کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی



آهنگسازی
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: گفت.وگو با محمدرضا درويشي، پژوهشگر موسیقی نواحی و آهنگساز

  1. Ramin95 آواتار ها
    Ramin95
    شماره کاربری
    4941
    Contributor
    شهریور /۱۳۹۰
    2,235
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی570
    0
    سپاس از شما 805 بار در 677 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض گفت.وگو با محمدرضا درويشي، پژوهشگر موسیقی نواحی و آهنگساز

    اخبار موسیقی ایران:محمدرضا درويشي تداعی.گر پژوهش.هاي 30 ساله او در عرصه موسيقي اقوام وانتشار كتاب عظيم «دايره.المعارف سازهاي ايران» است؛ دايره.المعارفي بزرگدر عرصه سازشناسي كه در سال 2002 جايزه جامعه بين.المللي اتنوموزيكولوژي را نصيب اين پژوهشگر كرد و هم.اينك جلد سوم آن در حال آماده.سازي است. اينموسيقيدان از معدود پژوهشگراني است كه از 30 سال پيش با سفر به شهرها وروستاهاي ايران به پژوهش.هاي گسترده.اي در موسيقي نواحي مختلف ايران دستزده و با آخرين نسل راويان و نوازندگان موسيقي اقوام ديدار و گفت.وگو داشته است. حاصل اين پژوهش.ها چاپ كتاب.هايي چون آيينه و راز، بيست ترانه محليفارس، نوروزخواني، موسيقي و خلسه، نگاه به غرب و موسيقي نواحي جنوب ايران و ده.ها كاست و سي.دي است. اينها البته يك بعد از فعاليت حرفه.اي درويشیهستند؛ چرا كه او دستي هم در زمينه موسيقي فيلم دارد كه از جمله آن مي.توان به ساخت موسيقي فيلم «سفر قندهار» اشاره كرد كه در سال 2002 از طرفجشنواره دوسالانه موسيقي فيلم در بُن كانديد بهترين موسيقي فيلم شد. نامدرويشي به عنوان آهنگساز فيلم.هاي ديگري هم مطرح است؛ فيلم.هايي كه در دسته سينماي هنري و مولف مي.گنجند و جزو فيلم.هاي درخشان سينماي ايران هستند.بهرام بيضايي، داريوش مهرجويي، محمد شيرواني، محمدتقي راوندي، محمد احمدي،مجتبي ميرتهماسب، محمدرضا مقدسيان، محمد رسول.اف، حسين.علي ليلستاني، شوكتامين، مازيار ميري، صديق برمك، محمد طالبي و مهدي مدني از جمله كارگرداناني هستند كه درويشی براي فيلم.هايشان موسيقي فيلم. ساخته است. روز گذشته،شماري از اين موسيقي.ها در قالب آلبوم «برگزيده موسيقي سينما و تئاتر» حاوي پنج سي.دي در خانه هنرمندان رونمايي شد. اين مجموعه را موسسه
    فرهنگي-هنري آوای خورشيد (موسسه نشرموسيقي مركز موسيقي بتهوون) تهيه وارايه كرده است. رونمايي از اين آلبوم بهانه ما شد براي گفت.وگويي مفصل بااين موسيقيدان؛ گفت.وگويي كه البته تمام ابعاد كاري او را در بر نمي.گيرد.

    .تمركز شما در نوشتن موسيقي براي فيلم، روي سينماي هنري و فلسفي بوده است.با كارگردان.هاي بزرگي هم كار كرده.ايد. توليد اين نوع سينما به دلايلمختلف در مقايسه با دهه 60 و 70 كمتر شده است. اين مساله تا چه حد آهنگسازي شما را براي فيلم.ها تحت تاثير قرار داده يا سمت.وسوي ديگري به آن بخشيدهاست؟

    سمت.وسوي آهنگسازي، من را عوض نكرده. به همان نسبت كه فيلم خوب ساختهنمي.شود يا خيلي كم ساخته مي.شود، به همان نسبت هم تعداد كارهاي من كم شده. من سمت.وسوي خود را عوض نكردم و خودم را با سليقه.هاي روزمره مطابقتندادم، هرچند اين فيلم.ها همچنان در كشور توليد مي.شود.
    .به شما پيشنهادهايي براي آهنگسازي براي سينماي بدنه يا تجاري نشد؟
    چرا، قبلا پيشنهادهايي مي.شد، ولي من قبول نمي.كردم. حالا، خوشبختانه،خودشان متوجه موضوع شده.اند و ديگر تماس نمي.گيرند. تا 10 سال پيش،پيشنهادها زياد بود. در واقع كارهايي كه انجام داده.ام به گونه.اي بوده كهيا من از طرف كارگردانان مولف انتخاب شده.ام يا خودم فيلم.ها را انتخابكرده.ام، چنين نبوده كه هر پيشنهادي را بپذيرم.
    تمام فيلم.هايي كه طي اين سال.ها برايشان موسيقي ساخته.ام، در عرصه سينمايمولف، هنري يا فلسفي بوده و من غير از اين، كار نكرده.ام. از همين.رو ساختموسيقي براي 40 يا 50 فيلم ظرف 25 سال تعداد زيادي نيست. ما الانآهنگسازاني داريم كه طي اين مدت 300 تا 350 موسيقي فيلم ساخته.اند و ظاهرابراي آنها چندان تفاوتی نمي.كند كه براي كدام فيلم يا كارگردان موسيقيبنويسند، ولي براي من فرق مي.كند، با اينكه ساختن موسيقي فيلم، شغل مننيست. من موسيقيدانم. به كارهاي مختلف مي.پردازم كه از ميان اين كارها،يكي.شان موسيقي فيلم است. در كنار آن موسيقي صحنه مي.سازم، موسيقي برايآلبوم مي.سازم، كتاب مي.نويسم (تاكنون 16 كتاب نوشته.ام)، رويدايره.المعارف سازها كار مي.كنم و در حال آماده.سازي آن هستم و مقالهمي.نويسم. بنابراين موسيقي فيلم، يكي از حوزه.هاي مورد علاقه من است.
    .پس نوشتن موسيقي براي فيلم، اهميتش براي شما، هم.پايه پژوهش در موسيقي اقوام و كارهاي فكري و آسيب.شناختي براي موسيقي است...
    همه اينها براي من مهم و در اولويت هستند. منتها برخي ابعاد كاري.ام ازساير ابعاد برجسته.تر به نظر آمده. اينها ديگر به من ارتباط پيدا نمي.كند و وابسته به سليقه و علايق مخاطب است.
    .شما چندي پيش گفته بوديد سينماي ايران در بدترين شرايط قرار دارد و از طرف ديگر فيلم.هاي تجاري جاي سينماي جدي و هنري را گرفته.اند...
    آن فيلم.ها جاي فيلم.هاي هنري و فلسفي را نگرفته.اند. فيلم.هاي دم.دستي وگيشه.پسند جاي آن فيلم.ها را نگرفته. در واقع بايد بگوييم جاي سينماي هنري و مولف خالي است. آن فيلم.هاي دم.دستي هم نتوانسته.اند اين جاي خالي را پركنند. مشكلات سينماي مولف يكي، دو تا نيست يا مجوز فيلمنامه نمي.دهند ياآنقدر از يك فيلمنامه ايراد مي.گيرند كه به فيلمنامه ديگري تبديل مي.شود.اگر فيلمنامه تصويب شود، مجوز ساخت نمي.دهند، مجوز ساخت بدهند، مجوز اكراننمي.دهند. مجوز اكران نمي.دهند و فيلم بلاتكليف مي.ماند. اگر كارگردان،فيلم را به خارج ببرد با كلي گرفتاري و دردسر و بازخواست مواجه مي.شود. درواقع چنين فيلم.هايي مجال ساخت نمي.يابند. البته چندي پيش فيلم «تهران»آقاي اصلاني را ديدم كه فيلم هنرمندانه خوبي بود...
    .در فيلم «آتش سبزِ» ايشان آهنگسازي كرديد...
    بله، يكي از سخت.ترين فيلم.هايي بود كه برايش آهنگسازي كردم.
    .شما كاملا با موسيقي غرب آشنايي داريد، با اين حال...
    كاملا نه! در واژه.هايي كه به كار مي.بريد احتياط كنيد...
    .منظورم اين بود كه با موسيقي غرب آشنا هستيد و در عين حال روش خاصي را درنوشتن موسيقي دنبال مي.كنيد. صحبت از «آتش سبز» شد. شما در اين فيلم ازپارتيتور استفاده نكرده.ايد و گفته.ايد مهم نيست كه يك فيلم نُت پارتيتورداشته باشد يا نه. چون مهم، حاصل تاثير موسيقي بر يك فيلم است. من بهدلايلي با اين استدلال شما مخالفم...
    به پارتيتور اعتقاد دارم. در موسيقي غرب، پارتيتور به معناي مجموعه.اي ازپارت.ها يا بخش.ها تعريف شده. معادل فرانسوي.اش هم Score است. پارتيتورنت.نويسي.اي است كه نُتِ تمام بخش.هاي.سازي و آوازي يك اركستر ياهم.نوازي.هاي ديگر روي آن ثبت شده. پارتيتور مي.تواند شامل نت باشد (درمفهوم قديمي.اش) يا شماري از نشانه.ها و خطوط (در مفهوم امروزين). امروزشما آثار مدرن و مابعد مدرن زيادي را مي.بينيد كه يك مشت نشانه است و ديگرنت نيست. يك بخش از آهنگسازي دارد به سمت استفاده از اين نشانه.ها مي.رود.شما امروز شاهد پارتيتوري هستيد كه نه در آن نت هست نه نشانه.اي. 20 صفحهكاغذسفيد از جان كيج به نام 33/4 (چهار دقيقه و سي.وسه. ثانيه). اينپارتيتور چاپ شده و داخل آن چيزي نيست. سفيد است. خُب اين هم يك نوع ديدناست.
    .بله، ولي موسيقي كيج نوعي تخطي و طغيان بود. آيا اين مدل قابل تعميم براي موسيقي فيلم است؟
    من يك موقع موسيقي.اي مي.نويسم كه اركستر سمفونيك مي.زند، مثل موسيقي فيلم«وقتي همه خوابيمِ» آقاي بيضايي كه يك اركستر سمفونيك 80، 90 نفري اجراكردند و نت پارتيتور داشت. اما يك.سري از كارها براي كامپيوتر يا صداي سمپل شده، است؛ ديگر براي من نشانه است، براي خودم پارتيتور است.
    .به هر حال اگر موسيقيِ اورژينالِ فاقد پارتيتور، به نحوي نابود شود يا سازنده آن در حيات نباشد؛ چه كسي آن را احيا مي.كند؟
    به صورت صوتي و تصويري باقي.مي.ماند. اگر زماني جهان بمباران هسته.اي شود و هر چه كاغذ و پارتيتور است از بين رود، آن موقع هر چه نوار و سي.دي هست هم از ميان مي.رود. هر چه انسان است از بين مي.رود. الان جهان به سمت عدماستفاده از كاغذ مي.رود. تمام كتابخانه.هاي جهان در حال ديجيتالي شدنهستند. اگر شما الان عضو كتابخانه جورج واشنگتن آمريكا باشيد، كتاب را رويمانيتور به شما امانت مي.دهند و مي.توانيد از آن پرينت بگيريد. روزنامه.هابه سمت سايتي شدن مي.روند. وقتي جهان به سمت حداقل استفاده از كاغذ برود،اين شامل پارتيتوا هم مي.شود. البته نوع كارهاي من مختلف است. از صداهايكامپيوتري و انتزاعي كمك مي.گيرم تا اركستر سمفونيك.
    .يك نوع آهنگسازي در كارتان هست كه بخشي از شيوه آهنگسازي. شما برايفيلم.هاست و طبق آن صداهاي اصلي را در محل ضبط و با صداهاي انتزاعي والكترونيك تركيب مي.كنيد. درباره اين رويكرد توضيح مي.دهيد؟
    اين روش را در خيلي از فيلم.ها استفاده كردم. مثلا در فيلم هشت دقيقه.اي«درخت سخنگو» از مجموعه فرش ايراني ساخته آقاي بيضايي. فيلم، هشت دقيقه و15 ثانيه است و موسيقي من هم هشت دقيقه و 15 ثانيه. از فريم اول تا فريمآخر موسيقي داريم. اين موسيقي تركيبي است از صداهايي كه من از كامپيوترگرفتم، صداهاي ضبط شده در جاهاي مختلف، صداي تنبور آرش شهرياري و صداي خانم مژده شمسايي. دو نقال در اين فيلم قصه اسكندر را روايت مي.كنند. در فيلم،درختي سخنگو داريم كه ميوه.هايش هر كدام سر موجودي هستند و مي.توانند آينده شخص را پيشگويي كنند. كنتراست عجيبي در اين فيلم هست. اين درخت سخنگو، درقالي بافته مي.شود. زاويه ديد بيضايي به فرش بي.نظير است. از شاهنامه بهفرش پرداخته. اين يعني خلاقيت ناب و نهايت آفرينش.گري. در موسيقي اين فيلم، يك سري صداها از بيرون ضبط شده و يك سري از صداها در استوديو اجرا وخوانده شده و بقيه هم از طريق كامپيوتر ساخته شده است.
    .آرشيو..تان از موسيقي نواحي چقدر در نوشتن موسيقي براي فيلم به كمك.تان مي.آيد؟
    فراوان. من حدود 500 ساعت با استادان موسيقي نواحي ايران مصاحبه كرده.ام كه مي.خواهم همه آنها را سال بعد رایگان روي اينترنت بگذارم تا هر كس هر جايعالم است، استفاده كند. اينها متعلق به من نيست؛ متعلق به فرهنگ ايران است. تا كي در آرشيو من زنداني باشند؟ الان تيمي مشغول انتقال اين مصاحبه.ها از روي كاست روي هارد هستند. تا اين لحظه 300 ساعت آنها منتقل و پاكسازي شدهاست.
    . مجموعه.اي كه اخيرا از سوي مركز موسيقي بهتوون منتشر شد حاوي تمام موسيقي.هاي شما براي فيلم.ها و تئاترهاست؟
    اين مجموعه حاوي پنج سي دي است و بيش از 300 دقيقه موسيقي را شامل مي.شود.
    . پس همه موسيقي متن.هايتان را در بر نمي.گيرد...
    نه، همه.اش نيست. مثلا موسيقي «آتش سبز» در آن نيست.
    . چرا موسيقي متن.هايتان را روي صحنه نمي.بريد؟ امروز آهنگسازان زياديكنسرت.هاي زنده از موسيقي.هاي فيلم.هايشان بر.پا مي.كنند كه يكي از آخريننمونه.هاي آنها اجراي تمام موسيقي متن «جنگ ستارگان» ساخته جان ويليامز درمترو پولتين بود...
    من هم مي.توانم موسيقي «وقتي همه خوابيم» را روي صحنه اجرا كنم. اما كجا؟با كدام اركستر؟ در كدام سالن؟ با كدام رهبر ارکستر؟ در ايران شرايط مساعدنيست، اگر شرايط مهيا بود كه ما آواره اوكراين و ارمنستان نمي.شديم.
    . گاه ملودي يك فيلم يا كارتون از خود آن فيلم معروف.تر مي.شود. براي مثالملودي كارتون پلنگ صورتي از خود اين كارتون معروف.تر است. چرا ملودي.هايفيلم.ها و كارتون.هاي ما خيلي زود فراموش مي.شوند؟
    غرب با سرمايه.گذاري و با حمايت سياسي ملودي.ها، خود را به همه جهان حُقنهمي.كند. ما اين امكان را نداريم؛ چون نه سرمايه لازم هست، نه حمايت و نهاراده.اي. ملودي.هاي معروف، انتقال.دهنده يك نوع سيستم فكري و سياسي هستند. چون سياسي است، پشتش ثروت و حمايت خوابيده. به همين دليل است كه ملوديپلنگ صورتي در هر دهات و شهري آشناست و زمزمه مي.شود. مگر مارك «يك ويك.»مان را مي.توانيم به جهان صادر كنيم؟ كوكاكولا يا مك.دونالد ذایقهايجاد كرده.اند. به دليل حمايت.هاي مالي و سياسي. پپسي.كولا 50 سال است كهبه تمام دنيا رفته. ما تا 60 هزار سال ديگر هم نمي.توانيم ماءالشعير خودمان را به دهات خودمان بفرستيم؛ چون نه اراده.اي وجود دارد و نه حمايتي پشت آن است. پلنگ صورتي ابزار و وسيله است. وسيله انتقال تفكرِ زيباشناختيِسياست.
    . تفاوت زباني ما چقدر دخالت دارد. فيلم.هاي ما به زبان فارسي هستند. اين امر در جلوگيري از ديده شدن آنها دخيل است؟
    مساله همين است. همين مساله باعث شده فيلم.هاي ما را با زيرنويس ببينند.وقتي فيلم به زبان انگليسي ساخته شود، براي سه.چهارم كره زمين قابل فهماست. با اينكه زبان فارسي افتخار ماست اما ما را به عهد اساطير مي.برد.زبان فارسيِ ما ظرفيت تكنولوژيك ندارد. موسيقي.هاي محلي ما هم مثل زبانهستند. اصل، زبان است. وقتي زبان تغيير مي.كند، همه چيز تغيير مي.كند. چونزبان ما زبان اساطيري است.
    .راهكار چيست؟ لااقل در موسيقي؟
    مي.توانيم از نغمه.هاي اساطيري در يك برداشت مدرن استفاده كنيم. در «آتش سبز» چنين رويه.اي را دنبال كردم.
    .هيچ موقع اين مسايل ذهن شما را به خود مشغول نكرد؟
    از همان دهه 50 دغدغه اين مسايل را داشته.ام. من در گروه موسيقي دانشكدههنرهاي زيبا حد فاصل سال.هاي 53 تا 57 تحصيل كردم. رشته.ام موسيقي غربيبود. ساز غربي و پيانو مي.زدم و آهنگسازي خواندم. امروز من فكر نمي.كنم آنآموزش.ها تاثيري روي من گذاشته باشد. من در واقع متكي به تلاش.هاي خودمفراتر از آموزش.هاي دانشگاه بودم. دانشگاه درس.هايي مثل فرم و آناليزموسيقي غربي داشت كه در طول يك ترم فرصت مي.شد سه يا چهار اثر، سركلاستجزيه و تحليل شود. در صورتي كه من دوره.اي از موسيقي غرب را تجزيه و تحليل مي.كردم؛ مثلا موسيقي رنسانس، بعد دوره باروك، كلاسيك، رمانتيك و به.ويژهموسيقي قرن بيستم. اين مطالعات و ساختن موسيقي در فرم.هاي غربي در واقع منرا ورزيده كرد تا براي اركستر سمفونيك، اركستر زهي يا تركيبات زهي موسيقيبسازم.
    .آن زمان علاقه.اي به موسيقي ايراني نداشتيد؟
    چرا. زمانِ تحصيل علاقه داشتم اما عملا به آن نمي.پرداختم، چون كارم موسيقي غربي و آهنگسازي در فرم.هاي موسيقي غربي بود. در 18 تا 22 سالگي فرصتپرداختن به همه حوزه.هاي موسيقي اعم از غربي، ايراني و محلي را نداشتم. درواقع سن و سالم اقتضاي اين كار را نمي.كرد. چنين شد كه من تكنيك را درآموزش.هاي موسيقي غربي ديدم، تكنيك نوشتن براي اركستر، سازبندياركستراسيون، فرم و هارموني. خيلي زود، يعني سال.هاي 58، 59 به زبان شخصيدر هارموني رسيدم.
    براي هر آهنگسازي مهم است كه به زبان شخصي در سازبندي و اركستراسيون،هارموني و سرايش ملودي برسد. من خيلي زود توانستم در آهنگسازي، به اينعناصر دست پيدا كنم. با تمام اينها، از سال 1357 ذهن من دچار يك.سريابهامات شد. به اين نوع آهنگسازي كه فاقد هويت ملي بود شك كردم. اين شك بهتدريج سرايت كرد به همه تفكرات من؛ به گذشته، حال و آينده.ام، به نوعِموسيقي.اي كه قرار است در آينده عرضه كنم. ديدم اين نوع آموزش.ها اگرچهمفيد است، اما كافي نيست. بر اين نظر بودم كه تا به يك رويكرد قوي فرهنگيدر موسيقي ايران نرسيده.ام، نمي.توانم به بيان اصلي خود برسم. امروز كپيبرداشتن از آهنگسازي غربي يا پيروي از سبك آهنگسازان مهم غرب براي موسيقيدنيا قابل پذيرش نيست. اين امر در همه.چيز وجود دارد؛ اعم از ادبيات،نقاشي، شعر و معماري. در واقع هنرمند ضمن تسلط محكم و كافي بر تكنيك، بايدرويكرد ملي داشته باشد. موسيقي ما، امروز در دنيا زماني قابل قبول است كهعناصر موسيقي ايراني به شكل جدي و كلان در ساختار آن به.كار برده شده باشد. اين موسيقي را جهان، از ما به.عنوان موسيقي امروز مي.پذيرد. همين جهان، به تقليد كارهاي آهنگسازان مدرن مي.خندد. حضور عنصر ملي در همه نوهنرها بارويكرد انسان امروز ضروري است.
    .تكليف رويكرد آينده.نگرانه چه مي.شود؟
    رويكرد آينده.نگرانه اگرچه حاوي نگاه به آينده است، اما براي من تلقي بهمحافظه.كاري مي.شود. كودك كه بوديم، هميشه وقتي برايمان كفش مي.گرفتند يكي، دو شماره بزرگ.تر بود كه به درد سال.هاي آينده.مان هم بخورد. ولي خُب آنكفش همان سال اول پاره و دور انداخته مي.شد. در واقع هم كفش پاره مي.شد همپاي.مان زخمي.
    آينده.نگري به معناي ترقي، در اين تفكر ديده نمي.شود. در موسيقي همهمين.طور. آينده را آيندگان خلق خواهند كرد. ما مي.توانيم آينده را «خيال»كنيم. اينكه موسيقي آينده، چه نوع موسيقي.اي باشد نسل آينده مشخص خواهدكرد. البته هنرمند به لحاظ دارا بودن شاخك.هاي حسي قوي، از روند بسياري ازرويدادها تا حدودي مي.تواند آينده را پيش.بيني كند. يك جامعه.شناس،سياستمدار و فيلسوف هم قادر به چنين كاري است.


    منتها، ما حق نداريم امروز براي آيندگان تصميم بگيريم؛ همچنان كه گذشتگانحق نداشتند براي ما تصميم بگيرند. اين امر در عرصه سياسي هم مصداق دارد. ما امروز نمي.توانيم براي آينده كشور تصميمات قاطع بگيريم. ما نبايدزيرساخت.هايمان را ويران كنيم، زيرساخت.هاي فكري و فرهنگي را. اين به دردآينده مي.خورد كه ما اين زيرساخت.ها را حفظ كنيم، براي نسل.هاي بعد كه وقتي پشت.سرشان را نگاه مي.كنند، با خلأ مواجه نشوند. اگر من شخصا ظرف 30سالگذشته به موسيقي نواحي ايران پرداختم، به اين دليل بود كه معتقدم اساسموسيقي ايران، موسيقي مناطق و اقوام است. خودِ موسيقي دستگاهي به شدتتحت.تاثير موسيقي نواحي در دوره.هاي گذشته است. اصلا اسم.هاي بسياري دررديف دستگاهي است كه اسم مناطق هستند. مثل گيلكي، دشتي، گرايلي و خيليچيزهاي ديگر. بنابراين رديف متاثر از بستري فراخ و وسيع است. تا چند سالپيش، از تهران كه خارج مي.شديد ديگر كسي رديف نمي.فهميد. در مكتب اصفهانِرديف همين.طور، در مكتب شيراز يا تبريزِ رديف هم همين.طور. رديف، شعاعمحدودي داشت در حالي.كه موسيقي اقوام در تمام پهنه سرزمين ايران است.عده.اي آمده.اند و موسيقي رديف را تحت عنوان موسيقي رسمي ايران معرفيكرده.اند. اين به آن معناست كه ساير نمونه.هاي موسيقي، موسيقي غيررسميهستند. در حالي.كه اين.طور نيست. براي بلوچ.ها، موسيقي بلوچي رسمي است ورديف موسيقي غيررسمي است. براي آذري.ها و تركمن.ها هم همين.طور.
    .اشاره به موسيقي اقوام كرديد. در دوره.اي، موسيقيداناني چون مرحوم صبا ياخادم ميثاق بخشي از موسيقي اقوام را ثبت و ضبط كردند، اما باز ماحصل كار،شهري كردن نغمات محلي و وارد كردن آنها به رديف بود...
    ببينيد، ما دو رديف اصليِ .سازي داريم؛ رديف ميرزا عبدالله و ميرزاحسينقلي.خان. يك رديف كريمي هم هست كه آن را از عبدالله خان دوامي آموختهاست. اينها رديف.هاي رسمي ما هستند. رديف.هاي ديگر رديف.هاي غيررسمي.اند.صبا طي چند سالي كه مدير موسسه موسيقي گيلان بود و در رشت اقامت داشت، بهمناطق مختلف گيلان از جمله ديلمان سفر كرد و در آنجا نغماتي شنيد. آنها راوارد رديف خود كرد مثل ديلماني يا زردمليجه. اينها - به تعبير شما - شهريكردن نغمات محلي بود...
    .وجه پژوهشگري شما و «اتنوموزيكولوگ» بودن.تان از ديد منتقدان برجسته.تر از وجه آهنگسازي بوده. با اين تعبير موافقيد؟
    نمي.دانم چرا چنين تلقي.اي هست؟ براي من به.عنوان يك موسيقيدان، فرقي نمي.كند وجه آهنگسازي.ام بر وجه پژوهشگري بچربد يا برعكس.
    .يعني بر دو حوزه تعصب داريد؟
    من روي هيچ چيز تعصب ندارم. در هر دو ساحت كار كرده.ام. البته غير از ايندو بخش روي موضوعات ديگري هم كار كرده.ام. مثلا 30 سال است روي موضوع هويتدر موسيقي ايران كار مي.كنم...
    .در قالب همان كتاب.هاي «نگاه به غرب»، «سنت و بيگانگي فرهنگي در موسيقي ايران» و...؟
    بله، اين كتاب.ها و كتاب.هاي ديگري چون «ليلي كجاست؟»، «از ميان سرودها وسكوت.ها» و امثالهم. اين برايم يك بحث فكري است. ديگر بحث تحقيقاتي متمركزروي موسيقي دستگاهي يا اقوام نيست. يك بحث فلسفي- زيبا.يي.شناختي با نگاهيآسيب.شناسانه است. هويت، بيگانگي فرهنگي، چندگانگي فرهنگي، اصالت، سنت ومدرنيته موضوعاتي بوده كه طي اين 30 سال راجع به آنها ده.ها بار سخنرانيكرده.ام. ده.ها مقاله و چندين كتاب نوشته.ام. ورك.شاپ گذاشته.ام. تدريسكرده.ام. بنابراين براي يك ذايقه فكري خاص ممكن است اين بعد از كار منجالب.توجه باشد تا تحقيقاتم.
    .براي فعالان عرصه اتنوموزيكولوژي جهان، دايره.المعارف. سازها، به نوعيشناسنامه كاري.تان محسوب مي.شود، خصوصا از اين.نظر كه نشان و لوح جامعهبين.المللي موسيقي.شناسي را در سال 2002 از آن خود كرد. نامه برونو نِتِلاز پيشكسوتان و پايه.گذاران جامعه اتنوموزيكولوژي آمريكا به شما مويد ايننظر است. درباره اين نامه بگوييد و وضعيت فعلي اين دايره.المعارف...
    نتل، پدر اتنوموزيكولوژي جهان است. اين نامه زماني به دست من رسيد كه درداخل، به.طور مشخص در روزنامه همشهري و مجله «مقام موسيقايي» بهدايره.المعارف من فحاشي مي.كردند. من دو كارتون از مطالب نشرياتي دارم كهبه من فحاشي كردند. هر نوع اتهامي كه ممكن است در اين كشور به يك نفربزنند، به من زدند. محترمانه.ترين.شان بي.سوادي بود تا زد و بند با نهادهاي دولتي و بدتر از همه، بي.اخلاقي. يك كسي به شما مي.گويد بي.سواد هستيد،اما كسي مي.گويد شما بي.اخلاقيد، يعني به يك تعبير، فاسديد! مشت مشت از اين اتهامات به من زده شد. نامه نتل، مثل اين بود كه تمام اين مطالب را خوانده و حالا خواسته از من دفاع كند. من طي آن شش، هفت سال يك كلمه به كسي جوابندادم. انگار دست خدا اين مطالب را به آمريكا برده و به نتل داده، نتل هماينها را ديده و بعد برداشته اين نامه را نوشته است. دقيقا به همين شكل.اين نامه نتل براي من حايز اهميت است ولي بيشتر از من مي.تواند براي آنهايي حايز اهميت باشد كه طي اين مدت به من دشنام دادند. اگر من بي.سوادم، درداخل ايران متوجه اين امر شدند، ولي نتل متوجه آن نشد.
    .نقدها به كتاب چه بود؟
    مي.گفتند «دايره.المعارف.سازها»ي درويشي، با اغماض، يك كتاب درجه دو محسوبمي.شود. مهم نيست چه كسي اين را نوشته. تيمي بودند كه چند سالي عليه من كار مي.كردند. من هم به اين حرف.ها گوش نمي.دادم. در دلم مي.گفتم اينها عجبآدم.هاي بيكاري هستند! به جاي آنكه به كار خودشان بپردازند، شبانه.روزدارند به كار من مي.پردازند. من اصلا وقت ندارم به كار شخص ديگري بپردازم.مگر نمي.گويند ما موزيسين هستيم؟ آيا موزيسين، بيكار است؟ اين آقايان كتابمن را با اغماض يك اثر درجه دو حساب مي.كنند و نتل در آن نامه مي.گويد روشدرويشي در طبقه.بندي سازها و نوع پرداخت اين دايره.المعارف مي.تواند الگويي باشد براي سازشناسان جهان. نامه نتل، خطاب به من نبود در واقع پاسخي بودبه اين جماعت.
    .يادم مي.آيد موقع دريافت نامه چندان هيجان.زده نشديد...
    نامه براي من مهم بود، اما من منتظر نامه نتل نبودم. از روز اولي كه سفر به مناطق ايران را شروع كردم، منتظر نامه تمجيد هيچ.كس چه در داخل و چه درخارج نبودم.
    .تا آنجا كه اطلاع دارم، نتل وقتي در دهه 40 براي تحقيق در زمينه موسيقيايراني به كشورمان آمد، كمبود منابع و عدم دسترسي به منابع مكتوب در حوزهموسيقي اقوام آنقدر محسوس بود كه به دليل تسلط مرحوم برومند روي زبانآلماني، از اين استاد به.عنوان تنها مرجع و منبع شفاهي بهره جست. هيچ مرجعي در اين عرصه نبود. طبيعي است كه با ديدن كاري چون «دايره.المعارف سازها»،زبان به تحسين بگشايد...
    هم اين مساله بود و هم روشِ كار من. جلد اول اين كتاب جايزه بين.الملليجامعه بين.المللي اتنوموزيكولوژي را گرفت. اين جايزه را نتل، به نماينده.ام در آمريكا داد.
    .چرا خودتان براي دريافت اين جايزه به آمريكا نرفتيد؟
    مگر بيكارم رنج سفر را به جان بخرم، از دوبي ويزا بگيرم و به آمريكا بروم؟انگيزه.اي ندارم. خانم دكتر نيلوفر مينا همكلاسي.ام در دوره دانشگاه كه دردانشگاه نيويورك تدريس مي.كند، به.عنوان نماينده من روي صحنه رفت و اينجايزه را از دست نتل گرفت. اين جايزه براي من افتخار است. خانم مينا به منمي.گفتند شما متوجه ارزش معنوي اين جايزه نيستيد، چون همه موسيقيدان.هايدنيا آرزو مي.كنند يك روز در طول عمرشان، اين جايزه نصيب.شان شود. به اوگفتم من هيچ.وقت نه منتظر تاييد بوده.ام نه تكذيب. به يك باور رسيده.ام –البته براساس اعتقاداتم – كه نه تعريف.ها در قباي من باد انداخت نهفحاشي.ها از ميدان به درم كرد. زماني كه يك عده كارشان تاييد و عده.ايكارشان تكذيب بود، من مشغول كار خودم بودم.
    تعداد ثبت و ضبط..كنندگان موسيقي اقوام ما از شمار انگشتان يك دست فراترنمي.رود. در شاخه اتنوموزيكولوژي (موسيقي مردم.شناسي) سه، چهار نفر فعالبوده.اند، فوزيه مجد، دكتر مسعوديه و شما. چرا با وجود تاسيس گروه «گردآوري و شناخت موسيقي بومي ايران» توسط خانم فوزيه مجد، اين پژوهش.ها دوام نيافت يا در سطح وسيع.تري گسترش پيدا نكرد؟
    اين سوال را از آن جهت مطرح مي.كنم كه چند ماه پيش پس از ديدار از چند مركز فرهنگي پاريس به نكته جالبي برخورد كردم: يك دپارتمان مجزا و بزرگ مربوطبه اتنوموزيكولوژي در «پاريس 8» مشغول فعاليت بود. برايم ارزش بالاي اينرشته در دانشكده.هاي دنيا جالب بود...
    البته يادآور شوم كه آقاي حميدرضا اردلان هم تلاش زيادي در اين زمينهكرده.اند. ايشان كمتر از من تلاش نكردند. دكتر محمدتقي مسعوديه سفرهايمحدودتري داشت. او به تمام ايران سفر نكرد. بيشترِ آن سفرها، مربوط به قبلاز انقلاب بود. خانم فوزيه مجد، سال.هاي 53- 52 تا 57 فعال بود اما پژوهش.روي اين حوزه را كنار گذاشت به خاطر بي.مهري.هاي سازمان صداوسيما در زمانقطب.زاده كه به اخراج او منجر شد. او پژوهش. روي موسيقي اقوام را كنارگذاشت. ايشان خانم فرهيخته.اي هستند كه متاسفانه بعد از انقلاب فعاليت.شانرا ادامه ندادند و تنها بخشي از ضبط.هاي قبل از انقلاب را توسط نشر ماهورمنتشر كردند. كاري كه من كردم اين بود كه نگذاشتم اين .بار بر زمين بماند.من شاگرد مستقيم دكتر مسعوديه در دانشگاه بودم و شاگرد غيرمستقيم فوزيهمجد. فوزيه مجد را از نزديك نديدم. اما تحت تاثير ايشان بودم. ايشان 40صفحه كتاب به نام «نفيرنامه» نوشته.اند كه در جشن هنر شيراز منتشر شد. اينكتاب من را منقلب كرد.
    .يعني زماني كه با آثار شوئنبرگ، اشتكهاوزن، پندرسكي و ديگران محشور بوديد، كاري چون «نفيرنامه» دگرگون.تان كرد...
    ...ه با همان «نفيرنامه» زده شد. نفيرنامه با يك سوال اساسي شروع مي.شود.اين سوال براي كسي كه معنايش را بفهمد، تكان.دهنده است. سوال اين است: آيامي.دانيد سر و كار شما با چيست؟ آيا اساس اين فرهنگ.ها را مي.شناسيد؟ اينسوال، آدم را ويران مي.كند، تكان مي.دهد. ولي خب، زمان مي.خواهد تا اينانقلاب.هاي درون به بروز بيروني بينجامد و خودش را در كار نشان دهد. خانممجد طي سفرهايش، به برخي مناطق ايران سفر كرد ولي من 28 سال سفر كردم، نهچند سال. به همه مناطق ايران رفتم. نكته ديگر اينكه موسيقي اقوام مختلف رادر قالب فستيوال.هاي مختلف و بزرگ به جامعه معرفي كردم. جامعه موسيقي ما،بعضا، شناخت كاملي از موسيقي اين اقوام نداشت، هنوز هم درست نمي.شناسد.
    .اين خطر در كمين بوده كه در صورت عدم ثبت و ضبط اين موسيقي، بخش مهمي از ميراث اقوام نابود شود...
    بله، كاملا حق با شماست. در هر حال يك بخش از اين ميراث را فوزيه مجدجمع.آوري كرد، يك بخش را هم آقاي اردلان و بخشي را من. بخش.هايي را همديگران جمع.آوري كردند. تلاش من بر اين استوار بود كه اين موسيقي را درفستيوال.هاي مهمي چون هفت.اورنگ، آينه و آواز، موسيقي حماسي و چهار، پنجدوره جشنواره نواحي معرفي كنيم. ده.ها سمينار و بزرگداشت و صدها سخنراني هم تدارك ديدم تا اين موسيقي از عرصه تنگ و خشك آكادميك بيرون بيايد و حداقلدر عرصه جامعه موسيقي معرفي و مطرح شود.
    تا اين لحظه بين 50 تا 60 ساعت از گردآوري.هاي من در بازار منتشر شده. فقط28 سي.دي «آيينه و آواز» هست، در كنار 24 سي.دي موسيقي حماسي ايران، چهارسي.دي هفت.اورنگ، سه سي.دي موسيقي شمال خراسان، يك سي.دي موسيقي بلوچستان و يك سي.دي موسيقي بوشهر. اخيرا دو سي.دي به نشر ماهور داده.ام مربوط بهذكرهاي بلوچستان. الان هم قصه.ها و روايت.هاي حماسي را كه با آواز خواندهمي.شد آماده كرده.ام. اگر خداوند عمري بدهد، بايد همه اينها را منتشر كنم.آرشيو من پر است. البته اين حجم زياد كار، نافي زحمات ديگران نيست؛ ديگراني كه قبل از من بودند و كساني كه هم.دوره من بودند. هر كس به اندازه توانخود زحمت كشيده است. من هم به اندازه خودم كار كرده.ام. هيچ ادعايي همندارم كه اين فقط من بودم كه اين موسيقي را ثبت و ضبط كردم. من از روي دستفوزيه مجد و دكتر مسعوديه نگاه كردم. فرهنگ دست به دست مي.چرخد. منتها مناين شانس را داشتم و خداوند اين فرصت را به من داد تا با آخرين نسل راويانموسيقي اقوام ديدار كنم. يك نكته ديگر اينكه من طي 30سال، شاهد از بين رفتن يك فرهنگ كهنسال بوده.ام. اينها همه روي فكر و بينش من تاثير مي.گذارد والبته انرژي مي.دهد تا بيشتر كار كنم و باقي.مانده.هاي اين فرهنگ را ثبت وضبط كنم.
    .دليل اين نابودي چيست؟
    تغيير شرايط اجتماعي. در عين حال نظام.هاي سياسي مي.توانند اين حركت راتندتر يا كندتر كنند، وگرنه اين مساله مستقيما به نظام.هاي سياسي ربطندارد. اين اتفاقي كه در ايران افتاده، در كل جهان شرق هم رخ داده. منظورماز شرق، شرق تاريخي - و نه جغرافيايي - است. در آمريكاي لاتين هم شاهد اينمساله هستيم، در آفريقا، تمام آسيا و حتي در ميان سرخ.پوستان آمريكا هم اين اتفاق افتاده است. اين يك روند عمومي است. زندگي، ابزارآلات جديد وتكنولوژي جديد باعث از بين رفتن فرهنگ.هاي قديمي و بومي مي.شود. هميشه اينمثال را زده.ام. به مجرد اينكه به دهي جاده وصل مي.شود، بعد از مدتي بايدفاتحه فرهنگ آنجا را بخوانيم. جاده كه باز شود، رفت و آمد صورت مي.گيرد.روستايي به شهر مي.آيد و شهري به روستا. بهداري، بانك، شهرداري و ميدانمي.سازند. برق به روستا كشيده مي.شود. برق كه به روستا كشيده شود، تلويزيون مي.آيد. تلويزيون كه آمد، ماهواره مي.آيد. مثل كوزه.اي است كه سوراخ شدهاست. از آن طرف نمي.توانيم مردم آن روستا را از اين امكانات محروم كنيم وبگوييم فرهنگ.شان آنقدر مهم است كه نبايد از برق و تلويزيون و جادهبهره.مند شوند.
    .در خود تضاد بزرگي دارد...
    تضاد است. مردم آن ده حق دارند مثل مردم ديگر نقاط ايران از امكانات بهرهببرند، اما همين امكانات ضروري، باعث از بين رفتن فرهنگ كهن مي.شود.نظام.هاي سياسي و حكومت.ها و دولت.ها مي.توانند خِرَد به خرج دهند و بابرنامه.ريزي.هاي فرهنگي اين حركت لاجرم را، كندتر كنند. اگر بي.خرد باشند،يا آن را تندتر مي.كنند يا بي.توجهي.شان باعث تسريع روند نابودسازي فرهنگيمي.شود. در 30 سال اخير، ما شاهد عدم برنامه.ريزي فرهنگي مسوولان بوده.ايم. نبود جايگاهي مناسب براي موسيقي اقوام در برنامه.ريزي.هاي كلان فرهنگي،باعث تسريع اين روند شده. درست است كه خود نظام سياسي باعث ايجاد اين روندنيست، اما مي.تواند اين روند را كند كند.
    .نوازندگان و موسيقيدانان مناطق در مقايسه با نوازندگان شهري چه محدوديت.هايي دارند؟
    نه. تنها از آنها حمايت نمي.شود بلكه از كارشان جلوگيري هم مي.شود. اينموسيقي از دو طرف ضربه خورده. اين يك رسم هميشگي است كه مردم وقتي در روستا عروسي مي.گيرند از اين استادان دعوت مي.كنند تا نوازندگي كنند. بخششادماني اين موسيقي در عروسي.ها زنده مانده، همچنان كه بخش درماني وخانقاهي.اش در آيين.ها زنده مانده است. بخش مذهبي آن هم به همين نحو. الانموسيقي مذهبي اقوام ضربه خورده است. كجاست آن نوحه.هاي تاثيرگذار قديمي؟همه نوحه.ها يك.شكل شده است. حتي اين تخريب، دامن موسيقي مذهبي ما را همگرفته. تعزيه لطمه خورده، نوحه.خواني لطمه خورده. خيلي از آداب پيرامونيمراسم عاشورايي حذف شده است. انگار نوحه.هايي مشخص از جايي معين براي تمامي نوحه.خوان.ها كپي مي.شود. شما ديگر تفاوت حال و هوا را نمي.بينيد. هماننوحه.اي را در خراسان مي.شنويد كه در اردبيل. اگرچه اين وضعيت قطعي نشده،اما ما داريم به اين مرحله نزديك مي.شويم. مثل اين است كه شما تابلوييبكشيد كه فقط نارنجي باشد. هر رنگي، تفكر مختص خود را نشان مي.دهد.رنگارنگي در موسيقي نواحي و اقوام مختلف ايران، باعث اهميت و زيبايي و غنا و عمق آن شده است. اين رنگارنگي باعث تنوع شده و اين تنوع، ثبات اينفرهنگ.ها را به دنبال دارد. وقتي اين تنوع و رنگارنگي از موسيقي اقوام سلبشود، جامعه بي.ثبات مي.شود. من هميشه به سياستگذاران كلان اين هشدار راداده.ام كه هرقدر بخواهند جلو تنوع فرهنگي را بگيرند و به جايش يكسان.سازيفرهنگي بكنند، باعث ازهم.گسيختگي جامعه مي.شوند. اميدوارم خردمنداني باشندتا قبل از خط. خطي.شدن همه صفحات اين كتاب، با تفكر و درايت براي اين فرهنگ متنوع و غيرقابل تكرار برنامه.ريزي كنند. متاسفانه طي سه دهه اخير، موسيقي اقوام بنا به دلايلي كه گفتم تخريب شد. ما شاهد صحنه حذف سازها بوديم، نهحذف نوازنده.ها. اين در تاريخ فرهنگ.هاي جهان سابقه ندارد.
    اين نكاتي كه من مي.گويم شايد از ديد سياسيون جالب نباشد و خوش نيايد. ولياهل سياست بايد ظرفيت انتقادپذيري را داشته باشند، همچنان كه هنرمند همبايد ظرفيت پذيرش انتقادها را داشته باشد. صحبت.هاي من توهين به كسي تلقينشود. اينها هشدارهايي است كه اگر داده نشود، جامعه واكسينه نمي.شود دربرابر آفت.هاي فرهنگي. ما مدام از تهاجم فرهنگي غرب انتقاد مي.كنيم، درحالي كه خودمان وسيله انجام اين تهاجم شده.ايم. چرا؟ چون فرهنگ خودمان را ازبين مي.بريم. وقتي جلو فرهنگ خودمان سنگ مي.اندازيم، اين فرهنگ دچار آفتمي.شود. به جاي اصلاح خودمان، ديگران را متهم مي.كنيم. اين فقط مربوط بهدولت و سياست.هاي فرهنگي دولت نیست، بلکه علت این ضعف را باید در کل جامعهجست.وجو کرد. ما عادت كرده.ايم به جاي اصلاح خودمان، ديگري را متهم كنيم.حرف.هاي من هشدار است، سياه.نمايي نيست. سياه.نمايي زماني رخ مي.دهد كه شما واقعيت را كتمان كنيد. اين صحبت.ها را آدمي بر زبان مي.آورد كه 34 سال ازعمر خود را پاي موسيقي فرهنگ.هاي مناطق مختلف ايران گذاشته است؛ آدمي كه از 12سالگي كار موسيقي را شروع كرده و حالا 56 سال دارد.
    بيدل دهلوي مي.گويد:
    در كمال اتحاد از وصل مهجوريم ما
    همچو ساغر مي .به لب داريم مخموريم ما
    در تجلي سوختيم و چشم بينش وا نشد
    سخت پابرجاست جهل ما مگر طوريم ما


    پرويز براتي - روزنامه شرق




    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۰/۱۰/۱۸ در ساعت 19:00

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

+ پاسخ به موضوع

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۰/۲۰, 20:30
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۹/۰۶, 01:20
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۸/۲۹, 18:10
  4. جهانگير زماني از «قاضيان كربلا» مي.گويد
    توسط Ramin95 در انجمن اخبار روز موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳, 12:15
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۱۹, 14:00

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 1 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی