کانال کیوبیس در تلگرام را دنبال کنید
آهنگسازی
آهنگسازی




صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 1
صفر تا صد آموزش فارسی کیوبیس پک 2
آموزش فارسی صفر تا صد مسترینگ با پلاگینهای waves



دانلود کیوبیس 8 cubase با لینک مستقیم رایگان و آموزش نصب فارسی

دانلود رایگان وی اس تی استرینگ شرقی Fayez Saidawi Oriental Strings با لینک مستقیم تک پارت از سرور سایت



آموزش آهنگسازی فارسی

+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: مصاحبه روزنامه اعتماد با محمد اسماعیلی، استاد پیشکسوت و نوازنده ساز تنبک

  1. Ramin95 آواتار ها
    Ramin95
    شماره کاربری
    4941
    Contributor
    شهریور /۱۳۹۰
    4,009
    مثبت های دریافتی
    + های دریافتی575
    0
    سپاس از شما 815 بار در 687 پست
    Follows
    0
    Following
    0

    پیش فرض مصاحبه روزنامه اعتماد با محمد اسماعیلی، استاد پیشکسوت و نوازنده ساز تنبک


    به دیدن محمد اسماعیلی، استاد پیشکسوت و نوازنده ساز تنبک، متولد چهارم شهریور 1313 تهران رفته.ایم، کسی که به تایید اساتید فن بعد از حسین تهرانی (که به ساز تنبک شأنیت و شخصیت داد) جایگاه ایشان را خالی نگذاشته. سر تمرین اجرای گروه همنوازان تنبک رفته.ایم که قرار است به مناسبت بزرگداشت این استاد مسلم تنبک روی صحنه بروند و گوشه.یی از آموخته.های خود را به نمایش بگذارند. چیزی در حدود ده دقیقه که مهارت انگشتان و قدرت پنجه.ها در ضرباهنگ ریتم.های گوناگون چنان موجی از شعف و حس تاثیر را برمی.انگیزد که بی.اختیار برای مدتی کنده شدن از محیط و گم شدن در رقص ریتم را تجربه می.کنید. گسست.ها و شکست.ها و سکوت.های به موقع حین تمرین، تنوع ریتم و ورود از ریتم.های سنگین به تم.های آشنا آن.هم به طرفه.العینی که نه گوش احساس گسست کند و نه حس درهم ریختگی ایجاد شود، به روانی و پیوستگی صورت می.گیرد و چیزی جز مهارت در پردازش ریتم و خلاقیت یک روحیه متصل به کائنات نمی.تواند باشد. آن.گونه که خود می.گوید، از تنبک صدای «هو» می.شنود و جز این نمی.تواند باشد چراکه تاثیر تنبک اسماعیلی همگان را به یاد این بیت خواجه در ساقی.نامه معترف می.دارد «که بار غمم بر زمین دوخت پای / به ضرب اصولم برآور ز جای». راست گفته.اند که افتخار اساتید بزرگ به شاگردان.شان است و اسماعیلی هم استثنا نیست و در ابتدای سخن از هنرجویانش تعریف و تشکر می.کند که هم انسان.های ظریفی هستند و هم خوب زحمت کشیده.اند. نشان درجه یک هنری وزارت ارشاد معادل دکترا را دارد اما نظام ناهماهنگ پرداخت هنوز هم گلایه و شکایت هنرمندان را دربردارد، چراکه اغلب با مدارک دکترای هنری حقوق بازنشستگی.ای در حد دیپلم می.گیرند و معلوم نیست کی جایگاه این هنرمندان بی..ادعا در این ابعاد دیده خواهد شد و آیا تکریم هنرمندان فقط منوط به یک روز است؟ اصلا چه کسی به فکر این است که هنرمند چگونه نان شب خود را به دست می.آورد؟ آن هم استادی که هرگز حاضر نشد در برابر چند ده برابر حقوق ماهانه فرهنگ و هنر برود در کافه.ها بنوازد. گپ و گفت با این استاد که حین صحبت تنبک را شاهد می.آورد و ریتمی را روی آن ضرب می.گرفت، لطف دیگری داشت و به خصوص طرز بیان و گفته.هایش که هنوز هم صفای بچه.های تهران قدیم و محله سنگلج را در آن می.توان یافت. او در ابتدای این کلاس می.خواهد هنرجویانش که نزدیک به 30 نفر هستند شهادت دهند که در کلاس از انسانیت چه آموخته.اند و ادب را مهم.تر از تنبک.نوازی می.داند و هزار نکته باریک.تر از مو را عامل تهرانی شدن استاد تهرانی می.داند. گپ صمیمانه.مان را بخوانید ولی پیش از آن سپاسگزاری می.کنم از هنرمند عزیز آقای سعید ثابت که امکان این گفت.وگو را میسر ساختند.

    . شما ظاهرا از سنین کودکی ضرب.نوازی را آغاز کردید، چگونه به موسیقی و ضرب علاقه.مند شدید؟

    من متولد بخش 4 تهران محله سنگلج هستم. دایی.ام ضرب.گیر بود و در عروسی.ها ضرب می.گرفت. دو دایی دیگر هم داشتم که هر دو موزیسین بودند؛ مصطفی و مرتضی گرگین.زاده که سابق با بانو دلکش کار می.کردند. از بچگی ضرب می.زدم. مادرم زن محجبه و مومنی بود و خانواده مذهبی.ای داشتم. او گلدان برایم پوست می.کشید. آن زمان حیاط.ها بزرگ بود و من در حیاط می.چرخیدم و ضرب می.گرفتم و می.گفتم «آی دیمه دیمه آی دیمه دیمه». این را مادرم نقل می.کرد. دایی.ام با استاد تهرانی دوست بود و مراوده داشتند. ایشان مرا به استاد تهرانی معرفی کردند. یکی از آن روزها که استاد تهرانی در منزل دایی.مان بود، ضرب را جلوی من گذاشتند و گفتند محمد بزن استاد ببیند. کمی ضرب گرفتم. همان.جا استاد از من خوش.شان آمد و شماره.شان را به من دادند و من تلفن زدم و دیگر رفتم و رفتم. هنرستان آقای امیرجاهد می.رفتم. با خود آقای تهرانی چند سال کار کردم. در هنرستان آقای امیرجاهد کلاس.های شبانه می.رفتم. و ضرب را آنجا یاد گرفتم. بعد من را آقای تهرانی به هنرستان موسیقی ملی کلنل وزیری معرفی کردند. بعد از آن خودم رفتم کلارینت خریدم پیش آقای غریب در کنسرواتوار موسیقی. هشت سال کلارینت زدم و به خاطر ضرب برگشتم دوباره ضرب را از سر گرفتم. سپس به جای استاد تهرانی در هنرستان موسیقی ملی زمان آقای حسین دهلوی تدریس ضرب را شروع کردم. (استاد تهرانی مریض.احوال بود و نمی.توانست هنرستان بیاید. من را معرفی کرد جایش درس بدهم.) و هنوز که هنوز است، در هنرستان دختران و پسران و دانشگاه ضرب تدریس می.کنم. اصولا دایی.ام باعث پیشرفت من شدند و استاد تهرانی تشخیص دادند که مرا قبول کنند.

    . چگونه استاد تهرانی شما را پذیرفتند؟

    آقای تهرانی آن موقع کسی را تا امتحان نمی.کرد، قبول نمی.کرد. امتحان ریتم از من گرفت. چند تا ریتم زد و من توانستم در حدودی آن ریتم را اجرا کنم و همان موقع شماره تلفن.شان را به من دادند و تماس گرفتم. من را که معرفی کردند، رفتم خانه.شان و شدم مثل پسرشان. آنقدر استاد تهرانی آدم بزرگی بودند. فراموش نمی.کنم زمانی که خانه نداشتم، سند خانه.شان را به من دادند که ببرم بانک رویش وام بگیرم (البته نبردم و وام نگرفتم) اما هیچ وقت این دل.بزرگی ایشان از یادم نمی.رود. این اساتید بزرگ مثل تهرانی و صبا این گونه و بزرگوارانه به کسی که هنرجویشان بود و دوستش داشتند، ابراز لطف و بزرگواری می.کردند. ما آن زمان مثل پدر و پسر بودیم. 30 سال خدمت استاد تهرانی را کردم و افتخار می.کنم. ما این.گونه شاگردی کردیم. متاسفانه امروز این.گونه نیست و هنرجو به خاطر شهریه.یی که می.دهد، همیشه طلبکار است.

    . استاد تهرانی از روی نت به شما آموزش می.دادند؟

    نه، نت را خودم آموختم چون نزد آقای غریب، رییس هنرستان کنسرواتوار موسیقی، کلارینت می.زدم. استاد تهرانی به شیوه سینه به سینه و گوشی کار می.کردند. البته کتاب تنبکی را که نوشته.ام، استاد تهرانی زدند و روی نوار ضبط کردیم، استاد ظریف زحمت کشیدند آن را به نت درآوردند که 30 سال است آن را تدریس می.کنم.

    . آیا نظرها و ایده.های خود را هنگام فراگیری به استاد انتقال می.دادید؟

    هیچ وقت در برابر استاد اظهار وجود نکردم. حتی اگر خودشان ضرب را در آغوشم می.گذاشتند، در برابرش هرگز ضرب نمی.گرفتم. ریتم.هایی هستند که ساخته شده.اند و بیشتر مطرب.های محفل.گرم.کن عروسی.ها درست کرده.اند و می.زنند و آنها آن.گونه دوست داشتند ولی من نمی.کنم. حضرت مولا فرموده: «شوخی نکنیم که ارزشت از بین می.رود، دروغ نگوییم که نورانیت، از میان می.رود. از دو خصلت بپرهیز: آزردگی و کسالت، که اگر آزرده شوی نمی.توانی برحقی بردبار باشی و اگر کسالت به خود راه دهی، نمی.توانی حقی را به جای خود راه دهی.» من راهی که آنها برای خنداندن و سرگرم کردن مردم می.روند، نرفته.ام. آن هم هنری است ولی من آن راه را نرفتم و راهی را رفتم که بزرگانم رفته.اند و این راه را بیشتر پسندیدم و دیدم که برای انسان سنگینی و وزنه بودن خیلی مهم است. هیچ بزرگی را ندیده.اید که جلف باشد یا جوک بگوید و مسخره.بازی دربیاورد. همه.شان وزنه.یی بودند و سنگینی خودشان را داشتند. البته آدم.های بداخلاقی هم نبودند و به موقع آنچه را که لازم بود بگویند، می.گفتند و آدم.های مودبی بودند و از ادب خارج نمی.شدند. حالا این صدا را بشنوید و ببینید تا به حال به شما این را گفته.اند. در این ساز شما صدای خدا را می.شنوید. (تک..ضربه به تنبک) می.گوید «هو» یعنی او. پس از هرچیزی می.توان خوب استفاده کرد و هم بد. چاقو فی.نفسه آدمکش نیست. نفس عمل استفاده.کننده است که از آن چه استفاده.یی ببرد.

    . روش تدریس استاد تهرانی چه نکته. ویژه.یی داشت؟

    گوشی درس می.دادند. یک ریتم را می.زدند و سپس می.گفتند بزن. آنقدر تمرین می.کردم تا خوب جا بیفتد. بعد از آن باز تمرین و تکرار کردیم تا رسیدیم به ریتم در تصانیف و بعدش به شعر و سرانجام وزن.خوانی. در زمانی که از استاد درس می.آموختم، با این شعر شروع کردم و ضرب گرفتم. این کار، کار عمل است. در سابق هر ضربگیری که ضرب می.زده، باید می.توانسته هم بزند و هم بخواند. یکی از هنرهای ضرب.نواز این است. تصانیف قدیم و ردیف.های قدیم را از استادم یاد گرفتم. اولین چیزی که آموختم، ضربی در آواز ابوعطاست: «چه شود به چهره زرد من نظری برای خدا کنی/ که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی/ تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین/ همه غمم بود از همین که خدانکرده خطا کنی/ تو شهی و کشور جان تراست تو مهی و ملک جهان تراست/ ز ره کرم چه زیان.تر است که نظر به سوی گدا کنی؟» این را اجرا کردم برای اینکه بدانید روش تدریس اساتید در قدیم همین.گونه بوده و این.طور نبود که چهار تا ریتم بزنند و بعد هم بقیه را از روی نوار ضبط شده بگیرند گوش کنند. همه پیش استاد می.رفتند زانو می.زدند و ضرب می.گرفتند، نفس به نفس از استاد یاد می.گرفتند. و می.گفتند آدم باید دود چراغ بخورد تا یاد بگیرد. باید نفس استاد بهشان بخورد تا آن پختگی را پیدا کنند. آقای تهرانی شیش و هشت می.خواستند درس بدهند می.گفتند «بله و بله و بعله دیگه / بله و بله و بعله دیگه» ایشان این.گونه درس می.دادند، ولی الان نت هست و هر .. سواد نت دارد، می.تواند استفاده کند. با نت می.گویند «یک دو سه چهار پنج شیش» و هر بار ضربه.یی به تنبک می.زنند. یا دوضربی که استاد می.خواستند بزنند، می.گفتند «یکصد و بیست و چهار» می.توان گفت «هشتصد و بیست و دو» یا «سیصدوبیست و پنج»، البته این قانون نیست فقط از روش.های تدریسی مخصوص هر استاد در گذشته بود. حالا نت و کتاب آن را راحت.تر کرده و من هم با کتاب درس می.دهم.

    . در ابتدا روزی چند ساعت تمرین می.کردید و آیا هنوز هم تمرین می.کنید؟

    بله. الان به حالم بستگی دارد. از یک تا پنج ساعت تمرین می.کنم. در ابتدا که هنرجوی استاد تهرانی بودم روزی 10 ساعت تمرین می.کردم. تازه آن زمان. ساز نداشتم. مادرم را بردم سه.راه سیروس یک ضرب حلبی خریدم تا مادرم بگذارد زیر چادرش و تا خانه بیاورد. برای اینکه مردم در و همسایه خبردار نشوند پسر فلانی ضرب می.زند. ببینید ما کجا بودیم و وضع.مان چگونه بوده! می.رفتم در صندوقخانه، رویم چندتا لحاف و پتو می.انداختم تا صدای ضرب بیرون نرود و در و همسایه متوجه نشوند و این.گونه بود که ضرب یاد گرفتم.

    . چرا به برنامه آقای پیرنیا (گلها) در رادیو نرفتید؟

    بعد از مدرسه استخدام فرهنگ و هنر شدم و از همان.جا هم بازنشسته شدم و هنوز هم با همان حقوق زندگی می.کنم (البته اگر نشان درجه یک هنری من که معادل مدرک دکتراست، تاثیر داشت، حقوق بهتری می.داشتم). فرهنگ و هنر اجازه نمی.داد ما جایی برویم برنامه اجرا کنیم (حتی در منزل پهلبد چه برسد رادیو!) معتقد بودند که هنرمند باید ارزش داشته باشد و هنرش را نفروشد و اگر فروخت، حدش همان است. و چون در استخدام وزارت فرهنگ و هنر بودم، طبق قانون اجرای برنامه در رادیو نداشتیم. فقط تلویزیون می.رفتیم که هر شب با یک گروه تا 8:30 برنامه داشتیم. یک شب با گروه آقای پایور، شبی با گروه آقای مهرافشان یا گروه آقای خوشدل و آقای محمد حیدری و گروه بانوان خانم پرتو. آن موقع رادیو ما را دعوت نکرد. بعدها در زمان آقای ابتهاج از ارکستر آقای پایور برای برنامه گلها دعوت شد که رفتیم و چند برنامه با آقای شجریان، گلچین و شهیدی ضبط کردیم. (البته قبل از آن ماهی یک.بار با آقای شجریان در تالار رودکی کار می.کردیم).

    . شما جایگاه مدرسی استاد تهرانی را در هنرستان پر کردید. او چه پیشنهادی برای شما داشت؟

    گفتند اول آدم باش، بعد هنرمند. 90 درصد این هنر چیز دیگری است و یکی.اش نواختن. این را حلقه گوشم کردم و همین.گونه هم تدریس می.کنم. درس اخلاقی.ام این چیزهاست و اینها را می.گویم. شاگرد می.آید سر کلاس، می.گویم شما یک راهی را انتخاب کرده.اید و در این راهی که می.خواهید بروید و حرکت می.خواهید کنید مثل یک سفر وسایل لازم دارید. و آن چیست «انسان باید سفر کند و خدمت اولیای خدا برسد در هر رشته.یی، اول آن.که نیت خالص گرداند و به هر شهر و دیار که رسد مرادش طلب دانش باشد و از صحبت دانشمندان طلب علم نماید به موجب اطلبوالعلم من المهد الی الحد، و در هر حال فارغ از خیال تحصیل کمال نباشد و همواره با نیکان روزگار و محققان هر دیار مجالست و موانست کند» چرا؟ چون نفس انسانی خوپذیر است. گفت پیغمبر که: «هر جا می.روی اول باید طالب مرگ شوی. اگر قصد سیاح (ضربگیر) چنین نباشد مانند حیوان جز شکم پر کردن و کمر خالی کردن نباشد و به اصطلاح سیاحان چنین کسی گدای دربه.در و هرزه.گرد و شکم.پرور است و در زمره این آیه خداوند اولئک کالانعام بل هم اضل.» اضل ابدی است چون عقل دارد و این.طور رفتار می.کند. بعد اینها، صحبت.ها در مورد صبر و قناعت و عفت و علم و سخاوت تا دوازده شرط دیگر برسد. تا هنرجو اینها را بیاموزد، یک سال گذشته و دیگر پخته شده. آن.وقت دست خود هنرجو می.سپارم. می.گویم برو کتاب تهیه کن و بخوان تا علم و معرفتت زیاد شود. استاد تهرانی هم به من گفتند از کنار من که رفتی، می.روی سر مسجد شاه یک کتاب موش و گربه می.خری، شروع می.کنی به کتاب خواندن تا علاقه.مند به کتاب خواندن شوی.

    . روز اول درس.تان همین بود؟

    بله، روز اول با همین درس.های اخلاقی شروع کرد. گرفتاری ما سر اخلاق است. سر ساز زدن نیست. کمی بالاتر و پایین.تر هر کسی می.تواند بزند. گرفتاری ما سر این است که تا کسی می.تواند سازی دست بگیرد، دیگر به استاد خود احترام نمی.گذارد. مگر ادب داشته باشد و حق.شناس باشد. بزرگان هم گفته.اند که اگر کسی هنرش را فروخت و رفت در کافه و عروسی زد، به آن نمی.توانیم هنرمند یا استاد بگوییم، برای اینکه رفته ضرب زده تا دیگری بیشتر گمراه شود. اشکال ما سر تربیت است. می.دانید چرا آقای ثابت شد هنرمندی که امروز هست و افتخار من این است که برایش ضرب می.زنم؟ برای اینکه 10 سال به استاد پایور خدمت کرد و او را تر و خشک می.کرد و تمام این سال.ها همانند پسر برای استادش بود. کارهایی برای پایور کرد که خیلی.ها در ازای پول هم این کارها را نمی.کنند! من خودم سه ماه رفتم اما از توانم خارج بود. اما آقای ثابت همیشه آنجا بود. 10 سال، شوخی نیست. استاد پایور نمی.توانست راه برود. ما اصرار داریم هنرجو این چیزها را بیاموزد. کسی به بیوگرافی اشخاص کاری ندارد. همه ضرب کمی بالاتر، کمی بهتر و کمی پایین.تر می.زنند. شاگردان را با این صحبت.ها نگه داشته.ام. کلاس با این کلمات شروع می.شود. بعد تمرین و ضرب. استاد تهرانی این مسائل تربیتی را نمی.گفت. من در زمانی مطرح شدم که دیدم گرفتاری اخلاق بیشتر است. مجبور شدم این راه را شروع کنم چون شاگرد به حرف من گوش می.کند. پس حرف خوب را بگویم که در وجودش اثر بگذارد تا آدم مفیدی در مملکتش باشد چون گرفتاری همه هنر در ادب است: «ادب بهتر از گنج قارون بود / فزون.تر ز ملک فریدون بود/ بزرگان نکردند پروای مال/ اموال را هست روزی زوال/عنان سوی علم و ادب تاختند/ که نام نکو از ادب یافتند.» بلی سرمایه هر سعادت و پیرایه هر کرامت ادب است. هیچ جامه کمال بدون سوزن ادب دوخته نشود.

    . نکته بارز در تنبک.نوازی شما استفاده از بدنه ساز و حلقه زدن روی دیواره ساز است. این حربه از کجا می.آید؟

    بله، این حلقه.ها (اشاره به انگشتان) مال استاد تهرانی بود که در نوازندگی استفاده می.کردند و به من دادند و من هم در ضرب به کار می.برم. کارهای زیادی می.توان با این حلقه.ها کرد چراکه تنوع زیادی به اجرا می.دهد.

    . با کدام ارکسترها و خواننده.ها در فرهنگ و هنر کار کرده.اید؟

    اولین ارکستری که کار کردم، ارکستر نصرت.الله گلپایگانی بود. بعد با ارکستر محمد حیدری و بعد ارکستر پایور که هفت سال رفتند خارج از ایران و دوباره که برگشتند، باز هم با هم کار کردیم. با ارکستر آقای دهلوی هم در کاری ساز زده.ام. کار رسمی.ام با ارکستر پایور بود که 40 سال در این ارکستر ضرب گرفته.ام. البته گاهی اوقات آقای تهرانی هم می.آمدند اما ضبط.های پایور 80 درصد با من بوده. با خواننده.هایی چون خانم افسانه، پریوش، افخم، خاطره، پروانه و آقایان احمد ابراهیمی، گلچین، شهیدی، شجریان و نخست (که از این کار بیرون رفتند) کار کرده.ام.

    . بهترین کارهای شما با کدام ارکستر بوده؟

    فقط با ارکستر پایور.

    .. بیشترین انرژی را در اجرا از چه کسی می.گرفتید؟

    فقط پایور بود که روی من اثر مثبت داشت. او ساززن نبود. پروفسوری بود که کسی او را نشناخت. کسی در کنارش نتوانست دوام بیاورد و فقط خدا کمک کرد که توانستم از پس.اش بربیایم.

    . چرا فقط شما توانستید؟

    برای اینکه کار می.کردم و او و شخصیتش و سازش را دوست داشتم. می.نشستم کار می.کردم که بتوانم به آنچه ایشان می.خواستند، برسم. سخت.گیری.های ایشان باعث می.شدند بیشتر تلاش کنم. البته ایشان مرا در اختیار خودم می.گذاشتند و اکثرا در کارهایشان سولو زده.ام.

    . در دونوازی.های شما شاهد هستیم که خیلی خوب انرژی پخش می.کنید. علت این روحیه انرژی.بخش فقط وجود همنوازی چون پایور است یا مسائل دیگری هم مطرح است؟

    هم وجود پایور علتش بود و هم اینکه باید به آن (اشاره به بالای سر) متصل بود. الان هم همین.گونه سعی می.کنم انرژی پخش کنم. وقتی «مجید مهران» سفیر امریکا بود، با آقای پایور برای اجرا به امریکا دعوت شدیم. او همیشه در ابتدا مرا می.فرستاد تا سولو بزنم. آقای مهران با حالتی از شک گفت چه می.خواهی بکنی؟ گفتم: «سولو می.زنم.» گفت: «نمی.دانید دیشب هنرمند هندی در این سالن چه کرد (با حالت شگفتی)! کاری کن که ما هم سربلند باشیم.» در راه که داشتم از راهرو به سمت سن می.رفتم، با خودم گفتم خدایا خودت آبروی ما را حفظ کن. ساز زدم و 70 نفر را آن شب به خاطر من شام دادند. اینها همه نظر اوست. آدم خودش چیزی نیست.

    . از ضربگیرهای همدوره خودتان از کار چه کسی بیشتر خوش.تان می.آید؟

    آقای افتتاح، جهانگیر ملک، بعدتر آقای فرهنگفر و… همه.شان خوبند، همه از من بهتر هستند. فرهنگفر با من هم کار کرده بود و خوب بود.

    . فکر نمی.کنید به علت زیادی تنبک.نواز و استفاده کردن از هر کسی به عنوان نوازنده تنبک در گروه.ها، تنبک دارد از جایگاه خود خارج می.شود؟

    چرا متاسفانه این اتفاق دارد رخ می.دهد. باید شاگرد برود جلوی استاد زانو بزند، جلوی چشم استاد تمرین کند و نفس استاد به او بخورد تا به مرور زمان استاد شود. آنها نوار این و آن را می.گیرند و تمرین می.کنند. نمی.روند پیش یک استاد بیاموزند. شما وقتی با هواپیما مسافرت می.روید، دیگر مثل سفر با ماشین در جاده با پنچری لاستیک و غذای بد رستوران بین.راهی و مسمومیت و کلا فراز و فرودها و تجربه.ها آشنا نمی.شوید. استاد خوب همه اینها را می.تواند بیاموزد. آدم باید صبر کند و از هر جایی نکته.یی بیاموزد تا بشود استاد تهرانی ولی اینها نرسیده می.خواهند بشوند استاد تهرانی. اول باید زمان بگذارند، بعد استعداد باشد، بعد استاد باشد و صد نکته دیگر که در کنارش تا یکی بشود حسین تهرانی.


    #1 ارسال شده در تاريخ ۱۳۹۱/۰۲/۳۱ در ساعت 14:51

  2. کاربران زیر از شما Ramin95 عزیز جهت این پست سپاسگزاری کرده اند


  3. # ADS
    مجری تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    نوشته ها
    -
    فروشگاه آنلاین کیوبیس با سیستم پرداخت آنلاین و ارسال به سراسر نقاط ایران ، شهرستانها و روستاها در کمترین زمان ممکن ، فروش vst وی اس تی ارزان و با کیفیت ، فروش سمپل و پلاگین های جدید آهنگسازی

    بی نظیرترین آموزش فارسی نرم افزار کیوبیس ( سطح مقدماتی )
    آموزش فارسی کار با نرم افزار کیوبیس (سطح پیشرفته)
    آموزش فارسی CUBASE 5 & NUENDO4
    آموزش فارسی تکمیلی NUENDO5.5, CUBASE 6.5
    آموزش فارسی Ableton Live 9
    آموزش فارسی سونار Sonar X2,X3
    آموزش فارسی Cubase Elements 7

    آموزش فارسی protools 10
    آموزش فارسی Logic Pro X2 لاجیک
    آموزش فارسی Studio one استودیو وان
    آموزش فارسی BAND IN A BOX 2015
    آموزش فارسی Guitar Pro 6
    آموزش فارسی ضبط افکت میکس و مستر صدا ADOBE AUDITION CS5.5
    آموزش فارسی یک پروژه تنظیم آهنگ از ابتدا تا انتها

    آموزش فارسی اف ال استودیو FL Studio 12
    آموزش فارسی سمپلر کانتکت Native instrument Kontakt 5
    آموزش فارسی تصویری امنیسفر OMNISPHERE
    آموزش فارسی تخصصی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی موسیقی الکترونیک Steinberg Sequel
    آموزش فارسی تکنیکهای حرفه ای وکال همراه با آموزش Melodyne
    آموزش فارسی تکنیکهای رکورد صدا در استودیو موسیقی
    آموزش فارسی 101 ترفند حرفه ای میکس + مستر آهنگ با ایزوتوپ اوزون 7 izotope ozone
    آموزش فارسی جامع مسترینگ آهنگ Izotop Ozone 6 + tracks
    آموزش فارسی Fab Filter+Waves +Slate Digital

    آموزش کامل مراحل ساخت آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی آهنگسازی در یک هفته
    آموزش فارسی تنظیم حرفه ای موسیقی
    آموزش فارسی مولتی مدیا تصویری مبانی موسیقی
    آموزش فارسی تنظیم و ارکستراسیون آهنگ
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش خوانندگی پاپ به زبان فارسی
    آموزش آهنگسازی در سبکهای پاپ، هیپ هاپ رپ،ترنس،هاوس،بلوز،جاز،راک

    آموزش فارسی میکس حرفه ای آهنگ
    آموزش فارسی میکس و مسترینگ حرفه ای
    آموزش فارسی یک پروژه میکس و مستر آهنگ از ابتدا تا انتها
    آموزش فارسی ریتم سازی در موسیقی
    آموزش فارسی ساخت بیت در موسیقی
    آموزش فارسی صداسازی با سینتی سایزرها
    آموزش فارسی فالش گیری و فاصله سازی صدای خواننده
    آموزش فارسی ساخت استودیوی موسیقی خانگی

    خرید وی اس تی پیانو spitfire audio hans zimmer piano
     

+ پاسخ به موضوع

موضوعات مشابه

  1. در آستانه اربعین حسینی، آلبوم «عاشورا شعری» منتشر شد
    توسط Ramin95 در انجمن اخبار روز موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۰/۲۷, 14:52
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۰/۲۶, 14:00
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۸/۲۴, 02:20
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰, 10:42
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۳, 01:12

جستجو شده ها

مصاحبه با استاد محمد اسماعیلی

ساز اسماعیلی

عکس محمد اسماعیلی نوازنده تم

اخرین خبر از استاد اسماعیلی- نوازنده تمبک

شماره تماس محمد اسماعیلی استاد تنبک

تنبک

تماس با استادان تنبک

شماره تماس استاد محمد اسماعیلی

نواختن استاد اسماعيلي

مصاحبه محمد اسماعیلی

تا این لحظه 2 کاربر از این تاپیک دیدن کرده اند

فقط اعضا گروه ویژه vip و مدیران قادر به دیدن اسامی بازدیدکنندگان تاپیک هستند

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

کپی از مطالب سایت مجاز نمیباشد و پیگرد قانونی دارد

cubase.ir

BACK TO TOP
وی اس تی
آرتیست