کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 7 8 9
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 85 , از مجموع 85

موضوع: اشعار هاتف اصفهانی

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,579
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض

    کرده.ام از کوی یار بیهده عزم سفر
    خار ملامت به پا خاک ندامت به سر
    از کف خود رایگان دامن امن و امان
    داده و بنهاده.ام ره سوی خوف و خطر
    خود به عبث اختیار کرده.ام از روزگار
    فرقت یار و دیار محنت و رنج سفر
    چون سفها خویش را بی.سبب افکنده.ام
    از غرفات جنان در درکات سقر
    همنفسان وطن جمع به هر انجمن
    وز غم دوری من غرقه به خون جگر
    من هم از ایشان جدا، بلبلیم بینوا
    دور ز هم آشیان برده سری زیر پر
    رهسپر غربتم لیک بود قسمتم
    چشم تر و کام خشک از سفر بحر و بر
    با تعب گرم و سرد صیف و شتا، رهنورد
    ساخته گاهی به برد سوخته گاهی ز حر
    گاه ز تف سموم گرم چنان مرز و بوم
    کاهن گردد چو موم در کف هر پنجه.ور
    گاه بدان گونه سرد کز دم قتال برد
    ز آتش آهنگران موم نبیند اثر
    چون بگشایم ز هم دیده به هر صبحدم
    هاویه.سان آیدم بادیه.ای در نظر
    آب در آن قیرگون خاک مخمر به خون
    فتنه در آن رهنمون مرگ در آن راهبر
    دیو و دد آنجا به جوش، وحش و سبع در خروش
    من چو سباع و وحوش طفره.زن و رهسپر
    شب چو به آرامگاه رو نهم از رنج راه
    بستر و بالین من این حجر است آن مدر
    طاق رواقم سحاب شمع وثاقم شهاب
    فوج ذئاب و کلاب هم نفسم تا سحر
    همدم من مور و مار دام و ددم در کنار
    دیو ز من در فرار، غول ز من در حذر
    گاه ز هجران یار گاه به یاد دیار
    با مژهٔ اشکبار تا سحرم در سهر
    بهر من غمزده هر شب و روز آمده
    پارهٔ دل مائده لخت جگر ماحضر
    یار من دلفگار آدمیی دیوسار
    دیدن آن نابکار بر رگ جان نیشتر
    صحبت او جانگزا ریت او غم.فزا
    آلت ضر چون حدیه مایه شر چون شرر
    چون بشرش روی و تن لیک گر آن اهرمن
    هست بشر من نیم ز امت خیرالبشر
    این همه گردیده.ام رنج سفر دیده.ام
    کافرم ار دیده.ام ثانی آن جانور
    روز و شب اینم قرین روز چنان شب چنین
    زشتی طالع ببین شومی اختر نگر
    مملکت بی.شمار شهر بسی و دیار
    دیدم و نگشوده بار از همه کردم گذر
    ور به دیاری شدم جلوه ده یار خویش
    آینه دادم به کور نغمه سرودم به کر
    راغب کالای من مشتریان بس ولی
    حنظل و صبرم دهد قیمت قند و شکر
    دل دو سه روزی کشید جانب کاشان و دید
    جنت و خلدی در آن جنتیان را مقر
    روضه.ای از خرمی در همه گیتی مثل
    مردمش از مردمی در همه عالم سمر
    اهل وی الحق تمام زادهٔ پشت کرام
    کز همه.شان باد شاد روح نیا و پدر
    مایل مهر و وفا طالب صدق و صفا
    خوش سخن و خوش لقا، خوش صور خوش سیر
    با دو سه یار قدیم روز کی آنجا شدیم
    از رخ هم گرد شوی وز دل هم زنگ بر
    نیمه شبی ناگهان آه از آن شب فغان
    ساخت به یک لحظه.اش زلزله زیر و زبر
    رعشه گرفت آنچنان خاک که از هول آن
    یافت تن آسمان فالج و اختر خدر
    بس گل رعنا که شب در بر عیش و طرب
    خفت و سحر در کشید خاک سیاهش به بر
    بس گهر تابناک گشت نهان زیر خاک
    بی.خبر و کس نیافت دیگر از آنها خبر
    منزلشان سرنگون گشت و بر ایشان کنون
    نیست بجز زاغ و بوم ماتمی و نوحه.گر
    دوش که در کنج غم با همه درد و الم
    تا سحرم بود باز دیدهٔ اختر شمر
    گاه حکایت گذار پایم از آسیب خار
    گاه شکایت کنان زانویم از بار سر
    گاه به فکرت که هست تا کی ازین بخت بد
    شب ز شبم تیره.تر روز ز روزم بتر
    گاه به حیرت که چرخ چون اسرا تا به کی
    می.بردم کو به کو می.کشدم در به در
    ناگهم آمد فرا پیری فرخ.لقا
    خاک رهش عقل را آمده کحل بصر
    پیر نه بدر دجی بدر نه شمس ضحی
    شمس نه نور خدا چون خضر اندر خضر
    عقل نخست از کمال صبح دوم از جمال
    عرش برین از جلال چرخ کهن از کبر
    گفت که ای وز کجا؟ گفتم از اهل وفا
    گفت چه داری بیار گفتمش اینک هنر
    خنده.زنان گفت خیز و یحک از اینجا گریز
    هی منشین الفرار گفتمش این.المفر
    گفت روان می.شتاب تا در دولت جناب
    گفتمش آنجا کجاست گفت زهی بی.خبر
    درگه شاه زمان سده فخر جهان
    صفدر عالی تبار سرور والاگهر
    وارث دیهیم و گاه دولت و دین را پناه
    شاه ملایک سپاه خسرو انجم حشر
    جامع فضل و کرم صاحب سیف و قلم
    زینت تیغ و علم زیب کلاه و کمر
    مهر مکارم شعاع، ماه مناقب فروغ
    بحر معالی گهر ابر لالی مطر
    خسرو بهمن حسام بهمن رستم غلام
    رستم کسری شکوه کسری جمشید فر
    آید ازو چون میان قصهٔ تیغ و سنان
    نامهٔ رستم مخوان نام تهمتن مبر
    ای ز تو خرم جهان چون ز صبا گلستان
    ای به تو گیتی جوان چون شجر از برگ و بر
    روضهٔ اجلال را قد تو سرکش نهال
    دوحهٔ اقبال را روی تو شیرین ثمر
    پایهٔ گاه تو را دوش فلک تکیه گاه
    جامهٔ جاه تو را اطلس چرخ آستر
    با کف زور آورت کوه گران سنگ، کاه
    با دل در پرورت بحر جهان یک شمر
    روز کمان کز کمین خیزد گردون به کین
    وز دل آهن شرار شعله کشد بی حجر
    هم ز خروش و فغان پاره شود گوش چرخ
    هم ز غبار و دخان تیره شود چشم خور
    فتنه ز یکسو زند صیحه که جان.ها مباح
    چرخ ز یکسو کشد نعره که خون.ها هدر
    تیغ.زن خاوری رخش فلک زیر ران
    گم کند از بیم جان جادهٔ باختر
    یازی چون دست و پا سوی عنان و رکیب
    رخش گهرپوش زیر، چتر مرصع زبر
    تیغ یمانی به دست ناچخ هندی به دوش
    مغفر رومی به فرق جوشن چینی به بر
    هم به عنانت دوان دولت و اقبال و بخت
    هم به رکابت روان نصرت و فتح و ظفر
    خصم تو هر جا کشد ناله این المناص
    از همه جا بشنود زمزمهٔ لاوزر
    آتش رمحت کند مزرع آمال، خشک
    آب حیاتت کند مرتع آجال، تر
    تا به توالی زند صبح بر این سبز خنک
    از خم چوگان سیم لطمه بر آن گوی زر
    باد سر دشمنان در سم یک ران تو
    از خم چوگان تو گوی صفت لطمه خور


    #81 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۱۲ در ساعت 19:30

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,579
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض




    رو ای باد صبا ای پیک مشتاقان سوی گلشن
    عبیرآمیز گردان جیب و عنبربیز کن دامن
    نخست از گرد کلفت پیکر سیمین روحانی
    مصفا ساز در گلشن به آب چشمهٔ روشن
    به نازک تن بپوش آنگه حریر از لالهٔ حمرا
    به روی یکدگر چون شاهد گل هفت پیراهن
    ز رنگین لاله.ها گلگون قصب درپوش بر پیکر
    ز گلگون غنچه.ها رنگین حلی بر بند بر گردن
    گلاب تازه بر اندام ریز از شیشهٔ نرگس
    عبیر تر به پیراهن فشان از حقهٔ سوسن
    چو رعنا شاهدان سیمبر، دامن کشان بگذر
    به طرف جویبار و صحن باغ و ساحت گلشن
    به نرمی غنچهٔ سیرآب را از دل گره بگشا
    به همواری گل شاداب را از رخ نقاب افکن
    به هر گلشن گلی بینی کزو بوی وفا آید
    نشانش اینکه نالد بلبل زاریش پیرامن
    بچین از شاخسار و جیب و دامن پرکن و بنشین
    به روی سبزهٔ نورسته زیر چتر نسترون
    به طرزی خوب و دلکش دسته.ها بربند از آن گلها
    چو نقاشان شیرین کار و طراحان صاحب فن
    میان دست.های گل اگر بینی خسی برکش
    کنار برگ.های گل اگر خاری بود برکن
    به کف برگیر آن گل دسته.ها را و خرامان شو
    ببر آن دسته.های گل به رسم ارمغان از من
    به عالی محفل دارای جم شوکت هدایت خان
    که تاج سروری بر سر نهادش قادر ذوالمن
    سرافرازی که تا پیرایه بندد بر کلاه او
    صدف از ابر نیسانی به ...ر گردد آبستن
    جهان بخشی که چون در جنبش آید بحر احسانش
    به کشتی خلق پیمایند ...ر نه به سنگ و من
    جوانبختی که چون در بارش آید ابر انعامش
    شود هر خوشه.چین بینوا دارای صد خرمن
    درم ریزد دو دستش صبح و شام و ...ر افشاند
    یکی چون باد فروردین دگر چون ابر در بهمن
    نشیند چون به ایوان با نگین و خامه و دفتر
    برآید چون به میدان با سنان و مغفر و جوشن
    هم از رشک بنانش سرکند پیر سپهر افغان
    هم از بیم سنانش برکشد شیر فلک شیون
    به چاه قهر او صد بیژن است و دست لطف او
    ز قعر چاه غم بیرون کشد هر روز صد بیژن
    در آن میدان که از گرد سواران گلشن گیتی
    به چشم کینه.اندیشان نماید تیره چون گلخن
    گه از درماندگی زخمی اعانت خواهد از بسمل
    گه از بیچارگی دشمن حمایت جوید از دشمن
    امل در گریه هر جانب گذارد در هزیمت پا
    اجل در خنده از هر سو برون آرد سر از مکمن
    به فر و شوکت و اقبال و حشمت چون گذارد پا
    چو خورشید جهان.آرا فراز نیلگون توسن
    به دستی تیغ چون آب و به دستی رمح چون آتش
    به سر بر مغفری از زر ببر خفتانی از آهن
    به رمح و گرز و تیر و تیغ در دشت نبرد آید
    پلنگ.آویز و اژدربند و پیل.انداز و شیراوژن
    سر دشمن به زیر پالهنگ آرد چنان آسان
    که چابک دست خیاطی کشاند رشته در سوزن
    زهی از درک اقصی پایهٔ جاهت خرد قاصر
    ز احصاء فزون از حد کمالاتت زبان الکن
    زمام خلق عالم گر به کف دارد چه فخر او را
    نمی.نازد به چوپانی شبان وادی ایمن
    ادیب فکرت آن داناست کاطفال دبستانش
    ز فرط زیرکی خوانند چرخ پیر را کودن
    گشاید نفحهٔ جانبخش لطفت بوی بهرامج
    زداید لمعهٔ جانسوز قهرت زنگ بهرامن
    فروزد شمع اقبالت به نور خویشتن آری
    چراغ مهر عالم.تاب مستغنی است از روغن
    عجب نبود اگر در عهد جود و دور انعامت
    تهی ماند از گهر دریا و خالی شد در از معدن
    کف جود تو در دامان خلق افشاند هر ...ر
    که دریا داشت در گنجینه یا کان داشت در مخزن
    فلک مشاطهٔ رخسار جاه توست از آن دایم
    گهی گلگونه ساید در صدف گه سرمه در هاون
    جهاندارا خدیوا کامکارا روزگاری شد
    که بیزد خاک غم بر فرق من این کهنه پرویزن
    بدانسان روزگارم تیره دارد گردش گردون
    که روز و شب نمی.تابند مهر و ما هم از روزن
    چنان سست است بازارم که می.کاهد خریدارم
    جوی از قیمت من گر فروشندم به یک ارزن
    رسد بر جان و تن هر دم ز دونان و ز نادانان
    در آن بازارم آزاری که نتوان شرح آن دادن
    همانا مبدی پیرم کز آتشخانهٔ برزین
    فتادستم میان جرگهٔ اطفال در برزن
    کهن اوراق مصحف را چه حرمت در بر آنان
    که روبند از پر جبریل خاک پای اهریمن
    غرض از گردش گردون و دور اختران دارم
    شکایت.ها که شرح آن ز هاتف نیست مستحسن
    شکایت خاصه از بی.مهری گردون ملال آرد
    سخن کوته که از هر داستانی اختصار احسن
    الا تا مهر و ماه و اختران در محفل گردون
    همی ریزند صاف و درد می در جام مرد و زن
    به بزمت ماه.پیکر ساقیان پیوسته در گردش
    به قصرت مهرپرور شاهدان هموار زانوزن
    همه خوشبوی و عشرت.جوی و شیرین.گوی و شکرلب
    همه گلروی و سنبل.موی و سوسن.بوی و نسرین.تن


    #82 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۱۲ در ساعت 19:30

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,579
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض




    دارم از آسمان زنگاری
    زخمها بر دل و همه کاری
    با من اکنون فلک در آن حد است
    از جگرخواری و دل.آزاری
    که به او جان دهم به آسانی
    او ستاند ز من به دشواری
    گفتم از جور چرخ ناهموار
    شاید ار وا رهم به همواری
    نرم شد استخوانم و نکشید
    چرخ پای از درشت رفتاری
    گفتم ار بخت خفته خواهد رفت
    هم زبونی و هم نگونساری
    صور دوم بلند گشت و نکرد
    ز اولین خواب میل بیداری
    دوش چون رو نهاد خسرو زنگ
    سوی این بوستان زنگاری
    شب چنان تیره شد که وام گرفت
    گویی از روزگار من تاری
    سوی خلوت سرای طبع شدم
    یابم از غم مگر سبک.باری
    دیدم آن خانه را ز ویرانی
    جغد دارد هوای معماری
    غم در آنجا مجاور و شادی
    گذر آنجا نکرده پنداری
    نوعروسان بکر افکارم
    همه در دلبری و دلداری
    غیرت گلرخان یغمایی
    رشگ مه.طلعتان فرخاری
    در زوایای آن نشسته غمین
    مهر بر لب ز نغز گفتاری
    کرده اندر دهان ضواحکشان
    لبشان را ز خنده مسماری
    غمزه.شان را نه شوق خونریزی
    طره.شان را نه میل طراری
    زلف مشکینشان برافشانده
    گرد بر چهره.های گلناری
    سر و برشان ز گردش ایام
    از حلی عاطل از حلل عاری
    همه خندان به طنز گفتندم
    خوی شرم از جبینشان جاری
    چه فتادت که نام ما نبری
    چه شد آخر که یاد ما ناری
    شکر کز دام عشق آزادی
    جستی و رستی از گرفتاری
    نیست گر نغز دلبری که در آن
    داستان.های نغز بگذاری
    ور کریمی نه سربلند و جواد
    که به مدحش سری فرود آری
    خود ز ارباب طبع و فضل و هنر
    نیست یک تن در این زمان باری
    که به او تا جمال بنمائی
    از رخ ما نقاب برداری
    سرد هنگامه.ای که یوسف را
    نکند هیچکس خریداری
    گفتم ای شاهدان گل رخسار
    که نبینید زرد رخساری
    نیست ز اهل هنر کسی کامروز
    به شما باشدش سزاواری
    جز صباحی که در سخن او راست
    رتبهٔ سروری و سالاری
    چاکر اوست جان خاقانی
    بنده او روان مختاری
    به گهر ز انوری بود انور
    آری این نوری است و آن ناری
    نیست موسی و معجز قلمش
    کرده باطل رسوم سحاری
    نیست عیسی و گشته از نفسش
    روح در قالب سخن ساری
    سخنش دارویی که می.بخشد
    گاه مستی و گاه هشیاری
    ای به خلق لطیف وخوی جمیل
    مظهر لطف حضرت باری
    از زبان و دل تو ...رناب
    ریزد و خیزد این و آن آری
    بحر عمان و ابر نیسانند
    در گهرزایی و گهرباری
    ابلق سرکش سخن داده
    زیر ران تو تن به رهواری
    لب گشودی زدند عطاران
    مهر بر نافه.های تاتاری
    باد هر جا برد ز کوی تو خاک
    بگشاید دکان عطاری
    آفرین بر بنان و خامهٔ تو
    که از آنها چها پدید آری
    چار انگشت نی تعالی.الله
    به دو انگشت خود نگهداری
    در یکی لحظه بر یکی صفحه
    صد هزاران نگار بنگاری
    ای وفاپیشه یار دیرینه
    که فزون باد با منت یاری
    گر ز گردون شکایتی کردم
    از جگرریشی و دل.افکاری
    نه ز کم.ظرفی است و کم.تابی
    نه ز بی.برگی است و بی.باری
    در حق هاتف این گمان نبری
    این سخن را فسانه نشماری
    خون دل می.چکد ازین نامه
    گر به دست اندکی بیفشاری
    کرده جا بر دلم چو مرکز تنگ
    گردش این محیط پرگاری
    درد و داغی کزوست بر دل من
    شرح آن کی توان ز بسیاری
    یکی از دردهای من این است
    که سپهرم ز واژگون.کاری
    داده شغل طبابت و زین کار
    چاکران مراست بیزاری
    من که عار آیدم ز جالینوس
    کندم گر به خانه پاکاری
    فلک انباز کرده ناچارم
    با فرومایگان بازاری
    رسد از طعنشان به من گاهی
    دل خراشی کهن جگرخواری
    اف بر آن سرزمین که طعنه زند
    زاغ دشتی به کبک کهساری
    من و این شغل دون و آن شرکا
    با همه ساختم به ناچاری
    چیست سودم ازین عمل دانی
    از عزیزان تحمل خواری
    در مرض خواجگان ز من خواهند
    هم مداوا و هم پرستاری
    صد ره از غصه من شوم بیمار
    تا یکی.شان رهد ز بیماری
    چون شفا یافت به که باز او را
    چشم پوشی و مرده انگاری
    که گمان داشت کز تنزل دهر
    کار عیسی رسد به بیطاری
    هم ز بیطارش نباشد سود
    جز پهین خران پرواری
    تا زند خنده برق نیسانی
    تا کند گریه ابر آزاری
    دوستانت به خنده و شادی
    دشمنانت به گریه و زاری





    #83 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۱۲ در ساعت 19:31

  5. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,579
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض




    خار بدرودن به مژگان خاره فرسودن به دست
    سنگ خاییدن به دندان کوه ببریدن به چنگ
    لعب با دنبال عقرب بوسه بر دندان مار
    پنجه با چنگال ضیغم غوص در کام نهنگ
    از سر پستان شیر شرزه دوشیدن حلیب
    وز بن دندان مار گرزه نوشیدن شرنگ
    نره غولی روز بر گردن کشیدن خیرخیر
    پیره.زالی در بغل شب بر گرفتن تنگ.تنگ
    از شراب و بنگ روز جمعه در ماه صیام
    شیخ را بالای منبر ساختن مست و ملنگ
    تشنه کام و پا برهنه در تموز و سنگلاخ
    ره بریدن بی عصا فرسنگ.ها با پای لنگ
    طعمه بگرفتن به خشم از کام شیر گرسنه
    صید بگرفتن به قهر از پنجهٔ غضبان پلنگ
    نقش.ها بستن شگرف از کلک مه بر آب تند
    نقب.ها کردن پدید از خار تر در خاره سنگ
    روزگار رفته را بر گردن افکندن کمند
    عمر باقیمانده را بر پا نهادن پالهنگ
    یار را ز افسون به کوی هاتف آوردن به صلح
    غیر را با یار از نیرنگ افکندن به جنگ
    صد ره آسانتر بود بر من که در بزم لئام
    باده نوشم سرخ و زرد و جامه پوشم رنگ رنگ
    چرخ گرد از هستی من گر برآرد گو برآر
    دور بادا دور از دامان نامم گرد ننگ


    #84 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۱۲ در ساعت 19:32

  6. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,579
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض






    امیر داد گستر خان عادل
    دلیر عدل پرور شاهرخ خان
    خدیو کامران کز یاری بخت
    نپچید آسمانش سر ز فرمان
    برای قطع نخل هستی خصم
    تبرزینی به دستش داد دوران
    تبرزین نه کلید فتح و نصرت
    تبرزین نه نشان شوکت و شان
    تبرزین نه رگ ابری شرر بار
    که انگیزد ز خون خصم طوفان
    تبرزین نه عقابی صیدپیشه
    که قوت اوست مغز اهل عدوان
    کسی کو گیردش بر کف نماند
    چو موسی و ید بیضا و ثعبان
    ز آسیبش پریشان باد دایم
    سر دشمن چو گوی از ضرب چوگان


    #85 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۱۲ در ساعت 19:32

موضوع بسته شد
صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 7 8 9

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 8 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی