کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
تهران ملودی
آهنگسازی
آهنگسازی
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 13 1 2 3 11 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 128

موضوع: اشعار سهراب سپهری

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض اشعار سهراب سپهری


    شب آرامی بود
    می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

    زندگی یعنی چه؟


    ....م سینی چایی در دست

    گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
    خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
    لب پاشویه نشست
    پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

    .
    .
    شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
    با خودم می گفتم :

    زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
    زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
    رود دنیا جاریست
    زندگی، آبتنی کردن در این رود است
    وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
    دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
    هیچ !!!
    زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
    شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
    شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
    زندگی درک همین اکنون است
    زندگی شوق رسیدن به همان
    فردایی است، که نخواهد آمد
    تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
    ظرف امروز، پر از بودن توست
    شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
    آخرین فرصت همراهی با، امید است
    زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
    به جا می ماند
    زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
    زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
    زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
    زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
    زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
    زندگی، فهم نفهمیدن هاست
    زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
    تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
    آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
    فرصت بازی این پنجره را دریابیم
    در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
    پرده از ساحت دل برگیریم
    رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
    زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
    وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
    زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
    چای ....، که مرا گرم نمود
    نان خواهر، که به ماهی ها داد
    زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
    زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
    زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
    لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
    من دلم می خواهد،
    قدر این خاطره را ، دریابیم



    ******




    به سراغ من اگر مي آييد،
    پشت هيچستانم..
    پشت هيچستان جايي است..
    پشت هيچستان رگ هاي هوا، پر قاصدهايي است
    كه خبر مي آرند، از گل واشده ی دورترين بوته خاک.
    روی شن ها هم.، نقش های سم اسبان سواران ظريفی ست که صبح
    به سر تپه ی معراج شقايق رفتند.
    پشت هيچستان.، چتر خواهش باز است.:
    تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
    زنگ باران به صدا مي آيد.
    آدم اين جا تنهاست
    و در اين تنهايی، سايه نارونی تا ابديت جاری ست..
    به سراغ من اگر مي آييد،
    نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد
    چينی نازک تنهايي من.!







    و من مُردم ازین لحظه ...

    *** قوانین جامع سایت***
    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۱/۱۸ در ساعت 23:38

  2. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض



    روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...
    خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
    زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
    کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ...
    هر چه دشنام از لب خواهم برچید
    هر چه دیوار از جا خواهم برکند
    رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
    ابر را پاره خواهم کرد
    من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد
    و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
    بادبادک ها به هوا خواهم برد
    گلدان ها آب خواهم داد ...
    خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
    پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
    هر کلاغی را کاجی خواهم داد
    مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
    آشتی خواهم داد
    آشنا خواهم کرد
    راه خواهم رفت
    نور خواهم خورد
    دوست خواهم داشت


    #2 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۳/۰۷ در ساعت 19:17

  5. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض









    در باغی رها شده بودم.
    نوری بیرنگ و سبک بر من می وزید.
    آیا من خود بدین باغ آمده بودم
    و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود؟
    هوای باغ از من می گذشت
    و شاخ و برگش در وجودم می لغزید.
    آیا این باغ
    سایه روحی نبود
    که لحظه ای بر مرداب زندگی خم شده بود؟
    ناگهان صدایی باغ را در خود جای داد،
    صدایی که به هیچ شباهت داشت.
    گویی عطری خودش را در آیینه تماشا می کرد.
    همیشه از روزنه ای ناپیدا
    این صدا در تاریکی زندگی ام رها شده بود.
    سرچشمه صدا گم بود:
    من ناگاه آمده بودم.
    خستگی در من نبود:
    راهی پیموده نشد.
    آیا پیش از این زندگی ام فضایی دیگر داشت؟
    ناگهان رنگی دمید:
    پیکری روی علف ها افتاده بود.
    انسانی که شباهت دوری با خود داشت.
    باغ در ته چشمانش بود
    و جا پای صدا همراه تپش هایش.
    زندگی اش آهسته بود.
    وجودش بیخبری شفافم را آشفته بود.
    وزشی برخاست
    دریچه ای بر خیرگی ام گشود:
    روشنی تندی به باغ آمد.
    باغ می پژمرد
    و من به درون دریچه رها می شدم.







    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #3 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ در ساعت 11:40

  6. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  7. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض






    نوری به زمین فرود آمد:
    دو جاپا بر شن.های بیابان دیدم.
    از کجا آمده بود؟
    به کجا می رفت؟
    تنها دو جاپا دیده می شد.
    شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
    ناگهان جاپاها براه افتادند.
    روشنی همراهشان می.خزید.
    جاپاها گم شدند،
    خود را از روبرو تماشا کردم:
    گودالی از مرگ پر شده بود.
    و من در مرده خود براه افتادم.
    صدای پایم را از راه دوری می.شنیدم،
    شاید از بیابانی می.گذشتم.
    انتظاری گمشده با من بود.
    ناگهان نوری در مرده.ام فرود آمد
    و من در اضطرابی زنده شدم:
    دو جاپا هستی.ام را پر کرد.
    از کجا آمده بود؟
    به کجا می.رفت؟
    تنها دو جاپا دیده می.شد.
    شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.







    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #4 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ در ساعت 11:41

  8. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  9. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض

    در تاریکی بی آغاز و پایان
    دری در روشنی انتظارم رویید.
    خودم را در پس در تنها نهادم
    و به درون رفتم:
    اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد.
    سایه ای در من فرود آمد
    و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد.
    پس من کجا بودم؟
    شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسان داشت
    و من انعکاسی بودم
    که بیخودانه همه خلوت ها را بهم می زد
    در پایان همه رویاها در سایه بهتی فرو می رفت.
    من در پس در تنها مانده بودم.
    همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام.
    گویی وجودم در پای این در جا مانده بود،
    در گنگی آن ریشه داشت.
    آیا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود؟
    در اتاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
    و من در تاریکی خوابم برده بود.
    در ته خوابم خودم را پیدا کردم
    و این هشیاری خلوت خوابم را آلود.
    آیا این هشیاری خطای تازه من بود؟
    در تاریکی بی آغاز و پایان
    فکری در پس در تنها مانده بودم.
    پس من کجا بودم؟
    حس کردم جایی به بیداری می رسم.
    همه وجودم را در روشنی این بیداری تماشا کردم:
    آیا من سایه گمشده خطایی نبودم؟
    در اتاق بی روزن
    انعکاسی نوسان داشت.
    پس من کجا بودم؟
    در تاریکی بی آغاز و پایان
    بهتی در پس در تنها مانده بودم





    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #5 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ در ساعت 11:43

  10. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  11. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    شب را نوشیده ام
    و بر این شاخه های شکسته می گریم.
    مرا تنها گذار
    ای چشم تبدار سرگردان !
    مرا با رنج بودن تنها گذار.
    مگذار خواب وجودم را پر پر کنم.
    مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم
    و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم.
    سپیدی های فریب
    روی ستون های بی سایه رجز می خوانند.
    طلسم شکسته خوابم را بنگر
    بیهوده به زنجیر مروارید چشم آویخته.
    او را بگو
    تپش جهنمی مست !
    او را بگو: نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام.
    نوشیده ام که پیوسته بی آرامم.
    جهنم سرگردان!
    مرا تنها گذار.







    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #6 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ در ساعت 11:44

  12. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  13. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض

    مرغ مهتاب
    می خواند.
    ابری در اتاقم می گرید.
    گل های چشم پشیمانی می شکفد.
    در تابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد.
    مغرب جان می کند،
    می میرد.
    گیاه نارنجی خورشید
    در مرداب اتاقم می روید کم کم
    بیدارم
    نپندارید در خواب
    سایه شاخه ای بشکسته
    آهسته خوابم کرد.
    اکنون دارم می شنوم
    آهنگ مرغ مهتاب
    و گل های پشیمانی را پرپر می کنم.





    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #7 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ در ساعت 11:45

  14. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  15. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض






    پس از لحظه های دراز
    بر درخت خاکستری پنجره ام برگی رویید
    و نسیم سبزی تار و پود خفته مرا لرزاند.
    و هنوز من
    ریشه های تنم را در شن های رویاها فرو نبرده بودم
    که براه افتادم.
    پس از لحظه های دراز
    سایه دستی روی وجودم افتاد
    ولرزش انگشتانش بیدارم کرد.
    و هنوز من
    پرتو تنهای خودم را
    در ورطه تاریک درونم نیفکنده بودم.
    که براه افتادم.
    پس از لحظه های دراز
    پرتو گرمی در مرداب یخ زده ساعت افتاد
    و لنگری آمد و رفتش را در روحم ریخت
    و هنوز من
    در مرداب فراموشی نلغزیده بودم
    که براه افتادم
    پس از لحظه های دارز
    یک لحظه گذشت:
    برگی از درخت خاکستری پنجره ام فرو افتاد،
    دستی سایه اش را از روی وجودم برچید
    و لنگری در مرداب ساعت یخ بست.
    و هنوز من چشمانم را نگشوده بودم
    که در خوابی دیگر لغزیدم.





    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #8 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ در ساعت 11:46

  16. 2 کاربر زیر از Roya برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  17. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    روی علف ها چکیده ام.
    من شبنم خواب آلود یک ستاره ام
    که روی علف های تاریک چکیده ام.
    جایم اینجا نبود.
    نجوای نمناک علف ها را می شنوم
    جایم اینجا نبود.
    فانوس
    در گهواره خروشان دریا شست و شو می کند
    کجا می رود این فانوس ،
    این فانوس دریا پرست پر عطش مست ؟
    بر سکوی کاشی افق دور
    نگاهم با رقص مه آلود پریان می چرخد.
    زمزمه های شب در رگ هایم می روید.
    باران پر خزه مستی
    بر دیوار تشنه روحم می چکد.
    من ستاره چکیده ام.
    از چشم نا پیدای خطا چکیده ام:
    شب پر خواهش
    و پیکر گرم افق عریان بود.
    رگه سپید مرمر سبز چمن زمزمه می کرد.
    و مهتاب از پلکان نیلی مشرق فرود آمد.
    پریان می رقصیدند.
    و آبی جامه هاشان با رنگ افق پیوسته بود.
    زمزمه های شب مستم می کرد.
    پنجره رویا گشوده بود.
    و او چون نسیمی به درون وزید.
    اکنون روی علف ها هستم
    و نسیمی از کنارم می گذرد.
    تپش ها خاکستر شده اند.
    آبی پوشان نمی رقصند.
    فانوس آهسته بالا و پایین می رود.
    هنگامی که او از پنجره بیرون می پرید
    چشمانش خوابی را گم کرده بود.
    جاده نفس نفس می زد.
    صخره ها چه هوسناکش بوییدند!
    فانوس پر شتاب !
    تا کی می لغزی
    در پست و بلند جاده کف بر لب پر آهنگ؟
    زمزمه های شب پژمرد.
    رقص پریان پایان یافت.
    کاش اینجا نچکیده بودم!
    هنگامی که نسیم پیکر او در تیرگی شب گم شد
    فانوس از کنار ساحل براه افتاد.
    کاش اینجا- در بستر پر علف تاریکی- نچکیده بودم !
    فانوس از من می گریزد.
    چگونه برخیزم؟
    به استخوان سرد علف ها چسبیده ام.
    و دور از من ، فانوس
    در گهواره خروشان دریا شست و شو می کند.







    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #9 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ در ساعت 11:47

  18. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  19. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    5,890
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13035
    10,643
    سپاس از شما 14,242 بار در 4,198 پست
    Follows
    2
    Following
    0

    پیش فرض







    مرداب اتاقم کدر شده بود
    و من زمزمه خون را در رگ.هایم می.شنیدم.
    زندگی.ام در تاریکی ژرفی می..گذشت.
    این تاریکی، طرح وجودم را روشن می.کرد.
    در باز شد
    و او با فانوسش به درون وزید.
    زیبایی رها شدهٔی بود
    و من دیده به راهش بودم:
    رویای بی.شکل زندگی.ام بود.
    عطری در چشمم زمزمه کرد.
    رگ.هایم از تپش افتاد.
    همه رشته.هایی که مرا به من نشان می.داد
    در شعله فانوسش سوخت:
    زمان در من نمی.گذشت.
    شور برهنهٔی بودم.
    او فانوسش را به فضا آویخت.
    مرا در روشن.ها می.جست.
    تار و پود اتاقم را پیمود
    و به من ره نیافت.
    نسیمی شعله فانوس را نوشید.
    وزشی می.گذشت
    و من در طرحی جا می.گرفتم،
    در تاریکی ژرف اتاقم پیدا می.شدم.
    پیدا، برای که؟
    او دیگر نبود.
    آیا با روح تاریک اتاق آمیخت؟
    عطری در گرمی رگ.هایم جابه.جا می.شد.
    حس کردم با هستی گمشده.اش مرا می.نگرد
    و من چه بیهوده مکان را می.کاوم:
    آنی گم شده بود.







    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #10 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ در ساعت 11:48

  20. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 13 1 2 3 11 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. سهراب سپهری: اسم شناسنامه.ای من «سهراب سپهری» است
    توسط Ramin95 در انجمن اخبار موسیقی ایران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۱۲/۲۳, 22:20
  2. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۵, 22:15
  3. ترانه شاد از شهريار سپهري
    توسط shahryar.sepehri در انجمن ترانه های سروده شده ی کاربران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۳/۱۶, 14:29
  4. ترانه انتقام شهريار سپهري
    توسط shahryar.sepehri در انجمن ترانه های سروده شده ی کاربران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۳/۰۹, 11:51

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 13 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی