کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی



آهنگسازی
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

موضوع: اشعار مهدی سهیلی

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض اشعار مهدی سهیلی



    خدایا بشکن این آیینه ها را
    که من از دیدن آیینه سیرم
    مرا روی خوشی از زندگی نیست
    ولی از زنده ماندن ناگزیرم

    از آن روزی که دانستم سخن چیست
    همه گفتند این دختر چه زشت است
    کدامین مرد او را می پسندد
    دریغا دختری بی سرنوشت است

    چو در آیینه بینم روی خود را
    در آید از درم غم با سپاهی
    سیه روزی نصیبم کردی اما
    نبخشیدی مرا چشم سیاهی

    به هر جا پا نهم از شومی بخت
    نگاه دلنوازی سوی من نیست
    از این دلها که بخشیدی به مردم
    یکی در حلقه گیسوی من نیست

    مرا دل هست اما دلبری نیست
    تنم دادی ولی جانم ندادی
    به من حال پریشان دادی اما
    سر زلف پریشانی ندادی

    به هر جا ماهرویان رخ نمودند
    نبردم توشه ای جز شرمساری
    خزیدم گوشه ای سر در گریبان
    به درگاه تو نالیدم به زاری

    چو رخ پوشم ز بزم خوبرویان
    همه گویند او مردم گریز است
    نمی دانند زین درد گرانبار
    فضای سینه من ناله خیز است

    به هرجا هم گنانم حلقه بستند
    نگینش دختری ناز آفرین بود
    ز شرم روی نا زیبا در آ جمع
    سر من لحظه ها بر آستین بود

    چو م ادر بیندم در خلوت غم
    ز راه مهربانی می نوازد
    ولی چشم غم آلودش گواه است
    که در اندوه دختر می گدازد

    به بام آفرینش جغد کورم
    که در ویرانه هم نا آشنایم
    نه آهنگی مرا تا نغمه خوانم
    نه روشن دیده ای تا پر گشایم

    خدایا بشکن این آیینه ها را
    که من از دیدن آیینه سیرم
    مرا روی خوشی از زندگی نیست
    ولی از زنده ماندن ناگزیرم

    خداوندا خطا گفتم ببخشای
    تو بر من سینه ای بی کینه دادی
    مرا همراه رویی ناخوشایند
    دلی روشن تر از آیینه دادی

    مرا صورت پرستان خوار دارند
    ولی سیرت پرستان می ستایند
    به بزم پاک جانان چون نهم پای
    در دل را به رویم می گشایند

    میان سیرت و صورت خدایا
    دل زیبا به از رخسار زیباست
    به پاس سیرت زیبا کریما
    دلم بر زشتی صورت شکیباست


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1



    و من مُردم ازین لحظه ...

    *** قوانین جامع سایت***
    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۱/۱۴ در ساعت 15:15

  2. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض



    دوست میدارم که با خویشان خود بیگانه باشم
    همدم عقلم چرا همصحبت دیوانه باشم
    دل به هر کس کی سپارم من در دلها مقیم
    تا نتوانم شمع مجلس شد چرا پروانه باشم
    آزمودم آشنایان را فغان از آشنایی
    آرزومندم که با هر آشنا بیگانه باشم
    مرغ خوشخوانم وگر در حلقه زاغان نشینم
    کی توانم لحظه ای در نغمه مستانه باشم
    مردمی گم شد میان آشنایان از تو پرسم
    با چنین نامردمان بیگانه باشم یا نباشم


    #2 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۲/۰۴ در ساعت 00:09

  5. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  6. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض



    زندگي يعني چه؟ يعني آرزو كم داشتن
    چون قناعت پيشگان روح مكرم داشتن
    جامهي زيبا بر اندام شرف آراستن
    غير لفظ آدمي معناي آدم داشتن
    قطره ي اشكي به شبهاي عبادت ريختن
    بر نگين گونه ها الماس شبنم داشتن
    نيمشب ها گردشي مستانه در باغ نياز
    پاكي عيسي گزيدن عطر مريم داشتن
    با صفاي دل ستردن اشك بي تاب يتيم
    در مقام كعبه چشمي هم به زمزم داشتن
    تا برآيد عطر مستي از دل جام نشاط
    در گلاب شادماني شربت غم داشتن
    مهتر رمز بزرگي در بشر داني كه چيست
    مردم محتاج را بر خود مقدم داشتن
    مهلت ما اندک است وعمر ما بسیار نیست
    در چنین فرصت مرا با زندگی پیکار نیست
    سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمر
    یار بسیار است اما مهلت دیدار نیست
    آب و رنگ زندگی زیباست در قصر خیال
    جلوه این نقش جز بر پرده ی پندار نیست
    با نسیم عشق باغ زندگی را تازه دار
    ورنه کار روزگار کهنه جز تکرار نیست


    #3 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۲/۳۱ در ساعت 23:39

  7. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض





    خداوندا به دلهای شکسته
    به تنهایان در غربت نشسته
    به مردانی که در سختی خموشند
    برای زندگانی، جان میفروشند
    همه کاشانه شان خالی زقوت است
    سخنهاشان نگاهی در سکوت است
    به طفلانی که نام آور ندارند
    سر حسرت به بالین میگذارند
    به آن< درمانده زن> کز غم جانکاه
    نهد فرزند خود را بر سر راه
    به آن جمعی که از سرما بخوابند
    ز <آه> جمع، <گرمی> میستانند
    به آن چشمی که از غم گریه خیز است
    به بیماری که با جان در ستیز است
    به دامانی که از هر عیب پاک است
    به هر کس از گناهان شرمناک است
    دلم را از گناهان ایمنی بخش
    به نور معرفتها روشنی بخش


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #4 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۲/۳۱ در ساعت 23:40

  8. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  9. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    « زندگي » زيباست، كو چشمي كه « زيبائي » به بيند ؟
    كو « دل آگاهي » كه در « هستي » دلارائي به بيند ؟
    صبحا « تاج طلا » را بر ستيغ كوه، يابد
    شب « گل الماس » را بر سقف مينائي به بيند
    ريخت ساقي باه هاي گونه گون در جام هستي
    غافل آنكو « سكر » را در باده پيمائي به بيند
    شكوه ها از بخت دارد « بي خدا » در « بيكسي ها »
    شادمان آنكو « خدا » را وقت « تنهائي » به بيند
    « زشت بينان » را بگو در « ديده » خود عيب جويند
    « زندگي » زيباست كو چشمي كه « زيبائي » به بيند ؟


    #5 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:13

  10. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    ديرينه سالهاست كه در ديدگاه من -
    شبهاي ماهتاب چو درياست آسمان
    وين تك ستاره هاي درخشان بيشمار -
    سيمين حبابهاست كه بر سطح آبهاست
    *****
    در ديدگاه من -
    اين ماه پرفروغ كه بيتاب مي رود
    سيمينه زورقيست كه بر آب مي رود
    رخشان شهابها كه پراكنده مي خزند -
    هستند ماهيان سبكخيز گرمپوي -
    كاندر پي شكار، شتابنده مي خزند.
    *****
    در ديدگاه من -
    درياست آسمان و ندارد كرانه اي
    جز بي نشانگي -
    از ساحلش نبوده خرد را نشانه اي
    گفتم شبي به خويش:
    اين آسمان پير -
    بحريست بيكرانه ولي چشم من مدام -
    دنبال ناخداست
    پس ناخدا كجاست؟
    در گوش من چكيد صدايي كه نرم گفت:
    درياست آسمان و در آن ناخدا "خداست"


    #6 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:14

  11. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    اين رشته هاي دوزخي استخوانگدازـــ
    پيچنده اژدهاست، عصب نيست در تنم
    در زير پتكهاي گرانبار زندگي ـــ
    چون رعد مي خروشم و فرياد مي زنم
    ژرفاي و هم خيز جهاني پر از هراس ـــ
    روز مرا ، سياه تر از شام كرده است
    دستي درون كالبد سخت جان من
    افعي نهاده است و عصب نام كرده است
    ***
    گيتي اگر بهشت بود ، من جهنمم
    فرياد از اين عصب كه بود اژدهاي من
    ضحاك عصر خويشم و گر نيك بنگري
    اعصاب زخم خورده من، مارهاي من
    ***
    طوفان خشم من چو بجنبد ز موج خيز ـــ
    ديگر با ياد مردم در يا نورد نيست
    آن لحظه اي كه شعله كشد برق خشم من
    هرگز به فكر خشك وتر وگرم و سرد، نيست
    ***
    سوزان و شعله خيز و توانسوز و بي امان
    خوئي كه گاه مي شود آتشفشان مراست
    هنگام خشم، كودك افعي گزيده ام
    تابم به جسم و آتش سوزان به جان مراست
    ***
    همچون بناي زلزله ديده،دقيقه ها ـــ
    ميلرزم و ز پرده دل مي كشم غريو
    از چشم من شراره جهد همچو اژدها
    در گيرو دار خشم، در آيم بشكل ديو
    ***
    گاهي ز دست خشم ، چو غرنده تندرم
    وين نعره هاي من فكند لرزه در سراي
    دردانه كودكم بزند داد: « وا امان!»
    بيچاره همسرم بكشد بانگ: « وا خداي!»
    ***
    فرياد ميكشم ز جگر همچو بانگ رعد
    گوش ساي، كر شود از نعره هاي من
    آنسان كه بمب ،لرزه به شهري برافكند
    لرزند شيشه ها ز طنين صداي من
    ***
    آن لحظه، هر كه بر رخ من بنگرد، ز بيم ـــ
    فرياد مي كشد كه:بشر نيست ، اژدهاست
    فرزند من بدامن .... برد پناه ـــ
    كاي .... ! اين پدر نبود، او بلاي ماست
    ***
    در اين نبرد كه شود خسته ديو خشم ـــ
    رو مي كند سپاه نامت بسوي من
    اهريمن غضب ، چو نهد روي در گريز
    پا مي نهد فرشته رحمت بكوي من
    ***
    آنگاه مي نشينم و شرمنده از گناه
    سر ميهنم به دامن خجلت ز كار خويش
    خواهم به دستياري چشمان اشكبار ـــ
    آبي زنم به چهره اندوه بار خوش.




    #7 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:15

  12. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    باز كن پنجره را، دختركم فصل بهار ست

    بكناري بزن اين پرده را غمگين دلازار

    باز كن پنجره را ـ

    تا زند دختر خورشيد، بر اين غمكده لبخند ـ

    تا وزد موج نسيمي بمن از دامن دربند

    تا دمد نور سپيدي بتو، از سينه البرز

    تا رسد عطر دلاويز گل از سوي دماوند

    باز كن پنجره را فصل بهار است

    باغ، بيدار شد از خواب دي و بهمن و اسفند

    ***

    دختر كوچك من فصل بهار است

    باز كن پنجره را ـ

    تا بدين كلبه رسد نغمه مرغان خوش آهنگ

    تا نسيمي بسر و زلف تو ريزد گل صد رنگ

    تا بخوانيم بهمراه كبوتر، غزل صبح

    تا برانيم بآواز قناري غم خود را زدل تنگ

    ***

    دخترم! فصل بهار است بر اين پنجره ها، پرده مياويز

    تا به بينيم بهر سو، گذر چلچله ها را

    دشت تا دشت درخت است و بر اندام درختان ـ

    جامه سبز بهارست

    جلگه تا جلگه ز گلهاي همه پر نقش و نگار است

    همه انگشت نهالان ـ
    چشم، تا كار كند غرق نگين هاي شكوفه است


    همه جا، دست زمين، لاله فروش است

    همه سو، موج هوا، عطر نثار است .

    ***

    باغ را بنگر و فواره الماس فشان را

    ارغوان ريخته بر دامن هر دشت

    دشت را بنگر و اين فرش زمردوش ياقوت نشان را

    ***

    دخترم! آينه را از سر اين طاقچه بردار

    كه در اين فصل دلاويز ـ

    همه جا آينه بندان بهار است

    يكطرف پيش رخت، آينه روشن مهتاب ـ

    يكطرف آينه چشمه رخشنده آرام ـ

    يكطرف آينه قدي سيمينه البرز ـ

    با چنين آينه بندان بهاري ـ

    هر طرف روي كني آينه خيز است ـ

    هر كجا پاي نهي آينه زار است

    ***

    شانه را دور بيفكن

    كه تو را گر نبود شانه، نه اندوه و نه بيم است

    بهترين شانه تو دست نسيم است

    ***

    دخترم! عطر چه خواهي ؟

    كه نسيم سحري عطر فروش است

    موج هر باد كه بر زلف تو پيچد ـ

    پيك خوشبوي بهارست و رباينده هوش است

    ***

    دخترم! باز كن از گردن خود رشته ...ر

    تا كه بانوي بهاران ز شكوفه ـ

    به سروشانه سيمين تو ...ر بفشاند

    يا برانگشت ظريف تو نگين از گل رنگين بنشاند

    ***

    هر چه زيبائي و زيباست در آغوش بهارست

    مرغكان بر سر هر شاخه گل، گرم سرودند ـ

    تازه گلها همه در باغچه آماده رقصند ـ

    خوشنوا چلچله ها، زمزمه گر، مست نشاطند ـ

    لك لكان صيحه كنان پيك درودند ـ

    سارها چرخ زنان در دل ابرند ـ

    گاه، چون موج خروشان، همه در اوج فرازند

    گاه، چون برگ درختان همه در قوس فرودند .

    ***

    باز كن پنجره را، دختركم فصل بهار ست

    بكناري بزن اين پرده را غمگين دلازار

    باز كن پنجره را ـ

    تا زند دختر خورشيد، بر اين غمكده لبخند ـ

    تا وزد موج نسيمي بمن از دامن دربند

    تا دمد نور سپيدي بتو، از سينه البرز

    تا رسد عطر دلاويز گل از سوي دماوند

    باز كن پنجره را فصل بهار است

    باغ، بيدار شد از خواب دي و بهمن و اسفند


    #8 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:16

  13. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    جواني ، داستاني بود
    پريشان داستان بي سرانجامي
    غم آگين غصه تلخي كه از يادش هراسانم
    به غفلت رفت از دستم، وزين غفلت پشيمانم
    ***
    جواني چون كبوتر بود و بودم يكي طفل كبوتر باز
    سرودي داشت آن مرغك ـــ
    كه از بانگ سرودش مست بودم، شادمان بودم
    به شوق نغمه مستانه او نغمه خوان بودم
    نوائي داشت
    حالي داشت
    گه بي گاه با طفل دلم قال و مقالي داشت
    ***
    جواني چو كبوتر بود و من بودم يكي طفلي كبوتر باز
    كه او را هر زمان با شوق ، آب و دانه اي ميدادم
    پرو بال لطيفش را بلبل ها شانه مي كردم
    و او را روي چشم و سينه خود لانه مي دادم
    ***
    ولي افسوس
    هزار افسوس
    يكي روز آن كبوتر از كفم پر زد
    ز پيشم همچنان تير شهابي، تند، بالا رفت
    ***
    به سو ي آسمانها رفت
    فغان كردم ـــ
    نگاهم را چنان صياد ـــ دنبالش روان كردم
    ولي اوكم كمك چون نقطه شد و ز ديده پنهان شد
    به خود گفتم كه :آن مرغك به سوي لانه مي آيد
    اميد رفته روزي عاقبت در خانه مي آيد
    ولي افسوس
    هزار افسوس!
    به عمري در رهش آويختم فانوس جشم را
    نيامد در برم مرغ سپيد من
    نشد گرم از سرودش خانه عشق و اميد من
    كنون دور از كبوتر ، لانه خالي، آسمان خاليست
    بسوي آسمان چون بنگرم تا كهكشان خاليست
    ***
    منم آن طفل ديروزين ـــ
    كه اينك در غم هم نغمه اي با چشم تو مانده
    درون آشيان ز آن همنواي گرم خو يك مشت « پر » مانده
    « پر او چيست داني؟ هاله ي موي سپيد من
    فضاي آشيان خاليست
    چه هست آن آشيان؟ ـــ
    ويران دلم ، ويرانه ي عشق و اميد من
    ***
    هزار افسوس!
    هزار اندوه!
    جواني رفت، شادي رفت ، روح و زندگاني رفت
    غم آمد، ماتم آمد دشمن عشق و اميد آمد
    پدر بگذشت، .... رفت، شور عشق از سر رفت
    سپاه پيري آمد ، هاله ي موي سپيد آمد
    ***
    كنون من مانده ام تنها
    ز شهر دل گريزان، رهنورد هربيابانم
    سراپا حيرتم، درمانده ام، همرنگ اندوهم
    چنان گمكرده فرزندي
    به صحراي غريبي، بي كسي ، هم صحبت كوهم
    ***
    صدا سر ميدهم در كوه:
    كجائيد اي جواني، شادماني، كامرانيها؟!
    جواب آيد به صد اندوه:
    كجائيد اي جواني، شادماني، كامرانيها...؟!


    #9 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:16

  14. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,415
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12807
    10,570
    سپاس از شما 13,983 بار در 4,034 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    افسرده ، بي پناه ، پريشانحال
    افتاده ام به گوشه ي تنهائي
    من يكطرف نشسته ام و غمها
    ايستاده اند گرم و صف آرائي
    ***
    در بزم گرم زندگيم، بيگاه
    سنگي فتاد و ساغر من بشكست
    طفلم رميد و همسر من بگريخت
    دستي رسيد و رشته ما بگسست
    ***
    عمري قرار زندگيم بودند
    رفتند و هيچ صبر و قرارم نيست
    خواهم ز چنگ حادثه بگريزم
    ايواي من كه پاي فرارم نيست
    ***
    كو خنده هاي كودك دلبندم؟
    آن گر مخوي نغمه سرايم كو؟
    آنكس كه كودكانه گه بيگاه ـــ
    ميگفت قصه ها ز برايم كو؟
    ***
    ايواي از شكنجه هاي تنهائي
    كو همسرم؟ كجاست هماغوشم؟
    فرزند من كجاست كه با شادي ـــ
    بالا رود ز دست و سر و دوشم؟
    ***
    خاموش مانده خانه من امشب
    در آن خروش و همهمه بر پا نيست
    دلبند كودكم كه دلم ميبرد ـــ
    آرام جان خسته «. بابا » نيست
    ***
    اي تك ستاره هاي شب تارم
    اي اشكها! ز ديده فرو ريزيد
    اي لحظه هاي غم زده! بنشينيد
    اي ديوهاي حادثه! بر خيزيد
    ***
    در اين شب سياه غم آلوده
    من هستم و سكوت غم انگيزي
    وز اين سياه چال ،نصيبم نيست ـــ
    جز واي واي شوم شباويزي.


    #10 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ در ساعت 18:17

موضوع بسته شد
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 8 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی