رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





پست های پیشنهاد شده

mohsen_f_206    23,813

کاربر سایت

کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی زیادی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در ...آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد. مواردی که در زیر مطرح می شود بر داشت های شوبارت در رابطه با ویژگیهای احساسی گام های مختلف موسیقی است که دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.

 

C Major : خلوص کامل، پاکی، سادگی، بی ریایی و صداقتی کودکانه.

 

C Minor : اظهار عشق و سوگواری در عشقی ناکام. اشتیاق، افسردگی و حسرتی عاشقانه، این گام از روحی آسیب دیده حکایت می کند.

 

Db Major : آمیزه ای از حزن، شعف و خلسه. خنده نیست، لبخند است؛ عزاداری نیست، تظاهر به گریه است. به طور کلی بیانگر کاراکتر و احساسی نامتعارف و غریب است.

 

C# Minor : فریاد و زاری حاکی از ندامت، گفتگویی خودمانی با پروردگار، طلب دوستی و کمک در زندگی؛ افسوس خوردن از دوستی و و عشقی ناامید کننده.

 

D Major : گام فتح و پیروزی، تسبیح پروردگار، رجز خوانی، شادی پس از موفقیت. در سمفونی های مجلسی، موسیقی نظامی یا مارش، سرودهای مختص مناسبت ها و تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد، در حقیقت این گام نوعی نغمه سرایی شادمانه است.

 

D Minor : افسردگی زنانه، جسارتی آمیخته با شوخ طبعی کودکانه.

 

Eb Major : گام عشق و ایثار، گفتگویی صمیمانه با پروردگار.

 

D# Minor : احساس تشویش و اضطراب از عمیق ترین اندوه های روح، ناامیدی کودکانه، افسردگی شدید در تاریک ترین شرایط روح. هر گونه ترس و تردید از لرزش های قلبی از درون

 

D# Majorمخوف تراوش می کند. چه بسا اگر ارواح قادر به سخن گفتن بودند، کلماتشان می توانست کاملا به این گام نزدیک باشد!

 

E Major : هلهله و فریاد شادی، شور و شعف ناشی از خنده اما نه به طور کامل؛ این گام از لذت و سرخوشی حکایت می کند.

 

E minor : بی ریایی، معصومیت زنانه در اظهار عشق، زاری به دور از شکوه و شکایت، افسوس همراه با اشک؛ این گام از امید صد در صد، خلوص و شادی مطلق در گام C Major سخن می گوید

. F

Major :ادب، خوش رویی و آرامش

.

F Minor : افسردگی عمیق، سوگواری در مراسم ترحیم، عذاداری، شکوه و شکایت از بدبختی و اندوه از دست دادن

.

F# Major : فتح در پی پشت سرگذاشتن مشکلات، احساس راحتی و فراغت از غلبه بر موانع؛ انعکاس روحی خشمناک و درگیرهایی که نهایتا به پیروزی ختم می شوند در این گام نهفته است

.

F# Minor : گام تیره و تاریک، درست مانند سگی که جامه ای را می درد، با احساسات در کشمکش است. کلام این گام خشم و نارضایتی است.

 

G Major : روستایی و بدوی، بزمی، قناعت و رضایت در احساسات، قدردانی محبت آمیز از دوستی صادق و عشق وفادار؛ در یک جمله: هر گونه احساس آرام و صلح آمیز قلبی توسط این گام بیان می گردد

.

G Minor : ناخشنودی، اضطراب، تند خویی و نگرانی در مورد ناموفق ماندن برنامه های آینده؛ در یک کلمه : خشم و تنفر

.

Ab Major : دفن کردن، مرگ، تعفن، پوسیدگی، داوری و ابدیت در این گام نهفته است.

 

Ab Minor : گله کردن، فشار تا مرحله خفقان؛ تاسف و زاری، منازعه شدید، در یک جمله؛ رنگ این گام هر آنچه را که با مشکلات در کشمکش است، در بر می گیرد

. A Major : این گام اظهار عشق معصوم، رضایت از روابط احساسی؛ امید به دیدار مجدد معشوق در حین جدایی؛ طراوت جوانی و توکل به پروردگار است

.

A minor : زهد و تقوای زنانه، لطافت طبع.

 

Bb Major : عشق شادمان، باطنی شفاف، در آروزی دنیایی بهتر به سر بردن.

 

Bb minor : آفرینشی ظریف که به صورت تیره و تار جلوه گر می شود، دنیا را به تمسخر گرفتن؛ ناخشنودی از خود و بقیه؛ نوعی تمهیدات خودکشی از این گام به گوش می رسد.

 

B Major : رنگارنگ، اظهار احساسات شدید و وحشیانه، متشکل از رنگهای پر تشعشع. عصبانیت ، خشم، دیوانگی، حسادت، درنده خویی، ناامیدی و کلیه احساساتی که بر قلب سنگینی می کند در این محدوده قرار دارد.

 

B Minor : گام صبر، به آرامی در انتظار تقدیر و سرنوشت به سر بردن، تسلیم قضا و قدر الهی شدن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,884

عضو جدید انجمن

 

C Major : خلوص کامل، پاکی، سادگی، بی ریایی و صداقتی کودکانه.

 

C Minor : اظهار عشق و سوگواری در عشقی ناکام. اشتیاق، افسردگی و حسرتی عاشقانه، این گام از روحی آسیب دیده حکایت می کند.

 

Db Major : آمیزه ای از حزن، شعف و خلسه. خنده نیست، لبخند است؛ عزاداری نیست، تظاهر به گریه است. به طور کلی بیانگر کاراکتر و احساسی نامتعارف و غریب است.

 

C# Minor : فریاد و زاری حاکی از ندامت، گفتگویی خودمانی با پروردگار، طلب دوستی و کمک در زندگی؛ افسوس خوردن از دوستی و و عشقی ناامید کننده.

 

D Major : گام فتح و پیروزی، تسبیح پروردگار، رجز خوانی، شادی پس از موفقیت. در سمفونی های مجلسی، موسیقی نظامی یا مارش، سرودهای مختص مناسبت ها و تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد، در حقیقت این گام نوعی نغمه سرایی شادمانه است.

 

D Minor : افسردگی زنانه، جسارتی آمیخته با شوخ طبعی کودکانه.

 

Eb Major : گام عشق و ایثار، گفتگویی صمیمانه با پروردگار.

 

D# Minor : احساس تشویش و اضطراب از عمیق ترین اندوه های روح، ناامیدی کودکانه، افسردگی شدید در تاریک ترین شرایط روح. هر گونه ترس و تردید از لرزش های قلبی از درون

 

D# Majorمخوف تراوش می کند. چه بسا اگر ارواح قادر به سخن گفتن بودند، کلماتشان می توانست کاملا به این گام نزدیک باشد!

 

E Major : هلهله و فریاد شادی، شور و شعف ناشی از خنده اما نه به طور کامل؛ این گام از لذت و سرخوشی حکایت می کند.

 

E minor : بی ریایی، معصومیت زنانه در اظهار عشق، زاری به دور از شکوه و شکایت، افسوس همراه با اشک؛ این گام از امید صد در صد، خلوص و شادی مطلق در گام C Major سخن می گوید

. F

Major :ادب، خوش رویی و آرامش

.

F Minor : افسردگی عمیق، سوگواری در مراسم ترحیم، عذاداری، شکوه و شکایت از بدبختی و اندوه از دست دادن

.

F# Major : فتح در پی پشت سرگذاشتن مشکلات، احساس راحتی و فراغت از غلبه بر موانع؛ انعکاس روحی خشمناک و درگیرهایی که نهایتا به پیروزی ختم می شوند در این گام نهفته است

.

F# Minor : گام تیره و تاریک، درست مانند سگی که جامه ای را می درد، با احساسات در کشمکش است. کلام این گام خشم و نارضایتی است.

 

G Major : روستایی و بدوی، بزمی، قناعت و رضایت در احساسات، قدردانی محبت آمیز از دوستی صادق و عشق وفادار؛ در یک جمله: هر گونه احساس آرام و صلح آمیز قلبی توسط این گام بیان می گردد

.

G Minor : ناخشنودی، اضطراب، تند خویی و نگرانی در مورد ناموفق ماندن برنامه های آینده؛ در یک کلمه : خشم و تنفر

.

Ab Major : دفن کردن، مرگ، تعفن، پوسیدگی، داوری و ابدیت در این گام نهفته است.

 

Ab Minor : گله کردن، فشار تا مرحله خفقان؛ تاسف و زاری، منازعه شدید، در یک جمله؛ رنگ این گام هر آنچه را که با مشکلات در کشمکش است، در بر می گیرد

. A Major : این گام اظهار عشق معصوم، رضایت از روابط احساسی؛ امید به دیدار مجدد معشوق در حین جدایی؛ طراوت جوانی و توکل به پروردگار است

.

A minor : زهد و تقوای زنانه، لطافت طبع.

 

Bb Major : عشق شادمان، باطنی شفاف، در آروزی دنیایی بهتر به سر بردن.

 

Bb minor : آفرینشی ظریف که به صورت تیره و تار جلوه گر می شود، دنیا را به تمسخر گرفتن؛ ناخشنودی از خود و بقیه؛ نوعی تمهیدات خودکشی از این گام به گوش می رسد.

 

B Major : رنگارنگ، اظهار احساسات شدید و وحشیانه، متشکل از رنگهای پر تشعشع. عصبانیت ، خشم، دیوانگی، حسادت، درنده خویی، ناامیدی و کلیه احساساتی که بر قلب سنگینی می کند در این محدوده قرار دارد.

 

B Minor : گام صبر، به آرامی در انتظار تقدیر و سرنوشت به سر بردن، تسلیم قضا و قدر الهی شدن

 

عرض ِ ادب و احترام عزیز ِ دل ام .

مطلب ِ بسیار خوبی بود . . .

هر چند ریشه ی علمی ِ مستحکمی ندارد اما از لحاظ ِ احساسی به قدری تثبیت شده و دارای مثال های قدرتمند است که می توان روی آن حساب کرد .

 

مثال هایی این چنین :

برای دو ماژور می توان از سونات ِ معروف ِ موتسارت شماره ی کا 545 را نام برد که اصلن شروع اش همان است !

برای دو مینور می توان از سمفونی ِ شماره ی 5 بتهوون نام برد که همه شنیده اند .

برای دو دیز مینور می توان از آخرین کوارتت ِ بتهوون نام برد که یک شاهکار است برای بیان ِ احساس ِ پیش گفته .

ذکر ِ این نکته داستان را عیان تر می سازد که بتههون آن را در آخرین لحظه های عمر اش نوشته است .

برای ر ماژور می توان از سه کنسرتوی برتر ِ ویولن درتاریخ ِ موسیقی نوشته ی موتسارت و بتهوون و برامس نام برد که هر سه در ر ماژور هستند

و هر سه بخشی از رپرتوار ِ نوازنده گان ِ جهانی و هم چنین منبعی برای آهنگسازانی که می خواهند کنسرتو ویولن بنویسند .

برای ر مینور بعضی از کار های چایکوفسکی کاملن بازگو کننده ی مطلب هستند . و همین طور شاهکار و انجیل ِ موسیقی . . . انتهای خلق ِ موسیقی . . .

سمفونی ِ شماره ی 9 از بتهوون .

برای می بمل ماژور سمفونی ِ قهرمانی از بتهوون که در ایثار گری ناپلئون ساخته شده بود گویاست ! ( که البته بعد ها تغییر کرد چون ناپلئون تاج گذاری کرد و دیکتاتور شد ! )

برای می ماژور می توان از کنسرتوی بهار از چهار فصل ِ ویوالدی نام برد که اصلن همین اسم ِ بهار خود اش نشان می دهد داستان چیست ! و همین طور قطعه ی صبح گاهی

از ادوارد گریگ ِ نروژی که یک اجبار ِ شنیداری ست .

برای می مینور هم که خدا را شکر می توان به کار های مرحوم جواد ِ معروفی اشاره کرد و راه ِ دوری نرفت ! مانند ِ خواب های طلایی .

برای فا ماژور می توان از قطعه ی رویا ساخته ی شومان نام برد و سمفمونی ِ روستایی ِ بهتوون . ( شماره ی شش )

برای سل ماژور که بسیار محلی صدا می دهد و سر خوشانه ، می توان به قطعات ِ ایرلندی و اهالی ِ اسکاندیناوی مراجعه کرد که اصلن همین است !

برای سل مینور می توان به قطعه ی شانسون تریسته ( A Sad Song ) ساخته ی واسیلی کالیننیکوف اشاره کرد که توضیح کلن در اسم اش وجود دارد !

برای لا بمل ماژور می توان به بعضی از قطعات ِ شوبرت و شوپن مراجعه کرد که اصلن داستانی بس عمیق و سترگ دارد .

برای لا ماژور می توان به سمفونی ِ هفت از بتهوون و هم چنین سونات ِ لا ماژور ِ موتسارت اشاره کرد که خب نیازی به توضیح ِ این دو غول ِ موسیقی ندارد !

برای لا مینور می توان به قطعه ی (( رقص ِ آنیتراس ) اثر ِ ادوارد گریگ اشاره کرد که خوب به هر حال اسم اش هم گویای داستان است !

و همین طور بسیاری از موسیقی ها که در لا مینور هستند ما می شناسیم .

برای سی بمل ماژور می توان به پرلود و فوگ ِ باخ در این گام اشاره کرد

برای سی بمل مینور ترجیحن سکوت می کنم . . .

برای سی مینور هم سمفونی ِ شش ِ چایکوفسکی اسم اش که می آید داستان را مشخص کرده است . ( به خصوص اگر داستان اش را هم بدانیم )

 

 

امیدوار ام سایر ِ دوستان هم این تاپیک ِ دوست امان را بخوانند و از او قدر دانی کنند .

و همین طور قطعات ِ پیش گفته را نیز بشنوند اگر میلی بود . . .

به همین منظور تاپیک مهم می شود .

همواره شاد و آرام باشید .

ارادتمند .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
mohsen_f_206    23,813

کاربر سایت

عرض ِ ادب و احترام عزیز ِ دل ام .

مطلب ِ بسیار خوبی بود . . .

هر چند ریشه ی علمی ِ مستحکمی ندارد اما از لحاظ ِ احساسی به قدری تثبیت شده و دارای مثال های قدرتمند است که می توان روی آن حساب کرد .

 

مثال هایی این چنین :

برای دو ماژور می توان از سونات ِ معروف ِ موتسارت شماره ی کا 545 را نام برد که اصلن شروع اش همان است !

برای دو مینور می توان از سمفونی ِ شماره ی 5 بتهوون نام برد که همه شنیده اند .

برای دو دیز مینور می توان از آخرین کوارتت ِ بتهوون نام برد که یک شاهکار است برای بیان ِ احساس ِ پیش گفته .

ذکر ِ این نکته داستان را عیان تر می سازد که بتههون آن را در آخرین لحظه های عمر اش نوشته است .

برای ر ماژور می توان از سه کنسرتوی برتر ِ ویولن درتاریخ ِ موسیقی نوشته ی موتسارت و بتهوون و برامس نام برد که هر سه در ر ماژور هستند

و هر سه بخشی از رپرتوار ِ نوازنده گان ِ جهانی و هم چنین منبعی برای آهنگسازانی که می خواهند کنسرتو ویولن بنویسند .

برای ر مینور بعضی از کار های چایکوفسکی کاملن بازگو کننده ی مطلب هستند . و همین طور شاهکار و انجیل ِ موسیقی . . . انتهای خلق ِ موسیقی . . .

سمفونی ِ شماره ی 9 از بتهوون .

برای می بمل ماژور سمفونی ِ قهرمانی از بتهوون که در ایثار گری ناپلئون ساخته شده بود گویاست ! ( که البته بعد ها تغییر کرد چون ناپلئون تاج گذاری کرد و دیکتاتور شد ! )

برای می ماژور می توان از کنسرتوی بهار از چهار فصل ِ ویوالدی نام برد که اصلن همین اسم ِ بهار خود اش نشان می دهد داستان چیست ! و همین طور قطعه ی صبح گاهی

از ادوارد گریگ ِ نروژی که یک اجبار ِ شنیداری ست .

برای می مینور هم که خدا را شکر می توان به کار های مرحوم جواد ِ معروفی اشاره کرد و راه ِ دوری نرفت ! مانند ِ خواب های طلایی .

برای فا ماژور می توان از قطعه ی رویا ساخته ی شومان نام برد و سمفمونی ِ روستایی ِ بهتوون . ( شماره ی شش )

برای سل ماژور که بسیار محلی صدا می دهد و سر خوشانه ، می توان به قطعات ِ ایرلندی و اهالی ِ اسکاندیناوی مراجعه کرد که اصلن همین است !

برای سل مینور می توان به قطعه ی شانسون تریسته ( A Sad Song ) ساخته ی واسیلی کالیننیکوف اشاره کرد که توضیح کلن در اسم اش وجود دارد !

برای لا بمل ماژور می توان به بعضی از قطعات ِ شوبرت و شوپن مراجعه کرد که اصلن داستانی بس عمیق و سترگ دارد .

برای لا ماژور می توان به سمفونی ِ هفت از بتهوون و هم چنین سونات ِ لا ماژور ِ موتسارت اشاره کرد که خب نیازی به توضیح ِ این دو غول ِ موسیقی ندارد !

برای لا مینور می توان به قطعه ی (( رقص ِ آنیتراس ) اثر ِ ادوارد گریگ اشاره کرد که خوب به هر حال اسم اش هم گویای داستان است !

و همین طور بسیاری از موسیقی ها که در لا مینور هستند ما می شناسیم .

برای سی بمل ماژور می توان به پرلود و فوگ ِ باخ در این گام اشاره کرد

برای سی بمل مینور ترجیحن سکوت می کنم . . .

برای سی مینور هم سمفونی ِ شش ِ چایکوفسکی اسم اش که می آید داستان را مشخص کرده است . ( به خصوص اگر داستان اش را هم بدانیم )

 

 

امیدوار ام سایر ِ دوستان هم این تاپیک ِ دوست امان را بخوانند و از او قدر دانی کنند .

و همین طور قطعات ِ پیش گفته را نیز بشنوند اگر میلی بود . . .

به همین منظور تاپیک مهم می شود .

همواره شاد و آرام باشید .

ارادتمند .

 

سلام روشن جان

ممنون، نظر لطف شماست

سخنان زیبای شما و مثالهایی که زدید باعث کامل تر شدن بحث شد

موفق و موید باشید:flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...