رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





sepideh-ad

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    36
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

درباره sepideh-ad

  • تاریخ تولد 24 مرداد 1370

Converted

  • Location
    Array

Converted

  • Interests
    Array

Converted

  • سبک
    Array

Converted

  • تحصیلات
    Array
  1. سلام عزیز خوشحال میشم سر بزنید

     

    http://cubase.ir/thread587259/no-one-cares-about-us.html

  2. سبک شعرتون طنز خاص و جالب داشت من به شخصه لذت بردم امیدوارم موفق باشید دوست عزیز:flower:
  3. سلام دختر داییتون باید دختر با استعدادی باشه و خیلی خوبه که تشویقش میکنید . اینجا ترانه های بسیار خوبی گذاشته میشه و افراد فوق العاده با استعداد تر از من حضور دارند به هر حال خیلی از شاعرین مطابق با محیط و اتفاقات پیرامون شعر میگن و مسلما همیشه خوشی یا شادی نیست منم راجع به همه چی شعر میگم و خودم رو بسنده به یک راستا نمیکنم چون معتقدم اون کسی شاعره که همه زوایا و شاخه های شعری رو امتحان کنه نه خودش رو محدود امیدوارم شما هم موفق باشید مرسی از انگیزه که به من دادید خوشحال شدم :flower:
  4. ممنون که نظر تون رو بیان کردید و من هم اگه میدونستم همچین برداشتی از شعر بنده میشه هیچوقت نمیذاشتمش و متوجه این مسئله شدم با اینکه بازم میگم همه به یه شکلی با خداشون در ارتباط هستندو دوست ندارم راجع به شعرمن آنقدر بزرگنمایی و حرف پیش بیادو فکرم نمیکنم که با یه شعر بنده بخواد افکار و رفتار اجتماعی یا زندگی اجتماعی مورد خطر قرار بگیره چون اصلا در حدی نیست شعر من ولی باید بگم شما حتی توی جامعه هم نظرات متفاوتی میشنوید در مواقعی به خواسته خودتون و یا ناخواسته اما اگه شخصیت کامل خودتون رو داشته باشید همه نظرات رو میشنوید و در آخر خودتون هستید که تصمیمی میگیرید چون خدا در همه ی انسانها اراده و عقل رو گذاشته بازم ازتون ممنونم که عقیدتون رو کاملا محترمانه بیان کردید من هر عقیده ایی که در کمال احترام متقابل باشه میپذیرم و استقبال میکنم امیدوارم موفق باشید .:flower: و یه حرفی میگه هیچکس از دل شاعر خبر نداره که توی اون لحظه چه حسی داشته که شعر رو نوشته من هم زمانی این شعر رو نوشتم که از داعش و این همه کشتن آدمهای بیگناه شدیدا ناراحت شده بودم . اما اگه بازم احساس میکنید که شعر بنده باعث میشه که افکار کسی برهم بخوره هر جور که خودتون صلاح میدونید همون کاررو انجام بدید.
  5. دقیقا اما متاسفانه مشخصه خیلی ها این مطلب رو درک نمی کنند خیلی ممنون که متذکر نکات شدید :1: امیدوارم شما هم موفق و پیروز باشید:flower::flower::flower:
  6. شما اگه انتقاد درست و بجایی رو مطرح کنید مسلما بنده قبول میکنم اما اگه اون به جا نباشه و بی احترامی محسوب بشه نه تنها بنده بلکه واسه هیچ شخص دیگه ایی هم قابل قبول نیست
  7. عزیزم خوب خیلی از شعر ها ترانه هم محسوب میشن .
  8. سلام رویا جان ممنون از انتقادت اما عزیزم اگه دقت کنی این شعر من سپید یا همان نو هست .
  9. شما خوندی ولی اصل مطلب و درک نکردی که منظور خدا فقط به یه چوپان نیست جناب نکته دوم من هرکی هستم خودم میدونم هرکسی به یه نحوی با خدا صحبت میکنه و لطفا صحبت تو علم روز و گذشته هم نکنید چون قرآن هم ماله سالیان سال هست اما هنوز که هنوزه خیلی از مطالبش تو دنیای امروز ما کاربرد داره شما هم از پیا مبر خدا بالاتر نیستی که بخوای بگین اینجوری نگو بعدشم بازم تکرار میکنم شما به آخر شعر بنده دقت نمیکنید وقتی میگم غفاری و رحیمی اینا دو تا از نامهای خداست
  10. هرکسی با خدا یه جوری صحبت میکنه اندازه فهم و درک خودش بعدشم فکر میکنم شما اصلا به آخر شعر بنده دقت نکردید اما دوست دارم شعر حضرت موسی و شبان رو دوباره بخونید چون احساس میکنم نا آگاهید دیگه از پیامبر بالاتر نیستیید که بخواید از اعتقادات یک فرد انتقاد کنید دید موسی یک شبانی را به راه کو همی گفت ای خدا وای اله توکجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت دستک بوسم بمالم پایکت وقت خواب آید بروبم جایکت ای فدای توهمه بزهای من ای به یادت هی هی وهی های من * زین نمط بیهوده می گفت آن شبان گفت موسی با که هستت ای فلان گفت با آن .. که ما را آفرید این زمین و چرخ از او آمد پدید گفت موسی، های خیره سرشدی خود مسلمان ناشده کافر شدی این چه ژاژاست وچه کفراست و فشار پنبه ای اندر دهان خود فشار گرنبندی زین سخن تو حلق را آتشی آید بسوزد خلق را گفت ای موسی دهانم دوختی وز پشیمانی تو جانم سوختی جامه را بدرید و آهی کرد و تفت پافتاد اندر بیابان و برفت وحی آمد سوی موسی از خدا بنده ی ما را ز ما کردی جدا تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی * من نکردم خلق تا سودی کنم بلکه تا بربندگان جودی کنم ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را * در دل موسی سخن ها ریختند دیدن و گفتن به هم آمیختند چون که موسی این خطاب از حق شنید در بیابان در پی چوپان دوید عاقبت دریافت او را و بدید گفت مژده ده که دستوری رسید هیچ آدابی و ترتیبی مجوی هر چه می خواهد دل تنگت بگوی
  11. سلام دوست عزیز فکر میکنم ضجه رو درست نوشتم چون این زجه ایی که شما میفرمایید زجه فرهنگ فارسی معین (زَ جِ) (ص .) زاج ، زچه ، زن زائو. و همین طور اگه دقت کنید من بیشتر شعرهام ترکیب شده و علاقه دارم به این کار این خاصیت شعرهای من هست
×
×
  • اضافه کردن...