رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





FOAD

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    67
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

تمامی مطالب نوشته شده توسط FOAD

  1. نه کیوبیس نیست سوناره درسته شادمهر قویه وگرنه ما اکثرمون این پلاگینها رو داریم و کارهامون پر نویز هست نفر سوم فک کنم صدابردارشون هست اما اسمش رو نمیدونم
  2. ضمنا ریزن و لاجیک هم در قسمت چپ قفسه های ایشون هست نتیجه : سونار و ریزن و لاجیک جز حرفه ای ترینهان
  3. عکسهایی از استودیو خانگی شادمهر عقیلی در این عکسها مشاهده میشه که شادمهر از vst های تریلیان و تریلوژی و استایلوس و امنیسفر استفاده میکنه توی عکس نرم افزار ایشون سونار هست
  4. FOAD

    مشکلات و سوالات اف ال استودیو FL Studio

    بچه ها سلام سایت خوبی هست و همه بچه ها استادند سوال من اینه چطوری میشه ارگی که به کامپیوتر و اف ال وصل هست وقتی یه آهنگ رو با ارگ میزنیم تمام لاینها اعم از اکوردها و ملودی و ... توی اف ال لاین به لاین وارد بشه نه اینکه همش رو یه کانال و خط باشه . میشه چنین چیزی ؟
  5. FOAD

    Voxengo GlissEQ 3.5.2 دانلود

    سلام به بچه های سایت گفتم منم با اجازه یه پلاگین جدید بذارم امیدوارم مورد رضایت دوستان قرار بگیره لطفا اگه خوشتون اومد لایک بدید و دکمه تشکر بزنید دلگرم بشم :1: Voxengo GlissEQ 3.5.2 (PC & MAC) | 13.1 MB & 28.7 MB GlissEQ is a parametric equalizer plug-in for professional music production applications. The most interesting and unique feature GlissEQ offers you is its filters with dynamic behavior. While when using a normal equalizer you always get what you have set: if you specify 6 dB boost at 100 Hz you get exactly 6 dB boost at 100 Hz. GlissEQ offers you a slightly different approach: when you specify +6 dB at 100 Hz, you don't necessarily get 6 dB of gain, filter’s effective gain is adjusted dynamically according to the sound material you are filtering. Features: Filters with dynamic behavior Up to 32 parametric filter bands Narrow-band sweeping User interface window resizing Channel grouping 64-bit floating point processing A/B comparisons Zero processing latency Real-time spectrum analysis 16 filter types EQ area highlight Stereo and multi-channel processing Mid/side processing Preset manager Contextual hint messages Real-time spectrum import/export Harmonically-enhanced filter type Static spectrums display Internal channel routing Up to 8x oversampling Undo/redo history All sample rates support No mirrors below please. PC: @FilePost.com: Download @Uploaded.to: Download @Letitbit.net: Download @RapidShare.com: Download MAC: @FilePost.com: Download @Uploaded.to: Download @Letitbit.net: Download @RapidShare.com: Download
  6. FOAD

    دانلود Acon Digital Media Acoustica Premium 5.0.0 Build 43

    این نرم افزار هست فک میکنم اما در قسمت vst] گذاشتید
  7. FOAD

    این چه پلاگینی هست؟

    با تشکر ببخشید از چه طریقی وصل میشه اونوقت؟
  8. FOAD

    یه آهنگr&b بسیار زیبا با سنتور و پیانو

    قشنگ اما یکنواخت پیانو هم خوب بود به نظر من اما از پیانو vista استفاده میکردی بهتر بود به نظر من طبیعی ترین پیانو اونه نسبت به حجمش
  9. FOAD

    این چه پلاگینی هست؟

    سلام به بچه های سایت میخواستم ببینم این مربوط به چه نرم افزار یا پلاگینی هست و طرز کارش رو کسی میدونه؟ عکسش رو میذارم واسه شرکت اشتنبرگ هست
  10. سلام بفرمایید در خدمت هستم

  11. FOAD

    نوازنده های افسانه ای

    Zakk Wylde نام : Jeffrey Phillip Wielandt ملیت : United States of America تاریخ تولد : 01/14/1967 in Jersey City, NJ Zakk برای اینکه از دست بی حوصلگی فرار کنه گیتار زدن رو در سن حدودا 8 سالگی شروع کرد ....اما این مساله تا زمانی که Zakk به دبیرستان نرفته بود زیاد جدی نبود . در سن 14 سالگی وقتی Zakk وارد دبیرستان شد به صورت جدی گیتار زدن رو شروع کرد . Zakk اولین گروهش رو با نام “Stone Henge” به همراه دو تا از دوستان صمیمیش تشکیل داد .... گروه با بازنوازی اثار Ozzy مثل “Bark at the Moon” و یا اثار دیگری از گروه های Black Sabbath و Rush شروع به کار کرد ... Zakk در اون زمان بود که بیشتر وقتش رو با دوست دخترش Barbaranne Caterina میگذروند ... که بعدا با هم ازدواج کردند. بعد از گذروندن دوره دبیرستان Zakk در سال 1985 ( حدودا 18 سالگی ) در یک فروشگاه مواد غذایی کار میکرد و به تعمیر سقف و بنایی مشغول بود و در عین حال با چندین گروه مختلف همکاری میکرد . در همین زمان به گروهی به نام Zyris پیوست ( به جای Dave Linsk اومد که خود همین شخص وارد گروه Overkill شده بود ) با ورود به گروه Zyris .... اعضای گروه اون رو Zakari Wyland صدا زدند ... این اسم رو از یه نفر ( Dr. Zachary Smith ) گرفتن اعضای گروه به بازنوازی گروه های مورد علاقوشون پرداختند ( Black sabbarth & led zeppelin ) . ... در این زمان بود که Zakk شروع به تدریس گیتار هم کرد ... روز خاطره انگیز فرا رسید اعضای گروه خبر اینکه OZZY Osburne دنبال یه گیتاریست میگرده رو شنیدن ... همه هیجان زده بودند ... Zakk از شدت هیجان نمیدونست چیکار بکنه......................... Zakk : من چندین بار خواب این موضوع رو دیده بودم ... اما اون موقع اصلا باورم نمیشد یه همچین اتفاقی بیافته . انتخاب گیتاریست در دو مرحله بود ... مرحله اول رو دستیار Ozzy از بین 133 نفر 25 نفر رو انتخاب کرد ..... مرحله دوم Ozzy به همراه دوست قدیمیش Toni Iommi از این 25 نفر تست گرفتن ........ فردای اون روز Sharon ( دختر Ozzy )شخصا با Zakk تماس گرفت و گفت : تو از این به بعد عضو گروه Ozzy هستی .... بالاخره Zakk در سن 20 سالگی وارد گروه Ozzy شد و اسم خودش رو به Zakk Wylde تغییر داد ... ozzy در رسانه های خبری zakk رو گیتاریست گروه معرفی کرد . با اجرای اولین اهنگ "No Rest For The Wicked" به طور جنجال اوری zakk انگشت نما شد و از اینجا بود که به عنوان یک گیتاریست حرفه شناخته شد. سال 1989 گروه برای اجرای زنده در فستیوال موسکو به همراه گروه هایی چون Skid Row, Motley Crue, Bon Jovi, the Scorpions عازم سفر شدند . گیزر بالتر ( بيسيست گروه بلک سبث )نیز در این فستیوال حضور داشت . سال 1990 Ozzy, Zakk, Randy و Bob Daisley البوم No More Tears رو ضبط کردن . این دومین البومی بود که zakk در اون گیتار میزد . به طور کلی این بهترین کاری بود که zakk از خودش نشون داد . تا سال 2001 zakk برای همکاری به گروه های دیگری نیز ماحق شد . از جمله این گروه ها میشه به Guns n Roses و Lynyrd Skynyrd و The Allman Brotheres band اشاره کرد وایلد همچنین تابه حال یک آلبوم شخصی با نام کتاب سایه ها و در سال ۱۹۹۶ منتشر کرده است. همچنین گروه اختصاصی zakk با نام Black Label Society تعدادی البوم نیز ارایه کرد ... که در حال حاضر zakk خواننده این گروه هم خودشه در حال کار با همین گروهه زک وایلد صمیمیترین دوست دایمبگ دارل بود و درپی مرگ دایم در سال ۲۰۰۴ آهنگ «In This River» را -در آلبوم ۲۰۰۵ بلک لیبل سوسایتی به نام مافیا- به یاد او اجرا کرد. zakk به غیر از گیتار سازهای بانجو , سازدهنی , ماندولین و پیانو نیز مینوازد. سازهای برجستش gibson flying v signature و gibson les paul signature است.
  12. FOAD

    نوازنده های افسانه ای

    Michael Angelo Batio نام: مایکل آنجلو بتیو (Michael Angelo Batio) متولد: 23 فبریه 1956 ملیت: آمریکایی مایکل آنجلو بتیو سریعترین نوازنده ی گیتار الکتریک جهان , اولین نوازنده ی گیتار دارای دو دسته ی چپ دست و راست دست است. در سایت نویزکریپ مایکل نفر دوم برترین نوازندگان گیتار تاریخ معرفی شده است. مایکل آنجلو بتیو گیتاریست آمریکایی در ایلنوی شیکاگو به دنیا آمده است. او مدرک لیسانس خود را در تئوری موسیقی و آهنگسازی از دانشگاه ایلنویز شمال شرقی گرفته است. مایکل از 5 سالگی نوازندگی پیانو و آهنگسازی را آغاز کرد و از 10 سالگی به نوازندگی گیتار روی آورد و پس از 2 سال سریعتر از استاد خود مینواخت. وی در همان سن 10 سالگی دریافت که در تکنیکهای لگاتو و تپینگ ضعف دارد و با تمرین زیاد توانست نقاط ضعف خود را به نقاط قوت خود تبدیل کند. اولین ضبط او، آلبوم سولوی Jim Gillette به نام Proud To Be Loud بود. آن دو به همراه T.J. Racer (بیس) و Bobby Rock (درام) گروه متال نیترو را تشکیل داده و دو آلبوم نیز منتشر کردند. نیترو همچنین یک کلیپ موسیقی برای آهنگ Freight Train ساخت که از MTV نیز پخش شد. مایکل همچنین به همراه Tommy Holland (وکال) در گروه Holland همکاری کرد. که آلبوم Little Monsters آنها در اواسط دهه ی 1980 به موفقیت مناسبی رسید. مایکل همچنین مبدع نوعی استرینگ دمپر (صدا خفه کن سیم) گیتار است که امتیاز آن را به نام خود ثبت کرده است. نوازندگی مایکل را میتوان در فیلم Shock 'Em Dead دید. مایکل با دین گیتارز (Dean Guitars) که سازنده ی معروف گیتار الکتریک است، همکاری میکند. مایکل تورهای زیادی را برای این کمپانی اجرا کرده است.
  13. FOAD

    نوازنده های افسانه ای

    Troy Stetina نگاهي به زندگي حرفه اي تروي استتينا: تروی استتینا یک گیتاریست جهانی و یک استاد موسیقی است که صاحب بیش از ۲۵ متد آموزشی Rock و Heavy Metal میباشد و همین امر باعث حسن شهرت او شده است. کتابهای او بالغ بر ۴۰۰.۰۰۰ نسخه فروش کرده اند. او همچنین نوازنده Solo و نویسنده افتخاری و پرسابقه مجله Guitar One میباشد. بعلاوه او استودیوی ضبط خود Artist Underground را در میلواکی، ویسکانسین Wisconsin اداره می کند. سالهای اولیه: تروی در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۶۳ در ایندیانا متولد شد. وی جوانترین عضو یک خانواده سرشناس در موتور سواری المپیک بود. تروی در سلسله مسابقات رقابتی موتور سواری آمریکا بزرگ شد و توانست چندین مدال ملی کسب کند. اما مسابقه دادن ضرورتی خانوادگی بیش از یک انتخاب شخصی بود اما موسیقی عشق واقعی تروی محسوب میشد. مادر او یک خواننده چیره دست اپرا بود که از علاقه پسرش به موسیقی حمایت کرد و زمانی که تروی در ۱۲ سالگی از علاقهاش به گیتار الکتریکی صحبت کرد، مادرش برای او یک گیتار ۶۰ دلاری، مخصوص مبتدیان و یک آمپلی فایر AMP تمرینی کوچک خرید. "اوون یه طرح Fender ارزون به اسم Apollo بود. ولی کار کرد! من در یک گروه توی مدرسه، کلارینت Clarinet می زدم پس بلد بودم که موسیقی رو بخونم و شروع کردم به زدن کتاب Alfred's Basic Guitar. بعد از مدتی یه نفر به من طرز گرفتن آکوردهای باره و آزاد رو نشون داد. وقتی ۱۳ ساله یا کمی بیشتر بودم شروع کردم به یادگیری آهنگهای Kiss با گوش. بعدش به شدت افتادم توی Aerosmith و یه کمی هم Led Zeppelin و Rush و...و گروههای Hard Rock اواخر دهه ۷۰" اولین گروه زیرزمینی او Private Wave نام داشت. بعد از تغییر چند عضو، آنها در مسیر سنگین تروی حرکت کردند و سرانجام نام گروه به Wraith تغییر یافت. آنها چند کار Original خودشان را ضبط کردند. پس از فروپاشی گروه، تروی به یک گروه بنام Titan که در کلوپها مینواختند پیوست. در ۱۸ سالگی مسیرش کاملا برای او مشخص بود. او بورسیه تحصیلی در رشته فیزیک فضائی را رد کرد، موتور سواری را کنار گذاشت و با هر دوپای خود بدرون دنیای موسیقی پرید! "باید بگم، نگاه کردن به عقب و اون تصمیم، واقعا الان پرمخاطره بنظر میرسه. من مطمئنم به پسرم نصیحت میکنم که به دانشگاه بره. مخصوصا زمانیکه شخصه دیگهای بخواد مخارجشو بپردازه. اما خب اون تصمیم برای من خوب بود و حدس میزنم که تو راه درستی بودم البته بعدا فهمیدم که علاقه من به کیهان شناسی خیلی بیشتر از یه جستجوی شخصی برای حقیقت و وجود خدا بود. این یه منطق فیلسوفانه از فیزیک جدید و مکانیک کوانتوم بود که منو به خودش علاقمند کرد. پس فکر نمیکنم که رفتن به اون راه کار درستی بود. ریاضیات مسلما منو میسوزوند." علاوه بر تاثیرات گروههای Hard Rock مثل Kiss و Aerosmith و گروههای مختلف Rock اواخر دهه ۷۰، تروی به Van Halen و Randy Rhoads بعنوان منابع اصلی الهام او در زمانی که بصورت جدی شروع به گسترش مهارت خود در نواختن Lead Guitar کرده بود، استناد می کند. از سوی دیگر، سبک متاثر از موسیقی کلاسیک Randy دوباره علاقه او به موسیقی کلاسیک را که ریشه در دوران کودکی او داشت برانگیخت و او شروع به یادگیری قطعاتی از باخ و پاگانینی کرد. "من این اجرای زنده از Ozzy را در سال ۱۹۸۱، درست قبل از مرگ Randy ضبط کردم. فکر کنم یه اجرا تو Memphis بود. اون نوار باعث ایجاد پیوند در من شد. چیزی در Tone صداش و نتهائی که انتخاب میکرد بود، که توجه منو واقعا جلب کرد. من همه چیز رو با گوش از اون نوار یاد گرفتم. Randy مسلما یکی از تاثیرات بزرگ من بود. هنوزم کاراشو دوست دارم. اونا سنگین بودن اما هدفدار و در عین حال ملودیک و اون یکی از چیزهائی هست که من همچنان بخاطرش در موسیقی خودم تلاش میکنم." تروی شروع به تدریس خصوصی گیتار در یک مغازه محلی بطور پاره وقت کرد و سریعا کشف کرد که او هنر درس دادن و آموزش را در اختیار دارد. استتینا به سرعت بعنوان یکی از بهترین معلمها در ایندیاناپلیس مشهور شد. زمانیکه برخورد اتفاقی او با Will Schmid نویسنده و ویراستار انتشارات Hal Leonard در مغازه رخ داد، فرصت نوشتن یک متد آموزشی Heavy Metal محقق شد. کار اول او بخاطر مشکلات Copyright هرگز چاپ نشد. ثمره دومین تلاش تروی، کتاب Original و بسیار موفق Heavy Metal Rhythm Vol.1&2 بود و پرفروشترین متد Lead Guitar پس از آن بسرعت روانه بازار شد. "معلمان خوب لزوما نباید نوازندگانی خوب باشند و همچنین نوازندگان خوب نباید حتما معلمانی خوب باشند. چرا که ایندو هر کدام مهارتهای کاملا متفاوتی را میطلبند. من خیلی خوش شانسم که واقعا در هر دو زمینه موفق هستم، اما اگر مجبور بودم که یکی رو انتخاب کنم، همیشه این احساس رو داشتم که در درجه اول یک نوازنده هستم و بعد از اون یک معلم و نویسنده. هنوزم نوشتن احساس یه کار زیاد رو برام داره، مخصوصا وقتی که مشغول ضبط یا ساخت اثری هستم. اون موقع تمام ساعتهای شبانه روز هم کم هستند." تروی در سال ۱۹۸۶ به میلواکی رفت تا کرسی استادی در مدرسه عالی موسیقی Wisconsin را دریافت کند. بیشتر از تعداد کمی گوش متوجه به حساب آوردن Heavy Metal Guitar در مدرسه سنتی موسیقی شده بودند! با این همه او توانست احترامی همراه با غبطه را جلب کند. تروی مختصرا تئوری پیشرفته موسیقی را در مدرسه عالی برای درک هرچه بیشتر بنیان پیچیده موسیقی کلاسیکی که او اجرا میکرد، تدریس کرد. "من چندتا Solo از ۲۴ کاپریس پاگانینی و همچنین رقص زنبور عسل را در مراسم مدرسه عالی اجرا کردم. میدونید با یه صدای بلند و یه دیستروشن کاملا متال. علاقه من به موسیقی کلاسیک دو جانبه بود. من ظاهر تنشزایی و کیفیت دراماتیک خود موسیقی رو دوست داشتم. دوم اینکه، اون یه مبارزه طلبی تکنیکی بود. اگه میتونستم اونو بزنم این احساس رو داشتم که قادرم هر چیز دیگهای رو بزنم. من همیشه خیلی بیشتر علاقمند بودم که قطعات واقعی کلاسیک رو با گیتار الکتریک اجرا کنم تا اینکه ایدههای کلاسیک رو با موسیقی راک منطبق کنم. احساس میکردم که موسیقی آهنگسازان کلاسیک کامل بود، مخصوصا بتهوون، اون بهترینه. من اون موسیقی رو برای خشنودی خودم اجرا میکردم، نه برای معروف شدن یا برای فروش رکوردهام." بعنوان یک گروه، یک مشکل برای تروی همیشه این بود که علائق او برای جمع کردن در Style یک گروه خیلی گوناگون بود. با این حال او در اواخر دهه ۸۰ گروهی با نام Assent تشکیل داد که خواننده آن زنی بود به اسم Shauna Joyce، درامر Don Terkel و Mik Rome بعنوان بیسیست. "من Heavy Metal رو دوست داشتم، پاپ ملودیک رو دوست داشتم، Punk رو دوست داشتم و همچنین موسیقی کلاسیک رو دوست داشتم. من واقعا همه سبکهارو دوست داشتم، هر چیزی که خوب بود. خب من یه آهنگ رو در یه سبک مینوشتم و احساس میکردم آنچه که میخواستم بگم رو در اون گفتم و بعد یه آهنگ دیگه در یه جهت دیگه. وقتی که ما برای تبدیل Demo هامون به رکوردهای اسمدار رفتیم، نمیدونستیم کدوم طرفی باید بریم! منظورم اینه که ما ۴ نوع دموی مختلف داشتیم." تروی سرپرست بخش مطالعات گیتار Rock در مدرسه عالی شد و برنامه آموزش دیپلم گیتار Rock را توسعه داد. اما او ناراضی شد و در سال ۹۳ برنامه را رها کرد و برای کار با موسیقی دانهای مختلف به نیویورک رفت و بعد از آن در سال ۹۴ در لوسآنجلس، همانجائی که او بطور کوتاه با اسطوره دهه ۸۰، Do Dokkan، کار کرده بود، مدتی را گذراند. بالاخره تروی تشخیص داد که میتواند برنامه خود را هر جا که بخواهد طراحی کند و در نهایت تصمیم گرفت که به میلواکی برگردد، نزدیک ناشر خود، برای برپائی استودیوی شخصی و فرستادن ایده های جدیدش بروی Disc. در بازگشت دوباره به میلواکی او استودیوی ضبط خود Artist Underground را بنا کرد و گامی فراتر در تولید موسیقی جدی و با کیفیت بالا، نهاد. پروژه اول او در استودیوی جدید، کار Instrument خودش Exottica بود. بعد از آن او شروع به تولید، برای گروههای دیگر کرد. "خیلی از مردم برای مدت زیادی از من میپرسیدن که آیا من کار بدون کلامی بیرون دادم؟ خب راستش من واقعا هیچوقت در موسیقی بدون کلام بزرگ نبودم. موسیقی همراه با Vocal گستردگی و وابستگی خیلی بیشتری داره. اما در آغاز کار در اواسط دهه ۹۰ ایده های Instrument زیادی به ذهنم رسید. برای بیرون کشیدنشون اونطور که میخواستم لازم بود که تجهیزات استودیو رو ارتقا بدم. بعد از کلی جستجو رفتم به سراغ کار با کامپیوتر اما اون خیلی سختر از اون چیزی بود که فکر میکردم. من ۴ ماه وقت صرف کردم برای عیب یابی کارم تا بتوانم اونو درست انجام بدم. من هرگز نمیخواستم که یه متخصص کامپیوتر بشم، اگرچه که خوشحالم که تونستم اون کارو بکنم. من Exottica رو اونجوری که میخواستم صدا بده، ساختم و هنرمندانه منو ارضا کرد. چند تا از بهترین اجراهای من اونجاس. Heavy و هدفمندانه ملودیک. تعداد زیادی Tonalite های درهم گره خورده و تنشهای متضاد اتفاق میافتن، تعدادی Solo های پرشور و آهنگهائی که فکر میکنم خیلی زیبا هستند. سود دیگه این کار این بود که من استودیو را باز کردم برای تولید با کیفیت گروههای دیگه. همون چیزی که برای مدت زمان زیادی میخواستم انجام بدم." اگرچه تروی بوسیله خیلیها بعنوان یکی از بهترین نوازندگان دنیا معرفی شده است، اما او بدنبال رسیدن به معروفیت در سطحی گسترده و موقعیت یک ستاره Rock نیست. "شهرت یعنی تغذیه غرور خودتون برای اینکه احساس کنین مهم هستین. به من توجه کنین! وجود من موجه است، چرا که من مرکز توجهم. خب، البته خواستار احساس مهم و ارزشمند بودن هیچ ایرادی نداره. ولی این یه کم احمقانه بنظر می رسه که براش خیلی کار کنی، منظورم اینه که ما درباره درمان سرطان یا جنگ پایانی، یا هر چیز خیلی مهم اینجا صحبت نمیکنیم. این فقط گیتار زدن بخاطر مسیحه! بهتره که یه چهره متعادل از زندگی رو حفظ کنیم. در یک سطح عمیقتر، ما به سادگی، ارواح بشر در جستجوی هدف و شادی هستیم و تا اون سطح هممون یکی هستیم. فکر میکنم این خیلی مهمه که بفهمیم واقعا موفقیت در صنعت موسیقی چی هست و چی نیست. این تا اندازهای مربوط میشه به موسیقی و استعداد. همچنین مربوط میشه به زمان بندی، خوش شانسی، کار سخت، بازاریابی و در خیلی از موارد تمایلی به یه کم خل بودن! مثل یه تصادف ماشینی که از عابران توجه میگیره. بعضی از مردم خوش شانس، سخت کار میکنند و درهای شانس هم به روشون باز میشه. به بقیه موقیتهای دیگری اهدا شده. اگرچه ما دوست داریم تا وانمود کنیم خودمون موفقیتهامونو ساختیم، ولی حقیقت اینه که هیچکس واقعا کنترلی بر اونچه که توی زندگی براش اتفاق میافته نداره. ما همه، حداکثر تلاشمونو می کنیم، ما میتونیم و با چیزهائی که زندگی جلومون میندازه معامله میکنیم و فقط بخاطر همینه که بعضیا نمیتونن فرصت مناسب رو برای عضوی از ماشین صنعت موسیقی شدن بدست بیارن. این به این معنی نیست که اونا یا موسیقی اونا از ارزش کمتری در یه سطح هنری برخورداره. این فقط به این معنی که اون اجتماع بطور کلی برای پذیرفتن اون در یک مسیر بزرگ آماده نیست. مطمئنا من ترجیح میدم که CD های بیشتری بفروشم. اما این مهمترین چیز در زندگی من نیست. اهداف من راجع به گسترش یه کمی بیشتر مهربونی تو این دنیاست. من احساس خوش شانسی می کنم که یه سابقه ۲۴ ساله تو موسیقی دارم و همیشه سعی می کنم برای کارهائی که دوست دارم به اندازه درآمدم خرج کنم. خب حداقل بیشتر مواقع این کار رو کردهام. همچنین احساس رضایت میکنم از تدریس و تعلیم و بوجود آوردن هزاران گیتاریست. مسلما همیشه میتونست بهتر باشه اما من خیلی خوب این کار رو کردم و بخاطرش احساس خوشنودی میکنم." جدای از موسیقی علائق تروی شامل: فلسفه، روانشناسی، فیزیک کوانتوم، پدیدههای روانی، مطالعات اسرار آمیز و ورای درک انسانی میشود. او ۱۵ سال است که با Lead Vocalist سابق خود Shauna، کسیکه با او در پروژه سال ۱۹۹۲ Set the World on Fire همکاری کرد، ازدواج کرده است. آنها صاحب دو پسر (به نامهای Zack که ۷ ساله است و Jeremy که ۳ سال دارد) هستند و همانطور که خواهید دید مقرر شده تا آنها تبدیل به قهرمانان گیتار بشوند. "مطمئنا موسیقی دارای ارزشه. من واقعا ازش لذت میبرم. اما خیلی چیزهای مهمتر دیگری برام هست مانند همسر و فرزندانم. چیز مهم دیگه این جهنمی که در اطراف دنیای ما وجود داره. برای من اینطور بنظر میرسه که اون بسمت مردمی پائین مییاد که به دیگران احترام نمیذارن. اونائی که اشتیاق دارن که برای کسب منافع خودشون به دیگران ضربه بزنن ولی واقعا در درون خودشون خوشحال نیستن. ایده من اینه که اگه هر کدوم از ما مسئولیتی رو در قبال چیزهائی که زندگی ما رو در جهت بهتری قرار میدن، میگرفتیم و منصفانه و با احترام با دیگران رفتار میکردیم، مطمئنا در دنیای بهتری زندگی میکردیم. حالا این هدفی خیلی با ارزشتر از ستایش خود و شهرت است. به هر حال این آرمان شخصی منه. من میدونم که مهربونی با مهربونی عمومی Heavy Rock ناسازگاری داره. این پارادوکسیای که من حدس میزنم، شاید هم نباشه. من شما رو تشویق میکنم که در موسیقیای که خلق میکنید بر علیه ستایش بیخردانه اعتیاد و خشونت که اسطوره رو جاودان میکنه، برخیزید و همینطور شما رو تشویق میکنم که حداقل به موج هائی که خلق میکنین فکر کنین، وقتی که دارین در جریان زندگی حرکت میکنین. برای تک تکتون بهترین آرزوها رو برای موسیقیتون و کار موسیقیتون دارم. صلح، عشق و تمام چیزهای خوب."
  14. FOAD

    نوازنده های افسانه ای

    Muhammed Suiçmez تولد: 28 نوامبر 1975 متولد و بزرگ شده Karlsruhe (شهر کوچکی در آلمان) اصلیت: پدر و مادر او هر دو متولد ترکیه هستند و به آلمان مهاجرت کرده اند محمد در 10 سالگی به متال علاقه مند شد و گروه های مورد علاقه اش هم : Carcass, Death, Entombed, Morbid Angel, Nocturnus and Yngwie Malmsteen بودند. در 14 سالگی محمد اولین شعر خودش را سرود که تم بسیار خشنی داشت و کم کم به دنیای موزیکال وارد شد و علاقه شدیدی به نوازندگی گیتار پیدا کرد ولی پدر و مادر محمد مذهبی بودند و مخالف این کار .ولی این مخالفت ها جلوی محمد را نگرفت او به برادرش که در شهر بزرگی تحصیل میکرد پول داد تا برای اون گیتار بخره و برادرش هم خرید ولی بعد از مدتی پدر محمد از این موضوع با خبر شد و گیتار را شکست ولی باز هم محمد زیر بار نرفت و با هر زوری بود دوباره گیتار خرید. شبانه روز بدون معلم تمرین کرد با خواندن و نواختن سولو های مالمسین و شاید فضای نیو کلاسیک بعضی کارهایش تحت تاثیر نیو کلاسیک مالمسین باشد. در 17 سالگی نکروفاگیست (Necrophagist) را تاسیس کرد و در 22 سالگی (1999) اولین آلبوم خود را بیرون داد آلبوم بی نظیری بود ولی محمد هرگز از آن راضی نشد چون نوازندگی درامش با مشکل رو به رو شد. در سال 2002 با آمدن Christian Munzner و Stefan Fimmers و Hannes Grossmann گروه آماده آلبوم بعدی شد و در 2004 آلبوم عرضه شد که انصافا از آلبوم اول خیلی تکنیکی تر بود. جالب اینجاس که نوشتن شعر و نت آهنگ ها در هر دو آلبوم با محمد بوده و فقط 2 آهنگ را بیسیس گروه نوشته. بعد از این آلبوم گروه افت کرد و محمد دچار بیماری سختی شد و در این فرصت روی پایان نامه اش در رشته مهندسی مکانیک کار کرد و سپس در سال 2006 دوباره محمد آماده کار شد ولی گروه ناقص بود در 2007 با آمدن Marco Minnemann درامر افسانه ای به گروه محمد شروع به نوشتن آلبوم 2008 کرد که تا کنون این آلبوم عرضه نشده.
  15. FOAD

    نوازنده های افسانه ای

    سخنان بزرگان متال پس از مرگ دایمبگ (Vinnie Paul (Pantera , Damageplan , Dime's Brother با وجود همه ی بزرگی و هنرش تو نواختن گيتار ٬ Dime رو بيشتر به خاطر شخصيت ٬ گيرايی ٬ عشق و مهمتر از همه٬ قلب بزرگش به ياد ميسپريم و تو زندگيمون هميشه جای خاليش رو حس خواهيم کرد. روحت شاد ... برادر Dime !!! (Philip Anselmo (Pantera , Superjoint Ritual , Down اينا همه در مورد دايمبگه ... خود دايمبگ. درباره ی من يا اون ديوانه ای که زيباترين شخص و يکی از بهترين دوستای من رو از بين برد هم نيست. تمام ناراحتی من فقط به خاطر از دست دادن اونه. حتی نتونستم باهاش خداحافظی کنم ... و اين واقعا" عذابم ميده... واقعا" ناراحتم. ميدونم خانوادش نميخوان که من تو مراسم شرکت کنم. من به اونجا تعلق دارم ولی درک ميکنم. دوسش دارم ... درست مثل يه برادر. به خانوادش و همينطور خانواده ی بقيه ی افرادی که تو اين واقعه کشته شدن تسليت ميگم ... اين موضوع ٬ دنيا رو تغيير داد و اين آخرين حرفيه که تا يه مدت طولانی از من ميشنوين. (Tonny Iommi (Black Sabbath واقعا" از اين خبر شوکّه شدم. Dimebag يه رفيق واقعی و نوازنده ای بزرگ بود. هميشه به من احترام ميذاشت و زمانی که با هم تور داشتيم واقعا" بهمون خوش گذشت. هميشه به يادش خواهيم بود. (Paul Stanley (Kiss خيلی حيرت زده شدم. کشتن Dimebag Darrell اونم به اين طرز٬ واقعا" واسه طرفداراش و مخصوصا" خانوادش يه فاجعه س. از صميم قلب به Vinnie و بقيه ی خانواده و همچنين به خانواده های بقيه ی قربانی ها تسليت ميگم. خطاب به Vinnie: واقعا" متأسفم ٬ من خيلی Dime رو دوست داشتم ٬ واقعا" خيلی متأسفم. خوشحالم که تو حالت خوبه. اگه فکر کردی کاری از دست من بر مياد حتما" خبرم کن. شمارم رو هم که داری ... خوشحال ميشم يه کاری واست بکنم! (Dave Mustaine (Megadeth ميدونم چيزی که ميخوام بگم توسط اشخاص ديگه ای که به Darrell نزديکن گفته شده ٬ در هر صورت اين رو ميگم که واقعا" متأسف شدم وقتی اين خبر رو شنيدم. فقط ميخوام از Darrell به خاطر همه ی کارايی که واسه من و کل جامعه ی متال کرد ٬ تشکر کنم. برای خانوادش و تمام نزديکانش هم دعا ميکنم و از صميم قلب برای تمام دوستدارانش و طرفداران PANTERA و DAMAGEPLAN در سرتاسر دنيا متأسفم. زندگی ٬ نبوغ و شخصيت Dime هيچ وقت نبايد فراموش بشه... تو بهشت ميبينمت Darrell ! (Marty Friedman (Ex-Megadeth من Darrell رو از اون چند ماهی که با هم تور داشتيم ميشناختم. گيتاريست مهشری بود. حتی بهتر از اون حدّی بود که واسه سبکش لازم بود. تو گيتار زدن ظرافت خاصّی به خرج ميداد. خيلی ناراحت شدم از اين خبر. واقعا" چرا واسه ی هر ديوانه ای انقدر راحته که يه تفنگ دستش بگيره؟! ... روحت شاد Darrell ... فراموشت نميکنيم. (Ozzy Osbourne (Ex- Black Sabbath بسيار غمگين شدم از اين موضوع. Dimebag يکی از عزيزترين دوستان من بود. چندين دفعه تا حالا با PANTERA تور داشتم. هيچ وقت اون گيتار امضا شده ای رو که Darrell واسه تولد ۵۰ سالگيم بهم هديه داد از يادم نميبرم. به تمام خانواده ٬ نزديکان و طرفدارانش تسليت ميگم. واقعا" که ناراحت کننده س. (Lars Ulrich (Metallica باور نکردنيه. حتی نميدونم چی بگم. به Vinnie و بقيه ی بستگان و خانواده ی همه ی اشخاصی که تو اين فاجعه ی احمقانه کشته شدن تسليت ميگم. سال ۱۹۸۵ Darrell و برادرش رو در توری که تو Dallas داشتيم ملاقات کردم. بعد از اينکه تور تموم شد ٬ اولين کاری که کرديم اين بود که برگشتيم Dallas تا بازم با Vinnie و Darrell بگرديم. خداييش اونا از باحالترين آدمايی بودن که ديده بودم. اين شروع رفاقتمون بود. رفاقتی سرشار از علاقه ٬ احترام ٬ تفريح ٬ موزيک ٬ عرق ٬ مشروب ٬سردرد ٬. بدن های زخمی ... Darrell آدمی بود خونگرم ٬ رک ٬. شوخ ٬ با استعداد ٬ متواضع ٬ مهمون نواز و ... اون يه پاکی خاصّی داشت ٬ هيچ وقت کسی رو تهديد نميکرد. واقعا" خوش برخورد بود. با احترام و علاقه ی بسيار ٬ ازت تشکر ميکنم که اجازه دادی يه قسمت کوچکی از زندگيت باشم. مطمئنم که الان با بزرگانی مثل Bon Scott ٬ Cliff Burton و Jimi Henderix داری خوش ميگذرونی. (..Brian May (Queen PANTERA فکر ميکنم اولين بندی بود که من و پسرم Jimmy به يه اندازه باهاش حال کرديم. اين Jimmy بود که من رو واسه اولين بار برد کنسرتشون. بند بی نظيری بود و Dimebag هم نوازنده ی بسيار مبتکری بود. يه موسيقیدان عالی. از دست دادنش واقعا" دردناکه. به خانوادش و دوست دارانش تسليت ميگم. روحش شاد.
  16. FOAD

    نوازنده های افسانه ای

    Dimebag Darrell نام اصلیش ، دارل لنس ابوت بود ، ولی اکثرا" او را به نام دایمبگ / دایاموند دارل می شناسند . در سال 1966 به دنیا آمد ، در خانواده ای که پدر (جری ) یک تهیه کننده ی موسیقی بود . او از نوجوانی شروع به آموختن گیتار کرد و در سال1981 ، همراه برادرش ، وینی پاول ، که درامر بود ، پنترا را تاسیس کرد. تا اوایل 2003 ، در پنترا بود و پس از دیسبند شدن پنترا (بر اساس شایعه ای ، دلیل این اتفاق ، وقت نذاشتن فیل انسلمو برای گروه بود ، برخی هم عقیده دارند اعتیاد فیل انسلمو یه هروئین باعث این اتفاق شده) گروه خود ، دمیج پلن را تاسیس کرد ، در سال 2003 و همراه برادرش. سر انجام ، دارل در 8 دسامبر سال 2004 ، وقتی که با دمیج پلن در کلوپ آلروزا ویلا اجرا داشت ، توسط یکی از طرفدارانش به نام ناتان گیل و با شلیک پنج گلوله به قتل رسید . گویا این طرفدار دچار این توهم بوده که پنترا ، اشعار و کار های او را دزدیده است !!! محل تولد : آرلینگتون ، تگزاس ، آمریکا محل مرگ : کلمبوس ، اوهایو ، آمریکا ساز تخصصی : گیتار الکتریک سبک : گروو متال ساز : سیگنچر های خودش ساخت کمپانی دین نوازنده های مورد علاقه : Ace" Frehley در یک مصاحبه گفته : اگر او نبود ، دایمبگ دارلی هم نبود . Tony Iommi دایمبگ در سنین نوجوانی ، با گوش کردن یکی از آلبوم های بلک سبث ، دوچرخه ی جدیدش را با یک گیتار عوض کرد. Joe Satriani Kerry King Randy Rhoads Pete Willis نوشیدنی مورد علاقه : اختراع خودش Black Tooth Grin: This drink is a cocktail that consists of Crown Royal, with just enough Coca-Cola to turn the drink dark brown. The name of the drink comes from a lyric in the Megadeth song "Sweating Bullets". "Some day you too will know my pain, and smile its blacktooth grin" تاریخ تولد : بیستم آگوست 1966 تاریخ مرگ : هشتم دسامبر 2004 (هشت دسامبر ، همزمان با مرگ جان لنون است) محل دفن :Memorial Gardens Cemetery گروه ها : پنترا ، دمیج پلن ، آنثرکس او همچنین به فیلمسازی علاقه داشته . در سال 1989 ، دیو ماستین گیتاریست/خواننده ی مگادث ، او را به بند دعوت می کند ، دایمبگ می گوید فقط اگر وینی با من همراه شود خواهم آمد ، و از آنجا که دیو ، از نیک منزا برای نواختن درامز دعوت کرده بود ، دایمبگ این دعوت را رد می کند . وینی پاول ، فیل انسلمو را مقصر مرگ دایمبگ می داند و از روز مرگ برادرش ، با او حرف نزده و همچنین در روز خاکسپاری ، به فیل اجازه ی ورود داده نشد . او یک خالکوبی از گروه ک*ی*س با امضای گیتاریست این گروه دارد . Pantera Metal Magic (1983) Projects in the Jungle (1984) I Am The Night (1985) Power Metal (1988) Cowboys from Hell (1990) Vulgar Display of Power (1992) Far Beyond Driven (1994) The Great Southern Trendkill (1996) Official Live: 101 Proof (1997) Reinventing the Steel (2000) Dallas Stars: Greatest Hits (2003) Punk-Off The Best of Pantera: Far Beyond the Great Southern Cowboys' Vulgar Hits! (2003) Reinventing Hell: The Best of Pantera (2003) Damageplan New Found Power (2004) King Diamond Voodoo (1998) Nickleback Saturday Night's Alright (For Fighting) (2003) Side of a Bullet (2005) (Dimebag sample) David Allen Coe Rebel Meets Rebel (2004) Songs with Anthrax Stomp 442 (1995) Kingsize and Riding Shotgun Volume 8: The Threat Is Real (1998) Inside Out and Born Again Idiot Inside Out (EP) (1998) Inside Out We've Come for You All (2003) Strap It On and Cadillac Rock Box
  17. FOAD

    تاریخچه بلوز

    راجع به ریشه های موسیقی بلوز اطلاعات صحیح و دقیقی در دست نیست و تاریخ مشخصی از پیدایش این سبک در منابع مربوطه ذکر نشده است . و این امر بیشتر به این دلیل می باشد که بلوز در طی سالیان دراز و با کنار هم قرار گرفتن عناصر مختلف ، رشد و نمو نموده و به شکل امروزی درآمده است . اولین ریشه های معتبر موسیقایی در این زمینه که دارای شباهت های زیادی به سبک بلوز می باشد ، در سال 1901 به وسیله یک باستان شناس در می.سی.سی.پی آمریکا ، ذکر شده است . این موسیقی از آوازهای کارگران سیاه پوست ، که دارای وزن شعری و عناصر تکنیکی موسیقایی خاصی می باشد ، سرچشمه میگیرد . نزدیکترین موسیقی اولیه به سبک بلوز ، Spiritual (آوازهای مذهبی - معنوی) بوده که ریشه در موسیقی مذهبی رایج در گردهمایی های « سیاسی - مذهبی » مرسوم در انقلاب بزرگ اوایل قرن نوزدهم میلادی آمریکا ، داشته است . Spiritual نوعی موسیقی میباشد که ناداشته ها و ناکامی های شنونده را برمی انگیزد و در قالب شعر اشاره ای به تنهایی های بشر دارد . بر این اساس می توان بسیاری از Spiritual ها را پایه ای برای پیدایش این سبک دانست . در کنار Spiritual ها می توان آوازهای کارگری آفریقایی - آمریکایی را که توسط کارگران معادن و اسکله ها که در جهت رفع خستگی های روزانه و ایجاد آرامش درونی زمزمه می شدند را به عنوان ریشه هایی از سبک بلوز قلمداد نمود . بسیاری از پایه های این سبک مانند سیستم Call And Response (سیستمی که در آن آوازها و یک خط ملودی توسط سازهای دیگر همراهی میشود) از موسیقی آفریقایی سرچشمه گرفته است . در ضمن استفاده از سازهایی مانند : «Kora و Melisma» و نیز کاربرد آوازهای تو دماغی و دارای تحریرهای ویژه ، سرچشمه گرفتن این سبک را از موسیقی مسلمانان نواحی غربی و مرکزی آفریقا ، قطعی می سازد . شروع نوازندگی در سبک بلوز تحت تاثیر ساز آفریقایی «Akonting» می باشد که برای نخستین بار در کشور گامبیا ساخته شد و مقدمه ای برای ساخت ساز «Banjo» در آمریکای شمالی گردید . kora_main_300x371.jpgKora akonting_s1.jpgAkonting Banjo.jpgBanjo در گذشته ، زیرساخت های موسیقی بلوز بر پایه جمله های شانزده ، دوازده و هشت میزانی استوار بوده که بیشتر بر روی آکوردهای درجات Tonic , Subdominant و Dominant تاکید داشته و بعدها و با گذشت زمان ساختار پچیده تری پیدا نموده است . این پیشرفت ها را باید ثمره کوشش های بزرگانی همچون : « Robert Johnson , Blindblake , ModdyBules , Duke Ellington , B.B King , Stevie Ray Vaughan » و ... دانست که باعث افزایش هر چه بیشتر جنبه های زیبایی شناسی و احساسی این سبک شده اند .
  18. FOAD

    تاریخ موسیقی جاز

    اکثر مورخین، زادگاه موسیقی جاز را در شهر نیو اورلئان در ایالت لوئیزیانا دانسته اند. با اینحال، این نوع موسیقی کمابیش در تمام نقاط آمریکا ریشه دارد. تاریخ این نوع موسیقی چنان با فرهنگ آمریکا عجین گشت که بسیاری دهه ۱۹۲۰ را عصر جاز ( Jazz age) نامیدند ، و بسیاری این نوع موسیقی را نمادی از فردگرایی و هویت جامعه آمریکایی دانستند. در اواخر دهه ۸۰ قرن نوزدهم، سیاهپوستان آمریکا در کافه ها و سالن های کاباره به نوعی موسیقی ابداعی روی آوردند که رگ تایم ( ragtime) نام گرفت. در شهر نیواورلئان موسیقی جاز تدریجاً از این نوع موسیقی رفته رفته در طول سالیان بعدی شکل گرفت. تدریجا، موسیقی جاز رفته رفته در شهرهای شمالی تر رود میسیسیپی شهرت یافت و شیوع پیدا کرد، تا اینکه در ۱۹۱۵، بکمک فونوگراف، این سبک موسیقی تقریبا در تمام شهرهای آمریکا رایج شده بود. طولی نکشید که مردم سالن ها را برای دیدن نوابغی چون «ساچمو» (لوئیس آرمسترانگ) و دوک الینگتون فوج فوج پر می کردند، و سفیدپوستان با امثال دوک الینگتون در کلوپ های جاز در هارلم و شیکاگو آشنا شدند. اخنراع و رواج رادیو به نوبه خود نیز در رواج این نوع موسیقی در دهه ۱۹۳۰ کمک موثری نمود. برخی هنرمندان حتی آثار و سلیقه های شخصی بر این نوع موسیقی اعمال نمودند. از این دسته می توان به دیزی جیلسپی اشاره کرد که شیپور ترومپت خود را طراحی کرده و از بنیانگزاران سبک بیباپ محسوب می گردد. برخی هنرمندان دیگر همانند هایمی شرتزر آلات موسیقی خارجی همانند ساکسیفون را که در اروپای دهه ۴۰ قرن نوزدهم اختراع شده بود را برای نخستین بار وارد جاز نمودند. در ۱۹۳۶، نخستین گروه موسیقی جاز مختلط سیاهپوستان و سفیدپوستان توسط بنی گودمن تشکیل شد. * * * در دهه ۱۹۶۰ میلادی، دوک الینگتون، بزرگنام موسیقی جاز، قطعه ای به نام و افتخار اصفهان تنظیم نمود که مورد توجه قرار گرفت. در ۱۹۶۵، گروهی به رهبری دکتر لوید میلر و پرستون کیز سبک جدیدی از موسیقی جاز بنام «جاز شرقی» ابداع نمودند که در آن موسیقی سنتی ایران با موسیقی جاز آمیخته گردید. دستاوردهای این گروه اهل یوتا که Oriental Jazz Quartet نام گرفت ، بسیار در ایران مورد توجه قرار گرفت ، و حتی از تلویزیون ملی ایران نیز پخش می شد.
  19. شناسنامه سبک: ریشه های سبکی: راک اند رول – گاراژ راک – سایکدلیک راک ریشه های فرهنگی: اواسط دهه 60 میلادی در کشورهای انگلستان و آمریکا سازهای موسیقی: خواننده – گیتار الکتریک – گیتار باس – درامز و گاهی هم پیانو و کیبورد محبوبیت عمومی: بیشترین محبوبیت در دهه 80 میلادی مشتق ها: پروگرسیو راک و هوی متال معرفی: هارد راک یا هوی راک یکی از شاخه های موسیقی راک است که ریشه در سبک های سبک*های سایکدلیک راکو گاراژ راکاواسط دههٔ۶۰ میلادی دارد. اصوات این*گونهٔ موسیقی به شکلی آشکار از صداهای راکِمعمول سنگین*تر و خشن*تر هستند(نه به اندازهٔ هوی متال). هنرمندان هارد راک برای خلق آثارشان از نوای دیستُرت شدهٔ گیتار الکتریک، گیتار بیس، درامز، پیانوو کیبوردبهره می* برند. مشخصات موسیقیایی هارد راک بدون شک تحت تاثیر موسیقی بلوزقرار داشته *است. در این سبک از گام پنتاتونیکبه وفور استفاده می*شود که در بلوز هم بسیار پرکاربرد است. بر خلاف جریان غالب بر بلوز آکوستیک، هارد راک از سازهای مدرن*تری استفاده می*کند همانند گیتار الکتریک و گیتار باس و درامز. نکته مشخص جدایی هارد راک از بلوز در استفاده از آکوردهاست، بر خلاف بلوز در هارد راک از آکوردهای ماژوری که ریشه در گام مینور دارند استفاده می*شود. گروهها و افراد تأثیر گذار در ابتدای پدید آمدن هارد راک گروه*های چون د هوو د یاردبِردزتاثیر به سزایی در این سبک داشتند. همانطور که گفته *شد بلوز تاثیر بسیاری در موسیقی راکداشت. گروه*های راک آمریکایی و انگلیسی شروع به سنگین تر کردن اصوات و ریف*های گیتار کردند و همچنین صدای درامز حجیم*تر شد و خواننده*ها با صدای بلندتری چون فریاد می*خواندند. از دیگر گروه*های تاثیرگذار در دوره ابتدایی این سبک می*توان لد زپلینو،دیپ پرپلرا نام برد، همچنین در این میان نمی*توان تاثیر نوازندگان و گروه هایی چون جیمی هندریکس، ریچی بلکمور، اریک کلپتن،جف بک وایرو اسمیترا نادیده گرفت. از درامر های معروف این سبک میشه به Keith Moon - John Bonham - Ian Paice و Neil Peart اشاره کرد تاریخچه در دهه 60 میلادی برخی گروه ها مثل Rolling Stones - Yardbirds - Who و... تغییراتی رو در فرم موسیقی راک ن رول ایجاد کردن. این گروه ها با اضافه کردن ریف های سنگین گیتار - وکال خشن و بها دادن بیشتر به درامز زمینه های اولیه پیدایش سبک هارد راک رو بوجود آوردن. در همون سالها جیمی هندریکس نیز نوع خاصی از موسیقی بلوز رو با نام راک اجتماعی که ترکیبی از سبک های بلوز -جاز و راک ن رول بود ارائه داد. همچنین جیمی هندریکس از اولین گیتاریست هایی بود که در کارهای خود از افکت های جدیدمثل دیستورشن - فاز و فیدبک استفاده کرد. اما سبک هارد راک به معنای واقعی در اواخر دهه 60 میلادی توسط گروه های انگلیسی مثل لدزپلین و دیپ پرپل با ارائهنوع خشن تری از سبک بلوز معرفی شد. دو آلبوم اول گروه لدزپلین یعنی Led Zeppelin 1 و2 که در سال 1969 منتشر شد بهترین مثال از آلبوم هایی با مشخصات هارد راکه. در همون سالها نیز گروه دیپ پرپل آلبومهای Book Of Taliesyn و Deep Purple رو ارائه می کنه. با آغاز دهه 70 میلادی سبک هارد راک بتدریج هویت واقعی خود رو پیدا می کنه. در سال 1970 سومین آلبوم لدزپلین (Led Zeppelin 3) منتشر میشه. در همون سال گروه انگلیسی بلک سابات با ارائه آلبوم Paranoid به طور رسمی اولین شاخه از موسیقی هارد راک رو که نسبت به سبک رایج تیره تر و سنگین تر بود با نام هوی متال معرفی کرد. گروه بلک سابات از ریف های دیستورت شده گیتار و اشعار و فضایی تیره در کارهای خود استفاده می کرد. در سال 1972 گروه دیپ پرپل یکی از معروفترین و بزرگترین آلبوم های سبک هارد راک رو با نام Machine Head ارائه میکنه. در این آلبوم ترانه هایی مثل Smoke On The Water و Highway Star به چشم میخورد. ریف ترانه Smoke On The Water به عنوان یکی از زیباترین و تاثیرگذارترین ریف های تاریخ راک شناخته شد. همچنین در ترانه Highway Star یکی از زیباترین گیتار و کیبورد سولوهای تاریخ راک رو مشاهده میکنیم. در سولوی گیتار این آهنگ ریچی بلکمور در 28 ثانیه 256 نت رو پیک میکنه یعنی 9 نت در هر ثانیه!. از نگاه برخی منتقدان موسیقی این ترانه به عنوان اولین آهنگ اسپید متال شناخته شده. در سال 1973 سبک هارد راک وارد دوره جدیدی میشه. گروه هایی مثل Queen و KISS با کم رنگ کردن اثر بلوز در موسیقی هارد راک این سبک رو به طرف هوی متال متمایل کردن. به عنوان مثال گروه Queen موسیقی هارد راک رو با پارامترهای هوی متال و پراگرسیو راک و موسیقی اپرا آمیخت. از دیگر گروه های معروف هارد راک در دهه 70 میتوان به گروه Rainbow که توسط گیتاریست گروه دیپ پرپل تشکیل شده بود اشاره کرد. این گروه توانست با تکیه بر تکنیک فوق العاده ریچی بلکمور تاثیرات زیادی رو در سبک های هارد راک و power metal بذاره. این موضوع رو میشه در آلبوم سال 1976 این گروه یعنی Rising که در اون رونی جیمز دیو (خواننده) و Cozy Powell (درامر) حضور داشتن دید. در سال 1978 گروه ون هلن اولین آلبوم خود رو با نام Van Halen منتشر کرد. ادی ون هلن در آهنگ Eruption یکی از سنگین ترین قطعات گیتار رو خلق میکنه. بد نیست بدونید که ون هلن در این آهنگ در 40 ثانیه چیزی حدود 500 نت رو با تپینگ اجرا میکنه که فقط "می" آخر رو پیک میکنه! در سال 1979 نیز گروه استرالیایی AC/DC اولین آلبوم بین المللی خود رو با نام Highway to Hell منتشر میکنه. در سال 1980 گروه لدزپلین به دلیل مرگ John Bonham (درامر) به کار خود پایان میده. در همون سال خواننده گروه AC/DC هم به خاطر مسمومیت ناشی از مصرف مشروبات الکلی فوت میکنه. ولی گروه AC/DC بر خلاف لدزپلین به کار خود ادامه میده و آلبوم Back in Black رو منتشر میکنه. این آلبوم توانست روی بسیاری از گروه های راک دهه 80 تاثیر بذاره. در همین سالها نیز گروه جدیدی با نام Def Leppard تشکیل شد. آلبوم سال 1983 این گروه یعنی Pyromania توانست شماره 2 چارت آمریکا بشه. از دیگر آلبوم های موفق این گروه میتوان به Hysteria در سال 1987 که شماره 1 رو به خود اختصاص داد اشاره کرد. اما مهمترین نکته در دهه 80 میلادی ظهور "سولو آرتیست" هایی مثل استیو وای و ساتریانی هستش. استیو وای در سال 1984 آلبوم Flex-Able رو منتشر میکنه . او در این آلبوم با حذف کردن وکال - ذوق و استعداد و تکنیک نوازندگی خود رو نشون میده. استیو وای در کارهای خود خیلی از فرانک زاپا تاثیر می گرفت. در سال 1986 نیز ساتریانی معلم و بهترین دوست استیو وای آلبوم نخست خود رو با نام Not of This Earth ارائه میکنه. موفقیت واقعی برای او یک سال بعد با آلبوم Surfing with the Alien بدست اومد. دهه 90 میلادی با یک حادثه بزرگ برای هارد راک شروع شد و اون مرگ فردی مرکوری خواننده گروه Queen در اثر بیماری ایدز بود. نکته قابل توجه دیگه در دهه 90 اینه که گروه ترش متال متالیکا در سالهای 1996 و 1997 دو آلبوم هارد راک رو با نام های Load و Reload منتشر کردن. اسکورپیین(The Scorpions) گروه هارد راک آلمانی است که با فروش بیش از ۲۵۰ ملیون آلبوم جایگاه خودش را به عنوان یکی از موفق *ترین گروه*های راک قاره اروپا ثبت کرده *است. این گروه از پرفروشترین گروههای راک و همچنین موسیقی به شمار میرود. رودلف شنکر (آواز و گیتار الکتریک) این گروه را با حضور کارل - هینز فولمر (گیتار لید)، لوتار هیمبرگ (گیتار بیس) و ولفگنگ دزیونی (درام) در سال ۱۹۶۹ در هانوور تشکیل داد. سپس در سال ۱۹۹۱ برادر کوچک شنکر به نام میخایل (گیتار لید) و دوست صمصیمی*اش کلوز مین (آواز) به گروه پیوستند. در سال ۱۹۷۲ گروه موفق شد اولین آلبومشان را به نام «Lonesome Crow» ضبط کند. هرچند اسکورپیینز در دهه ۷۰ میلادی نیز شناخته شده بود (مخصوصاً در ژاپن)، اما بیش از هر چیز با ترانه*های «Rock You Like a Hurricane» در سال ۱۹۸۴ و «Wind of Change» در سال ۱۹۹۰ به شهرت رسید. گروههایی که در این سبک فعالیت داشته اند: ***برخی گروههای زیر در سبک هارد راک بطور کامل و برخی فقط در بعضی از آلبومهایشان در این سبک فعالیت داشته اند*** آدیو اسلیو آلل آلیس کوپر اروسمیث استون تمپل پایلتس اسلشز اسنیک پیت ای*سی/دی*سی اسکورپیین بون جووی تری دورز داون تویستد سیستر ثین لیزی جترو تال د هو د کالت داکن دف لپارد دیستربد دیپ پرپل راش رینبو زی*زی تاپ سیندرلا لد زپلین لردی ماتلی کرو موتورهد ون هیلن پادل آو ماد پاپا روچ پرل جم پویزن کویینز آو د استون ایج کیس کینگ* دام کام گانز ان رزز وروپ یوریا هیپ یوفو منبع: همه چیز درمورد هارد راک
  20. FOAD

    تاریخچه.ی جامع Rock 'n' Roll

    نگاهی بر Rock and Roll راک اند رول (Rock and Roll یا Rock 'n' Roll یا Rock & Roll) سبکی محبوب از موسیقی است که در اواخر دهه.ی 1940 و اوایل دهه.ی 1950 میلادی از ایالات متّحده.ی امریکا سرچشمه گرفت و در همانجا رشد و توسعه یافت، این سبک در واقع از پایه ترکیبی از موسیقی Blues، Country، Jazz و Gospel به شمار می.رود. المان.های راک اند رول در کارهای سبک کانتری دهه.ی 1930 و یا حتّی آثار بلوز دوران 1920 میلادی قابل درک است، در حالیکه راک اند رول تا دهه.ی 1950 عنوانی به خود نگرفته بود. از شکل.های اولیّه.ی Rock & Roll می.توان به Rockabilly اشاره کرد، که در حقیقت آمیزش کانتری و جَز بود و عناصری از موسیقی محلّی Appalachian Folk Music و Gospel را نیز در بر داشت. عبارت "Rock and Roll" در حال حاضر حدّاقل دارای دو معنی گوناگون است که هردوی آنها در جوامع رواج دارد. از یک سو دیکشنری American Heritage و Merriam-Webster که هردو از منابع قابل اعتماد می.باشند Rock and Roll را مترادف و متشابه با موسیقی Rock معرّفی می.کنند. از سوی دیگر اطلس Encyclopaedia Britannica این عنوان را به عنوانی سبکی از موسیقی معرّفی می.کند که در اواسط دهه.ی 1950 متولّد شد و بعد از آن "به سبکی جهانی.تر و جامع.تر رشد یافت که اکنون با نام موسیقی Rock شناخته می.شود." با وجود این تفاوت در این مقاله به آخرین تعریف این سبک اتّکا می.کنیم و راک را سبکی متمایز از راک اند رول به شمار می.آوریم. در راک اند رول اواخر دهه.ی 1940 و اوایل دهه.ی 1950، معمولاً ساز اصلی و ارشد پیانو یا ...یفون بود؛ این در حالیست که در اواسط تا اواخر دهه.ی 1950 رهبری آلات موسیقی این سبک را گیتار بر عهده گرفت و راک اند رول گیتاریزه شد. در این نوع از موسیقی بیت (Beat)، عموماً یک ریتم Blues است که بر یک Backbeat تکیه دارد، که در این اواخر معمولاً به.وسیله.ی یک اسنیر درام (Snare Drum) اجرا می.شود. راک اند رول کلاسیک اصولاً با دو گیتار ایلکتریک (یکی لید یا هادی و دیگری ریتم)، یک String Bass یا گیتار بیس الکتریک و درام (و متعلّقاتش) نواخته می شود. راک اند رول در دهه.ی 1960 موفّق به کسب شهرت و محبوبیّتی عظیم شد. محبوبیّت توده.ای و تصویر جهانی راک اند رول موجب تأثیرات گسترده و همه.جانبه.ی اجتماعی و فرهنگی آن بر جوامع گردید. بابی جیل.اسپای (Bobby Gillespie) می.گوید: " وقتی که چاک بری (Chuck Berry) می.خواند 'Hail, hail, rock and roll, deliver me from the days of old'، دقیقاً عملی است که موسیقی آن زمان انجام می.داد"؛ می.بارید، می.بارید و امثال چاک را از روز.های قدیم به حالا می.رساند. چاک بری، آغازگر فرار از زندان ذهنی است؛ یعنی Rock 'n' Roll. فراسوی مرز.های یک سبک موسیقی -آنگونه که در سینما و تلویزیون مشهود است- راک اند رول زندگی. بشر، ظواهر، نگرش.ها، برخورد.ها و زبان را تحت تأثیر خود قرار داده است. راک اند رول به جایی رسید که زیر-سبک.های جور واجوری از آن تأثیر گرفته و تشکیل شدند که بعضی دیگر آن بیت.زیرین (Backbeat) ابتدایی را ندارند که امروزه با سبک موسیقی Rock شناخته می.شوند. [رولینگ استونز، از پرکارترین گروه.های تاریخ راک اند رول] خاسـتگاه Rock 'n' Roll مفسّران موسیقی در مورد ریشه.ی مكاني راک اند رول بحث.های جدّی و متعدّدی داشته اند. در همین رابطه نوعي توافق عمومی برقرار است بدين گونه که راک اند رول از قسمت های جنوبی آمریکا بوجود آمده است. هرچند سنّت.های موسیقیایی مختلف از محدوده.ی اقیانوس اطلس، آفریقا و کوچ نشینان اروپایی به آمریکای جنوبی در جریان راک اند رول بی.تأثیر نبوده است. مهاجرت عدّه.ی زیادی از برده.های آزاد شده و اولاد آنها به نقاط شهری مثل Memphis ،New York City ،Detroit ،Chicago ،Cleveland و Buffalo به این معنی بود که سیاهان و سفیدپوستان بیشتر از هر زمانی زندگی در کنار هم را تجربه می.کردند و در نتیجه موسیقی.های خاص یکدیگر را گوش می.دادند و شروع به تقلید از مدهای یکدیگر کردند. ایستگاه.های رادیویی نیز هر دو نوع موسیقی سفید و سیاه پوست.ها را رواج دادند و همچنین گسترش و پیشرفت گرامافون.ها و سبک.هایی مانند جز و سوینگ که از ساخته.های هر دو نژاد سفید و سیاه پوست بود، به این تصادم فرهنگی کمک کرد. ریشه.های اولیّه.ی راک اند رول در این -به اصطلاح "موسیقی نژادی"- آرمیده که در سال های 1940 و 1950 مورد پسند بوده و از سبک هایی چون جز، بلوز، کانتری، فُلک و گاسپل (موسیقی مسیحیان) تأثیر فراوان گرفته است. نظرات مفسّرها در این موارد متفاوت است: کدام یک از این سبک.ها مهم.تر بوده، همچنین تا چه اندازه موسیقی جدید ترکیب تازه.ای از ریتم.های آفریقایی آمریکایی و سبک بلوز برای بازار سفید پوستان بوده است و اینکه یک جور نوآوری در هر دو حالت سفید پوست و سیاه.پوست صورت گرفته. در سال 1930 موزیک جز، سوینگ و گروه.های رقص اولیّه. و بلوز که از کانتری سوینگ الهام گرفت بودند، جزء نخستین موزیک.هایی بودند که آفریقایی-آمریکایی.ها از خودشان بطور رسمی. به مخاطبان سفید پوست ارائه دادند. 1940 زمانی. بود که استفاده از ساز.هایی. مانند ساکسیفون، شعرهاي قوی و بیت.های بوگی ووگی (که در جز بسیار کاربرد داشت) استفاده شد. در طول و بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم، با کمبود سوخت و محدودیت.های. مخاطبان و کمبود پرسنل قابل دسترس، گروه.های بزرگ جز ديگر از نظر اقتصادي توانايي ادامه دادن را نداشتند و تصمیم گرفته شد تا جایگزین گروه.های کوچکتر جز شوند که از گیتار، بيس و درام استفاده می کردند. در همین دوره در سواحل غربی و قسمت.های غربی آمریکا سبک "جامپ بلوز" رونق گرفت. این سبک به نوعی زیر شاخه.ی سبک بلوز می.باشد و اگر بخواهیم تعریف دقیقی. راجع به این سبک ارائه بدهیم آن را نوعي از سبک بلوز با تمپوي بالا میدانیم. ویژگی منحصر به.فرد این سبک ریف.های گیتار و بیت.های مشخص همراه با شعرهای قوی است که در راک اند رول و شکل گیری آن تأثیر بسزايی داشته. در فیلم مستند "Hail! Hail! Rock 'n' Roll"، بروس سپرینگستین توضیحي متقاعد کننده راجع به "Chuck Berry" می.دهد. او توانست گروه راک اند رولش را ارتقاء دهد بدین گونه که دو نُت معروف پیانو لیدِ جامپ بلوز را به الکتریک گیتار تبدیل کرد و چیزی را به وجود آورد که در حال حاضر به عنوان راک گیتار شناخته می شود. به همین ترتیب سبک.های دیگری مانند کانتری بوگی و الکتریک بلوزِ شیکاگو هم به المان.های اضافه شده بر راک اند رول پیوستند. مرسوم شدن راک اند رول، مقرون با تغییرات اساسی. و مهمی بود که در زمینه.ی تکنولوژی شکل گرفت، از جمله.ی این تغییرات می.توان به توسعه و پیشرفت.هایی در مورد الکتریک گیتار، میکروفن، آمپیلی.فایر و گرمافون اشاره کرد. علاوه بر این تغییراتی در زمینه.ی صنعت ضبط اتفاق افتاد و شرکتهای مستقلی مانند Atlantic ،Sun و Chess با جذب مخاطبان و ایستگاه.های رادیویی پیشرفت.های قابل توجّهی. داشتند. نوجوانان و جوانان در آن هنگام به این موضوع پی. بردند که علاقه.ی فراوانی. به موسیقی در حال تکاملی به اسم راک اند رول دارند و آن موسيقي در حال تبدیل به سبک مستقلی بود. [چاک بری، پیشگامی در این سبک] عبارت "راک اند رول" در اصل به نوعی از حرکت کشتی روی اقیانوس بر میگردد ولی. در اوایل قرن بیستم به معنی اشتیاق شدید روحانی در مراسم کلیسای سیاه و همچنین به عنوان تناسب جنسی. استفاده می..شد. شرکت.های ضبط گوناگونی که سبک هایی مانند گاسپل، سوینگ و بلوز را رکورد میکردند این عبارت را به طور متناوب قبل از اینکه به وسیله.ی عموم استفاده شود، به کار می.بردند. در اواسط تا اواخر 1940 در مورد ضبط و بازبینی چیزی که به نام وزن و بلوز شناخته شده است، هدف موزیک به مخاطبان سیاه پوست بود. سال 1951، در شهرهایی مثل کلولند و اُهایو شخصی. به اسم دی.جی الن فرید (DJ Alan Freed) شروع به نواختن این نوع موسیقی کرد و در عین حال او بود که لفظ راک اند رول را برای تشریح این سبک موسیقی عمومیّت داد. به این خاطر که پیشرفت راک اند رول یک روند تدریجی. داشت نمی.توان به طور قطع اولین رکورد آن را تعیین کرد. یکی. از مدعیان این مبدأ ترک "Rocket 88" از جکی برنستن (Jackie Brenston) مي.باشد و دیگری Delta Cats که توسط سم فیلیپس (Sam Phillips) در سال 1951 ضبط شده است. در مورد تأثیر بسزای فرهنگی. در سراسر آمریکا و سایر نقاط، اثر Bill Haley با نام "Rock Around the Clock" که در آوریل 1954 ارائه شد (ولی. تا سال بعد نتوانست شهرتی پیدا کند) را به شکل عمومی. به عنوان اثری بارز و مهم. در شکل.گیری سبک راک اند رول می.دانند امّا قبل از آن اثرهای زیادی از دهه.های گذشته وجود داشت که در آن عناصری از موسیقی راک اند رول به وضوح محسوس بود. [بیل هیلی، در حال اجرای کنسرت] آغاز Rock & Roll راکبیلی (Rockabilly) عنوان "Rockabilly" اصطلاحی است که معمولاً (نه انحصاراً به نوعی از موسیقی راک ان رول اشاره می کند که در میانه.های دهه.ی 1950 توسط خواننده.های سفید پوستی نظیر الویس پرسلی، کارل پرکینز و جری لی لوییس اجرا می شد. شاخصه.ی موسیقی این هنرمندان استفاده از ریشه های موسیقی کانتری (Country) در آواز ها و ترانه.های خود بود. بسیاری از خوانندگان راک ان رول محبوب آن زمان نظیر فتس دومینو و لیتل ریچارد که از موسیقی R&B سیاه پوستان برآمده بودند و موسیقیشان بسیاری از سفید پوستان را نیز جذب می کرد، معمولا در حیطه.ی "Rockabilly" دسته بندی نمی شدند. در جولای سال 1954 الویس پرسلی Hit منطقه.ای (Regional Hit) خودش را با عنوان Thats All Right Mama در استودیوی سم فیلیپس (Sun Studio) در ممفیس ضبط کرد. سه ماه پس از آن، در 12 آوریل 1954 ،Bill Holey & His Comets ترانه.ی "Rock Around the Clock" را ضبط کرد. انتشار این Hit کوچک که یک سال پس از آن هم از آن در سکانس آغازین فیلم Blackboard Jungle استفاده شد، موجب رونق گرفتن موسیقی راک ان رول و پیشبرد آن به سوی جلو شد. این ترانه به سرعت به یکی از محبوب.ترین و بزرگترین Hit ها در سراسر جهان بدل شد. بطوریکه نوجوانان را برای دیدن اجرای زنده ی آن توسط Bill Haley & His Comets دیوانه می.کرد! شورش.هایی نیز در برخی شهرها برای تماشای این اجرای زنده برپا شد. "Rock Around the Clock" نه تنها برای Bill Haley & His Comets موفقیتی بزرگ محسوب می شد بلکه بیشتر از آن امتیاز ویژه.ای برای موسیقی راک ان رول و گسترش آن به حساب می.آمد. گرچه همه چیز بعنوان زمینه.ی موسیقی راک ان رول از قبل آماده بود، اما ترانه.ی Rock Around the Clock این موسیقی را به مخاطبان جهانی معرفی کرد. در سال 1956 ظهور Rockabilly با موفقیت ترانه.هایی چون Folsom Prison Blues از Johny Cash و Blue Suede Shoes از پرکینز و Heartbreak Hotel از پرسلی، پررنگ.تر شد. بطوریکه Rockabilly برای مدت چند سال به موفق ترین فرم تجاری راک ان رول تبدیل شد. بعد.ها فعالیت.های Rockabilly، علی.الخصوص اجراهای زنده.ی ترانه سرایانی مانند Buddy Holly، تأثیر عمده.ای در تهاجم هنری (موسیقایی) بریتانیا و بعد.ها در ترانه.سرایی.های گروه.های بزرگی همانند Beatles و از طریق آنها در ماهیّت آینده.ی موسیقی راک ان رول گذاشت. [کاور قطعه.ی پرهیاهوی Rock around the Clock] دوو واپ (Doo Wop) دوو واپ، از محبوب.ترین سبک.های راک اند رول دهه.ی 1950 میلادی بود، این نوع از راک اند رول بر وجود هارمونی چند.گانه.ی خواننده.ها و اشعار زمینه.ی بی.معنی (دلیل اصلی نا.م.گذاری این سبک) تاکید داشت و معمولاً نوازش.های آرام همراهیش می.کرد. پایه.های تشکیلش گروه.های دارای وکال امریکایی-افریقایی دهه.های 1930 و 1940 بود مانند Ink Spots و Mills Brothers که مشمول موفقیّت.های رسانه.ای شدند. در پی این.ها گروه.های آوازی R&B مثل The Orioles ،The Ravens و The Clovers پدیدار شدند که عنصر قدرتمند موسیقی گاسپل (Gospel) و شور و اشتیاق و انرژی جامپ بلوز (Jump Blues) را به این سبک تزریق نمودند. در سال 1954 که Rock and Roll در گرگ و میش طلوعش بود، گروه.های R&B همچون The Crows ،The Penguins ،The El Dorados و The Turbans همگی با آهنگ.های بزرگ شروع به کسب موفقیّت.های پیاپی و هنگفت کردند. علی.رغم سر و صدایی که دوو واپ در دهه.ی 1950 ایجاد کرد، تعداد کثیری از گروه.های این سبک در کسب موفقیّت ناکام می.ماندن و یا تک و توک قطعات قابل توجّه در کارنامه.ی خود داشتند. البتّه استثناهایی هم بودند که می.توان به The Platters، با آهنگ "The Great Pretender" و The Coasters با قطعات فکاهی مثل "Yakety Yak"، که هر دو از زمره.ی موفّق.ترین گروه.های راک اند رول آن دوره بوده.اند. با نزدیک شدن به پایان دهه سلطه.ی وکال.های سفید، مخصوصاً امریکایی-ایتالیایی بر دوو واپ روند افزایشی پیدا کرد و به تبع آن گروه.های تمام.سفید.پوست از جمله The Mystics و Dion and the Belmonts و گروه.های مبارز با نژاد پرستی مانند The Dell Vikings و The Impalas وارد دنیای راک اند رول گردیدند. دوو واپ را می.توان از مهم.ترین تأثیر گذاران بر سبک.های Surf و Soul و برنامه.ی Merseybeat و همچنین گروه The Beatles دانست. [The Coasters، طنّازان R&R] نسخه.های کاور (Cover Versions) بسیاری از ترانه.های قدیمی راک اند رول سفید پوستان در واقع بازخوانی آهنگ.های قدیمیتر بلوز یا ریتم اند بلوز سیاه.پوستان بود. موسیقی R&B (یا همان ریتم اند بلوز) در اواخر دهه.ی 40 و اوایل دهه.ی 50 میلادی ضرب سنگین.تری گرفت و به شیوه.ای به اصطلاح وحشیانه.تر اجرا میشد. هنرمندانی مثل Fats Domino و Johnny Otis سرعت ضرب آهنگ را بالا بردند و ضرب زیرین. را افزایش دادند و این کار آن.ها باعث شد که به همراه این موسیقی انجام رقص.های سیرکی و کاباره.ای در مکان.هایی معروف به Juke Joint محبوبیت بسیاز زیادی در بین مردم پیدا کند. قبل از این پخش موسیقی سیاه.پوستان در بسیاری از رادیو های سفید پوستان ممنوع بود امّا هنرمندان و تهیّه.کنندگان موسیقی به سرعت پی بردند که موسیقی راک اند رول از پتانسیل بسیار بالایی بر خوردار است. اکثر کارهای ابتدایی الویس پریسلی کاور کارهای دیگران بود که می.توان به قطعات That's All Right ،Blue Moon of Kentucky ،Baby Let's Play House ،Lawdy Miss Clawdy و Hound Dog اشاره نمود. [رقص در یک Juke Joint] کاور کردن در صنعت موسیقی آن زمان بسیار مرسوم بود و انجام این کار با مجوز رسمی قانون کپی رایت ایالات متحده بسیار ساده شده بود. یکی از اوّلین و موفّق.ترین این کارها کاور آهنگ بلوز Good Rocking Tonight از Roy Brown به.دست Wynonie Harris در سال 1947 بود و آهنگ Oh Babe از Louis Prima در سال 1950 و همچنین کاور قطعه.ی Birmingham Bounce از Amos Milburn توسّط Hardrock Gunter در سال 1949 از اولین کاور های موسیقی راک اند رول به شمار میرفت. روند کاور کردن آهنگ های ریتم اند بلوز سیاه.پوستان در موسیقی مردم.پسند سفید پوستان رو به افزایش بود. آوای آشنا.ی این کاور.ها بیشتر به مذاق سفید پوستان خوش می.آمد و در اینجا ممکن بود که عامل تعصّب نیز وجود داشته باشد و عدّه.ای از روی غرور و تعصّب این نسخه.های کاور از موسیقی سیاه.پوستان را نپذیرند امّا شرکت.های ضبط موسیقی می.دانستند که بازار موسیقی سفید پوستان محبوبیّت بیشتری دارد و سود آورتر است. برای مثال Pat Boone به طور کاملاً اصولی یکی از آهنگ.های Little Richard را کاور کرد و علاوه بر این که این نسخه بسیار محبوب شد نسخه.ی اصلی آن هم هنوز پر طرفدار بود و در ایستگاه های رادیویی پخش می.شد. لازم به ذکر است که نسخه.های کاور تقلیدی کورکورانه از کار اصلی نبودند به طور مثال Bill Haley یکی از ترانه های Big Joe Turner را با نام Shake, Rattle and Roll کاور کرد که در آن، متن ترانه را که داستانی طنز آمیز و عاشقانه بود به ترانه.ای شاد و پر انرژی در مورد رقص نوجوانان تغییر داد. به همین صورت Georgia Gibbs ترانه.ی Roll With Me, Henry از Etta James را که با آوایی طعنه.آلود می.خواند با نام Dance With Me, Henry کاور کرد و در آن با آوایی صاف و با صلابت.تر می.خواند و این برای طرفداران اتا جیمز کمی ناآشنا بود چون اتا جیمز آن ترانه را در پاسخ به آهنگ Work With Me, Annie از Hank Ballard خوانده بود. همچنین نسخه.های کاور راک اند رول الویس نیز با نسخه.های اصلیشان متفاوت بودند مانند آهنگ Hound Dog که با نسخه.ی بلوز آن که توسّط Big Mama Thornton ضبط شده بود بسیار متفاوت بود. [الویس پرسلی، شاید بتوان او را بعنوان یک مدل لباس خوش.تیپ هم به حساب آورد!] رکـود این سبــک مفسران متوجه رکودی در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 شده اند. از سال 1959، با مرگ Buddy Holly (خواننده و شاعر)، The Big Bopper شاعر و خواننده) و Ritchie Valens ( شاعر، خواننده و نوازنده گیتار)، که هر سه از بنیان گذاران راک اند رول بوده اند، در یک سانحه ی هوایی، پیوستن الویس به ارتش، جدا شدن Little Richard (شاعر، خواننده و موسیقیدان) از دنیای موسیقی و تبدیل شدن او به یک واعظ، تحت تعقیب قرار گرفتن Jerry Lee Lewis (شاعر، خواننده و نوازنده پیانو) و Chuck Berry (گیتاریست، خواننده و شاعر)، رسوایی هایی که از رشوه.های گرفته شده به بار آمده بود (که اکثر اشخاص، شامل Alan Freed در رشوه.خواری و فساد و انحراف در ترویج کارها و آهنگ.های انفرادی، را گرفتار کرد)؛ همه و همه خبر از آن میداد که دوران اصلی این سبک به پایان رسیده است. مرحله.ای نیز وجود دارد که به عنوان "زنانه شدن" راک اند رول از آن یاد می شود، در این مرحله در صدر جداول، تصنیف.های عاشقانه داشتند قرار میگرفتند و غالب شنوندگان خانم.ها بودند. در این دوره همچنین ترقی گروه های دخترانه همچون The Shirelles و The Crystals دیده می شد. از جمله پیشرفت های مهم و ساخت.های جدید راک اند رول در این مدّت می.توان رکورد.های چندگانه (Multitrack Recording) که توسط Les Paul (مخترع، شاعر، گیتاریست) ایجاد شد، تدبیر الکترونیکی صدا توسط مبتکرانی چون Joe Meek (شاعر و تهیّه.کننده.ی رکورد) تولیدات دیوار صدا (Wall of Sound productions) به دست Phil Spector (شاعر و تهیّه.کننده.ی رکورد)، از بین رفتن تدریجی تبعیض در جدول ها، پیشرفت سبک های Surf Music و Garage Rock و شور رقص Twist، را خاطر نشان کرد. [همشیره.هایی که گروهی تمام لیدی تشکیل داده بودند] راک انـد رول بریتـانیایـی در سال.های دهه.ی 1950 بریتانیا بهترین مکان برای راک اند رول آمریکایی محسوب می.شد؛ زیرا که این دو کشور زبان مشترک و به دلیل وجود مقرّ نظامیان ساکن در این کشور از لحاظ اجتماعی تحت تأثیر فرهنگ آمریکا قرار گرفت که فرهنگ جوانان را در بریتانیا -که به آن "Teddy Boys" می.گفتند- به وجود آورد. "Trad Jazz" در آن زمان بسیار مشهور شد و بسیاری از موسیقی دانان تحت تأثیر سبک.های آمریکایی مانند بوگی ووگی و بلوز شدند. گروه Skiffle که توسط لونی دانگان رهبری میشد از نسخه.های ناشیانه.ی موسیقی قومی آمریکایی استفاده می.کرد و بسیاری از نسل متعاقب را به موسیقی راک اند رول، R&B و بیت تشویق میکرد تا شروع به کار کنند. در همان زمان شنوندگان بریتانیایی شروع به تسخیر راک اند رول آمریکایی در فیلمهایی مانند "Blackboard Jungle" و "Rock Around the Clock" کردند. هر دو فیلم شامل آهنگ پر فروش گروه "Bill Haley and His Comet" Rock Around the Clock بود که اولین بار در اوایل سال 1955 وارد جدول.های بریتانیا شد، چهار ماه قبل از اینکه وارد جدول US Pop Chart شود به بالاترین رتبه در جدول های بریتانیا در همان سال رسید و یک سال بعد 1956 باعث شناساندن راک اند رول با تخلف نوجوانی شد. افراد نامدار در سبک راک اند رول آمریکایی مانند الویس پرسلی، لیتل ریچارد و بادی هالی بعد از آن رکن اصلی در جدول.های بریتانیا شدند. [بادی هالی و عینکش!] اولین عکس العمل صنعت موسیقی بریتانیا ارائه دادن نمونه هایی از رکورد های آمریکایی بود که در جلسات موسیقیدانان ضبط میشد که گاهی اوقات معبود نوجوانان در صف.های جلو میشد. گروهای بیشتری در بریتانیا شروع به نمایان شدن کردند. گروهایی مانند Wee Willie Haris و Tommy Steel. در این دوره راک اند رول آمریکایی همچنان حکم.فرما بود هرچند که بریتانیا در سال 1958 اولین آهنگ و ستاره معتبر راک اند رول خودش را ارائه داد هنگامی که کلیف ریچارد در جدول با آهنگ Move It دوم شد. در همان موقع برنامه.های تلویزیونی مانند Six-Five Special و Oh Boy مقام راک اند رول بریتانیا را ارتقا بخشیدند مانند Marty Wilde و Adam Faith. کلیف ریچارد و گروهی که داشت (The Shadow) یکی از موفق ترین گروه.های این سبک بودند که دوره.ی راک اند رول را پایه.گذاری کردند. از پیشتازان این سبک میتوان از Billy Fury، Joe Brown و Johnny Kidd & The Pirates نام برد، کسی که آهنگش در دهه ی 60 Shakin' All Over موسیقی استاندارد راک اند رول شد. [The Beatles] در همان زمان طرفداران راک اند رول در آمریکا در اواخر دهه.ی 50 و اوایل دهه.ی 60 کمتر شده بودند، که گروه.های عمده.ی انگلیسی بر آنها چیره شده بودند مخصوصاً در شهرهای بزرگی چون لیورپول، منچستر، بیرمنگام و لندن. در همان زمان بلوز انگلیسی به طور چشمگیری رشد کرد، در ابتدا بلوز بوسیله.ی کسانی هدایت می.شد که پیروان اصیل بلوز بودند مثل Alexis Korner و Cyril Davies کسانی که به طرز چشمگیری از موزیسین.های آمریکایی الهام میگرفتند مانند Robert Johnson، Muddy Waters و Howlin' Wolf. گروه.های بیشماری به ضرب موسیقی راک اند رول به همراه ریتم و بلوز از اسکیفل (سبک موسیقی بریتانیایی) روی آوردند. مانند Quarrymen که بعدها Beatles شد که یک مدل از احیای راک اند رول برای خود و گروه های دیگر در سال 1963 ارائه داد که در سال 1964 در آمریکا به آن تهاجم بریتانیایی گفتند. گروهای مقلّد The Beatles که شامل بیت می.شد Freddie and the Dreamers، Wayne Fontana Mindbenders و Dave Clark Five بودند و گروههایی که بیشتر تحت تأثیر موسیقی بلوز بودند که The Animals، The Kinks، The Rolling Stones، The Who و The Yard Birds را می.توان نام برد. همانطور که موسیقی بلوز به صورت قابل ملاحظه.ای مهم تلقی شد بعدها بلوز-راک را پدید آورد و گروه.هایی که در این سبک نام آور بودند مثل The Moody Blues، Small Faces، The Move، Traffic و Cream به موسیقی راک ارتقا پیدا کرده و رفته رفته سبک راک اند رول کمرنگ.تر شد. [The Quarrymen، اجرا در خیابان Rosebery واقع در لیورپول به تاریخ 22 ژوئن سال 1957 میلادی] تأثیـرات فرهنـــگی راک اند رول گذشته از یک سبک موسیقی بر زندگی. بشر، ظواهر، نگرش.ها، برخورد.ها و زبان تأثیر گذاشته است. حتّی می.توان Rock & Roll را یکی از عوامل تغییر روش حقوق شهر نشینی دانست؛ زیرا هم امریکایی.های دو رگه یا به اصطلاح افریقایی-امریکایی.ها و هم سفید پوستان امریکایی به موسیقی علاقمند بودند. علاوه بر این موجب طلوع و صعود ژانر.های دیگری همچون Psychedelic Rock ،Progressive Rock ،Glam Rock ،Alternative Rock ،Punk و Heavy Metal گردید. راک ان رول سبکی بود که شروع به از میان بردن محدودیت.ها و مرزها کرد و به موضوعاتی پرداخت که در پیشینه.ی موسیقی بی.سابقه بود، موضوعات و مشکلاتی که مردم آنها را با گوشت و پوستشان لمس می.کردند ولی قادر به بیان کردنشان نبودند؛ این بود که مورد توجه خصوصاً قشر جوان جوامع قرار گرفت. فرهنگ نوجوانان در میان نسل.ها متولدین دهه.های 60 و 70 که فراوانی نسبی و وقت آزاد بیشتری داشتند و این سبک موسیقی را به عنوان بخشی از زیر فرهنگی متمایز اتخاذ کرده بودند، راک اند رول غالباً با ظهور فرهنگ نوجوانان به آنها معرفی میشود. این موضوع نه تنها شامل موسیقی، جذب از طریق رادیو و خرید رکورد، دستگاه پخش آهنگ و برنامه های تلویزیونی همچون American Bandstand می.شود، بلکه فیلم ها، لباس.ها، مو، ماشین.ها و موتورها و گویش و زبانی مشخص را نیز در بر میگیرد. تضاد بین فرهنگ والدین و جوانان با راک اند رول نشان داده می.شد و برای نسل.های پیرتر که درباره.ی سرکشی.های اجتماعی و بزهکاری کم سنّ و سالان نگران بودند، منبعی برای تولید نگرانی.هایشان به شمار می.رفت. در امریکا، این نگرانی در محصولات فرهنگی جوانان، مانند کتاب.های کامیک (Comic Books) هم ملموس بود. در کامیک شش صفحه.ای "There's No Love in Rock and Roll" برگرفته از کتاب True Life Romance، نوجوانی جسور وارد عشق با جوانی راک اند رولی و به قول معروف خفن و توپ (!) می.شود ولی بخاطر تسکین خاطر والدینش وی را رها کرده و تن به ازدواج با مردی می.دهد که اهل موسیقی سنّتی گذشته.ها بوده است. راک اند رول گویی مبدّلی شده بود که موسیقی اصیل محبوب را به مغازه.ای مخصوص نوجوانان تبدیل می.کرد و به کم سنّ و سال.ها میدان می.داد؛ همانگونه که در Blue Suede Shoes اثر Carl Perkins یا Teenager in Love ساخته.ی Dion and the Belmonts به چشم می.خورد. [جلد سوّم کتاب True Life Romance] مدل.های رقص در دوران طلایی راک اند رول، رقص.های جدید و شورانگیزی بوجود آمد. نوجوانان دریافتند که ریتم بی قاعده.ی بیت زیرین (BackBeat) اختصاصاً مناسب با زنده کردن دوباره رقص Jitterbug برای دوره.ی اصطلاحاً Big-Band.ها یا بزرگ.گروه.ها (The Big-band Era) بود. Sock Hopها (نوعی رقص)، رقص.های باشگاهی و همچنین مهمانی.های داخل خانه.ها تغییر و خروشی جدید گرفت و نوجوانان امریکایی با تماشای برنامه American Bandstand با مجری.گری Dick Clark سعی داشتند که با آخرین نوع رقص و مدهای روز هماهنگ شوند. از اواسط دهه 60 به بعد با تسلیم شدن تدریجی راک اند رول به سبک راک، در پی آن سبک.های رقصیدن در ابتدا به رقص Twist و سپس به Funk، Disco، House و تکنو تغییر کرد.
  21. FOAD

    پست راک ( Post Rock ) چیست ؟!

    Post Rock بعنوان یکی از زیرزمینی ترین زیرمجموعه ها ( Subgenre ) های موسیقی راک محسوب می شه که تاریخچه ی چندان درازی هم نداره و اولین جنبش هاش مربوطه به همون دهه ی نود . اگر بخوایم این سبکو تو یه کلام خلاصه کنیم می شه گفت : پست راک آزادی کامل در موسیقی راک هستش . البته به این تعریف نمیشه اکتفا کرد . ولی برای بیان حالات کلی پست راک تعریف مناسبیه . خود واژه ی Post متضاد واژه ی Past و به معنای " بعد " هستش ... و دلیل نامگذاری این سبک هم به واقع نگرشیه که مرز های راک رو میشکنه . اما به شیوه ی خودش . ( چون اگر بخوایم این جور کلی حرف بزنیم پراگرسیو راک هم به نوع خودش مرز ها رو در هم می کوبه و ریتم ها رو به شدت مدرن می کنه ) . اما چیزی که پست راک رو خیلی خاص تر و محجوب تر و گوشه گیر تر کرده Instrumental بودنشه . اگر آماری کلی از گروه های مشهور پست بگیریم بیشتر از ۸۰ درصدشون اصلا وکال رو تو آهنگ هاشون دخالت نمی دن . اما قطعات پست راک رو نمیشه بصورت Instrumental Rock تعریف کرد . " پست راک تناسخیست از روح دگرگون شده ی راک " . راک خالص . و عموما تو بررسی هایی که می شه و حتی نقد هایی هم که از آلبوم های این ژانر میشه اسمی از نبود وکال به میون نمیاد . چون خاصیت و مزه ی پست راک به فقدان کلامشه . و اگر می بینیم گروه هایی مثل سیگاروس با وکال سر و کار دارن در واقع شیوه ی خاصی رو ارائه می دن که البته راجع به این گروه خیلی منحصر به فرده اما بسیار متفاوت با نزدیک ترین ژانر بهش یعنی پراگرسیوه . بافت موسیقی و نقش سازها : سازهایی که تو این ژانر ازش استفاده می شه علاوه بر مثلث مخصوص راک که پایه ی نامگذاری هر زیرشاخه ای از راکه ( الکتریک و بیس و درامز ) سازهایین مثل کیبورد و پیانو و سینتی سایزر و گاها ویولن و سلو . اما از ژانر هایی که روی موسیقی پست راک تاثیر گذاشتند می شه به Progressive Rock , Ambient , Minimal و استیل های مخصوصی مثل Shoegaze , Electronica اشاره کرد که تو آثار پست راک تاثیراتشون فت و فراوونه . اما اگر گوش ما با پست راک آشنا باشه می تونیم این تعریف رو از بافت موسیقی و قطعات پست راک داشته باشیم که یک آهنگ پست راک خالص مثل یک راه رفتن روی محیط یک دایره می مونه . یعنی روند پست راک رو طبعا و عموما می شه در "تکرار" خلاصه کرد . اما این تنش و آرامش ( Tension & Release ) منحصر به فرد و خاص پست راک هستش که به این قطعات برچسب پست راک می زنه . تنش و آرامشی که در روند یک قطعه مخصوصا قطعات بلند پست ( پیشنهاد می کنم Like Herod گروه موگوای رو گوش بدید ) می شنویم همون تکرار هایی نیست که در سایر ژانر ها وجو دارن . این ویژگی ممتاز ترین ویژگی پست راک هستش . مثلا گروهی مثل God Is An Astonaut با شیوه ای که داره اغلب کارهاشو ساخته و این شیوه ی تو کارهای ابتداییش بیشتر مشهوده . اینکه با آرامش و تفهیم ریتم و پس زمینه به شنونده به سوی اوج گرفتن و "تنش" های قطعه که همون قسمت مهم آهنگ هستش پیش بره . یعنی یک روند خاص که از موسیقی آروم شروع می شه و به عصیان و پریشانی و ناله ی گیتار و کوبش درامز خاتمه پیدا می کنه . این روند همون هدف اصلی آهنگ پست راکه . درگیر کردن شنونده با Tension & Release . نه با تکنیک . نه با وکال . بلکه با افکت های الکترونیکایی و ریتم پیوسته ی گیتار ( که به هیچ وجه تکنیکی نیست و اصلا شما تکنیکی در گیتار نمی تونید پیدا کنید . مهمترین تکنیک یک نوازنده ی گیتار پست انتقال حس و عصیان خودش به شنونده با ریتم پیوسته ی گیتار خودش و زجه هایی هستش که با تکیه بر صدای خش دار الکتریک ایجاد می کنه ) شنونده رو مبهوت می کنه . پست راک به شدت درونگراست و موریسین ها و بند های پست هم به شدت خاص هستن . پست راک به هیچ وجه تکنیکی رو رو نمی کنه و این مهمترین تفاوتش با پراگرسیوه . ( برای مقایسه مثلا شما زیر شاخه ی دوم متال رو از نظر تکنیک با پراگرسیو متال مقایسه کنید ... هر دو زیبایی های خاص خودشون رو دارن اما چیزی که دوم متال ارائه می ده به هیج وجه تکنیک نوازندگی یا خوانندگی نیست . ) اما باید بگم که یک بند خوب در پست راک باید درامر خوبی داشته باشه . این یه حکم ملزومه ... برای مقایسه خودتون می تونین با آثار گروه های خوبی مثل GIAA , Explosions In The Sky , Mogwai , Mono و غیره گوش کنید و ببینید که جریانی که در اثر شنیدن پست راک در درون شما ایجاد می شه محصول همکاری مریض کننده ی درامز و گیتاره ... در آخر هم دوس دارم چند تا گروه مشهور رو تو این سبک معرفی کنم که بعدا راجع به همشون اینجا تاپیک خواهم زد و از تجربیات شما هم استفاده خواهم کرد : Sigur Ros : به عقیده ی برخی ها یکی از پدران پست راکه . اما برخی ها هم کارهاش رو خیلی احساساتی می دونن و خیلی نزدیک به امبینت می بیننش تا پست راک . نکته ی مهمی که در باره ی این گروه ایسلندی وجود داره اینه که jonsi خواننده و نوازنده ی گیتار این گروه گیتار خودش رو با آرشه ی ویالن سل می زنه ! ( که اصطلاحا بهش می گن Bowed Guitar ) . این گروه یکی از گروه هاییه که من مدیونشم . با این که تمام آهنگ هایی که خوندن به غیر از آخرین آهنگ از آخرین آلبومشون به زبان ایسلندیه اما موسیقیشون به شدت خاص و مریض کننده ست . بهترین آلبوم این گروه از نظر من Ágætis byrjun هستش . God Is An Astronaut : یک گروه ایرلندی که کارشو از سال ۲۰۰۲ با آلبوم طوفانی The End Of The Beginning شروع کرد . این آلبوم مطمئنا بهترین کار اونا تا به امروز نیست . اما ترک اول که به اسم آلبوم هم هست می تونه معرف خوبی از آهنگ های این گروه برای شما باشه ... چیزی جز محشر نمی تونم بگم ... Mogwai : سرطان محض !!!! موسیقی این گروه مثل یک جانور وارد روح آدم می شه و زلزله ایجاد می کنه ... برای نمونه پیشنهاد می کنم Like Herod , Mogwai Fear Satan , Im Jim Morrison Im Dead رو بشنوین . این گروه تا به الان آلبومی بهتر از آلبوم اولش ( Young Team ) نتونسته بده بیرون ... برای بقیه هم دیگه حوصله ندارم بیشتر بنویسم . فقط معرفی می کنم اگر کسی طالب بود اول از همه بره سراغ همینایی که گفتم ( بالایی ها هم بودنا !!! ) : [/url] 65daysofstatic This Will Destroy You The American Dollar Caspian Pelican Mooncake Thee Silver Mt Zion Pg.Lost Ef Post-rock is a new world, world of many colors, and what picture will be painted in your head depends mostly on your perception then on music itself
  22. FOAD

    سیگاروس ( Sigur Rós )

    سیگاروس ( Sigur Rós ) نیازی به اعتراف نیست که من حتی یک کلمه از ترانه های Sigur Ros را نمی توانم بفهمم ! ولی براستی موسیقی تا چه اندازه می تواند اسباب ارتباط و نزدیکی باشد ؟! این چیزی است که من در پست راک و علی الخصوص در سیگاروس براحتی توانستم پیدایش کنم . گروه سیگاروس ( Sigur Rós) گروهی است ایسلندی . موسیقی ایسلند را اکثر به نام Bjork خواننده ی نام آشنا و بازیگر فیلم Dancre In The Dark می شناسند . اما چند جوان خلاق توانستند کاری کنند که اسمشان به عنوان مهری روی موسیقی ایسلند زده شود . موسیقی سراسر احساس و عاطفه و خویی آمیخته با طبیعت و بافتی بکر و زیبا . این گروه در سال 1994 و به رهبری Jonsi Birgisson مرد اول گروه و وکالیست و نوازنده ی گیتار شکل گرفت . درباره ی سبک گروه نمی توان بحث زیادی کرد . همینکه با آن آمیخته شوی احساس نزدیکی خاصی خواهی کرد . اما سیگاروس را بیشتر بعنوان یکی از غول های شاخ و دم دار پست راک می شناسند . گرچه خیلی ها هنوز هم بر این باورند که سیگاروس هیچگاه پست راک نبوده ! تاثیرات فراوانی از موسیقی کلاسیک و مینیمال را در کارهای سیگاروس می توان یافت . ترک هایی که با اسباب راک نواخته می شوند اما گویی قطعه ای امبینت یا مینیمال را گوش می کنی . Jonsi Birgisson را بیشتر با آن گیتارش می شناسند ! گیتاری که با آرشه ی ویالن سل نواخته می شود و به آن Bowed Guitar می گویند . تکنیکی که مخترعش گیتاریست افسانه ای گروه لد زپلین جیمی پیج بوده . بعد ها نوازندگانی از قبیل لی رونالدو از سونیک یوث و جانی گرینوود از دیدیوهد هم دست به استفاده از این تکنیک در آهنگ های خود زدند اما بیشترین و گسترده ترین استفاده از آن هنوز هم در اختیار Jonsi است و بسیاری این تکنیک را به نام او می شناسند . جدا از سبک نوازندگی گیتار که در واقع عامل اصلی فضای رویاگونه ی آهنگ های این گروه است صدای Jonsi نیز در کنار گیتارش یکی از منحصر به فرد ترین خصوصیات سیگاروس است . شاید اگر برای بار اول بدون هیچ اطلاعاتی آهنگی را از سیگاروس بشنوید نتوانید تشخیص دهید که وکال زوزه های سگ است یا صدای یک زن ! در حالیکه این صدای Falsetto از آن Jonsi است که در اصل باید بگویم متاسفانه مرد است !! فالستو ( Falsetto ) اصطلاحی است ایتالیایی برای نوع خاصی از صدا که در آن خواننده صدایش را با تنگ کردن بسیار ظریف حنجره اش به صدای تنور بسیار نزدیک می کند و بوسیله ی آن می تواند اکتاو های بسیار بالا را در حالی بخواند که با صدای معمولی خودش نمی تواند بخواند . صدای هر کسی قابلیت انعطاف پذیری تا حدی را ندارد که بتواند بصورت فالستو آواز بخواند . نمونه ی بارز این نوع آواز خوانی را می توان در بسیاری از آهنگ های ریدیوهد بیابیم که تام یورکی به قولی صدایش را نازک می کند و به قولی زوزه می کشد ! از این قابلیت صدا در اپرا بسیار استفاده می شود . و Jonsi هم در سیگاروس به صورت گسترده از این نوع صدا استفاده می کند . جدا از اینکه فهمیدن زبان ایسلندی نه تنها برای ما بلکه برای خیلی ها کار دشواری است سیگاروس بسیاری از آهنگ هایش را بصورت نامفهوم یا Hopelandic زمزمه می کند . که معادل ایسلندی که این گروه برای این شیوه انتخاب کرده است Vonlenska است . jonsi در این آهنگ ها چیزی را می خواند که اگر حتی شما قادر به درک زبان ایسلندی هم بودید نمی توانستید انرا بفهمید ! بازهم مثال قابل توجهی که شاید با آن آشنا باشید برخی از آهنگ های ریدیوهد است که تام یورکی هم به زبان انگلیسی چیزهای نامفهومی را زمزمه می کند که هر چقدر هم سعی کنید نمی توانید آن ها را از یکدیگر تفکیک کنید ! سیگاروس در سال 1997 اولین آلبوم رسمی خود را به نام Von (به معنای امید ) منتشر کرد . این آلبوم دربردارنده ی تمام خصوصیاتی است که در قسمت بالا راجع به آن صحبت کردم . آلبوم von تا به امروز بعنوان مینیمال ترین اثر سیگاروس شناخته می شود . ترک هایی که به یکدیگر متصلند و با تمپوی آرامی که دارند و زمزمه هایی که Jonsi در آنها می کند ممکن است شما را حتی به خواب فرو ببرد .Ágætis byrjun (به معنای یک شروع خوب ) دومین آلبوم سیگاروس که در سال 1999 منتشر شد به یکباره نام این گروه را جهانی کرد . آلبومی که تمام منتقدان را انگشت به دهان گذاشت . این آلبوم به واقع یک شروع خوب برای موسیقی سیگاروس بود . این بار گروه با اضافه کردن کمی از عناصر Dream Pop به موسیقی خود توانست موسیقی سیگاروس را را به شکل واقعی خودش بنا کند . این آلبوم برخلاف آلبوم قبل ترک های به هم پیوسته نداشت و سرشار از احساس بود و البته به میزان کمتری مینیمال و به حد زیادی کلاسیکال . همه چیز برای سیگاروس آماده بود تا دست به خلق شاهکاری دیگر بزند . تورهای پیاپی در اروپا و درخواست های متعدد از سوی مستند ها و حتی فیلم های هالیوودی برای استفاده از موسیقی آنها در تولیداتشان . سیگاروس در راستای همین پرکاری ها در سال 2001 یک EP به نام Rimur را منتشر کرد . در سال 2002 اما سیگاروس یکی از عجیب غریب ترین آلبوم های موسیقی مدرن را عرضه کرد . آلبومی که نامش () بود ! و شامل 8 ترک بود که هیچ یک اسم نداشتند ! یک سفر فوق العاده در فضایی خلا وار ... آلبومی که زیباییش حد و حصر ندارد . آلبومی که از آرام ترین تمپو ها و احساسی ترین تم ها شما را می کشاند و به شما دو بال می دهد و در پایان با یک حماسه ی عظیم و مدرن پرواز را به پایان می رساند و شما را سرگردان و حیرت زده روی زمین می نشاند . آلبوم () هیچ چیز از آلبوم قبل کم نداشت . در اصل این آلبوم به دو قسمت تقسیم می شود : قسمت اول تا ترک چهارم که بیشتر فضای Light و آرام تری دارد و قسمت دوم که ادامه ی آلبوم را شامل شده و فضایی مالیخولیایی و مشوش تری دارد . تمام آهنگ های این آلبوم به شیوه ی Vonlenska خوانده شده اند . سال 2005 سیگاروس با آلبوم Takk ( به معنای تشکر ) به فضای آلبوم دوم خود بازگشت . اما اینبار با گیتار بیشتر و با فضایی که بیشتر به دریم پاپ شبیه باشد نوعی امبینت با آرت راک محسوب می شد . این آلبوم هم مانند آلبوم های پیشین از استقبال خوبی برخوردار شد و برنامه های زیادی از ترک های این آلبوم استفاده کردند : مستند Planet Earth بی ب*ی سی , پوشش بازی های تنیس ویمبلدون در سال 2006 , برنامه ی Top Gear بی ب*ی سی , اولین تریلر بازی prince Of Persia در سال 2008 , برنامه ی Review مسابقات فرمول یک که انحصارا توسط فدراسیون یعنی FIA تهیه شده بود تنها بخشی از برنامه هایی هستند که آهنگ های استثنایی این آلبوم را برای کار خد مناسب دیدند . علاوه بر این آهنگ های این آلبوم به همراه آلبوم های پیشین بارها از رادیوهای صاحب نامی مثل سری رادیوهای بی ب*ی سی استفاده شد . تنوع سازبندی و ارکسترال همراه در این آلبوم به اوج خود رسید و آلبومی رنگارنگ تر را از نوع موسیقی پدید آورد . در سال 2007 سیگاروس یک دی وی دی از تورهای خود در ایسلند به همراه کوارتت Amiina منتشر کرد که فروش آن و نسخه هایی که بعد ها به آن اضافه شدند تا به امروز هم ادامه دارد . آخرین آلبوم سیگاروس اما برخلاف حدس هایی که زده می شد فضایی متفاوت تر از همه ی آلبوم های قبلی داشت . در این آلبوم که به نام Með suð í eyrum við spilum endalaust ( به معنای با وزوزی در گوشهایمان ما بی وقفه می نوازیم ) منتشر شد تقریبا دیگر خبری از راک نبود ! جدا از تمام زیبایی های این آلبوم طرفداران سیگاروس در این آلبوم صدای چندانی از Bowed Guitar نشنیدند ! چیزی که در این آلبوم به حد اعلای خود رسیده بود عنصر احساس بود . آلبومی که می تواند شما را عاشق طبیعت ... خدا ... و هرچه که دور و برتان هست بکند . همانند آلبوم های قبل این آلبوم نیز مورد استقبال انواع برنامه های رادیویی و تلویزیونی و سینمایی قرار گرفت . تکه ای از آهنگ Festival را می توانید در پایان فیلم موفق 127 Hours بشنوید . نکته ی مهم دیگری که این آلبوم در بر داشت این بود که سیگاروس برای اولین بار در این آلبوم یک ترک به زبان انگلیسی را گنجاند . ترک پایانی این آلبوم به نام All Right که یکی از ترک های محبوب من از این آلبوم هم هست تماما به زبان انگلیسی و توسط Jonsi خوانده شده است . شاید این آلبوم و به خصوص ترک آخرش یکی از مناسب ترین آلبوم ها برای قبل از خواب باشد که اگر به آن گوش دهید مطمئنا هیچ کابوسی سراغ شما نخواهد آمد ! امید.س اعضای گروه سیگاروس : Jón “Jónsi” Þór Birgisson : وکال , گیتار , کیبورد , هارمونیکا Georg "Goggi" Holm : بیس و glockenspiel Kjartan "Kjarri" Sveinsson : سینتی سایزر , کیبورد , پیانو , گیتار , فلوت , بانجو Orri Páll Dýrason : درامز , کیبورد
  23. هر گاه از یک نت به فاصله نیم پرده بالا رویم دیز میشه و برعکس اگه به فاصله نیم پرده پایین رویم بمل نام میگیرد ( البته میدونم مجید جان بلد بودی اما سوال کردی که اطلاعات جمع اوری بشه در تاپیک) حالا من سوالی رو که جوابش رو میدونم میگم تا دوستان مشارکت کنند سری و کرن چیست؟
  24. 40 نمره رو به خاطر تهیه فیلم و ترجمه هلپ بهش دادم وگرنه هیچی از موسیقی بارش نیست البته خودش گفته میلاد بهلولی کمکش کرده ! میلاد بهلولی سواد موسیقیش بد نیست اما خودش هیچی بارش نیست و به نظر من یک کاسب هست که انگلیسی رو ترجمه میکنه بدون اینکه تخصص اون رشته رو داشته باشه
  25. FOAD

    سوال در رابطه با سمپل

    فکر میکنم آقای علی آبادی بتونند پاسختون رو بدند
×
×
  • اضافه کردن...