کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
صفحه 2 از 6 نخستنخست 1 2 3 4 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 58

موضوع: اشعار نیما یوشیج

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    در دامن این مخوف جنگل
    و این قله که سر به چرخ سوده است
    اینجاست که .... من زار
    گهواره ی من نهاده بوده است
    اینجاست ظهور طالع نحس
    کامد طفلی زبون به دنیا
    بیهوده بپرورید ....
    عشق آمد و در وی آشیان ساخت
    بیچاره شد او ز پای تا سر
    دل داد ندا بدو که : برخیز
    اینجاست که من به ره فتادم
    بودم با بره ها همآغوش
    ابر و گل و کوه پیش چشمم
    آوازه ی زنگ گله در گوش
    با ناله ی آبها هماهنگ
    اینجا همه جاست خانه ی من
    جای دل پر فسانه ی من
    این شوم و زبون دلم که گم کرد
    از شومیش آشیانه ی من
    اینجاست نشان بچگی ها
    هیچم نرود ز یاد کانجا
    پیره زنگی رفیق خانه
    می گفت برای من همه شب
    نقلی به پسند بچگانه
    تا دیده ی من به خواب می رفت
    خیزید می از میانه ی خواب
    هر روز سپیده دم بدانگاه
    که گله ی گوسفند ما بود
    جنبیده ز جا فتاده بر راه
    بزغاله ز پیش و بره از پی
    من سر ز دواج کرده بیرون
    دو دیده برابر روی صحرا
    که توده شد چو پیکر کوه
    حلقه زده همچو موج دریا
    از پیش رمه بلند می شد
    دو گوش به بانگ نای چوپان
    و آن زنگ بز بزرگ گله
    آواز پرندگان کوچک
    و آن خوب خروسک محله
    کز لانه برون همه پریدند
    وز معرکه ی چنین هیاهو
    من خرم و خوش ز جای جسته
    فارغ زدی و ز رنج فردا
    از کشمکش زمانه رسته
    لب پر ز تبسم رضایت
    دل پر ز خیال وقت بازی
    ناگاه شنیدمی صدایی
    این نعره ی بچه های ده بود
    های های رفیق جان کجایی
    ما منتظریم از پس در
    من هیچ نخورده ، کف زننده
    بر سر نه کله نه کفش بر پای
    یکتای به پر سفید جامه
    زنگوله به دست جسته از جای
    از خانه به کوه می دویدیم
    .... می گفت : بچه آرام
    می کرد پدر به من تبسم
    من زلف فشانده شعر خوانان
    در دامن ابر می شدم گم
    دنیا چو ستاره می درخشید
    اینجاست که عشق آمد و ساخت
    از حلقه ی بچه ها مرا دور
    خنده بگریخت از لب من
    دل ماند ز انبساط مهجور
    دیده به فراق ، قطره ها ریخت
    ای عشق ،.امید ، آرزوها
    خسته نشوید در دل من
    تا چند به آشیانه ماندن
    دیدید چه ها ز حاصل من
    که ترک مرا دگر نگویید ؟
    ای دور نشاط بچگی ها
    برقی که به سرعتی سرآ’ی
    ای طالع نحس من مگر تو
    مرگی که به ناگهان درایی
    ایام گذشته ام کجایی ؟
    باز ای که از نخست گردید
    تقدیر تو بر سرم نوشته
    بوسم رخ روز و گیسوی شب
    کز جنس تواند ای گذشته
    هر لحظه ز زلف تو است تاری
    از عمر هر آنچه بود با من
    نزد تو به رایگان سپردم
    ای نادره یادگار عشقا
    مردم ز بر تو دل نبردم
    تا باغم خود ترا سرشتم
    باز ای چنان مرا بیفشار
    تا خواب ز دیده ام ربایی
    امید دهی به روزگاری
    کز تو نبود مرا جدایی
    بازآ که غم است طالب غم


    #11 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:23

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    سوی شهر آمد آن زن انگاس
    سیر کردن گرفت از چپ و راست
    دید ایینه ای فتاده به خاک
    گفت : حقا که ...ری یکتاست
    به تماشا چو برگرفت و بدید
    عکس خود را ، فکند و پوزش خواست
    که : ببخشید خواهرم ! به خدا
    من ندانستم این ...ر ز شماست
    ما همان روستازنیم درست
    ساده بین ،.ساده فهم بی کم و کاست
    که در ایینه ی جهان بر ما
    از همه ناشناس تر ، خود ماست


    #12 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:24

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    بز ملا حسن مسئله گو
    چو به ده از رمه می کردی رو
    داشت همواره به همره پس افت
    تا سوی خانه ،. ز بزها ، دو سه جفت
    بز همسایه ،.بز مردم ده
    همه پر شیر و همه نافع و مفت
    شاد ملا پی دوشیدنشان
    جستی از جای و به تحسین می گفت
    مرحبا بز بزک زیرک من
    که کند سود من افزون به نهفت
    روزی آمد ز قصا بز گم شد
    بز ملا به سوی مردم شد
    جست ملا ،. کسل و سرگردان
    همه ده ، خانه ی این خانه ی آن
    زیر هر چاله و هر دهلیزی
    کنج هر بیشه ،.به هر کوهستان
    دید هر چیز و بز خویش ندید
    سخت آشفت و به خود عهد کنان
    گفت : اگر یافتم این بد ...ر
    کنمش خُرد سراسر استخوان
    ناگهان دید فراز کمری
    بز خود را از پی بوته چری
    رفت و بستش به رسن ،.زد به عصا
    بی مروت بز بی شرم و حیا
    این همه آب و علف دادن من
    عاقبت از توام این بود جزا
    که خورد شیر تو را مردم ده ؟
    بزک افتاد و بر او داد ندا
    شیر صد روز بزان دگر
    شیر یک روز مرا نیست بها ؟
    یا مخور حق کسی کز تو جداست
    یا بخور با دگران آنچه تراست





    #13 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:24

  5. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    سود گرت هست گرانی مکن
    خیره سری با دل و جانی مکن
    آن گل صحرا به غمزه شکفت
    صورت خود در بن خاری نهفت
    صبح همی باخت به مهرش نظر
    ابر همی ریخت به پایش گهر
    باد ندانسته همی با شتاب
    ناله زدی تا که براید ز خواب
    شیفته پروانه بر او می پرید
    دوستیش ز دل و جان می خرید
    بلبل آشفته پی روی وی
    راهی همی جست ز هر سوی وی
    وان گل خودخواه خود آراسته
    با همه ی حسن به پیراسته
    زان همه دل بسته ی خاطر پریش
    هیچ ندیدی به جز از رنگ خویش
    شیفتگانش ز برون در فغان
    او شده سرگرم خود اندر نهان
    جای خود از ناز بفرسوده بود
    لیک بسی بیره و بیهوده بود
    فر و برازندگی گل تمام
    بود به رخساره ی خوبش جرام
    نقش به از آن رخ برتافته
    سنگ به از ...رنایافته
    گل که چنین سنگدلی برگزید
    عاقبت از کار ندانی چه دید
    سودنکرده ز جوانی خویش
    خسته ز سودای نهانی خویش
    آن همه رونق به شبی در شکست
    تلخی ایام به جایش نشست
    از بن آن خار که بودش مقر
    خوب چو پژمرد برآورد سر
    دید بسی شیفته ی نغمه خوان
    رقص کنان رهسپر و شادمان
    از بر وی یکسره رفتند شاد
    راست بماننده ی آن تندباد
    خاطر گل ز آتش حسرت بسوخت
    ز آن که یکی دیده بدو برندوخت
    هر که چو گل جانب دل ها شکست
    چون که بپژمرد به غم برنشست
    دست بزد از سر حسرت به دست
    کانچه به کف داشت ز کف داده است
    چون گل خودبین ز سر بیهشی
    دوست مدار این همه عاشق کشی
    یک نفس از خویشتن آزاد باش
    خاطری آور به کف و شاد باش


    #14 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:26

  6. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    صبح چو انوار سرافکنده زد
    گل به دم باد وزان خنده زد
    چهره برافروخت چو اختر به دشت
    وز در دل ها به فسون می گذشت
    ز آنچه به هر جای به غمزه ربود
    بار نخستین دل پروانه بود
    راه سپارنده ی بالا و پست
    بست پر و بال و به گل بر نشست
    گاه مکیدیش لب سرخ رنگ
    گاه کشیدیش به بر تنگ تنگ
    نیز گهی بی خود و بی سر شدی
    بال گشادی به هوا بر شدی
    در دل این حادثه ناگه به دشت
    سرزده زنبوری از آنجا گذشت
    تیزپری ،. تندروی ،زرد چهر
    باخته با گلشن تابنده مهر
    آمد و از ره بر گل جا کشید
    کار دو خواهنده به دعوا کشید
    زین به جدل خست پر و بال ها
    زان همه بسترد خط و خال ها
    تا که رسید از سر ره بلبلی
    سوختهای ، خسته ی روی گلی
    بر سر شاخی به ترنم نشست
    قصه ی دل را به سر نغمه بست
    لیک رهی از همه ناخوانده بیش
    دید هیاهوی رقیبان خویش
    یک دو نفس تیره و خاموش ماند
    خیره نگه کرد و همه گوش ماند
    خنده ی بیهوده ی گل چون بدید
    از دل سوزنده صفیری کشید
    جست ز شاخ و به هم آویختند
    چند تنه بر سر گل ریختند
    مدعیان کینه ور و گل پرست
    چرخ بدادند بی پا و دست
    تا ز سه دشمن یکی از جا گریخت
    و آن دگری را پر پر نقش ریخت
    و آن گل عاشق کش همواره مست
    بست لب از خنده و در هم شکست
    طالب مطلوب چو بسیار شد
    چند تنی کشته و بیمار شد
    طالب مطلوب چو بسیار شد
    چند تنی کشته و بیمار شد
    پس چو به تحقیق یکی بنگری
    نیست جز این عاقبت دلبری
    در خم این پرده ز بالا و پست
    مفسده گر هست ز روی گل است
    گل که سر رونق هر معرکه است
    مایه ی خونین دلی و مهلکه است
    کار گل این است و به ظاهر خوش است
    لیک به باطن دم آدم کش است
    گر به جهان صورت زیبا نبود
    تلخی ایام ،. مهیا نبود


    #15 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:26

  7. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض

    آن گل زودرس چو چشم گشود
    به لب رودخانه تنها بود
    گفت دهقان سالخورده که:
    حیف که چنین یکه بر شکفتی زود
    لب گشادی کنون بدین هنگام
    که ز تو خاطری نیابد سود
    گل زیبای من ولی مشکن
    کور نشناسد از سفید کبود
    نشود کم ز من بدو گل گفت
    نه به بی موقع آمدم پی جود
    کم شود از کسی که خفت و به راه
    دیر جنبید و رخ به من ننمود
    آن که نشناخت قدر وقت درست
    زیرا این طاس لاجورد چه جست ؟


    #16 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:27

  8. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    سحر هنگام، کاین مرغ طلایی
    نهان کرده ست پرهای زر افشان.
    طلا در گنج خود می کوبد، اما
    نه پیدا در سراسر چشم مردم.
    من آن زیبا نگارین را نشسته در پس دیوار های نیلی شب
    در این راه درخشان می شناسم.
    می آید در کنار ساحل خاموش به حرف رهگذران می دهد گوش.
    نشسته در میان زورق زرین
    برای آن که از من دل رباید.
    مرا در جای می پاید.
    می آید چون پرنده
    سبک نزدیک می آید.
    می آید گیسوان آویخته گون
    ز گرد عارض مه ریخته خون.
    می آید خنده اش بر لب شکفته
    بهاری می نمایاند به پایان زمستان.
    می آید بر سر چله کمان بسته.
    ولی چون دید من را می رود، در، تند می بندد
    ....
    نشسته سایه ای در ساحل تنها،
    نگار من به او از دور می خندد.


    #17 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:27

  9. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
    یک نفر در آب دارد می سپارد جان.
    یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
    روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
    آن زمان که مست هستید از خیال دست یاییدن به دشمن
    آن زمان که پیش خود بی هوده پندارید
    که گرفت استید دست ناتوانی را
    تا توانایی بهتر را پدید آرید.
    آن زمانی که تنگ می بندید
    بر کمر هاتان کمر بند
    در چه هنگامی بگویم من؟
    یک نفر در آب دارد می کند بی هوده جان، قربان!
    آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
    نان به سفره، جامه تان بر تن؛
    یک نفر در آب می خواند شما را.
    موج سنگین را به دست خسته می کوبد
    باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
    سایه هاتان را ز راه دور دیده.
    آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابی اش افزون
    می کند زین آب، بیرون
    گاه سر، گه پا
    آی آدم ها!

    او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید
    می زند فریاد و امید کمک دارد.
    آی آدم ها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
    موج می کوبد به روی ساحل خاموش
    پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش.
    می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می آید:
    «آی آدم ها».
    و صدای باد هر دم دل گزاتر
    و در صدای باد بانگ او رهاتر
    از میان آب های دور و نزدیک
    باز در گوش این ندا ها:
    «آی آدم ها»...




    #18 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:28

  10. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    یادم از روزی سیه می آید و جای نموری
    در میان جنگل بسیار دوری.
    آخر فصل زمستان بود و یک سر هر کجا در زیر باران.
    مثل این که هر چه کز کرده به جایی
    بر نمی آید صدایی.
    صف بیاراییده از هر سو تمشک تیغ دار و دور کرده
    جای دنجی را.
    یاد آن روز صفا بخشان!
    مثل اینکه کنده بودندم تن از هر چیز
    می شدم از روی این بام سیه
    سوی آن خلوت گل آویز،
    تا گذارم گوشه ای از قلب خود را اندر آنجا
    تا از آن جا گوشه ای از دلربای خلوت غمناک روزی را
    آورم با خویش.
    آه! می گویند چون بگذشت روزی
    بگذرد هر چیز با آن روز.
    باز می گویند خوابی هست کار زندگانی
    ز آن نباید یاد کردن
    خاطر خود را
    بی سبب ناشاد کردن.
    بر خلاف یاوه مردم
    پیش چشم من ولیکن
    نگذرد چیزی بدون سوز
    می کشم تصویر آن را
    یاد می آرم از آن روز!




    #19 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:29

  11. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    ماه می.تابد، رود است آرام،
    بر سر شاخة «اوجا»، «تیرنگ»
    دم بیاویخته، در خواب فرورفته، ولی در «آیش»
    کار شب پا نه هنوز است تمام.
    * * *
    می.دمد گاه به شاخ
    گاه می.کوبد بر طبل به چوب،
    وندر آن تیرگی وحشتزا،
    نه صدایی است به جز این، کز اوست
    هول غالب، همه چیزی مغلوب.
    می.رود دوکی، این هیکل اوست.
    می.رمد سایه.ای، این است گُراز.
    خواب.آلوده، به چشمان خسته،
    هر دمی با خود می.گوید باز:
    «چه شب موذی و گرمیّ و دراز
    تازه مرده ست زنم،
    گرْسِنه مانده دو تایی بچه.هام،
    نیست در «کپّه»ی ما مشت برنج،
    بکنم با چه زبانشان آرام؟»
    باز می.کوبد او بر سر طبل،
    در هوایی به مِه اندود شده،
    گرد مهتاب بر آن بنشسته،
    وز همه رهگذر جنگل و روی آیش
    می.پرد پشّه و پشّه ست که دسته بسته.
    مثل این است که با کوفتن طبل و دمیدن در شاخ
    می.دهد وحشت و سنگینی شب را تسکین.
    هر چه، در دیدة او ناهنجار،
    هر چهاش در بر، سخت و سنگین.
    لیک فکریش به سر می.گذرد،
    همچو مرغی که بگیرد پرواز،
    هوس دانه.اش از جا برده،
    می.دهد سوی بچه.هاش آواز.
    مثل این است به او می.گویند:
    «بچّه.های تو دو تایی ناخوش،
    دست در دست تب و گرسِنگی داده به جا می.سوزند.
    آن دو بی .... و تنها شده.اند،
    مرد!
    برو آنجا به سراغ آنها
    در کجا خوابیده،
    به کجا یا شده.اند...»
    چّة «بینجگر» از زخم پشه
    بر نی آرامیده،
    پس از آنی که ز بس .... را
    یاد آورده به دل، خوابیده. پاک و پاک سوزد آنجا «کـَلِه سی»
    بوی از پیه می.آید به دماغ.
    در دل در هم و بر هم شده، مَه
    کورسویی ست ز یک مرده چراغ.
    هست جولان پشه،
    هست پرواز ضعیف شبتاب.
    چه شب موذیی و طولانی!
    نیست از هیچ.کسی آوایی.
    مرده و افسرده همه چیز که هست،
    نیست دیگر خبر از دنیایی.
    ده از او دور و کسی گر آنجاست،
    همچو او زندگیش می.گذرد:
    خود او در آیش
    و زن او به «نِپار»ی تنهاست.
    «آی دالنگ! دالنگ!» صدا می.زند او
    سگ خود را به بر خود. دالنگ!
    می.زند دور صدایش خوکی
    می.جهد، گویی از سنگ به سنگ،
    یا به تابندگیِ چشمش همچون دو گل آتش سرخ،
    یک درنده ست که می.پاید و کرده ست درنگ.
    نه کسیّ و نه سگی همدم او
    بینجگر بی ثمر آنجا تنها
    چون دگر همکاران.
    تن او لخت و «شماله» در دست.
    می.رود، بازمی.آید، چه بس افتاده به بیم،
    دودناکی به شب وحشتزا
    می.کند هیکل او را ترسیم.
    طبل می.کوبد و در شاخ دمان
    به سوی راه دگر می.گذرد.
    مرده در گور گرفته ست تکان، پنداری،
    جَسته یا زنده.ای از زندگی خود که شما ساخته.اید.
    نفرت و بیزاری،
    می.گریزد این دم
    که به گوری بتپد
    یا در امّیدی
    می.رود تا که دگر باز بجوید هستی.
    «چه شب موذی و گرمیّ و سمج،
    بچّگانم ز ره خواب نگشتند بدر.
    چه قدَر شب.ها می.گفتمشان:
    خواب، شیطانزدگان! لیک امشب
    خواب هستند. یقین میدانند
    خسته مانده ست پدر،
    بس که او رفته و بس آمده، در پاهایش
    قوّتی نیست دگر.»
    دالنگ، دالنگ، گرْسِنه سگ او هم در خواب.
    هر چه خوابیده، همه چیز آرام،
    می.چمد از «پَلَمـ»ی خوک به «لَم»
    برنمی.خیزد یک تن به جز او
    که به کار است و نه کار است تمام.
    پشّه.اش می.مکد از خون تن لخت و سیاه
    تا دم صبح صدا می.زند او.
    دم که فکرش شده سوی دیگر
    گردن خود، تن خود خارد و در وحشت دل افکند او.
    می.کند بار دگر دورش از موضع کار،
    فکرتِ زادة مهر پدری،
    او که تا صبح به چشم بیدار،
    بینج باید پاید تا حاصل آن
    بخورد در دل راحت دگری.
    باز می.گوید:
    «مرده زن من،
    بچه.ها گرْسِنه هستند مرا
    بروم بینمشان روی دمی.
    خوک.ها گوی بیایند و کنند
    همه این آیش ویران به چرا.»
    چه شب موذی و سنگین! آری
    همچنان است که او می.گوید.
    سایه در حاشیة جنگل باریک و مهیب
    مانده آتش خاموش،
    بچّه.ها بی.حرکت با تن یخ،
    هر دو تا دست به هم خوابیده،
    برده.شان خواب ابد لیک از هوش.
    هر دو با عالم دیگر دارند
    بستگی در این دم،
    وارهیده ز بد و خوبْ سراسر کم و بیش.
    نگهِ رفتة چشم آنها
    با درون شب گرم
    زمزمه می.کند از قصّة یک ساعت پیش.
    تن آنها به پدر می.گوید:
    بچّه.هایت مرده.ند.
    پدر! امّا برگرد،
    خوک.ها آمده.اند،
    بینج را خورده.ند...»
    چه کند گر برود یا نرود؟
    دم که با ماتم خود می.گردد،
    می.رود شب پا، آن گونه که گویی به خیال
    می.رود او، نه به پا.
    کرده در راه گلو بغض گره،
    هر چه می.گردد با او از جا.
    هر چه... هر چیز که هست از بر او.
    همچنان گوری دنیاش می.آید در چشم
    و آسمان سنگ لحد بر سر او.
    هیچ طوری نشده، باز شب است،
    همچنان کاوّل شب، رود آرام،
    می.رسد ناله.ای از جنگل دور،
    جا که می.سوزد دلمرده چراغ،
    کار هر چیز تمام است، بریده ست دوام،
    لیک در آیش
    کار شب پا نه هنوز است تمام.


    #20 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۸/۰۱ در ساعت 19:29

موضوع بسته شد
صفحه 2 از 6 نخستنخست 1 2 3 4 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. حل مشکل فریز شدن محصولات Ample Sound در کیوبیس و نیوئندو
    توسط Solo در انجمن درخواستها و مشکلات VSTi
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۰۹/۲۴, 15:53
  2. اموزش تصویری ریوایر کردن ریزن داخل کیوبیس(زبان اصلی)
    توسط Owais.S در انجمن آموزشهای ریزن (Reason)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۰۸/۰۲, 17:31
  3. پوستر کیوبیس ، تقدیم به تمامی کیوبسیهای عزیز
    توسط Saeid Baran در انجمن گرافیک سایت کیوبیس
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۳, 01:45
  4. پوستر کیوبیس ، تقدیم به تمامی کیوبسیهای عزیز
    توسط Saeid Baran در انجمن گرافیک سایت کیوبیس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۲, 02:14
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۲۷, 21:29

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 8 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست