کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

+ پاسخ به موضوع
صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 9 10 11 12 13 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 128

موضوع: اشعار سهراب سپهری

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    می تازی ، همزاد عصیان !
    به شکار ستاره ها رهسپاری ،
    دستانت از درخشش تیر و کمان سرشار.
    اینجا که من هستم
    آسمان ، خوشه کهکشان می آویزد،
    کو چشمی آرزومند؟
    با ترس و شیفتگی ، در برکه فیروزه گون، گل های سپید می کنی
    و هر آن، به مار سیاهی می نگری، گلچین بی تاب!
    و اینجا - افسانه نمی گویم-
    نیش مار ، نوشابه گل ارمغان آورد.
    بیداری ات را جادو می زند،
    سیب باغ ترا پنجه دیوی می رباید.
    و -قصه نمی پردازم-
    در باغستان من ، شاخه بارور خم می شود،
    بی نیازی دست ها پاسخ می دهد.
    در بیشه تو، آهو سر می کشد ، به صدایی می رمد.
    در جنگل من ، از درندگی نام و نشان نیست .
    در سایه - آفتاب دیارت قصه خیر و شر می شنوی.
    من شکفتن را می شنوم.
    و جویبار از آن سوی زمان می گذرد.
    تو در راهیی.
    من رسیده ام.
    اندوهی در چشمانت نشست، رهرو نازک دل!
    میان ما راه درازی نیست: لرزش یک برگ.


    #101 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۳ در ساعت 01:52

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    سر برداشتم:
    زنبوری در خیالم پر زد
    یا جنبش ابری خوابم را شکافت ؟
    در بیداری سهمناک
    آهنگی دریا-نوسان شنیدم، به شکوه لب بستگی یک ریگ
    و از کنار زمان برخاستم.
    هنگام بزرگ
    بر لبانم خاموشی نشانده بود.
    در خورشید چمن ها خزنده ای دیده گشود:
    چشمانش بیکرانی برکه را نوشید.
    بازی ، سایه پروازش را به زمین کشید
    و کبوتری در بارش آفتاب به رویا بود.
    پهنه چشمانم جولانگاه تو باد، چشم انداز بزرگ!
    در این جوش شگفت انگیز، کو قطره وهم؟
    بال ها ، سایه پرواز را گم کرده اند.
    گلبرگ ، سنگینی زنبور را انتظار می کشد.
    به طراوت خاک دست می کشم،
    نمناکی چندشی بر انگشتانم نمی نشیند.
    به آب روان نزدیک می شوم،
    نا پیدایی دو کرانه را زمزمه می کند.
    رمزها چون انار ترک خورده نیمه شکفته اند.
    جوانه شور مرا دریاب، نورسته زود آشنا!
    درود ، ای لحظه شفاف! در بیکران تو زنبوری پر می زند.


    #102 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۳ در ساعت 01:52

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    کوهساران مرا پر کن، ای طنین فراموشی!
    نفرین به زیبایی- آب تاریک خروشان - که هست مرا
    فرو پیچد و برد!
    تو ناگهان زیبا هستی. اندامت گردابی است.
    موج تو اقلیم مرا گرفت.
    ترا یافتم، آسمان ها را پی بردم.
    ترا یافتم، درها را گشودم، شاخه را خواندم.
    افتاده باد آن برگ، که به آهنگ وزش هایت نلرزد!
    مژگان تو لرزید: رویا در هم شد.
    تپیدی: شیره گل بگردش آمد.
    بیدار شدی: جهان سر برداشت، جوی از جا جهید.
    براه افتادی: سیم جاده غرق نوا شد.
    در کف تست رشته دگرگونی.
    از بیم زیبایی می گریزم، و چه بیهوده: فضا را گرفته ای.
    یادت جهان را پر غم می کند، و فراموشی کیمیاست.
    در غم گداختم، ای بزرگ، ای تابان!
    سر برزن، شب زیست را در هم ریز، ستاره دیگر خاک!
    جلوه ای، ای برون از دید!
    از بیکران تو می ترسم ، ای دوست! موج نوازشی.


    #103 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۳ در ساعت 01:53

  5. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض

    باغ باران خورده می نوشید نور .
    لرزشی در سبزه های تر دوید:
    او به باغ آمد ، درونش تابناک ،
    سایه اش در زیر و بم ها ناپدید.
    شاخه خم می شد به راهش مست بار ،
    او فراتر از جهان برگ و بر.
    باغ ، سرشار از تراوش های سبز،
    او ، درونش سبز تر ، سرشارتر.
    در سر راهش درختی جان گرفت
    میوه اش همزاد همرنگ هراس.
    پرتویی افتاد در پنهان او :
    دیده بود آن را به خوابی ناشناس.
    در جنون چیدن از خود دور شد.
    دست او لرزید ، ترسید از درخت.
    شور چیدن ترس را از ریشه کند:
    دست آمد ، میوه را چید از درخت.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #104 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت 12:25

  6. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  7. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض






    بام را برافکن ، و بتاب ، که خرمن تیرگی اینجاست.
    بشتاب ، درها را بشکن ، وهم را دو نیمه کن ، که منم
    هسته این بار سیاه.
    اندوه مرا بچین ، که رسیده است.
    دیری است، که خویش را رنجانده ایم ، و روزن آشتی بسته است.
    مرا بدان سو بر، به صخره برتر من رسان ، که جدا مانده ام.
    به سرچشمه ناب هایم بردی ، نگین آرامش گم کردم ، و گریه سر دادم.
    فرسوده راهم ، چادری کو میان شعله و با ، دور از همهمه خوابستان ؟
    و مبادا ترس آشفته شود ، که آبشخور جاندار من است.
    و مبادا غم فرو ریزد، که بلند آسمانه زیبای من است.
    صدا بزن ، تا هستی بپا خیزد ، گل رنگ بازد، پرنده هوای فراموشی کند.
    ترا دیدم ، از تنگنای زمان جستم . ترا دیدم ، شور عدم در من گرفت.
    و بیندیش ، که سودایی مرگم . کنار تو ، زنبق سیرابم.
    دوست من ، هستی ترس انگیز است.
    به صخره من ریز، مرا در خود بسای ، که پوشیده از خزه نامم.
    بروی ، که تری تو ، چهره خواب اندود مرا خوش است.
    غوغای چشم و ستاره فرو نشست، بمان ، تا شنوده آسمان ها شویم.
    بدر آ، بی خدایی مرا بیاگن، محراب بی آغازم شو.
    نزدیک آی، تا من سراسر ((من)) شوم.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #105 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت 12:26

  8. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  9. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض






    نور را پیمودیم ، دشت طلا را در نوشتیم.
    افسانه را چیدیم ، و پلاسیده فکندیم.
    کنار شنزار ، آفتابی سایه وار ، ما را نواخت. درنگی کردیم.
    بر لب رود پهناور رمز رویاها را سر بریدیم .
    ابری رسید ، و ما دیده فرو بستیم.
    ظلمت شکافت ، زهره را دیدیم ، و به ستیغ بر آمدیم.
    آذرخشی فرود آمد ، و ما را در ستایش فرو دید.
    لرزان ، گریستیم. خندان ، گریستیم.
    رگباری فرو کوفت : از در همدلی بودیم.
    سیاهی رفت ، سر به آبی آسمان ستودیم ، در خور آسمانها شدیم.
    سایه را به دره رها کردیم. لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم .
    سکوت ما به هم پیوست ، و ما ما شدیم .
    تنهایی ما در دشت طلا دامن کشید.
    آفتاب از چهره ما ترسید .
    دریافتیم ، و خنده زدیم.
    نهفتیم و سوختیم.
    هر چه بهم تر ، تنها تر.،
    از ستیغ جدا شدیم:
    من به خاک آمدم،و بنده شدم .
    تو بالا رفتی، و خدا شدی .


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #106 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت 12:27

  10. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  11. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض






    تنها در بی چراغی شب ها می رفتم.
    دست هایم از یاد مشعل ها تهی شده بود.
    همه ستاره هایم به تاریکی رفته بود.
    مشت من ساقه خشک تپش ها را می فشرد.
    لحظه ام از طنین ریزش پیوند ها پر بود.
    تنها می رفتم ، می شنوی ؟ تنها.
    من از شادابی باغ زمرد کودکی براه افتاده بودم.
    آیینه ها انتظار تصویرم را می کشیدند،
    درها عبور غمناک مرا می جستند.
    و من می رفتم ، می رفتم تا در پایان خودم فرو افتم.
    ناگهان ، تو از بیراهه لحظه ها ، میان دو تاریکی ، به من پیوستی.
    صدای نفس هایم با طرح دوزخی اندامت در آمیخت:
    همه تپش هایم از آن تو باد، چهره به شب پیوسته ! همه
    تپش هایم.
    من از برگریز سرد ستاره ها گذشته ام
    تا در خط های عصیانی پیکرت شعله گمشده را بربایم.
    دستم را به سراسر شب کشیدم ،
    زمزمه نیایش در بیداری انگشتانم تراوید.
    خوشه فضا را فشردم،
    قطره های ستاره در تاریکی درونم درخشید.
    و سرانجام
    در آهنگ مه آلود نیایش ترا گم کردم.
    میان ما سرگردانی بیابان هاست.
    بی چراغی شب ها ، بستر خاکی غربت ها ، فراموشی آتش هاست.
    میان ما هزار و یک شب جست و جوهاست.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #107 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت 12:27

  12. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  13. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    بیراهه ها رفتی، برده گام ، رهگذر راهی از من تا بی انجام ، مسافر میان سنگینی پلک و جوی سحر !
    در باغ نا تمام تو ، ای کودک ! شاخسار زمرد تنها نبود ، بر زمینه هولی می درخشید.
    در دامنه لالایی ، به چشمه وحشت می رفتی ، بازوانت دو ساحل نا همرنگ شمشیر و نوازش بود.
    فریب را خندیده ای ، نه لبخند را، نا شناسی را زیسته ای ، نه زیست را.
    و آن روز ، و آن لحظه ، از خود گریختی ، سر به بیابان یک درخت نهادی ، به بالش یک وهم.
    در پی چه بودی ، آن هنگام ، در راهی از من تا گوشه گیر ساکت آیینه ، در گذری از میوه تا اضطراب رسیدن ؟
    ورطه عطر را بر گل گستردی ، گل را شب کردی ، در شب گل تنها ماندی ، گریستی .
    همیشه - بهار غم را آب دادی ،
    فریاد ریشه را در سیاهی فغضا روشن کردی ، بر بت شکوفه شبیخون زدی ، باغبان هول انگیز!
    و چه از این گویاتر، خوشه شک پروردی.
    و آن شب ، آن تیره شب ، در زمین بستر بذر گریز افشاندی .
    و بالین آغاز سفر بود ، پایان سفر بود،دری به فرود،روزنه ای به اوج.
    گریستی، ((من))بیخبر، برهر جهش در هر آمد، هر رفت.
    وای((من))، کودک تو،در شب صخره ها،از نیلی بالا چه می خواست؟
    چشم انداز حیرت شده بود، پهنه انتظار، ربوده راز گرفته نور.
    و تو تنهاترین ((من)) بودی.
    وتونزدیکترین((من)) بودی.
    وتورساترین ((من)) بودی، ای((من)) سحرگاهی، پنجره ای برخیرگی دنیاها سرانگیز!





    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #108 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت 12:28

  14. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  15. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض

    انجیر کهن سر زندگی اش را می گسترد.
    زمین باران را صدا می زند.
    گردش ماهی آب را می شیارد.
    باد می گذرد. چلچله می چرخد. و نگاه من گم می شود.
    ماهی زنجیری آب است ، و من زنجیری رنج.
    نگاهت خاک شدنی ، لبخندت پلاسیدنیست.
    سایه را بر تو افکندم تا بت من شوی.
    نزدیک تو می آیم ، بوی بیابان می شنوم: به تو می رسم ، تنها می شوم.
    کنار تو تنهاتر شدم . از تو تا اوج تو ، زندگی من گسترده است .
    از من تا من ، تو گسترده ای.
    با تو برخوردم، به راز پرستش پیوستم.
    از تو براه افتادم ، به جلوه رنج رسیدم.
    و با این همه ای شفاف !
    مرا راهی از تو بدر نیست.
    زمین باران را صدا می زند ، من تو را.
    پیکرت زنجیری دستانم می سازم،
    تا زمان را زندانی کنم.
    باد می دود ، و خاکستر تلاشم را می برد .
    چلچله می چرخد. گردش ماهی آب را می شیارد. فواره می جهد :
    لحظه من پر می شود.


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #109 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت 12:29

  16. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  17. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,595
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی12843
    10,587
    سپاس از شما 14,022 بار در 4,046 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    شبنم مهتاب می بارد.
    دشت سرشار از بخار آبی گل های نیلوفر.
    می درخشد روی خاک آیینه ای بی طرح .
    مرز می لغزد ز روی دست.
    من کجا لغزیده ام در خواب ؟
    مانده سرگردان نگاهم در شب آرام آیینه.
    برگ تصویری نمی افتد در این مرداب.
    او ، خدای دشت، می پیچد صدایش در بخار دره های دور:
    مو پریشان های باد!
    گرد خواب از تن بیفشانید.
    دانه ای تاریک مانده در نشیب دشت،
    دانه را در خاک آیینه نهان سازید.
    مو پریشان های باد از تن بدر آورده تور خواب
    دانه را در خاک ترد و بی نم آیینه می کارند.
    او ، خدای دشت، می ریزد صدایش را به جام سبز خاموشی:
    در عطش می سوزد اکنون دانه تاریک،
    خاک آیینه کنید از اشک گرم چشمتان سیراب.
    حوریان چشمه با سر پنجه های سیم
    می زدایند از بلور دیده دود خواب.
    ابر چشم حوریان چشمه می بارد.
    تار و پود خاک می لرزد.
    می وزد بر نسیم سرد هشیاری.
    ای خدای دشت نیلوفر!
    کو کلید نقره درهای بیداری؟
    در نشیب شب صدای حوریان چشمه می لغزد:
    ای در این افسون نهاده پای،
    چشم ها را کرده سرشار از مه تصویر!
    باز کن درهای بی روزن
    تا نهفته پرده ها در رقص عطری مست جان گیرند.
    - حوریان چشمه ! شویید از نگاهم نقش جادو را.
    مو پریشان های باد !
    برگ های وهم را از شاخه های من فرو ریزید.
    حوریان و مو پریشان ها هم آوا:
    او ز روزن های عطر آلود
    روی خاک لحظه های دور می بیند گلی همرنگ،
    لذتی تاریک می سوزد نگاهش را.
    ای خدای دشت نیلوفر!
    باز گردان رهرو بی تاب را از جاده رویا.
    - کیست می ریزد فسون در چشمه سار خواب ؟
    دست های شب مه آلود است.
    شعله ای از روی آیینه چو موجی می رود بالا.
    کیست این آتش تن بی طرح رویایی؟
    ای خدای دشت نیلوفر!
    نیست در من تاب زیبایی.
    حوریان چشمه درزیر غبار ماه :
    ای تماشا برده تاب تو!
    زد جوانه شاخه عریان خواب تو.
    در شب شفاف
    او طنین جام تنهایی است.
    تار و پودش رنج و زیبایی است.
    در بخار دره های دور می پیچد صدا آرام:
    او طنین جام تنهایی است.
    تار و پودش رنج و زیبایی است.
    رشته گرم نگاهم می رود همراه رود رنگ:
    من درونم نور- باران قصر سیم کودکی بودم،
    جوی رویاها گلی می برد.
    همره آب شتابان، می دویدم مست زیبایی.
    پنجه ام در مرز بیداری
    در مه تاریک نومیدی فرو می رفت.
    ای تپش هایت شده در بستر پندار من پرپر!
    دور از هم ، در کجا سرگشته می رفتیم
    ما ، دو شط وحشی آهنگ ،
    ما ، دو مرغ شاخه اندوه ،
    ما ، دو موج سرکش همرنگ ؟
    مو پریشان های باد از دور دست دشت :
    تارهای نقش می پیچد به گرد پنجه های او.
    ای نسیم سرد هشیاری !
    دور کن موج نگاهش را
    از کنار روزن رنگین بیداری.
    در ته شب حوریان چشمه می خوانند:
    ریشه های روشنایی می شکافد صخره شب را.
    زیر چرخ وحشی گردونه خورشید
    بشکند گر پیکر بی تاب آیینه
    او چو عطری می پرد از دشت نیلوفر،
    او. گل بی طرح آیینه.
    او ، شکوه شبنم رویا.
    - خواب می بیند نهال شعله گویا تند بادی را.
    کیست می لغزاند امشب دود را بر چهره مرمر؟
    او ، خدای دشت نیلوفر،
    جام شب را می کند لبریز آوایش:
    زیر برگ آیینه را پنهان کنید از چشم.
    مو پریشان های باد
    با هزاران دامن پر برگ
    بیکران دشت ها را در نوردیده ،
    می رسد آهنگشان از مرز خاموشی:
    ساقه های نور می رویند در تالاب تاریکی.
    رنگ می بازد شب جادو
    گم شده آیینه در دود فراموشی.
    در پس گردونه خورشید ، گردی میرود بالا ز خاکستر.
    و صدای حوریان و مو پریشان ها می آمیزد
    با غبار آبی گل های نیلوفر:
    باز شد درهای بیداری.
    پای درها لحظه وحشت فرو لغزید.
    سایه تردید در مرز شب جادو گسست از هم.
    روزن رویا بخار نور را نوشید.






    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #110 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت 12:30

  18. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


+ پاسخ به موضوع
صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 9 10 11 12 13 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. سهراب سپهری: اسم شناسنامه.ای من «سهراب سپهری» است
    توسط Ramin95 در انجمن اخبار موسیقی ایران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۱۲/۲۳, 23:20
  2. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۵, 23:15
  3. ترانه شاد از شهريار سپهري
    توسط shahryar.sepehri در انجمن ترانه های سروده شده ی کاربران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۳/۱۶, 15:29
  4. ترانه انتقام شهريار سپهري
    توسط shahryar.sepehri در انجمن ترانه های سروده شده ی کاربران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۳/۰۹, 12:51

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 13 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی