رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





alone_composer

عضو جدید انجمن
  • تعداد ارسال ها

    107
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    15

آخرین بار برد alone_composer در 14 شهریور 1396

alone_composer یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

1 دنبال کننده

درباره alone_composer

  • درجه
    هنــرمنـد انجمن
  • تاریخ تولد 12 مهر 1360

Converted

  • نرم افزار من
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

  1. سلام دوست عزیز

    شما دعوتیده به رمیکس اهنگ حسم به تو رامین بیباک از sf9

    http://cubase.ir/thread711371/%D8%B1%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-sf9.html

    خوشحال میشم نظرتون رو بدونم.

    با تشکر:flower::flower:

  2. درود بر دوست عزیز و هنرمندم. در دوره ی بدی زندگی می کنیم متاسفانه. من نیز در بین سالهای 76 تا 78 تمامی کتابهای روانشناسی موفقیت را بدون استثناء می خریدم و چندین بار می خواندم کتابهای آنتی رابینز کتاب از دولت عشق کاترین پاندر، کتاب رمز موفقیت دیل کارنگی و چگونه زمان خود را مدیریت کنیم.... کتاب "از حال بد له حال خوب" و ... و ... همین عشق و اراده ی قوی کاری با من کرد که در طی این بیست و خورده ای سال حتی یک لحظه از پای ننشسته و تا کنون 78 آهنگ ساخته و خوانده ام. آهنگهایی که برای نت به نت آنها شبانه روز بی خوابی کشیده و رنج فراوانی را متحمل شده ام.... اما چه شد؟ براستی چند هزار بار با مسئولین مختلف صحبت کردم... چه شد؟ "هیچ".... دوست خوبم شاید اگر بخواهی خودت باشی و فقط خودت و برای به ثمر رسیدن این خود تلاش کنی در این نقطه ی مکانی و زمانی تلاشی صدها برابر ادیسون ها و گالیله ها نیاز خواهی داشت.... و البته شاید باز هم هیچ بهایی برایت قائل نباشند. ممنونم از نظر لطف و محبت شما :flower:
  3. درود بر دوستان و همراهان گرامی و عزیزو هنرمندان و اساتید ارجمند. بعد از چاپ کتاب قبلی بنده با نام (هشتاد + پنج نوای ماندگار برای پیانو) و نتیجه ی رضایت بخشی که آن کتاب به لطف پروردگار بزرگ داشت، کتاب جدید بنده با نام (نواهای سحرمیز) نیز از طریق انتشارات (سرود) چاپ شده و در سراسر ایران در دسترس می باشد. این کتاب با روشی متفاوت این بار برای کودکان کم سن و سالی طراحی شده که در جلسات آغازین آموزش پیانو هستند و سعی کرده ام با روش های مبتکرانه کاری انجام دهم که کودکان بسیار بسیار به این ساز و دنیای موسیقی علاقه مند شوند. در مورد این روش ها توضیحات زیر ارائه می گردد: دوستان گرامی، این کتاب (نواهای سحرآمیز) برای کودکان کم سن و سال و هنرآموزان عزیزی که در آغاز دوره های آموزشی قرار دارند تالیف شده. نت های این کتاب دقیقا منطبق با متدی هستند که در کتاب جان تامسون جلد یک و یا مایکل آرون هر دو انگشت شست را بر روی نت دوی میانی قرار می دهند. این نت ها آنقدر آسان طراحی شده اند که از همان اولین جلسات آموزش و دروس اولیه ی جان تامسون جلد اول قابل کار کردن هستند و چون آهنگ هایی آشنا و ملودی هایی شناخته شده می باشند برای هنرآموز کودک جذاب خواهندبود. نکته ی دیگر این است که طراحی تصاویر در کتاب به شکلی است که کودک می تواند در خود کتاب اقدام به رنگ آمیزی و کشیدن نقاشی کند و در کنار موسیقی از رنگ آمیزی طرح ها لذت ببرد. اشعار تمامی نت ها نوشته شده و کودک می تواند همراه با نواختن شعر را نیز بخواند. برای همراهی اساتید عزیز در بالای نت ها آکورد نویسی کرده ام که امکان دو نوازی با هنرآموز را فراهم می کند. سی دی این کتاب بسیار مهم است: ما نکته ی مهم در این کتاب در مورد "سی دی" همراه با کتاب است. در این سی دی برای هر آهنگ چهار فایل صوتی کار کرده ایم: 1) ارجرای آن آهنگ با پیانو به همراه مترونوم 2) اجرای آن آهنگ با پیانو به همراه یک ارکستر بزرگ 3) اجرای آهنگ بدون پیانو و صرفا با ارکستر (که در اینجا خود کودک می تواند با پیانو بر روی ارکستر بنوازد و نواختن در یک ارکستر مجازی را تجربه کند با کنترپوان و هارمونی ها و رنگ آمیزی های ارکستر در حین نواختن آشنا شده و از آن لذت ببرد) . 4) اجرای با کلام همان آهنگ که توسط هنرجویان کودک و نوجوان عزیزم در استودیو ضبط شده اند. در نهایت اینکه در پایان هر درس محلی برای نوشتن میزان تمارین هنرجو درج شده که به صورت یک جدول هنرجو می تواند تمارین هفتگی اش را علامت بزند و هدفمند تمرین کند و جایی نیز برای ارزیابی استاد از آن درس در نظر گرفته شده. در پایان کتاب نیز یک کارنامه ی زیبا طراحی کرده ایم که بعد از اتمام قطعات کتاب استاد می تواند آن را امضا کند و این موضوع برای هنرآموز می تواند به عنوان یک مشوق جلوه گر شود. در مجموع صمیمانه امیدوارم این مجموعه که با نت، شعر، موسیقی، نقاشی، و امکان نوازندگی و خواندن با ارکستر از طریق سی دی برای هنرجویان عزیز آماده شده، بتواند قدم هرچند کوچکی در راه علاقه مند کردن کودکان عزیز کشورم به هنر زیبا و بی بدیل موسیقی بر دارد. بعد از کتاب 80+5 نوای ماندگار برای پیانو در این مجموعه سعی کردم هدفمند تر به این قشر بپردازم. از شما عزیزان تقاضا می کنم نظرات و پیشنهادات و انتقادات خوب خود را با من در میان بگذارید. در این لینک می تواین تصویر جلد کتاب و مشخصات آن را بیابید: نواهای سحرآمیز - برای نوآموزان پیانو :flower::flower::flower: با تشکر؛ محمد امیدوار تهرانی
  4. درود دوستان عزیزم. با توجه به انتقادات بجا و مناسبی که در مورد مسترینگ این کار توسط برخی دوستان عزیزم شده بود، یک بار دیگر با کمپرس متفاوت و نهایتا لودنس متفاوت پروژه مستر شد و اینک در اختیار شما عزیزان قرار می گیرد. از دوست هنرمند و عزیزم جناب آقای "بهنام بهرآبادی" از بابت مسترینگ مجدد کار خیام تشکر می کنم. این نسخه ی جدید مستر شده، امیدوارم بپسندید دوستان خوب و هنرمندم: :flower: خیام - مستر مجدد با کیفیت 320: KHAYAM-01 Mohammad Omidvar Tehrani(320k) خیام مستر مجدد با کیفیت 128: KHAYAM-01 Mohammad Omidvar Tehrani(128k) با تشکر از محبت شما عزیزان و آرزوی بهترین ها؛ محمد امیدوار تهرانی :flower:
  5. درود بر دوست هنرمند و عزیزم جناب کاوه. ممنونم که انقدر مهربان هستید. دیدن پیام های پر از مهر شما برای من باعث امیدواری است و به من می گوید: این مسیر را درست انتخاب کردی. دوست خوبم از صمیم قلب خوشحالم که کار را دوست داشتید. همان طور که به زیبایی اشاره فرمودید بایستی به نحوی که شایسته ی بزرگان شعر و ادب ماست به آثارشان پرداخته شود و اجازه ندهیم که از یاد و ذهن نسل بعد از ما یاد و کار بزرگ این بزرگان پاک شود. به راستی همانند خیام چند شخصیت دیگر در تاریخ یافت می شود؟ ای دریغ از ما اگر قدر علم و هنر این بزرگان را ندانیم. یک دنیا از شما سپاسگزارم دوست بزرگوارم :flower::flower::flower::flower:
  6. درود بر دوستان هنرمند و عزیز. اثری که می شنوید از گذشته هایی نسبتا دور آغاز شده و پارتی تور آن دستنویس و متعلق به سال 1378 است. همیشه دوست داشتم کاری برای خیام بزرگ بنویسم و بخوانم. ...ه های این کار زمانی در ذهن من بیشتر شد که سالها پیش شاعر و ترانه سرای توانمند کشورمان جناب آقای گنجعلی دو بیت اول این ترانه را سرودند و قرار شد که بقیه ی ابیات از رباعیات خود حکیم عالیقدر خیام بزرگمرتبه انتخاب شود. ابتدا قرار بود بنده صرفا آهنگساز این اثر باشم و خواننده ی آن آقای حجت اشرف زاده باشند اما بنا به دلایلی پروژه در آن زمان به نتیجه نرسید و صرفا در حد همان پارتی تور بر روی کاغذ باقی ماند تا اینکه امسال تصمیم گرفتم این پارتی تور را تنظیم کرده و در استودیو بخوانم. دو هفته ی آخر تقریبا به طور شبانه روزی و تمام شب ها درگیر این اثر بودم تا اینکه خدا را شکر بالاخره به ثمر رسید و تمام شد. در پارتی تور کار تمامی گروه سازهای ارکسترال شامل تمامی بادیهای چوبی، برنجی، زهی و کوبه ای ها حضور دارند اما در کنار این تنظیم از درامز و همچنین گیتار باس به عنوان بخش باس کل اثر و ساز گیتار به جهت آکورد ها استفاده شده است و همچنین از یک ساز عزیز و دوست داشتنی با نام قانون در این آهنگ بهره گرفته ام. از نظر مدشناسی و گام، قطعه شامل مد مینور (تمامی حالت ها تئوریک هارمونیک و ملودیک) و همچنین مد بی نظیر کلیسایی دورین و همچنین در جاهایی نیز فیریژین می باشد ضمن اینکه تنالیته ی اثر تنالیته ی (ر) می باشد. بدین صورت می توان کار را در هارمونی مدال مورد ارزیابی قرار داد و دسته بندی کرد. تلفیق شعر و موسیقی چالشی مهم در این کار برای من بود چراکه باید مفهوم رباعیات با توجه به آکسان هایی که در شعر روی هجاها قرار دارد به طور صحیح نت نویسی و خوانده می شد در استودیو نیز تیمی بزرگ بر روی ضبط صدای بنده چند مرحله نظارت داشتند. همچنین دوستانی که به عنوان کرال مرا یاری کردند از این دوستان بی نهایت سپاسگزارم: آقایان فرهاد هوشیار، علی امیدوار تهرانی، بهزاد خجسته، حسام علیزاده، مسعود یزدی نژاد و خانم صمد زاده. سمپل ها همان سمپل های معمول در کارهایم است. شامل Edirol ارکسترال برای کل سازهای ارکسترال قطعه. Real Guitar2 برای گیتار. هایپرسونیک برای درام و گیتار باس و در کانتکت نیز از سشن هورن برای هورن ها و ترومپیت سولو بهره گرفته ام. Daw Cubase 5 و نت نویسی Encore 4.5 بوده در بخش میکس و مستر از بسته ی Wave و همچنین Elephent بهره گرفته شده. ضبط و میکس کار در استودیوی شخصی خودم انجام شده با مانیتورهای Alesis MK2 و میکروفون بهرینگر B2 , و پری امپ mic2200 behringer امیدوارم از کاری که عاشقانه برای خیام بزرگ ساخته و اخوانده ام لذت ببرید دوستان: نام اثر: خیام آهنگساز تنظیم کننده و خواننده: محمد امیدوار تهرانی زمان اثر: 5 دقیقه لینک های دانلود: کیفیت 320: Khayam - Mohammad Omidvar Tehrani (MP3-320k) کیفیت 128: Khayam - Mohammad Omidvar Tehrani (MP3-128k) :flower:
  7. درود بر شما خوب برسیم به پیام شما مو به مو و جز ءبه جزء! از ابتدا شروع کنیم و این قسمت: ((آقای تهرانی چرا تمااااام نظرهارو با طرح تئوری توطئه میبینید؟من آخرین پستم سریع از مسائل شخصیتی و فردی گذشتم )) از مسائل شخصیتی و فردی "سریع" بگذرید یا "آهسته" شما دارید به "ناحق" شخصیت من را کنکاش و در موردش قضاوت می کنید. فارغ از این که اساسا چنین اجازه ای را دارید یا خیر؛ این کار را دارید در یک محیط عمومی و در مقابل دید آزاد میهمانان و کاربران سایت انجام می دهید. چطور انتظار دارید که من از خودم دفاع نکنم؟ شما دارید در مورد من پیش داوری اشتباه می کنید در محیط علنی می نویسید بعد انتظار دقیقا چه چیزی را از من دارید؟ اینکه سرم را پایین انداخته و به قول شما آسان بگیرم و بگذرم؟ هرگز چنین چیزی قابل قبول نیست چراکه پیش داوری های شما اشتباه است و من نه برای "شما" بلکه برای مخاطبی که دارد این سطور را می خواند موظف به دفاع از خودم هستم. شما به شخصیت بنده کاری نداشته باشید بنده هم پاسخی در این مورد نخواهم داد. اما بپردازیم به این پیش داوریها و قضاوت های ناعادلانه ی شما: شما چون در ذهنتان یک پیش فرض ذهنی از من ساخته اید و دارید او را نقد می کنید و قضاوت می نمایید نکاتی را در متن بنده می بینید که به نفع و دلخواهتان است! مثلا موقعی که مرا به عدم انتقاد پذیری متهم کردید و بعد من برای شما لینک سر راستی آوردم که در آن صریحا به انتقاد یک کاربر ناشناس جامه ی عمل پوشانده بودم به صلاحتان نبود که به آن اشاره کنید و دیگر هم در موردش حرفی نزدید. الان هم در مورد موسیقی الککترونیک دارید بخش هایی از سخنان مرا بی ربط کات کرده و بولد می کنید (دقیقا اتهامی که به بنده می زنید) و من به جهت تنویر افکار خوانندگان عزیز ناچارم به شما نشان دهم باز هم مستند و با لینک که بارها و بارها در همین تاپیک در مورد ارزشمند بودن و تخصصی بودن موسیقی الکترونیک سخن گفته ام (به صلاحتان نبوده که آنها را ببینید گویا). دوستان و خوانندگان گرامی اینها بخشی از نوشتار من در مورد موسیقی الکترونیک و اهمیت تخصص و ارزش آن است: و ... حال دوستان خود قضاوت کنید که آیا من موسیقی الکترونیک و طرفداران آن را تحقیر کرده ام؟ اینها عین جملات و پست های من در این تاپیک هست و ایشان متاسفانه با پیش داوری غلط در مورد من و مطرح کردن آن در مکان عمومی دارند ذهنیت اشتباهی از من می سازند. من صرفا گفتم: تخصص و دانشی در زمینه ی موسیقی الکترونیک "ندارم"!! کجای این جمله تحقیر این سبک و طرفداران بیشمار آن است؟ من حتی در جواب جناب مرتضی نوشتم: اما شما می فرمایید جایی که صحبت از گوپ دیس کرده ام و یا گفته ام جوان مو سیخ سیخی این ها توهین بوده؛ بیایید با سند و مدرک بنگریم به آنچه من گفته ام عینا و واژه به واژه: ابتدا در مورد واژه ی گوپ دیس: در مثال بالا من نوشتم به قول عوام این حرف هیچ توهینی به هیچ کسی نمی کند. مثلا عوام به تحریرهای حلقوی در موسیقی سنتی می گویند: چهچه!! حالا اگر ما در جایی بنویسیم: تحریرهای حلقوی یا به قول عوام "چهچهه" آیا در اینجا به کسی توهینی شده؟؟ طبیعتا نه. به قسمت قرمز رنگ توجه کنید. نوشته ام: فارغ از هارمونی و کنترپوان و تکنیک و ... این حرف من به این معناست که: موسیقی آقای اصفهانی با تغییر و بروز شدن باعث نشد که طرفداران ایشان بیشتر شوند. چرا که موسیقی تکنو و ترنس نیز تخصص می خواهد. دست خط می خواهد کاری تخصصی و دانشیک است. کاری علمی و استعدادی ذاتی است. هیچ توهینی در اینجا به هیچ کسی نشده. و اما در مورد جوون مو سیخ سیخی. این جمله ی من است: در اینجا من در پاسخ کاربر عزیز جناب F-Li نوشته بودم که من موسیقی را برای دل خودم می سازم نه برای خوش آمد و بد آمد دیگران. در اینجا جوان موسیخ سیخی به هیچ عنوان ربطی به سبک موسیقی الکترونیک ندارد و شما نمی توانید هیچ ارتباطی در این زمینه پیدا کنید. بنابراین هیچ توهینی به مخاطبان موسیقی الکترونیک نشده. اگر توهینی شده آن جمله ی قرمز رنگ بعدی هم باید از نظر شما توهین باشد (هارمونی و کنترپوان پیچیده!) اما شما این را ندیدید. منظور من صریح و واضح این بوده: کار موسیقی و ساخت آثار موسیقی برای من از دل خودم نشات می گیرد. برای شهرت و معروفیت در قشر کنترپوان دوست یا قشرهای جوانان کم سن و سال و جذب آنها نیست. در کجای این حرف می توان برداشت کرد که من گفته ام: مو و ظاهر انسانها به من ربط دارد که شما نوشته اید: فرموده اید: ((من حرف خودتونو خوندم که دقیقا نوشتید: "موسیقی را برای دل خودم می سازم"" ولی درجواب من میگید قضاوت اشتباه کردید من میخواهم موسیقی را برای آن درصد از جامعه که میپسندند اجرا کنم!""این دیگه دل خودتون نیست)) این برداشت اشتباه شماست وگرنه تناقضی وجود ندارد! مثالی می زنم اردلان سرافراز شاعر توانمند و ترانه سرای بزرگ در مصاحبه ای می گفتند: سالها قبل هر روز از کنار دیوار قدیمی که دو پنجره در دو طرف آن قرار داشتند می گذشتم و هر روز با خودم فکر می کردم اگر این دو پنجره عاشق هم باشند به واسطه ی این دیوار هرگز بهم نخواهند رسید مگر اینکه روزی این دیوار خراب شود.... همین ایده ای شد برای ترانه ی "دو پنجره" (توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن...) "چند سال بعد" روزی خانم گوگوش به منزلم آمده بودند و در بین اشعارم می گشتند که "به طور کاملا اتفاقی" به این شعر برخوردند و به من گفتند من این شعر را می خواهم بخوانم و این شد داستان آهنگ دو پنجره.... در نقل قول بالا می بینیم که اردلان سرفراز عزیز شعر زیبای دو پنجره را اصلا برای دل خودشون و در عوالم خودشان نوشتند و حتی تصور نمی کردند که چه کسی ممکن است در آینده آن کار را بخواند. این یعنی کار برای دل این یعنی هنر واقعی و حقیقی.... خوب مردم هم از این کار به شدت استقبال کردند. منظور من نیز همین رویکرد بود. یعنی من برای دل خود ترانه می سازم و می خوانم و در صورتی که این ترانه ها منتشر شوند قطعا افرادی که هم فکر من هستند با آثار و صدایم آشنا خواهند شد و مخاطب بنده می شوند. این که کار من به قول معروف دلی است، هیچ تناقض و تعارضی با اینکه دوست دارم کارم منتشر شود ندارد! شما برای اینکه در جامعه ای زندگی کنید الزاما نیازی نیست که عقایدتان را بزور شبیه به عقاید بقیه ی مردم جامعه کنید! شما خودتان هستید و قطعا دوستانی پیدا خواهید کرد که تا حد زیادی با شما هم نگر و هم نظر هستند. فرموده اید: اگر در اینجا منظور شما این است که: بنده شاکی ام و منت سر دیگران می گذارم کاملا باز هم دارید با پیشداوری سخن می گویید و دارید شخصیت مرا زیر سوال می برید (در حضور جمع متاسفانه و نه در پیام خصوصی) بنده تمام آثارم را به رایگان در سایت ها گذاشته ام به رایگان برای مردم در شهری که کنسرت ممنوع است بارها اجرا گذاشته ام. (ببخشید که مجبورم این ها را بنویسم شما مجبورم کردید و من باید از خودم دفاع کنم چون کس دیگری در اینجا نیست!!) همین که اثرم را با بهترین کیفیتی که از دستم بر می آمده برای دانلود گذاشتم نشان می دهد هیچ منتی بر سر هیچ کس نیست منتها شنونده هم باید این مساله را درک کند! توقع که ندارید در اینجا ساز دست بگیرم و بروم در خیابان برای مردم زنده بخوانم؟ آنهم در شهری که کنسرت موسیقی ممنوع است؟؟؟ مطمئن باشید اگر ممنوع نبود با افتخار این کار را می کردم (بر خلاف تصور ذهنی غلطی که از اولین پستتان از من ساخته اید و مدام دارید به دیگران معرفی می کنید). در مورد انتقادتان از اثر ممنونم در مورد میکس با شما موافقم چون تخصصی در میکس ندارم. اما در مورد افت صدا در دقیقه ی 1:1 متاسفانه اشتباه می کنید در اینجا کرشندوی سازهای زهی که در حال نواختن ترمولو هستند به همراه تریوله های گیتار باس باعث این دیدگاه شما شده چون کرشندو ذاتا همین است و به همین منظور به کار می رود در مورد گرفتگی صدا هم کاملا اشتباه می کنید چرا که یک تیم 5 نفره بر ضبط من همیشه نظارت دقیق و موشکافانه دارند و از آن گذشته در استودیو هر بیت را بنده ده بار می خوانم و بعد در مرحله ی سلکشن (چندین روز بعد از روز ضبط) بعد از شنیدن حرف به حرف تمامی برداشتها، بهترین برداشت ها را انتخاب می کنم و کنار هم قرار می دهم لذا بعد از این همه فیلتر امکان انتخاب صدای گرفته از بین دهها برداشت نمونه صفر خواهد بود. ضمن اینکه ضبط در زمانی انجام می شود که هیچ گونه مشکل حنجره در کار نباشد و از چندین روز قبل حتی در خوردن و آشامیدن مراعات فراوانی می کنم. (اگر بخواهید فایل سولو و بدون افکت همین قسمت از صدا را برایتان بفرستم که مستند دوستان قضاوت کنند گرفتگی در کار نیست!) در مورد انتقاد این را بگویم که انتقاد با نظر شخصی (و نه علمی) بسیار محترم است به شرطی که انسان بگوید: این نظر شخصی من است. بحث من این بود که ما حق نداریم نظر شخصی خودمان را به عموم جامعه نسبت بدهیم. اما نظر و انتقاد علمی قابل تعمیم بوده و بایستی توسط هنرمند لحاظ گردد. در نهایت این را نیز بگویم: ما متاسفانه مفهوم انتقاد کردن و انتقاد پذیر بودن را درست نیاموخته ایم! اینکه شمای نوعی منصفانه و غیر منصفانه هر نظر ولو اشتباه در مورد کار من نوعی بدهید و بنده هم سر خم کرده و بگویم حق با شماست به معنای "انتقاد پذیری" نیست. بلکه اگر شما انتقادی می کنید و به نظر من حرف شما اشتباه است این حق را دارم که محترمانه به شما توضیح دهم که خیر! انتقاد شما بی مورد بوده و به این دلایل حرفتان نادرست است. در این صورت شما نمی توانید بنده را به سخت گرفتن و یا جبهه گرفتن متهم کنید! انتقاد نادرست نیز باید پاسخ داده شده و فرد نقاد خودش اول از همه بایستی انتقاد پذیر باشد. ببخشید طولانی شد. با سپاس:flower:
  8. چقدر جالب هست که اعمال و رفتار خودتون رو به من نسبت می دین از کل بحثها و حرفهای من یک کلمه ی گوپ دیس رو برداشتین و به قول خودتون بولدش کردین و دارین قضاوت می کنینببخشید الان با موبایل و به سختی دارم تایپ می کنم شب مبسوط خواهم نوشت
  9. درود دوباره ممنون از پاسخ جامع و کاملتون. :flower: ببینید شما دارید یکسری مسائل را نادیده می گیرید. این که شما یک کار قدیمی از داریوش مثل چشم من راو هزاران بار با عشق گوش می کنید به خیلی پارامترها بستگی داره نه صرفا به حس. اینکه این اثر در چه زمانی متولد شده مهمه این که اون زمان چه جوی بر جامعه حاکم بوده مهم هست این که رسانه ها در اون زمان و بعدش با این اثر چه برخوردی داشتن مهمه حتی شایعاتی که پیرامون این اثر بوده مهمه. در مورد شخص شما این مهمه که اولین بار این اثر رو کی شنیدین آیا در یک شرایط احساسی بودین یا نه داریوش یک کاربر ساده در فاروم کیوبیس بوده و از شما خواسته در مورد چشم من نظر بدین! می بینید؟ اینا همه با هم متفاوت هستن و حس که شما می گین به نوعی برایند و مجموعه ای از تمام این عناصر هست دوست عزیزم. چیزی که در پست اول شما باعث ناراحتی من شد نادید گرفتن همه ی این عناصر بود و رسیدن ناگهانی به این نتیجه که: صدای شما اون صدایی نیست که خواننده های دهه ی پنجاه داشتن! ببینید اینجا بحث قیاس نیست. صدای ابی با معیین مگر قابل قیاسه؟ آیا یک درصد از تحریرهای عجیب و فوق العاده ی صدای معین در صدای ابی وجود داره؟ می بینید مبنای این مقایسه ها چقدر غلطه؟ اگر همین آهنگ "دل و دست" بنده رو به جای این شرایط به طور اتفاقی در زمانی می شنیدین که توام می شد با یک خاطره ی بسیار بسیار عمیق در زندگیتون اونوقت طبیعتا حس این ترانه و حتی حس خوندن خواننده متفاوت به گوش شما می رسید. بحث من این بود که ای کاش این قیاس رو مطرح نمی کردید چون منصفانه نبود. مساله ی بعدی به نظرم تفاوت ما در نوع برخوردمون با مشکل هست (با وجود به قول شما درد و درک مشترکمون از شرایط بحرانی) پاسخ من همون پاسخی هست که به یوسف عزیز دادم. بله مقابله با 80 میلیون غیر ممکنه ولی دنیا هم از نظر من اونقدر کوتاه و بی ارزشه و سریع تموم میشه که ارزش نداره تو این مدت کوتاه از آرمانهام که می دونم مسیر درستی هست (یا حداقل به اشتباه اینطور فکر می کنم) کوتاه بیام. همین قدر که چهارتا هنرجوی من بواسطه ی من توی آموزشگاه با موسیقی من آشنا می شن خودش کوچیکه ناکافیه اما مثبته. من از شما خواهش می کنم بخاطر همین درک مشترک و درد مشترک اگر روزی دیدین کسی داره تلاش می کنه که مسیر اصلاح رو طی کنه حداقل به عنوان یک همکار به عنوان یک برادر و یک دوست در دنیای موسیقی شما حمایتش کنین چون مطمئنا چنین آدمی خیلی خیلی ضربه خورده و همه جاش زخمیه. از شما ممنونم و عذرخواهی می کنم اگر این مدت بخاطر حرفهای من ناراحت شدین. با آرزوی بهترین ها برای موسیقی کشورمون و بهترین موفقیت ها برای شما و همه ی دوستان :flower:
  10. درود بر شما ماهان عزیزم ممنونم از نظرات و انتقاد های منطقی و زیبای شما :flower: کاش در مورد آواز هم نظرتان را می نوشتید دوست داشتم بدانم آیا از نظرتان خوب بوده یا نه. نکته ی اول اینکه -همان طوری که در پست اول نوشتم- شعر و ملودی این اثر در سال 1374 به ذهن من رسید. راستش طبیعی است که هیچ فردی نمی تواند همه کار را با هم و به درستی انجام دهد. (به همان دلیلی که معتقدم ساخت موسیقی الکترونیک کار و تخصص من نیست) اما با این وجود بنده نمی توانستم در طی این همه سال و با هجوم این همه ایده (بمباران همه روزه ی ایده ها) بیکار بنشینم و حتی در اثری مانند "ایران من" به دلیل نبود گروه کر چهاربخشی مجبور شدم تمام بخش ها را با صدای خودم شبیه سازی کنم (حتی سوپرانو) و شما هم به درستی به کمبود امکانات اشاره کردید. دوست خوبم خوشحالم که به ترانه نمره ی خوبی دادید ولی بنده به هیچ عنوان ترانه سرا نیستم یعنی اگر کاری هم مثل این کار انجام داده ام بر اثر یک حس ناگهانی و عمیق بوده و به دوستان ترانه سرا جسارت نمی کنم بنده به هیچ عنوان خودم را ترانه سرا نمی دانم. کار اصلی بنده در زمینه ی موسیقی و حتی تدریس موسیقی (خوانندگی) است. و اگر چه دوره های پیانو و بعد هم هارمونی کنترپوان و ارکستراسیون را سالها آموزش دیده ام اما خودم نیز معتقدم که هیچ گاه نمی توانم آن طور که باید آهنگ بسازم و یا تنظیم کنم. تخصص اصلی بنده در زمینه ی خواندن است (برای همین نظر شما را در این زمینه نیز جویا شدم). بله در حوزه ی میکس کاملا درست می فرمایید و خوب میکس و مستر نیز تخصص خودش را می خواهد هرچند در این آهنگ با توجه به ایده ی سال 1374 خیلی خیلی دلم می خواست که صدا ها تا جای ممکن تفکیک شده و حتی تا حدی خشک باشند که شفافیت زیادی داشته باشند به عنوان نمونه به صدای بلز (گلوکن اشپیل) و پنینگ آن اشاره فرمودید که خیلی سعی کردم با تفکیک حوزه ی فرکانسی سازها کاری کنم که شفاف و واضح شنیده شود در مورد گیتار الکتریک نیز کاملا به عمد صدا را به این صورت و خشک نشان دادم که شروع آن حسی ناگهانی داشته باشد در حقیقت نگاه من به سازها در یک کار این نیست که هر سازی عالی شنیده شود بلکه نگاهی است که یک کارگردان به بازیگرانش دارد. در یک فیلم همه بازیگر نقش اول نیستند در یک فیلم سیاهی لشکر هم وجود دارد و هم بسیار لازم است. نقش های فرعی هم هستند. استرینگ در این کار چهار بخشی در پارتی تور نوشته شده اما قرار نبوده که نقش اول باشد و به عمد صدایش نرم و حتی در برخی جاها گنگ است. البته این دیدگاه شخصی من به میکس این اثر است دوست خوبم قطعا این تخصص شماست و نظر شخصی من در این زمینه صد در صد درست نیست. فقط خواستم دلایلم را بنویسم. از توجه شما سپاسگزارم :flower:
  11. درود بر یوسف عزیزم ممنون از نظر شما :flower: دوست خوبم اگر چه با اکثر حرف های شما موافقم اما در چند نکته اختلاف نظر داریم که عرض می کنم: ببینید همان طوری که در جواب به دوست دیگرمان هم گفتم بحث رسانه امروز در قرن بیست و یکم خیلی خیلی فراتر از صدا و سیمایی است که شما نوشتید. بله خیلی از خوانندگان مطرح و جدید به رسانه ی صدای و سیما دسترسی ندارند. اما مفهوم رسانه در دنیای امروز دیگر صرفا رادیو تلویزیون و مجلات نیست و و به تبع این موضوع، مفهوم "تبلیغ" نیز صرفا تبلیغات چیبس و پفک در رسانه ی صدا و سیما نیست. دوست خوبم سایت هایی هستند مانند رادیو جوان یا حتی نمونه های کاملا داخلی و ایرانیزه شده ی آنها که اگر بخواهند می توانند یک شبه یک خواننده ی غیر مطرح را با چند بنر + چند شایعه و دروغ آنچنان مطرح کنند که حتی نمی توانید باورش کنید. حرفهای حامد همایون در مصاحبه اش را به یاد دارید؟ می گفت مدیر انتشارات آوای شرق (اگر اشتباه نکنم) با ما جلسات اتاق فکر منظم دارد. دوست خوبم این مدیر برنامه های مطرح خیلی خیلی خوب آموخته اند چگونه باید کسی مانند حامد همایون را مطرح کنند. بله تبلیغ کار موسیقی و یک خواننده شبیه تبلیغ پفک نیست اما راهکارهای بسیار بسیار حرفه ای و متاسفانه کثیفی دارد که در پشت پرده و بدور از چشمان من و شما انجام می شود. اینکه شما می بینید تتلو در "ظاهر" فاقد مجوز است اما براحتی می تواند با افراد بالامرتبه و کاندیداها دیدار کند فکر می کنید اتفاقی است؟ یعنی شما فکر می کنید به همان سادگی من هم می توانم کلیپی همچون ایشان با هزینه ی میلیاردی بسازم؟ دوست خوبم این طور نیست. هیچ خواننده ای در این بزنگاه مطرح نخواهد شد مگر اینکه "قرار باشد مطرح شود". در مورد افت سلیقه من مردم را مقصر نمی دانم. وقتی بر روی این سفره ی پر زرق و برق چیزی به جز چیبس و پفک نیست از مردم چه انتظاری باید داشت؟ شخصی که گرسنه است همان چیبس را با لذت می خورد. موسیقی هم غذای روح بشر است. وقتی می توان بر مردم خرده گرفت که ما همان طوری که از کارهای بیزنسی حمایت می کنیم از کارهای فاخر نیز حمایت کنیم آنگاه ببینیم کدام را انتخاب خواهند کرد. (این نظر من است و البته ممکن است غلط باشد ولی به شدت امیدوارم که در صورت انتشار آثار پر زحمت این آثار مخاطب پیدا خواهند کرد). نکته ی آخر اینکه حرفهای شما درست است اما وظیفه ی من و شما به عنوان "هنرمند" در چنین شرایطی که به قول شما روز به روز در حال سقوط هستیم چیست؟ آیا ما هم باید بر بال این سقوط سوار شده و آنچیزی را بسازیم که اکثریت دوست دارند جتی اگر اشتباه است حتی اگر می دانیم که کار ما هم یک پله ی دیگر به این سقوط کمک می کند فقط به این دلیل که مطرح شویم (که مطرح هم نمی شویم!) ؟ یا نه! وظیفه ی ما این است که تا جای توان خویش بکوشیم و سطح کارهایمان را بالا ببریم و در ساخت بهترین ها با هم رقابت کنیم تا مردم گزینه های بهتری از پفک بر روی این سفره داشته باشند؟ من دومین راه را انتخاب می کنم. و البته به انتخاب بقیه ی دوستان احترام می گذارم فقط ای کاش که فرصت برابری در ارائه و انتشار آثار در هر دو دسته وجود داشته باشد. با تشکر از شما یوسف عزیزم :flower:
  12. درود بر شما. ممنونم از نظرتان اما متاسفانه نوشتار اولیه ی شما نیز همراه با پیشداوری و قضاوت های اشتباه است. (که منجر به نتیجه گیری اشتباه می شود). اولین قضاوت اشتباه شما در این جمله ی شماست: ((پس نمیتونیم به کسانی که کار شمارو نمیپسندن توهین کنیم یا بگیم فهم ندارن)) من هرگز به کسانی که کارم را نمی پسندند نه توهین کردم و نه خدای نکرده گفته ام فهم ندارند! احتمالا شما هم در پیش فرض ذهنی تان من را یک انسان مغرور می دانید که اگر کسی کارم را نپسندد به او بگویم: تو نمی فهمی! اصلا چنین نیست. تا وقتی یک نفر بگوید: من کار تو را نمی پسندم و این نظر شخصی "من" است نه فقط این شخص لایق احترام است بلکه باید رویش را بوسید! مشکل این نبود دوست عزیز متاسفانه شما پست ها را کامل یا دقیق نخوانده اید. بنده انتقاد کردم که نظر شخصی را نمی توان به جامعه تعمیم داد! کجا در این جمله کسی یا نظر محترمش تحقیر شده یا خدای ناکرده نفهم خطاب گرفته؟ شما چه کسی را دارید نقد می کنید؟ بنده را یا شخصی را که خودتان در ذهنتان از بنده ساختید؟ قضاوت عجولانه و اشتباه دیگر شما در این قسمت نهفته است که روشن می کنم: ((همیشه اشاره میکنید به اینکه مورد کم لطفی قرار داده شدید و گله مند هستید شنونده ندارید،اما وقتی نظر شخصی کس دیگه ای رو درباره این موضوع میخونید ناراحت میشید)) خیر! چنین نیست این اولین کار من نیست و اولین بار هم نیست که مورد نقد قرار گرفته اثرم. اگر به آثار دیگرم رجوع کنید می بینید در همین سایت دوستی در مورد کار "خونه" بنده نوشته بودند فلان کلمه را خیلی با تاکید تلفظ کرده ای. بنده دوباره استودیو رفته و با وجود اینکه اثر میکس و مستر شده بود آن را باز خوانی کردم برای همان یک کلمه. پس قضاوت شما در مورد ناراحت شدن من از انتقاد اشتباه و نادرست است (لینک را خواهم فرستاد تا مستند صحبت کرده باشم) برای بار صد هزارم: مشکل جایی است که یک شخص نظر شخصی خودش را به جامعه تعمیم می دهد و می گوید کلا مردم دیگر این روزها این نوع آثار را دوست ندارند! این انتقاد است که جای شکایت و ناراحتی دارد نه نظر شخصی که شما فرمودید. این هم لینکی که در مورد آهنگ "خونه" و انتقاد دوستی مطرح شده بود و پاسخ بنده به ایشان: http://cubase.ir/thread572046/%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C.html در ادامه فرموده اید: ((خب شما که بدنبال شناخته شدن نیستید،تایید اساتیدی هم که گفتید رو کسب کردید،یک درصد از جامعه رو هم فقط میخواید،پس جای ناراحتی نداره)) جمله ای که در بالا نوشتید تلقی شما از دیدگاه و هدف بنده بوده و نه دیدگاه بنده. من می خواهم مثل هر هنرمند دیگری آثارم را منتشر کنم و برای همان افرادی که مخاطب و طرفدار این نوع موسیقی هستند اجرا بگذارم. فقط همین! کجای این جمله مبهم است بفرمایید تا روشن کنم. در ضمن پدر بنده را نیز قضاوت کرده و اهل موسیقی دانسته بودید! نه تنها پدرم بلکه هیچ یک از اقوام دور و نزدیک بنده در کار موسیقی نبودند و اتفاقا خانواده نیز از ابتدا در طی 40 سال همواره مخالف موسیقی کار کردن بنده بودند و حتی پیانویی که اکنون دارم با آن تدریس می کنم با ذره به ذره ی درآمد ناچیز خودم تهیه کردم. فرموده اید: ((اومدن تو انجمن(جایی که یعنی نظر دادن وشنیدن و انتقاد و ..) یعنی قبول انواع رفتارها و نظرات حتی منفی حتی مخالف حتی بدون فایده،دقیقا مثل یک جامعه کوچیک بلکه با کیفیت بهتر مجبور نیستید با همه ملایم باشید نه اما حق به جانب هم نمیتونید باشید)) کاملا می دانم فلسفه ی فاروم و انجمن بحث و گفتگو چیست. نه حق به جانب رفتار کردم نه مغرورانه و نه به قول شما ناراحت شدم! فقط از دوستان خواستم نظرات شخصی خود را به عنوان نظرات کل اجتماع و مردم معرفی نکنند و بگذارند در حیطه ی نظرات شخصی باقی بماند همین! و در آخر: ((متاسفانه کاری کردید موضوع نظرها عوض بشه و درباره کارتون نظری داده نمیشه میتونستید نظر مخالتونو که فکر میکنید اشتباهه بخونید و بگذرید...)) من چنین کاری نکردم صفحه ی اول تاپیک تشریف ببرید و از پست اول بخوانید تا ببینید از اول هیچ یک از دوستان به این کار نپرداختند. به غیر از نکات مطرح شده، با سایر نوشته های شما کاملا و صد در صد موافق بودم با تشکر از شما
  13. درود بر شما. در پست شما توهین به بنده هست: درس بزرگی از شما یاد گرفتم که مثل شما زندگی نکنم! ولی: در پست قبلی ام هیچ نشانی از توهین به شما و رفتار ناپسند نسبت به شما ندیدم. الان توضیح می دهم چرا: ببینید شما در پست خود نوشتید که: ((کار خوب ساختن... نیاز به دریافت خوب داره... وقتی من نوعی نتونستم دریافت خوبی از اجتماعم داشته باشم، هیچوقت نمیتونم کار خوب بسازم. مثل همین که دریافت شما از الان نیست... از گذشته ای هست که واقعا رو به پایان هستش...)) شما در این قسمت از نوشتار پیشین خود "رسما" به قضاوت در مورد بنده پرداختید: (مثل همین که دریافت شما از الان نیست... از گذشته ای هست که واقعا رو به پایان هستش..) آنهم صرفا با شنیدن یک آهنگ آنهم به قول خودتان در حالیکه با هدفون پخش می شده و شما در حین شنیدن در حال نوشتن و تایپ در این جا بودید! خوب این قضاوت شماست: در حقیقت شما دارید به من این پیام را منتقل می کنید که: موسیقی باید برای مخاطب جذاب باشد و از این رو باید هنرمند سازنده ی اثر از جامعه ای که در آن زندگی می کند دریافت داشته باشد و شما (بنده) دریافتتان از گذشته است پس موسیقی تان برای مخاطب جذاب نیست. این گزاره های فوق همه منطبق بر نوشتار شما و کاملا منطقی هستند. خوب من در پستم از شما محترمانه پرسیدم: شما (ِ نوعی) در چه جایگاهی هستید که معتقدید کار من چنانچه منتشر و تبلیغ شود توسط مخاطبان خاص این کار مورد استقبال قرار نمی گیرد؟ شما جامعه شناسید؟ شما نماد مردم جهان هستید؟ یا نماد مورد اطمینان جامعه ی آماری ایران؟؟ متوجه شدید؟ این که گفتم شما چه کسی هستید توهین به شما نیست. شما ادعا کردید دریافت من متعلق به جامعه ی امروز نیست و من خیلی ساده از شما پرسیدم: شما مگر جامعه شناسید که به خود حق می دهید تا از طرف کل جامعه نظر بنویسید؟ اینجا هیچ لحن توهین آمیزی به کار نرفت دوست عزیز و همشهری گرامی. دقت کنید شما می توانید به عنوان یک مخاطب از جانب خودتان صحبت کنید من هم همین طور. مشکل از جایی آغاز می شود که ما مبنا را بر این قرار می دهیم که همه بایستی با ما هم سلیقه و هم نظر و هم نگر باشند این دیدگاه مانع پیشرفت است. مثالی می زنم: اندی به عنوان یک خواننده طرفدار دارد. داریوش هم دارد. می رویم با طرفداران اندی در مورد آثار داریوش صحبت می کنیم: برخی ممکن است بگویند: این آثار به درد جامعه ی غمگین امروز نمی خورد جامعه ی امروز ایران که افسرده است نیازمند آهنگ های شاد با ریتم تند است و اندی بهترین است و داریوش انسان را به یاد قرض هایش می اندازد (ظاهر حرف منطقی و درست است) حال می رویم به سراغ مخاطبان و هواداران داریوش... ممکن است چنین نقدی به اندی داشته باشند: جامعه نیاز به تفکر و بیداری دارد لذا آهنگ های اندی که یک شادی زودگذر دارند بدون محتوی و بدون عمق تلقی می شوند و کاربردی در جامعه ی امروز ما ندارند (باز هم ظاهر حرف درست است) اما هر دو اظهار نظر به شدت سفسطه وار و غلط هستند! چرا؟ چون جامعه هم به این نیاز دارد و هم به آن! حرف من این است نه توهین به شما و دیگران می گویم: نظر شخصی خود را به جامعه تعمیم ندهید. همین! در ادامه سوالات عمیقی پرسیدید که بسیار خوب بودند :flower: پرسیده اید: ((اگر شما موسیقی دیگری بلد نیستید، و به این واسطه محبوب نمیشوید، ضعف شماست... خواه قبول کنید خواه نکنید. اگر علاقه به محبوب شدن ندارید، پس نشر آثار به چه دلیل است؟)) حرف اولتان در مورد بنده غلط است بخش اول جمله ی شما درست است اما نتیجه گیرتان غلط است. بله من موسیقی دیگری بلد نیستم اما اگر محبوبیت نیافته کارم به این واسطه نیست! بلکه "معتقدم" به این واسطه است که این آثار منتشر نشده. شما یک غذای خوب می پزید و بعد نمی گذارند غذای شما بر سر سفره برود! خوب کسی هم طبیعتا با غذای شما آشنا نخواهد شد دیگر! علاقه به محبوب شدن؟ دوست عزیز مگر شما هنرمند نیستید؟ معلوم است که یک هنرمند دوست دارد (و بلکه نیاز دارد) که کارش و اثرش دیده شود. این چه حرفی است؟ هر هنرمندی بعد از تولید یک کار ذوق و شوقش را دوست دارد به دیگران هدیه کند و از بازخوردهای ایشان انرژی و انگیزه بگیرد. این انکار شدنی نیست. اما در ادامه فرموده اید: (( چرا از روش های تبلیغاتی نوین استفاده نمیکنید؟؟؟ بلد نیستید؟ بسیار خوب... افرادی هستند که هزینه دریافت میکنند و این کار رو برای شما انجام میدن...)) بله بلد نیستم این کار تخصص می خواهد و کار من نیست. من چنین سیاستی را ندارم. جدا افرادی هستند که هزینه دریافت می کنند و این کار را انجام می دهند؟ من تا کنون چنین افرادی را نیافته ام در طی این مدت. لطف می کنید چنانچه می شناسید در پیام خصوصی به بنده معرفی کنید؟ اگر این کار را بکنید بسیار ممنون خواهم شد چون این راه حل خوبی است. :flower: منظور شما از این قسمت را نفهمیدم متاسفانه: ((اما تا زمانی که شما بخواید خودتونو گول بزنید، مطمئن باشید بیست سال که نه ، دویست سال دیگر هم راه به جایی نخواهید برد.)) در انتها نوشتید: ((رفتار شما مورد پسند من نبود. ( جمله ای که دوست دارید بشنوید مثل " هنر شما مورد پسند من نبود " ) )) این دو جمله با هم متفاوت هستند. آیا رفتار من مورد پسند نبود؟ یا اثر بنده که شنیدید؟ یا هر دو؟ ((و من الله توفیق آقای تهرانی.)) متوجه این قسمت نیز نشدم.:flower: ممنون از توجه شما.
  14. درود بر شما ممنون از نظر شما. متاسفانه اشتباه فکر می کنید (یا اینکه خیلی وقت هست نه از سی دی های مجوز دار وزارت ارشاد خریده اید، و نه صدا و سیما را تماشا کرده اید که چه موسیقی هایی را پخش می کنند). شما فکر می کنید بنده تا کنون به دفتر موسیقی وزارت ارشاد نرفته ام؟ بیش از صد بار این مسافرت را از شهر خودم به تهران به همین نیت انجام داده ام. می دانید پاسخشان چیست؟ می گویند بروید با یک شرکت قرارداد ببندید. شرکت ها هم اتفاقا اکثرا بیزنس من هستند و دلشان به حال من و شما و گوش مخاطب و حتی هنر موسیقی نمی سوزد. لذا آن شرکت ها با شنیدن آثارم می گویند: کار شما خوب است اما امروزی و جوانپسندانه نیست (همین دست صحبت هایی که دوستان ما در اینجا می گویند) پس با کمال احترام؛ اما پیشنهاد شما امتحان شده و نتیجه نمی دهد. با تشکر.
  15. درود بر شما. ابتدا اینکه سعی کنید از دایره ی احترام و ادب خارج نشوید. من به شخص شما هیچ توهینی نکردم اما شما مرا که سالها از شما بزرگتر هستم دروغگو خطاب کردید. محض یاداوری عرض می کنم آشنایی ما مربوط به سایت کیوبیس نیست بلکه قبلا در یکی از سایت های پرشین سینگرز و یا نت آهنگ (مطمئن نیستم کدام یک جستجو می کنم) با هم صحبت داشته ایم. لذا منظور من در این سایت نبود مگر اینکه شخص دیگری با همین آی دی شما در آن سایت ها فعال باشد. نکته ی دیگر اینکه بحث با شما بی فایده است چرا که با پیش زمینه و پیش فرض ذهنی وارد بحث شدید از اول هم نه لحن کلامتان دوستانه بود و نه پیش فرض ذهنیتان این که می گویید صحبت با امثال شما بی فایده است چون مغرورید از نظر منطقی یعنی شما به عنوان یک طرف در بحث من را مورد قضاوت قرار داده اید و با پیش فرض ذهنی (مغرور بودن من و امثال من) وادر گفتگو شدید. با همین پیش فرض پست اولتان را نوشتید پستی که هیچ نشانی از دوستی در آن نبود. این جمله ی شما در پست اولتان بود: نه تخریب شما برای ما (؟!) سودی دارد و نه موفقیت شما!!! در حالیکه اگر دیدگاه شما خیرخواهانه بود، اگر بنده را مثل خودتان از خانواده ی بزرگ موسیقی می دانستید، موفقیت من باید برای شمای نوعی خوشایند می بود! چون موفقیت هر کدام از ما یعنی موفقیت خانواده ی موسیقی و هنرایران زمین. اما برای شما سودی ندارد!! نکته ی دیگر لطفا انقدر منت بر سر بنده نگذارید که فلان صفحه مطلب نوشتید! ببخشید اگر شما دو ساعت وقت گذاشتید و مطلب نوشتید من هم 6 ماه وقت گذاشتم و این آهنگ را ساخته ام و به رایگان در اختیار شما قرار دادم! ممکن است بگویید: خوب ما که از تو نخواستیم کارت را اینجا بگذاری! آنگاه من هم خواهم گفت من هم از شما نخواستم که نظرتان را در اینجا بنویسید که منتش را بر سرم می گذارید! این چه حرفی است؟ زشت است بخدا! اینجا به قول دوست دیگرمان انجمن گفتمان (فاروم) است! هیچ کس برای وقتی که می گذارد منتی بر سر دیگری نمی گذارد. دوست عزیز! فرمودید: ((بیست سال موسیقی کار کردید یعنی تقرییبا از خیلی خواننده های مطرح الان با ثابقه(*سابقه) ترید دلیل موفق نشدنتون و برید پیدا کنید)) من معتقد نیستم که کارم موفق نیست من به شدت معتقدم اگر کارم رسما و با شرایط برابری به انتشار برسد موفقیت کسب خواهد کرد. به عبارتی بهتر: تعریف موفقیت از دیدگاه هر شخصی با شخص دیگر فرق می کند. موفقیت برای من این است که بعد از انتشار کارم مخاطبان هر چند محدودی که این صدا و این سبک کار را می پسندند با کارهایم آشنا شده و بعدا بتوانم برایشان کنسرت بگذارم و به این طریق به هم وطنانم خدمتی کرده باشم... همین! شما بخشی از صورت مساله را عمدا پاک می کنید: موفق نشدن من به دلیل عدم انتشار آثارم است نه اینکه انتشار پیدا کرده و بعد با استقبال روبرو نشده باشند. متوجه شدید مشکل کجاست؟ منفی که دادم به شما و شخصیت شما نبود! به نوشتار شما که با پیش فرض ذهنی مغرور بودن من نوشته بودید از همان اول بود. اینجا دنیای مجازی است. نظر شما و نوشته ی شما برای من ملاک است نه خود شما. در مورد شوراها! خیر اشتباه می فرمایید. بنده در بین هنرجویان آهنگسازی ام شخصی مانند مسعود یزدی را دارم با سبک موسیقی خاص خود. شخص دیگری دارم که موسیقی مقامی و محلی کار می کند و در جشنواره ی فجر بارها افتخار کسب کرده (گروه هرای) شخصی را دارم که راک می سازد شخصی را دارم که کلاسیک محض کار می کند اینها همه هنرجویان آهنگسازی بنده بوده و هستند. اگر من کسی بودم که قرار بود با افکارم پوست از کله ی دیگران (به قول ادبیات زیبای شما) بکنم چطور ممکن بود این افراد با این همه سلیقه ی متفاوت هنرآموز من تا انتها باقی بمانند؟ دوست عزیز من هیچگاه به خودم اجازه نمی دهم که دیدگاه های سلیقه ای خودم را وارد موسیقی کنم. اگر شما برای من قطعه ای بفرستید ممکن است در ژانر سنتی باشد (که من زیاد دوستش ندارم) اما اگر بخواهم انتقادی بکنم می روم به دنبال ایراد های تکنیکی نظیر اشتباه در حرکت های ملودیک یا میزان دقت ضرب سازها و ... هیچ گاه تا کنون در بررسی آثار دیگران در هیچ زمینه ای نظری بر مبنای سلیقه ام نداده ام. اگر نکته ای گفته ام صرفا بر مبنای نکات علمی بوده وگرنه به تعداد انسانها سلیقه وجود دارد و بسیار هم محترم است. (پس تناقضی نیست شما اشتباه برداشت کرده بودید) فرموده اید: ((خب حالا من حرف نا حقی گفتم که کارتون در سطح خوانندگان دهه 50 نیست؟ با این حرف با کامیون از روتون رد شدم؟ یعنی خودتون و اثارتون رو هم سطح اونها میدونید؟ بابا تروخدا بس کنید این غرور کاذب و کنار بزارید اخه چطور من به خودم بقبولونم که شمارو هم رده ابی و داریوش و غیره قرار بدم)) خوب! من به سوال شما پاسخ می دهم منتها دقیق و علمی موافقید؟ تا انتهایش می مانید؟ بیایید یک کار قدیمی از آقای ابی را بررسی کنیم. نه با این پیش فرض که او ابی است! با این پیش فرض که او هم یکی از کاربران انجمن ماست و ناشناس است. تمام نکات مثبت و منفی آن را بنویسیم. بعد یک کار از بنده را نیز به همین روش بررسی کنیم. خوب؟ علمی و دقیق! با پارتی تور. با در نظر گرفتن تکنولوژی که آن زمان نبوده و الان هست با جمیع موارد و در حضور چشم همه ی کاربران! یک کار معمولی را انتخاب کنیم نه بهترین نمونه ی ممکن را چون طبیعتا آنجا کار به صورت تیمی بوده ارکستر حضور داشته و بزرگمردی مثل واروژان تنظیم می کرده. یک کار معمولی ابی را بررسی کنیم. خوب؟ بعد قضاوت کنیم. دقت کنید اینجا بحث غرور نیست دوست عزیز. کارهای آن دوران هم توسط انسان ها ساخته شده. هم نکات مثبت دارد به وفور هم منفی. حاضرید برای این بررسی؟ مثلا اگر اثبات شد که فلان تحریر آقای ابی فالش بوده و این را نشان دادیم آیا قبول می کنید که شما از روی تعصب دارید صحبت می کنید؟ یا اگر نشان دادیم فلان بیت از شعر با بی دقتی آهنگساز اصلا حذف شده و بعد از ضبط فهمیدند (بر طبق سخنان آقای شماعی زاده که آهنگ شکار ابی را ساخته بودند) قبول می کنید حرفتان بر اساس تعصب بوده؟ در مورد معیین عزیز فرمودید: ((امسال معین اگر همچنان موفق هستند دلیلش اینه که هم بروز هستند و هم کارهاشون قویه و کاره الکی بیرون نمیدند )) خوب اشتباه می کنید. چرا؟ عرض می کنم! معیین عزیز از ابتدا در ژانر کاریشان هم کارهای سبک بود و هم آثار سنگین پس ایشان در حقیقت ژانر کاریشان را تغییر نداده اند. هنوز هم در کارنامه شان هم آثار سنگین هست و هم سبک. در ثانی بله متاسفانه ایشان هم کمی افت کرده اند و اگر به کنسرتشان رفته باشید (من رفته ام) مردم از ایشان آثار گذشته را درخواست می کنند نه مثلا کارهای جدیدشان را هرچند در آثار جدیدشان هم هنوز خیلی از کارها ارکسترال هستند به همان سبک قدیم و اشعار زیبا. اما آثاری که به سمت و سوی "کاملا"الکترونیک برده اند متاسفانه آنطور مورد استقبال نبوده (در کنسرتشان دیده ام به چشم) در انتها فرموده اید: ((موسیقی امروز اگر قرار به عنوان یه بیزینست (*بیزنس) حساب بشه باید طبق خاسته (*خواسته) مردم و روز باشه اگر ن که همون باید واسه دل خوده هنرمند اجرا بشه)) من با این حرف شما مخالفم. ببینید دوست عزیز ما در جامعه ای زندگی می کنیم که تبلیغات و رسانه در آن نقش کلیدی دارند خیلی ها رسانه را به عنوان هنر هشتم (بعد از سینما) می شناسند. دنیا متاسفانه دنیای تبلیغات و تلقینات رسانه ای است. رسانه هم شوربختانه دیگر فقط رادیو و تلویزیون و روزنامه نیست! مثلا تتلو هم رسانه دارد رسانه ای بسیار بزرگ و هر حرفش بازتابی گسترده پیدا می کند... مردم ما متاسفانه بسیار چشم به مد و رسانه دارند! این وسایل بازی جدید که در دست همه می بینید (اسپینر) نمونه ی خیلی خیلی واضحی است! با یک بربرینگ ساده مردم را فریب داده اند که آن را در دست بگیرید و بچرخانید که چی مثلا استرس شما کاسته خواهد شد!!! و همه (اکثریت) هم بدون تفکر می خرند... چالش آب یخ را بخاطر دارید؟ نمونه ی دیگری از تاثیر رسانه بود.... قبلش توتال کر یادتان هست؟ که بعد از تبلیغات فراوان در خانه ی هر کسی می رفتید یک توتال کر می دیدید!! اینها همه تاثیر غول رسانه است هم وطن عزیز! در حقیقت حتی آثار بنده نیز می تواند مورد اقبال عمومی قرار گیرد چنانچه رسانه ای در خور توجه داشته باشد. (مثل هر چیز دیگری) بحث این است که این آثار بایستی منتشر شوند تا بتوانند مخاطب پیدا کنند. مشکل در این قسمت است. امیدوارم توضیحاتم را کامل بخوانید. با تشکر
×
×
  • اضافه کردن...