کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
تهران ملودی
آهنگسازی
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1 2 3 4 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 63

موضوع: اشعار مهدی سهیلی

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض





    از مهرگان بيزارم و از نام پائيز-
    وز مهر دارم ديده اي از گريه لبريز
    در مهر بي مهر-
    هر برگ زردي كز درختي پير و رنجور -
    ميافتد و ميلغزد و بر خاك راهي مي نشيند-
    همراه آهي كز دلم سرميكشد تلخ-
    در خاطرم ياد سياهي مي نشيند.
    از باد پائيز-
    مي پيچدم در ياد، فرياد جدايي
    وز برگريزش ميدود در خاطر من-
    پژمردن آن عشق ديرين خدايي
    ***
    در ماه پائيز
    او بي خبر از حال من خاموش ميرفت-
    اما مرا در سينه فريادي نهان بود
    يك كاروان اندوه در راه سفر داشت-
    خود كاروانسالار پير كاروان بود.
    ***
    يك روز ابري،روز خاموش و غم انگيز
    او بود و من،اما مه او ... يكعمر،تلخي
    من بودم و او-
    اما نه من .... يك كوه،اندوه
    در پيش رو، كوه مصيبت دشت تا دشت-
    در پشت سر، درياي محنت،كوه تاكوه.
    او رفت خاموش-
    من ماندم و اشك-
    من ماندم و آه-
    من ماندم و فرياد جانكاه.
    آن نام جانداروي شيرين-
    وآن عشق جاويدان ديرين-
    تالحظه هاي مرگ پيوند-
    تا واپسين دم ميدود در ياد تلخم
    او را چه نامم؟
    او را چه گويم؟
    او نيمي از من بود و من نيمي از اويم
    آن بخت خفته-
    همزاد من، نيروي من، بال وپرم بود-
    او ....م بود


    #11 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:17

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    سرم سنگ، دهانم تلخ، چشمم شمع بي نور ست ـ
    نفس در سينه زندانيست ـ
    چو روز آيد بچشمم دختر خورشيد، بيمارست ـ
    شبانگه در نگاه من عروس ماه؛ رنجورست ـ
    تمام شهر، گورستان وهم انگيز ـ
    سراسر خانه ها آرامگاه سرد و متروكست ـ
    فضا انباشته از بوي تند سدر و كافورست
    و هر جا ديده ميچرخد ـ
    چراغانست اما در نگاه من ـ
    چراغي بر سر گورست.
    ***
    شبانگه اختران بر آسمان، چون آبله بر روي بيمارند ـ
    و ابري تيره چون مه را فرو پوشد ـ
    بخود گويم كه چشم آسمان كورست .
    سحرگاهان بگوشم صحبت گنجشكها چون آيه مرگست
    نگاه هر كبوتر بر لب ديوار ميگويد:
    ـ درخت عمر تو بي بار و بي برگست
    تنت در قلعه ديو سياه مرگ، محصورست
    ***
    در آن دم همره بانگ خوش پير مناجاتي،
    دو لرزان دست را بر آسمان گيرم
    و نوميدانه با آواي محزوني سلامت از خدا خواهم
    ولي در عمق جانم آشناي ناشناسي ميزند فرياد:
    كه راهم تا سواد تندرستي، ايمني، فرسنگها دورست
    ***
    خداوندا !
    سرم سنگين، دهانم تلخ، چشمم بي نورست
    نفس در سينه زندانيست
    بچشمم دختر خورشيد بيمارست
    و ماه آسمان پيرست، رنجورست


    #12 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:19

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    به كه بايد دل بست؟
    به كه شايد دل بست؟
    سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است .
    هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را ـ
    گرم، پاسخ گويد
    نيست يكتن كه در اين راه غم آلوده عمر ـ
    قدمي، راه محبت پويد
    ***
    خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست
    همه گلچين گل امروزند ـ
    در نگاه من و تو حسرت بيفردائيست .
    ***
    به كه بايد دل بست ؟
    به كه شايد دل بست ؟
    نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد ـ
    نقشه يي شيطانيست
    در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد ـ
    حيله پنهانيست .
    ***
    زير لب زمزمه شادي مردم برخاست ـ
    هر كجا مرد توانائي بر خاك نشست
    پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق ـ
    هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شكست
    به كه بايد دل بست؟
    به كه شايد دل بست؟
    ***
    خنده ها ميشكفد بر لبها ـ
    تا كه اشكي شكفد بر سر مژگان كسي
    همه بر درد كسان مينگرند ـ
    ليك دستي نبرند از پي درمان كسي
    ***
    از وفا نام مبر، آنكه وفاخوست، كجاست ؟
    ريشه عشق، فسرد
    واژه دوست، گريخت
    سخن از دوست مگو، عشق كجا ؟ دوست كجاست ؟
    ***
    دست گرمي كه زمهر ـ
    بفشارد دستت ـ
    در همه شهر مجوي
    گل اگر در دل باغ ـ
    بر تو لبخند زند ـ
    بنگرش، ليك مبوي
    لب گرمي كه ز عشق ـ
    ننشيند بلبت ـ
    به همه عمر، مخواه
    سخني كز سر راز ـ
    زده در جانت چنگ ـ
    بلبت نيز، مگو
    ***
    چاه هم با من و تو بيگانه است
    ني صد بند برون آيد از آن، راز تو را فاش كند
    درد دل گر بسر چاه كني
    خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند
    گر شبي از سر غم آه كني .
    ***
    درد اگر سينه شكافد، نفسي بانگ مزن
    درد خود را به دل چاه مگو
    استخوان تو اگر آب كند آتش غم ـ
    آب شو، « آه » مگو .
    ***
    ديده بر دوز بدين بام بلند
    مهر و مه را بنگر
    سكه زرد و سپيدي كه به سقف فلك است
    سكه نيرنگ است
    سكه اي بهر فريب من و تست
    سكه صد رنگ است
    ***
    ما همه كودك خرديم و همين زال فلك
    با چنين سكه زرد ـ
    و همين سكه سيمين سپيد ـ
    ميفريبد ما را
    هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند ـ
    گفته ام با دل خويش:
    مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش
    نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش
    آسمان با من و ما بيگانه
    زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه
    « خويش » در راه نفاق ـ
    « دوست » در كار فريب ـ
    « آشنا » بيگانه
    ***
    شاخه عشق، شكست
    آهوي مهر، گريخت
    تار پيوند، گسست
    به كه بايد دل بست ؟
    به كه شايد دل بست ؟


    #13 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:20

  5. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    « سهيل » اي كودك دردانه ي من!
    چراغ تابناك خانه ي من!
    بگو بابا!چطوره حال سركار؟
    صفا آورده اي،مشتاق ديدار!
    سهيلم!منتي برما نهادي
    كه پابر ديده ي بابا نهادي
    بتو گفتم:دراينجاپاي مگذار
    عنان مركب خود را نگهدار
    دراين سامان بغيرازشوروشرنيست
    شرافت جزبدست سيم و زرنيست
    شرف،هرگز خريداري ندارد
    درستي،هيچ بازاري ندارد
    همه دام و دد يك سر دو گوشند
    همه گندم نما وجو فروشند
    «عبادت» جاي خودرا بر «ريا»داد
    صفا و راستگويي از مد افتاد
    جوانمردان،تهي دست و تهي پاي
    لئيمان را بساط عيش،برجاي
    نصيحتها،ترا بسيار كردم
    مواعظ را بسي تكرار كردم
    كه اينجا پا منه،كارت خراب است
    مبين درياي دنيا را...سراب است
    ولي حرف پدر را ناشنيدي
    زحوران بهشتي پاكشيدي
    قدم را از عدم اينسو نهادي
    به گند آباد دنيا رو نهادي
    بكيش من بسي بيداد كردي
    كه عزم اين «خراب آباد»كردي
    ولي اكنون روا نبود ملامت
    مبارك مقدمت،جانت سلامت
    تو هم مانند ما مأمور بودي
    دراين آمد شدن معذور بودي
    كنون دارم نصيحت هاي چندي
    بيا بشنو ز«بابا» چند پندي
    نخستين،آنكه با ياد خدا باش
    زراه دشمنان حق جدا باش
    ولي راه خدا تنها زبان نيست
    در اين ره از رياكاران نشان نيست
    «خداجو» با «خداگو» فرق دارد
    حقيقت با هياهو فرق دارد
    «خداگو» حاجي مردم فريب است
    «خداجو» مؤمن حسرت نصيب است
    «خداگو» بهر زر خواهان حق است
    وگر بي زر شود از پايه لق است!
    «خداجو» را هواي سيم و زر نيست
    بجز فكر خدا,فكر دگر نيست
    مرو هرگز ره ناپاك مردان
    ز ناپاكان هميشه رو بگردان
    اگر چه عيب باشد راستگويي!
    ولي خواهم جز اين،راهي نپويي
    اگر چه دزد،كارش روبراه است
    ولي دزدي بكيش من گناه است
    اگر دستت تهي شد،دل قوي دار
    براه رشوه خواران پاي مگذار
    نصيحت ميكنم تا زن نگيري
    تو اين قلاده بر گردن نگيري
    تو كه در خانه ي خود زن نداري
    خبر ازحال زار من نداري
    نميگويم كه مامان تو بد خوست
    اگر يك زن نكو باشد فقط اوست
    زن من بهترين زنهاي دهر است
    ولي با اينهمه،زن عين زهد است
    سهيلم،هوش خود را تيزتر كن
    زابليسان آدم رو حذر كن
    تو باما بعد از اينها خوبتر باش
    روان .... وجان پدر باش
    بود چشم اميد ما بدستت
    من و ....،فداي چشم مستت
    بعمر خويش باما با وفا باش
    به پيري هم عصاي دست ما باش
    دلم خواهد كه بينم شادكامت
    نشيند مرغ خوشبختي ببامت
    من از اول «سهيلت» نام كردم
    ترا باروشني همگام كردم
    خدا را از سر جان بندگي كن
    به نيروي خدا رخشندگي كن
    بيا و حرمت مارا نگهدار
    پس از ما هم «سهيلا» را نگهدار
    «سهيلا» خواهرت را رهبري كن
    به تيره راهها،روشنگري كن
    مده از دست،رسم مهرباني
    باو نيكي بكن تا ميتواني
    تو بايد رنج او باجان پذيري
    اگر از پا فبد،دستش بگيري
    پس از ما گر كسي خير ترا خواست-
    خدااول،پس از او هم «سهيلا» ست
    شما بايد كه با هم جمع باشيد
    به تيره راهها،چون شمع باشيد
    بهين چيزي كه شهد زندگانيست-
    فقط يك چيز. . آنهم مهربانيست
    پس از ما،يادگار ما،شماييد
    نشان از روزگار ما،شماييد
    دلم خواهد كه روي غم نه بينيد
    بجز آسودگي همدم نه بينيد
    شويد از جام عيش جاودان مست
    تو و او را به بينم دست در دست
    ***
    نصيحت هاي من پايان گرفته
    ولي طبعم ز لطفت جان گرفته
    دوباره گويمت اين پند در گوش
    مبادا گفته ام گردد فراموش؟
    مرنجان خواهر پاكيزه خو را
    زكف هرگز مده دامان او را
    «سهيلم» باش جانان «سهيلا»
    برو جان تو و جان «سهيلا»


    #14 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:24

  6. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    پسرم، اي " سروش " كوچك من!
    اي چراغ شبان تار پدر!
    تو يكي غنچه اي و من گل پير -
    تو شكفتي، ولي پدر پژمرد -
    خرمي رفت از بهار پدر.
    *****
    آمدي، تا پدر به خويش آيد
    نرم نرمك، ره سفر گيرد.
    مرغ نوپاي تازه پروازي
    آمدي تا كه مرغ خسته ي پير -
    زين قفس، جاودانه پر گيرد.
    *****
    " من " و " تو" چيست؟ هيچ مي داني؟
    معني واژه هاي: " بود " و " نبود "
    تو يكي برگ استواري و من -
    برگ لرزنده بر درخت وجود
    *****
    تو بهاري و من زمستانم
    آمدي تا كه من به خواب شوم
    من چو برفم، تو همچو خورشيدي
    پيش خورشيد، بايد آب شوم
    *****
    پسرم، اي " سروش " كوچك من
    تو بهاري و من زمستانم
    تو بدين باغ، پا نهادي و من -
    فصل بدرود گوي بستانم
    *****
    " غنچه " لبخند مي زند كه دگر
    باغ، جاي " گل كهن " نبود
    توئي آن نو دميده غنچه ي من
    با تو اين باغ، جاي من نبود
    *****
    " باغ " گفتم، ولي خطا گفتم
    عرصه ي ما " كوير" " باغ نما " ست
    " ماه " و " خورشيد" هم به ديده ي من -
    دو - سيه گنبد "چراغ نما"ست
    *****
    اگر اين عرصه، باغ و، گر راغ است
    ما كه رفتيم، بر تو ارزاني
    دارم اميد، زين سفر نكشي -
    همچو من، سالها پشيماني


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #15 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۹ در ساعت 23:20

  7. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  8. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض





    باز آمدم بپرسش حال تو اي اميد
    اي ....ي كه هر نفسم گفتگوي تست
    باز آمدم كه بوسه زنم برمزار تو
    اي ....ي كه هر نفسم گفتگوي تست
    ***
    باز آمدم كه شكوه كنم از غم فراق
    وز بانگ ناله، روح ترا با خبر كنم
    ....! غم تو همنفسم شد بجاي تو
    با اين غم بزرگ ، چه خاكي بسر كنم؟
    ***
    جان پسر فداي تو، اي .... عزيز
    كي داني از فراق ، چها بر پسر گذشت؟
    هر لحظه اي كه در غم مرگت ز ره رسيده
    با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت
    ***
    غمخانه است سينه ي من در فراق تو
    آنكس كه هست از غم من باخبر، خداست
    آگه نبودم از غم بي ....ي، ولي ـــ
    مرگت پيام داد كه: بي ....ي بلاست
    ***
    وقتي ز دست ما و نماند از براي ما
    غير از غمي ، شكسته ودلي، جان خسته اي
    تو مرغ جاودان بهشتي شدي ولي ـــ
    داند خدا كه پشت پسر را شكسته اي
    ***
    ....! بخواب خوش ، كه زيادم نميروي
    جانم فداي تو ، منزل مباركت
    .... بخواب ، كعبه ي من خاك كوي تست
    قربان خاك كوي تو ، منزل مباركت


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #16 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۹ در ساعت 23:21

  9. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  10. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    تو اي گمكرده راه زندگاني
    نداده فرق، پيري از جواني
    « تو پنداري جهاني غير از اين نيست ؟»
    « زمين و آسماني غير از اين نيست ؟»
    « چنان كرمي كه در سيبي نهان است »
    « زمين و آسمان او همانست »
    گمان داري جهان هست و خدا نيست ؟
    در اين كشتي اثر از ناخدا نيست
    رهت روشن، ولي چشم تو تاريك
    تو در بيراهه، اما راه، نزديك
    من و تو، قطره درياي جوديم
    من و تو، رهرو شط وجوديم .
    رسيم آنجا كه در آغاز بوديم .
    به نعمت بر سرير ناز بوديم
    ***
    ز دريا روزگاري ابر برخاست
    من ابرش گويم اما عين درياست .
    شتابان شد بهر سو چون سواران
    بهر جا قطره قطره ريخت باران
    ولي اين قطره ها چون درهم آميخت
    از اين پيوستگي رودي بر انگيخت
    من و تو قطره اي در چنگ روديم
    گهي بالا و گاهي در فروديم
    گهي بيني كه ره بر رود، تنگست
    بهر گامش بسي خارا و سنگ است .
    ولي اين رنج ره، پايان پذير است
    تو را دستي توانا، دستگير است .
    بدنبال سفرها منزلي هست
    زراعت هاي ما را حاصلي هست
    تو پنداري همين صحرا و دشتست ؟
    و اين رود دمان بي سر گذشتست ؟
    تو بيني رود را بر لب فغانهاست
    نداني كاين فغان از هجر درياست .
    چو بر دريا رسد آرام گيرد
    چو عاشق كز نگارش كام گيرد
    اگر در رنج و گر در پيچ و تابيم
    دوباره سوي دريا ميشتابيم


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #17 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۹ در ساعت 23:21

  11. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    اي خدا! اي رازدار بندگان شرمگينت
    اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي
    اي خدا! اي همنواي ناله ي پروردگانت
    زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي
    ***
    اشك، ميغلتد بمژگانم ز شرم روسياهي
    اي پناه بي پناهان! مو سپيد روسياه
    بر در بخشايشت اشك پشيماني فشانم
    تا بشويم شايد از اشك پشيماني گناهم
    ***
    واي بر من، با جهاني شرمساري كي توانم
    تا بدرگاهت بر آرم نيمه شب دست نيازي؟
    با چنين شرمندگيها، كي زدست من بر آيد
    تا بجويم چاره ي درد دلي از چاره سازي؟
    ***
    اي بسا شب، خواب نوشين، گرم ميغلتد بچشمم
    خواب ميبينم چو مرغي ميپرم در آسمانها
    پيكر آلوده ام را خواب شيرين ميربايد
    روح من در جستجوي ميپرد تا بيكرانها
    ***
    بر تن آلوده منگر، روح پاكم را نظر كن
    دوست دارم تا كنم در پيشگاهت بندگيها
    من بتو رو كرده ام، بر آستانت سر نهادم
    دوست دارم بندگي را با همه شرمندگيها
    ***
    مهربانا! با دلي بشكسته، رو سوي تو كردم
    رو كجا آرم اگر از درگهت گوئي جوابم؟
    بيكسم، در سايه ي مهر تو ميجويم پناهي
    از كجا يابم خدائي گر بكويت ره نيابم؟
    ***
    اي خدا! اي راز دار بندگان شرمگينت
    اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي
    اي خدا! اي همنواي ناله ي پروردگانت
    زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي


    #18 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۹ در ساعت 23:22

  12. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    هر جا كسي با خاطري خرم نشسته است
    در خنده هايش، پرده غم نشسته است
    اندوه هم در دل نماند جاودانه
    زيرا « غم و شادي » كنار هم نشسته است
    شايد نپايد، زانكه شادي چون چراغي
    در رهگذار صر صر ماتم نشسته است
    هر جا كه ديدم ـ در كنار « شادماني »
    «. اندوه » در جان بني آدم نشسته است


    #19 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۹ در ساعت 23:22

  13. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,791
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13013
    10,628
    سپاس از شما 14,216 بار در 4,178 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    آي ... انسان!
    اي سوار سركش مغرور!
    اي شتابان رهرو گمراه!
    اي بغفلت مانده ي خود خواه!
    هان..!عنان بركش سمند باد پايت را
    نيك بنگر گوشه اي از بيكران ملك خدايت را
    لحظه اي با چشم بينش كهكشان ها را تماشا كن
    چشم سر بربند-
    چشم دل بگشاي
    روشنان بيشمار آسمان ها را تماشا كن
    هر چه بالاتر پري اين آسمان را انتهايي نيست
    بيكران آفرينش رابجز جان آفرين فرمانروايي نيست
    جاده هاي كهكشان تابي نشان جزرد پايي نيست
    زير سقف آفرينش-
    صد هزاران جرم رخشان است كز چشم تو پنهان است
    اينهمه نقش عجب را نقشبندي هست بيمانند
    كوردل آنكس كه پندارد خدايي نيست
    آي... انسان!
    اي سوار سركش مغرور!
    گر بزير پا در آري «ماه» و «مريخ» و «ثريا» را
    كي توان با جسم خاكي رفت تا عرش خداوندي؟
    بارگاه حقتعالا را بجز يكتا پرستي رهنمايي نيست
    ***
    هر ستاره در دل شب ميزند فرياد:
    اين جهان آفرينش را خدايي هست
    در پس اين قدرت بي انتها قدرت نمايي هست
    بال خاكي بشكن و بال خدايي ساز كن اي رهرو گمراه
    تا به پيمايي فضاي بيكران كبريايي را
    ديو شهوت را بكش،پاي هوس بربند
    بنده شو اي سركش خودخواه
    تا بمرغ جان تو بخشند پرواز خدايي را
    خويش را گر نيك بشناسي-
    ميزني بر كهكشانها خيمه گاه پادشايي را
    ***
    آي... انسان!
    اينكه پنداري به اقبال طلا جاويد خواهي ماند
    گوش دل بر خاك نه تا بشنوي فرياد قارون را
    آن نگونبختي كه پردكرد از طلا صحرا وهامون را
    اينك اينك ميزند فرياد:
    جاي زر،صندوق چشمم خانه مار است
    سينه ام از خاك گورستان گرانبار است
    ***
    اي بغفلت مانده ي خودخواه!
    آيد آنروزي كه بيني بار و برگت نيست
    چاره جز تسليم در چنگال مرگت نيست
    آن زمان فرياد برداري:
    كاين طلاها غارتي از رنگ زرد دردمندانست
    اينهمه ياقوت آتش رنگ-
    آيتي از خون دلهاي پريشانست
    توده ي سيمين مرواريد-
    يادگار صد هزاران چشم گريانست
    ***
    آي... انسان!
    اي طلاها را خدا خوانده!
    اي بزر دلبسته،وز راه خدا مانده!-
    روزگاري ميرسد كز خاك بر خيزي
    از ره درماندگي خاك قيامت را بسر ريزي
    تا كه چشمت بر عذاب جاودان افتد-
    چون گراز زخم خورده،مضطرب هر سوي بگريزي
    ***
    بنگري چون پيش چشمت راست،صحراي قيامت را-
    بركشي از بيم كيفر،تلخ فرياد ندامت را:
    كاي خدا راه رهايي كو؟
    از چنين سوزنده آتش ها-
    سايبان از رحمت و لطف خدايي كو؟
    ناگهان آيد سروش از غيب:
    اي سيه روز سيه كردار!
    زرپرستان و ستمكاران بد آئين وبدخو را-
    دربساط عدل ما آسوده جاني نيست
    كيفر غولان مردم خوار-
    جز عذاب جاوداني نيست.
    آي... انسان!
    اي بسا شب مست خفتي در كنار كيسه هاي زر
    ليك دانستي ندانم يا ندانستي-
    سفره ي همسايه ي بيمار،بي نان بود
    جاي نان در پيش چشم كودكاني خرد-
    ناله بود و دردبودو چشم گريان بود
    ***
    آي... انسان! سركشي بس كن
    عقربكهايزمان در صد هزاران سال
    بر شمرده تك نفسهاي بسي فرعون و قارون را
    چشم ماه و ديده ي خورشيد-
    ديده بيرون از شماره،بازي گردنده گردون را
    ***
    ميبرد شط زمان مارا
    مهلت ديدار بيش از پنجروزي نيست
    دل منه بر شوكت دنيا
    اين عروس دلربا غير از عجوزي نيست
    اين طلايي را كه تو معبود ميخواني-
    جز بلاي خانه سوزي نيست
    ***
    روزو شب شط زمان جاريست
    آنچه ميماند از اين شط خروشان نيك كرداريست
    خاطري را شاد بايد كرد
    جاي سيم و زر دلي بايد بدست آورد
    آزمندي ها زبيماريست
    زر پرستي آتش اندوزيست
    رستگاري در سبكباريست


    #20 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۹ در ساعت 23:23

موضوع بسته شد
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1 2 3 4 ... آخرینآخرین

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 11 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی