رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





Roshan.J

تمرین ِ نوشتن ِ ملودی برای آکورد های هفتم .

پست های پیشنهاد شده

Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

واقعا این که شما بدون هیچ چشم داشتی و تنها با عشق و علاقه علم خویش را وقف موسیقی و ما میکنی قابل ستایش میباشد:flower:

کاری که بندرت پیدا میشوند کسانی که انجام دهند.واقعا ممنون از شما هستم. این که شباهتی در فرم موسیقی های شما و بنده ی حقیر وجود دارد.باعث افتخار بنده است.شما جای استاد من هستید و این امیدواری بزرگی برای من است:flower:

 

نمیدانم چرا فضاها را خوب میشناسم اما هرچه هست از تنهایی من و زمینه های دیگر هنری که دنبال کرده ام آب میخورد.از کودکی در تنهایی زندگی کردم نقاشی میکردم و نوجوانی هم که از فرط تنهایی با چشمان بسته موسیقی گوش میکردم و سعی میکردم تک تک صداها را دنبال کنم گاها بقدری تاثیر میپذیرفتم که ناگاه اشک تنهایی از چشم میریخت. دوران جوانی و دانشگاه هم که در معماری که فقط باید توانست فضاها را از پیش در ذهن یا روی کاغذ تجسم کرد به درک فضایی هندسی بسیار خوبی رسیدم.و هنوز هم در معماری تقلا میکنم.... درد و دلی بود از من

 

من موسیقی را مثل صداهایی که در باغ است میدانم آن نسیم نرم و لطیف که در باغی انسان را نوازش میدهد میدانم. با وزیدنش برگها میرقصند صداهای خوشی از زوزه آن میرسد بعضی بم بعضی زیر هستند صدای خش خش برگها و گاها صدای پرندگان و قلقل برکه که هیچ ربطی به باد ندارند به گوش میرسد.

 

روند آهنگ - باد است درامز صدای برگها و صدای پای رهگذر بیس آن قلقل برکه صدای پرنده صدای خواننده(که نباید قابل رمزگشایی و فهم باشد) و اما صدای باد که همان ملودی های زیر و بم نرم و زیبا هستند.

اگر بعضا حرکات عجیبی در کارهایم میکنم این است که در طبیعت هم اتفاقاتی هست که غیر قابل پیشبنی هستند اما خوشایندند...:1:

 

اصلاحاتی انجام دادم که بنظرم باعث بهبود کار شد:

-اصلاح ملودی

-تغییراتی در بیس

-افزودن راید

-تغییراتی اندک در حجم صدا سازها

 

متشکرم:flower::flower::flower::flower::flower:

 

عرض ِ ادب واحترامی دوباره .

از توضیحاتی که دادی مشخص شد که چه هنرمند ِ ارزشمندی هستی برادر جان .

تصویر پردازی ها و کلمات ِ به کار برده شده توسط ِ خود ات نشان از علم و دانش و احساس ِ

بالای تو دارد . خیلی خوش حال ام برای تو برادر جان . همیشه پیشرفت کن و در یک جا نمان .

من هم که کاری انجام نمی دهم . هر چه زحمت است بر دوش ِ شماست برادر جان . . .

 

خب اصلاحات ات در ملودی باعث شد خیلی خیلی بهتر از قبل شود به خصوص تغییری که در میزان های

مورد ِ نظر ایجاد کردی . حالا یک روند ِ منطقی و درست تر نسبت به قبل پیدا کرد که می توان به نکات دیگر اش پرداخت .

قبل تر هم اشاره کردیم و با هم به این نتیجه رسیدیم که باید این کار را در فرم ِ مینیمال بررسی کنیم تا دست امان باز تر باشد .

برای همین نکته ای را باید توضیح دهم .

تو در این ملودی یک الگوی ریتمیک / ملودیک داری که آن را با کمی تغییرات در گستره ی وسیعی از ملودی به کار گرفته ای .

این الگو را تصور کن :

سیاه / چنگ ِ نقطه دار / دو لا چنگ / چنگ ِ نقطه دار / سکوت ِ دو لا چنگ / سکوت ِ سیاه .

که اگر بخواهیم کمی واضح تر اش کنیم می شود

سیاه / چنگ ِ نقطه دار / دو لا چنگ / سیاه / سکوت ِ سیاه

این روند را دست ِ کم در شش میزان در نظر گرفته ای . با تغییرات ِ کم یا زیاد .

همین ابتدا بگویم برای این فرم و سبک و برای این قطعه اصلن بد نیست .

مشکل از کجا پیدا می شود ؟

از آن جا که بخواهیم قطعه را طولانی تر کنیم با فرم اش را از مینیمال به فرم های دیگر

تبدیل کنیم .

خطر ِ یک نواختی و دل زده گی آن را بسیار تهدید می کند .

خیلی مراقب ِ الگو های ملودیک ات باش و در هر چند میزان آن ها را بررسی کن

که تکراری نباشند یا خارج از کادر ِ ریتمیک ِ ملودی نباشند .

دوباره تاکید می کنم که در این تمرین مشکلی ندارد اما چون داریم آن را کلی بررسی می کنیم

این ها را می گویم که فراموش نکنی .

تو باید بتوانی در همه ی سبک ها موسیقی بنویسی در نتیجه باید همه ی قوانین اش را هم رعایت کنی .

این یک از آن ها بود و بسیاری را هم در گذشته توضیح داده ایم .

پس نتیجه این شد که این کار در حال ِ حاضر در بهترین وضعیت ِ خود اش قرار گرفته و دیگر

ایرادی ندارد ( با توجه به مینیمال / ملودیک ) بودن اش .

و اگر نه خطر ِ تکرار الگوی ملودیک / ریتمیک آن را تهدید می کند که برای فرم های دیگر

باید بسیار به آن دقت کنی و تحت ِ کنترل داشته باشی آن را .

سپاس از لطف و مهربانی و توجه ات برادر .

همواره در حال ِ پیشرفت باش و اسیر ِ حاشیه نشو .

شاد و آرام باش .

اراددتمند ات .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
laminor    15,648

کاربر سایت

سلام روشن عزیز خسته نباشید/ ببخشید که دیر شد/ امیدوارم هرچه زودتر حالتون خوب بشه . بخندید... تنها انتقامی که از زندگی میشه گرفت خندست تو این دنیا هیچ دستی یاری کننده نیست.../ملودی ایرانی زدم! زمانی که گوش دادم تصمیم گرفتم ملودی ایرانی بزنم.حتما برای این هارمونی چندین فضارو امتحان میکنم و میزنم/ببخشید که ملودی من خیلی کمتر از هارمونی هست که شما زدید.البته که اگر ملودی ایرانی نبود کمی بهتر میشد.با این حال ببخشید روشن جان/ چون ملودی در 3 اکتاو زده شده خواستم که دو ساز برای ملودی که هر کدام از دو قسمت ملودی را بزنند اما نشد چون محدوده سازهایی که اف ال داره کمه.

سپاس فراوان:flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

سلام روشن عزیز خسته نباشید/ ببخشید که دیر شد/ امیدوارم هرچه زودتر حالتون خوب بشه . بخندید... تنها انتقامی که از زندگی میشه گرفت خندست تو این دنیا هیچ دستی یاری کننده نیست.../ملودی ایرانی زدم! زمانی که گوش دادم تصمیم گرفتم ملودی ایرانی بزنم.حتما برای این هارمونی چندین فضارو امتحان میکنم و میزنم/ببخشید که ملودی من خیلی کمتر از هارمونی هست که شما زدید.البته که اگر ملودی ایرانی نبود کمی بهتر میشد.با این حال ببخشید روشن جان/ چون ملودی در 3 اکتاو زده شده خواستم که دو ساز برای ملودی که هر کدام از دو قسمت ملودی را بزنند اما نشد چون محدوده سازهایی که اف ال داره کمه.

سپاس فراوان:flower:

 

 

عرض ِ ادب و احترا م برادر جان .

سپاس از مهر ات که جویای احوال ام هستی .

با این خسته گی ِ روحی که جان از بدن می رباید ، خنده بر لب می آید ؟

ممنون از لطف و محبت ات . شما خوب و شاد باشید ما هم خوش حال می شویم .

حاشیه نمی روم و مستقیم می پردازم به تمرین ات

 

اول از همه هارمونی ها را نوشته بودی که خیلی خیلی خیلی سپاسگزار ام

که این چنین وقت برای اشان صرف می کنی .

در قدم ِ اول قرار بر این بود که در یک گام ِ دیز دار ( این جا دو دیز مینور ) تا جای ممکن نیز آکورد ها

را بر مبنای دیز نام گذاری کنی اما باز هم بمل ؟! برادر ؟!!!

نکته ی بعد این بود که به نت های پدال بسیار دقت کنی . همان نت هایی که کل ِ میزان را در سیطره ی خود گرفته اند

و صدای اشان شنیده می شود .

الان چند مورد را با هم بررسی می کنیم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده است .

 

میزان دوم ضرب ِ اول من نه سل ذیز نوشته ام نه سل بکار و نه اصلن سومی در کار است آن وقت

چطور تصمیم گرفتی آن را می ماژور بدانی ؟

در واقع نام اش نت ِ پدال ِ می است . همین .

ضرب ِ دوم می ماژور با هفتم ِ ماژور و نهم ِ ماژور است نه ( لا بمل مینور هفت )

ما مبحث ِ هفتم را تمام کرده ایم . و این آکورد نهم است اما باز به نت ِ پدال که در کل ِ میزان کشیده شده دقت نکرده ای

برادر این هم بار ِ دوم که این کار را انجام می دهی و نت های پدال را بی اهمیت می پنداری . در واقع آن ها آکورد ات را مشخص می کنند

و تو باید کل ِ آکورد را در کنار ِ آن ها بررسی کنی .

ضرب ِ سه هم دو دیز مینور هفت است که نت ِ سی از ضرب ِ قبل کشیده شده است نه ؟

و ضرب ِ چهارم را هم که فراموش کرده ای می ماژور با هفتم ِ ماژور و نهم ِ ماژور است

در میزان ِ سوم ضرب ِ سوم بر چه مبنایی آن را سل دیز مینور یازده دانستی وقتی هیچ خبری از نت ِ سی نیست ؟

مگر نت ِ سی درجه ی سوم ِ آکورد ِ سل دیز نیست که مینور یا ماژور بودن اش را مشخص می کند ؟

خب در این ضرب کجاست ؟ در واقع اگر اصرار داشته باشی که این ( پاساژ ) را یک آکورد بدانی باید این طور بگویی

فا دیز مینور با هفتم ِ مینور و نهم ِ ماژور . به این نت ها در این ضرب خوب دقت کن :

( فا دیز / لا / دو دیز / می / سل دیز / )

حالا سی کجاست ؟

ضرب ِ چهارم را بهتر است سی ماژور ِ تاخیری بدانی که سل دیز با تاخیر به فا حل شده است .

( حرکت ِ خطرناکی خواهد بود در حالی که فا چند بار تکرار شده ما سل دیز را نت ِ پایه در نظر بگیریم و

آکورد را بر مبنای آن بچینیم و بگوییم سل دیز مینور یازده است )

در واقع سل دیز نت ِ تاخیری ست که بر فا دیز حل شده است .

میزان ِ چهارم ضرب ِ اول به شکلی واضح دو دیز مینور نوشته شده است نه سل دیز مینور

( این مورد را احتمال می دهم اشتباه ِ تایپی ات باشد چون خیلی واضح است و از تو چنین خطایی بعید است )

ضرب های دوم و سوم و چهارم هم شکل های مخلتفی هم چون تاخیری / پهلویی / اشاده ای و غیره از

آکورد ِ دو دیز مینور با پنجم ِ تاخیری / هفتم ِ مینور / نهم ِماژور و یازدهم درست هستند

( نه فا دیز مینور یازده و لا بمل مینور یازده )

میزان ِ پنجم ضرب ِ چهارم درست است اما یازدهم ِ تاخیری اش را که نت ِ سی باشد از قلم انداخته ای ( آخرین چنگ )

در میزان ِ ششم ضرب ِ سوم باز نت ِ سی را که تشکیل دهنده ی آکورد ِ یازدهم می شود را از قلم انداخته ای و آکورد را

نهم تشخیص داده ای . ( فا دیز مینور با هفتم ِ مینور / نهم ِ ماژور و یازدهم ِ درست . )

ضرب ِ چهارم را هم چه شد که تصمیم گرفتی به جای می ماژور با هفتم ِ ماژور و نهم ِ ماژور ، آن را سل دیز مینور بدانی ؟

نت های می / سل دیز / سی / ر دیز / فا دیز / در آکورد نیستند ؟ برادر به معکوس های یک آکورد دقت کن

قرار نیست آکورد همیشه به شکل ِ پایه گی نوشته شود . من به ندرت آن ها را به شکل ِ پایه گی می نویسم و همیشه

معکوس های دور افتاده اش را استفاده می کنم .

میزان ِ دهم نیز فاصله ی یازدهم در آن به کار نرفته و فقط تا نهم اش نوشته شده است ( دو دیز وجود ندارد در آکورد )

دقت کن که این ها همه همان تمرین ِ خود ات است که نسبت به تمرین ِ اصلی تغییرات ِبسیاری در آن ایجاد کرده ای

که البته بد هم نیستند این تغییرات . اما باید در نام گذاری و ترتیب ِ چینش ِ نت های یک آکورد بسیار بسیار دقت کنی .

به نت های پدال به معکوس ها به حذف شده ها به تاخیری ها . . .

( برادر می بینی هارمونی نویسی و توضیحات ِ یک آکورد چقدر سخت است ؟! )

 

این قسمت ِ هارمونی ها بود . حالا بپردازیم به ساختمان ِ ملودی .

 

یک سوالی برای ام پیش آمده . . .

آیا می خواهی شنونده را با این همه سکوت و سنکوپ سکته بدهی ؟!

می دانی کجا این قضیه معلوم می شود ؟ زمانی که هارمونی را قطع کنی و فقط بخواهی ملودی را

به تنهایی بشنوی . آن جا تازه ( شیطنت های ) تو مشخص می شود برادر جان !

بیا یک بار بدون ِ همراهی آن را بررسی کنیم و یک بار هم با همراهی ِ هارمونی .

 

وقتی بدون ِ هارمونی بررسی می کنی چه اتفاقی افتاده ؟

شروع از ضد ِ ضرب .

کشش ِ نت ها خارج از ضرب و اجرای آن ها در قسمت ِ ضعیف ِ میزان یا همان ضد ِ ضرب .

در هم ریخته گی ِ ساختمان و الگوی های ریتمیک در ملودی

که از میزان ِ هفتم همه چیز مرتب می شود .

حالا آن را با همراهی ِ هارمونی می شنویم

اوه ! همه چیز منطقی شد ! ضد ِ ضرب ها نیز شنیده نمی شوند !

آن همه بی نظمی در ملودی پس کجا رفت ؟! آن دیسونانس های عجیب چه شدند ؟!

هارمونی حرکتی انجام داده است ؟ هارمونی ( خوشگل ) بوده است ؟!

خیر . . .

این یعنی انعطاف پذیری ِ آهنگساز در برخورد با یک هارمونی ِ پیچیده

و تطبیق دادن ِ ایده های خود با یک هارمونی . . .

این بد است ؟

خیر به هیچ وجه .

پس مشکل کجاست ؟

زمانی است که شنونده ی عادی بخواهد فقط ملودی را بدون ِ هارمونی بشنود !

این همه توضیحاتی که این حقیر دادم را می توان به یک شنونده ی معمولی توضیح داد ؟

قطعن خیر . پس چه کار باید کرد ؟

هیچ فقط باید حسرت خورد که می شود انقدر خوب نوشت ولی توضیحی برای اش نداشت !!!

یعنی من دل ام به حال ات می سوزد که بخواهی به دیگران توضیح بدهی چه اتفاقی در این ملودی افتاده است !

( قرار نیست که من فقط شنونده اش باشم طبیعتن ! )

خیلی حرکت ِ جالبی است که نقطه ی اوج ات را در آخرین میزان و به عنوان ِ آخرین نت قرار داده ای .

تاثیر خوبی دارد . ( بعد از حرکت ِ پیوسته و تدریجی برای رسیدن به آن )

از میزان ِ هفتم ملودی ات یک کنتراست ِ منظم شده نسبت به میزان های در هم ریخته ی قبل پیدا می کند

که خود ام هم از درست و خوب بودن اش خیلی خیلی خیلی تعجب کردم . چون طبیعتن و از لحاظ ِ منطق ِ ملودی نویسی

نباید این طور بشود !

اما نتیجه ی درستی داده .

از همین میزان که رفته رفته صدا را تقویت می کنی به روش های مختلف و کمی هم تفییر در جنس ِ صدا می دهی

هم تنوع ِ جالبی ست که نمی گذارد یک نواخت شود و همه تاثیر ِ درست هارمونی را درک کرده ای که

در این مواقع چه کاری باید انجام داد .

خیلی خوب است این همه در هم ریختگی ِ ریتمیک و این همه نظم در میزان ِ هفتم به بعد .

می دانی ؟ حتی اگر بخواهیم نسبت به تو سخت گیر و بی رحم باشیم و ویزگی های ات را نیینیم

باز هم چند چیز را نمی توان منکر شد

اگر این کار را با اولین تمرین های ات مقایسه کنی ، چه چیز های دریافت می کنی ؟

بگذار من برای ات بگویم :

دیگر از آن همه پرش خبری نیست

حرکت های ات هم با تاکید بر پیوسته گی ِ خطوط صورت می گیرد .

استقاده ات از نت های آلتره بسیار دقیق و هوشمندانه شده است .

دیگر خبری از تکرار ِ نقطه ی اوج نیست

دیگر خبری از الگو های ریتمیک ِ تکراری نیست

خبری از سکودنس های لغوی و ( اکراه ) در ملودی نویسی نیست

سکوت ها همه گی منطقی و در جای خود اشان قرار گرفته اند

خبری از کلاس اولی نوشتن ( یا همان سر ضرب نوشتن و در یک میزان یک جمله را تمام کردن ) نیست

ملودی ات در ساختمان ِ قطعه شناور است و اسیر ِ ریتم و میزان نشده است .

خارج از کادر نتی به گوش نمی خورد و دیده نمی شود و همه بر اساس ِ یک منطق ِ ملودی نویسی حرکت می کنند .

تنوع در کشش ها و نت های شنیده شده بسیار زیاد است و همانی که باید باشد .

 

خب حالا من چه ایرادی باید بگیرم ؟

یک ایراد . . .

برای دکترها و مهندس ها ننویس ! ساده بنویس بگذار ما هم متوجه شویم که چه اتفاقی افتاده !

این همه تکنیک ؟! مگر چه خبر است ؟! کمتر از چهل ثانیه هارمونی و این همه رفتار های آهنگسازی ؟

من که به کسی توضیح نخواهم داد در این تمرین ِ تو چه اتفاقی افتاده ! خود ات بنشین این جا و به دوستان بگو !

همین که خود ام این را درک کردم خدا را بنده نیستم برادر !!!

همه چیز عالی ست اما چون می ترسم و نمی توانم مطمئن باشم ، تمرین بعد را با توجه به جواب ِ این تمرین ات خواهم نوشت

تا ببینم باز هم می توانی این رفتار را ادامه بدهی یا که . . . .؟

برادر این وقت ِ روز خواب را از سر ام به دور کردی .

اما سه لیوان چای به من بدهکاری یاد ات باشد ! ( آن سه لیوان چای یخ بستند از بس یاد ام رفت ! )

خیلی خیلی سپاس گزار ام و به تو تبریک می گویم برای این تمرین .

اگر کلاس ِ ملودی نویسی دایر کردی ما را هم خبر کن تا خدمت برسیم و چهار زانو نزد ِ شما تلمـّـذ کنیم .

عرض ِ ارادت ام را بپذیر ولی منتظر ِ تمرین بعد هم باش !!!!

همواره شاد و آرام باش برادر .

ارادتمند ات .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
laminor    15,648

کاربر سایت

عرض ِ ادب و احترا م برادر جان .

سپاس از مهر ات که جویای احوال ام هستی .

با این خسته گی ِ روحی که جان از بدن می رباید ، خنده بر لب می آید ؟

ممنون از لطف و محبت ات . شما خوب و شاد باشید ما هم خوش حال می شویم .

حاشیه نمی روم و مستقیم می پردازم به تمرین ات

 

اول از همه هارمونی ها را نوشته بودی که خیلی خیلی خیلی سپاسگزار ام

که این چنین وقت برای اشان صرف می کنی .

در قدم ِ اول قرار بر این بود که در یک گام ِ دیز دار ( این جا دو دیز مینور ) تا جای ممکن نیز آکورد ها

را بر مبنای دیز نام گذاری کنی اما باز هم بمل ؟! برادر ؟!!!

نکته ی بعد این بود که به نت های پدال بسیار دقت کنی . همان نت هایی که کل ِ میزان را در سیطره ی خود گرفته اند

و صدای اشان شنیده می شود .

الان چند مورد را با هم بررسی می کنیم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده است .

.

 

سلام روشن عزیز خسته نباشید/ در مورد اکوردها کاملا حق با شماست . بعد کمی استراحت مو به مو را چک میکنم. حواسم به دو دیز مینور نبود.اکثر مشکل با درنظر نگرفتن نت پایه بود.که انشالله در تمرین بعد رفع خواهدشد. روشن عزیز منت گذاشتید و کارو انالیز کردید/ بنده ناچیز هیچ نیستم در مقابل استادی مثل شما/ واقعا لطف دارید روشن عزیز/ وقتی گفتید هارمونی قطع کنید و درباره اش توضیح دادید خندم گرفت.... :4: . جنس صدای استرینگ برای این ملودی خوب جوابگو نیست چون با صداهای دیگر امتحان کردم خیلی سنکپ هارو کمتر نشون میداد . / قبول دارم که این ملودی هیچ نبود برای این هارمونی به این زیبایی. دوباره ملودی مینویسم و اینبار یا جز یا کلاسیک که مدرن هم باشد

روشن جان بنده شاگردی بیشتر نیستم سپاس و تقدیر بابت این همه فروتنی و بزرگواری/ سه لیوان چای هم یادم میماند:4:.

سپاس فراوان:flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
parsasaberi    120

کاربر سایت

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد روشن عزیز امیدوارم اصل حالتون خوب باشه

یه ملودی ساده و بیس و درام گذاشتم واسه این کار آخری که گذاشتین .......خیلی ساده و پر نقص ...به بزرگواریتون ببخشید..............

 

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد روشن عزیز امیدوارم اصل حالتون خوب باشه

یه ملودی ساده و بیس و درام گذاشتم واسه این کار آخری که گذاشتین .......خیلی ساده و پر نقص ...به بزرگواریتون ببخشید..............

 

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

 

عرض ِ ادب و احترام برادر جان .

به تمرین ها خوش آمدی . تمرین ِ اول را حل نا کرده حتی ، مستقیم آمدید تمرین ِ یکی مانده به آخر ؟!

خب این یعنی در مراحل ِ بالای این تمرین ها قرار داری . پس کار ات را باید بررسی کنیم ببینم همین طور است ؟

 

خب اول از همه باید گفت شروع ِ ضرب ِ بالای درامز خوب است .

به شکل ِ کلی کار را با ارکستراسیونی ساده و ( راحت ) در نظر گرفته ای .

و این باعث شده نقشی که برای گیتار باس در نظر بگیری همراه با اغراق و افراط در

نوع ِ کاربری ِ آن باشد .

برادر جان ، همان اول باید تکلیف ِ خود اتان را با صدای های باس مشخص کنید .

به خصوص گیتار باس . این ساز به هیچ وجه نباید از زمینه ی موسیقی بیرون بزند و

روی همه ی بخش های دیگر قرار بگیرد .

ساز ِ باس کار اش پر کردن ِ فضا های خالی ای است که دیگر ساز ها به خصوص ساز های

ملودیک توان ِ جبران کردن اش را ندارند .

اگر قرار باشد باس هم به شکل ِ پر رنگی در ملودی حضور داشته باشد پس سازی که ملودی را اجرا می کند

کار اش چیست دقیقن ؟!

همین مورد باعث شده عملن ملودی ات کور و مبهم و فرو رفته در ساختمان ِ موسیقی باشد

در حالی که ملودی اگر پر رنگ نباشد به هیچ روی هم نباید کم رنگ باشد .

 

شروع ِ ملودی را از نت ِ سل در نظر گرفته ای . در حالی که گام و آکورد ِ تنیک سی بمل ماژور هستند .

عملن چه اتفاقی افتاده ؟ احتمال می دهم خود ات برای اش دلیلی منطقی و آکادمیک نداشته باشی و بر طبق ِ

( گوش ِ موسیقایی ) ات این ایده را مرتب کرده باشی . در حالی که نت ِ سل در آکورد ِ سی بمل ماژور

نا خوشایند است بدون ِ حل ِ این دیسونانس به لا و سپس دو رفته ای که هر دوی این ها با آکورد ِ تنیک غریبه اند .

و درست در زمانی که در هارمونی نت ِ سل شنیده می شود تو در ملودی نت ِ سی بمل را اجرا کرده ای

تا همه ی این روند را بر روی آن حل کنی . . خواسته یا نا خواسته این فضای ( بای تنالیته ) یا دو تنالیته ای

را ایجاد کرده ای که هنوز برای این تمرین زود است و من در تمرین های بعد می خواستم به آن برسم .

این نوع ِ ملودی نویسی را من می توانم درک کنم و بپذیرم اما دوستانی که این مبحث را تا اینجا دنبال کرده اند

قطع ِ یقین تو را سرزنش خواهند کرد که چرا همه چیز انقدر به هم بی ربط است ؟!

ولی این گونه نیست . در حالی که ما سی بمل ماژور را در نظر گرفته ایم

شما مینور ِ هم علامت اش را در نظر گرفته ای و بر روی سل مینور روند ِ ملودی ات را ساختمان بخشیده ای.

این را هم نکته ی منفی در نظر باید گرفت هم نکته ی مثبت .

منفی از آن جهت که ابهام ِ تنالیته وجود دارد و تثبیت ِ گام به هیچ روی صورت نپذیرفته .

مثبت از آن جهت که نشان می دهد تو می توانی آکورد ِ سی بمل ماژور را اجرا کنی و از آن طرف هم سل شروع ِ

ملودی ات باشد ! بدون ِ این که لحظه ای به آن فکر کنی که این ها با هم خوب هستند یا بد ؟ اصلن این فضا را حل کنم یا نه ؟

این هم مبحث ِ کلی ِ ملودی ات . . .

اما ریز تر می شویم تا ببینیم دقیقن چه اتفاقی افتاده ؟

شروع از فاصله ی ششم نسبت به تنیک و دیسونانس نسبت به آکورد باعث شده دست ِ خود ات را برای رفتار های مختلف ِ

آهنگسازی باز بگذاری . از جمله افراط در سکوئنس و تکرار ِ ایده ات .

اگر این ایده را یک سیاه / دو چنگ / یک سیاه در نظر بگیریم . ( به میزان ِ دوم ِ خط ِ ملودی ات نگاه کن آن را می بینی )

آن را به شکل های مختلفی از سکوئنس هم چون انتقالی / آینه ای / ریتیمیک / ملودیک / و همین طور حذفی و تغییر ِ شکل یافته

هفت بار تکرار کرده ای . این همه تکرار خوب است ؟ قطعن خیر .

به چه علت شنیده نمی شود ؟ چون هم زمان ِ قطعه کم است و هم آن را با هارمونی ِ جداگانه ای همراه کرده ای

که به شدت ریتمیک است و توجه ِ شنونده را به خود اش جلب می کند . اگر همه ی بخش ها را قطع کنیم و فقط ملودی را باز بگذاریم .

متوجه می شویم که چه اتفاقات ِ نا درستی ( از نظر ِ منطق ِ ملودی نویسی ) در آن به وقوع پیوسته ، که نیازمند ِ باز نگری و اصلاح هستند .

هم چون سکودنس های زیاد و تاکید ِ بسیار زیاد بر روی نت های دو و سی بمل .

محدوده و وسعت ِ کم ِ گستره ی ملودی ات باعث شده بر فضای یک نواخت اش تاکید بیشتری صورت بگیرد .

( از فا تا می بمل ، عملن یک اکتاوِ کامل نیز نشده است )

و خب چون در قسمت ِ فضا سازی نیز حرکتی انجام نداده ای این ملودی ِ عیان بیشتر در نظر گرفته می شود

و خود اش را به شنونده تحمیل می کند .

جنس ِ صدای ملودی ات در تضاد با احساس ِ خوب ِ هارمونی / ریتم ات است که هر دو را ضعیف کرده .

هارمونی / ریتم ات از نقاط ِ قوت ِ کار ات است . آفرین .

 

پس اگر بخواهیم نتیجه گیری کنیم از نکات ِ منفی اش این می شود که

 

جنس ِ صدای ملودی نه چندان خوب .

سکوئنس ِ زیاد

نا مشخص بودن ِ نقطه ی اوج در ملودی به شکل ِ واضح و عیان .

افراط در شخصیت ِ گیتار باس که از کادر و زمینه ی موسیقی ات خارج شده است

 

و از نکات ِ مثبت اش می توان

 

به پاساژ های خوب برای درامز .

ریتم شناسی ِ خوب در درامز و هارمونی

توانایی ِ خوب ِ آهنگساز در بای تنالیته نوشتن و ابهام گرایی در خط ِ ملودی.

تقارن ِ خوب در خط ِ ملودی

تعادل و بالانسی بسیار بسیار عالی بین ِ پرش و پیوسته گی در خط ِ ملودی

 

را بر شمرد .

اگر این موارد را رعایت کنی حتمن نتیجه ای بهتر خواهی گرفت .

می توانی این تاپیک را از اول تا انتها آرام و با صبر و حوصله مطالعه کنی

قطعن به اندازه ی دوستان پیشرفت خواهی کرد .

 

بنده نیز پیشنهادی برای ات دارم .

اگر می خواهی در فضا سازی و شناخت ِ درست از لحظات ِ هارمونیک قدرتمند شوی

کار های آقای رضا کوهستانی یا rekas را بررسی کن

اگر می خواهی در ملودی نویسی تکنیک و خلاقیت ِ غیر ِ قابل ِ پیش بینی بودن را داشته باشی

کار های سعید ِ عزیز یا la minor را بررسی کن

و اگر می خواهی ساده و آرام بدون ِ هیچ حاشیه ای ملودی ات را درست و منطقی بنویسی

کار های عزیز ِ دل ام مهرزاد یا violonist را بررسی کن .

قطعن این دوستان در موارد دیگر نیز خوب و درست و منطقی عمل می کنند .

اما باید نقاط ِ قوت اشان را گفت تا تو هم زود تر و بهتر نتیجه بگیری .

بسیار تمرین کن و صبور باش برادر جان .

و برای بهترین شدن عجله نکن . . .

هماوره شاد و آرام باش .

ارادتمند ات .

پی نوشت :

عزیز ِ دل ام بنده فقط روشن هستم همین .

استاد و بزرگوار ؟ نه متاسفانه .

به همان ( روشن ) راضی هستم .

باز هم سپاس از لطف ات .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
parsasaberi    120

کاربر سایت

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت روشن عزیز ...

ممنون که اینقدر وقت گذاشتین و با دقت تمرینم را بررسی کردین و نقاط منفی و مثبتش را تذکر دادین ، و عذر خواهی که وقت گرانبهاتان را گرفتم .....

با توجه به صحبت های شما تمرین بعدی را انجام دادم و امیدوارم که نقص هایم کمتر شده باشند .....

برای ملودی از ویالون استفاده کردم و بیس و درام هم گذاشتم ......

 

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت روشن عزیز ...

ممنون که اینقدر وقت گذاشتین و با دقت تمرینم را بررسی کردین و نقاط منفی و مثبتش را تذکر دادین ، و عذر خواهی که وقت گرانبهاتان را گرفتم .....

با توجه به صحبت های شما تمرین بعدی را انجام دادم و امیدوارم که نقص هایم کمتر شده باشند .....

برای ملودی از ویالون استفاده کردم و بیس و درام هم گذاشتم ......

 

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

 

عرض ِ ادب و احترام عزیز ِ دل ام .

خواهش می کنم . بنده فقط کاری که می توانم را انجام می دهم .

بپردازیم به تمرین ات .

 

خب به هر حال ویولن هماهنگی و هم خوانی ِ بیشتری با پیانو دارد و منطقی تر است .

اما نکته ای که باید بگویم این است که

ملودی را در اکتاو های پنج و ششم نوشته ای ولی فرکانس ِ صدایی که این ساز می دهد در

اکتاو های سوم و چهارم است یعنی چیزی بین ویولن آلتو و ویلنسل . در حالی که می گویی ویولن است .

در این محدوده ی صوتی ویولن صدای اش زیر تر از این است .

در نتیجه می توانی آن را ویولا در نظر بگیری که با توجه به فرکانس ِ صدای اش ، پارتیتور را در یک

اکتاو بالا تر نوشته ای ( که قطعن منطقی نیست )

شروع ِ ایده ات از نمایان ِ گام بوده که خوب و منطقی ست .

در میزان ِ دوم بعد از پرش ، پیوسته بازگشته ای که این خیلی مهم است .

این رفتار ِ ملودی نویسی را همیشه به یاد داشته باش .

استفاده ات از پرش ِ منطقی و بعد از آن پیوسته گی در خط ِ ملودی

تعادل و بالانس ِ خوبی برای ملودی ات ایجاد کرده آفرین اما . . .

استفاده ی نا درست از سکوت در میانه ی میزان ِ سوم و میزان ِ ششم

ملودی ات را مبهم و خارج از کادرِ ملودیک نشان داده است .

در حالی که سکوت ِ چنگ در میزان ِ پنجم قبل از چنگ ِ آخر یکی بهترین سکوت ها و

در بهترین جای خود اش واقع شده .

این اتفاق تاثیر ِ استفاده ی درست و نا درست از سکوت را به خوبی نشان می دهد .

از میزان ِ هفتم روند و ساختمان ِ ملودی ات منظم می شود و واضح و تازه از این جا

می توان خط و سیر و نوع ِ تفکر در ملودی ات را پیدا کرد . به چه علت این اتفاق افتاده ؟

در میزان های قبل ، هارمونی به شدت ریتمیک و ملودیک بود و تو هم به شدت ملودیک و ریتمیک تر

نوشته بودی !

خب این رفتار هر دو طرف ِ ماجرا را ضعیف می کند . به خصوص اگر از تکنیک ِ بالایی

در ملودی نویسی هم برخوردار نباشید . که با یک نت یا سکوت ِ اشتباه همه چیز را نابود می کنید .

در میزان ِ هشتم آن نت ِ می که دو ضرب کشیده شده است آرامشی عظیم برای ملودی ات به ارمغان آورده

که مستقیمن بر روی شنونده نیز تاثیر خواهد گذاشت . چون در تضاد با آن همه ریتم و دگرگونی ِ موجود در خط ِ

ملودی ات است . در تمرین های گذشته هم همواره به دوستان سفارش کرده ام که تضاد و تقارن را در ملودی نویسی

هیچ وقت فراموش نکنید همین ها پایه های اساسی ِ تنوع و خلاقیت در کار های شما هستند .

که تو این تاثیر و حرکت را در میزان ِ هشتم ِ ملودی ات می بینی .

نت های گذر یا پاساژ در انتهای میزان ِ هشتم و تغییر ِ فضا از میزان ِ نهم از جمله کار های خوب و قدرتمند ات بوده

که باعث می شود شنونده ، گذشته ی ملودی ات را فراموش کند .

نکته ی مهم این است که تو نقطه ی اوج ِ ملودی ات که نت ِ فا دیز است را پنج بار در ملودی تکرار کرده ای !

این اصلن خوب نیست و کاملن اشتباه است .

و از طرفی دیگر باز هم ملودی را در محدوده ی یک اکتاو از فا دیز تا فا دیز نوشته ای .

فقط همین است ؟ یعنی اجازه نداریم از این بیشتر به کار ببریم ؟

تنوع در ساز بندی چه می شود پس ؟ یک بخش ِ ملودی را ویولن اجرا کند بخشی دیگر را مثلن فلوت ،

ایرادی دارد ؟

خب پس رنگ آمیزی در ارکستر را فراموش نکن . و چون در فضا سازی های ملودیک / هارمونیک هنوز قدرتمند نشده ای

پس از گستره ی وسیع تری از ملودی و تنوع ِ بیشتری در سازبندی استفاده کن .

نترس و جسور باش . برای تمرین ِ ملودی نویسی تا حالا کسی را اعدام نکرده اند !

به کار های دوست امان لا مینور نگاه کن تا منظور ام را متوجه شوی .

جدای از این ها در میزان ِ دهم در ضرب ِ سوم درست است که آکورد بر پایه ی سل دیز نوشته شده است

اما آن چنگ ِ سل دیز در ضرب ِ سوم خوش صدا نیست و نا هم آهنگ صدا می دهد .کما این که خواسته ای با پرش

آن را حل کنی که تاثیر اش شدید تر نیز شده است .

در انتهای ملودی پرش ِ پنجم به بالا و بعد چهارم به پایین حرکت ِ خطرناکی ست که سعی کن از انجام اش در ملودی خود داری

کنی چون اگر بر روی درجات ِ خاصی از گام انجام شود نیاز به حل دارد که قطعن باید تغییراتی عظیم در موسیقی و هارمونی ایجاد کرد .

پس منطق و اصول ِ پرش و آرپژ نویسی در ملودی را نیز همیشه در نظر داشته باش و از افراط در آن خود داری کن .

در میزان ِ آخر و آن نت ِ دو دیزی که نوشته ای ، نحوه ی تمام شدن اش بعید است که نوازنده ای یا ویولن اش بتواند

این جنس و نوع ِ صدا را از ویولن استخراج کند ! صدایی شبیه به ( میو گفتن ِ ) گربه در شخصیت و مقام ِ ویولن نیست .

پس بهتر است این جنس ِ صدا را سینت سایزر در نظر بگیریم نه ویولن .

با توجه به این که اکتاو ِ در حال ِ اجرا برای ویولن است اما فرکانس ِ ایجاد شده برای ویولا یا ویلنسل .

عملن اطلاق ِ نام ِ ویولن به این صدا خطرناک و ریسکی بی مورد است .

جدا از این ها . خطی که برای باس نوشته ای بسیار درست و منطقی شده است . و افراط در آن نیست .

درامز خوب است و منطقی .

استفاده ات از سینت سایزر ِ پویزن برای ریتم / هارمونی خوب و خلاقانه بوده است آفرین .

و پایان ِ خوبی و کلاسیکی را نیز برای موسیقی در نظر گرفته ای که نتیجه ی خوبی نیز داده است .

پس نکات ِ منفی اش این شد که

تکرار ِ بی مورد ِ نقطه ی اوج .

سکوت های نا درست و خارج از کادر ِ ملودیک

استفاده ی نا درست از ویولن و جنس ِ صدای نا درست .

مبهم بودن ِ شش میزان ِ اول ملودی در مقابل ِ میزان های بعد .

محدوده ی کم برای ملودی

و نکات ِ مثبت اش نیز

کنتراست ِ خوب در میزان ِ هفتم به بعد

عدم ِ وجود ِ سکوئنس های غیر ِ منطقی و افراطی .

پیوسته بودن و پرش های درست و حل های منطقی بعد از آن

شروع و پایان از درجات ِ اصلی ِ گام

 

اگر این ها را رعایت کنی قطعن نتایجی بهتر خواهی گرفت .

تمرین کن و صبور باش .

باز هم سپاس از لطف ات .

همواره شاد و آرام باش .

ارادتمند ات .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

عرض ِ ادب و احترام .

 

کمی وقفه افتاد تا دوستان جواب های خود اشان را ارسال کنند اما یکی از عزیزان که ویولونیست باشد

هنوز جواب را ارسال نکرده ! در نتیجه تمرین ِ آخر را ما در این جا قرار می دهیم تا دوستان به حل ِ آن بپردازند

مهرزاد ِ عزیز ( ویولونیست ) نیز می تواند جواب ِ دو تمرین ِ آخر را با هم ارسال کند . ( تاکید ِ بسیار البته ! )

 

اما بپردازیم به توضیحات .

این تمرین را به عنوان ِ آخرین تمرین و سخت ترین و گسترده ترین تمرین در نظر گرفته ام در نتیجه بسیار متفاوت است ، چرا ؟

در تمرین های قبل برای علاقه مند ساختن ِ دوستان به آکورد های دیسونانس مجبور بودم به عنصر ِ زیبایی ِ شنیداری نیز فکر کنم

و برای آن جایی را در هارمونی ها در نظر بگیرم .

اما در این تمرین دیگر خبری از زیبایی ِ شنیداری نیست ، بلکه شما باید با بد ترین هارمونی ها بهترین نتیجه را بگیرید .

چگونه ؟

تعدادی آکورد نوشته شده که بسیار مد گردی در آن صورت گرفته ، ماژور و مینور و کاسته و افزوده و دیز و بمل همه با هم . . . .

شما باید این آکورد ها را برای ارکستر ِ زهی تنظیم کنید و با یک ساز ِ دیگر برای اش ملودی بنویسید .

یعنی هارمونی ِ پیانو را برای این ارکستر :

ویولن یک

ویولن دو

ویولا

ویلنسل

کنترباس

تنظیم کنید و سپس با یک ساز ِ دیگر ملودی را بر روی این هارمونی بنویسید .

نتایج اش چیست ؟

شما با نحوه ی تقسیم ِ آکورد های دیسونانس در ارکستر آشنا می شوید .

نشخیص می دهید کدام صدا در سوپرانو و کدام صدا در باس نتیجه بهتری خواهد داشت .

صوت ِ رهبر را در ارکستر پیدا کرده و در بهترین وضعیت اش آن را قرار خواهید داد .

با حل های هارمونیک و روند های منطقی ِ صوتی آشنا شده و به دنبال ِ درست ترین راه خواهید بود .

درک خواهید کرد که از ساز های زهی و ارکسترال چه استفاده های حیرت انگیزی می توان کرد .

و از همه مهم تر این که سلیقه ی شما را گسترده تر خواهد ساخت و سخت گیری ِ شما نیز برای نوشتن ِ هارمونی ِ خوب

افزون خواهد شد . در نتیجه کم کم موسیقی های خوب و درست و سنگین و منطقی خواهید نوشت ( در گذر ِ زمان و با تمرین )

 

اما نکات ِ دستوری :

 

وقتی صدا های هارمونی را می خواهید بین ِ ارکستر پخش کنید سعی کنید فاصله ی زیادی بین ِ باس و سایر ِ صدا ها باشد .

همه ی صدا ها را نیز در سوپرانو فشرده نسازید .

بین دو بخش ِ نزدیک در باس و دو بخش ِ نزدیک در سوپرانو فاصله ی دیسونانس قرار ندهید ( مانند ِ دوم یا هفتم )

نقش های ملودیک در ارکستر را فقط برای باس و سوپرانو در نظر نگیرید ، گاهی این نقش را به صدا های میانی بدهید تا

در ارکستر نیز حضور اشان درک شود .

از پرش های غیر ِ منطقی و کاسته یا افزوده و یا بزرگ تر از فاصله ی ششم ِ مینور در دو بخش ِ سوپرانو و باس جددن ( جدّا" ) خود داری کنید .

فاصله های کاسته و افزوده را اگر مجبور شدید به کار ببرید حتمن با حل ِ منطقی اش و در همان خط ِ صوتی به کار ببرید .

به هیچ روی بار ِ ریتمیک ِ تمرین را بر عهده ی ملودی قرار ندهید . هارمونی را بر روی ارکستر به شکلی تنظیم کنید که

آن هم سهمی در ریتم داشته باشد .

تعادل و تقارن در موسیقی را رعایت کنید و از افراط و تفریط در هر روندی جددن ( جدّا" ) پرهیز کنید .

این یک هارمونی ِ ( بد صدا ) ست که شما باید آن را به زیبا ترین شکل به شنونده معرفی کنید .

پس با آرامش و بدون هیچ عجله ای در کار ، به بهترین راه و نتیجه فکر کنید .

تاکید می کنم که در هارمونی و ارکستر تغییری ایجاد نکنید .

اگر خواستید می توانید ساز های دیگر را اضافه کنید اما هارمونی حتمن باید بین ِ ارکستر ِ زهی و پیش تر گفته شده تقسیم شود .

در آکورد ها و روند ِ افقی اشان در گذر ِ زمان هیچ تغییری ایجاد نکنید . ( چون ممکن است حل ها و خط های صوتی را درست در نظر نگیرید )

اما یک آکورد را به شکل های مختلف می توانید در ارکستر پخش کنید .

مثلن گاهی بالا ترین نت در باس باشد یا نت های میانی در سوپرانو قرار گیرند این بسته به خود اتان است .

خود ِ اکورد عوض نشود اما جای صدا های آکورد را خود اتان انتخاب کنید تا به بهترین نتیجه برسید .

 

برای حل ِ تمرین نیز عجله نکنید . با آرامش . . . .

همواره شاد باشید .

ارادتمند .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...