کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آموزش فارسی فالش گیری
آموزش فارسی آهنگسازی با کامپیوتر
آموزش فارسی حرفه ای کیوبیس
حرفه ای ترین آموزش فارسی تصویری مبانی و تئوری موسیقی در ایران
آموزش فارسی ساخت ریتمهای 6/8 ایرانی عربی بندری ترکی عربی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2


دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
صفحه 10 از 11 نخستنخست ... 8 9 10 11 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 106

موضوع: اشعار مهدی اخوان ثالث

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض







    سلامت را نمی.خواهند پاسخ گفت،
    سرها در گریبان است
    کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
    نگه جز پیش پا را دید، نتواند،
    که ره تاریک و لغزان است
    وگر دست ِ محبت سوی کس یازی،
    به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛
    که سرما سخت سوزان است
    نفس، کز گرمگاه سینه می.آید برون، ابری شود تاریک
    چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
    نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم
    ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
    مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر ِ پیرهن چرکین!
    هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی...
    دمت گرم و سرت خوش باد!
    سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای!
    منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
    منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور
    منم، دشنام پست آفرینش، نغمهٔ ناجور
    نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم
    بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم
    حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می.لرزد
    تگرگی نیست، مرگی نیست
    صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
    من امشب آمدستم وام بگزارم
    حسابت را کنار جام بگذارم
    چه می.گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
    فریبت می.دهد، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست
    حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی ِ سرد ِ زمستان است
    و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
    به تابوت ستبر ظلمت نه توی ِ مرگ اندود، پنهان است
    حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است
    سلامت را نمی.خواهند پاسخ گفت
    هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دست.ها پنهان،
    نفس.ها ابر، دل.ها خسته و غمگین،
    درختان اسکلت.های بلور آجین
    زمین دلمرده، سقفِ آسمان کوتاه،
    غبار آلوده مهر و ماه،
    زمستان است




    #91 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:17

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی
    خرید وی اس تی خرید vst فروش vst وی اس تی فروش وی اس تی وی اس تی دانلود وی اس تی آپلود عکس

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    خدایا! پر از کینه شد سینه.ام
    چو شب رنگ درد و دریغا گرفت
    دل پاکروتر ز آیینه ام
    دلم دیگر آن شعلهٔ شاد نیست
    همه خشم و خون است و درد و دریغ
    سرایی درین شهرک آباد نیست
    خدایا! زمین سرد و بی نور شد
    بی آزرم شد، عشق ازو دور شد
    کهن گور شد، مسخ شد، کور شد
    مگر پشت این پردهٔ آبگون
    تو ننشسته.ای بر سریر سپهر
    به دست اندرت رشتهٔ چند و چون؟
    شبی جبه دیگر کن و پوستین
    فرودی از آن بارگاه بلند
    رها کردهٔ خویشتن را ببین
    زمین دیگر آن کودک پاک نیست
    پر آلودگی.هاست دامان وی
    که خاکش به سر، گرچه جز خاک نیست
    گزارشگران تو گویا دگر
    زبانشان فسرده ست، یا روز و شب
    دروغ و دروغ آورندت خبر
    کسی دیگر اینجا تو را بنده نیست
    درین کهنه محراب تاریک، بس
    فریبنده هست و پرستنده نیست
    علی رفت، زردشت فرمند خفت
    شبان تو گم گشت، و بودای پاک
    رخ اندر شب نی روانان نهفت
    نمانده ست جز من کسی بر زمین
    دگر ناکسانند و نامردمان
    بلند آستان و پلید آستین
    همه باغ.ها پیر و پژمرده.اند
    همه راه.ها مانده بی رهگذر
    همه شمع و قندیل.ها مرده.اند
    تو گر مرده.ای، جانشین تو کیست؟
    که پرسد؟ که جوید؟ که فرمان دهد؟
    وگر زنده.ای، کاین پسندیده نیست
    مگر صخره.های سپهر بلند
    که بودند روزی به فرمان تو
    سر از امر و نهی تو پیچیده.اند؟
    مگر مهر و توفان و آب، ای خدا
    دگر نیست در پنجهٔ پیر تو؟
    که گویی: بسوز، و بروب، و برای
    گذشت، ای پیر پریشان! بس است
    بمیران، که دونند، و کمتر ز دون
    بسوزان، که پستند، و ز آن سوی پست
    یکی بشنو این نعرهٔ خشم را
    برای که بر پا نگه داشتی
    زمینی چنین بی حیا چشم را؟
    گر این بردباری برای من است
    نخواهم من این صبر و سنگ تو را
    نبینی که دیگر نه جای من است؟
    ازین غرقه در ظلمت و گمرهی
    ازین گوی سرگشتهٔ ناسپاس
    چه ماده ست؟ چه قرن.های تهی؟
    گران است این بار بر دوش من
    گران است، کز پس شرم و شرف
    بفرسود روح سیه پوش من
    خدایا! غم آلوده شد خانه.ام
    پر از خشم و خون است و درد و دریغ
    دل خستهٔ پیر دیوانه.ام





    #92 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:18

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    ای شده چون سنگ سیاهی صبور
    پیش دروغ همه لبخندها
    بسته چو تاریکی جاویدگر
    خانه به روی همه سوگندها
    من ز تو باور نکنم، این تویی؟
    دوش چه دیدی، چه شنیدی، به خواب؟
    بر تو، دلا! فرخ و فرخنده باد
    دولت این لرزش و این اضطراب
    زنده.تر از این تپش گرم تو
    عشق ندیده ست و نبیند دگر
    پاک.تر از آه تو پروانه.ای
    بر گل یادی ننشیند دگر


    #93 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:19

  5. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    گرگ هاری شده.ام
    هرزه پوی و دله دو
    شب درین دشت زمستان زدهٔ بی همه چیز
    می.دوم، برده ز هر باد گرو
    چشم.هایم چو دو کانون شرار
    صف تاریکی شب را شکند
    همه بی رحمی و فرمان فرار
    گرگ هاری شده.ام، خون مرا ظلمت زهر
    کرده چون شعلهٔ چشم تو سیاه
    تو چه آسوده و بی باک خرامی به برم
    آه، می.ترسم، آه
    آه، می.ترسم از آن لحظهٔ پر لذت و شوق
    که تو خود را نگری
    مانده نومید ز هر گونه دفاع
    زیر چنگ خشن وحشی و خونخوار منی
    پوپکم! آهوکم
    چه نشستی غافل
    کز گزندم نرهی، گرچه پرستار منی
    پس ازین درهٔ ژرف
    جای خمیازهٔ جادو شدهٔ غار سیاه
    پشت آن قلهٔ پوشیده ز برف
    نیست چیزی، خبری
    ور تو را گفتم چیز دگری هست، نبود
    جز فریب دگری
    من ازین غفلت معصوم تو، ای شعلهٔ پاک
    بیشتر سوزم و دندان به جگر می.فشرم
    منشین با من، با من منشین
    تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟
    تو چه دانی که پس هر نگه سادهٔ من
    چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
    یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
    بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست
    دردم این نیست ولی
    دردم این است که من بی تو دگر
    از جهان دورم و بی خویشتنم
    پوپکم! آهوکم
    تا جنون فاصله.ای نیست از اینجا که منم
    مگرم سوی تو راهی باشد
    چون فروغ نگهت
    ورنه دیگر به چه کارایم من
    بی تو؟ چون مردهٔ چشم سیهت
    منشین اما با من، منشین
    تکیه بر من مکن، ای پردهٔ طناز حریر
    که شراری شده.ام
    پوپکم! آهوکم
    گرگ هاری شده.ام


    #94 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:20

  6. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض

    بیمارم، مــــادر جان
    می.دانم، می.بینی
    می.بینم، می.دانی
    می.ترسی، می.لرزی
    از کارم، رفتارم، مــــادر جان
    می.دانم، می.بینی
    گه گریم، گه خندم
    گه گیجم، گه مستم
    و هر شب تا روزش
    بیدارم، بیدارم، مــــادر جان
    می.دانم، می.دانی
    کز دنیا، وز هستی
    هشیاری، یا مستی
    از مـــــادر، از خواهر
    از دختر، از همسر
    از این یک، و آن دیگر
    بیزارم، بیزارم، مــــــادر جان
    من دردم بی ساحل
    تو رنجت بی حاصل
    ساحر شو، جادو کن
    درمان کن، دارو کن
    بیمارم، بیمارم، بیمارم، مـــــآدر جان


    #95 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:21

  7. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض

    گویا دگر فسانه به پایان رسیده بود
    دیگر نمانده بود به رایم بهانه.ای
    جنبید مشت مرگ و در آن خاک سرد گور
    می.خواست پر کند
    روح مرا، چو روزن تاریکخانه.ای
    اما بسان باز پسین پرسشی که هیچ
    دیگر نه پرسشی ست از آن پس نه پاسخی
    چشمی که خوش.ترین خبر سرنوشت بود
    از آشیان سادهٔ روحی فرشته وار
    کز روشنی چو پنجره.ای از بهشت بود
    خندید با ملامت، با مهر، با غرور
    با حالتی که خوش.تر از آن کس ندیده است
    کای تخته سنگ پیر
    آیا دگر فسانه به پایان رسیده است؟
    چشمم پرید ناگه و گوشم کشید سوت
    خون در رگم دوید
    امشب صلیب رسم کنید، ای ستاره.ها
    برخاستم ز بستر تاریکی و سکوت
    گویی شنیدم از نفس گرم این پیام
    عطر نوازشی که دل از یاد برده بود
    اما دریغ، کاین دل خوشباورم هنوز
    باور نکرده بود
    کآورده را به همره خود باد برده بود
    گویی خیال بود، شبح بود، سایه بود
    یا آن ستاره بود که یک لمحه زاد و مرد
    چشمک زد و فسرد
    لشکر نداشت در پی، تنها طلایه بود
    ای آخرین دریچهٔ زندان عمر من
    ای واپسین خیال شبح وار سایه رنگ
    از پشت پرده.های بلورین اشک خویش
    با یاد دلفریب تو بدرود می.کنم
    روح تو را و هرزه درایان پست را
    با این وداع تلخ ملولانه ی نجیب
    خشنود می.کنم
    من لولی ملامتی و پیر و مرده دل
    تو کولی جوان و بی آرام و تیز دو
    رنجور می.کند نفس پیر من تو را
    حق داشتی، برو
    احساس می.کنم ملولی ز صحبتم
    آن پاکی و زلالی لبخند در تو نیست
    و آن جلوه.های قدسی دیگر نمی.کنی
    می بینمت ز دور و دلم می.تپد ز شوق
    می.بینم برابر و سر بر نمی.کنی
    این رنج کاهدم که تو نشناختی مرا
    در من ریا نبود صفا بود هر چه بود
    من روستاییم، نفسم پاک و راستین
    باور نمی.کنم که تو باور نمی.کنی
    این سرگذشت لیلی و مجنون نبود ... آه
    شرم آیدم ز چهرهٔ معصوم دخترم
    حتی نبود قصهٔ یعقوب دیگری
    این صحبت دو روح جوان، از دو مرد بود
    یا الفت بهشتی کبک و کبوتری
    اما چه نادرست در آمد حساب من
    از ما دو تن یکی نه چنین بود، ای دریغ
    غمز و فریبکاری مشتی حسود نیز
    ما را چو دشمنی به کمین بود، ای دریغ
    مسموم کرد روح مرا بی صفاییت
    بدرود، ای رفیق می و یار مستی.ام
    من خردی تو دیدم و بخشایمت به مهر
    ور نیز دیده.ای تو، ببخشای پستی.ام
    من ماندم و ملال و غمم، رفته.ای تو شاد
    با حالتی که بدتر از آن کس ندیده است
    ای چشمهٔ جوان
    گویا دگر فسانه به پایان رسیده است


    #96 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:24

  8. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض







    آب و آتش نسبتی دارند جاویدان
    مثل شب با روز، اما از شگفتی.ها
    ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما
    آتشی با شعله.های آبی زیبا
    آه
    سوزدم تا زنده.ام یادش که ما بودیم
    آتشی سوزان و سوزاننده و زنده
    چشمهٔ بس پاکی روشن
    هم فروغ و فر دیرین را فروزنده
    هم چراغ شب زدای معبر فردا
    آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
    آتشی که آب می.پاشند بر آن، می.کند فریاد
    ما مقدس آتشی بودیم، بر ما آب پاشیدند
    آب.های شومی و تاریکی و بیداد
    خاست فریادی، و درد آلود فریادی
    من همان فریادم، آن فریاد غم بنیاد
    هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
    من نخواهم برد، این از یاد
    کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
    گفتم و می.گویم و پیوسته خواهم گفت
    ور رود بود و نبودم
    همچنان که رفته است و می.رود
    بر باد





    #97 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:25

  9. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض








    چه می.کنی؟ چه می.کنی؟
    درین پلید دخمه.ها
    سیاه.ها، کبودها
    بخارها و دودها؟
    ببین چه تیشه می.زنی
    به ریشهٔ جوانیت
    به عمر و زندگانیت
    به هستیت، جوانیت
    تبه شدی و مردنی
    به گورکن سپردنی
    چه می.کنی؟ چه می.کنی؟
    چه می.کنم؟ بیا ببین
    که چون یلان تهمتن
    چه سان نبرد می.کنم
    اجاق این شراره را
    که سوزد و گدازدم
    چو آتش وجود خود
    خموش و سرد می.کنم
    که بود و کیست دشمنم؟
    یگانه دشمن جهان
    هم آشکار، هم نهان
    همان روان بی امان
    زمان، زمان، زمان، زمان
    سپاه بیکران او
    دقیقه.ها و لحظه.ها
    غروب و بامدادها
    گذشته.ها و یادها
    رفیق.ها و خویش.ها
    خراش.ها و ریش.ها
    سراب نوش و نیش.ها
    فریب شاید و اگر
    چو کاش.های کیش.ها
    بسا خسا به جای گل
    بسا پسا چو پیش.ها
    دروغ.های دست.ها
    چو لاف.های مست.ها
    به چشم.ها، غبارها
    به کارها، شکستها
    نویدها، درودها
    نبودها و بودها
    سپاه پهلوان من
    به دخمه.ها و دام.ها
    پیاله.ها و جام.ها
    نگاه.ها، سکوت.ها
    جویدن بروتها
    شراب.ها و دودها
    سیاه.ها، کبودها
    بیا ببین، بیا ببین
    چه سان نبرد می.کنم
    شکفته.های سبز را
    چگونه زرد می.کنم





    #98 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:26

  10. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض








    نجوا کنان به زمزمه سرگرم
    مردی ست با سرودی غمناک
    خسته دلی، شکسته دلی، بیزار
    از سر فکنده تاج عرب بر خاک
    این شرزه شیر بیشهٔ دین، آیت خدا
    بی هیچ باک و بیم و ادا
    سوی عجم کشیده دلش، از عرب جدا
    امشب به جای تاج عرب شوق کوچ به سر دارد
    آهسته می.سراید و با خویش
    امشب سرود و سر دگر دارد
    نجوا کنان به زمزمه، نالان و بی قرار
    با درد و سوز گرید و گوید
    امشب چو شب به نیمه رسد خیزم
    وز این سیاه زاویه بگریزم
    پنهان رهی شناسم و با شوق می.روم
    ور بایدم دویدن، با شوق می.دوم
    گر بسته بود در؟
    به خدا داد می.زنم
    سر می.نهم به درگه و فریاد می.کنم
    خسته دل شکسته دل غمناک
    افکنده تیره تاج عرب از سر
    فریاد می.کند
    هیهای! های! های
    ای ساقیان سرخوش میخانهٔ الست
    راهم دهید ای! پناهم دهید ای!
    اینجا
    درمانده.ای ز قافلهٔ بیدل شماست
    آواره.ای، گریخته.ای، مانده بی پناه
    آه
    اینجا منم، منم
    کز خویشتن نفورم و با دوست دشمنم
    امشب عجیب حال خوشی دارد
    پا می.زند به تاج عرب، گریان
    حال خوشی، خیال خوشی دارد
    امشب من از سلاسل پنهان مدرسه
    سیر از اصول و میوه و شاخ درخت دین
    وز شک و از یقین
    وز رجس خلق و پاکی دامان مدرسه
    بگریختم
    چگونه بگویم؟
    حکایتی ست
    دیگر به تنگ آمده بودم
    از خنده.های طعن
    وز گریه.های بیم
    دیگر دلم گرفته ازین حرمت و حریم
    تا چند می.توانم باشم به طعن و طنز
    حتی گهی به نعرهٔ نفرین تلخ و تند
    غیبت کنان و بدگو پشت سر خدا؟
    دیگر به تنگ آمده.ام من
    تا چند می.توانم باشم از او جدا؟
    صاحبدلی ز مدرسه آمد به خانقاه
    با خاطری ملول ز ارکان مدرسه
    بگریخت از فریب و ریا، از دروغ و جهل
    نابود باد - گوید - بنیان مدرسه
    حال خوش و خیال خوشی دارد
    با خویشتن جدال خوشی دارد
    و کنون که شب به نیمه رسیده ست
    او در خیال خود را بیند
    کاوراق شمس و حافظ و خیام
    این سرکشان سر خوش اعصار
    این سرخوشان سرکش ایام
    این تلخاکام طایفهٔ شنگ و شور بخت
    زیر عبا گرفته و بر پشت پوست تخت
    آهسته می.گریزد
    و آب سبوی کهنه و چرکین خود به پای
    بر خاک راه ریزد
    امشب شگفت حال خوشی دارد
    و کنون که شب ز نیمه گذشته ست
    او، در خیال، خود را بیند
    پنهان گریخته ست و رسیده به خانقاه، ولی بسته است در
    و او سر به در گذاشته و از شکاف آن
    با اشتیاق قصهٔ خود را
    می.گوید و ز هول دلش جوش می.زند
    گویی کسی به قصهٔ او گوش می.کند
    امشب به گاه خلوت غمناک نیمشب
    گردون بسان نطع مرصع بود
    هر ...ریش آیتی از ذات ایزدی
    آفاق خیره بود به من، تا چه می.کنم
    من در سپهر خیره به آیات سرمدی
    بگریختم
    به سوی شما می.گریختم
    بگریختم، به سوی شما آمدم
    شما
    ای ساقیان سرخوش میخانهٔ الست
    ای لولیان مست بهایان کرده پشت، به خیام کرده رو
    آیا اجازه هست؟
    شب خلوت است و هیچ صدایی نمی.رسد
    او در خیال خود را، بی تاب، بی قرار
    بیند که مشت کوبد پر کوب، بر دری
    با لابه و خروش
    اما دری چو نیست، خورد مشت بر سری
    راهم دهید ای! پناهم دهید ای!
    می.ترسد این غریب پناهنده
    ای قوم، پشت در مگذاریدش
    ای قوم، از برای خدا
    گریه می.کند
    نجواکنان، به زمزمه سرگرم
    مردی ست دل شکسته و تنها
    امشب سرود و سر دگر دارد
    امشب هوای کوچ به سر دارد
    اما کسی ز دوست نشانش نمی.دهد
    غمگین نشسته، گریه امانش نمی.دهد
    راهم ... دهید، ای! ... پناهم دهید ... ای!
    هو ... هوی .... های ... های


    #99 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:27

  11. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    مدیـر ارشـد سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,441
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13148
    10,703
    سپاس از شما 14,366 بار در 4,254 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    نگفتندش چو بیرون می.کشاند از زادگاهش سر
    که آنجا آتش و دود است
    نگفتندش: زبان شعله می.لیسد پر پاک جوانت را
    همه درهای قصر قصه.های شاد مسدود است
    نگفتندش: نوازش نیست، صحرا نیست، دریا نیست
    همه رنج است و رنجی غربت آلود است
    پرید از جان پناهش مرغک معصوم
    درین مسموم شهر شوم
    پرید، اما کجا باید فرودید؟
    نشست آنجا که برجی بود خورده به آسمان پیوند
    در آن مردی، دو چشمش چون دو کاسهٔ زهر
    به دست اندرش رودی بود، و با رودش سرودی چند
    خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی
    به چشمش قطره.های اشک نیز از درد می.گفتند
    ولی زود از لبش جوشید با لبخندها، تزویر
    تفو بر آن لب و لبخند
    پرید، اما دگر آیا کجا باید فرودید؟
    نشست آنجا که مرغی بود غمگین بر درختی لخت
    سری در زیر بال و جلوه.ای شوریده رنگ، اما
    چه داند تنگدل مرغک؟
    عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می.پخت
    پرید آنجا، نشست اینجا، ولی هر جا که می.گردد
    غبار و آتش و دود است
    نگفتندش کجا باید فرودید
    همه درهای قصر قصه.های شاد مسدود است
    دلش می.ترکد از شکوای آن ...ر که دارد چون
    صدف با خویش
    دلش می.ترکد از این تنگنای شوم پر تشویش
    چه گوید با که گوید، آه
    کز آن پرواز بی حاصل درین ویرانهٔ مسموم
    چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش
    همه پرهای پاکش سوخت
    کجا باید فرودید، پریشان مرغک معصوم؟


    #100 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت 11:28

موضوع بسته شد
صفحه 10 از 11 نخستنخست ... 8 9 10 11 آخرینآخرین

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 14 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست