رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...
  • ثبت نام

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





Roya

سـرپرسـت سایت
  • تعداد ارسال ها

    7,026
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    89

آخرین بار برد Roya در 9 تیر

Roya یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

درباره Roya

  • درجه
    سـرپرسـت سایت
  • تاریخ تولد 23 بهمن 1360

Converted

  • نام مستعار
    Array

Converted

  • پخش پروژه های شما به صورت آنلاین
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

9,198 بازدید کننده نمایه
  1. Roya

    تشکر از زحمات سام عزیز مدیر کل انجمنها

    سلام من هم به نوبه ی خودم از تمامی زحمات شما قدردانی و تشکر می کنم و امیدوارم هر چه زودتر به جمع کیوبیسی ها برگردید @FLASH
  2. گفتم این آغاز پایان ندارد عشق اگر عشق است آسان ندارد گفتی از پاییز باید سفر کرد گر چه گل تاب طوفان ندارد آنکه لیلا شد در چشم مجنون هم نشینی جز باران ندارد گفتم این آغاز پایان ندارد عشق اگر عشق است آسان ندارد آن بهاران کو آن روزگاران کو زیر باران آن حاله پریشان کو باز آن منه آسیمه سر بی بالو بی پر مانده جای تنهایی در سینه ها مانده رفته مجنون آن لیلا به جا مانده از مستی و مینا و می اشکی به ساغر مانده گفتم این آغاز پایان ندارد عشق اگر عشق است آسان ندارد گفتی از پاییز باید سفر کرد گر چه گل تاب طوفان ندارد آنکه لیلا شد در چشم مجنون هم نشینی جز باران ندارد گفتم این آغاز پایان ندارد عشق اگر عشق است آسان ندارد
  3. کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابانها کجایی کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی نه میگویی نه میدانم کجا ماندم کجا هستی من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی اگر شب هستو فردا نیست اگر راهی به رویا نیست چه آهوها که در چشمانه لیلا نیست اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن اگر از شِکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابانها کجایی کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی نه میگویی نه میدانم کجا ماندم کجا هستی من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی اگر شب هستو فردا نیست اگر راهی به رویا نیست چه آهوها که در چشمانه لیلا نیست اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن اگر از شِکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن
  4. راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بند به گیسویت مرا گاه لیلا گاه مجنون میکند گرگو میش چشم آهویت مرا من تو را بر شانه هایم میکشم یا تو میخوانی به گیسویت مرا زخمها زد راه بر جانم ولی زخم عشق آورده تا کوی ات مرا خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بند به گیسویت مرا گاه لیلا گاه مجنون میکند گرگو میش چشم آهویت مرا من تو را بر شانه هایم میکشم یا تو میخوانی به گیسویت مرا زخمها زد راه بر جانم ولی زخم عشق آورده تا کوی ات مرا خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد
  5. وقتی تو با من نیستی از من چه میماند از من جز این هر لحظه فرسودن چه میماند از من چه میماند جز این تکرار پی در پی تکرار من در من مگر از من چه میماند غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی غیر از غباری در لباس تن چه میماند از روزهای دیر بی فردا چه می آید از لحظه های رفته ی روشن چه میماند وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی تکرار من در من مگر از من چه می ماند از من اگر کوهم اگر خورشید اگر دریا بی تو میان قاب پیراهن چی می ماند بی تو چه فرقی میکند دنیای تنها را غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند وقتی تو با من نیستی از من که میپرسد از شعر و شاعر جز شب و شیون چه می ماند وقتی تو با من نیستی از من چه میماند از من جز این هر لحظه فرسودن چه میماند از من چه میماند جز این تکرار پی در پی تکرار من در من مگر از من چه میماند
  6. کجای این شب غریبمُ کجای این کرانه ی کبود کجای این شبی که از ازل چراغ ماه قسمتش نبود کجای این همیشه ابریم که آسمان نشان نمی دهد به گریه میرسم ولی سکوت به گریه هم امان نمی دهد کجای این شبم که می کشد هوای گریه ام به نا کجا از این خرابیم که می برد به خانه ای که نیست ای خدا کسی نمانده پا به پای من مگر غمی که خانه زاد توست مگر صدای سرمه ریز من که شعر سر به مهر یاد توست
  7. باران که می بارد تو می آیی باران گل باران نیلوفر باران مهرو ماه و آیینه باران شعر وشبنم و شبدر باران که میبارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری ازعطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری غم میگریزد غصه میسوزد شب میگدازد سایه میمیرد تا عطر آهنگ تو میرقصد تا شعر باران تو میگیرد از لحظه های تشنه ی بیداد تا روزهای با تو بارانی غم میکشد ما را تو میبینی دل میکشد ما را تو میدانی دل میکشد ما را تو میدانی باران که میبارد تو می آیی باران گل باران نیلوفر باران مهرو ماه و آیینه باران شعر وشبنم و شبدر باران که میبارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری ازعطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری از لحظه های تشنه ی بیداد تا روزهای با تو بارانی غم میکشد ما را تو میبینی دل میکشد ما را تو میدانی دل میکشد ما را تو میدانی دل میکشد ما را تو میدانی
  8. شوق سفر نداشتي قصد گذر نذاشتي من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي اما خبر نداشتي رفتي و توي قلبم، يادتو جا گذاشتي روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي يك دفعه پا گذاشتي بي تو كدوم ستاره پا به شبم بذاره ابر كدوم آسمون رو تشنگيم بباره بي تو چه مونده با من جز يه صداي خسته جز يه نگاه خاموش جز يه دل شكسته جز يه دل شكسته بال و پرم بودي خبر نداشتي تاج سرم بودي خبر نداشتي سايه به سايه هر طرف كه بودم همسفرم بودي خبر نداشتي بال و پرم بودي خبر نداشتي تاج سرم بودي خبر نداشتي سايه به سايه هر طرف كه بودم همسفرم بودي خبر نداشتي پر زدي و نديدي بال سفر نداشتم گفتي رها شو اما من ديگه پر نداشتم كوه غم و رو شونم ديدي و بر نداشتي من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي اما خبر نداشتي شوق سفر نداشتي، قصد گذر نداشتي من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي رفتي و توي قلبم يار تو جا گذاشتي روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي يك دفعه پا گذاشتي
  9. نه میشه باورت کنم ، نه میشه از تو رد بشم نه میشه خوبه من بشی ، نه میشه با تو بد بشم نه دل دارم که بشکنی ، نه جون دارم فدات کنم نه پایه موندن منی ، نه میتونم رهات کنم نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو نه میتونم بگم بمون ، نه میتونم بگم برو کجا برم که عطره تو نپیچه توی لحظه هام قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام چجوری از تو بگذرم تویی که معنیه منی تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی نه ساده ای نه خط خطی ، نه دشمنی نه همنفس نه با تو جای موندنه ، نه مونده راهه پیشو پس نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
  10. بخون بخون ترانه خون ترانه رو ترانه کن صدا رو سفره ی غزل دلا رو دلبرانه کن قلب تو بی پرنده نیس حرف تو بی طعم عسل سکوتو صبح خنده کن صدا رو سفره غزل بخون بخون ترانه خون دلا رو همترانه کن روزا رو آفتابی ترین شبا رو شاعرانه کن با تو برای هر نفس میشه غزل غزل نوشت تلخی چشید و با تو از مزمزه عسل نوشت از تو به آینه میشه رفت با تو به قصه میشه موند میشه هم آواز تو از ترانه شد ترانه خوند بخون بخون ترانه خون ترانه رو ترانه کن صدا رو سفره ی غزل دلا رو دلبرانه کن قلب تو بی پرنده نیس حرف تو بی طعم عسل سکوتو صبح خنده کن صدا رو سفره غزل بخون بخون ترانه خون دلا رو همترانه کن روزا رو آفتابی ترین شبا رو شاعرانه کن وقتشه با تو وقتشه شعله شدن به شب زدن بسه گلایه بسه غم بسه سکوتو لب زدن بخون بخون ترانه خون دلا رو همترانه کن روزا رو آفتابی ترین شبا رو شاعرانه کن
  11. نه از خاکم ،نه از بادم نه در بندم، نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم، نه فرهادم نه از آتش، نه از سنگم نه از رومم ،نه از زنگم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم چه غمگینم، چه تنهایم نه پنهانم، نه پیدایم نه آرامی به شب دارم نه امیدی به فردایم چه امیدی،چه فردایی چه پنهانی ،چه پیدایی اگر خوشحال ،اگر غمگین چه فرقی داره تنهایی اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون توچه بی رنگم بدون تو چه بی تابم بیا از «من» رهایم کن صدایم کن ،صدایم کن دلم از دست «من» خونه بیا از «من» جدایم کن نه از خاکم ،نه از بادم نه در بندم، نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم، نه فرهادم نه از آتش، نه از سنگم نه از رومم ،نه از زنگم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم تو نیستی قصه دردم سیاهم، ساکتم،سردم اسیر خاکم و خسته اگر سبزم، اگر زردم بیا از «من» رهایم کن صدایم کن ،صدایم کن دلم از دست «من» خونه بیا از «من» جدایم کن
  12. تموم شد ترانه به پایان رسیدم اگر گریه کردم اگر دل بریدم تموم شد ترانه قلم را شکستم به کنجی خزیدم به ماتم نشستم نوشتم سکوتو صدا میشنیدی به هر خط شکستم تو گفتی ندیدی تموم شد ترانه به پایان رسیدم می تونستی از تب ترانه بسازی دلی رو که بردی دوباره ببازی می تونستی ماهو به خوابم بیاری رو پیشونی شب ستاره بذاری اگر بی اجازه تو شعرم نشستی چرا دل بریدی چرا دل نبستی تموم شد ترانه چشات غرق خوابه سوال من از تو هنوز بی جوابه تموم شد ترانه به پایان رسیدم اگر گریه کردم اگر دل بریدم تموم شد ترانه تموم شد ترانه
  13. تنهایم تنهای تنهایم آزاد از امروز و فردایم مگه عاشقت نبودم مگه باورت نداشتم مگه آخرش خودم رو پای باورم نذاشتم مگه هر نفس نخواستم تو رو همنفس بدونم چی شد اون صدا که باید حالا با خودم بخونم تنهایم تنهای تنهایم آزاد از امروز و فردایم مگه عاشقت نبودم مگه پای قصه هارو به شب تو وانکردم مگه تا همین ترانه تو رو همصدا نکردم تو رو همصدا نکردم که نموندی عاشقانه میخام با خودم بخونم برو از همین ترانه تنهایم تنهای تنهایم آزاد از امروز و فردایم تنهایم تنهای تنهایم آزاد از امروز و فردایم
  14. صدای پاتو میشناسم که مژدهء شکفتنه یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه صدای پات صدا که نیست ترانهء بهاریه قدم بزار رو قلب من که وقت بی قراریه که وقت بی قراریه به دست زندگی بده دوباره دست سردمو رفیق راهمی بذار رو شونه بار دردمو اگه رفیق راهمی بزن به جاده همسفر غبار رو از دلم بگیر سکوت رو از شبم ببر بگیر سکوت سردمو دوباره با دلم بخون نفس بده به غربت ترانه های نیمه جون بیا که بی کسی بره یکی بشیم کنار هم بیا که خیلی وقته دل منو سپرده دست غم صدای پاتو میشناسم که مژدهء شکفتنه یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه صدای پات صدا که نیست ترانهء بهاریه قدم بزار رو قلب من که وقت بی قراریه که وقت بی قراریه صدای پاتو میشناسم که مژدهء شکفتنه یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه صدای پات صدا که نیست ترانهء بهاریه قدم بزار رو قلب من که وقت بی قراریه که وقت بی قراریه به دست زندگی بده دوباره دست سردمو رفیق راهمی بذار رو شونه بار دردمو اگه رفیق راهمی بزن به جاده همسفر غبار رو از دلم بگیر سکوت رو از شبم ببر بگیر سکوت سردمو دوباره با دلم بخون نفس بده به غربت ترانه های نیمه جون بیا که بی کسی بره یکی بشیم کنار هم بیا که خیلی وقته دل منو سپرده دست غم صدای پاتو میشناسم که مژدهء شکفتنه یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه صدای پات صدا که نیست ترانهء بهاریه قدم بزار رو قلب من که وقت بی قراریه که وقت بی قراریه
  15. یکی از همین روزای گم شده یکی از همین روزای بی نشون تو همین ثانیه های در بدر تو همین دقیقه های نیمه جون تو میای میای به دادم میرسی تو میای که گریه خوابم نکنه شب خستگی به رویم نرسه صبح آینه جوابم نکنـــــه تو همین شبای بی تو بی سحر تو میای ستاره در بدر نشه تو میای آینه آروم بگیره شب عاشقا با گریه سر نشه تو که بودنت امید زندگی تو که دیدنت دلیل بودنه از تو گفتن اسم و رسم عاشقا از تو خوندن همهء عشق منه از تو خوندن همهء عشق منه عمریه پنجره های خونه رو به هوای دیدنت وا میکنم توی نقره ریز اشک و آینه تو رو گم نکرده پیدا میکنم تو رو گم نکرده پیدا میکنم تو همین روزا به دادم میرسی تو همین روزای بی تو بی نشون تو همین ثانیه های در بدر تو همین دقیقه های نیمه جون تو همین دقیقه های نیمه جون تو همین دقیقه های نیمه جون
×
×
  • اضافه کردن...