رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





Behnam1363

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    206
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

6 دنبال کننده

درباره Behnam1363

  • درجه
    کاربر نیمه فعال
  • تاریخ تولد 3 اردیبهشت 1363

Converted

  • Biography
    Array

Converted

  • Location
    Array
  1. دوست عزیز! گنجی در این صدا نهفته است که فعلاً قصد ندارم با خواننده شدن، این گنج را در اختیار عموم قرار بدهم. چکار کنم، دست خودم نیست. من در این چیزها، آدم بخیلی هستم. فضای موسیقی پاپِ امروز، سزاوار مواجهه با این صدا نیست. در صورت هموار شدن شرایط و یافتن مخاطبانی آگاه و فهیم، این صدا نیز از پسِ پرده بیرون خواهد آمد. فعلاً بدرود!
  2. خب حالا که شما نسبت به نظرات من حساس شده ای، بهتر است این نظریه جدید من را هم بشنوی: فرض کنید دو فرد x و y وارد یک گفتگوی دونفره شده اند. من معتقدم که در حالت کلی، 80 درصد آنچه x می گوید بی ارتباط با آن چیزی است که y می گوید. و یا برعکس، 80 درصد آنچه y می گوید بی ارتباط با آن چیزی است که x می گوید. جهت اطمینان، می توانی صحت این قاعده را در مورد کامنتی که من گذاشتم و پاسخی که شما داده ای، به محک بگذاری.
  3. کم کم دارم به نظریه «ناخودآگاه جمعی» یونگ معتقد می شوم. می دانید چرا؟ چون من از 307 کاربر برای مشاهده این تاپیک دعوت کردم، ولی بعد از چهار روز، تنها 9 کاربر از آن دیدن کرده است. این یعنی انگار یک روح جمعی و مشترک وجود دارد که اکثریت را وا می دارد به یک شکل واحد عمل می کنند، بدون اینکه از قبل در مورد آن هماهنگی صورت گرفته باشد. و این همان نظریه «ضمیر ناخودآگاه جمعی» است که اول بار، آن را یک روانپزشک سوئیسی به نام «کارل گوستاو یونگ» مطرح کرد.
  4. دوست عزیز! من فقط میخوام یک نصیحتی بهت بکنم که کارت زودتر راه بیفته. وقتی در تاپیکت یک نفر از مدیران را درست یا نادرست، سرزنش یا توبیخ میکنی، بخش قابل توجهی از مخاطبانت رو از دست میدی. بدین خاطر این رو میگم که دیدم صحبت از 50 نفر نظردهنده کردی و این نشون میده که تعداد نظردهندگان برات مهمه. با تملق گفتن، خیلی راحت تر کارت پیش میره. این گفته من، مایه شرمساریه ولی واقعیته!
  5. با سلام خدمت دوستان عزیز؛ آهنگ «خواب ستاره» از «عارف» که من به صورت کامل بازخوانی کردم. این اولین آهنگِ بازخوانی از بنده است که به صورت کامل اجرا شده. http://up.cubase.ir/up/Khabe-Setareh.mp3
  6. من یک جمله قصاری دارم که تا به حال نه بر زبان کسی جاری شده و نه در جایی به قلم درآمده است؛ یک جمله کاملاً بکرِ بکر. آن جمله این است: «دو چماق، یکی در فلسفه و یکی در موسیقی، وجود دارد که میتوانید به راحتی بر سر مخاطب بکوبید بدون اینکه نیاز باشد دلیلی برای آن ارائه دهید. چماقِ فلسفه را اتهام مغالطه گویی نامند و چماقِ موسیقی را اتهام فالش خوانی». توجه: نقل و انتشار عبارت فوق در فضای مجازی، در صورت ذکر نام گوینده، بلامانع است.
  7. من تعجب میکنم که بعضی از دوستان با چه انگیزه ای می آیند و در تاپیکهایی که من میگذارم نظر میدهند؟! آخر به قول خودتان، صدا که ناکوک و فالش و خارج است. نه رکورد درست و حسابی، نه میکس درست و درمانی. من هم که 99 درصد خوانندگان پاپ را به باد انتقاد گرفتم که قطعاً بین آنها برخی خوانندگانِ مورد علاقه شما قرار دارد. مانده ام که دیگر چه جاذبه ای وجود دارد که برخی می آیند و در تاپیک نظر میدهند؟!
  8. مسئله فقط سلیقه نیست. من تا مدتی پیش، فکر می کردم که فقط خوانندگان پاپ جدید دچار این عارضه هستند. از این رو، فقط آهنگهای قدیمی را گوش می دادم ولی اکنون به این نتیجه رسیده ام که اکثر خوانندگان قدیمیِ پاپ هم حرفی برای گفتن ندارند. اصلاً به نظر من، 99 درصد خوانندگان پاپ دارند وقت خود را تلف می کنند، چه آنهایی که آموزش دیده اند و چه آنهایی که آموزش ندیده اند. تربیت زیر نظر فلان استاد و یا تحصیلات آکادمیک در زمینه موسیقی هم فریبی شده است برای جلب مخاطب ناآگاه! مخاطبی که اصلاً صدا برایش اهمیتی ندارد و صرفاً دوست دارد یک ملودی شاد یا غم انگیز را زیر لبهایش زمزمه کند و ساعاتی را با آن سرگرم باشد. و من هم فعلاً علاقه ای ندارم به خیلِ این خوانندگانی که در حال اتلاف وقت خود و بدتر از آن، اتلاف وقت مخاطبان خود هستند، بپیوندم.
  9. دوست عزیز! تمام حرف من این است که آموزش حرفه ای تحت نظر یک استاد، کمک قابل توجهی به خواننده در اجرای خوانندگی اش نمی کند. بگذارید با مثال توضیح دهم. همین «محمد اصفهانی» که به شکل حرفه ای هم در زمینه آواز، آموزش دیده است. من شخصاً اجرای ایشان در آهنگ «لاله عاشق» را بیشتر از یکی دو بار، آن هم به صورت ناقص نتوانسته ام گوش دهم. دقت کنید گفتم «نتوانسته ام» نه اینکه «نخواسته ام». آهنگ و ترانه و تنظیم را عرض نمی کنم. منظورم اجرای خود خواننده است. یعنی نحوه اجرای ایشان اصلاً برای من جذابیت ندارد. حالا «احسان خواجه امیری» که او هم آموزش دیده موسیقی است، می آید و می خواهد سبک ایشان را تقلید کند، و دیگر خودتان حدس بزنید که ماحصلِ کار او در نظر من، چه شلم شوربایی هست. وقتی نتیجه آموزش دیدن، این چنین است، چه دلیل و انگیزه ای وجود دارد که من بروم کلاس سلفژ و یا امثال آن؟
  10. دوستان! لطفاً از کلاس آواز رفتن و مدرک گرفتن، صحبت نکنید که به اندازه کافی مدرک گرفته ام و نتایجش را هم از نزدیک چشیده ام! یکی دوجین مدرک در تخصصهای مختلف که همگی در کنج طاقچه، در حال خاک خوردن هستند. بیایید کمی واقع بین باشیم. تا کِی انسان باید اشتباهات گذشته خودش را تکرار کند؟!
  11. با سلام؛ این آهنگ را در سرمای پارک در حالی که فقط یک گوشیِ مدل پایین در اختیار داشتم، اجرا و ضبط کردم. هیچ موزیکی در اختیار من نبود و همه چیز را حسی خواندم. بدون هیچ تمرین و یا آمادگی قبلی. در ضمن، بخشهایی از ملودی وکال را عمداً تغییر دادم تا کار زیباتر شود. http://up.cubase.ir/up/Laleye-Ashegh.mp3
  12. من 7 خط نوشتم با بیانی کاملاً ادیبانه و حکیمانه. و شما 19 خط نوشتید با بیانی کاملاً عامیانه و لبریز از تعصب و تحکم. شما مدیر ارشد سایت هستید و من یک کاربر معمولی. تمایزات و برتری ها از همین امور کوچک و به ظاهر پیش پاافتاده نشأت می گیرند!
  13. پریدن از یک گام به گام دیگر، در موسیقی یک تکنیک به شمار می آید و «خواننده تمام عیار»، خواننده ای است که توانایی انجام چنین کاری را داشته باشد. اصلاً به نظر من آهنگ های تک گام، کارهایی بچگانه هستند و فرقی نمی کند خواننده آنها چه کسی باشد: ابی، داریوش، گوگوش و یا سیاوش قمیشی. به همین دلیل، دوران این چهار خواننده بزرگ در موسیقی پاپ به سر رسیده است و موسیقی پاپ ایران، نیازمند نیروهای تازه و خلاق است. و منظور از نیروی تازه و خلاق، قطعاً خوانندگانی چون شادمهر عقیلی و یا رضا صادقی و یا محسن چاوشی نیست. اکنون موسیقی پست مدرن، به استقبال تنوع در سبک و گام می رود. از این رو، در آینده شاهد آن خواهیم بود که آهنگسازان به دنبال خواننده هایی خواهند گشت که توانایی تغییر گام در وسط آهنگ را داشته باشند. در موسیقی پست مدرن، احساساتِ خواننده حرف اول را می زند و به زودی وابستگی به قواعد دست و پاگیر موسیقایی، از آثار موسیقی رخت برخواهد بست.
  14. تا الان در زندگی شخصی، بارها پیش آمده که پیشنهاد یا تزی را مطرح کردم و طرف مقابل با قاطعیت و شدت و حدّت در مقابل آن موضع گرفته است. ولی بعد از یکی دو ماه، با کمال تعجب مشاهده کردم که همان شخص رفته مو به مو، طرح من را اجرا کرده و برای خودش بیا و برویی هم راه انداخته است، بدون آنکه اسمی از من در جایی بیاورد. امیدوارم لااقل این یکی، از این دسته موارد نباشد!
  15. من منظورم تشکیل گروه موسیقی بود نه گروه تلگرام! برای تشکیل این گروه، لازم است که یکی از مدیران سایت، اسپانسرینگ و مدیریت این کار را به عهده بگیرد در عوض، در ابتدا و انتهای هر اثری که منتشر شود، به صورت دکلمه، آدرس سایت یعنی www.cubase.ir آورده خواهد شد تا تبلیغات برای سایت شود. گروه های موسیقی فعال معمولاً در شهرهای بزرگ تشکیل می شوند، بنابراین تهران بهترین گزینه برای ملاقات اعضای گروه خواهدبود. ضمناً قرار نیست که فقط از یک خواننده استفاده شود که دوست عزیز تصور کرد که در این میان قرار است بنده به نوایی برسم. از انواع خواننده های باس، باریتون، تنور، کنترآلتو، مزوسوپرانو و سوپرانو استفاده می شود. یعنی چیزی همانند آنچه در «گروه آریان» وجود داشت. فقط کافی است که یک کار مشترک با «کریس دی برگ» منتشر کنیم!
×
×
  • اضافه کردن...