رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





hossein_modares

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    59
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

3 دنبال کننده

درباره hossein_modares

  • تاریخ تولد 4 آذر 1365

Converted

  • نرم افزار من
    Array

Converted

  • سبک
    Array

Converted

  • تخصص من
    Array

Converted

  • تحصیلات
    Array
  1. با عرض سلام و ادب خدمت دوست بزرگوارم از اینکه وقت گذاشتید و ترانه ام را خواندید بسیار سپاسگزارم از نقد سازنده شما متشکرم در مورد تعداد هجاها حق با شماست ، همینطور در مورد کلمات هجو ، بسیار ممنون ، من هم تا جایی که تعداد هجاها وزن رو خراب نکنه اونها رو کاهش و یا افزایش میدم اون هم فقط به اندازه ی یک هجا و اما در مورد قسمت وقتی توو اون روزها غرق بودیم من و تو --- آینده و این روزها معنا نمی داد باید عرض کنم که ترانه سرا دقیقا در جایگاهی قرار داره که مورد بی مهری یار قرار گرفته و تعهداتی بین هر دوی اونها از جانب معشوق بیان شده و اما به هیچ کدوم عمل نشده و وقتی شاعر میگه آینده و این روزها معنا نمی داد، آینده دقیقا جایگاهیه که در پایان شعر ، شاعر در لحظه ی حال داره و داره گذشته رو با نسبت دادن به حرفهای پوشالی معشوق بیان میکنه و روزهای زیبای گذشته رو با روزهای بد پایانی رابطه مقایسه می کنه . وقتی توو اون روزها----------- کدوم روزها ؟؟؟؟؟---------> روزهای خوب گذشته این روزها معنا نمیداد ----------منظور کدوم روزهای بی معناست ؟؟------>روزهای تلخ پایانی شاعر ..... چرا روزهای پایانی شاعر بی معناست ؟ ----- چون قرار نبوده رابطه ش با معشوق این جووری بی معنی تموم بشه -- چه وقت معنا داشت ؟ اگر وصالی در کار بود پس اون روزها ---- اشاره داره به گذشته ی شیرین و خاطره ی خوش این روزها---------روزهای تلخ بی معشوق من که فکر نمیکنم غرق بودن یعنی غرق شدن ------ غرق بودن در مطالعه ---- غرق بودن در فکرر----غرق در شادی ---- غرق در غصه --->>اینها هم غرق شدن هستند در مورد ساعت هم که در ذهن همه ما آدمها ، ساعت مکانیزمی داره که مدام در حال حرکت رو به جلو هست و ساعت دقیقا ست شده با وقت اون روز منظور اینه که یک لحظه ساعت به روز موعود میرسه و یک لحظه ی خاص میرسه ، مثل سال تحویل یا سال تولد و درسته که ساعت و دقیقه ست میشه اما خب ثانیه مدام در حرکته شاعر داره اشاره میکنه به معشوق که ببین روز همون روزه ، سرما همون سرما ، بارون همون بارونه و شرایط همون شرایطه و من همون آدمم اما فقط تویی که عوض شدی و در پایان هم میگه با این روند و گذشت زمان من هم کم کم دارم فراموشت می کنم به نظر من ترانه باید چند نقطه ابهام داشته باشه و اگر قرار باشه همه چیز به صراحت بیان بشه و نقطه ی ابهامی در ترانه نباشه با توجه به سبک ترانه که سبک گفتاریه ، کل ترانه مانند یه گفتار معمولی هیچ اشتیاقی در شنونده بوجود نمیاره و اتفاقا اینکه بیتهای اولیه مبهم باشند اما با خوندن کل ابیات شنونده به جمع بندی ای که شاعر در ذهن داشته دست پیدا کنند ، نشون میده که این نقاط ابهام از طرف شاعر عمدی بوده ونظر دادن بر روی ابیات اولیه قبل از اینکه ترانه و شعر به پایان برسه مثل اینه که یک داستان رو بصورت نیمه بشنویم و توقع فهمیدن کل داستان رو داشته باشیم باز هم از همراهیتون سپاسگزارم پاینده باشید
  2. امشب صدای بوسه های سال های قبل کنج اتاق ذهن من باز جون گرفته خیسه زمین مانند اشکام روی گونه بارون زیبایی تووی ایوون گرفته سرد بود هوا دستات یخ بودن حسابی وقتی که پامونو توو این خونه گذاشتیم اون قدر غنیمت می شمردیم لحظه ها رو فرصت چشم بر هم زدن حتی نداشتیم وقتی توو اون روزها غرق بودیم من و تو آینده و این روزها معنا نمی داد بی هم نگاه کردن به سمت آب و بارون بی هم نفس کشیدن حتی پا نمی داد اون روز گرفتی از لبام یک بوسه و قول گفتی نمی خوام هیچ وقت ماتم بگیری گفتی که می ترسی نمونم در کنارت از شدت درد و غم و دوری بمیری ساعت دقیقا ست شده با وقت اون روز اما ببین جامون چقدر تغییر کرده اونی که دم می زد مدام از عشق و موندن رفت و منو توو انتظارش پیر کرده ساعت به سمت روزگاری پیش میره جایی که تصویر تو تووش کمرنگ میشه فکر کرده بودم تا بری درجا بمیرم حتی دلم هم دیگه واست تنگ نمیشه حسین سلیمانی 95-4-13
  3. سلام خدمت دوستان گلم - آهنگ تقدیر بد با صدا و ترانه من تقدیم به دوستان تاریخ انتشار : 20 فروردین 1394 ترانه سرا : حسین سلیمانی خواننده : حسین سلیمانی تنظیم : محمدرضا حسینی .mp3"] دانلود آهنگ تقدیر بد بـاورم نمیـشـه داری میـــری از کــنـار من روشنـی پـر زد سیــاه شد بی تـو روزگار من ارمغان آورد برامـون عشـق مـا نالـه و زاری سهم ما یه قلـب داغون توو دلامون بـی قـراری از بازی تقدیـر بـد من داره گــریم می گیره چــرا قسمت اینــه کـارش حـال آدمـو بگیـره تو که رفتی از کنـارم روح این تن دیگه مرده آبـــروی من تـو بودی خدا آبــرومـو بــرده دلخـورم که بی سبب بایـد از عشقـم جـدا شـم واسه از یاد بـردن اون دست به دامن خـدا شم رد پـای عـشـق پاکـت روی قلــب من نشـسـتـه دلمو نه غـم دوریت ، یـاد خوبیـات شکـسـتـه هیـچ کـی نفهمیـد حالـمـو نگــرفت احوالمـو رفتنت یه بغض تلــخـه کــه گــرفتـه حالـمو دلخورم از این زمونه رفتی و غصه به جا موند انتـظــارمـون رسیـدن امـا حسرت به دلا موند ترانه سرا : حسین سلیمانی ۲۰ فروردین , ۱۳۹۴
  4. آفرین دوست عزیز تنظیم زیبایی بوددددددددد - به امید شنیدن کارهای زیباتررر از شمااااااااا:3:
  5. hossein_modares

    ترانه ی امشب از Roya

    بسیاااااااااااااااااااار زیبا بود رویا جان بازم سردرگمم با یادت ، امشب بازم سیرم ازین رویایِ واهی به جز چشمایِ روشن ، با تبسّم نمی مونه دیگه هیچ گونه راهی واقعا مرسی
  6. سلام

    ممنونم شما به بنده لطف دارید

    حقیقت گاه تلخ و گاهی شیرین است ، ولی

    نوشته ها گویای حالات درونی اند

     

    موفق باشید :flower:

  7. سلام رویای عزیز سپاسگزارم از اینکه دلنوشته های منو در قالب ترانه دنبال میکنی خوشحالم که شاعر توانمندی چون شما گوشه نظری به کارهای من حقیر می اندازه من هم کارهای شما رو خیلی دوست دارم و دنبال می کنم . ببخشید که به دلیل مشغله ی زیاد کمتر به سایت سر میزنم اما هر وقت میام برای خوندن کارهای زیباتون ، نوشته هاتون رو دنبال میکنم پاینده باشید - شاعر خوش ذوق
  8. سلام درود برادر بزرگوارم ممنون بابت ترانه ی زیباتون و اما چند نقد بهتر بود که بجای کلمه ی میان ---- از ---- میون ---- استفاده می کردید ، چون زیبان ترانه بهتره که تا جای ممکن به زبان گفتاری و عامیانه نزدیک باشد میانِ این همه رویا بیا واسم تو ممکن باش ---------------------------- در بیت بالا رویا و ممکن رو روبروی هم بکار برده اید و معنی و مفهوم مناسبی را منتقل میکند آفرین امااااا در بیت پایین میانِ این همه آدم بیا بازم تو مومن باش بهتر بود به جای کلمه آدم از کلمه سنگ دل استفاده می کردید . ----------- نگاهم سمت در بوده نیازم بوده تو باشی که هر چقدرم دورهستی بازم میشه که پیداشی ---------------------- در قسمت بابا که هر چقدرم دورهستی درسته که باید تعداد هجا ها 8 باشه و هم اندازه اما کلمه هر چقدرم توی دهان نمیچرخه و بهتر بود بجای این مصراع میگفتید --- تو دوری از من و اما و شکل کلی به این صورت میشد نگاهم سمت در بوده نیازم بوده تو باشی تو دوری از من و اما بازم میشه که پیداشی ------ به عکسهایِ تو دل بستم مثه دل بستنِ بارون که پاییزشو گم کرده بینِ سکوتِ بیابون در این قسمت باز هم در مصراع پایانی ---بینِ سکوتِ بیابون---این مسئله صادقه و مصراع آخر آهنگین نیست و برای رفع این مشکل بهتر بود میگفتید --میون کوچه و ناودون--- و رابطه بارون ، با کوچه و ناودوون در ذهن ما آدما بهتر شکل گرفته تا سکوت بیابون به عکسهایِ تو دل بستم مثه دل بستنِ بارون که پاییزشو گم کرده میون کوچه و ناودوون ------------------------------ دوبیت پایانی باید یک جمع بندی کامل باشد از تمامی ابیات و اینکه خواسته ی ترانه سرا و مقصود او از سرودن این ترانه چی بوده اما متاسفانه این بیت وزن نا مناسبی دارد تو با من داری میجنگی من در جنگِ این تنهایی اگه حتی دشمنی با من بگو فقط که کجایی بهتر بود ابیات پایانی را اینطور تمام می کردید تو با من داری میجنگی منم در جنگ تنهایی بیا تادر کنار هم بسازیم عشق رویایی ------------------------------ و در پایان ترانه شما به این شکل در آمد میونِ این همه رویا بیا واسم تو ممکن باش میونِ این همه سنگدل بیا بازم تو مومن باش نگاهم سمت در بوده نیازم بوده تو باشی تو دوری از من و اما بازم میشه که پیداشی به عکسهایِ تو دل بستم مثه دل بستنِ بارون که پاییزشو گم کرده میون کوچه و ناودوون تو با من داری میجنگی منم در جنگ تنهایی بیا تادر کنار هم بسازیم عشق رویایی بیشتر تمرین کنید - رمان ترجمه شده زیاد بخونید - امیدوارم از نقد ترانتون نااراحت نشده باشد موفق باشید و سربلند
  9. خواب عشق خدا رو شکر هیچکس نیست براش دلتنگ و بیمار شم زیادیم شده خواب عشق دیگه وقتشه بیدار شم خدا باز هم بی منت هوای قلبمو داره برای اون فقط میخوام که خوار و کوچک و زار شم گناه کردی که قلبم رو اسیر عقده هات کردی چه تصویری ازت ساختم تو این تصویرو مات کردی زیادی دل بهت دادم ندیدی و نفهمیدی وزیرت کردم اما حیف توشاه عشقو مات کردی یه نعش روی زمین بودم نبود خون توو رگام جاری به سختی قد علم کردم تن جااام بود انگاری یه بغض تلخ و نکبت بار گلومو می فشرد هردم به این باور رسیدم که ندارم جز خدا یاری تو و دنیایی که ساختم گذاشتم و رها کردم بجای کینه و نفرین برای تو دعا کردم میدونم دوست داری حرفام کمی بوی دروغ می داد خودت خوب میدونی قبلا برای تو چه ها کردم حسین سلیمانی
  10. می خوام کم بکنم رابطمونو که دل از بی همی ماتم نگیره نمی خوام توو دلامون ردی از عشق جوونه ی محبت پا بگیره من از پاییز زردم اما انگار تو از سر سبز ترین فصل خدایی چرا دل خوش کنم وقتی که تقدیر کشیده بینمون خط جدایی من از سبزی بارون و چمن زار من از فصل گل و بلبل رسیدم به جایی رهسپارم که زمونه به رنگ بی کسی داده نویدم برو دل خوش نکن به شاخ و برگی که تو زردی و غم داره می میره بده دستاتو به همرنگ برگات بذار که شاخ و برگت جوون بگیره منم سالها قبل این عاشقی رو عمیق تر از تو حتی دوره کردم گرفت برگ و برم رو دست پاییز و من حالا تداعی یه دردم از این به بعد حال رو زندگی کن نه به دیروز دلخوش کن نه فردا نشو عاشق که قلب تو می گیره میشی بی کس تر از من وای و دردا حسین سلیمانی ۱۳۹۴/۱۲/۰۱
×
×
  • اضافه کردن...