رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





متکو

کاربر اخراجی
  • تعداد ارسال ها

    42
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

2 دنبال کننده

درباره متکو

  • درجه
    کاربر اخراجی
  • تاریخ تولد 22 اسفند 1360

Converted

  • نرم افزار من
    Array
  1. کلیات : + وزن "مفاعیل مستفعلن فاعلن" ، اینکه یک هجای کوتاه در انتهای رکن اول داریم جالب بود - 11 بیت 11 هجایی ، که تقریبا میشه جزو کارای بلند به حساب آورد ، هم در طول هم در عرض ، چون شاعره ی این کار اعلام داشته اند این یک ترانه است پس هرچه به حدالقل ها نزدیکتر و کوتاه تر باشد دلچسب تر است ؛ مانند دامن ... - در عرض وسیع ابیات انتظار خودنمایی بیشتری از مولف میره برای ارائه ی مفاهیم عمیق تر و ارایه های متعدد ، چون دست شاعر برای ارائه ی کلمات بازه و محدودیت هجا ندارد که با ترکیب سازی مناسب میشد به این هدف رسید، در جزئیات برسی خواهیم کرد. + عینی نگری یکی از شاخصه های این کار هست که باعث ته نشین شدن احساس در دل میشود مثلا همگی گرمای دست در جیب رو تجربه کردیم و نیاز به تلاش برای درک مفاهیم پیچیده ی ذهنی نداریم ، همون طور که قبلا گفتم مردم امروزه علاقه بیشتری نسبت کارای عینی نشون داده و ترجیح میدن عرفان را در تجربه های کوچک درک کنند تا ابر و ماه و خورشید و فلک را به ذهن بکشند... + ارتباط مقدمه و پایان بندی هم جزو مولفه های تاپ این اثر است که مخاطب را سردرگم نمی گذارد و با ترکیب کلمات ساده راحت الحلقومی را برای بلعیدن آماده کرده اند + تعدد تصاویر و روایات باعث شده ما بجای این که با یک ترانه رو برو شویم با یک فیلم نامه مواجه باشیم ، احسنت جزئیات : بیت اول --------------------------------------------------------- بلیتت رو بردار وقتش شده ، ....ت رو کامل بکش روی گوش هوا سردتر می شه تو شهر ما ، لباسای گرم زیادی بپوش + هرچه در شعر اشارات غیر مستقیم تر باشند زیباتراند ، در اینجا به سردی و غرور سوم شخص اشاره نشده ولی غیر مستقیم گفته شده اگه اینجا بیای شهر سرد تر میشه ، احسنت ـ یکی از خودنمایی هایی که مولف میتوانست بکار ببندد ایهام نشنیدن است اما استفاده نکرده ، حیفه گوش که فقط در ایده ی محیا شدن برای سفر در سرما استفاده بشه در صورتی که .... رو کامل بکشیم روی گوش صدا ها هم کمتر شنیده میشه ... ـ برای دستور در آینده واژه بپوش مناسب نیست چون هنوز نرسیده ( طفلکی تا برسه پخته میشه ) کما اینکه خود مولف در بیت بعد اشاره داشته لباس گرم بیار - در محاوره " رو " یا همون را مفعولی بعد از هجای های کشیده میاد و استفاده ی بعد از ساکن پسندیده نیست " بلیتت رو" + تضاد سرد و گرم زیبا بود بیت دوم --------------------------------------------------------- رسیدی بگو تا نگاهت کنم ، فقط دست رو نقطه ضعفم نذار سکوتم یخه من که گفتم بهت ، لباسای گرم زیادی بیار + در مصرع اول ایده ی تو نگاه نکن تا من بتونم نگاهت کنم ایده ی جالبی بود ولی بنظر من کمی رسانا نبود پیشنهاد میدم روش کمی تغییرات اجاد کنید ؛ ( نگاتُ بدزد تا نگاهت کنم ، خودت دست رو نقطه ضعفم نذار) + کشف نقطه ضعف عالی بود - اتفاق رسیدن هنوز روی نداده و سکوت فقط قابل پیش بینی ست پس مصرع دوم اشکال زمانی دارد - از اینجا به بعد تغییر زمان داریم و سرایش در حال صورت گرفته بیت سوم --------------------------------------------------------- ببخش ام اگه شکل تو نیستم، اگه پیرتر نیستم از جلو اگه فکر کردی شلخته م ولی پیشت اومدم با لباسای نو! - از جلو ؟؟؟؟ متوجه نمیشم ( ولع قافیه ) ـ مولف خواسته در این بیت گذشت زمان رو به رخ بکشه که تاثیر بیشتری داشته بر سوم شخص و تاثیر کمتری داشته بر ایشان اما باز بنظر بنده ننوانسته این مطلب را برساند ، همچننین کشف " لباسای نو" شعف کاذبی رو ایجاد کرده واسه سرایش این بیت نسبتا صطح پایین ، بنده پیشنهاد میدم این بیت حذف شود تا هم به اندازه های ترانه نزدیکتر شویم هم حذف این بیت به کلیت کار صدمه ای نمیزنه بیت چهارم ------------------------------------------------------ ببخش ام اگه سرد و مغرورم و مث بقیه* عاشقت نیستم! بلد نیستم فیلم بازی کنم ، دوسِت دارم اما... یـه ذره، یه کم! - "بقیه" جایگزین مناسبی برای "دخترا" نیست چون از وزن خارجه من پیشنهاد میدم از واژه ی "دیگرون" استفاده کنید یا در شکل کلی این مصرع تجدید نظر کنید - در مصرع دوم هدف مولف صادق بودن در بی میلی و عدم تظاهر است که در نیم مصرع دوم برای رسیدن به این هدف از جابجایی ارکان و شکستن وزن استفاده و باعث صدمه زدن به این بیت شده ، فقط و فقط به علت کمبود قافیه ی "نیستم" بنده پشنهاد میدم کمی تغییرات ایجاد کنید ماننده ؛ ( خودت خواستی مثله آئینه شم ) ... به دین گونه هم ایرادات گرفته میشه هم علت این بی علاقه گی به گردن سوم شخص می افته چون آیینه دروغ نمیگه ... + کشف فیلم بازی کردن بسیار زیبا بود بیت پنجم ------------------------------------------------------- چشامُ ببخش و به روشون نیار اگه جای تو، کوچه رو زل زدن اگه قول دادن نگاهت کنن ولی پشتِ عینک، سیاه اومدن - کشف "پشت عینک" بسیار زیبا بود ولی عینک سیاه نداریم بلکه عینک دودی یا آفتابی داریم - معمولا به جایی زل می زنن ولی جایی رو زل نمیزنن ، بنظر بنده شاعره دانسته از این مطلب گذشته و به خاطر بی حوصلگی و پر کردن وزن عمدا دست به عامیانه برده اند که با یک ترکیب انتزاعی میشد از این دست برد پیش گیری کرد؛ تو هم زل زدی مثل کوچه ولی چشام زیر قول نگاشون زدن تو رفتی ولی کوچه موند با چشام که با کوچه راحت کنار اومدن *شجاعت یه شاعر جایی ست که کشف زیبایی مثل عینک رو کنار بذاره و به صلاح شعر از شیرینی اش چشم پوشی کند البته این یک پیشنهاده که میتونه غلط باشه بیت ششم --------------------------------------------------- یه عمره مسیرُ غلط اومدیم ولی بازم از عشق دم می زنیم کمی "اشتباهی" کنارم بمون فقط چند ساعت قدم می زنیم... + این بیت کاملا روان سرایش شده و نقد خاصی متوجه آن نیست ، احسنت - درسته "کمی" از یکم روان تر تلفظ میشه ولی یکم عامیانه تر ست - از خالی بودن ادبیات در این بیت یکم شاکی ام ولی در قسمت روایت شعر زیاد قابل دید نیست اما باید توجه داشت که در مقدمه و پایان بندی ، ابیات باید حرفی برای گفتن داشته باشند بیت هفتم ------------------------------------------------------ بیا گوشه ی سرد اون کافه و به لبخند سردی که دارم، بخند بیا چند ساعت تظاهر کنیم مثِ عشقِ سالای هشتاد و چند... + از کشف هشتاد و چند بسار مشعوف شدم ، آفرین - از تکرار "بیا" ناراضی ام پیشنهاد میدم جای مصرع ها رو عوض کرده و برای اتصال بیای دوم به بریم تبدیل شود ؛ بیا چند ساعت تظاهر کنیم مثِ عشقِ سالای هشتاد و چند... بریم گوشه ی سرد اون کافه و به لبخند سردی که دارم، بخند به این صورت تضاد بیا و بریم هم بوجود میاد و بیت کم آرایه نمی ماند + شاید ناخواسته بوده ولی مراعات و نظیر "ساعت"و "سال" بسیار دلچسب بود بیت هشتم -------------------------------------------------------------------- فقط نکته ها رو رعایت کن و دو تا صندلی اون طرف تر بشین نگام کن...ولی لا به لای نگات، کمی هم چشاتُ ببر رو زمین + از کشف نامحرمیت لذت بردم ولی میشد جور دیگه بیان کرد که رساتر باشه - پیشنهاد میدم جای مصرع ها رو عوض کنیم تا کشف صندلی کوبنده تر باشه البته این یه پیشنهاده و میتونه غلط باشه ؛ نگام کن...ولی لا به لای نگات، کمی هم چشاتُ ببر رو زمین که نزدیکی بین ما دیگه نیس دو تا صندلی اون طرف تر بشین بیت نهم -------------------------------------------------------------------- نمی خواد بهم قهوه تعارف کنی فقط شعرُ بردار از روی میز دَسام سرده ، اما تو زحمت نکش لباسای من "جیب" دارن عزیز! + از این بیت بسیار لذت بردم بخاطر عینی نگریی که داشتند در استفاده ابزاری از جیب بعنوان برتری نسبت به سوم شخص ... ـ اجبار استفاده ی "عزیز" برای جفت و جور کردن قافیه تصویر خوبی نداشت برام بیت دهم ----------------------------------------------------------------- منُ کنجِ آغوش ، دعوت نکن لباسای گرمم برام کافیه بفهم اینُ ! من مال تو نیستم نمون پای من! عشق، اَلّافیه ! - عشق در نزد صاحب عشق مقدسه حتی نرسیدن ... ولی از نظر معشوق ممکنه الافی باشه که عملا شما به عشق خود توهین کردید واین درست نیست - حذف این بیت صدمه ای به کلیت این کار نمیزنه و به ابعاد ترانه نزدیک تر خواهیم شد البته فقط پیشنهاده بیت آخر --------------------------------------------------------------------- بلیتت رو بردار!وقتش شده خداحافظی:با اشاراتِ سر... واسه زنده موندن توی عصر یخ،لباسای گرمِ زیادی ببر... + حسن مطلع و حسن ختام از شاخصه های بارز این کار بود الالخصوص اینکه این دو در ارتباط با هم بودند و نتیجه گیری مناسبی داشت برای بخاطر سپردن یه کار زیبا ، حسن مطلع به مخاطب ولع خاصی میده برای خواندن کامل و موشکافانه و حسن ختام مناسب حکاکی ست بر لوح خاطر مخاطب ... ـ خدافظی با اشارات سر چگونه ست؟ من تا بحال تجربه نکرده ام معمولا بای بای با دسته ... ببخشید سرتون رو بدرد اووردم موفق و پیروز باشید Matco 93/12/1
  2. سلام کلیات : + وزن "مفاعیل مستفعلن فاعلن" ، اینکه یک هجای کوتاه در انتهای رکن اول داریم جالب بود - 11 بیت 11 هجایی ، که تقریبا میشه جزو کارای بلند به حساب آورد ، هم در طول هم در عرض ، چون شاعره ی این کار اعلام داشته اند این یک ترانه است پس هرچه به حدالقل ها نزدیکتر و کوتاه تر باشد دلچسب تر است ؛ مانند دامن ... - در عرض وسیع ابیات انتظار خودنمایی بیشتری از مولف میره برای ارائه ی مفاهیم عمیق تر و ارایه های متعدد ، چون دست شاعر برای ارائه ی کلمات بازه و محدودیت هجا ندارد که با ترکیب سازی مناسب میشد به این هدف رسید، در جزئیات برسی خواهیم کرد. + عینی نگری یکی از شاخصه های این کار هست که باعث ته نشین شدن احساس در دل میشود مثلا همگی گرمای دست در جیب رو تجربه کردیم و نیاز به تلاش برای درک مفاهیم پیچیده ی ذهنی نداریم ، همون طور که قبلا گفتم مردم امروزه علاقه بیشتری نسبت کارای عینی نشون داده و ترجیح میدن عرفان را در تجربه های کوچک درک کنند تا ابر و ماه و خورشید و فلک را به ذهن بکشند... + ارتباط مقدمه و پایان بندی هم جزو مولفه های تاپ این اثر است که مخاطب را سردرگم نمی گذارد و با ترکیب کلمات ساده راحت الحلقومی را برای بلعیدن آماده کرده اند + تعدد تصاویر و روایات باعث شده ما بجای این که با یک ترانه رو برو شویم با یک فیلم نامه مواجه باشیم ، احسنت جزئیات : بیت اول --------------------------------------------------------- بلیتت رو بردار وقتش شده ، ....ت رو کامل بکش روی گوش هوا سردتر می شه تو شهر ما ، لباسای گرم زیادی بپوش + هرچه در شعر اشارات غیر مستقیم تر باشند زیباتراند ، در اینجا به سردی و غرور سوم شخص اشاره نشده ولی غیر مستقیم گفته شده اگه اینجا بیای شهر سرد تر میشه ، احسنت ـ یکی از خودنمایی هایی که مولف میتوانست بکار ببندد ایهام نشنیدن است اما استفاده نکرده ، حیفه گوش که فقط در ایده ی محیا شدن برای سفر در سرما استفاده بشه در صورتی که .... رو کامل بکشیم روی گوش صدا ها هم کمتر شنیده میشه ... ـ برای دستور در آینده واژه بپوش مناسب نیست چون هنوز نرسیده ( طفلکی تا برسه پخته میشه ) کما اینکه خود مولف در بیت بعد اشاره داشته لباس گرم بیار - در محاوره " رو " یا همون را مفعولی بعد از هجای های کشیده میاد و استفاده ی بعد از ساکن پسندیده نیست " بلیتت رو" + تضاد سرد و گرم زیبا بود بیت دوم --------------------------------------------------------- رسیدی بگو تا نگاهت کنم ، فقط دست رو نقطه ضعفم نذار سکوتم یخه من که گفتم بهت ، لباسای گرم زیادی بیار + در مصرع اول ایده ی تو نگاه نکن تا من بتونم نگاهت کنم ایده ی جالبی بود ولی بنظر من کمی رسانا نبود پیشنهاد میدم روش کمی تغییرات اجاد کنید ؛ ( نگاتُ بدزد تا نگاهت کنم ، خودت دست رو نقطه ضعفم نذار) + کشف نقطه ضعف عالی بود - اتفاق رسیدن هنوز روی نداده و سکوت فقط قابل پیش بینی ست پس مصرع دوم اشکال زمانی دارد - از اینجا به بعد تغییر زمان داریم و سرایش در حال صورت گرفته بیت سوم --------------------------------------------------------- ببخش ام اگه شکل تو نیستم، اگه پیرتر نیستم از جلو اگه فکر کردی شلخته م ولی پیشت اومدم با لباسای نو! - از جلو ؟؟؟؟ متوجه نمیشم ( ولع قافیه ) ـ مولف خواسته در این بیت گذشت زمان رو به رخ بکشه که تاثیر بیشتری داشته بر سوم شخص و تاثیر کمتری داشته بر ایشان اما باز بنظر بنده ننوانسته این مطلب را برساند ، همچننین کشف " لباسای نو" شعف کاذبی رو ایجاد کرده واسه سرایش این بیت نسبتا صطح پایین ، بنده پیشنهاد میدم این بیت حذف شود تا هم به اندازه های ترانه نزدیکتر شویم هم حذف این بیت به کلیت کار صدمه ای نمیزنه بیت چهارم ------------------------------------------------------ ببخش ام اگه سرد و مغرورم و مث بقیه* عاشقت نیستم! بلد نیستم فیلم بازی کنم ، دوسِت دارم اما... یـه ذره، یه کم! - "بقیه" جایگزین مناسبی برای "دخترا" نیست چون از وزن خارجه من پیشنهاد میدم از واژه ی "دیگرون" استفاده کنید یا در شکل کلی این مصرع تجدید نظر کنید - در مصرع دوم هدف مولف صادق بودن در بی میلی و عدم تظاهر است که در نیم مصرع دوم برای رسیدن به این هدف از جابجایی ارکان و شکستن وزن استفاده و باعث صدمه زدن به این بیت شده ، فقط و فقط به علت کمبود قافیه ی "نیستم" بنده پشنهاد میدم کمی تغییرات ایجاد کنید ماننده ؛ ( خودت خواستی مثله آئینه شم ) ... به دین گونه هم ایرادات گرفته میشه هم علت این بی علاقه گی به گردن سوم شخص می افته چون آیینه دروغ نمیگه ... + کشف فیلم بازی کردن بسیار زیبا بود بیت پنجم ------------------------------------------------------- چشامُ ببخش و به روشون نیار اگه جای تو، کوچه رو زل زدن اگه قول دادن نگاهت کنن ولی پشتِ عینک، سیاه اومدن - کشف "پشت عینک" بسیار زیبا بود ولی عینک سیاه نداریم بلکه عینک دودی یا آفتابی داریم - معمولا به جایی زل می زنن ولی جایی رو زل نمیزنن ، بنظر بنده شاعره دانسته از این مطلب گذشته و به خاطر بی حوصلگی و پر کردن وزن عمدا دست به عامیانه برده اند که با یک ترکیب انتزاعی میشد از این دست برد پیش گیری کرد؛ تو هم زل زدی مثل کوچه ولی چشام زیر قول نگاشون زدن تو رفتی ولی کوچه موند با چشام که با کوچه راحت کنار اومدن *شجاعت یه شاعر جایی ست که کشف زیبایی مثل عینک رو کنار بذاره و به صلاح شعر از شیرینی اش چشم پوشی کند البته این یک پیشنهاده که میتونه غلط باشه بیت ششم --------------------------------------------------- یه عمره مسیرُ غلط اومدیم ولی بازم از عشق دم می زنیم کمی "اشتباهی" کنارم بمون فقط چند ساعت قدم می زنیم... + این بیت کاملا روان سرایش شده و نقد خاصی متوجه آن نیست ، احسنت - درسته "کمی" از یکم روان تر تلفظ میشه ولی یکم عامیانه تر ست - از خالی بودن ادبیات در این بیت یکم شاکی ام ولی در قسمت روایت شعر زیاد قابل دید نیست اما باید توجه داشت که در مقدمه و پایان بندی ، ابیات باید حرفی برای گفتن داشته باشند بیت هفتم ------------------------------------------------------ بیا گوشه ی سرد اون کافه و به لبخند سردی که دارم، بخند بیا چند ساعت تظاهر کنیم مثِ عشقِ سالای هشتاد و چند... + از کشف هشتاد و چند بسار مشعوف شدم ، آفرین - از تکرار "بیا" ناراضی ام پیشنهاد میدم جای مصرع ها رو عوض کرده و برای اتصال بیای دوم به بریم تبدیل شود ؛ بیا چند ساعت تظاهر کنیم مثِ عشقِ سالای هشتاد و چند... بریم گوشه ی سرد اون کافه و به لبخند سردی که دارم، بخند به این صورت تضاد بیا و بریم هم بوجود میاد و بیت کم آرایه نمی ماند + شاید ناخواسته بوده ولی مراعات و نظیر "ساعت"و "سال" بسیار دلچسب بود بیت هشتم -------------------------------------------------------------------- فقط نکته ها رو رعایت کن و دو تا صندلی اون طرف تر بشین نگام کن...ولی لا به لای نگات، کمی هم چشاتُ ببر رو زمین + از کشف نامحرمیت لذت بردم ولی میشد جور دیگه بیان کرد که رساتر باشه - پیشنهاد میدم جای مصرع ها رو عوض کنیم تا کشف صندلی کوبنده تر باشه البته این یه پیشنهاده و میتونه غلط باشه ؛ نگام کن...ولی لا به لای نگات، کمی هم چشاتُ ببر رو زمین که نزدیکی بین ما دیگه نیس دو تا صندلی اون طرف تر بشین بیت نهم -------------------------------------------------------------------- نمی خواد بهم قهوه تعارف کنی فقط شعرُ بردار از روی میز دَسام سرده ، اما تو زحمت نکش لباسای من "جیب" دارن عزیز! + از این بیت بسیار لذت بردم بخاطر عینی نگریی که داشتند در استفاده ابزاری از جیب بعنوان برتری نسبت به سوم شخص ... ـ اجبار استفاده ی "عزیز" برای جفت و جور کردن قافیه تصویر خوبی نداشت برام بیت دهم ----------------------------------------------------------------- منُ کنجِ آغوش ، دعوت نکن لباسای گرمم برام کافیه بفهم اینُ ! من مال تو نیستم نمون پای من! عشق، اَلّافیه ! - عشق در نزد صاحب عشق مقدسه حتی نرسیدن ... ولی از نظر معشوق ممکنه الافی باشه که عملا شما به عشق خود توهین کردید واین درست نیست - حذف این بیت صدمه ای به کلیت این کار نمیزنه و به ابعاد ترانه نزدیک تر خواهیم شد البته فقط پیشنهاده بیت آخر --------------------------------------------------------------------- بلیتت رو بردار!وقتش شده خداحافظی:با اشاراتِ سر... واسه زنده موندن توی عصر یخ،لباسای گرمِ زیادی ببر... + حسن مطلع و حسن ختام از شاخصه های بارز این کار بود الالخصوص اینکه این دو در ارتباط با هم بودند و نتیجه گیری مناسبی داشت برای بخاطر سپردن یه کار زیبا ، حسن مطلع به مخاطب ولع خاصی میده برای خواندن کامل و موشکافانه و حسن ختام مناسب حکاکی ست بر لوح خاطر مخاطب ... ـ خدافظی با اشارات سر چگونه ست؟ من تا بحال تجربه نکرده ام معمولا بای بای با دسته ... ببخشید سرتون رو بدرد اووردم موفق و پیروز باشید :) Matco 93/12/1
  3. سلام بنده هم تایید می کنم یکی از بهترین ترانه هایی بود که تو این انجمن خوانده ام نکات بسیار آموزنده ای برای بنده داشت ... حض روان کمترین لذت از خواندن این ترانه بود ممنون اگه اجازه بدید این ترانه رو به حیطه نقد ببرم تا دوستان از ظرافت های این ترانه مانند بنده لذت بیشتری ببرند؟ موفق و پیروز باشید :)
  4. متکو

    آزاد سرایی با عنوان " پیش بینی" از sabad

    سلام کُلک در حقیقت غلط مصطلحی ست بر گرفته شده از واژه ی کُرک که معمولا به موهای ژولیده و در هم پیچیده ی بعد از خیس شدن گفته میشه موفق و پیروز باشید :)
  5. سلام آرایه های ادبی استفاده شده در این کار: تضاد متناقض نما ایهام تلمیح مراعات نظیر ... متعجبم از این نظرتون !!! زیبا بود لذت بردم کارای کوتاهتون کم شده بیشتر به نمایش بگذارید ممنون موفق و پیروز باشید :)
  6. سلام دوست گل...م flower.gifflower.gif

    می خوام بیای اینجا و نطرتو راجب کارمون بگی9.gif

    http://cubase.ir/thread390010/%D8%A2...tml#post638346

    منتظرتم8.gif8.gif8.gif

  7. سلام دوست عزیز

    جانم؟؟؟ با بنده کاری داشتید؟

×
×
  • اضافه کردن...