کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

+ پاسخ به موضوع
صفحه 3 از 3 نخستنخست 1 2 3
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28

موضوع: بداهه نوازی گیتار الکتریک در سبک jazz / مهرزاد مهرگان

  1. Roshan.J آواتار ها
    Roshan.J
    شماره کاربری
    37205
    هنــرمنـد انجمن
    فروردین /۱۳۹۲
    1,154
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی3882
    4,823
    سپاس از شما 5,175 بار در 1,242 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Violinist تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    آی گل گفتی !
    کلا زندگی ِ من بر پایه ی حرکت های کروماتیک هستش !
    کروماتیک عشقه !
    مثل این اتودی که الان به عشق خودت زدم .
    تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید


    واقعا چرا تو یک قطعه ای که مسازیم یا گوش میدیم ، استفاده ی فقط صرفن از نتهای اصلی گام حال نمیده ؟!
    حالا بر عکس ِ این ، چرا شنونده های عادی حرکت هایی که فقط با نت های اصلی گام هستش رو می پسندن و حرکت های کروماتیک و آلتریشن رو نمی پسندن ؟!
    تو هم بگو @تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید

    عرض ِ ادب و احترام برادر جان .

    واقعا چرا تو یک قطعه ای که مسازیم یا گوش میدیم ، استفاده ی فقط صرفن از نتهای اصلی گام حال نمیده ؟!
    حالا بر عکس ِ این ، چرا شنونده های عادی حرکت هایی که فقط با نت های اصلی گام هستش رو می پسندن و حرکت های کروماتیک و آلتریشن رو نمی پسندن ؟!
    ببین ! بی شمار علت وجود دارد هم از نظر ِ اجتماعی هم تاریخی هم فلسفی و هم حتی هنری . . .
    حالا کاری ندارم که @تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید یکی از مهم ترین علت ها را با بد ترین مثال ِ ممکنه بیان کرد !
    ( مهرزاد ! اخراج اش کن برادر ! )
    اما بیا کمی موضوع را بشکافیم ...

    بشر اصولن محافظه کار و نسبت به تغییر کم تر انعطاف پذیر است . یعنی این پروسه ای چند میلیون ساله ست که انسان در پی ِ آن
    تکامل یافته و به صورت ِ ژنتیک نهادینه شده .
    او زمانی هم که غار نشین بود به سختی به هر پدیده ای که خارج از غار اش می دید روی خوش نشان می داد .
    و این روند میلیون ها سال ادامه پیدا کرد . این ریشه ی تاریخی را اگر در همه ی مسائل وارد کنی
    آن وقت حتی خیلی راحت تر می توانی نسبت به دیگران تصمیم بگیری .
    اما به جز این
    عادت های شنیداری ِ انسان ِ اجتماعی همواره بر این شکل گرفته که او هنگام ِ شنیدن ِ یک کار ( مجبور به فکر کردن نشود )
    یعنی فقط بشنود و به قول ِ تو ( حال کند ) .
    در این مسیر که به تصور ام ازقرون ِ وسطا در غرب و از زمان ِ صفویه در ایران شکل گرفته
    سلیقه ی شنیداری ِ انسان به سمت ِ نظم و یک نواختی ِ شنیداری پیش رفته . یعنی عادت کرده ایم که عادت کنیم .
    حتی این را در ضرب المثل های خود اِمان هم وارد کرده ایم .

    ( خواهی نشوی رسوا هم رنگ ِ جماعت باش )
    ( اگر درختی از بقیه ی درخت ها بلند تر باشد او را قطع می کنند )

    می بینی ؟ هر شکلی نگاه می کنی به نوعی مخالف ِ تغییر هستیم .
    به هر حال همه ی این ها در کنار ِ ذات ِ محاقظه کار ِ بشر باعث شده ما نتوانیم از راه ِ آسفالته ای
    که برای اِمان در نظر گرفته اند خارج شویم . به خصوص جامعه ی عام و مخاطب ِ عامی که 99 درصد ِ مخاطب ِ هنر را تشکیل می دهد .
    خُب تو به عنوان ِ هنرمند ِ ترقی خواه ، دست ِ آخر پس از کوفتن های بی شمار به این در های بسته یا در افسرده گی و گوشه گیری ِ خود خواسته
    جان خواهی داد و یا هم چون تاجران و بازاری ها آن قدر سرعت ات را کم می کنی و برای مخاطب ِ عام موسیقی می نویسی که
    یکی مانند ِ آن ها بشوی ( 9 - 14 مثلن ! )
    به شکل ِ اَخَص اما اگر نگاهی فلسفی بخواهیم داشته باشیم خیلی راحت تر می توان به نتیجه رسید .
    به ندرت ممکن است مغز ِ انسان که بر اساس ِ آموزه های سخت گیرانه و متعصبانه ی آکادمیک شکل گرفته و تربیت شده
    روندی خارج از یک نظم ِ تعریف شده را در خود بپذیرد .
    و در اساس نیز خواسته یا نا خواسته این رفتار در تمام ِ جنبه های زندگی ما به خصوص قسمت هایی که دریافت کننده هستند
    ماننده حواس ِ چند گانه ، خود اش را بروز می دهد .
    پس عملن نمی توان از برای امروز یا فردای شخصی نسبت به دگماتیسم ِ ذهنی اش ، ایرادی بر او وارد ساخت
    او و ذهن اش و سلیقه اش نتیجه ی سیسمتی ست که همین را ساخته و شکل داده و به جامعه تحویل داده .
    برای کسی که دوست دار آرپژ های مینور و ماژوری ست ( 9 - 14 ) ! اگر یک دیسونانس ِ خوشه ای از
    سونات ِ کنکورد ِ چارلز آیوز را اجرا کنی قطعن اگر نبیند می گوید روی پیانو نشسته اند که این شکلی صدا می دهد آقا جان !
    حالا بیا ثابت کن آیوز همه ی عُمر اش را صرف ِ این کرد !
    من این را ایراد یا نقص یا هر چیزی که باعث ِ تفاوت باشد نمی بینم مهرزاد . در واقع به تصور ام این را همینی که هست
    همین گونه هم بپذیری بهتر است . یا با آن کنار می آیی و برای اش ( 9 - 14) ! می نویسی ، یا سکوت می کنی و فاصله می گیری .

    ببخشید زیاد نوشتم .
    ما بقی ِ جنبه های این عادت های شنیداری را حضوری در مورد اش صحبت کنیم بهتر است .

    شاد و آرام باش همواره
    خاک ِ پای تو برادر .


    تعداد کل آرای این پست : 6
    تعداد آرای مثبت : 6
    #21 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۴/۰۱/۱۶ در ساعت 04:45

  2. 7 کاربر زیر از Roshan.J برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  4. Violinist آواتار ها
    Violinist
    شماره کاربری
    22280
    مـعاونت کل
    مهر /۱۳۹۱
    Tehran
    4,346
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13868
    9,505
    سپاس از شما 19,341 بار در 5,390 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Roshan.J تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    عرض ِ ادب و احترام برادر جان .

    ببین ! بی شمار علت وجود دارد هم از نظر ِ اجتماعی هم تاریخی هم فلسفی و هم حتی هنری . . .
    حالا کاری ندارم که @تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید یکی از مهم ترین علت ها را با بد ترین مثال ِ ممکنه بیان کرد !
    ( مهرزاد ! اخراج اش کن برادر ! )
    اما بیا کمی موضوع را بشکافیم ...

    بشر اصولن محافظه کار و نسبت به تغییر کم تر انعطاف پذیر است . یعنی این پروسه ای چند میلیون ساله ست که انسان در پی ِ آن
    تکامل یافته و به صورت ِ ژنتیک نهادینه شده .
    او زمانی هم که غار نشین بود به سختی به هر پدیده ای که خارج از غار اش می دید روی خوش نشان می داد .
    و این روند میلیون ها سال ادامه پیدا کرد . این ریشه ی تاریخی را اگر در همه ی مسائل وارد کنی
    آن وقت حتی خیلی راحت تر می توانی نسبت به دیگران تصمیم بگیری .
    اما به جز این
    عادت های شنیداری ِ انسان ِ اجتماعی همواره بر این شکل گرفته که او هنگام ِ شنیدن ِ یک کار ( مجبور به فکر کردن نشود )
    یعنی فقط بشنود و به قول ِ تو ( حال کند ) .
    در این مسیر که به تصور ام ازقرون ِ وسطا در غرب و از زمان ِ صفویه در ایران شکل گرفته
    سلیقه ی شنیداری ِ انسان به سمت ِ نظم و یک نواختی ِ شنیداری پیش رفته . یعنی عادت کرده ایم که عادت کنیم .
    حتی این را در ضرب المثل های خود اِمان هم وارد کرده ایم .

    ( خواهی نشوی رسوا هم رنگ ِ جماعت باش )
    ( اگر درختی از بقیه ی درخت ها بلند تر باشد او را قطع می کنند )

    می بینی ؟ هر شکلی نگاه می کنی به نوعی مخالف ِ تغییر هستیم .
    به هر حال همه ی این ها در کنار ِ ذات ِ محاقظه کار ِ بشر باعث شده ما نتوانیم از راه ِ آسفالته ای
    که برای اِمان در نظر گرفته اند خارج شویم . به خصوص جامعه ی عام و مخاطب ِ عامی که 99 درصد ِ مخاطب ِ هنر را تشکیل می دهد .
    خُب تو به عنوان ِ هنرمند ِ ترقی خواه ، دست ِ آخر پس از کوفتن های بی شمار به این در های بسته یا در افسرده گی و گوشه گیری ِ خود خواسته
    جان خواهی داد و یا هم چون تاجران و بازاری ها آن قدر سرعت ات را کم می کنی و برای مخاطب ِ عام موسیقی می نویسی که
    یکی مانند ِ آن ها بشوی ( 9 - 14 مثلن ! )
    به شکل ِ اَخَص اما اگر نگاهی فلسفی بخواهیم داشته باشیم خیلی راحت تر می توان به نتیجه رسید .
    به ندرت ممکن است مغز ِ انسان که بر اساس ِ آموزه های سخت گیرانه و متعصبانه ی آکادمیک شکل گرفته و تربیت شده
    روندی خارج از یک نظم ِ تعریف شده را در خود بپذیرد .
    و در اساس نیز خواسته یا نا خواسته این رفتار در تمام ِ جنبه های زندگی ما به خصوص قسمت هایی که دریافت کننده هستند
    ماننده حواس ِ چند گانه ، خود اش را بروز می دهد .
    پس عملن نمی توان از برای امروز یا فردای شخصی نسبت به دگماتیسم ِ ذهنی اش ، ایرادی بر او وارد ساخت
    او و ذهن اش و سلیقه اش نتیجه ی سیسمتی ست که همین را ساخته و شکل داده و به جامعه تحویل داده .
    برای کسی که دوست دار آرپژ های مینور و ماژوری ست ( 9 - 14 ) ! اگر یک دیسونانس ِ خوشه ای از
    سونات ِ کنکورد ِ چارلز آیوز را اجرا کنی قطعن اگر نبیند می گوید روی پیانو نشسته اند که این شکلی صدا می دهد آقا جان !
    حالا بیا ثابت کن آیوز همه ی عُمر اش را صرف ِ این کرد !
    من این را ایراد یا نقص یا هر چیزی که باعث ِ تفاوت باشد نمی بینم مهرزاد . در واقع به تصور ام این را همینی که هست
    همین گونه هم بپذیری بهتر است . یا با آن کنار می آیی و برای اش ( 9 - 14) ! می نویسی ، یا سکوت می کنی و فاصله می گیری .

    ببخشید زیاد نوشتم .
    ما بقی ِ جنبه های این عادت های شنیداری را حضوری در مورد اش صحبت کنیم بهتر است .

    شاد و آرام باش همواره
    خاک ِ پای تو برادر .
    درود برادر جان !
    تقریبن تونستی قانغ ام کنی !
    خودت هم خوب میدونی که اون پنج ثانیه ی لعنتی ! واقعن دغدغه و سلیقه ی پرسونال ِ من نیست !
    شرایط اقتصادی و غم ِ نان و خیلی مسائل ِ ریز و درشت ِ دیکه دخیل هستند در نوشتن و اجرای این پنج ثانیه ها !
    بر اساس ِ تعاریفی که تو از ذات ِ انسان کردی ،
    باید بپذیریم که فعلا نمیتوانیم این نگرش ِ بخش ِ عام از مخاطبین ِ هنر رو تغییر بدیم و دچار دگرگونی کنیم .
    پس برای اینکه زنده بمانیم و به حیات ِ خود ادامه بدیم ، مجبوریم که در مواقعی ، پیرو اون ضرب المثل معروفی که ذکر کردی ، هم رنگ ِ جماعت شویم و پنج ثانیه ها رو بنویسیم ! ( هرچند واقعا دیدگاه ِ شخصی ما کاملن با این پنج ثانیه ها متفاوت است ! )
    بگذار مثالی برات بزنم که کاملا ملموس بوده برام و خودم تجربه اش کردم .
    خب . . . اکثر ِ اطرافیان ِ من جزو مخاطبین ِ عام موسیقی و کلن هنر هستن ( بعضی هاشون هم آهنگساز و تنظیم کننده حرفه ای هستند در سبک های بازاری و بقول معروف گیشه ای )
    بارها پیش اومده که براشون مثلا یکی از آثار بتهوون ، موتزارت ، شوپن و کلا موسیقی ِ واقعی براشون گذاشتم و یا خودم نواختم .
    ولی یک دقیقه و حتی بیست ثانیه هم اون قطعه رو تحمل نکردند که در مورد اش تعمق و تفکر کنند و بشنوند واقعن که چی هستند اینها .
    ساعت ها من برای اینها صحبت کردم و توضیح دادم و هزاران دلیل ِ منطقی و عقلانی برای اینها آوردم که نشون بدم این موسیقی ها از همه لحاظ نسبت به خزعبلاتی که از لحاظ موسیقی و کلام شما گوش می دید با ارزش تر و قدرتمند تر هستند .
    حتی برای اون دسته از دوستانم که خودشون موسیقی کار میکنن و حتی به تئوری موسیقی هم تسلط دارن ، دلایل تئوریک و علمی و آکادمیک آوردم .
    ولی باز نمیدونم چرا نوانستند و یا نخواستند که قبول کنن ، چون از کودکی فقط موسیقی بازاری گوش دادن و الان هم که مثلا آهنگساز شدن ، باز هم همون موسیقی هایی که خودشون قبلن گوش میدادند رو میسازن !
    بسیاری از دلایل رو خودت شرح دادی و برای من قابل قبول هستند .
    ولی اگه این دلایل ِ تو رو به اضافه ی دلایلی که من براشون میارم ، باز کنار هم قرار بدیم و بهشون بگیم باز هم قبول نمی کنند .
    من و تو و امیر ( اف ال آی ) خب 100% میدونیم حق با ماست !
    البته نمیخوام از دید بالا و منظر ِ نارسیسم این حرفو بزنم .
    ولی خب حق با ماست در مورد این قضیه و موسیقی هایی که ما میپسندیم از همه لحاظ برتر از موسیقی های اونها س .
    من راجب این قضیه سالهاست که دارم فکر میکنم .
    آوردن ِ دلایل و علت ها کار راحتی هستش .
    ولی راهکار ارئه دادن یخورده سخت هستش .
    راهکار چیست ؟
    ما آهنگسازها چگونه باید سلیقه ی شنیداری مخاطبین عام رو بالا ببریم ؟
    تو بعنوان یک استاد موسیقی ( لطفن تعارف و شکسته نفسی رو استثتاعا بگذار کنار ! ) ، برای این منظور و این دینی که به گردنت هست که جامعه رو از موسیقی ناسالم پاک کنی ، چه راهکاری رو ارائه میدی و چه کاری انجام میدی برای بالا بردن شعور ِ شنیداری مخاطبین ؟
    آیا با خودت میگی : " به من چه که ، کی چی گوش میده ؟! "
    و یا تلاش میکنی که ذائقه ی مخاطبین ِ عام رو تغییر بدی و لحظه ای از هدف ات پا پس نمیکشی ؟!
    و یا مثلا من با نساختن ِ پنچ ثانیه ها و صرفن فقط ساختن ِ موسیقی ِ واقعی ، میتونم تاثیری در این روند بذارم ، یا اینکه کارم بی نتیجه است و فقط وقتم رو تلف میکنم و اون یک لقه نان رو هم از دست میدم ؟!


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    ویرایش توسط Violinist : ۱۳۹۴/۰۱/۱۶ در ساعت 06:03
    Music is my love
    Music is my life
    Music is my everything

    iP شما همواره رصد میشود :

    تدریس ِ حضوری و تخصصی ِ آهنگسازی و تنظیم در تمامه سبک ها و میکس و مستر در تهران پذیرفته میشود

    صفحه اینستاگرام من
    mehrzad.mehregan

    اکانت تلگرام من
    http://t.me/mehrmehrzad
    #22 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۴/۰۱/۱۶ در ساعت 05:28

  5. 3 کاربر زیر از Violinist برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  6. Roshan.J آواتار ها
    Roshan.J
    شماره کاربری
    37205
    هنــرمنـد انجمن
    فروردین /۱۳۹۲
    1,154
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی3882
    4,823
    سپاس از شما 5,175 بار در 1,242 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Violinist تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    درود برادر جان !
    تقریبن تونستی قانغ ام کنی !
    خودت هم خوب میدونی که اون پنج ثانیه ی لعنتی ! واقعن دغدغه و سلیقه ی پرسونال ِ من نیست !
    شرایط اقتصادی و غم ِ نان و خیلی مسائل ِ ریز و درشت ِ دیکه دخیل هستند در نوشتن و اجرای این پنج ثانیه ها !
    بر اساس ِ تعاریفی که تو از ذات ِ انسان کردی ،
    باید بپذیریم که فعلا نمیتوانیم این نگرش ِ بخش ِ عام از مخاطبین ِ هنر رو تغییر بدیم و دچار دگرگونی کنیم .
    پس برای اینکه زنده بمانیم و به حیات ِ خود ادامه بدیم ، مجبوریم که در مواقعی ، پیرو اون ضرب المثل معروفی که ذکر کردی ، هم رنگ ِ جماعت شویم و پنج ثانیه ها رو بنویسیم ! ( هرچند واقعا دیدگاه ِ شخصی ما کاملن با این پنج ثانیه ها متفاوت است ! )
    بگذار مثالی برات بزنم که کاملا ملموس بوده برام و خودم تجربه اش کردم .
    خب . . . اکثر ِ اطرافیان ِ من جزو مخاطبین ِ عام موسیقی و کلن هنر هستن ( بعضی هاشون هم آهنگساز و تنظیم کننده حرفه ای هستند در سبک های بازاری و بقول معروف گیشه ای )
    بارها پیش اومده که براشون مثلا یکی از آثار بتهوون ، موتزارت ، شوپن و کلا موسیقی ِ واقعی براشون گذاشتم و یا خودم نواختم .
    ولی یک دقیقه و حتی بیست ثانیه هم اون قطعه رو تحمل نکردند که در مورد اش تعمق و تفکر کنند و بشنوند واقعن که چی هستند اینها .
    ساعت ها من برای اینها صحبت کردم و توضیح دادم و هزاران دلیل ِ منطقی و عقلانی برای اینها آوردم که نشون بدم این موسیقی ها از همه لحاظ نسبت به خزعبلاتی که از لحاظ موسیقی و کلام شما گوش می دید با ارزش تر و قدرتمند تر هستند .
    حتی برای اون دسته از دوستانم که خودشون موسیقی کار میکنن و حتی به تئوری موسیقی هم تسلط دارن ، دلایل تئوریک و علمی و آکادمیک آوردم .
    ولی باز نمیدونم چرا نوانستند و یا نخواستند که قبول کنن ، چون از کودکی فقط موسیقی بازاری گوش دادن و الان هم که مثلا آهنگساز شدن ، باز هم همون موسیقی هایی که خودشون قبلن گوش میدادند رو میسازن !
    بسیاری از دلایل رو خودت شرح دادی و برای من قابل قبول هستند .
    ولی اگه این دلایل ِ تو رو به اضافه ی دلایلی که من براشون میارم ، باز کنار هم قرار بدیم و بهشون بگیم باز هم قبول نمی کنند .
    من و تو و امیر ( اف ال آی ) خب 100% میدونیم حق با ماست !
    البته نمیخوام از دید بالا و منظر ِ نارسیسم این حرفو بزنم .
    ولی خب حق با ماست در مورد این قضیه و موسیقی هایی که ما میپسندیم از همه لحاظ برتر از موسیقی های اونها س .
    من راجب این قضیه سالهاست که دارم فکر میکنم .
    آوردن ِ دلایل و علت ها کار راحتی هستش .
    ولی راهکار ارئه دادن یخورده سخت هستش .
    راهکار چیست ؟
    ما آهنگسازها چگونه باید سلیقه ی شنیداری مخاطبین عام رو بالا ببریم ؟
    تو بعنوان یک استاد موسیقی ، برای این منظور و این دینی که به گردنت هست که جامعه رو از موسیقی ناسالم پاک کنی ، چه راهکاری رو ارائه میدی و چه کاری انجام میدی برای بالا بردن شعور ِ شنیداری مخاطبین ؟
    آیا با خودت میگی : " به من چه که ، کی چی گوش میده ؟! "
    و یا تلاش میکنی که ذائقه ی مخاطبین ِ عام رو تغییر بدی و لحظه ای از هدف ات پا پس نمیکشی ؟!
    و یا مثلا من با نساختن ِ پنچ ثانیه ها و صرفن فقط ساختن ِ موسیقی ِ واقعی ، میتونم تاثیری در این روند بذارم ، یا اینکه کارم بی نتیجه است و فقط وقتم رو تلف میکنم و اون یک لقه نان رو هم از دست میدم ؟!
    عرض ِ ادب و احترامی دوباره برادر .

    مهرزاد البته که من می دانم تو آن 5 ثانیه نیستی . اصلن تعریفی که من از تو در ذهن ام دارم چنین 5 ثانیه ای را حتی وارد نکرده که بخواهد تصمیم هم بگیرد .
    پس در واقع من به در می گویم که دیوار بشنود . آن 5 ثانیه را مثال زدم که به اصلِ داستان توجه کنیم و اگر نه آن 5 ثانیه وضعی بهتر از خیلی کار ها دارد .

    ببین تعاریف ِ من هم ذاتن ممکن است صحیح نباشند چون بر اساس ِ یک بررسی ِ کلی به این نتایج رسیدم . شاید در گذر ِ زمان عوض شوند بسته به شرایط طبیعتن .
    این که می گویی ( فعلن ) نمی شود مخاطب ِ عام و سلیقه اش را عوض کرد ، روی فعلن اش بسیار تاکید می کنم .
    بگذار یک نگاهی به جامعه ی غرب در دوره ای تاریخی پس از پایان رومانتیسیسم داشته باشیم .
    بعد از اتمام ِ این دوره با آهنگ سازانی هم چون مالر و وردی و پوچینی و حتی اشتراوس ( ریچارد ) عملن سلیقه ی شنیداری ِ عام هم در یک
    بی جاذبه گی و معلق بودن ِ مطلق فرو رفت . نگاه کن مثلن . . .
    نئو رومانتیسیسم ها با امثال ِ راخمانینف آمدند .
    نئو کلاسیک ها با امثال اُرف و هیندمیت آمدند .
    مینیمالیست ها با میلتون بَبیت و فیلیپ گلس آمدند .
    سریالیسم ها با شوئنبرگ و برگ و وبرن آمدند
    و الی آخر . . .
    مخاطب ِ خاص سریالیسم را هم چون تاج ِ مرصعی بر سر اش نهاد و خوش حال از چنین کشفی به سوی آینده تاخت
    اما مخاطب ِ عام هنوز درگیر نکتورن های دلپذیر ِ شوپن بود که به دست ِ راخمانینف اجرا می شد . . .
    سخت بود و خیلی هم زود بود برای چنین تغییر ِ عظیمی آن هم در جامعه ی بی حصار ِ غرب .
    آن ها هم عقب ننشستند و با تربیت ِ اهنگ سازانی هم چون کیج و غیره رفته رفته یک انقلاب ِ نرم ِ شنیداری راه انداختند .
    نتیجه اش را الان می بینیم . همه چیز ساخته می شود و هم چیز هم شنیده می شود ( در جامعه ی غرب )
    اما در جامعه ی شرقی بنا به برخوردی احساسی ( و نه منطقی هم چون غرب ) به ندرت توانستند با این تحولات کنار بیایند .
    در واقع آن قدر کم است که بگوییم نیامدند بهتر است !
    و تا زمانی که در جامعه ای هم چون ایران هنرمندان چشم ِ دیدن ِ هم دیگر را ندارند پس عملن نمی توان انتظار ِ یک صدایی و تلاش برای
    این انقلاب را دید . . .
    همه با ( من ام من ام ) گفتن های خود اِشان عملن کار را خراب تر کرده اند .
    با عدم ِ تحقیق با عدم ِ تحصیل و تفکر . . .با تنبلی حتی . .
    ما ابزار اِمان مدرن گشته اما موسیقی اِمان از دوره ی قاجاریه هم عقب تر رفته .
    ( فعلن ) نمی شود کاری کرد تا شرایط فراهم شود . با یک گُل بهار نمی شود .

    مهززاد ! این که تو با غم ِ نان خیلی از کار ها را انجام دهی دلیل ِ منطقی ای نیست که بیان اش کنی
    بلکه دلیلی شخصی ست و هیچ کسی هم نمی تواند حرفی بزند . این را نباید چیزی بیش تر از یک اجبار دانست .
    و اگر نه برای ات مثال زدم امثال ِ احمد پژمان و بابک ِ بیات و واروژان و انوشیروان و شهرداد روحانی و خیلی های دیگری که الهه ی مطلق ِ موسیقی هستند
    اما کار های پاپ ِ مانده گاری هم انجام دادند که از غم ِ نان هم بوده . اما منجر به نتیجه ای شاه کار شده .
    من تاکید ام روی این است .
    شنیده ای که می گویند آدم دزد هم می شود حداقل بهترین دزد بشود !
    خُب پاپ هم می نویسی بهترین را بنویس که مردم با دهانی باز حیرت کنند نه تشویق .
    چون تشویق بعد از مدتی جای خود اش را به تکذیب می دهد .
    هیچ بد نیست تو پاپ بنویسی . . . از آن 5 ثانیه ها بنویسی ، اصلن . اما شاه کار بنویس .

    ببین ! می گویی من و تو و امیر می دانیم که حق با ماست ( آن هم 100 درصد ) . اما باور کن اصلن حق با ما نیست .
    چون ما در زمانی اشتباه و در مکانی اشتباه با کاری که نسبت به این زمان و مکان اشتباه است داریم تلاش می کنیم که یک نظام ِ مطلق ِ شنیداری را عوض کنیم .
    البته که ما اشتباه می کنیم !
    باید همینی که هست را بپذیریم و در کنار اش به شکل ِ موازی کار های دیگری را هم انجام بدهیم .
    مثلن . . .
    تو از آن 5 ثانیه ها هزار قطعه بساز اما کنار اش هم یک قطعه ی جدی بگذار و بگو من این را هم دارم ( اگر ) ( مایل ) هستید می توانید این را هم بشنوید .
    هیچ اجباری در کار نیست . صرفن یک معرفی ست .
    این بخشی از راه کار ِ فردی ست .

    اما . . .
    ما آهنگسازها چگونه باید سلیقه ی شنیداری مخاطبین عام رو بالا ببریم ؟
    با احترام گذاشتن به آن و پذیرفتن اش همان گونه که هست .
    و موازی با آن انجام دادن ِ کار های اساسی .

    تو بعنوان ( ویرایش کردم با اجازه ! روشن کافی ست ) ، برای این منظور و این دینی که به گردنت هست که جامعه رو از موسیقی ناسالم پاک کنی ، چه راهکاری رو ارائه میدی و چه کاری انجام میدی برای بالا بردن شعور ِ شنیداری مخاطبین ؟
    ببین ! آلوده گی با آلوده گی پاک نمی شود . یعنی نمی توانی برای پاک کردن ِ آن 5 ثانیه ها ، خود ات هم از آن 5 ثانیه ها تحویل ِ اجتماع بدهی .
    در عمل من معتقده ام همه چیز باید باشد . مخاطب باید قدرت ِ تصمیم گیری و انتخاب داشته باشد .
    در واقع بخشی از این کج سلیقه گی ِ مخاطب مربوط به دایره ی محدود ِ گزینه های شنیداری و انتخاب ِ او از میان ِ این هاست .
    معتقد ام صد البته هم چنان . . .که برای شناخت ِ موسیقی ِ خوب باید موسیقی ِ بد هم باشد و اگر نه هیچ معیاری برای خوبی وجود نخواهد داشت . ( و بالعکس طبیعتن )
    نظر ِ شخصی ام گسترده گی ِ آثار و دامنه ی کار های ارائه شده است . همین اگر انجام شود نتیجه اش را خواهیم دید .

    آیا با خودت میگی : " به من چه که ، کی چی گوش میده ؟! "
    و یا تلاش میکنی که ذائقه ی مخاطبین ِ عام رو تغییر بدی و لحظه ای از هدف ات پا پس نمیکشی ؟!
    البته که این را می گویم ( " به من چه که ، کی چی گوش میده ؟! " ) !
    این که چه کسی چه چیزی گوش می دهد به من مربوط نیست ! چیزی از او نمی گیرم
    بلکه به آن اضافه می کنم . یعنی نمی گویم آن را گوش نکن و این را گوش کن .
    می گویم آن را بشنو . . .این را هم بشنو . . .
    هیچ دلیلی برای مخالفت با او و تغییر ِ سلیقه اش نمی بینم . تو برای یک بچه همه نوع غذا بگذار او خود اش خوش مزه ترین را انتخاب می کند
    اما اگر یکی را کم کنی او فقط همان یکی را می خواهد کاری ندارد که خوب است یا بد .
    وصف ِ حال ِ ماست .

    و یا مثلا من با نساختن ِ پنچ ثانیه ها و صرفن فقط ساختن ِ موسیقی ِ واقعی ، میتونم تاثیری در این روند بذارم ، یا اینکه کارم بی نتیجه است و فقط وقتم رو تلف میکنم و اون یک لقه نان رو هم از دست میدم ؟!
    مهرزاد ! بی شک تو با نساختن ِ آن 5 ثانیه ها ، با مشکلات ِ بسیاری رو به رو خواهی شد . نه فقط تو . همه ی آهنگسازان و همه ی هنرمندان ِ جهان .
    موضوع این نیست که باشد یا نباشد . موضوع این است که ( فقط ) این نباشد . کار های دیگری هم باشد که مخاطب ِ خاص وقتی می شنود
    بداند که تو در آن 5 ثانیه ها با او شوخی کرده ای و با مخاطب ِ عام جدی بوده ای .
    ( بر عکس نیز صادق است که مخاطب ِ عام با کار های جدی ات فکر کند با او شوخی کرده ای )

    می بینی ؟ عملن راه کار زیاد است . اما باید قبول کنیم که کمی خسته و بی حوصله ایم .
    ( حال ِ ) جدی کار کردن نداریم . راحت طلب ایم که این از نتایج ِ زندگی ِ مدرن ِ بشر است .
    خُب وقتی تو کنسرت نمی روی و ترجیح می دهی در خانه یک دی وی بگذاری و هزار بار تماشای اش کنی
    عملن نباید انتظاری هم از خود ات داشته باشی که یک کنسرتو برای پیانو بنویسی .
    نه تو . . همه ی ما بالاخص خود ام . . . تعارف که نداریم .

    نتیجتن ما کار اِمان سخت است . اما نشدنی نیست .
    زمان می گذرد و معلوم می شود چه کرده ایم برادر . . .

    شاد و آرام باش هم چون همیشه
    خاک ِ پای تو هم چنان .


    تعداد کل آرای این پست : 3
    تعداد آرای مثبت : 3
    ویرایش توسط Violinist : ۱۳۹۴/۰۱/۱۶ در ساعت 06:39
    #23 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۴/۰۱/۱۶ در ساعت 06:21

  7. 4 کاربر زیر از Roshan.J برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  8. MasoudYazdi آواتار ها
    MasoudYazdi
    شماره کاربری
    34050
    هنــرمنـد انجمن
    اسفند /۱۳۹۱
    Mashhad
    243
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی476
    457
    سپاس از شما 572 بار در 177 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    درود مهرزاد جان ..
    اگر نمی گفتید ، اصلا احتمال نمی دادم که این کار improvise است . خیلی زیبا و مسلط اجرا کردی ، هنرمند ارجمند
    کلا مد بلوز مرا غلغلک می دهد + فرمول هارمونیک اسپنیش که یکی از زیباترین و ساده ترین فرمول های هارمونیک دنیاست کارت را کاملا نوستالژیک و خوشرنگ کرده است .

    خسته نباشید و تبریک بنده رو بپذیر. ..

    نقل قول نوشته اصلی توسط Violinist تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    آی گل گفتی !
    کلا زندگی ِ من بر پایه ی حرکت های کروماتیک هستش !
    کروماتیک عشقه !
    مثل این اتودی که الان به عشق خودت زدم .
    تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید


    واقعا چرا تو یک قطعه ای که مسازیم یا گوش میدیم ، استفاده ی فقط صرفن از نتهای اصلی گام حال نمیده ؟!
    حالا بر عکس ِ این ، چرا شنونده های عادی حرکت هایی که فقط با نت های اصلی گام هستش رو می پسندن و حرکت های کروماتیک و آلتریشن رو نمی پسندن ؟!
    تو هم بگو @تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    عذر بپذیر که در گفتگوی شما و روشن عزیز مداخله ای دارم ، البته این مبحث (از دیدگاهی وسیع تر از چند تکنیک موسیقی ) یکی از بزرگترین و متاسفانه کم نتیجه ترین گفت...ا در دنیای موسیقی و صدالبته هنر است که ساعت ها درباره ان با دوستان گفتگو کردیم و نتیجه در نهایت یک چیز ثابت بود در که ادامه خدمتت عرض خواهم کرد .
    به نظر من در ابتدا باید از پرسش های ساده ای و جواب انها را برای خودمان مشخص کنیم :
    هنر چیست و برای کیست ؟ از کجا امده است؟ هدفش چیست ؟ هنرمند کیست ؟ اصلا کاری که برای میل دیگران ساخته شود هنر است؟ (از لحاظ اخلاقی عرض میکنم )

    به واقع هرچه بیشتر در این مسئله فکر میکنم کمتر نتیجه میگیرم چرا که موضوع مثل یک حلقه تکراری در خود می پیچد از طرفی هنر نباید با سلایق عمومی ترکیب شود .
    این را به قطع به شما می گویم . هنر وقتی که با سلیقه عام ترکیب شد ، حکم مرگش هم اعلام شد .

    در تاریخ گذشته ،در تمامی ادوار موسیقی مردم و عام تعیین کننده نبودند .. شنونده بودند . شاید امروزه سخت باشد که باور کنیم اما در دوره هایی مثل باروک، کلاسیک و یا رمانتیک، موسیقی عامیانه و به اصطلاح امروز pop ،کارهای باخ ، بتهوون و ... محسوب می شده است (به موسیقی فولک و عامیانه که برای رقص و ... استفاده می شد کاری نداریم . انها تا به امروز ادامه دارند و روندی یکسان در طول تاریخ داشتند . )


    اما حالا امروزه وقتی که همه چیز تغییر کرده است این سوال مطرح است که پس چه کسی قرار است موسیقی ما را بشنود ؟ هنر چگونه قرار است منتشر شود ؟ وقتی که به سلیقه مخاطب احترام گذاشته نشود ، چگونه باید از عقیم نشدن کار در ارتباط با مخاطب جلوگیری کرد ؟

    به نظر من اجبارا بایستی سنگ را کنار شیشه نگاه داشت ، در درجه اول هنرمند ، خودش ، شخصیتش ، کاراکترش و چیزی که عرضه میکند را ثابت نگاه دارد و به خاطر هیچکس ان را تغییر ندهد و در مرحله دوم اگر چیزی به نظرش رسید که با تغییرش نظر خودش عوض نمی شود و شنونده لذت میبرد پس چرا که نه ؟
    البته نباید موازین اخلاقی را هم این میان فقط به یک فرد واگذار کرد و این وظیفه جامعه است اما خوب بیشتر نباید گفت چرا که جامعه امروزه متاسفانه درگیر پیچیدگی های ضد اخلاقی زیادیست . پس تا بدین جا فقط هنرمند است و اخلاق هنرمندی .

    نقل قول نوشته اصلی توسط Roshan.J تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    و اگر نه برای ات مثال زدم امثال ِ احمد پژمان و بابک ِ بیات و واروژان و انوشیروان و شهرداد روحانی و خیلی های دیگری که الهه ی مطلق ِ موسیقی هستند
    اما کار های پاپ ِ مانده گاری هم انجام دادند که از غم ِ نان هم بوده . اما منجر به نتیجه ای شاه کار شده .
    من تاکید ام روی این است .
    شنیده ای که می گویند آدم دزد هم می شود حداقل بهترین دزد بشود !
    خُب پاپ هم می نویسی بهترین را بنویس که مردم با دهانی باز حیرت کنند نه تشویق .
    درود بر روشن عزیز ..
    البته با ان مثال دزد که زیاد موافق نیستم زیرا قیاس مع الفارق است اما با کلیت حرف شما کاملا موافقم و در حقیقت به نظرم نه تنها در پاپ بلکه هرچه میخواهی باش اما بهترین باش ، از علم استفاده کن ، موسیقی ات را پرورش بده ، شخصیتت را محکم بساز و شنونده به راحتی در ادامه پیدا می شود چون همانطور که گفتی این هنرمند است که درحال اضافه کردن چیزی به شنونده است نه شنونده به هنرمند .

    خلاصه کلام به گمانم می اید که اشتباه انجاست که ما خود را با دیگران میسنجیم و خود را تماما در نظر و فیدبک دیگران جستجو میکنیم . هنرمند ، هنرمند است و تا ابد باید انچه حق است بسازد ، هرچه بیشتر به دنبال مخاطب بگردد ارزش خود را پایین تر اورده و شنونده هم حتی از او دوری بیشتری میگیرد . این نظر و گمان من است .

    پیروز باشی


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    دست نوشته های من برای موسیقی ارکسترال : http://Orchestral.IR
    آخرین آثار آهنگسازی من در ساندکلود : https://soundcloud.com/masoud-yazdi



    #24 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۴/۰۱/۱۶ در ساعت 13:27

  9. 2 کاربر زیر از MasoudYazdi برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  10. MasoudYazdi آواتار ها
    MasoudYazdi
    شماره کاربری
    34050
    هنــرمنـد انجمن
    اسفند /۱۳۹۱
    Mashhad
    243
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی476
    457
    سپاس از شما 572 بار در 177 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Roshan.J تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    بعد از اتمام ِ این دوره با آهنگ سازانی هم چون مالر و وردی و پوچینی و حتی اشتراوس ( ریچارد ) عملن سلیقه ی شنیداری ِ عام هم در یک
    بی جاذبه گی و معلق بودن ِ مطلق فرو رفت . نگاه کن مثلن . . .
    نئو رومانتیسیسم ها با امثال ِ راخمانینف آمدند .
    نئو کلاسیک ها با امثال اُرف و هیندمیت آمدند .
    مینیمالیست ها با میلتون بَبیت و فیلیپ گلس آمدند .
    سریالیسم ها با شوئنبرگ و برگ و وبرن آمدند
    و الی آخر . . .
    مخاطب ِ خاص سریالیسم را هم چون تاج ِ مرصعی بر سر اش نهاد و خوش حال از چنین کشفی به سوی آینده تاخت
    اما مخاطب ِ عام هنوز درگیر نکتورن های دلپذیر ِ شوپن بود که به دست ِ راخمانینف اجرا می شد . . .
    سخت بود و خیلی هم زود بود برای چنین تغییر ِ عظیمی آن هم در جامعه ی بی حصار ِ غرب .
    آن ها هم عقب ننشستند و با تربیت ِ اهنگ سازانی هم چون کیج و غیره رفته رفته یک انقلاب ِ نرم ِ شنیداری راه انداختند .
    نتیجه اش را الان می بینیم . همه چیز ساخته می شود و هم چیز هم شنیده می شود ( در جامعه ی غرب )
    اما در جامعه ی شرقی بنا به برخوردی احساسی ( و نه منطقی هم چون غرب ) به ندرت توانستند با این تحولات کنار بیایند .
    در واقع آن قدر کم است که بگوییم نیامدند بهتر است !
    درود دوباره بر تو روشن عزیز ..
    در رابطه با موسیقی مدرن و خصوصا سریالیسم بگذارید کمی بیشتر صحبت کنیم و شرق و غرب را تضاد شب و روز ندانیم . به یک چشم دیدن نصف کره زمین و نصف دیگر ان اندکی بی انصافیست .
    به قول خودت هنگامی که مدرنیسم و سریالیسم ظاهر شد مردم درگیر موسیقی تونال دل انگیز بودند ، المان هایش را کشف کرده اند ، برایش قانون کاملا در طول سالیان سال نوشته اند ، بد صدایی ها را تجربه کردند و تشخیص دادند و سازهایشان را کوک و کامل کردند .
    اگر ناخلفی هم این میان باشد از افکار قرن 20 و 21 است.در این که سریالیسم و نظام دوازده صوتی یک انقلاب است شکی نیست اما ما انچه میخواهیم از موسیقی داریم . یک هنر کامل و جامع داریم . پس چرا باید بدین شکل از ان استفاده کنیم؟
    به نظرم موسیقی سریالیسم روی کاغذ و تئوری چشمگیر است اما در عمل غیر قابل استفاده است.

    مایل بودید بیشتر در این باره با هم صحبت خواهیم کرد .


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    ویرایش توسط MasoudYazdi : ۱۳۹۴/۰۱/۱۶ در ساعت 13:41 دلیل: غلط
    دست نوشته های من برای موسیقی ارکسترال : http://Orchestral.IR
    آخرین آثار آهنگسازی من در ساندکلود : https://soundcloud.com/masoud-yazdi



    #25 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۴/۰۱/۱۶ در ساعت 13:40

  11. 2 کاربر زیر از MasoudYazdi برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  12. F-Li آواتار ها
    F-Li
    شماره کاربری
    26412
    مدیر بـازنشسته
    آذر /۱۳۹۱
    Mashhad
    1,954
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی3668
    2,584
    سپاس از شما 4,437 بار در 1,782 پست
    Follows
    1
    Following
    0

    پیش فرض

    یکی از راه هایی که به ذهن ما رسیده ( گروه ما ) این بوده که با ساخت ( به قول شما ) پنج ثانیه ای هایی که داخلش از چندین ثانیه ای استفاده کرده ایم کمی گوش مردم را با موسیقی اصیل آشنا کنیم. به قول معروف دارو را در غذای کلیشه ای و خوشمزه دوستان عزیز شنونده حل کنیم!
    یک مثال بارز برای این امر که در تغییر سلیقه به جای خاصی نرسیده ، استاد حمید حامی هست. بدون توجه به اینکه اغلب مردم چه موسیقی ای گوش میدهند، کار خودش رو میکنه و اصلا هم اصراری نداره که در سبک دیگری غیر از سبک کاریش حرکتی انجام بده!

    دقیقا این موضوع همون چیزی بود که روشن جان بهش اشاره کردند! مثلا استفاده از فواصل نامطبوع در موسیقی های کلیشه ای و مدولاسیون های بسیار نزدیک و ساده برای تغییر ِ به مرور ِ مزاجِ شنیداریِ مریض ِ حاضر...
    @تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید @تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    با این عقیده هم موافقم که حق کامل با ما نیست! و حق کامل با سلیقه مریض هم نیست!
    حق کامل زمانی با ماست که ما در جمع افرادی مثل خودمان باشیم و حق کامل با سلیقه مریض است وقتی در جمع افرادی مثل خودمان نباشیم!

    به طور مثال من در جمع بلوز باز ها و دوستداران بلوز حرفی از الکترونیک نخواهم آورد همچنین پنج ثانیه ای ها...
    و همینطور در جمع پنج ثانیه ای ها از بلوز و کلاسیک سخنی به میان نخواهم آورد.
    اما...
    اگر احساس کنم کسی در میان جمع مریض، پتانسیل شنیدن دارد اما محدود شده به دلیل انتخاب کم، ( ضرب المثل معروف: آب نمیبینه ولی شناگر خوبیه ) سعی میکنم تا جایی که ممکن هست موسیقی هایی به او معرفی کنم که به روحیه اش نزدیک است!
    تا الان موفق شده ام سلیقه بیش از صدها نفر رو عوض کنم و اونها رو از باتلاق شنیداری مریض بیرون بکشم!
    و حالا اونها هستن که میفهمن چرا زمانی در جهل شنیداری بودند!!!

    وقت خودم را برای خودمحور ها و کج سلیقه ها و تعصبی ها هدر نمیدهم...

    این کاری هست که از دست من بر می آمد و هنوز در حال انجام این کار هستم.


    تعداد کل آرای این پست : 4
    تعداد آرای مثبت : 4
    #26 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۴/۰۱/۱۸ در ساعت 03:21

  13. 3 کاربر زیر از F-Li برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  14. *PEYMAN* آواتار ها
    *PEYMAN*
    شماره کاربری
    13419
    کاربر پیـشرفته
    فروردین /۱۳۹۱
    1,615
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی2300
    10,232
    سپاس از شما 3,395 بار در 1,622 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض

    فوق العاده زیبا بود مهرزاد جان ..
    ماشالا دوستان اینقد نظرات مختلف دادن دیگه حرفی واسه گفتن ما نمیمونه ..
    موفق و پیروز باشی همکار خوبم ...


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #27 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۴/۰۱/۲۱ در ساعت 19:55

  15. 2 کاربر زیر از *PEYMAN* برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  16. Violinist آواتار ها
    Violinist
    شماره کاربری
    22280
    مـعاونت کل
    مهر /۱۳۹۱
    Tehran
    4,346
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13868
    9,505
    سپاس از شما 19,341 بار در 5,390 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Roshan.J تنها کاربران عضو قادر به مشاهده لینکها هستند ، برای مشاهده و دانلود لینکها از اینجا ثبت نام کنید
    عرض ِ ادب و احترامی دوباره .

    یعنی من الهی پیش مرگ ات بشوم که باعث شدم این گونه حسی نسبت به من داشته باشی !
    اصلن می خواهی سکوت کنم و چیزی نگویم از این به بعد ؟!
    هر چه تو بگویی همان می شود !

    از این ها گذشته کار ِ خیلی خوبد بود . البته نه این که در حد ِ استاندارد های اریک کلپتون و بی بی کینگ باشد ها !
    ( دوباره تخریب ِ شخصیت شروع شد ! ) ))))
    اما مزاح نکنیم واقعن لذت بخش بود . من از ساعت 2 تا الان حدودن 5 و نیم است دارم می شنوم اش .
    و شدیدن هم با ان هم ذات پنداری می کنم و ژست های نمایشی ِ گیتاریست ها را هم از خود ام بروز می دهم !
    خدا را شکر کسی نمی بیند !
    کرکیا هم که در پُست اش نوشته :

    مهرزاد ! برادر . . . ! اخراج اش کن ! لطفن !

    گفتی اریک کلپتون و بی بی کینگ یک کار ِ تصویری از آن ها با جیمی و بادی دارم که آپلود کردم بیا با هم تماشا کنیم . .
    .http://uplod.ir/lhom859pl198/Rock Me Baby-BB KingEric ClaptonBuddy GuyJim Vaughn.FLV.html




    ببین ! به دو نکته دقت کن . یکی وقتی اریک کلپتون می خواند به هم راهی های بی بی کنیگ . . .
    یکی هم در دقیقه ی 1:40 وقتی اریک دارد سولو اجرا می کند بادی یک هارمونی / ریتم زیر اش هم زمان با او دقیق اجرا می کند .
    همان لحظه بی بی کنیگ یک مرتبه متعجب به اریک نگاه می کند می بیند او نیست بر می گردد سمت ِ بادی با ابرو هایی بالا رفته از تایید ِ کار ،
    سر اش را تکان می دهد و تشویق اش می کند . یعنی عالی ست این حرکت !
    به غیر از هم آهنگی ِ اریک و بادی در این حرکت ، قدرت ِ سلفژ و شنیداری ِ بی بی کینگ در این لحظه کاملن مشخص است .
    وسط ِ لذت بردن و رقصیدن یک مرتبه حواس اش به این جلب می شود .
    خیلی ست . . .

    باز هم سپاس گزار ات .
    شاد و آرام باش
    ارادت مند ات .


    راستی حواست به ثانیه 45 از این ویدیو بود ؟!
    یعنی من ترکیدم از خنده :]
    تازه امشب کشف اش کردم !
    بی بی کینگ یهو سرشو میچرخونه سمت ِ چپ ِ خودش ، کف ِ دستشو میکوبه رو زانوش !
    اریک هم یه لحظه میترسه از این جرکت ، کم مونده گیتار از دستش بیفته !
    خیییلی باحاله بی بی کینگ .
    سوای موزیکش ، عاشق ِ شخصیت ِ همیشه شوخ طبع اشم


    Music is my love
    Music is my life
    Music is my everything

    iP شما همواره رصد میشود :

    تدریس ِ حضوری و تخصصی ِ آهنگسازی و تنظیم در تمامه سبک ها و میکس و مستر در تهران پذیرفته میشود

    صفحه اینستاگرام من
    mehrzad.mehregan

    اکانت تلگرام من
    http://t.me/mehrmehrzad
    #28 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۴/۰۱/۲۷ در ساعت 06:38

موضوعات مشابه

  1. نظر در باره صدای شبه سازی شده گیتار اکتریک
    توسط m.j در انجمن گیتار الکتریک ( Electric Guitar )
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۳۰, 22:42
  2. همبازی شدن «محمدرضا گلزار» با «امیتا باجان»
    توسط Ramin95 در انجمن اخبار روز موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۲۳, 03:00
  3. تکنوازی گیتار
    توسط Ardavan1992 در انجمن پاپ
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۱۹, 11:01
  4. گیتارنوازی.های لیلی افشار در یک آلبوم جدید
    توسط Ramin95 در انجمن اخبار روز موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۸, 10:00
  5. دانلود چند کتاب و نت در باره گیتار و همنوازی چند گیتار با هم .
    توسط piano4all در انجمن نت نویسی و نت خوانی (Sheet Music)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۵/۱۱, 07:27

جستجو شده ها

نرم افزارترميم فايل زيپ

تهران ملودی گیتار الکتریک

گیتار الکتریک سبک جز

تا این لحظه 109 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست