کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
صفحه 1 از 12 1 2 3 11 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 112

موضوع: اشعار وحشی بافقی

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض اشعار وحشی بافقی



    تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط


    باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط


    عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث

    ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط


    دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا

    سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط


    اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد

    جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط


    همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف ، حیف

    خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط


    *****


    در دل همان محبت پیشینه باقی است
    آن دوستی که بود در این سینه باقی است
    باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز کن
    کان دل که بود صاف چو آیینه باقی است
    از ما فروتنی ست بکش تیغ انتقام
    بر خاطر شریفت اگر کینه باقی است
    نقدینه ی وفاست همان بر عیار خویش
    قفلی که بود بر در گنجیه باقی است
    وحشی اگر ز کسوت رندی دلت گرفت
    زهد و صلاح و خرقه ی پشمینه باقی است







    و من مُردم ازین لحظه ...

    *** قوانین جامع سایت***
    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۱/۲۳ در ساعت 16:53

  2. 2 کاربر زیر از Roya برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض



    کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

    نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را


    توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم

    که در دست اختیاری نیست مرغ بند بر پا را



    من از کافرنهادیهای عشق ، این رشک می.بینم

    که با یعقوب هم خصمی بود جان زلیخا را



    به گنجشگان میالا دام خود، خواهم چنان باشی

    که استغنا زنی ، گر بینی اندر دام ، عنقا را



    اگر دانی چو مرغان در هوای دامگه داری

    ز دام خود به صحرا افکنی، اول دل ما را



    نصیحت اینهمه در پرده ، با آن طور خودرایی



    مگر وحشی نمی داند، زبان رمز و ایما را


    #2 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۲/۲۵ در ساعت 01:34

  5. 2 کاربر زیر از Roya برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  6. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض




    ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
    امید ز هر کس که بریدیم،بریدیم


    دل نیست کبوتر که چو برخاست نشین

    از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم


    رم دادن صید خود از آغاز غلط بود


    حالا که رماندی و رمیدیم،رمیدیم

    نام تو که باغ اِرَم و روضه خلد است

    انگار که دیدیم ندیدیم،ندیدیم

    صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن

    گر میوه یک باغ نچیدیم،نچیدیم

    سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل

    هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم

    وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
    آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #3 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۳/۲۰ در ساعت 22:24

  7. 2 کاربر زیر از Roya برای این پست سپاسگزاری کرده اند


  8. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    در دل همان محبت پیشینه باقی است
    آن دوستی که بود در این سینه باقی است
    باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز کن
    کان دل که بود صاف چو آیینه باقی است
    از ما فروتنی.ست بکش تیغ انتقام
    بر خاطر شریفت اگر کینه باقی است
    نقدینه ی وفاست همان بر عیار خویش
    قفلی که بود بر در گنجیه باقی است
    وحشی اگر ز کسوت رندی دلت گرفت
    زهد و صلاح و خرقه ی پشمینه باقی است


    #4 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۳/۲۰ در ساعت 22:29

  9. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  10. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض




    بار فراق بستم و ، جز پای خویش را
    کردم وداع جملهٔ اعضای خویش را

    گویی هزار بند گران پاره می.کنم
    هر گام پای بادیه پیمای خویش را

    در زیر پای رفتنم الماس پاره ساخت
    هجر تو سنگریزهٔ صحرای خویش را

    هر جا روم ز کوی تو سر بر زمین زنم
    نفرین کنم ارادهٔ بیجای خویش را

    عمر ابد ز عهده نمی.آیدش برون
    نازم عقوبت شب یلدای خویش را

    وحشی مجال نطق تو در بزم وصل نیست
    طی کن بساط عرض تمنای خویش را


    #5 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۳/۳۰ در ساعت 19:55

  11. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض



    زهی نام تو سر دیوان هستی
    ترا بر جمله هستی پیش دستی
    زکان صنع کردی ...ری ساز
    وزان ...ر محیط هستی آغاز
    به سویش دیده قدرت گشادی
    بنای آفرینش زو نهادی
    ازو دردی و صافی ساز کردی
    زمین و آسمان آغاز کردی
    به روی یکدگر نه پرده بستی
    ثوابت را ز جنبش پا شکستی
    به تار کاکل خور تاب دادی
    لباس نور در پیشش نهادی
    به نور مهر مه را ره نمودی
    نقاب ظلمتش از رخ گشودی
    نمودی قبلهٔ کروبیان را
    گشودی کام مشتی ناتوان را
    به راه جستجو کردی روانشان
    به سیر مختلف کردی دوانشان
    جهان را چار ...ر مایه دادی
    سه جوهر را از او پیرایه دادی
    تک و پوی فلک دادی به نه گام
    زمین را ساز کردی هفت اندام
    شب و روزی عیان کردی جهان را
    دو کسوت در بر افکندی زمان را
    طلب کردی کف خالی زعالم
    ز آب ابر لطفش ساختی نم
    وز آن گل باز کردی طرفه جسمی
    برای گنج عشق خود طلسمی
    چو او را بر ملایک عرض کردی
    ملک را سجده او فرض کردی
    یکی را سجده.اش در سر نگنجید
    به گردن طوق دار لعن گردید
    در گنجینه احسان گشادی
    در آن ویرانه گنج جان نهادی
    نهادی در دلش سد گنج بر گنج
    وزان گنجش زبان کردی گهر سنج
    به ده کسوت نمودی ارجمندش
    به تاج عقل کردی سر بلندش
    نهادی گنج اسما در دل او
    ز لطفت رست این گل از گل او
    به او دادی دبستان فلک را
    نشاندی در دبستانش ملک را
    به گلزار بهشتش ره نمودی
    در آن باغ بر رویش گشودی
    چو حورش برد از جا میل دانه
    به عزم دانه چیدن شد روانه
    ز بهر خوشه کردن ساخت چون داس
    به رخش راندنش بستند قسطاس
    بسان خوشه کاه افشاند بر سر
    ز بی برگی لباس برگ در بر
    حدیث نا امیدی بر زبان راند
    قدم از روضه رضوان برون ماند
    نوای ناله بر گردون رسانید
    به عزم توبه اشک خون فشانید
    که یارب ظلم کرده بر تن خویش
    ببخشا تا نمانم زار از این بیش
    از آن قیدش به احسان کردی آزار
    به خلعت.های عفوش ساختی شاد
    اگر آدم بود پرورده تست
    و گر عالم پدید آوردهٔ تست
    تویی کز هیچ چندین نقش بستی
    ز کلک صنع بر دیبای هستی
    ز تو قوس قزح جا کرد بر اوج
    وز او دادی محیط چرخ را موج
    به راهت کیست مه رو بر زمینی
    چو من دیوانه گلخن نشینی
    به گلخن گرنه از دیوانگی زیست
    به روی او ز خاکستر نشان چیست
    فلک را داغ خور بردل نهادی
    ز بذرش پنبه بهر داغ دادی
    بلی رسم جهانست اینکه هر روز
    بود کم پنبهٔ داغ از دگر روز
    درون شیشه چرخ مدور
    ز صنعت بسته.ای گلهای اختر
    ز شوقت کوه از آن از جا نجسته
    که او را خارها در پا نشسته
    تو بستی بر کمر گه کوه را زر
    صدف را از تو درگوش است ...ر
    ترا آب روان تسبیح خوانی
    پی.ذکر تو هر موجش زبانی
    صدف را خنده در نیسان تو دادی
    دهانش را ز در دندان تو دادی
    فلک را پشت خم از بار عشقت
    دل مه روشن از انوار عشقت
    نهی درج دهان را ...ر نطق
    دهی تیغ زبان را جوهر نطق
    به کنهت فکر کس را دسترس نیست
    تویی یکتا و همتای تو کس نیست
    به نام تست در هر باغ و بستان
    به کام جو زبان آب جنبان
    که جنبش داد مفتاح زبان را
    وزان بگشود در گنج بیان را
    سرای چشم مردم روشن از چیست
    در این منظر فتاده سایه از کیست
    زهی آثار صنعت جمله هستی
    بلندی از تو هستی دید و پستی
    منم خاکی به پستی رو نهاده
    به زیر پای نومیدی فتاده


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #6 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۳۱ در ساعت 11:31

  12. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  13. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    ایا مدهوش جام خواب غفلت
    فکنده رخت در گرداب غفلت
    ازین خواب پریشان سر برآور
    سری در جمع بیداران در آور
    در این عالی مقام پر غرایب
    ببین بیداری چشم کواکب
    تماشا کن که این نقش عجب چیست
    ز حیرت چشم انجم مانده بر کیست
    که می.گرداند این چرخ مرصع
    که برمی.آرد این دلو ملمع
    که شب افروز چندین شب چراغ است
    که ریحان کار این دیرینه باغ است
    چه پرتو نور شمع صبحگاه است
    چه قوت سیر بخش پای ماه است
    چه جذب است این کزین دریای اخضر
    به ساحل می.دواند کشتی خور
    چه لنگر کوه را دارد زمین گیر
    فلک را هست این سیر از چه تأثیر
    ز یک جنسند انگشت و زبانت
    به جنبش هر دو از فرمانبرانت
    زبان چون در دهان جنبش کند ساز
    چه حال است این کز او می.خیزد آواز
    چرا انگشت جنبانی چو در مشت
    نیاید چون زبان در حرف انگشت
    ترا راه دهان و گوش و بینی
    یکی گردد بهم چون نیک بینی
    چرا بینی چو گیری نشنوی بوی
    چرا نبود چو لب گوشت سخن گوی
    چرا چون گوش گیری نشنوی هیچ
    حکایت گوش کن یک دم در این پیچ
    برون از عقل تا اینجا کسی هست
    که او در پرده زینسان نقشها بست
    درین پرده که هر جانب هزاران
    فتاده همچو نقش پرده حیوان
    بیا وحشی لب از گفتار دربند
    سخن در پرده خواهی گفت تا چند
    همان بهتر که لب بندی ز گفتار
    نشینی گوشه.ای چون نقش دیوار


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #7 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۳۱ در ساعت 11:32

  14. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  15. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    خداوندا گنهکاریم جمله
    ز کار خود در آزاریم جمله
    نیاید جز خطاکاری ز ما هیچ
    ز ما صادر نگردد جز خطا هیچ
    ز ما غیر از گنهکاری نیاید
    گناه آید ز ما چندانکه باید
    ز ننگ ما به خود پیچند افلاک
    زمین از دست ما بر سرکند خاک
    سیه شد نامه ما تا به حدی
    که نبود از سفیدی جای مدی
    رهانی گر نه ما را زین تباهی
    چه فکر ما بود زین روسیاهی
    بدین سان رو سیه مگذار ما را
    بیار آبی بر وی کار ما را
    الاهی سبحه دست آویز من ساز
    به سلک اهل تحقیقم وطن ساز
    بسان رحل مصحف برکفم نه
    لب خندان چو رحل مصحفم ده
    به خط مصحفم گردان نظر باز
    خط مصحف سواد دیده.ام ساز
    بده مفتاحی از سطر کلامم
    وزان بگشای قفل از گنج کامم
    ز اوراق کلامم بخش آن مال
    که تا جنت توان شد فارغ البال
    به ذکر خود بلند آوازه.ام کن
    رفیق لطف بی.اندازه.ام کن
    که از من رم کند مرغ معاصی
    روم تا بردر شهر خلاصی
    سرشکم دانهٔ تسبیح گردان
    مرا زان دانهٔ کن تسبیح گردان
    بود کاین سبحه گردانیدن من
    برد آلودگی از دامن من
    بیفشان از وضو بر رویم آن آب
    که از غفلت نماند در سرم خواب
    دهم مسواک و تسبیح توکل
    که دیو طبع خود را ز آن کنم غل
    کمندی ساز پیچان سبحه.ام را
    کز آن در کاخ فردوسم شود جا
    چو در طبعم شود میل گناهی
    ز رحل مصحفم ده سد راهی
    به گل مگذار تخم آرزویم
    دهش سرسبزی از آب وضویم
    منم چون نامه خود روسیاهی
    سیه رو ماندهٔ بی روی و راهی
    نگاهی کن که رو آرم به سویت
    رهی بنما که جا گیرم به کویت
    الاهی جانب من کن نگاهی
    مرا بنما به سوی خویش راهی
    چو وحشی جز گنه کاری ندارم
    تو میدانی که من خود در چه کارم
    اگر بر کرده من می.کنی کار
    عذابی بدتر از دوزخ پدید آر
    که جرم من چوجرم دیگران نیست
    گناهم چون گناه این و آن نیست
    به چشم مرحمت سویم نظر کن
    شفیع جرم من خیرالبشر کن





    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #8 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۳۱ در ساعت 11:32

  16. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  17. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض









    رقم سازی که این زیبا رقم زد
    نوشت اول سخن نام محمد
    چه نام است اینکه پیش اهل بینش
    شده نقش نگین آفرینش
    ز بس کز میم و حایش گشت محفوظ
    نوشتش در دل خود لوح محفوظ
    ز نقش حلقهٔ میمش دهد یاد
    قمر ز آن هاله را بر چرخ جا داد
    بزرگی بین که خم شد چرخ از اکرام
    که همچون دال بوسد پای این نام
    کمال نامداری بین و عزت
    که نامش را به این حد است حرمت
    شه خیل رسل سلطان ....ن
    جمالش مهر ومه را قرةالعین
    چو رو در قبلهٔ دین پروری کرد
    به دوران دعوی پیغمبری کرد
    شک آوردند گمراهان حاسد
    به صدق دعویش جستند شاهد
    پی دفع شک آن جمع گمراه
    دو شاهد شد به صدق دعویش ماه
    از این غم سایه دارد رو بدیوار
    که در راهش نشد با خاک هموار
    چو جوهر بود آن سرچشمهٔ نور
    که بودش سایه از همسایگی دور
    مگر از شوق بیخود گشت سایه
    چو شد همراه آن خورشید پایه
    زهی نور تو بزم افروز عالم
    وجودت زبدهٔ اولاد آدم
    خلیل از خوان تو رایت ستانی
    خضر از فیض جامت تشنه جانی
    ز یکرنگی مسیحا با تو دم زد
    از آن بر طارم چارم قدم زد
    اگر راه دو رنگی آورد پیش
    نشانندش به گردون بر خر خویش
    چه شد گر آفتاب عالم آرا
    به صورت پیشتر گشت از تو پیدا
    شهی بر خلق آخر تا به اول
    شهان را پیش پیش آرند مشعل
    جهان را کار رفت از دست دریاب
    برآور یا رسول الله سر از خواب
    ز هجران تو پیچد سبحه برخویش
    به کارش سد گره از دوریت بیش
    به خارستان حرمان تو مسواک
    ز هجر آن دو لب بنشسته بر خاک
    به جست وجوی تو خم گشته محراب
    مصلا بر زمین افتاده بی.تاب
    به یاد مقدمت ای قبلهٔ دین
    ز غم سجاده دارد بر جبین چین
    ز پایت تا جدا افتاد نعلین
    به خاک ره ز پا افتاده نعلین
    از آن سر مانده بر دیوار منبر
    که او را چون تو سروی رفته از سر
    ز هجرت جمله را از دست شد کار
    زمان دستگیری گشت مگذار
    شدند از دست محتاجان لطفت
    بیاور آیتی از خوان لطفت
    پی مهمانی این جمع محتاج
    بیار آن تحفه کوردی ز معراج






    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #9 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۳۱ در ساعت 11:33

  18. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  19. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,577
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13170
    10,710
    سپاس از شما 14,389 بار در 4,268 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    شبی چون روز شادی عشرت افزای
    جهان روشن ز ماه عالم آرای
    ز عالم زاغ پا بیرون نهاده
    خروس از صبحدم در شک فتاده
    نشسته گوشه.ای مرغ مسیحا
    به هر جانب روان گردیده حربا
    نبودی گر نجوم عالم افروز
    نکردی فوق آن شب را کس از روز
    سپهر از مه گلی بر چهره دیده
    خطی از هاله بر دورش کشیده
    فلک گفتی چراغان کرد آن شام
    که می.زد خواجه بر بام فلک گام
    سوی صدر رسل جبریل رو کرد
    دلش را مژدهٔ دیدار آورد
    شد آن نخل ریاض شادمانی
    برون از خوابگاه.ام هانی
    کشیدش پیش پیک حق تعالا
    براقی برق سیر چرخ پیما
    عجایب ره نوردی تیز گامی
    بسی از خواب خوشتر خوشخرامی
    نمد زین داده گردون از سحابش
    شده قسطاس بحری آفتابش
    پی آرامش آن طرفه توسن
    ز انجم کرده گردون جوبه دامن
    چو برجستی به بازی زین کهن فرش
    ز نعلش رخنه گشتی لنگر عرش
    نمود از بهر سیر ملک بالا
    شه روی زمین بر پشت او جا
    براق از شادمانی گشت رقاص
    روان شد سوی خلوتخانهٔ خاص
    به سوی مسجد اقصا چو زد گام
    دو تا گردید محرابش به اکرام
    چو از محراب اقصا پشت برداشت
    علم در عالم بالا برافراشت
    چو با خود دید مه در یک وثاقش
    چو نعل افتاد در پای براقش
    به نعلش چهره سایید آنقدرها
    که باقی ماند بر رویش اثرها
    وز آنجا مرکب مردم ربایش
    دبستان عطارد داد جایش
    عطارد ماند چون طفلان به تعظیم
    ز نعلینش به دامن لوح تعلیم
    خوش آن دانا که بی تعلیم استاد
    دهد دانا دلان را لوح ارشاد
    ز ایوان عطارد زد برون پای
    به مطرب خانهٔ ثالث شدش جای
    ز شوق وصل آن تابنده خورشید
    به بزم چرخ رقصان گشت ناهید
    وز آنجا زد قدم بر بام علیا
    فروزان گشت از او دیر مسیحا
    به پیک روی آن شمع رسالت
    فرو شد در زمین مهر از خجالت
    به پنجم پایه منبر چو زد گام
    برای خطبه بستد تیغ بهرام
    وزان منزل به برتر پایه زد پای
    شدش دارالقضای مشتری جای
    ملازم وار پیش خویش خواندش
    به صدر شرع بر مسند نشاندش
    چو شه را تخت هفتم کاخ شد جای
    زحل چون سایه.اش افتاد در پای
    براقش زد ز میدانگاه هفتم
    به صحن خان هشتم کاسهٔ سم
    ثوابت بیخود از شوقش فتادند
    چو نقش پرده بر جا ایستادند
    نهم گردون شد از پایش سرافراز
    کشیدش اطلس خود پای انداز
    چو پیشش همرهان رفتند از دست
    به میکائیل و اسرافیل پیوست
    و ز ایشان روی رفرف بارگی راند
    و زو دامن به ساق عرش افشاند
    جهت را پرده زد در زیر پاشق
    به نور قرب واصل گشت مطلق
    فضائی دید از اغیار خالی
    بری از جنس هر سفلی و عالی
    محل نابوده اندر وی محل را
    ابد همدم در آن وادی ازل را
    شنید از هر دری آن مطلع نور
    حکایتها از امداد زبان دور
    پی عصیان امت گفتگو کرد
    دلش خط نجاتی آرزو کرد
    برای امت از درگاه عالی
    سند پروانه شمع لایزالی
    دل ما را پیام شادی آورد
    برای ما خط آزادی آورد
    زهی سر بر خطت آزاد و بنده
    سران در راه امرت سر فکنده
    ره آزادیی نه پیش ما را
    بخوان از بندگان خویش ما را
    اگر ما را شماری بندهٔ خویش
    کجا آزادیی باشد از این پیش
    به ما یا رب خط آزادیی ده
    غلام خویش خوان و شادیی ده
    که تا در جمع آزادان در آییم
    به سلک قنبر و سلمان در آییم





    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #10 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۵/۳۱ در ساعت 11:34

  20. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


موضوع بسته شد
صفحه 1 از 12 1 2 3 11 ... آخرینآخرین

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 19 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست