رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





پست های پیشنهاد شده

Roya    144,244

سـرپرسـت سایت

 

من و خشنودیِ یارُ

 

دلا ، وصلت به دیدارُ

 

یه شمعِ نیمه بیدارُ

 

یه اشکِ پُر خریدارُ

 

توو این هستیِ بیمارُ

 

همش یک عشقِ تبدارُ

 

وصال چشمه خونبارُ

 

همین پروازِ بی بالُ

 

یه بوسه از لبِ یارُ

 

یه لبخندِ هوسبارُ

 

توو هم آغوشیِ بادُ

 

نفس حبسِ توو چشماتُ

 

من و گلدونِ دستاتُ

 

توو زندونم ! فقط با تو

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Nimaxtep    35,922

مدیر بـازنشسته

سلام خانم سجودی عزیز.بسیار زیبا.

اما به نظرم قافیه این 2 قسمت عوض بشه بهتره

 

یه لبخندِ هوسبارُ

 

توو هم آغوشیِ بادُ

 

و

 

وصال چشمه خونبارُ

 

همین پروازِ بی بالُ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
3Toos    4,828

کاربر سایت

مثل همیشه عالی من از این سبک اشعار خیلی خوشم میاد در این پختگی وزن مناسبی را دنبال می کند گرچه بنده در زمینه شعر و سرود های دوستان قدرت انتقاد یا تعریف ندارم ولی به نظر من این سروده عالی بود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
seeyavash    342

کاربر سایت

سلام خانم سجودی

تشکر از دعوت

خیلی زیبا بود

تقریبا ب نظرمن ی سبک متفاوت با شعرای قبلیتون بود

ایشالا موفق باشید:41:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
vahidnajafy    3,458

کاربر سایت

 

من و خشنودیِ یارُ

 

دلا ، وصلت به دیدارُ

 

یه شمعِ نیمه بیدارُ

 

یه اشکِ پُر خریدارُ

 

توو این هستیِ بیمارُ

 

همش یک عشقِ تبدارُ

 

وصال چشمه خونبارُ

 

همین پروازِ بی بالُ

 

یه بوسه از لبِ یارُ

 

یه لبخندِ هوسبارُ

 

توو هم آغوشیِ بادُ

 

نفس حبسِ توو چشماتُ

 

من و گلدونِ دستاتُ

 

توو زندونم ! فقط با تو

سلام سمیه جان ... قالب اثر چی بود ؟ بحر طویل ؟ زبان در اثر بسیار مهم اهس و این زبان رو کلمات و برخورد تو با اون می سازه . برای عدم استفاده از کلمات کلیشه شده ی امروزی که کلمات و گستره ی واژگانی قرن های گذشته است باید شناختی حاصل کنی . آشنایی با بافت زبان گذشتگان هم در رهگذار خوانش آثار اونها به دست میآد . ببین کلمات در اثرت مثل: دلا ، یار ، وصل، هستی و وصال چقدر استعمال امروزی دارن . با جسات می شه گفت هیچ . ببین من در شعری که در سایت زده بودم یک بیت داشت و در اون کلمه ی یار آوردم اما چیزی که کلمه ی یار رو برای مخاطب تازه نگه میداره نوع برخرود من با زبان و معنا سازی و لحن تمسخر آمیزی هستش که تا زگی داره و مخاطب لحن خودش رو در اون می بینه : اون بیت :

 

روبرو تیغ و قصه ی خون است ، پشت ِ سر دست ِ بیل ِ مجنون است شام آماده کرده در خانه ، یار ِ کودن در انتظار ِ من است !!!!!

 

 

ببین در این بیت مخاطب در موقعیتی طنز قرار داده می شه با کلمه ی کودن در کنار یار و عدم شناخت موقعیت معشوق از عاشق مخاطب آگاه رو به سمت معنا سوق می ده و کلمه ی یار رو براش امروزی جلوه می ده .

یک زمانی شما برای رسیدن به یک نتیجه ی عظیم اثرو رو کش میدی و مخاطب رو درگیر یک مسئله می کنی با تصاویر و ترکیبات موازی و در انتها با یک نتیچه گیری قوی کسالتاز اون برطرف میکنی . در این شعر متاسفانه این کسالت در پایان اثر بر مخاطب افزوده تر می شه . . این مسئله به خاطر عدم مطالعه ی آثاری از این دست به وجود میاد . پیشنهاد میکنم همونقدر که ناخودآگاه شما در گیر نشتن ترانه و شعر هس و ولع برای سرایش در شما ولع هست (که خیل خوبه ) همونقدر هم کنجکاو باشید در آثار گذشتگان و معاصرین . انتظار دارم مجدد درآثار دیگرت مجبور به اینگونه صحبت ها نباشم . . . موفق باشی ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
oaj    6,649

مدیر بـازنشسته

 

من و خشنودیِ یارُ

 

دلا ، وصلت به دیدارُ

 

یه شمعِ نیمه بیدارُ

 

یه اشکِ پُر خریدارُ

 

توو این هستیِ بیمارُ

 

همش یک عشقِ تبدارُ

 

وصال چشمه خونبارُ

 

همین پروازِ بی بالُ

 

یه بوسه از لبِ یارُ

 

یه لبخندِ هوسبارُ

 

توو هم آغوشیِ بادُ

 

نفس حبسِ توو چشماتُ

 

من و گلدونِ دستاتُ

 

توو زندونم ! فقط با تو

 

سلام خانوم سجودی عزیز.

من از نظر وزن و قافیه کم مشکل ندیدم توی ای نکار.

کارایی خوبی از شما خوندم.اما این کار اصلا به بقیه ی کار های شما نمی بره...

 

بال/باد/چشمات/دستات/تو

اگر قرار بر این بوده که تمامی آخرین کلمات مصرع ها هم قافیه باشند... این ها که قافیه ی کلمه ای مثل "یار" نیستند!چرا؟

 

 

از نظر وزن هم اشکال هم توی چندین مصرع...

اگه تقطیع هجایی کنید متوجه می شید...

من فکر می کنم این ترانه رو یا وقتی سرودید که خیلی احساساتی بودید یا حوصله ی ترانه نوشتن رو نداشتید... و همچنین فکر می کنم با آهنگ خاصی که توی ذهنتون بوده نوشتید...

 

مصرع هایی مثل:

یه اشکِ پُر خریدارُ

همش یک عشقِ تبدارُ

 

مشکل خوانش دارند...

اگه همه مصرع ها وزنی مثل مصرع اول داشتند، خوب می شد... اما وزن از دستتون در رفته...

 

موفق باشی.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,244

سـرپرسـت سایت

سلام خانوم سجودی عزیز.

من از نظر وزن و قافیه کم مشکل ندیدم توی ای نکار.

کارایی خوبی از شما خوندم.اما این کار اصلا به بقیه ی کار های شما نمی بره...

 

بال/باد/چشمات/دستات/تو

اگر قرار بر این بوده که تمامی آخرین کلمات مصرع ها هم قافیه باشند... این ها که قافیه ی کلمه ای مثل "یار" نیستند!چرا؟

 

 

از نظر وزن هم اشکال هم توی چندین مصرع...

اگه تقطیع هجایی کنید متوجه می شید...

من فکر می کنم این ترانه رو یا وقتی سرودید که خیلی احساساتی بودید یا حوصله ی ترانه نوشتن رو نداشتید... و همچنین فکر می کنم با آهنگ خاصی که توی ذهنتون بوده نوشتید...

 

مصرع هایی مثل:

یه اشکِ پُر خریدارُ

همش یک عشقِ تبدارُ

 

مشکل خوانش دارند...

اگه همه مصرع ها وزنی مثل مصرع اول داشتند، خوب می شد... اما وزن از دستتون در رفته...

 

موفق باشی.

 

سلام

اولا ممنونم از همه بخصوص شما از شما آقای آریامنش برای اینکه وقت گذاشتید .

نه اتفاقا می دونم هیچیش درست نیست نه ردیف ، نه قافیه ، نه وزن :46:

خواستم امتحان کنم چرا هر کی هر چی می خواد می نویسه خواستم ببینم چه حسی داره تازه این و تازه ننوشتم توی

آرشیوم بود مال سال 74 هست .

فقط خواستم یه تجربه داشته باشم همین .

از همه هم معذرت می خوام چون قصدم این بود که ببینم توی 14 سالگی چه امتیازی میگرفتم .

حالا فهمیدم هیچی خوب شد اون موقع توی انجمنی نبودم :sorry:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
oaj    6,649

مدیر بـازنشسته

سلام

اولا ممنونم از همه بخصوص شما از شما آقای آریامنش برای اینکه وقت گذاشتید .

نه اتفاقا می دونم هیچیش درست نیست نه ردیف ، نه قافیه ، نه وزن :46:

خواستم امتحان کنم چرا هر کی هر چی می خواد می نویسه خواستم ببینم چه حسی داره تازه این و تازه ننوشتم توی

آرشیوم بود مال سال 74 هست .

فقط خواستم یه تجربه داشته باشم همین .

از همه هم معذرت می خوام چون قصدم این بود که ببینم توی 14 سالگی چه امتیازی میگرفتم .

حالا فهمیدم هیچی خوب شد اون موقع توی انجمنی نبودم :sorry:

 

با این حساب در مقبل دوربین مخفی قرار داشتیم:4:

مطمئنا اولین کار ها هیچ وقت به پای آخرین کار ها نمی رسند..:flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
nargesmirfeizi    5,066

عضو جدید انجمن

سلام خانم سجودی.ممنون از دعوت. سبک جالبی داشت،البته بنظرم این پیوستگی مصرع ها خیلی برای خواننده نفس گیره. خوب بود وسطش یه تنفسی میدادین:) روزاتون شکلاتی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
R.Taheri    12,032

کاربر سایت

سلام خانم سجودی...

ممنونم از دعوتت...

مثل همیشه زیبا بود...

روان و رسا بود...

خیلی خوشم اومد...

تبریک میگم ...

موفق باشی ...:flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Ahmad-Sajadi    1,954

کاربر سایت

با درود کاری خوبی بود ولی به نظرم ضعیف تر از سایر ترانه هاتون در مصرع دوم کلمه ی دلا وزن رو کلا به هم ریخته البته این نظر شخصیم که امیدوارم 100 در 100 اشتباه باشی سعادتمند باشید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,086

عضو جدید انجمن

سلام..

 

اینکه بی پروا نوشتید و شاید بدون تامل مشخصه.

 

اگه کمی بیشتر دقت کنید فکر میکنم بتونید در این سبک و سیاق هم پیروز باشید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
hadismirfeizi    2,082

کاربر سایت

سلام رویای عزیزم.ممنون از دعوتت بانوی شاعر:) راستش کارهای قبلت رو بیشتر دوست داشتم.این خوبه که جدید مینویسی و هر سبکی رو امتحان میکنی واقعا خوبه هر کسی اسن کارو نمیکنه اما وقتی با اتصال "اُ" این ها رو به هم وصل میکنی یک جور حبس نفس به وجود میاد که باید حداقل بین چند خط یه سکته بیاد و بعد ادامه .اینکه فقط یکسره باشه و در اخر یه سکته(سکته وزنی نه.سکتی مفهومی منظورمه که یه امتیازه:) ) این در واقعا کار رو خسته کننده میکنه و باعث میشه هنرمندی که توی تک تک توصیفات ساختی به چشم نیاد به عنوان یه پیشنهاد به نظرم بین هر چند خط یه سکته باشه یعنی کوتاه کوتاه بشه فاصله و در آخر هم شکی باشه که سیر عمودی و داستان کار رو ببنده تصویر ها یکم پیچیده تر بشن بهتره البته اینا نظر شخصیه خانوووم تو خودت واردتری:1:افرین.موفق باشی و دنیات کارتونی/زمستونی:11:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...