رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





music87025

عضو جدید انجمن
  • تعداد ارسال ها

    12
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

درباره music87025

  • تاریخ تولد 26 تیر 1368

Converted

  • نرم افزار من
    Array
  1. music87025

    اجزاي تشكيل دهنده ساز ارگ

    قسمت هاي عمده يك ساز ارگ الكترونيك امروزي شامل موارد زير است: كيبورد موسيقي : كليدهاي سياه و سفيد به شيوه پيانو كه نوازنده مي فشارد و در نتيجه به سوئيچ ها متصل مي شوند و ماشه ها يك نت الكترونيك را توسط آن پخش مي كنند. اكثر ارگ ها از يك مدار كاهش مقدار سيم كشي مورد نياز استفاده مي كنند. رابط كاربري نرم افزاري : يك برنامه (كه معمولا در يك چيپست كامپيوتري جاسازي مي شود) كه تعامل كاربري بين كليدهاي كنترل و منوها را مديريت مي كند و به كاربر و نوازنده اجازه انتخاب تن صداها (مانند پيانو، ارگ كليسا، فلوت، درام كيت و غيره) را مي دهد. همچنين امكان انتخاب افكت ها مانند (ريبورب، اكو، تلفن ها و سوستين) و ساير ويژگي ها (مانند جابجاسازي، ماشين درام الكترونيك) را مي دهد. تنظيم كننده موسيقي كامپيوتري : يك برنامه نرم افزاري كه ريتم و آكوردها را با دستورات كامپيوتري شده نوعي MIDI توليد مي كند. چيپست صدا / صدا ساز : يك ماژول صداي الكترونيك يا سينتي سايزر موسيقي بصورت معمول حاوي يك مدار يا چيپست يكپارچه است كه قادر به دريافت فرمان هاي MIDI و توليد اصوات است. آمپلي فاير و اسپيكر : يك آمپلي فاير اصوات از بم تا مياني است كه اسپيكرها صداها را تقويت مي كنند كه شنونده بتواند آنها را بشنود.
  2. music87025

    اجزاي تشكيل دهنده ساز ارگ

    امروز آموزش تخصصي كيبورد رو شروع مي كنيم . ابتدا بهتر است كه اين نكته را متذكر شوم كه ما در اين وبلاگ به تئوري موسيقي نخواهيم پرداخت بلكه فقط و فقط كار ما آموزش تخصصي كيبورد خواهد بود و اين خود لازمه اش داشتن آشنايي با تئوري موسيقي مي باشد كه مطمئنا دوستان دارند . البته اگر سوالي در مورد تئوري موسيقي بود مي توانند مطرح كنند ، اينجانب پاسخگو خواهم بود . بخش اول : آشنايي با اصطلاحات كيبورد در بخش اول سعي داريم با اصطلاحات كيبورد آشنا بشيم : 1- Style : استيل همان ريتم است . هر استايل متشكل از چند بخش است (بستگي به نوع دستگاه نيز دارد). استايل در واقع كار نوازندگان اركستر ما را انجام مي دهد . بطور مثال در يك استايل كه از 6 تراك (Track) تشكيل شده ما مي توانيم نوازنده هاي درام ، تمپو ، استرينگ ، براس ، گيتار بيس و گيتار كلاسيك رو داشته باشيم (البته بطور مثال عرض كردم) . معمولا در دستگاهها رايج استايل ها 6 تراكه هستند كه دو تراك اول رو به ترتيب درام (جاز) و تمپو (يا تومبا و تمبك و ...) و تراك سوم را گيتار بيس تشكيل مي دهند . استايل ها داراي چند بخش هستند : - Intro : يك قطعه 2 ميزانه يا 4 ميزانه براي شروع استايل - Fill In : پاساژهاي هر وارياسيون هستند (براي شروع ميزان جديد) - Break : توقف در استايل - Ending : يك قطعه 2 ميزانه يا 4 ميزانه براي پايان استايل 2- Voice : همان سازهاي دستگاه مي باشند . ويس ها معمولا در دسته هاي زير تقسيم بندي مي شوند : Piano & Harpsi - E.Piano - Organ & Accordion - Percussion - Guitar - Bass - Brass - WoodWind - Strings - Choir & Pad - Synth - XG در دستگاه هاي پيشرفته امكان سمپلينگ از سازها وجود دارد . بطور مثال شما مي توانيد صداي سه تار رو با سمپلينگ وارد دستگاه خود كرده و آن را بطور طبيعي با كيبورد بنوازيد. در حال حاضر در بازارهاي ايران دستگاه هاي YAMAHA و KORG و GEM بيشترين استفاده كننده را دارند . دستگاه هاي ياماها از نظر سهولت در استفاده و همچنين دارا بودن امكانات بسيار ، گزينه ي خوبي براي انتخاب هستند . مدل A1000 ياماها اورينتال بوده و داراي سازهاي شرقي همچون دف و تمبك و تار و ... مي باشد .مدل هاي PSR 2000 & PSR 9000 آن نيز از كيفيت بالايي برخوردارند . همچنين براي يك نوازنده مبتدي كه مي خواهد تازه نوازندگي اموزش کيبورد[/url] رو شروع كند بهترين گزينه YAMAHA PSR-A3 مي باشد كه آن هم اورينتال هست و داراي كارتريج هاي مخصوص مي باشد. اما دستگاه هاي KORG . اين دستگاهها از قيمت هاي بالايي برخوردار هستند (در مقايسه با ساير ماركها) همچنين داراي كيفيت بسيار بالا و امكانات ارنجينگ و ميكسينگ برتري دارند . مدل PA80 آن در حال حاضر بهترين است و بيشترين طرفدار و استفاده كننده را در ايران دارد . از امكانات آن مي توان به Sampling , Flash Card , Vocal Harmony اشاره كرد . در ضمن مدل ديگر آن PA50 مي باشد كه همانند PA80 است با اين تفاوت كه سه قابليت معرفي شده را ندارد .از ساير مدل هاي KORG نيز مي توان PA1x PRO را نام برد كه هم اكنون در جهان حرف اول را مي زند . مدل هاس سينتي سايزر آن نيز مي توان سري TRITON و دستگاه KARMA رو نام برد كه از كيفيت بالاي صدا و سمپلينگ برخوردارند. دستگاه هاي GEM هم بيشتر در ايران براي مجالس كاربرد دارند و بهترين مدل هاي آن شامل Genesys - WK8 - WK6 - WK2 - WK1 مي باشد . كه همه آنها داراي نسخه اورينتال نيز مي باشند كه توسط شركت moco در ايران پشتيباني و گارانتي مي شوند . راستي دستگاه هاي KORG توسط شركت جزيره و دستگاه هاي YAMAHA توسط شركت سورنا پشتيباني و گارانتي مي شوند.
  3. ضربات ابتدائي و اصلي كه در دف نوازي مورد استفاده ميگيرد سه ضربه است با نامهاي: ضربه تم TOM ضربه بك 3. ضربه چپ · تم ضربه تم ضربه اي است كه با دست راست و به شرح زير اجرا ميشود. چهار انگشت را به هم چسبانده ، كف دست را كمي گود كنيد ، تيغه بيروني دست را از دف فاصله دهيد و با سرعت به دف ضربه وارد كنيد و با سرعت نيز از ساز دور نمائيد ( در هيچكدام از ضربات اصلي دف نوازي دست بر روي ساز نگه داشته نميشود) قسمتهائي از كف دست در اين ضربه با دف تماس پيدا ميكنند كه عبارتند از : بند اول انگشتان انگشتري و ميانه ، نرمي انگشت اشاره ، بند اول دوم و سوم انگشت كوچك و در امتداد آن نرمي تيغه پائيني دست از طرف داخل تا انتهاي دست و نرمي انتهائي دست در زير انگشت شست . تمام موارد فوق در يك زمان ضربه وارد ميكنند. محل اجراي ضربه را با توجه به عكس داده شده اجرا كنيد. در ضربه زدن توجه كنيد كه ضربه را از مچ وارد نكنيد ، تيغه دست به همراه ساعد دست و در يك راستا با هم حركت ميكنند و نيروي وارده از مچ دست نيست. · بك در اين ضربه انگشتان دست راست كمي از هم باز ميشوند دست از مچ به طرف تيغه پائين به طرف ساعد خم ميشود ( دست در عكس فوق به طرف بالا به نظر ميرسد .) و باز هم به كمك ساعد دست از دف دور شده ضربه ميزند . ( ساعد دست و كف دست در يك امتدادند ) در اين ضربه بندهاي اول و دوم 4 انگشت دست راست همزمان به ساز دف ضربه وارد مي كنند. سعي كنيد ضربه تم و بك را در محل خودشان وارد كنيد چون اين دو صداهاي كاملا متفاوت دارند. · چپ در اين ضربه انگشت اشاره دست چپ دخالتي ندارد و 3 انگشت ديگر به ساز برخورد ميكنند.بدين صورت كه: سه انگشت دست را به هم چسبانده كف دست را به شكل نيم دايره اي در آوريد. با كمك گرفتن از چرخش سريع ساعد دست انگشتان را بر روي دف پرتاب كنيد. به هيچ عنوان مچ دست را خم و راست نكنيد مچ در اين ضربه هيچ دخالتي ندارد. اين ضربه با بندهاي اول انگشتان اجرا ميشود.
  4. آيا تا به حال به اين فكر كرده ايد كه چرا دف نوازي اساتيدي مانند بيژن كامكار همواره جذاب است؟ چرا نواختن ريتم ساده اي مانند حي ا... توسط اينان زيبا و دل نشين به نظر مي رسد و در مقابل از شنيدن دف نوازي برخي ديگر بيزاريم؟ شيوه ي صحيح در دست گرفتن دف به قدري اهميت دارد كه در اكثر موارد ، مي توان آن را منشاء تفاوت بين اجراي جذاب و كسل كننده توسط نوازندگان حرفه اي دانست. در واقع شكل و شيوه ي در دست گرفتن دف ، اثري مستقيم بر نوازندگي ما دارد. به جرئت مي توان گفت كه شكل نادرست آن مانع نواختن صحيح ضربات خواهد بود. در اينجا اشاره اي خواهيم داشت به شيوه ي صحيح در دست گرفتن دف و سپس چند اشكال رايج مربوط به اين موضوع را مورد بررسي قرار مي دهيم. به تصوير زير نگاه كنيد. اين تصوير شيوه ي صحيح را نشان مي دهد. ويژگي هاي اين تصوير بدين شرح اند: الف)شستي از راستايي كه با راستاي افق زاويه قائمه مي سازد ، اندكي انحراف دارد. ب) سنگيني دف روي هر دو دست توزيع مي شود كه بخش بيشتري را دست چپ تحمل مي كند. ج) كف دست راست تقريباً مقابل قلب قرار دارد. د) صفحه ي فرضي اي كه پوست در آن واقع است با راستاي بدن موازي نيست. بدين معني كه دف شما در انتهاي سمت چپ ( نسبت به خودتان ) جلوتر از سمت راست آن است. ه) بالاي دف اندكي به جلو تمايل دارد. (به مبتديان توصيه نمي شود) و اما چند اشكال رايج...! مي توانيد آنها را انجام دهيد تا صحت مطالب را راحت تر درك كنيد. اول اينكه شستي را در راستاي عمود بر راستاي افق نگيريد. اين موجب مي شود كه تمام سنگيني دف را دست چپ تحمل كند و زودتر خسته شود. همچنين در نواختن ضربات تم و بك دچار مشكل خواهيد شد و نهايتاً ضربات به شكلي نه چندان كامل اجرا مي شوند. در حقيقت ضربه ي تم در بم ترين ناحيه و ضربه ي بك در زيرترين ناحيه اجرا نخواهد شد. برخي نوازندگان دف را در موقعيتي بالاتر از حد معمول نگه مي دارند. اينان نيز در اجراي تم وبك با مشكل مواجه مي شوند. ضربه ي تم به طور كامل روي پوست نمي خوابد و براي اجراي بك ناچارند مچ خود را به پايين خم كنند و يا از اجراي صحيح آن صرف نظر نمايند. ناگفته نماند كه خون كمتري هم به دستانشان مي رسد. برخي ديگر نيز دف را جلوي صورتشان مي گيرند. در اين حالت اصطلاحاً گوش از صداي ساز پر مي شود و قدرت تشخيص كيفيت صدا را در ميانه ي كار از دست مي دهيد. به علاوه اجراي بك نيز دچار اشكال مي شود. در انتها به تصاويري كه از چند اجراي استاد كامكار انتخاب كرده ام دقت كنيد و مطالب فوق را در تصاوير زير بررسي كنيد. لازم به تذكر است كه با توجه به تعدد شيوه هاي آموزش دف[/url]، ممكن است اين مطلب براي همگي آن ها صادق نباشد. لذا اين مطلب عمدتاً نوازندگاني را مخاطب قرار مي دهد كه از شيوه ي نوازندگي استاد كامكار و يا از شيوه هاي نزديك به آن پيروي مي نمايند. علي اي حال در هر شيوه اي چهارچوب هايي مرتبط با موضوع اين مطلب تعريف شده است كه توجه به آنها ارتقاي قدرت نوازندگي را در پي خواهد داشت
  5. music87025

    آشنايي با يك سنتور خوب

    بيشتر علاقه مندان به ساز سنتور كه اميدوارانه تلاش خود را در راستاي پيشرفت همه جانبه چه در زمينه ي نوازندگي و چه در كامل كردن معلومات موسيقي خود انجام مي دهند، معمولا بعد از گذشت حدود دو، سه يا چهار سال احساس نياز به يك ساز بهتر، باعث ترغيب آنها براي تهيه ي يك ساز خوب مي شود. اين عنوان مقاله را با اين هدف شروع به نوشتن كردم كه راهنمايي باشد براي آنها، جهت شناختن ويژگيهاي يك ساز خوب و سعي كردم تا حدي به مسائل حاشيه اي اين موضوع نيز بپردازم تا برخي از سوالات بي شماري كه هنرجويان سنتور دارند پاسخ داده شود تا بلكه كمي از سردرگمي نجات يابند و البته روشن است بررسيهاي ذيل از ديدگاه يك نوازنده مي باشد كه ممكن است با ديد يك سازنده اندكي متفاوت باشد (چرا كه اكثر سازندگان بيشتر سازهاي خود را در نوع خود خوب مي دانند!) نا گفته نماند تا زماني كه يك هنرجو به آن مقدار از توانايي لازم، جهت كارشناسي فني ساز نرسيده است، صلاح آن است براي خريد يك ساز خوب با استاد خود مشورت كند يا از اساتيد فن، تاييد ساز خريداري شده ي خود را بگيرد. به اين دليل كه هنوز تعريف "كيفيت سازهاي ايراني" (مثل خيلي چيزهاي ديگر) به درستي معلوم نيست و استانداردي براي آن مشخص و تعريف نشده است، بنابراين مطالبي كه منوط به ويژگيهاي يك سنتور خوب در اين سلسله مقاله به نظر دوستان ميرسد نمي تواند صد در صد صحيح باشد ولي اميدوارم آنقدر باشد تا در حد و توانايي خودشان به تدريج و با تمرين و توجه به اين موارد، تفاوت سازهاي خوب، معمولي و بد براي آنها تا اندازه اي قابل درك و مقايسه باشد. هنگامي كه شما نزد سازنده اي مي رويد براي خريد ساز، اينگونه باب است كه سازنده از تمام سازهاي خودش تعريف مي كند و حتي اگر سازي مشقي نيز باشد اغلب مي گويند "نسبت به يك ساز مشقي قيمتي ندارد و يا كيفيت خوبي دارد" حال اينكه قيمت ساز مشقي چقدر است را حتا حدودا هم نمي توان گفت، چه بسا ساز مشقي از هشتاد هزار تومان مي توان سراغ گرفت تا سيصد هزار تومان كه در "اغلب اوقات" اين دو، از لحاظ كيفي تفاوت چنداني هم، با هم ندارند! شايد يكي از دلايلي كه سازندگان براي قيمت بالاي سازهاي مشقي خود دارند اين است كه مي گويند "چوب و مواد بكار رفته داراي مرغوبيت بالايي هستند"، گر چه صداي ساز تناسبي با قيمت آن ندارد و اينجا سوالي كه پيش مي آيد اين است كه چرا بايد سازندگان، مواد مرغوب را براي ساز مشقي به كار ببرند؟ اگر قرار نبوده است كه سازي براي صدادهي با كيفيت بالا مهندسي و ساخته شود، آيا اين استفاده بي مورد باعث از دست دادن منابع موجود براي ساختن سازهاي درجه ي يك نيست؟ آيا براي يك هنرجو در وحله اول كيفيت مواد بكار رفته در ساز براي او اهميت دارد يا كيفيت صداي آن؟ طبيعي است هنرجو هزينه اي كه براي خريد ساز مي كند براي به دست آوردن صداي مطلوب است، نه براي خريد چوب خوب يا خركهاي شيك و مرغوب و نه سيمهاي به اصطلاح درجه يك! واقعيتي كه متاسفانه با آن روبرو هستيم اين است كه، تا به حال رخ نداده يا من نديده ام كه سازنده اي كه قصد دارد كلا سازهاي حرفه اي بسازد بتواند از مجموعه سازهايي كه هدف ساخت آنها، بوجود آمدن سنتور درجه يك است از هر ده سنتور مثلا هشت تاي آن واقعا با كيفيت صدايي بالا باشند. معمولا هميشه چند ساز از هر ده سازي كه مي خواهند درجه يك باشد واقعا درجه يك در بيايد به نظر مي رسد امري نسبتا تصادفي است. البته به هيچ عنوان منكر شناخت و زحمات سازندگان سنتور نيستم، چه بسا طي دو سه سال اخير سازهاي مشقي واقعا خوبي ساخته شده است و به نظر ميرسد بطور كل در زمينه ي سنتور سازي پيشرفتي حاصل شده باشد ولي تجربه نشان داده كه سازنده اي كه توان ساخت سنتور درجه يك را دارد وقتي عزم را جزم مي كند كه يك سنتور عالي بسازد، قابل پيش بيني نيست كه ماحصل كار واقعا هماني شود كه مي بايد يا مي خواهد باشد؛ چه بسا گاهي اتفاق افتاده كه ماحصل كار خيلي بهتر از چيزي شده كه حتي خود سازنده انتظار داشته (كه متاسفانه اكثر سازندگان خود اين را تشخيص نمي دهند!) و گاهي نيز ساز با كيفيت متوسط يا اصلا ضعيفي از كار در مي آيد. گاهي سه سنتور كه پشت هم ساخته مي شوند همگي عالي هستند (به نسبه) و انتظار مي رود مابقي نيز با همان كيفيت باشند ولي مثلا چهار سنتور بعدي داراي كيفيتي متوسط از آب در مي آيند. نكته داراي اهميت ديگر اينكه با توجه به سبكهاي مختلف نوازندگي و گسترده بودن تنوع قطعات حتي اگر يك سنتور خيلي خوب و درجه يك هم باشد ممكن است براي نوازندگي مثلا در فلان سبك مناسب نباشد كه با توجه به اين موضوع قيمت و كيفيت سنتورهاي خوب از ديد سبكهاي مختلف، تعاريف متفاوتي خواهد داشت. البته اين موضوع در ديگر سازها به شدت بيشتري نيز وجود دارد ولي اين مشكل تمام سازهاي ايراني است چرا كه در سازهاي غربي اين مشكل از طريق استاندارد كردن تمام انواع موجود سازها حل شده و تنها نكته اي كه باقيمانده و حل شدني نيست سليقه ي اساتيد در مورد "صداي منحصر به فرد" هر ساز است. در شماره بعدي اجمالا به نكاتي مي پردازيم كه هنرجوياني كه در اوايل كار هستند با توسل به آن، تا حدودي بتواند ساز خوب را از بد تشخيص دهند البته تكرار اين نكته ضروري است كه باز هم احتمال خطاي يك هنرجو ي كم تجربه به نسبت بالاست بنابراين گرفتن تاييد از يك استاد، هميشه براي او الزامي است. بنابر آنچه تجربه نشان داده است مسائل حاشيه اي كه براي هنرجويان جهت خريد ساز پيش مي آيد نه تنها بي اهميت نيست بلكه اين موضوع متاسفانه گاهي باعث كدورت ها و ايجاد كينه ها مابين معلمين و شاگردان شده و شاگردان به محض روبرو شدن با استاد جديد، معلم پيشين خود را بخاطر انتخاب نادرست ساز (چه از روي عمد و چه از روي نا آگاهي) مورد نكوهش و انتقاد قرار مي دهند و چه بسا در بيشتر موارد هيچكدام آنقدر مقصر نبوده اند كه بعد ها باعث بعضي از اين كدورتها شود. قصد من از بيان مطلب فوق اين است كه از نظر من مسائل حاشيه اي اين ماجرا به هيچ عنوان قابل اغماض نيست و دانستن آن براي هنرجويان تا حدي الزامي است چرا كه درك متقابل معلم و شاگرد جهت تهيه ي يك ساز خوب براي شاگرد مي تواند موجب پيوستگي رابطه ي معلم و شاگرد براي مدتها باشد و در آينده گله اي پيش نيايد. بنابراين تا جايي كه اذهان دوستان عزيز خسته نشود، آنچه كه طبق تجربه دريافته ام عنوان مي كنم و از آنجاييكه تا به حال به اينگونه مسائل پرداخته نشده است فكر مي كنم ذكر اين موارد براي يك بار خالي از لطف نباشد تا شايد كمك فكري كوچكي براي بعضي از دوستان باشد. از ديد كلي مجموعه فعاليتهايي كه يك هنرجو انجام مي دهد تا اين مهارت، يعني "شناخت ساز خوب" را به دست آورد بسته به استعداد و مقدار پيشرفت حداقل هفت تا ده سال طول مي كشد و پيش نيازهاي اصلي آن، مواردي است كه به طور مختصر در ادامه اشاره شده: 1-گوش كردن به موسيقي (ساز سنتور) به طور جدي تا به درجه خوبي از درك موسيقايي و فهم صداي زيباي اين ساز برسند. 2-تمرين و پيشرفت كافي تا توانايي اجراي قطعات (حداقل نيمه) حرفه اي سنتور حاصل شود تا فرد بتواند به عنوان معياري جهت شناسايي يك ساز خوب از آن استفاده كند. 3-كمي اطلاع از نحوه ي ساخت ساز تا شخص بتواند ساز را از لحاظ ظاهري نيز ارزيابي كند. 4-نواختن و تمرين با انواع سنتورها (سنتورهاي خيلي خوب و خيلي بد) با اين شرايط هنرجويي كه هنوز تجربه و شناخت كافي از سازي با كيفيت بالا را ندارد چند راه وجود دارد: 1-يك ساز با قيمت بالا كه فروشنده گفته اين ساز خوبي است را چشم بسته خريداري كند تا روزي كه خودش كارشناس اين كار شود. 2-به يكي از سازندگان يا فروشندگان اعتماد كند كه انشاا...سازي با كيفيت خوب و قيمت مناسب به او دهند. 3-يا به استاد خود اطمينان كند و با نظر مستقيم او اقدام به خريد ساز كند و در صورتي كه مساله "گاو بندي "در ميان نباشد راه سوم عقلاني و منطقي تر به نظر مي رسد (كه متاسفانه خيلي از هنرجويان از همين مسئله "گاوبندي" ضربه خورده اند) 4-راه بعدي كه وجود دارد اما بسيار سخت و وقت گير و گيج كننده مي باشد اين است كه هنرجو آمار چندين ساز خوب را از چندين سازنده و يا فروشنده بگيرد و تك تك آن سازها را نزد چند استاد مورد قبول ببرد و تاييد سازها يا يكي از آن سازها را به عنوان بهترين آنها بگيرد و بعد اقدام به خريد كند. مشكلي كه اينجا وجود دارد اختلاف سليقه و سواد و درك سازندگان و فروشندگان و حتا اساتيد در مورد ساز خوب است. اين امر درست است (متاسفانه به ده ها دليل) كه اگر مثلا شما سازي كه مورد تاييد كامل فلان سازنده ي معروف است نزد ديگر سازنده ي مشهور ببريد ممكن است سازنده ي دوم آن ساز را در حد يك ساز مشقي تاييد كند نه بيشتر. اين امر (دوباره با كمال تاسف) در بين اساتيد وقت نيز وجود دارد و به ندرت پيش مي آيد كه سازي را دو سازنده ي خوب يا دو استاد متفق القول تاييد كنند و آن ساز را درجه يك بنامند. با اين شرايط تكليف يك هنرجويي كه راه چهارم را انتخاب كرده چيست؟ اين هنرجو ممكن است با پيگيري هاي زياد، نسبتا به مطلوب برسد اما از كجا معلوم كه چند سال ديگر كه ساز خود را به سازنده يا استاد سومي نشان دهد كاملا سرخورده و مايوس از آن همه تلاش براي خريد يك ساز خوب نشود. بنا بر تشريح شرايط فوق توصيه اي كه من به عنوان كم تجربه ترين عضو موسيقي به هنرجويان دارم اين است كه هنرجويان سنتور و حتا ديگر سازها، كلا به دنبال ساز درجه يك نروند مگر در دو حالت: يكي اينكه خود، توانايي تشخيص يك ساز خوب را به طور نسبي حاصل كرده باشند تا تماما محتاج اين و آن نباشند و از خود نيز نظري در مورد ساز ارائه كنند، و ديگر اينكه به يك و فقط يك استاد كه مورد اطمينان آنهاست كاملا اعتماد كنند و با نظر مستقيم ايشان ساز خوب خود را خريداري كنند با اين آگاهي كه بدانند اين سازِ خوبِ خريداري شده ي آنها ممكن است در آينده مورد نقد سازندگان، اساتيد مختلف و حتا خود آنها قرار گيرد كه در صورت صحت اين پيش بيني، بعدها گله اي از استاد يا شخص مورد اعتماد خود نداشته باشند. نكته اي كه قابل عرض است و دانستن آن براي هنرجويان الزاميست اين نكته مي باشد كه بدانند هميشه گرانترين ساز، بهترين نيست. به اين معني كه اگر مثلا سنتوري با قيمت يك ميليون تومان يا بيشتر خريداري كردند پس مطمئن باشند كه آن ساز قطعا درجه يك است، اين طور نيست بلكه تنها مي توان گفت كه احتمالا آن ساز، ساز خوبي است اما نه به طور قطع. به طور كلي تمامي سازها را مي توان از سه نظر ارزيابي كرد: 1- وضعيت ظاهري 2- كيفيت مواد به كار رفته 3- كيفيت صداي حاصله (منتج از مهندسي ساخت ساز) روشن است بررسي يك ساز و ارزيابي آن به عنوان يك ساز خوب، متوسط يا بد منوط به بررسي عوامل فوق مي باشد. نكته قابل توجه اينكه اين سه عامل "بطور كامل" مستقل از يكديگر نيستند و نمي توان آنها را كاملا جدا ارزيابي كرد بطوريكه مثلا يك سنتور خوب، بطور حتم از موادي با كيفيت متوسط به بالا، ساخته شده و براي بدست آوردن كيفيت صدا حتما به ظاهر آن توجه شده است. اگر عامل ديگري بخواهيم به موارد بالا اضافه كنيم، مسئله ي قيمت ساز مي باشد كه در اين صورت با در نظر گرفتن چهار عامل فوق، ساز ايده آل در واقع سازي است كه تناسبي بين سه مورد اول با قيمت آن بر قرار باشد (به شرطي كه ساز در پايين ترين درجه ي كيفي نباشد.) در اينكه يك هنرجوي تازه كار سازي با چه كيفيتي را خواهان است مي توان به يك ساز، نام ساز "ايده ال" را داد يعني سازي كه قيمت آن با كيفيتش تناسب داشته باشد، كه البته اين امر براي اكثر خريداران ساز بسيار حائز اهميت است، و هر چقدر يك هنرجو براي خريد ساز بخواهد بيشتر هزينه كند اين موضوع حساس تر نيز مي شود. كليه ي سازها از لحاظ كيفيت عموما به سه محدوده تقسيم مي شوند: 1- سازهاي با كيفيت بالا 2- سازهايي با كيفيت متوسط 3- سازهاي با كيفيت پايين (بي كيفيت) حال شرح مختصري درباره ي كيفيت: اينكه كه گفته مي شود سازي درجه يك يا داراي كيفيت بالايي است دقيقا به چه معني است؟ براي كليه ادوات موسيقي در وهله ي اول، "كيفيت صداي ساز"، حائز اهميت است سپس "كيفيت مواد بكار رفته" و بعد "ظاهر ساز". بنابراين آنچه كه بطور مسلم تعيين كننده ي كيفيت يك ساز است "صدا"ي آن است نه موارد ديگر. حال اگر سازي با كيفيت صدايي خوب داراي ظاهري زيبا و مواد آن، با كيفيت، و نو باشند زهي سعادت. گاهي پيش آمده كه يك ساز با كيفيت صدايي خوب را ببينيد كه مواد و اجناس بكار رفته در آن چندان مطلوب نباشد و بعضي از آن مواد مستهلك و پوسيده شده باشند و ظاهر ساز هم داراي زيبايي و جذابيت خاصي نباشد، حتا اگر اين شرايط نيز باشد نوازندگان باز همچنان آن ساز را يك ساز خوب مي دانند كه شايد كمي احتياج به ترميم داشته باشد و يا اصلا معتقدند به هيچ عنوان نبايد آن را تعمير كرد چرا كه ممكن است آسيب ببيند و از كيفيت صداي آن، ناخواسته كاسته شود. بين مواردي كه بالا ذكر آن رفت هنرجويان تازه وارد يا ناوارد و كم تجربه به علت ندانستن اين نكته و نداشتن گوش قوي براي تشخيص صداي خوب، معمولا به تمام موارد توجه كافي مي كنند ولي به موضوع اصلي كه صداي ساز باشد به اندازه كافي اهميت نمي دهند و يا هميشه محتاج اين و آن هستند تا براي آنها سازي را از نظر صدا تاييد كنند و با اين حال معمولا دل هنرجويان با سازي است كه ظاهر آن را پسنديده اند كه اغلب اوقات با سازي كه استاد براي آنها انتخاب مي كند متفاوت است و حتا برخي از هنرجويان حاضرند قيمت بسيار زيادي را براي سازي كه آن را از لحاظ ظاهر پسنديده اند بپردازند. با وجود اينكه شايد بعضي نوازندگاني كه مدت بيشتري كار كرده اند و با صداي ساز خوب آشنايي بيشتري دارند به هنرجويان تازه وارد مي گويند مثلا اين ساز، ساز خوبي نيست پاسخ اكثر هنرجويان اين است كه: بالاخره سازي كه مي خواهيم براي آن هزينه كنيم بايد حداقل ظاهر خوبي داشته باشد (شايد به اين علت كه كاملا نو نوار و شيك جلوه كند) و تفاوت صداي سازهاي مختلف هم در آن محدوده قيمت چون براي آنها قابل تشخيص نيست و خيلي فرقي نمي كند پس آن سازي را انتخاب مي كنند كه ظاهرش بهتر است. حال سوالي كه اينجا پيش مي آيد اين است كه ظاهر خوب چه ظاهري است؟ و از ديد چه كسي؟ طبيعي است ساز هاي پر زرق و برق و گاهي داراي خاتم كاري و رنگهاي تند سريعا چشمهاي هنرجويان را مي گيرد اما بر خلاف اين، از ديد نوازندگان حرفهاي و نيمه حرفهاي سازهاي با ظاهر ساده و بدون هيچ تزييني، سازي با ظاهر خوب محسوب مي شود. نكته اي كه مي تواند سليقه اي باشد رنگ صداي سنتورهاي مختلف با يكديگر است اگر دو ساز را كه هر دو داراي كيفيتي كاملا عالي هستند فرض كنيم ممكن است يك فرد يكي را به ديگري ارجح بداند نه بدليل فني و كيفيت صداي توليد شده و نه به دليل ظاهرشان بلكه فقط به خاطر رنگ صداي مورد پسند. در ادامه اين نكته مشخص مي شود نكاتي كه در مورد ويژگيهاي يك سنتور خوب ذكر مي شود بايد حول محور اصلي يعني "كيفيت صدا" باشد بنابراين موضوعي كه بايد براي هنرجويان بيش از همه در خور توجه باشد همين نكته است. ولي متعاقبا موارد ديگر نيز تا حد مجال، در شماره هاي بعدي به آنها پرداخته خواهد شد. وضعيت ظاهري: مجموعه عواملي كه ميتوان در اين مورد نام برد فهرست وار عبارتند از: 1- رنگ ساز 2- تناسب ابعاد 3- زينت كاري 4- شكل و رنگ خركها 5- شكل گلهاي سنتور 6- نحوه ي قلاب سيمها 7- طرز پيچيدن سيم دور گوشي 8- تميز كار شدگي ساز 9- سالم بودن صفحه ي رو، زير و كلافها شرح موارد فوق: 1- رنگ ساز: رنگهاي تند يا ملايم فرقي نميكند و بسته به سليقه ي خريدار است به شرط آنكه ضمن ساخت و پرداخت ساز در رنگ چوب خراب كاري نشده باشد كه باعث بد صدا شدن ساز شود. البته هماهنگي رنگ ساز با رنگ خركها جلوه ي بهتري به ساز مي دهد. 2- تناسب ابعاد: از آنجاييكه استانداردي براي ساخت سنتور همانطور كه در شماره هاي پيشين ذكر آن رفت وجود ندارد و دقيقا مشخص نيست كه چه ابعادي (طول، عرض، ارتفاع و قطر هر قطعه مثل صفحه ي رو) براي ايجاد صداي بهتر بايد در دستور ساخت قرار بگيرد بنابراين سانت كردن طول و عرض و قطر مفهوم چنداني نخواهد داشت. سازندگان سنتور به طور كل به مقياسهاي خوبي دست پيدا كردند اما ابعاد و مقياس طلايي براي به دست آوردن كيفيت مطلوب هنوز به طور دقيق مشخص نيست. ولي همين كه در يك نظر اجمالي بين ابعاد ساز يك تناسب قابل قبول باشد از لحاظ ظاهري كافي است. 3- خاتم كاري ها: اگر خاتم كاري ها، حكاكي ها و كارهاي تزئيني به نحوي باشد كه به چوب لطمه اي نزده باشد به طور كل مانعي براي صدا ايجاد نمي كند ولي معمولا ساز تزئيني براي نوازندگان پسنديده نيست مگر اينكه از ساز بخواهند استفاده ي ويتريني بكنند. 4- خركها: شكل خركها كلا در صدا بي تأثير هستند اما ارتفاع آنها در صدا مؤثر است. البته ارتفاع خركها به طور كل استاندارد شده و مشكلي در اين زمينه به نظر نمي رسد. پس مي ماند رنگ خركها كه آن هم به سليقه ي افراد بستگي دارد. 5- گلهاي سنتور: به طور كل شكل گل سنتور در صداي آن مؤثر نيست ولي بزرگي و كوچكي آن مقدار خيلي كمي در حجم صداي ساز تأثير دارد. ولي مكان تشكيل گل بر روي سنتور مهم است و مي تواند در كيفيت صدا مؤثر باشد كه اين نكته هم در اكثر سنتور ها نسبت به علم سازندگان جاي خود را پيدا كرده است و كمتر سنتوري پيدا مي شود كه جاي گلهاي آن در مكان مناسب نباشد. 6- قلاب سيمها: نحوه ي قلاب سيمها و شكل آنها در صداي ساز مؤثر نيست بلكه قلاب بايد كامل و سالم باشد تا باعث پارگي سيم نشود. 7- پيچاندن سيم دور گوشي: مانند نحوه ي قلاب، پيچاندن سيم تأثيري در صداي ساز ندارد و فقط بهتر است به نحو شيك و تميز كار شده باشد و از ظاهر خوبي برخوردار باشد. تنها بايد سيمها درست به گوشي ها پيچيده شده باشند تا سيم ها هنگام كوك پاره نشوند. 8- تميز كار شدگي: چفت بودن صفحات رو و زير با كلافهاي بالا، پايين، راست و چپ به طوري كه زائده اي از هيچ طرف وجود نداشته باشد. آثاري از چسب كاري ديده نشود. رديف و منظم بودن گوشي ها و سيم گير ها بدون اينكه به چوب لطمه اي وارد شده باشد. 9- سالم بودن چوب ساز: عدم وجود ترك، شكستگي، بادكردگي، فرورفتگي مخصوصا در صفحات رو و زير كه اگر مشكلي داشته باشند معمولا صداي ساز ديگر خوب نخواهد شد ولي اگر مشكل خفيفي در كلافهاي كناري يا كلافهاي بالا و پايين باشد قابل تعمير است و مي توان انتظار داشت صداي ساز پس از تعمير خراب نشود. شايد اگر خيلي جزئي و با وسواس بخواهيم ظاهر ساز را مورد ارزيابي قرار بدهيم چندين مورد ديگر نيز مي توانيم به موارد فوق اضافه كنيم ولي بيش از اين مته به خشخاش گذاشتن است و آن مواردي كه با نگاه كلي و كمي دقيق ارزش بررسي دارد مواردي بود كه در بالا ذكر شد. باز هم اين نكته را يادآوري مي كنم كه اين مورد يعني ظاهر ساز به تنهايي براي نوازندگان داراي اهميت نمي باشد (مگر در كنار دو عامل اصلي ياد شده در شماره پيشين) چنانچه وضعيت ظاهري ساز به هرگونه اي كه باشد آخر الامر كيفيت صداي ساز داراي پر اهميت ترين نكته براي هر نوازنده ايست. مگر هنرجويان تازه كار كه تنها راه قضاوت آنها همين ظاهر ساز است آنهم فقط زيبايي نسبي آن، نه بقيه عوامل آن. كيفيت مواد به كار رفته: مواردي كه در اين شماره مي خوانيد شايد كمتر به درد يك هنرجوي تازه كار مي آيد چون براي او هيچ يك از موارد ذيل به درستي قابل بررسي و تشخيص نيست مگر اينكه از قبل اطلاعاتي مثلا راجع به چوب يا ديگر اجزاء ساز داشته باشد. با اين حال ذكر اين موارد حداقل هنرجو را با شماي كلي ماجرا آشنا مي كند تا شايد مثلا هنگام خريد بتواند در مورد موضوعاتي كه ياد دارد سوالاتي بكند يا اگر اشاره اي به او در قالب اين موضوعات كردند لااقل يك بار آنها را شنيده باشد و مثل يك فرد بي اطلاع، كاملا مبهوت نگردد. طبيعي است هدف اصلي سازندگان ساخت سازي خوب با استفاده از مواد بسيار خوب است ولي متاسفانه هميشه استفاده از مواد درجه يك منتج به صدا دهي ممتاز يا حتا قابل قبول هم نمي شود بلكه مواد خوب بخشي از كار مي باشند نه كل ماجرا، بنابراين انتظار اينكه اگر سازي از مواد بسيار خوب ساخته شده باشد حتما داراي صداي خيلي خوبي خواهد بود انتظار بجايي نيست. بلكه براي ارزيابي صدا فقط بايد به صدا توجه داشت و سپس بقيه ي موارد. براي ساخت سنتور تنوع مواد زيادي وجود ندارد: جنس چوب ساز اغلب از چوب درخت گردو است، گاهي چوب آزاد و گاهي جنگلي است. گوشيها، سيم گيرها و مفتولهاي روي خركها فلزي(آهن) هستند. سيمهاي سفيد فولادي و سيمهاي زرد برنجي يا مسي هستند. حال همين مواد مي توانند به نسبت بد، متوسط و خوب باشند. در كيفيت سيمهاي سفيد تنوعي زيادي وجود ندارد همه ي آنها فولادي و كيفيت آنها "تقريبا" يكسان است. سيمهاي زردِ برنجي بهتر از سيمهاي مسي هستند. (سيمهاي برنجي زرد رنگ هستند و سيمهاي مسي قرمز رنگ) بهتر است از جنس مرغوب، بدون خش و زنگ نزده باشند. فلزي كه براي گوشيها، سيم گيرها استفاده مي شوند هم داراي تنوع چندان قابل توجهي در كيفيت نيستند و جنس خوب و بد آن تاثيري بر روي صداي ساز ندارد. اما كيفيت فلزي كه براي مفتولهاي روي خرك و بر روي شيطونك ها كار مي شوند چون با سيمها مستقيم در ارتباط هستند اهميت بيشتري مي يابند به طوري كه بهتر است از جنس مرغوب، بدون خش و زنگ نزده باشند. مهمترين قسمتي كه در ساخت سنتور از اهميت فوق العاده اي برخوردار است چوب آن است. بر طبق سالها تجربه ي سازندگان، بهترين چوب براي كار، استفاده از چوب گردو است. اما به صرف اينكه سنتوري از چوب گردو ساخته شده است پس حرفي در آن نيست نبايد باعث گماني غلط براي هنرجويان شود بلكه استفاده از چوب درخت گردو مشروط به عواملي، مي تواند در جهت بهبود كيفيت صداي سنتور بسيار تاثير گذار باشد. از جمله عواملي كه مي توانم اشاره كنم و در حد كاربري و دانسته ي يك هنرجو نيز باشد عبارتند از: اول كيفيت خودِ چوب و چگونگي ساخت و پرداخت آن. دوم اينكه از چه قسمتي از چوب درخت گردو براي ساخت كدام قسمت از سنتور استفاده شده باشد. چون در سنتور صفحه ي رو يي و زيرين ساز از اهميت بيشتري برخوردار هستند بنابراين مهم است از كدام قسمت اين چوب صرف ساخت و پرداخت صفحه ي رو و زير ساز شده. كلافهاي كناري و بالا و پايين ساز از اهميت كمتري برخوردار هستند و طبيعتا دقت در انتخاب كدام قسمت از چوب و پردازش آن كم اهميت تر مي باشد. سومين نكته ي مهم استفاده از چوبي است كه كاملا خشك شده باشد البته به مرور زمان. چوبي كه براي استفاده از درخت بريده مي شود معمولا چندين و چند سال زمان مي خواهد تا كاملا خشك شود تا براي استفاده آمادگي لازم را پيدا كند. يكي از مشكلاتي كه امروزه با آن مواجهيم مقوله ي توليد انبوه مي باشد كه طبيعي است سرعت بالاي ساخت ساز توسط سازندگان، زمان لازم را به چوب براي خشك شدن نمي دهند و بنابراين از چوبهايي استفاده مي كنند كه رطوبت هنوز در نسوج وجود آنها، كم و زياد قرار دارد و دور از انتظار نخواهد بود اگر اينگونه سازها در آينده اي نه چندان دور دچار مشكلاتي مثل برآمدگي صفحه ي رو يا باد كردگي صفحه ي زيرين سنتور شوند به ويژه اگر نوازنده اي در شرايط مختلف آب و هوايي مجبور به اجرا باشد. البته امروزه سازندگان با توجه به شناختي كه نسبت به چوب هاي متفاوت و ساخت و پرداخت آنها پيدا كردند و همچنين با استفاده از تكنيكهاي جديدي كه برخي از سازندگان براي خشك كردن چوب استفاده مي كنند مشكل فوق تا حد قابل قبولي رفع شده ولي نمي توان اينگونه چوبها را با چوبِ سالم گردو كه از زمان قطع آن حدود بيست سال براي خشك شدنش گذشته قياس كرد. چهارم از آنجايي كه معمولا يك نوازنده احتياج پيدا مي كند كه با ساز خود در مكانهاي مختلف و در شرايط متفاوت و در فصل هاي گوناگون برنامه اجرا كند نكته ي قابل اهميت در ساخت، استفاده از يك چوب خوب و ساخت و پرداخت درست آن است كه باعث مقاوم شدن بدنه ي ساز در برابر ناملايمتهاي طبيعي شود. مقاومت در برابر مسائلي چون گرما، سرما، رطوبت، حمل و نقل، ضربه و سقوط ساز (مثلا از روي ميز يا از درون جعبه هنگام حمل ساز). استثناعاتي نيز وجود دارد. در موارد نادري ديده مي شود سنتوري كه در آن از چوب خوبي استفاده شده باشد و حتا اگر از لحاظ مهندسي و كيفيت مواد به كار رفته در آن از درجه مرغوبيت متوسطي هم استفاده نشده باشد با اين حال صداي ساز، مطلوب و استاندارد است گاهي ساز در حد ساز درجه يك و گاهي در حد يك ساز درجه 2 مي باشد. در واقع از اين توضيحات مشخص مي شود كه: "مهندسي ساخت ساز" با پيش نياز چوب خوب در درجه اول اهميت، نسبت به ظاهر و مواد به كار رفته ي آن است. كيفيت صداي حاصله: به طور كلي تا امروز، اينكه بين سازهاي بسيار خوب كدام سازها واقعا درجه يك هستند قضاوت بسيار مشكل است تا وقتي كه رشته ي "ساز سازي" و "ساز شناسي" به عنوان يك رشته حرفه اي نگريسته و كار نشود و اجماع نظرها اتفاق نيفتد و كيفيت سازها با سطوح مختلف استاندارد نشود ماجرا همين خواهد بود. بنابراين سازي كه مثلا استادي قيمت يك ميليون تومان را براي آن تعيين مي كند، استاد ديگر بعيد نيست آن ساز را يك ساز متوسط تلقي كند و بيش از چهارصد هزار تومان بر روي آن قيمت نگذارد و اين بازار آشفته تا به سرو سامان برسد سليقه افراد هميشه به عنوان موثرترين چاشني عمل خواهد كرد، به طوري كه نتيجه آن كماكان دورتر شدن از مبحث استاندارد خواهد بود چرا كه بازه ي سليقه ي افراد بسيار گسترده و تابع عوامل گوناگون است. يك گوش تعليم ديده فرق يك سنتور درجه 1 يا 2 يا 3 را به راحتي تشخيص مي دهد و هنگامي كه يك نوازنده حرفه اي اقدام مي كند براي خريدن يك ساز درجه 1، با توجه به موارد فني ساخت ساز و كيفيت صدايي آن، به طور حتم سازي را انتخاب مي كند كه به سليقه ي وي نزيكتر باشد (چرا كه در حال حاضر چاره اي هم نيست). البته اين روش انتخاب در همه جاي دنيا مرسوم است يعني نقش سليقه در انتخاب ساز براي نوازندگان حرفه اي، ولي سليقه ي نوازندگان به هيچ عنوان جاي خالي و عدم وجود استاندارد را پر نمي كند. "وجود استاندارد براي سازها" و "سليقه ي نوازندگان" دو مسئله ي كاملا جداگانه هستند. بنابراين اين مورد "سليقه "در بحث فني جايي ندارد و پرداختن به آن بي نتيجه است. تعريف اجمالي از ساز درجه يك: سازي كه ظاهر آن از لحاظ تمام موارد فني و ساخت قابل قبول و داراي كيفيت صدايي بسيار مطلوب باشد البته با توجه به تعريف فعلي استاندارد موجود، جداي از مسائل سبك و سليقه. (استاندارد فعلي به معني سليقه ي اساتيد در انتخاب ساز براي اجرا است، كه بيشتر نمونه هاي صوتي آنها در دسترس است) به طور عمومي در مورد يك ساز خوب و درجه يك بين اساتيد كم و بيش اختلاف نظر هاي سليقه اي وجود دارد: 1- سنتور خوب سازي است كه در هنگام رديف نوازي خوب پاسخگو باشد و صداي ساز به صداي ساز قدما نزديكتر باشد و اصالت صداي آن محفوظ گردد. 2- با يك ساز درجه يك بايد بتوان قطعات درجه يك و تكنيكي ساز را بخوبي اجرا كرد و ساز بايد طبعي امروز گونه داشته باشد و با قطعات و حال و هواي امروزي هماهنگي و تناسب داشته باشد تا با صداي ساز و موسيقي قدما. 3- عده اي از اساتيد نيز الگوي خاصي را از يك استاد (قديم يا معاصر) در نظر دارند و به نظر آنها سازي كه به آن الگو نزديكتر باشد ساز بهتري است. 4- عده اي نيز معتقدند بطور كلي نمي توان يك ساز را درجه يك دانست بلكه در هر سبكي يك ساز درجه يك وجود دارد كه ممكن است در قياس با سبك ديگر درجه دو يا سه به حساب آيد. ولي به هر صورت مواردي كه مي توان كيفيت صداي سنتور را از طريق آنها بررسي كرد به صورت اجمالي عبارتند از: -فاصله ي درست و منطقي سه پوزيسيون: به صورتي كه هنگام اجراي متوالي نتها از بم ترين نت تا زيرترين نت كاملا پيوسته باشد مثلا صداي خرك دوم سيمهاي سفيد (نت فا) درست بعد از خرك هشتم سيمهاي زرد (نت مي) باشد و تغيير پوزيسيون محسوس نباشد. -هماهنگي سيمهاي سفيد، زرد و پشت خرك از لحاظ رنگ صدا، به طوريكه هنگام اجراي قطعه و در زمان نواختن بر روي سيمهاي سفيد و بلافاصله نواختن بر روي سيمهاي زرد اين احساس پيش نيايد كه قطعه ي در حال اجرا با دو سنتور اجرا مي شود بلكه صداي سيمهاي سفيد و زرد به صورت يك صداي واحد از يك سنتور باشد. -مقدار ماندگار ي طنين يك نت، با توجه به ضربات ضعيف، معمولي و قوي. اينكه صداي يك نت پس از ضربه هر چه بيشتر طنين انداز باشد، بهتر است، نظر درستي نيست و ارتعاش سيم پس از ضربه حدي دارد (در حد 3 تا 6 ثانيه) چون در غير اين صورت صداها با يكديگر ادغام مي شوند و ساز از صدادهي موزيكاليته خارج مي شود. -مناسب بودن حجم كلي صداي سنتور. بر خلاف تفكر بعضي از هنرجويان تازه وارد، حجم بالاي صداي ساز هيچگاه نشان كيفيت صداي ساز نيست. حجم صداي ساز بايد در حد متوسط باشد. حال اينكه صداي متوسط چقدر است بر مي گردد به تجربه و شناخت نوازنده از صداي ساز. -عدم يكنواختي صداي ساز، به طوريكه موجب خستگي گوش نوازنده و شنونده نشود. طبيعي است يك هنرجو بايد ساعتها صداي سنتورهاي متفاوت را شنيده باشد تا بداند كدام صدا يكنواخت است و كدام صدا نيست. طبيعي است تجربه ي اين مورد به چندين سال كار نياز دارد. -قابل تشخيص بودن و حفظ كيفيت صدا در مواقع اجرا ي ضربات خيلي ضعيف و خيلي قوي. در برخي سازها وقتي ضربه ي خيلي ضعيفي زده مي شود اصلا شنيده نمي شود و با زدن ضربه ي بسيار قوي صدايي جز يك صداي زياد از يك نت به گوش مي رسد. (به اصطلاح noise) -تو دماغي نبودن يا خيلي ول نبودن صداي ساز (گرفته يا افسار گسيخته، وحشي) -داراي كمي صداي پوكي و زنگ صدا (تشخيص دو عامل اخير بستگي به شناخت نوازنده از صداي ساز دارد). (به طور يقين موارد ديگري نيز حتما وجود دارند، موارد فوق صرفا در حد اين نوشته به نظر نگارنده رسيده است) يكي از نكات مهم ديگر اين است كه با دانستن تمام موارد بالا يك نوازنده ي خبره معمولا براي انتخاب نهايي يك ساز خوب، سازي را از بين سازهاي نسبتا خوب با كمك عوامل فوق انتخاب مي كند و مرحله بعدي اين است كه نوازنده بسته به مهارت شنيداري خود چند روز يا يك هفته يا يك ماه با سازهاي انتخابي خود مي نوازد تا بتواند در نهايت ساز مورد علاقه ي خود را از هر جهت انتخاب كند. به دور از منطق و انتظار است كه يك نوازنده ي حرفه اي با ديدن اولين بار يك ساز يا با نواختن يك يا دو قطعه بلافاصله در مورد درجه 1 بودن آن ساز صحه بگذارد. از راههاي ديگر بررسي كيفيت و چگونگي صداي ساز نواختن آن در محيط هاي گوناگون مانند : فضاي باز – داخل استوديو - در هواي گرم و سرد –در هواي رطوبتي– نواختن با مضراب با نمد و بي نمد - در سالن هاي كوچك و بزرگ (با ميكروفن ). البته ذكر اين موارد جهت دانستن هنرجويان سنتور با اين مسائل است و گرنه شايد قرار دادن يك ساز در تمام شرايط فوق و آزمايش كردن آنها هميشه مقدور نباشد. راه ديگر براي بررسي، نواختن قطعات تكنيكي سنتور با مضراب خوب و بدون نمد است چرا كه طبق تجربه در سنتورهاي بسيار خوب، نواختن با مضراب نمد دار يا بدون نمد نه در حجم و نه در كيفيت صداي حاصله، تغييري زيادي ايجاد نمي كند و هر دو صدا، خوب و قابل قبول هستند. در مجموع به نظر مي رسد كه در ساز بايد تعادلي برقرار باشد كه هم بتوان كم و بيش صداي ساز قدما ياد آور شد و خيلي از صداي سنتي سنتور فاصله نگرفته و هم با ساز بتوان قطعات تكنيكي امروزي را اجرا كرد (در حالت كلي) مگر شخصي كه استراتژي نوازندگي خود را به طور مشخص انتخاب كرده كه حساب آن جداست و به نظر مي رسد با سنتوري كه تعادل و تناسبي دارد بتوان به سوي تعيين استاندارد ها گام برداشت. در ادامه سعي مي كنم به نكاتي اشاره كنم كه در مجموع باعث بهتر شدن صداي يك ساز مي شوند: جا افتادن ساز (يا به اصطلاح آب بندي شدن): گفته مي شود هر چه يك ساز بيشتر مضراب بخورد صداي آن بهتر و پخته تر مي شود. اين مطلب صحت دارد اما نه براي هر سازي با هر كيفيتي بلكه اين امر فقط براي سازهاي خوب و خيلي خوب مصداق دارد. براي روشن شدن اين مطلب به مثالي اشاره مي كنم. اگر كمي اطلاع از فرش داشته باشيد مي دانيد كه يك فرش خوب و نفيس پس از ساليان دراز كه زير پا پهن مي شود يا به اصطلاح "پا مي خورد " ارزش هنري و مادي آن رفته رفته افزايش پيدا مي كند و شايد برخورد كرده ايد كه فرشي كه 30، 40 يا 50 سال پا خورده است آنرا به ديوار مي آويزند و به عنوان يك كار هنري ارزشمند مقابل ديدگان همه قرار مي دهند و به آن، چه افتخارها كه نمي كنند. در مقايسه حتما ديده ايد كه سرنوشت يك فرش بد و بي كيفيت به كجا مي انجامد. بعد از گذشت فقط چند سال كه چنين فرشي به زير پا پهن مي شود، به تدريج تار و پود آن نمايان و از يكديگر جدا مي شوند و كم كم كيفيت آن به حدي مي رسد كه نگه داشتن آن نه تنها موجب افتخار نيست بلكه باعث آبروريزي است. مثال فوق همان حكايت ساز است. هر ساز خوبي قابليت بهتر شدن دارد (از لحاظ صدا). اگر ساز شما يك ساز خوب و درجه يك باشد اميد مي رود كه با زياد نواختن آن سال به سال ساز بهتر، پخته تر و آب ديده تر شود. و اصولا كلمه و مفهوم آب بندي براي اينگونه سازها معني پيدا مي كند. اما ساز بد دقيقا مانند يك فرش بي كيفيت است بطوريكه وقتي بعد از مدت مشخص نوازندگي، زماني كه انتظار مي رود ساز بايد آب بندي شده باشد و به صداي پختگي و اصلي آن نزديك شود، بي كيفيتي صداي ساز آنقدر قابل تشخيص است كه هنرجويان تازه كار نيز آنرا كاملا متوجه مي شوند و بدين ترتيب زماني كه براي آب بندي يك ساز مد نظر است هنگامي است كه شما بايد اين نوع ساز را به دور بياندازيد. به عبارتي اين نوع سازها تا زماني كه كاملا نو هستند قابل تحمل هستند. محافظت از ساز: ضربه نخوردن ساز – نبودن در مسير مستقيم باد سرد و گرم – در هواي رطوبتي نبودن – آب يا بارون نخوردن – آفتاب مستقيم نخوردن – استفاده از رطوبت گير داخل جعبه ساز. درست است كه مراقبت از ساز لازم است مضاف بر اين كه ساز شما هم ساز خوبي باشد. ولي از طرفي مراقبت بيش از حد باعث بد اخلاق و بد قلق شدن ساز مي گردد و نوازنده را آزار خواهد داد. (به اصطلاح ساز ناز نازي مي شود) اينكه ساز نه گرما ديده باشد نه سرما نه رطوبت باعث مي شود نوازنده اگر در شرايطي غير معمول و غير استاندارد بخواهد نوازندگي كند ساز نه خوب كوك مي شود نه خوب كوك نگه مي دارد نه صداي واقعي آن شنيده مي شود. حتي وقتي يك سنتور در يك مكان مشخص در خانه سالها مي ماند و تكان نمي خورد وقتي آنرا جاي ديگر (مثلا از اتاق به سالن ) انتقال دهيد به روشني تغيير صداي آن و خارج شدن از ثبات آن، كاملا معلوم مي شود. بهتر است اگر ساز خوبي داريد آنرا در مكانهاي مختلف بنوازيد (نه هر روز ولي هفته اي يا دو هفته اي يك بار) و گاهي نه زياد آنرا در جايي كه كمي گرمتر و سردتر از محل هميشگي ساز است بنوازيد و يا مثلا در جايي كه كمي رطوبت نيز دارد (البته نه در مدت خيلي طولاني). اينكار باعث مي شود اولا ساز آب بندي شود و ياد مي گيرد خود را با شرايط محيطي متفاوت، وفق دهد (طبق تجربه اكثر اهل فن ) و لحن صداي آن تغيير نكند و كوك آن به راحتي خارج نشود تا يك نوازنده ي خوب بتواند با خيال راحت از ساز خود در هر جا و در هر مراسمي استفاده كند. تمرين كافي و صحيح: از آنجايي كه صداي يك ساز خوب با هر چه بيشتر نواخته شدن آن پرورش مي يابد در نتيجه مستلزم تمرين نوازنده ي آن خواهد بود. اما آيا با هر نوع تمريني و يا با هر روشي كه بالاخره مضراب را به سيمها بزنيم يا بكوبيم مي توان انتظار بهتر شدن صداي ساز را داشت يا خير؟ به تجربه اين واقعيت روشن شده است كه پراكنده نوازي و نواختن قطعات بي سرو ته كمك به سامان گرفتن صداي ساز نمي كند. بلكه بايد قطعات حتي الامكان، كامل، تميز و اصولي اجرا گردند تا ساز با قطعات درست و نوازنده ماهر و خوش نواز بتدريج رشد كند. جداي از مسائل فني در ساخت ساز، موارد ديگري كه مي توان به آن اشاره كرد نحوه ي استفاده و نگهداري نوازنده از ساز مي باشد. به عبارت ديگر چگونگي كاركرد استفاده كننده در راستاي بهبود يك ساز خوب كه در شماره ي گذشته كمي به آن پرداختم و حال ادامه ي آن: هميشه كوك نگه داشتن ساز از نظر چوب: وقتي شما با سازي كه كمتر اوقات كوك و بيشتر اوقات نا كوك است مي نوازيد طنين صداهاي ناهنجار ايجاد شده پس از برخورد به تدريج روي صفحه ي رويي چوب پستي و بلنديهاي نا منظمي ايجاد مي كنند (مدتهاست كه اين امر در بررسي هاي آزمايشگاهي مشخص شده و هدف من ورود به اين بحث بصورت جزيي نيست با توجه به اينكه در تخصص من هم نيست) و اينكه فرض كنيد بعد از پنج سال كه بدين ترتيب هنرجويي نواخت، بعد از مدت زماني كه كوك را تا حد قابل قبولي ياد مي گيرد و مي خواهد سنتورش را كامل و به درستي كوك كند وقتي كه سيمها را تنظيم مي كند، ارتعاش و طنيني كه سيمهاي كوك شده ايجاد مي كنند و تاثيري كه روي چوب مي گذارند كاملا هنجار هستند و با پستي و بلندي هاي ناهنجار قبلي كه روي چوب ايجاد شده اند نا همگوني دارند. بنابراين در حالي كه ساز كاملا كوك است صداي مطلوبي كه از آن سنتور مورد انتظار است شنيده نمي شود. در واقع چوب با توجه به صداهايي كه به آن برخورد مي كند رفتاري بروز مي دهد و به آن شكل و فرم مي ماند و عكس العمل خاصي (از لحاظ صدايي ) براي آن تعريف مي شود و هميشه همانگونه پاسخ مي دهد. پس وقتي ساز شما هميشه كوك است ارتعاشات هنجاري را به چوب مي دهد و به اصطلاح چوب رام مي شود و صداي درست را مي شناسد. صفحه ي رويي سنتور تحت عامل دو فشار است يكي وقتي كه ساز كاملا كوك باشد كه در اين صورت سيمهاي آن كاملا كشيده و فشار كافي را به صفحه ي رويي سنتور وارد مي كنند. دوم نسبت به اينكه يك نوازنده با چه ميزان توانايي مضرابهاي مداوم را با سرعت و قدرت به سيمها مي زند فشار كمتر و بيشتر را تعريف مي كند. بنابراين با توجه به دو عامل فوق مجموع فشاري كه صفحه ي رويي سنتور متحمل مي شود حدودا بيش از دويست كيلو است. در نتيجه فشار پيش بيني شده (استاندارد) بر روي صفحه رو باعث فشار به پلهاي داخل سنتور و كلافهاي بالا و پايين و طرفين شده و حدالامكان به مرور زمان كيپ مي شوند به طوري كه ديگر جايي براي بيشتر كيپ شدن نداشته باشند. در اين صورت ديگر جايي براي كش آمدن سيمها و چفت شدن قسمتهاي مختلف چوب وجود ندارد. حال فرض كنيد سنتوري كه كوك نيست سيمهاي آن به اندازه ي كافي سفت نيستند و فشار كافي روي صفخه ايجاد نمي كنند و اگر نوازنده هرچقدر محكم هم روي ساز بزند (كه كار درستي هم نيست) آنچنان فشاري را نمي تواند بوجود آورد در اين صورت قسمتهاي مختلف بدنه ي ساز هم به اين زودي ها چفت نمي شوند و طبيعتا ساز ديرتر جا مي افتد. از نظر سيم: بخشي از جا افتادن ساز مربوط به جا افتادن سيمها مي شود ( كش آمدن آنها به اندازه ي كافي تا حدي كه ديگر جايي براي بيشتر كش آمدن نداشته باشند). اين امر هم به سعي اينكه ساز را حدالمكان كوك نگه داريم دستيافتني است. بنابراين يك نوازنده بهتر است مدتي با سازي كه به طور كامل كوك شده است كار كند تا سيمها از حالت كاملا نويي خارج شوند و سهمي در صداي مطلوب ساز داشته باشند. از نظر گوشي ها: وقتي ساز شما هميشه كوك بوده كوك كردن آن ساده خواهد شد چرا كه گوشي ها هميشه در محل درست بود و در جاي خود ثابت مي مانند. اما سازي كه هيچ گاه به درستي كوك نبوده گوشيها هيچ وقت در محل درست نبوده و هر بار در يك مكان ديگر قرار مي گيرند در نتيجه هنگامي كه مي خواهيم اين ساز را درست و كامل كوك كنيم نه گوشي ها ياري مي كند نه سيمها و نه چوب ساز از لحاظ صدايي. ارتباط معنوي نوازنده با ساز: از آنجا كه چوب ساز زماني زنده و جزوي از طبيعت بوده هنگامي كه از ريشه جدا مي شود و قسمتي از ساز مي گردد بطور كلي موجوديت زنده ي خود را از دست نمي دهد و كماكان قابليت عكس العمل را به رفتارهاي گوناگون را دارا مي باشد. از آنجا كه هر آدمي مي تواند با هر شيئي هر چقدر زمخت ارتباط پيدا كند ارتباط يك نوازنده با سازش به مراتب شدني تر، قوي تر و بهتر است. طبيعي است هر قدر ارتباط معنوي يك نوازنده با سازش بيشتر باشد مي توان انتظار صداي مطلوبتري را داشت، نسبت به يك ارتباط بي حس و بي روح. نواخته شدن ساز فقط توسط يك نفر: اگر راننده باشيد حتما تجربه داشته ايد كه ماشيني كه چند راننده دارد (مثلا در يك خانواده) بازدهي كمتري و خرابي بيشتري نسبت به ماشيني كه دست يك نفر باشد دارد. اتومبيل، يك شيئي آهني است حال اينكه قسمت اصلي بيشتر سازها چوب است و ارتباط چوب با انسان بسيار مناسب تر است. بدين معني كه وقتي سازي فقط يك نوازنده دارد، (فعلا به دلايل فيزيكي و شايد متافيزيكي ) ياد مي گيرد كه چطور ضربه اي هميشه به آن برخورد مي كند و چگونه بايد به آن پاسخ بدهد. ولي هنگامي كه يك ساز چند نوازنده دارد با توجه به اينكه حتما بيشتر مضراب مي خورد ولي بي تكليفي در صداي ساز كاملا براي گوش تعليم ديده معلوم است. زيرا ساز مجبور است با چند نوازنده ارتباط پيدا كند. علاوه براينكه "دم" نوازنده ها نيز با يكديگر متفاوت است و در صداي ساز به ناچار تأثير گذار خواهد بود. اما بعد از طرح اين موضوعات تئوري، واقعا بهترين صداي سنتور چگونه صدايي است؟ اگر شما متخصص هستيد كه هيچ، ولي اگر قادر به شناسايي صداي سنتور درجه يك نيستيد به نظر من بهترين روش گوش دادن به صداي سنتور اساتيد فن است آن هم به مقدار زياد و در صورت امكان نواختن با سنتور خيلي خوب تا بعد از چند سال به تدريج گوش شما با صداي سنتور خيلي خوب آشنا شود. البته در نظر اساتيد هم سنتورهاي خوب متفاوت هستند ولي بطور كل مي توان دركي از صداي سنتورهاي خوب با گوش كردن به دست آورد. طبق تجربه پيدا كردن يك ساز درجه يك براي هنرجو تقريبا غير ممكن است مگر به صورت تصادفي، چون يك هنرجو زماني را كه صرف يافتن يك ساز خوب مي كند، حال بسته به زمان صرف شده سليقه و درك هنرجو نيز دائما در حال رشد و تغيير مي باشد و اين امر باعث مي شود هميشه بين ساز خودش و ساز ايده آل ش فاصله اي را حس كند و اين امر تا زماني ادامه دارد كه يك هنرجو به مرحله ي حرفه اي و استادي برسد. نكته ي قابل توجه براي هنرجويان اين است كه بدانند سنتورخوب جاي خود دارد، اما صداي دلنشيني كه از نواختن ساز اساتيد مي شنوند سهم قابل توجهي از آن مربوط به تجربه، مهارت، پختگي مضرابها و ميزان درك اساتيد از موسيقي است. صداي ساز استاداني چون فرامرز پايور و پرويز مشكاتيان نه فقط به خاطر ساز آنها بلكه به علل فوق الذكر، از اهميت و ارزشي بالا برخوردار است چرا كه نمونه هايي نيز وجود دارد كه آنها با سازي كاملا مشقي نوازندگي كرده اند ولي باز هم صداي ساز آنها شنيدني و معرف استادي آنهاست. پيشنهادي كه اول به خودم بعد به دوستانم دارم اين است كه، در كنار سعي در شناخت يك ساز خوب به جاي اينكه كلي وقت و فكر خود را مشغول كنيم به اينكه ساز خوب چيست و چگونه مي توانيم آنرا به دست آوريم، ابتدا به دنبال "خودسازي" باشيم و اينكه هرچه بيشتر براي يك نوازنده ي خوب شدن تلاش كنيم و به دنبال كسب مهارتهاي تكنيكي و تاكتيكي (درك جوهر موسيقي) باشيم. طبق گفته ها و شنيده ها و تجربه ي اهل فن، اطمينان داشته باشيد كه "ساز خوب، نوازنده ي خوب را پيدا خواهد كرد". برداشت از سايت هارموني تالك نوشته سامان ضرابي
  6. music87025

    آموزش مقدماتي سنتور نوازي

    صدا كيفيتي است كه صوت قوي را از ضعيف متمايز مي.كند. صدا.ها را مي.توان به دو دسته تقسيم كرد: زير (مانند صداي كودك و زن، صداي گنجشك، سوت و..) بم (مانند صداي مرد، صداي تبل ، صداي بوق كاميون و..) از نظر علمي صداي انسان را به 6 دسته تقسيم مي.كنند: صداي زن: سُپرانو (صداي زير)، مِتسوسُپرانو (صداي متوسط) ، آلتو يا كُنترآلتو (صداي بَم) صداي مرد: تِنُور (صداي زير)، باريتون (صداي متوسط) ، باس (صداي بَم) براي نشان دادن صداها در موسيقي از نت استفاده مي.كنند. براي نشان دادن صداها در موسيقي از نت استفاده مي.كنند. نغمه واژه.ي ايراني براي كلمه.ي نت يا note مي.باشد. در موسيقي ايراني قديم از حروف ابجد براي نغمات استفاده .شده است. امروزه در همه.ي دنيا از نغمه.نگاري اروپايي استفاده مي.شود: امروزه در همه.ي دنيا از نغمه.نگاري اروپايي استفاده مي.شود:هر دور كامل دايره كه شامل 8 نت مي.باشد را يك اكتاو گويند. اكتاو (Octave) كه بصورت يوناني octa نوشته مي.شود و به معني 8 است. مشخصات صداها: بسامد، شدت، كشش، و طنين (رنگ) بسامد: يا فركانس تعداد ارتعاشات يك جسم (در اينجا سيم) در ثانيه است. (واحد سنجش Hz است) شدت: كيفيتي است كه صداي بلند را از كوتاه متمايز مي.كند. كشش: يا ديرند ، كيفيتي است كه صداي طولاني را از كوتاه متمايز مي.كند. طنين: كيفيتي است كه صداي سنتور را از تار يا سه.تار متمايز مي.كند (دو ساز مختلف). ديگر تعاريف: زير و بمي نغمه (Pitch): اختلاف بسامد بين هر صدا زير و بمي نت.ها را بوجود مي.آورد. فاصله (بُعد): اختلاف زير و بمي را فاصله گويند. (بين نت زير و بم فاصله.اي هست). ديگر علائم كمكي در نغمه.نگاري: خطوط حامل: 5 خط حامل نت.ها را روي خود حمل مي.كنند. كليد (key, Clef): علامتي است كه سمت چپ حامل قرار دارد و نام و موقعيت صداي نت.ها را تعين مي.كند. كليد سل معمول.ترين كليد.هاست و در آموزش سنتور[/url] و موسيقي ايران نيز بيشتر از آن استفاده مي.شود.با كليد سُل نتي كه بر روي خط دوم قرار دارد سُل خوانده مي.شود و بقيه نت.ها نسبت به آن شناخته مي.شوند.
  7. طرز نشستن و صحيح بدست گرفتن گيتار كلاسيك در ادامه بصورت عملي نحوه صحيح گرفتن گيتار را در سبك كلاسيك تجربه خواهيم نمود. سازتان را آماده نمائيد و دست بكار شويد، اميدواريم كه تمرين خوبي را در پيش داشته باشيد، فراموش نكنيد كه چند ماه اول در آموزش هر ساز مشكل بوده و نياز به صبوري هنرجو دارد. طرز نشستن قبل از هر چيز بايد گفت كه به دليل اختلاف جسمي و فيزيكي بين افراد امروزه اين نظريه مطرح است كه طرز نشستن هر نوازنده بايد متفاوت باشد. به عنوان يك قاعده كلي راحت بودن فرد هنگام نواختن و ارتباط خوب با ساز يك اصل است. توجه داشته باشيد كه در نواختن هر سازي هميشه قوانين مشخصي وجود دارد كه بايد آنها را فرا بگيريد. وقتي اين قواعد و قوانين را به خوبي ياد گرفتيد به تدريج به ايده آل ترين حالت و استيل نوازندگي به مرور زمان خواهيد رسيد و احساس مي كنيد گيتار عضوي از بدن شما شده است. هيچ گاه نبايد احساس كنيد با ساز خود در جدال هستيد. بايد سعي كنيد با گيتار خود به حالتي از وحدت دست يابيد. همواره با يك صندلي و زير پائي تمرين كنيد.تقريبا لبه صندلي بنشينيد و پاي چپ خود را روي زير پايي قرار دهيد. ارتفاع زير پايي و صندلي بايد متناسب با فيزيك، اندازه پاها و مسلما راحتي بدن شما انتخاب شود. اما هر دوي اينها بايد به نحوي باشد كه ران چپ شما شيب ملايمي به طرف بدن شما داشته باشد. كمر خود را صاف نگه داريد و سر روي بدن تان راحت باشد(هرگز روي گيتار خم نشويد) به شيب ملايم پاي چپ به طرف بدن دقت كنيد گيتار طوري در بدن شما قرار مي گيرد كه با سطح زمين تقريبا زاويه45درجه مي سازد. در اين حالت سردسته گيتار، زير سطح ديد شما قرار مي گيرد(تقريبا روبروي چانه شما) به زاويه قائمه پاي چپ نسب به زمين دقت كنيد پاي راست پاي راست بايد طوري گذاشته شود كه كف پا، درست زير گيتار قرار بگيرد. نكته بسيار مهم اين كه، كف پاي راست خود را كاملا روي زمين قرار ندهيد چون اين كار تعادل شما را بر هم ميزند و باعث آسيب جدي به كمر در طولاني مدت مي شود. طرز نشستن ناصحيح گيتار روي بدن گيتار روي بدن شما بايد طوري باشد كه با پاي چپ شما زاويه قائمه بسازد. قسمت بالاي بدن از كمر بايد چرخش خيلي كمي داشته باشد به نحوي كه انحناي باكس گيتار (قسمت فوقاني)كاملا روي قفسه سينه شما قرار بگيرد. در اين حالت بازو و دست چپ شما حالت آزادي حركت كاملي پيدا مي كند. بازوي دست چپ زاويه بازوي دست چپ نسبت به زمين قائمه است. صحيح اين حالت صحيح است و حالت غلط حالتي است كه بازوي چپ و آرنج چپ به عقب متمايل شود. اين حالت غلط باعث مي شود آزادي عمل و گردش كمر شما گرفته شده و گيتار درست و صاف در بدن شما قرار نمي گيرد. ناصحيح بازوي دست راست نكته مهم در نحوه قرار گرفتن دست راست شما اين است كه بازوي خود را بسيار آزاد و بدون وزن روي گيتار تكيه دهيد. بدين صورت كه شانه راست شما شل شده و بازوي راست به لبه جلويي گيتار تكيه داده مي شود طوري كه نزديك آرنج قرار مي گيرد و ساعد شما تقريبا در قسمت فوقاني و انتهاي باكس گيتار درست پشت خط فرضي كه از خرك كشيده شده قرار مي گيرد. محل قرار گرفتن بازو دو حالت غلط براي بازوي دست راست بدين گونه است 1-محل تماس بازو زياد بالا باشد كه در اين حالت شانه راست بالا مي رود. ناصحيح 2-محل تماس بازو زياد پايين باشد كه در اين حالت شانه راست پايين مي افتد. ناصحيح نحوه قرار گرفتن دست راست و انگشتان دست راست روي گيتار دست راست خود را از مچ در حالت بي وزني شل كنيد.طوري بندهاي انگشتان خود را روي گيتار قرار دهيد كه در امتداد خطي موازي درست روي سيم هاي باس پيش بروند. پشت مچ بايد اندكي قوس پيدا كند طوري كه پشت دست تقريبا موازي با صفحه صدا پيش رود. انگشتان انگشتaروي سيم يك طوري قرار دهيد كه عمود بر سيم باشد. محل قرار دادن a نگشتpبا زاويه 45درجه روي سيم ششم قرار مي گيرد. محل قرار دادن p انگشتiوmروي سيم هاي سوم و دوم بگذاريد طوري كه وقتي آنها را خم ميكنيد به داخل كف دست و به سمت انگشتa بروند. محل قرار دادن i و m
  8. music87025

    فرم مناسب و اهميت ناخن در گيتار كلاسيك

    در نواختن گيتار ناخنهاي شما نقش بسيار مهمي ايفا مي كنند. هر يك از ناخنهاي دست راست شما بايد به اندازه كافي و مناسب بلند باشد تا بتواندصدايي شفاف توليد كند. از طرفي ناخنهاي شما نبايد بيش از حد بلند باشد چرا كه سرعت و قدرت مانور دست راست شما را مختل مي كند. شكل و فرم صحيح ناخنها بسيار اهميت دارد، هر چند ميزان بلندي آنها به راحتي شما در نوازندگي بستگي دارد. بطور متوسط مي توان گفت بلندي ناخنها حدودا بايد بين 1 تا 3 ميلي متر باشد كه اين ميزان بين نوازندگان مختلف متغير است. ميزان بلندي ناخنها در حدي است كه وقتي كف دست راست خود را به طرف صورت مي گيريد به گونه اي كه نوك انگشتان در سطح چشمان شما باشد، ناخنها بايد از نوك انگشتان بيرون زده باشند. با وجود اين كه ميزان بلندي ناخنها در نوازندگان مختلف متفاوت است، بهتر است با طول نسبي 1 تا 1/5 ميلي متر شروع كرده و در آينده همراه با گسترش سطح نوازندگي و متناسب با روش نواختن خاص خود، اين ابعاد را كمي تغيير دهيد. در مورد فرم و شكل ناخنها، رايج ترين شكل براي ناخنها اين است كه انحناي ناخن ها بايد با انحناي سر انگشتانتان يكي باشد. هرگز ناخنها را به حالتي زينتي و به شكل قوس دار به گونه اي كه وسط آن بلند و تيزتر باشد شكل ندهيد زيرا در اين صورت حجم و شفافيت صدا كاهش مي يابد. بهتر است كه ناخنها به يك اندازه بلند نباشند. بهترين حالت بدين گونه است كه ناخن انگشت a بلندتر از بقيه، ناخن انگشت m كوتاهتر از بقيه، ناخن انگشت i حد وسط و ناخن شصت p مي تواند بلند تر از بقيه بوده و حتي به 5 ميلي متر هم برسد. در نهايت بهترين روش براي اندازه گيري ميزان بلندي ناخنها در هنگام نوازندگي به دست خواهد آمد.به دليل رشد روزانه ناخنها بايد مرتبا به آنها رسيدگي كنيد. بهترين روش براي انجام اين كار استفاده از سوهان ناخن بسيار ظريف مي باشد. استفاده از سوهانهاي زبر توصيه نمي گردد زيرا ممكن است به ناخن هاي شما آسيب برساند. در صورتي كه ناخن هاي شما در حين رشد به سمت پايين خم شدند بايد به وسيله سوهان يا با كوتاه كردن قسمتي كه خميده شده جلو اين تغيير شكل نامطلوب را بگيريد زيرا باعث گير كردن سيم زير ناخن هايتان در حين نوازندگي مي شود. اين خميدگي ممكن است در دو طرف و كناره هاي ناخن ها نيز ايجاد شود كه با سوهان مي توانيد اين قسمت از ناخن ها را نيز صاف كنيد. سعي كنيد هر چند روز يكبار عمل سوهان زدن ناخن ها را انجام دهيد تا هيدمواره ناخن هاي شما اندازه ثابتي داشته باشند. به ياد داشته باشيد حتي اگر ضخيم ترين ناخنها را داريد بايستي از آنها به درستي محافظت كنيد. براي افرادي كه ناخنهاي شكننده و نازكي دارند روشهاي گوناگوني توصيه مي شود استفاده از ناخن مصنوعي داراي لايه لاكي بي رنگ با قابليت چسبيدن بر روي ناخنها استفاده از چسب هاي تقويت ناخن(بهتر است براي جلوگيري از خشك شدن ناخن ها در اثر استفاده از اين چسبها هر روز روي ناخن ها را با پاك كننده هاي مخصوص تميز كنيد) حتي اگر ناخن هاي نامناسب از نظر شكل و استحكام داريد مي توانيد با صرف كمي دقت و توجه آنها را به شرايط مطلوب نزديك كنيد. در مورد ناخن هاي دست چپ، بايد همواره كوتاه و سوهان كشيده باشند اما بيش از حد آنها را كوتاه نكنيد چرا كه داشتن مقداركمي ناخن پشتوانه محكمي براي قسمت گوشتي انگشتان شما مي باشد و حركت دست چپ شما را بر روي فينگر برد آموزش گيتار کلاسیک راحت تر مي كند (مخصوصا براي اجراي تكنيك لگاتو) در آخر اين نكته را همواره به ياد داشته باشيد كه ناخنها براي يك گيتاريست مثل سوزن گرامافون است. بنابراين به دقت و با حوصله از آنها نگهداري كنيدتا همواره با بالاترين قدرت از توانايي آنها در گيتار نوازي بهره مند شويد.
  9. music87025

    ال...اي ديگه در ريتم 4/4 در گيتار پاپ

    امروز ال...اي ديگه در ريتم 4/4 رو بهتون ميگم ... و بعد تمريني هست.. و بعدش هم ... هيچي ... دوباره تمريني هست! ... اين ال...ا رو ببينيد ... شما ميتونين با تركيب اونها در اجراي آكوردها ... ريتم خودتونو متنوع كنيد ... شما ميتونين با ريتم و تغيير در اون با شنونده حرف بزنين و اون هم براي اين تنوع مطمئنا بيشتر لذت خواهد برد! ... در اينجا چند الگو رو ميبينين كه رو اوليش من با بعلاوه (همون „و”) نحوه شمارش رو گفتم ... تو بقيش اين كارو نكردم ... پس خودتون براي خودتون اونا رو بشماريد ... تك تك اين الگو ها رو روي اين آكوردها (كه از چپ به راست مينويسمشون) اجرا كنين .. بعد تركيبي از اين ال...ا رو روي اين آكوردا اجرا كنين .. بسته به سليقه خودتون ... مثل مثالي كه در آخر هم فايل MIDI و هم گيتار پروي اونو قرار دادم... 2(A E D E) يادتون نره .. ته هر الگو يه ضربه نت گرد براي اولين آكورد اجرا بشه!!! ... اينم آكورداش اگه كسي يادش رفته ..گیتار پاپ. به همون ترتيب از چپ به راست... لا ماژور .. ر ماژور ... مي ماژور نكته يادتون نره .. پيك رو نرم و ملايم روي سيمها بكشيد ... حركت بازو و آرنج نرم باشه ... حركت دست چپ و گرفتن آكوردها رو بموقع انجام بدين ... پيك رو كمي مايل تر بگيرين نسبت به سيمها ... خيلي خشك و سفت نكشيدش روي سيما ... فك كنم تمرين آخر كمي اون خشكي تمريناي اولي رو داره از ياد ميبره ... كم كم جالب تر هم ميشه!!! ... براي ادامه حتما مبحث فواصل و شمارش در كسر ميزانها رو مرور كنين .. در مطالب بعدي بيشتر نيازتون ميشه شاد زي
  10. music87025

    آموزش ضربات پايين به بالا در گيتار پاپ

    اين جلسه قصد دارم در مورد ضربات پايين به بالا هم بگم ... خوب همونطور كه قطعا ميدونين .. تا الان ما هيچي ياد نداديم!! ... واقعا هم همينه!! ... چون الان با اين كارا شما چيزي براي جلب كردن نظر يه شنونده ندارين ... اين جلسه كه الگوي سوم رو بگم ... جلسه بعد مجموعه اي از ال...ا رو با هم (يني همون باخودم!! چون كسي اينجا نيس اصن!! ) .. ميسازيم تا تنوع بيشتري به كار و ريتمها بديم .. و اينكه شما ميتونيد از چند نوع الگو در يك قطعه استفاده كنيد و مثالهاي اون رو براتون تو گيتار پرو تعريف خواهم كرد ... اما در اينجا بريم سراغ مبحث شيرين امروز! ... اين آكوردها رو من براي امروزتون در نظر گرفتم!! .. يكم سردرد خواهيد گرفت با اين الگويي كه خواهم داد تا اين آكوردا رو اجرا كنين ... ولي لازمه .. باور كنين... پس مسكن كنار دستتون بذارين!! ... نكته مهم: نكته اي كه در مورد اجراي ريتم با پيك يادم رفته بگم اينه كه .. پيك رو خشك و سفت نگيرين ... موقع ريتم نواري با پيك كمي پيك رو آزاد بذارين تا تو دستتون يه كوچولو بازي كنه .. اينكار باعث ميشه صدايي دلنشين تر از ضربات حاصل بشه ... اما الگوي امروزمون اينه .. كه قراره باهاش آكرداي بالا رو اجرا كنيم!! .. ساختار آكوردها رو تو پست اولم گفتم براي يادآوري بازم ساختار آكوردهاي ماژور رو اينجا ميگم ... (مبحث فواصل رو خوب ياد بگيريد اگر بلد نيستين يا فراموش كردين) ... فرمول آكوردهاي ماژور X: 1--- 3 ---5 ميدونم كه يادتون بود!! بعد از اينكه با الگوي دوم زديد اين تمرين رو ... من بهتون اين الگو رو ميدم ..آموزش گیتار پاپ تا با اين الگو هم يه تستي بزنين ... اون علامت % كه ميبينين رو هم توضيح دادم تو شكل ديگه ...
  11. music87025

    چگونه بهترين ويولن را بخريم؟

    براي سبكهاي سنتي بهتره ويلن دست ساز استفاده كنيد.از يك استاد ويلن ساز يه ساز مناسب انتخاب كنيد,كه ملاك خوبي اون صداي اون هست.يك صداي نرم و دلنشين بيانگر خوب بودن ويلن شماست.اگر خود شما تجربه لازم رو نداريد از يكي از افرادي كه در اين زمينه تجربه كافي رو دارا هستند كمك بگيريد. اما در كل سعي كنيد از ويلن هاي ايتاليايي(اگه ديگه يه چيز عالي بخواهيد!) و يا الماني خريداري كنيد. قيمت اين ويلنها تقريبن از400 شروع ميشه تا 700-800 ضمنا: اين كاملا بستگي به سبكي كه مي خواهيد كار كنيد داره.در ابتدا مي تونيد از يك ويولن معمولي استفاده كنيد.اما چيزي كه بايد بهش دقت كنيد اينه كه ساز سلامت فني داشته باشه.يعني: گريف تاب نداتشته باشه.اكشن پايين باشه و ترجيحا آلماني ار مارك ترد يا آبرت باشه.پل نيفتاده باشه و دقيقا در سر جاي خودش قرارز داشته باشه.گوشيها سالم باشند چون اگر ايراد داشته باشند به محض كوك كردن ساز سريعا كوك خارج مي كنند.و نكته بسيار مهم اين كه آرشه تاب نداشته باشه يعني كج نباشه.خيلي بهتره با كسي كه در اين موردها تخصص داره بريد خريد. پيشنهادهاي من : TF 142 TF 148 Amati Renato Hofner كه البته همه ي اينها چيني هستند. بهترين سازنده هاي ويلن ايران هم آقايان رضواني و اكبري هستد كه قيمت ويولن هاشون از 3 ميليون شروع مي شه. قيمت ويولن هاي دست ساز خارجي(از نوع خوب) خيلي بالاست و به صرفه نيست مارك Amati مارك خوبيه و قيمت ارزونترين مدلش از 80 هزار تومان شروع ميشه، اكثر ماركهاي بازار چيني هستند اگر بهتون گفتن اين مال كره است اون يكي سوئد بدونيد كه همش ساخت چينه با ماركهاي گوناگون!!! پيشنهاد من براي شروع آماتي هست هم ارزون هست هم ساز به نسبت خوبيه ولي بعدها سراغ يك ساز خوب ايتاليايي باشيد كه قيمتاش از 250 هزار شروع ميشه.
  12. music87025

    برنامه منظم آموزش ويولن

    روش آموزش در نوازندگي ويولن در كنار عواملي چون استعداد فردي، تمرين با برنامه و مستمر، مطالعه و شنيدن آثار موسيقي مي تواند زمينه ساز بروز موفقيت و توانمندي در زمينه نوازندگي، ايجاد خلاقيت و رسيدن به آفرينش هنري در سطوح بالاتر در افراد گردد. از اينرو آموزش هدفمند، داراي جايگاهي بي بديل در نوازندگي است. فراگيري نوازندگي ويولن چون گذر از مسيري طولاني و زيباست كه با عبور هوشيارانه از پيچ و خم آن مي توان به آرزوهاي اين شاخه از هنر دست يافت. در اين راستا دستيابي به نظم كاري، ايجاد چشم انداز در جهت آگاه سازي هنرجوي علاقه مند به تحصيل نوازندگي و مشخص ساختن اه... معين قابل دسترسي به عنوان دستمايه اي از كاميابي، از عوامل عبور هوشيارانه از اين مسير است. با توجه به مسائل مورد اشاره، نگارنده مصمم به تدوين برنامه اي در زمينه آموزش نوازندگي ويولن گشتم. اين برنامه كه حاصل تلاش بنده در زمينه نوازندگي و تدريس اين ساز در ساليان اخير بوده است با بهره گيري از منابع و كتب معتبري است كه از گذشته مورد اقبال مدرسين اين ساز بوده است و سابقه تدريس طولاني مدت كتب منتخب اين برنامه توسط اساتيد، نشان از كارسازي اين كتب دارد. در اينجا بايد خاطر نشان سازم هرچند ويولون به دلايلي چون قدمت ساخت چند صد ساله، سطح بالاي توانمندي در اجراي تكنيك هاي گوناگون سازي ملل مختلف و… داراي كتب آموزشي بسيار متعددي است و به طبع نمي توان از تمامي اين كتب براي آموزش بهره جست. لذا نگارنده با در نظر گرفتن اين موضوع سعي بر بهره گيري از كتبي نمودم كه بيشترين ميزان سودمندي را براي هنرجويان دارا باشد. از مشخصات كلي “برنامه مدون آموزش ويولن”، مشخص ساختن جلساتي با دستور آموزشي معين و براي رسيدن به سطحي مشخص در نوازندگي است، كه شامل بدست آوردن توانايي در زمينه اجراي تكنيك هاي مختلف دست راست و چپ، فراگيري تناليته هاي مختلف مورد استفاده در نوازندگي ويلن كلاسيك و اجراي قطعات است. اين برنامه مبتني است بر چهارترم آموزشي جداگانه، كه هر يك داراي بيست جلسه يك ساعته هفتگي مي باشد و بنابراين، براي “هشتاد جلسه”،برنامه جداگانه موضوعي در نظر گرفته شده است.( لازم به يادآوري است كه در موارد خاصي كه مشغله كاري- تحصيلي يا عدم توانمندي هنرجو در دستيابي به مهارت اجرايي درس هاي موضوع جلسات، در مدت زمان يك هفته محقق نمي گردد پيشرفت در برنامه تا رسيدن به سطح نسبي مناسب مي تواند به تاخير افتد و روند اجراي كار با ترتيب مورد نظر در برنامه، با سرعت كمتر دنبال گردد.) هم راستا با پيشرفت هنرجو در اين برنامه، قطعات مختلفي براي اجرا در نظر گرفته شده است كه سطح فني اين قطعات، هم تراز با توانمندي كسب شده در طي جلسات آن ترم مي باشد( قطعات در نظر گرفته شده از ترم دوم آغاز مي گردند ). بديهي است با پيشرفت در برنامه و ايجاد توانمندي بيشتر در هنرجو، بر ميزان تنوع درس ها و قطعات هر ترم افزوده مي گردد. *لازم به يادآوري است كه پيش نياز شروع اين برنامه، گذراندن موفق جلد اول كتاب آموزش لو ويولن ماتيو كريك بوم در دوره مبتدي است./ ” ترم اول ” چشم انداز ترم: آشنايي و فراگيري مهارت هاي كلي دست چپ در زمينه نواختن گام هاي پوزيسيون اول: سل ماژور، لا ماژور،لا بمل ماژور، سي ماژور، سي بمل ماژور، دو ماژور، ر ماژور، مي ماژور، مي بمل ماژور، فا ماژور، سل مينور، دو مينور، فا مينور، لا مينور، رمينور. منابع ترم اول: ۱- مجموعه كتاب هاي لو ويولن كريك بوم از” انتشارات چنگ” . امتحان پايان ترم: اجراي صحيح هر دو هم نوازي زير: ۱- هم نوازي شماره ۳۱ از كتاب لو ويولن ۲ ۲- هم نوازي شماره ۴۶ از كتاب لو ويولن شماره ۳ برنامه جلسات ترم اول: الف- آشنايي با گام سل ماژور: شامل: بررسي كليات اين گام و مهارت يابي هنرجو در اجراي آن، تغيير سيم هاي اين گام، آموزش فواصل هفتم، هشتم و جهش سيم در اين گام، تعويض سيم با آرشه هاي لگاتو _موضوع جلسه ۱/۱: دروس شماره ۸۸ الي ۹۵ و هم نوازي شماره ۱۷ از كتاب لو ويولن ۲ _موضوع جلسه ۲/۱: دروس شماره ۹۶ الي ۹۸ و هم نوازي شماره ۱۸ و ۱۹ از كتاب لو ويولن ۲ _موضوع جلسه ۳/۱: دروس شماره ۱۱۹ الي ۱۲۱ وهم نوازي شماره ۲۵ از كتاب لو ويولن ۲ _موضوع جلسه ۴/۱: دروس شماره ۱۲۴ الي ۱۳۱ و دروس ۱۱۷ الي ۱۱۹ از كتاب لو ويولن ۲ _موضوع جلسه ۵/۱: درس شماره ۱۳۲ و هم نوازي شماره ۲۶ از كتاب لو ويولن ۲ و دروس شماره ۱۶۴ و ۱۶۵ كتاب لو ويولن ۳ ب- آشنايي با گام ر ماژور: شامل:بررسي كليات اين گام و مهارت يابي هنرجو در اجراي آن، آموزش نواختن فواصل پنجم( كنت ). _موضوع جلسه ۶/۱: دروس شماره ۱۰۰ الي ۱۰۳ و درس شماره ۱۰۹ وهم نوازي شماره ۲۰ از كتاب لو ويولن ۲ _موضوع جلسه ۷/۱: دروس شماره ۱۰۴ الي ۱۰۸ و از كتاب لو ويولن ۲ و دروس شماره ۱۶۸ و ۱۶۹ و ۱۷۰ از كتاب لو ويولن ۳ پ- آشنايي با گام لا ماژور: شامل:بررسي كليات و اجراي فاصله هشتم در اين گام،مهارت يابي در اين توناليته. _موضوع جلسه ۸/۱: دروس شماره ۱۳۳ و ۱۳۴ و ۱۳۶ الي ۱۳۹ و هم نوازي شماره ۲۸ از كتاب لو ويولن ۲ _موضوع جلسه ۹/۱: هم نوازي شماره ۲۷ ودروس شماره ۱۳۵ و ۱۴۰ از كتاب لو ويولن ۲ وهم نوازي شماره ۳۸ از كتاب لو ويولن ۳ ت- آشنايي با گام مي ماژور و سي ماژور شامل: آشنايي و مهارت يابي در اين گام _موضوع جلسه ۱۰/۱: درس شماره ۱۹۴ و هم نوازي هاي شماره ۵۳ و ۵۴ و دروس شماره ۱۹۷ الي ۱۹۹ و هم نوازي شماره ۵۶ از كتاب لو ويولن شماره ۳ ث- آشنايي با گام دو ماژور: شامل:بررسي شكل به عقب كشيده انگشت اول كليات اين توناليته، مهارت يابي در اين گام، اجراي فواصل تركيبي دهم و مهارت يابي در اين گام. _موضوع جلسه ۱۱/۱: درس شماره ۱۱۱ الي ۱۱۷ وهم نوازي شماره ۲۲ از كتاب لو ويولن ۲ _موضوع جلسه ۱۲/۱: هم نوازي شماره ۲۴ و ۲۱ از كتاب لو ويولن ۲ و درس شماره ۱۶۶ از كتاب لو ويولن ۳ _موضوع جلسه ۱۳/۱: دروس شماره ۱۴۶ الي و ۱۴۸هم نوازي شماره ۲۳ از كتاب لو ويولن ۲ و درس شماره ۱۶۷ از كتاب لو ويولن ۳ ج- آشنايي با گام لا مينور: شامل: بررسي كليات و مهارت يابي در اين گام _موضوع جلسه ۱۴/۱: دروس شماره ۱۴۱ الي ۱۴۵ و هم نوازي شماره ۲۹و ۳۰ از كتاب لو ويولن ۲ چ- آشنايي با گام فا ماژور و رمينور شامل:بررسي كليات و مهارت يابي در گام فا ماژور، آشنايي و مهارت يابي در گام ر مينور _موضوع جلسه ۱۵/۱: دروس شماره ۱۵۰ الي ۱۵۵ و هم نوازي شماره ۳۱ از كتاب لو ويولن ۲ موضوع جلسه ۱۶/۱: دروس شماره ۱۷۱ الي ۱۷۵ و هم نوازي شماره ۴۱ از كتاب لو ويولن شماره ۳ ح- آشنايي با گام سي بمل ماژور و سل مينور شامل:بررسي كليات گام، آشنايي با گام كروماتيك ومهارت يابي در اجراي گام _موضوع جلسه ۱۷/۱: دروس شماره ۱۷۶ و ۱۷۸ و ۱۷۹ وهم نوازي شماره ۳۹ و ۴۰ و ۴۴ و ۴۵ از كتاب لو ويولن شماره ۳ _موضوع جلسه ۱۸/۱: دروس شماره ۱۸۱ و ۱۸۲ و هم نوازي شماره ۴۶ از كتاب لو ويولن شماره ۳ خ- آشنايي با گام مي بمل ماژور و گام دو مينور شامل:مهارت يابي در اجراي اين گامها _موضوع جلسه ۱۹/۱: دروس شماره ۱۸۳ الي ۱۸۷ و هم نوازي شماره ۴۸ و ۵۰ از كتاب لو ويولن شماره ۳ د- آشنايي با گام لا بمل ماژور و فا مينور شامل:مهارت يابي در اجراي اين گامها _موضوع جلسه ۲۰/۱: دروس شماره ۱۸۸ الي ۱۹۳ و هم نوازي شماره ۵۲ از كتاب لو ويولن شماره ۳ “ترم دوم” چشم انداز ترم: دروس آموزشي اين ترم مبتني بر مهارت بخشي بيشتر در اجراي تناليته هاي مطرح شده در ترم اول و آموزش مطالب مربوط به پوزيسيون هاي دست چپ مي باشد. همچنين در اين ترم، آموزش قطعات ويولن كلاسيك نيز آغاز گشته و آموزش هاي مربوط به فراگيري ال...اي آرشه كشي (دست راست) نيز مورد بررسي قرار مي گيرد. در زمينه مهارت بخشي به دست چپ، ترتيب مطرح شدن اتودها بر پايه ترتيب آموزش تناليته ها در ترم اول است. هرچند درس هاي بسياري در كتب مختلف آموزش ويولون در رابطه با تكنيك هاي آرشه كشي مطرح مي گردد- كه گاه باعث سردرگمي هنرجويان در اين زمينه مي شود- اما با روشي هايي ساده مي توان اين درسها را در غالب يكسري ال...اي كلي آرشه كشي – كه به شكل مشخص و با تعداد محدود بكار مي روند- بررسي و خلاصه نموده و فراگرفت. در جهت بيشتر مسلط شدن هنرجويان در اجراي ال...اي آرشه كشي و اتود هاي مهارت بخشي دست چپ، آموزش اين دروس بصورت يك هفته در ميان در طول ترم صورت مي پذيرد. در اين ترم سعي شده است تا درجهت تقويت ال...اي مختلف آرشه كشي كتاب شوچيك، از اتودهايي كه در آنها نيز از اين ال...ا استفاده شده بهره گيري شود. منابع: ۱- كتاب شوچيك، اپوس ۲ ( مكتب تكنيك آرشه كشي، كتاب اول ) از” انتشارات سرود” ۲- كتاب ولفارت، شصت اتود مقدماتي از” انتشارات چنگ” ۳- مجموعه كتاب هاي لو ويولن كريك بوم از” انتشارات چنگ”. ۴- ساراباند پارتيتاي شماره ۱ باخ براي ويولن تكنواز ۵-منوئه شماره ۲ از پارتيتا شماره ۳ باخ براي ويولن تكنواز ۶- بوره از پارتيتا شماره ۳ باخ ۷- پرستو از سونات شماره ۱ باخ براي ويولن تكنواز امتحان پايان ترم: الف – اجراي صحيح هر يك از دو قطعه زير ( به دلخواه ): ۱- ساراباند پارتيتاي شماره ۱ باخ براي ويولن تكنواز ۲- پرستو از سونات شماره ۱ باخ براي ويولن تكنواز ب – اجراي صحيح هر دو اتود زير: درسهاي شماره ۲۹ و ۱۸ از كتاب ولفارت برنامه جلسات ترم دوم: الف- آموزش پوزيسيون دوم شامل:فراگيري ال...اي آرشه كشي، آموزش پوزيسيون دوم و مهارت يابي دست چپ _موضوع جلسه ۱/۲: درس شماره ۶ شامل الگوي اصلي و ال...اي شماره ۱ و ۷ و ۲۱ از كتاب شوچيك آرشه دروس شماره ۲۱۳ الي ۲۱۸ از كتاب لوويولن ۳ _موضوع جلسه ۲/۲: دروس شماره ۳ و ۴ از كتاب ولفارت دروس شماره ۲۱۹ الي ۲۲۲ از كتاب لوويولن ۳ _موضوع جلسه ۳/۲: درس شماره ۶ با ال...اي شماره ۳۷ و ۳۸ از كتاب شوچيك آرشه هم نوازي شماره ۵۹ از كتاب لوويولن ۳ _موضوع جلسه ۴/۲: دروس شماره ۱۳ و ۲۶ از كتاب ولفارت دروس شماره ۲۲۵ الي ۲۲۸ از كتاب لوويولن ۳ _موضوع جلسه ۵/۲: درس شماره ۶ با الگو شماره ۲ از كتاب شوچيك آرشه هم نوازي شماره ۶۰ از كتاب لوويولن ۳ _موضوع جلسه ۶/۲: درس شماره ۱۸ از كتاب ولفارت دروس شماره ۲۳۱ الي ۲۳۳ از كتاب لوويولن ۳ _موضوع جلسه ۷/۲: درس شماره ۶ با ال...اي شماره ۳ و ۴ و ۵ از كتاب شوچيك آرشه هم نوازي شماره ۶۱ از كتاب لوويولن ۳ _موضوع جلسه ۸/۲: درس شماره ۲۱ از كتاب ولفارت هم نوازي شماره ۶۲ از كتاب لوويولن ۳ ب- آموزش پوزيسيون سوم شامل:فراگيري ال...اي آرشه كشي، آموزش پوزيسيون سوم و مهارت يابي دست چپ، آموزش قطعه _موضوع جلسه ۹/۲: درس شماره ۶ با ال...اي شماره ۴۲ و ۴۳ و ۴۴ از كتاب شوچيك آرشه دروس شماره ۲۳۵ الي ۲۴۱ از كتاب لوويولن ۳ پرستو از سونات شماره يك باخ براي ويولن تكنواز (از ميزان ۱ تا ۲۴) _موضوع جلسه ۱۰/۲: دروس شماره ۲۷ از كتاب ولفارت دروس شماره ۲۴۲ الي ۲۴۴ از كتاب لوويولن ۳ پرستو از سونات شماره يك باخ براي ويولن تكنواز (از ميزان ۲۵ تا ۴۵) _موضوع جلسه ۱۱/۲: دروس شماره ۶ با ال...اي شماره ۶۶ و ۶۰ و ۶۱ از كتاب شوچيك آرشه دروس شماره ۲۴۵ الي ۲۴۷ از كتاب لوويولن ۳ پرستو از سونات شماره يك باخ براي ويولن تكنواز (از ميزان ۴۶ تا ۷۲) _موضوع جلسه ۱۲/۲: درس شماره ۳۰ از كتاب ولفارت دروس شماره ۲۴۸ الي ۲۵۲ از كتاب لوويولن ۳ پرستو از سونات شماره يك باخ براي ويولن تكنواز( از ميزان ۷۳ تا ۱۰۳) _موضوع جلسه ۱۳/۲: درس شماره ۶ با ال...اي شماره ۱۹۹ و ۲۰۰ و ۲۰۱ و ۲۰۲ و ۲۱۲ از كتاب شوچيك آرشه هم نوازي شماره ۶۳ از كتاب لوويولن ۳ پرستو از سونات شماره يك باخ براي ويولن تكنواز (از ميزان ۱۰۳ تا انتها) _موضوع جلسه ۱۴/۲: دروس شماره ۹ و ۱۴ از كتاب ولفارت دروس شماره ۲۶۵ الي ۲۶۹ از كتاب لوويولن ۴ ساراباند پارتيتاي شماره ۱ باخ براي ويولن تكنواز، ميزانهاي ۱ تا ۹ _موضوع جلسه ۱۵/۲: درس شماره ۶ با ال...اي شماره ۱۱۰ و ۱۱۱ و ۱۱۲ از كتاب شوچيك آرشه هم نوازي شماره ۶۶ از كتاب لوويولن ۴ ساراباند پارتيتاي شماره ۱ باخ براي آموزش ويولن تكنواز، ميزانهاي ۱۰ تا ۲۰ _موضوع جلسه ۱۶/۲: دروس شماره ۱۷ و ۲۵ از كتاب ولفارت هم نوازي شماره ۶۷ از كتاب لوويولن ۴ ساراباند پارتيتاي شماره ۱ باخ براي ويولن تكنواز، ميزانهاي ۲۱ تا انتهاي قطعه _موضوع جلسه ۱۷/۲: درس شماره ۶ با ال...اي شماره ۱۳۷ و ۱۴۰ و ۱۴۸ از كتاب شوچيك آرشه دروس شماره ۲۷۰ الي ۲۷۴ از كتاب لوويولن ۴ منوئه شماره ۲ از پارتيتا شماره ۳ باخ براي ويولن تكنواز (ميزانهاي شماره ۱ تا ۱۶) _موضوع جلسه ۱۸/۲: دروس شماره ۱۰ و ۲۹ از كتاب ولفارت دروس شماره ۲۷۵ الي ۲۷۹ از كتاب لوويولن ۴ منوئه شماره ۲ از پارتيتا شماره ۳ باخ براي ويولن تكنواز (ميزان ۱۷ تا انتها) _موضوع جلسه ۱۹/۲: درس شماره ۶ با ال...اي شماره ۱۶۱ و ۱۶۹ و ۱۹۶ و ۱۹۴ از كتاب شوچيك آرشه هم نوازي شماره ۶۸ از كتاب لو ويولن ۴ بوره از پارتيتا شماره ۳ باخ، ميزانهاي ۱ الي ۱۷ _موضوع جلسه ۲۰/۲: دروس شماره ۱۵ و ۲۲ از كتاب ولفارت هم نوازي شماره ۶۹ از كتاب لوويولن ۴ بوره از پارتيتا شماره ۳ باخ، ميزانهاي ۱۸ تا انتها
×
×
  • اضافه کردن...