کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
صفحه 14 از 18 نخستنخست ... 4 12 13 14 15 16 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 180

موضوع: اشعار فریدون مشیری

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض





    در قرنهای دور
    در بستر نوازش یک ساحل غریب
    زیر حباب سبز صنوبرها
    همراه با ترنم خواب آور نسیم
    از بوسه ای پر عطش آب و آفتاب
    در لحظه ای که
    شاید
    یک مستی مقدس
    یک جذبه
    یک خلوص
    خورشید و خاک و آب و نسیم و درخت را
    در بر گرفته بود
    موجود ناشناخته ای درضمیر آب
    یا روی دامن خزه ای در لعاب برگ
    یا در شکاف سنگی
    در عمق چشمه ای
    از عالمی که هیچ نشان در جهان نداشت
    پا در جهان گذاشت
    فرزند آفتاب و زمین و نسیم و آب
    یک ذره بود اما
    جان بود نبض بود نفس بود
    قلبش به خون سبز طبیعت نمی تپید
    نبضش به خون سرخ تر از لاله می جهید
    فرزند آفتاب و زمین و نسیم و آب
    در قرنهای دور
    افراشت روی خاک لووای حیات را
    تا قرنهای بعد
    آرد به زیر
    پر همه کائنات را
    آن مستی مقدس
    آن لحظه های پر شده از جذبه های پاک
    آن اوج آن خلوص
    هنگام آفرینش یک شعر
    در من هزار مرتبه تکرار می شود
    ذرات جان من
    در بستر تخیل تا افق
    آن سوی کائنات
    زیر حباب روشن احساس
    از جام ناشناخته ای مست می شوند
    دست خیال من
    انبوه واژه های شناور را در بیکرانه ها پیوند می دهد
    آنگاه شعر من
    از مشرق محبت
    چون تاج آفتابپدیدار می شود
    این است شعر من
    با خون تابناک تر از صبح
    با تار و پود پاکتر از آب
    این است کودک من و هرگز نگویمش
    در قرنهای بعد
    چنین و چنان شود
    باشد طنین تپش های جان او
    با جان دردمندی همداستان شود


    #131 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:26

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض




    شب از سماجت گرما
    تن از حرارت می
    لب از شکایت یکریز تشنگی پر بود
    میان تاریکی
    نسیم گرمی با من نفس نفس می زد
    و هردو با هم دنبال آب
    میگشتیم
    و در سیاهی سیال خلوت دهلیز
    نهیب ظلمت ما را دوباره پس می زد
    هجوم باد دری را به سمت مطبخ بست
    و هرم وحشت ما رابه سوی ایوان راند
    میان ایوان چشمم به آب و ماه افتاد
    که آب جان را پیغام زندگی می داد
    و ماه شب را از روی شهر می تاراند
    به روی خوب تو می
    نوشم ای شکفته به مهر
    چون روزنی به رهایی همیشه روشن باش
    سیاهکاران را هان ای سپید سار بلند
    چون تیغ صبح به هر جا همیشه دشمن باش


    #132 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:27

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض





    نفس می زند موج

    نفس می زند موج
    ساحل نمی گیردش دست
    پس می زند موج
    فغانی به فریاد رس می زند موج
    من آن رانده مانده بی شکیبم
    که راهم به فریاد رس بسته
    دست فغانم شکسته
    زمین زیر پایم تهی می کند جای
    زمان در کنارم عبث می زند موج
    نه در من غزل می زند بال
    مه در دل هوس می زند موج
    رها کن رها کن
    که این شعله خرد چندان نپاید
    یکی برق سوزنده باید
    کزین تنگنا ره گشاید
    کران تا کران خار و خس م یزند موج
    گر ایننغمه این دانه اشک
    درین خاک رویید و بالید و بشکفت
    پس از مرگ بلبل ببینید
    چه خوش بوی گل در قفس می زند موج


    #133 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:28

  5. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض






    در زلال لاجوردین سحرگاهی
    پیش از آنی که شوند از خواب خوش بیدار
    مرغ یا ماهی
    من در ایوان سرای خویشتن
    تشنه کامی خسته را مانم درست
    جان به در برده ز صحراهای وهم آلود خواب
    تن برون آورده از چنگ هیولاهای شب
    دور مانده قرن ها و قرن ها از آفتاب
    پیش چشمم آسمان : دریای ...ربار
    از شراب زندگی بخشنده ای سرشار
    دستها را می گشایم می گشایم بیشتر
    آسمان را چون قدح در دست می گیرم
    و آن زلال
    ناب را سر می کشم
    سر می کشم تا قطره آخر
    می شوم از روشنی سیراب
    نور اینک در رگهای من جاری است
    آه اگر فریادم از این خانه تا کوی و گذر می رفت
    بانگ برمی داشتم
    ای خفتگان هنگام بیداری است


    #134 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:29

  6. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض





    هزار سال به سوی تو آمدم

    افسوس
    هنوز دوری دور از من ای امید محال
    هنوز دوری آه از همیشه دورتری
    همیشه اما در من کسی نوید دهد
    که می
    رسم به تو
    شاید هزارسال دگر
    صدای قلب ترا
    پشت آن حصار بلند
    همیشه می شنوم
    همیشه سوی تو می آیم
    همیشه در راهم
    همیشه می خواهم
    همیشه با توام ای جان
    همیشه با من باش
    همیشه اما
    هرگز مباش چشم به راه
    همیشه پای بسی آرزو رسیده
    به سنگ
    همیشه خون کسی ریخته است بر درگاه


    #135 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:29

  7. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض




    ای همه گلهای از سرما کبود
    خنده هاتان را که از لب ها ربود
    مهر هرگز این چنین غمگین نتافت
    باغ هرگز این چنین تنها نبود
    تاجهای نازتان بر سر شکست
    باد وحشی چنگ زد بر سینه تان
    صبح می خندد خود آرایی کنید
    اشک های یخ زده آیینه تان
    رنگ عطر آویزتان بر باد رفت
    عطر رنگ آمیزتان نابود شد
    زندگی در لای رگها تان فسرد
    آتش رخساره هاتان دود شد
    روزگاری شام غمگین خزان
    خوشتر از صبح بهارم مینمود
    این زمان حال
    شما حال من است
    ای همه گلهای از سرما کبود
    روزگاری چشم پوشیدم ز خواب
    تا بخوانم قصه مهتاب را
    این زمان دور از ملامتهای ماه
    چشم می بندم که جویم خواب را
    روزگاری یک تبسم یک نگاه
    خوشتر از گرمای صد آغوش بود
    این زمان بر هر که دل بستم دریغ
    آتش آغوش او خاموش
    بود
    روزگاری هستیم را می نواخت
    آفتاب عش شورانگیز من
    این زمان خاموش و خالی مانده است
    سینه لز لارزو لبریز من
    تاج عشقم عاقبت بر سر شکست
    خنده ام را اشک غم از لب ریود
    زندگی در لای رگهایم فسرد
    ای همه گلهای رگهایم فسرد
    ای همه گلهای از سرما کبود


    #136 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:30

  8. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض




    چو آفتاب در آی از درم شراب بنوش
    شراب شبنم جان را چو آفتاب بنوش
    چراغ میکده دیوان حافظ است بیا
    شبی به خلوت رندان و شعر ناب بنوش
    زمانه جام گلاب
    ترا گل آب کند
    بیا شراب بیامیز و با گلاب بنوش
    چو گل به چشمه خورشید رو کن ای دریا
    نه تلخ کاسه وارونه حباب بنوش
    به گریه گفتمش از بوسه ای دریغ مدار
    به خنده گفت که این باده را به خواب بنوش


    #137 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:31

  9. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    چرا از مرگ می ترسید
    چرزا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
    چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید
    مپندارید بوم نا امیدی باز
    به بام
    خاطر من می کند پرواز
    مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است
    مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است
    مگر می این چراغ بزم جان مستی نمی آرد
    مگر افیون افسونکار
    نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد
    مگر این می پرستی ها و مستی ها
    برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست
    مگر دنبال آرامش نمی گردید
    چرا از مرگ می ترسید
    کجا آرامشی از مرگ خوشتر کس تواند دید
    می و افیون فریبی تیزبال و تند پروازند
    اگر درمان اندوهند
    خماری جانگزا دارند
    نمی بخشند جان خسته را آرامش جاوید
    خوش آن مستی که هوشیاری نمی بیند
    چرا از مرگ می ترسید
    چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید
    بهشت جاودان آن جاست
    جهان آنجا و جان آنجاست
    گران خواب ابد در بستر گلوی مرگ مهربان آنجاست
    سکوت جاودانی پاسدار شهر خاموشی است
    همه ذرات هستی محو در رویای بی رنگ فراموشی است
    تنه فریادی نه آهنگی نه آوایی
    نه دیروزی نه
    امروزی نه فردایی
    جهان آرام و جان آرام
    زمان در خواب بی فرجام
    خوش آن خوابی که بیداری نمی بیند
    سر از بالین اندوه گران خویش بردارید
    در این دوران که آزادگی نام و نشانی نیست
    در این دوران که هر جا هر که را زر در ترازو زور در بازوست
    جهان را دست این ننامردم صدرنگ
    بسپارید
    که کام از یکدیگر گیرند و خون یکدیگر ریزند
    درین غوغا فرومانند و غوغا ها برانگیزند
    سر از بالین اندوه گران خویش بردارید
    همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید
    چرا آغوش گرم مرگ را فاسانه می دانید
    چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
    چرا از مرگ می ترسید




    #138 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:32

  10. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض




    هان ای پدر پیر که امروز
    می نالی ازین درد روانسوز
    علم پدر آموخته بودی
    واندم که خبردار شدی سوخته بودی
    افسرد تن و جان تو در خدمت دولت
    قاموس شرف بودی
    و ناموس فضیلت
    وین هردو شد از بهر تو اسباب مذلت
    چل سال غم و رنج ببین با تو چه ها کرد
    دولت رمق و روح ترا از تو جدا کرد
    چل سال ترا برده انگشت نما کرد
    آنگاه چنین خسته و آزرد ه رها کرد
    از .... بیچاره من یاد کن امروز
    هی جامه قبا کرد
    خون خورد و گرو داد و غذا کرد و
    دواکرد
    جان بر سر این کار فدا کرد
    هان ای پدر پیر
    کو آن تن و آن روح سلامت
    کو آن قد و قامت
    فریاد کشد روح تو فریاد ندامت
    علم پدر آموخته بودی
    واندم که خبر دار شدی سوخته بودی
    از چشم تو آن نور کجا رفت
    آن خاطر پر شور کجا رفت
    میراث پدر هم سر این کارها
    رفت
    وان شعله که بر جان شما رفت
    دودش همه در دیده ما رفت
    امروز تو ماندی و همین درد روانسوز
    نفرین نکند سود به استاد بدآموز
    چل سال اگر خدمت بقال نمودی
    امروز به این رنج گرفتار نبودی
    هان ای پدر پیر
    چل سال در این مهلکه راندی
    عمری به تماشا و تحمل گذراندی
    دیدی همه ناپاکی و خود پاک بماندی
    آوخ که مرا نیز بدین ورطه کشاندی
    علم پدر آموخته ام من
    چون او همه در دام بلا سوخته ام من
    چون او همه اندوه و غم اندوخته ام من
    ای کودک من مال بیندوز
    وان علم که گفتند میاموز






    #139 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:33

  11. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان پرتاب به سوی مدرسه قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,106
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13095
    10,661
    سپاس از شما 14,316 بار در 4,224 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز
    بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
    آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
    پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
    خورشید
    از آن دور از آن قله پر برف
    آغوش کند باز همه مهر همه ناز
    سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من
    از لانه برون آمده دارد سر پرواز
    پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست
    پرواز به آنجا که سرود است و سرور است
    آنجا که سراپای تو در روشنی صبح
    رویای شرابی است که در جام بلور
    است
    آنجا که سحر گونه گلگون تو در خواب
    از بوسه خورشید چون برگ گل ناز است
    آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد
    چشمم به تماشا و تمنای تو باز است
    من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
    راه دل خود را نتوانم که نپویم
    هر صبح در آیینه جادویی خورشید
    چون می نگرم او
    همه من من همه اویم
    او روشنی و گرمی بازار وجود است
    درسینه من نیز دلی گرم تر از اوست
    او یک سر آسوده به بالین ...ادست
    من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست
    ما هر دو در این صبح طربناک بهاری
    از خلوت و خاموشی شب پا به فراریم
    ما هر دو در آغوش پر از مهر طبیعت
    با دیده
    جان محو تماشای بهاریم
    ما آتش افتاده به نیزار ملالیم
    ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم
    بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید
    بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم




    #140 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۲۴ در ساعت 11:33

موضوع بسته شد
صفحه 14 از 18 نخستنخست ... 4 12 13 14 15 16 ... آخرینآخرین

جستجو شده ها

كلبه اي خواهم ساخت دورازين شهر

تا این لحظه 20 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی