مسترینگ بپرهیزید. مگرآنکه آن fade out جزیی از تنظیم موسیقی باشد.


    تعداد کل آرای این پست : 6
    تعداد آرای مثبت : 6
    #10 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ در ساعت 18:26

  20. 13 کاربر زیر از torap برای این پست سپاسگزاری کرده اند


موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۲۸, 12:50
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۰/۱۳, 12:40
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۴/۰۲, 18:00
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۲۶, 13:51
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰, 11:54

جستجو شده ها

ضبط morel

تقویت کننده های صدا AMPLIFIERS filetype:html

اتصالات کابل xlr

میکس مسترینگ تئوری

آموزش بدست آوردن کیلو هرتزهای سازها در مسترینگ

مقاله ای در مورد جای گذاری صحیح میکروفن ها در استیج پی ای اف

روش جای گذاری صحیح میکروفن ها در استیج فایل پی ای اف

تئوری میکس ومستر

برای میکس و مسترینگ چ دستگاه هایی لازم است

تکنیک مید ساید در مسترینگ

آموزش تئوری میکس و مستر

آیا می توان دو میکروفون را به یک پری امپ تک کاناله متصل کرد؟

جنس پرده تیوتر از چیست

امپلیتود تداخل دو منبع

میکرو امپلیتود چیست

آموزش قابلیتEQ

تا این لحظه 713 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست