کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

جهت مشاهده ی پستی که بیشترین امتیاز مثبت را در این تاپیک کسب کرده است اینجا را کلیک کنید

موضوع بسته شد
صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 5 6 7 8 9 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 106

موضوع: اشعار مهدی اخوان ثالث

  1. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض







    اینجا که ماییم سرزمین سرد سکوت است
    به الهامان سوخته ست،. لب.ها خاموش
    نه اشکی، نه لبخندی،.و نه حتی یادی از لب.ها و چشم.ها
    زیراک اینجا اقیانوسی ست که هر به دستی از سواحلش
    مصب رودهای بی زمان بودن است
    وزآن پس آرامش خفتار و خلوت نیستی
    همه خبرها دروغ بود
    و همه آیاتی که از پیامبران بی شمار شنیده بودم
    بسان گام.های بدرقه کنندگان تابوت
    از لب گور پیش.تر آمدن نتوانستند
    باری ازین گونه بود
    فرجام همه گناهان و بی.گناهی
    نه پیشوازی بود و خوشامدی،.نه چون و چرا بود
    و نه حتی بیداری پنداری که بپرسد: کیست؟
    زیرک اینجا سر دستان سکون است
    در اقصی پرکنه های سکوت
    سوت، کور، برهوت
    حباب.های رنگین، در خواب.های سنگین
    چترهای پر طاووسی خویش برچیدند
    و سیا سایهٔ دودها،.در اوج وجودشان،.گویی نبودند
    باغ.های میوه و باغ گل.های آتش را فراموش کردیم
    دیگر از هر بیم و امید آسوده.ایم
    گویا هرگز نبودیم،نبوده.ایم
    هر یک از ما، در مهگون افسانه.های بودن
    هنگامی که می.پنداشتیم هستیم
    خدایی را، گرچه به انکار
    انگار
    با خویشتن بدین سوی و آن سوی می.کشیدیم
    اما کنون بهشت و دوزخ در ما مرده ست
    زیرا خدایان ما
    چون اشک.های بدرقه کنندگان
    بر گورهامان خشکیدند و پیش.تر نتوانستند آمد
    ما در سایهٔ آوار تخته سنگ.های سکوت آرمیده.ایم
    گامهامان بی صداست
    نه بامدادی، نه غروبی
    وینجا شبی ست که هیچ اختری در آن نمی.درخشد
    نه بادبان پلک چشمی، نه بیرق گیسویی
    اینجا نسیم اگر بود بر چه می.وزید؟
    نه سینهٔ زورقی، نه دست پارویی
    اینجا امواج اگر بود، با که در می.آویخت؟
    چه آرام است این پهناور، این دریا
    دلهاتان روشن باد
    سپاس شما را، سپاس و دیگر سپاس
    بر گورهای ما هیچ شمع و مشعلی مفروزید
    زیرا تری هیچ نگاهی بدین درون نمی.تراود
    خانه هاتان آباد
    بر گورهای ما هیچ سایبان و سراپرده.ای مفرازید
    زیرا که آفتاب و ابر شما را با ما کاری نیست
    و های،. زنجیرها! این زنجموره هاتان را بس کنید
    اما سرودها و دعاهاتان این شب کورها
    که روز همه روز،.و شب همه شب در این حوالی به طوافند
    بسیار ناتوان.تر از آنند که صخره.های سکوت را بشکافند
    و در ظلمتی که ما داریم پرواز کنند
    به هیچ نذری و نثاری حاجت نیست
    بادا شما را آن نان و حلواها
    بادا شما را خوان.ها، خرماها
    ما را اگر دهانی و دندانی می.بود،.در کار خنده می.کردیم
    بر این.ها و آنهاتان
    بر شمع.ها، دعاها،.خوانهاتان
    در آستانهٔ گور خدا و ..... ایستاده بودند
    و هر یک هر آنچه به ما داده بودند
    باز پس می.گرفتند
    آن رنگ و آهنگ.ها، آرایه و پیرایه.ها، شعر و شکایت.ها
    و دیگر آنچه ما را بود،.بر جا ماند
    پروا و پروانهٔ همسفری با ما نداشت
    تنها، تنهایی بزرگ ما
    که نه خدا گرفت آن را، نه .....
    با ما چو خشم ما به درون آمد
    کنون او
    این تنهایی بزرگ
    با ما شگفت گسترشی یافته
    این است ماجرا
    ما نوباوگان این عظمتیم
    و راستی
    آن اشک.های شور،زادهٔ این گریه.های تلخ
    وین ضجه.های جگرخراش و دردآلودتان
    برای ما چه می.توانند کرد؟
    در عمق این ستون.های بلورین دل نمک
    تندیس من.های شما پیداست
    دیگر به تنگ آمده.ایم الحق
    و سخت ازین مرثیه خوانی.ها بیزاریم
    زیرا اگر تنها گریه کنید، اگر با هم
    اگر بسیار اگر کم
    در پیچ و خم کوره راه.های هر مرثیه.تان
    دیوی به نام نامی من کمین گرفته است
    آه
    آن نازنین که رفت
    حقا چه ارجمند و گرامی بود
    گویی فرشته بود نه آدم
    در باغ آسمان و زمین، ما گیاه و او
    گل بود، ماه بود
    با من چه مهربان و چه دلجو، چه جان نثار
    او رفت، خفت،. حیف
    او بهترین،.عزیزترین دوستان من
    جان من و عزیزتر از جان من
    بس است
    بسمان است این مرثیه خوانی و دلسوزی
    ما، از شما چه پنهان،.دیگر
    از هیچ کس سپاسگزار نخواهیم بود
    نه نیز خشمگین و نه دلگیر
    دیگر به سر رسیده قصهٔ ما،.مثل غصه.مان
    این اشکهاتان را
    بر من.های بی کس مانده.تان نثار کنید
    من.های بی پناه خود را مرثیت بخوانید
    تندیس.های بلورین دل نمک
    اینجا که ماییم سرزمین سرد سکوت است
    و آوار تخته سنگ.های بزرگ تنهایی
    مرگ ما را به سراپردهٔ تاریک و یخ زدهٔ خویش برد
    بهانه.ها مهم نیست
    اگر به کالبد بیماری، چون ماری آهسته سوی ما خزید
    و گر که رعدش غرید و مثل برق فرود آمد
    اگر که غافل نبودیم و گر که غافلگیرمان کرد
    پیر بودیم یا جوان،به هنگام بود یا ناگهان
    هر چه بود ماجرا این بود
    مرگ، مرگ، مرگ
    ما را به خوابخانه ی خاموش خویش خواند
    دیگر بس است مرثیه،.دیگر بس است گریه و زاری
    ما خسته.ایم، آخر
    ما خوابمان می.اید دیگر
    ما را به حال خود بگذارید
    اینجا سرای سرد سکوت است
    ما موج.های خامش آرامشیم
    با صخره.های تیره ترین کوری و کری
    پوشانده.اند سخت چشم و گوش روزنه.ها را
    بسته ست راه و دیگر هرگز هیچ پیک و پیامی اینجا نمی.رسد
    شاید همین از ما برای شما پیغامی باشد
    کاین جا نه میوه.ای نه گلی، هیچ هیچ هیچ
    تا پر کنید هر چه توانید و می.توان
    زنبیل.های نوبت خود را
    از هر گل و گیاه و میوه که می.خواهید
    یک لحظه لحظه هاتان را تهی مگذارید
    و شاخه.های عمرتان را ستاره باران کنید






    #61 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۱ در ساعت 08:40

  2. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

  3. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض

    با همین چشم، همین دل
    دلم دید و چشمم می.گوید
    آن قدر که زیبایی رنگارنگ است،.هیچ چیز نیست
    زیرا همه چیز زیباست،.زیباست،.زیباست
    و هیچ چیز همه چیز نیست
    و با همین دل، همین چشم
    چشمم دید، دلم می.گوید
    آن قد که زشتی گوناگون است،.هیچ چیز نیست
    زیرا همه چیز زشت است،. زشت است،. زشت است
    و هیچ چیز همه چیز نیست
    زیبا و زشت، همه چیز و هیچ چیز
    و هیچ، هیچ، هیچ، اما
    با همین چشم.ها و دلم
    همیشه من یک آرزو دارم
    که آن شاید از همه آرزوهایم کوچک.تر است
    از همه کوچک.تر
    و با همین دل و چشمم
    همیشه من یک آرزو دارم
    که آن شاید از همه آرزوهایم بزرگ.تر است
    از همه بزرگ.تر
    شاید همه آرزوها بزرگند، شاید همه کوچک
    و من همیشه یک آرزو دارم
    با همین دل
    و چشم.هایم
    همیشه


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #62 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:17

  4. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض












    چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی
    هر چه برگم بود و بارم بود
    هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود
    هر چه یاد و یادگارم بود
    ریخته ست
    چون درختی در زمستانم
    بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود
    دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری
    در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست؟
    دیگر آیا زخمه.های هیچ پیرایش
    با امید روزهای سبز آینده
    خواهدم این سوی و آن سو خست؟
    چون درختی اندر اقصای زمستانم
    ریخته دیری ست
    هر چه بودم یاد و بودم برگ
    یاد با نرمک نسیمی چون نماز شعلهٔ بیمار لرزیدن
    برگ چونان صخرهٔ کری نلرزیدن
    یاد رنج از دست.های منتظر بردن
    برگ از اشک و نگاه و ناله آزردن
    ای بهار همچنان تا جاودان در راه
    همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهای دگر بگذر
    هرگز و هرگز
    بر بیابان غریب من
    منگر و منگر
    سایهٔ نمناک و سبزت هر چه از من دورتر،خوش.تر
    بیم دارم کز نسیم ساحر ابریشمین تو
    تکمهٔ سبزی بروید باز، بر پیراهن خشک و کبود من
    همچنان بگذار
    تا درود دردناک اندهان ماند سرود من





    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #63 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:18

  5. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  6. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض




    خشمگین و مست و دیوانه ست
    خاک را چون خیمه.ای تاریک و لرزان بر می.افرازد
    باز ویران می.کند زود آنچه می.سازد
    همچو جادویی توانا، هر چه خواهد می.تواند باد
    پیل ناپیدای وحشی باز آزاد است
    مست و دیوانه
    بر زمین و بر زمان تازد
    کوبد و آشوبد و بر خاک اندازد
    چه تناورهای بارومند
    و چه بی برگان عاطل را
    که تکانی داد و از بن کند
    خانه از بهر کدامین عید فرخ می.تکاند باد؟
    لیکن آنجا، وای
    با که باید گفت؟
    بر درختی جاودان از معبر بذل بهاران دور
    وز مسیر جویباران دور
    آشیانی بود، .مسکین در حصار عزلتش محصور
    آشیان بود آن، که در هم ریخت،. ویران کرد،. با خود برد
    آیا هیچ داند باد؟


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #64 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:25

  7. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  8. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    باری، حکایتی ست
    حتی شنیده.ام
    بارانی آمده ست و به راه اوفتاده سیل
    هر جا که مرز بوده و خط،. پاک شسته است
    چندان که شهربند قرقها شکسته است
    و همچنین شنیده.ام آنجا
    باران بال و پر
    می.بارد از هوا
    دیگر بنای هیچ پلی بر خیال نیست
    کوته شده ست فاصلهٔ دست و آرزو
    حتی نجیب بودن و ماندن، محال نیست
    بیدار راستین شده خواب فسانه.ها
    مرغ سعادتی که در افسانه می.پرید
    هر سو زند صلا
    کای هر کی! بیا
    زنبیل خویش پر کن، از آنچت آرزوست
    و همچنین شنیده.ام آنجا
    چی؟
    لبخند می.زنی؟
    من روستاییم، نفسم پاک و راستین
    باور نمی.کنم که تو باور نمی.کنی
    آری، حکایتی ست
    شهری چنین که گفتی، الحق که آیتی ست
    اما
    من خواب دیده.ام
    تو خواب دیده.ای
    او خواب دیده است
    ما خواب دی...ـ
    بس است


    تعداد کل آرای این پست : 2
    تعداد آرای مثبت : 2
    #65 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:28

  9. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  10. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض







    یادمان نمانده کز چه روزگار
    از کدام روز هفته، در کدام فصل
    ساعت بزرگ
    مانده بود یادگار
    لیک همچو داستان دوش و دی
    مانده یادمان که ساعت بزرگ
    در میان باغ شهر پر غرور
    بر سر ستونی آهنین نهاده بود
    در تمام روز و شب
    تیک و تک او به گوش می.رسید
    صفحهٔ مسدسش
    رو به چارسو گشاده بود
    با شکفته چهره.ای
    زیر گونه گون نثار فصل.ها
    ایستاده بود
    گرچه گاهگاه
    چهرش اندکی مکدر از غبار بود
    لیکن از فرودتر مغاک شهر
    وز فرازتر فراز
    با همه کدورت غبار .، باز
    از نگار و نقش روی او
    آنچه باید آشکار بود
    با تمام زودها و دیرها ملول و قهر بود
    ساعت بزرگ
    ساعت یگانه.ای که راستگوی دهر بود
    ساعتی که طرفه تیک و تک او
    ضرب نبض شهر بود
    دنگ دنگ زنگ او بلند
    بازویش دراز
    همچو بازوان میترای دیر باز
    دیر باز دور یاز
    تا فرودتر فرود
    تا فرازتر فراز
    سال.های سال
    گرم کار خویش بود
    ما چه حرف.ها که می.زدیم
    او چه قصه.ها که می.سرود
    ساعت بزرگ شهر ما
    هان بگوی
    کاروان لحظه.ها
    تا کجا رسیده است؟
    رهنورد خسته گام
    با دیار آِنا رسیده است؟
    تیک و تک - تیک و تک
    هر کرانه جاودان دوان
    رهنورد چیره گام ما
    با سرود کاروان روان
    ساعت بزرگ شهر ما
    هان بگوی
    در کجاست آفتاب
    اینک، این دم، این زمان؟
    در کجا طلوع؟
    در کجا غروب؟
    در کجا سحرگهان
    تک و تیک - تیک و تک
    او بر آن بلند جای
    ایستاده تابناک
    هر زمان بر این زمین گرد گرد
    مشرقی دگر کند پدید
    آورد فروغ و فر پرشکوه
    گسترد نوازش و نوید
    یادمان نمانده کز چه روزگار
    مانده بود یادگار
    مانده یادمان ولی که سال.هاست
    در میان باغ پیر شهر روسپی
    ساعت بزرگ ما شکسته است
    زین مسافران گمشده
    در شبان قطبی مهیب
    دیگر اینک، این زمان
    کس نپرسد از کسی
    در کجا غروب
    در کجا سحرگهان






    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #66 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:29

  11. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  12. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    دیگر اکنون دیری و دوری ست
    کاین پریشان مرد
    این پریشان پریشانگرد
    در پس زانوی حیرت مانده، خاموش است
    سخت بیزار از دل و دست و زبان بودن
    جمله تن، چون در دریا، چشم
    پای تا سر، چون صدف، گوش است
    لیک در ژرفای خاموشی
    ناگهان بی اختیار از خویش می.پرسد
    کآن چه حالی بود؟
    آنچه می.دیدیم و می.دیدند
    بود خوابی، یا خیالی بود؟
    خامش، ای آواز خوان! خامش
    در کدامین پرده می.گویی؟
    وز کدامین شور یا بیداد؟
    با کدامین دلنشین گلبانگ، می.خواهی
    این شکسته خاطر پژمرده را از غم کنی آزاد؟
    چرکمرده صخره.ای در سینه دارد او
    که نشوید همت هیچ ابر و بارانش
    پهنه ور دریای او خشکید
    کی کند سیراب جود جویبارانش؟
    با بهشتی مرده در دل،.کو سر سیر بهارانش؟
    خنده؟ اما خنده.اش خمیازه را ماند
    عقده.اش پیر است و پارینه
    لیک دردش درد زخم تازه را ماند
    گرچه دیگر دوری و دیری ست
    که زبانش را ز دندانه.اش
    عاجگون ستوار زنجیری ست
    لیکن از اقصای تاریک سکوتش، تلخ
    بی که خواهد، یا که بتواند نخواهد، گاه
    ناگهان از خویشتن پرسد
    راستی را آن چه حالی بود؟
    دوش یا دی، پار یا پیرار
    چه شبی، روزی، چه سالی بود؟
    راست بود آن رستم دستان
    یا که سایهٔ دوک زالی بود؟


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #67 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:31

  13. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  14. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض





    سر کوه بلند آمد سحر باد
    ز توفانی که می.آمد خبر داد
    درخت سبزه لرزیدند و لاله
    به خاک افتاد و مرغ از چهچهه افتاد
    سر کوه بلند ابر است و باران
    زمین غرق گل و سبزهٔ بهاران
    گل و سبزهٔ بهاران خاک و خشت است
    برای آن که دور افتد ز یاران
    سر کوه بلند آهوی خسته
    شکسته دست و پا، غمگین نشسته
    شکست دست و پا درد است، اما
    نه چون درد دلش کز غم شکسته
    سر کوه بلند افتان و خیزان
    چکان خونش از دهان زخم و ریزان
    نمی.گوید پلنگ پیر مغرور
    که پیروزید از ره، یا گریزان
    سر کوه بلند آمد عقابی
    نه هیچش ناله.ای، نه پیچ و تابی
    نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
    غروبی بود و غمگین آفتابی
    سر کوه بلند از ابر و مهتاب
    گیاه و گل گهی بیدار و گه خواب
    اگر خوابند اگر بیدار، گویند
    که هستی سایهٔ ابر است، دریاب
    سر کوه بلند آمد حبیبم
    بهاران بود و دنیا سبز و خرم
    در آن لحظه که بوسیدم لبش را
    نسیم و لاله رقصیدند با هم


    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #68 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:34

  15. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  16. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض

    خفتگان نقش قالی، دوش با من خلوتی کردند
    رنگشان پرواز کرده با گذشت سالیان دور
    و نگاه این یکیشان از نگاه آن دگر مهجور
    با من و دردی کهن،. تجدید عهد صحبتی کردند
    من به رنگ رفته.شان، وز تار و پود مرده.شان بیمار
    و نقوش در هم و افسرده.شان، غمبار
    خیره ماندم سخت و لختی حیرتی کردم
    دیدم ایشان هم ز حال و حیرت من حیرتی کردند
    من نمی.گفتم کجایند آن همه بافندهٔ رنجور
    روز را با چند پاس از شب به خلط سینه.ای
    در مزبل افتاده بنام سکه.ای مزدور
    یا کجایند آن همه ریسنده و چوپان و گلهٔ خوش چرا
    در دشت و در دامن
    یا کجا گل.ها و ریحان.های رنگ افکن
    من نمی.رفتم به راه دور
    به همین نزدیک.ها اندیشه می.کردم
    همین شش سال و اندی پیش
    که پدرم آزاد از تشویش بر این خفتگان می.هشت
    گام خویش
    یاد از او کردم که اینک سر کشیده زیر بال خاک و خاموشی
    پرده بسته بر حدیثش عنکبوت پیر و بی رحم فراموشی
    لاجرم زی شهر بند رازهای تیرهٔ هستی
    شطی از دشنام و نفرین را روان با قطره اشک عبرتی کردم
    دیدم ایشان نیز
    سوی من گفتی نگاه عبرتی کردند
    گفتم: ای گل.ها و ریحان.های روی.ات بر مزار او
    ای بی آزرمان زیبا رو
    ای دهان.های مکندهٔ هستی بی اعتبار او
    رنگ و نیرنگ شما آیا کدامین رنگسازی را بکار آید
    بیندش چشم و پسندد دل
    چون به سیر مرغزاری، بوده روزی گور زار، آید؟
    خواندم این پیغام و خندیدم
    و، به دل،. ز انبوه پیغام آوران هم غیبتی کردم
    خفتگان نقش قالی همنوا با من
    می.شنیدم کز خدا هم غیبتی کردند





    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #69 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:38

  17. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  18. Roya آواتار ها
    Roya
    قهرمان تیراندازی با کمان قهرمان تنـیس قهرمان جعبه ها قهرمان Pinboliada قهرمان بچه درسخونها رو بزن قهرمان کماندار در شهر قهرمان شوت دیواری
    شماره کاربری
    15632
    سـرپرسـت سایت
    خرداد /۱۳۹۱
    6,623
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی13172
    10,711
    سپاس از شما 14,390 بار در 4,269 پست
    Follows
    3
    Following
    0

    پیش فرض






    قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
    از کجا وز که خبر آوردی؟
    خوش خبر باشی، اما،.اما
    گرد بام و در من
    بی ثمر می.گردی
    انتظار خبری نیست مرا
    نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
    برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
    برو آنجا که تو را منتظرند
    قاصدک
    در دل من همه کورند و کرند
    دست بردار ازین در وطن خویش غریب
    قاصد تجربه.های همه تلخ
    با دلم می.گوید
    که دروغی تو، دروغ
    که فریبی تو.، فریب
    قاصدک! هان، ولی ... آخر ... ای وای
    راستی آیا رفتی با باد؟
    با توام، ای! کجا رفتی؟ ای
    راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
    مانده خاکستر گرمی، جایی؟
    در اجاقی طمع شعله نمی.بندم خردک شرری هست هنوز؟
    قاصدک
    ابرهای همه عالم شب و روز




    تعداد کل آرای این پست : 1
    تعداد آرای مثبت : 1
    #70 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ در ساعت 10:41

  19. کاربران زیر از شما Roya عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


موضوع بسته شد
صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 5 6 7 8 9 ... آخرینآخرین

جستجو شده ها

Nobody landed on this page from a search engine, yet!

تا این لحظه 14 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست