رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





nargesmirfeizi

مصاحبه ی مجله تماشا با یغما گلرویی

پست های پیشنهاد شده

nargesmirfeizi    5,066

عضو جدید انجمن

سلام...

یغما گلرویی را همه می شناسیم، حتی اگر اسمش را نشنیده باشیم، زمزمه ی ترانه های اجتماعی پر رنگش را در صدای رضا یزدانی جستجو کرده ایم،و یا کمی نزدیک تر : ترانه های "رویای ما" و "یه دختر" را که نتیجه ی همکاری مشترک اِبی و شادمهر بود، شنیده ایم.

این ترانه سرای پر دغدغه که هیچ وقت به هیچ بهانه ای به هیچ کسی باج نداده، روزی به اسطوره ای بدل شده بود که مرا با هزاران اندیشه به دنیای ترانه نویسی کشاند، حالا بماند که چرا بعدها این اسطوره برایم شکست...

اما...هنوز هم با تمام وجود دوستش دارم...خودش را، ترانه هایش را، و جملات ساده و عمیقی که در پیچیده ترین سوال ها تحویل آدم می دهد. همه ی این ها، با خاطرات روزهایی که در صدای رضا یزدانی غلت می زدم و با ترانه های یغما، به یغما می رفتم؛ برایم زنده شد و بهانه دستم داد تا بگردم دنبال متنی، گفتگویی، خبری از این شاعر ِ ترانه سرا...

مصاحبه ای که برایتان می گذارم، مربوط به اردیبهشت ماه امسال است، حرف هایش پر است از انگیزه، جملات تکان دهنده و بیدارکننده هایی که با آن ها به گوش ترانه سراها سیلی می زند!

از پاپ می گوید، از رپ ، از همکاری اش با رضا، از هزینه ی ترانه ها و بازار امروز موسیقی... خواندنش خالی از لطف نیست دوستان... دعوتید.

===================================

"مصاحبه ی یغماگلرویی،شاعر گرانقدر ایرانی،با مجله ی تماشا"

 

يغما گلرويي ترانه سراي مهمي است. اگرچه چندي پيش اعلام کرد از دنياي موسيقي خداحافظي مي کند، اما نمي توان نقش او را در رشد ترانه امروز ايران ناديده گرفت.

او که از اوايل دهه هفتاد وارد بازار شعر و ترانه و موسيقي شده، تقريبا با اکثر خوانندگان بنام کشورمان همکاري داشته و با ترانه هاي زيباي خود طرفداران زيادي براي خود دست و پا کرده است.

او مي گويد ديگر هيچ .. صداي يغما نيست، حتي رضا يزداني، فعلا با هم کار نمي کنيم و اگر چنين تصميم بگيريم بايد شرايطي مثل گذشته هم فراهم شود! اين شما و اين صحبت هاي جالب يغما گلرويي:

همکاري شما با رضا يزداني روند بسيار خوبي را طي مي کرد، چه اتفاقي افتاد که اين همکاري ادامه پيدا نکرد؟

- من پيش از اين خيلي شفاف به اين مسئله اشاره کرده ام و گمان نکنم تکرار کردنش به درد کسي بخورد. فقط مي توانم بگويم رضا به راهي رفت که خودش مي پسنديد و از نظر بازار هم موفقيت بيشتري به دست آورد و حتي شايد اگر الان زمان را برايش به عقب برگرداني خيلي از کارهايي که قبل ها از من اجرا کرده را ديگر اجرا نکند.

شايد مقصر من بودم که رضايي ديگر را در رضا مي ديدم. رضايي دور از چشم تر، خاص تر و عاصي تر … در هر حال همچنان تنها مي توانم برايش آرزوي پيشرفت داشته باشم و اميد اينکه گول هوراها و امضا گرفتن ها و … را نخورد. رضا خواننده خوب و دوست قديمي من است و کار نکردنمان با هم لطمه اي به اين دوستي نزده.

پس رضا يزداني ديگر صداي ترانه هاي يغما نيست؟

- نه … هيچ .. ديگر صداي ترانه هاي يغما نيست.

بعد از اينکه از رضا يزداني جدا شديد؛ ترانه سراهايي با رضا همکاري کردند که جنس کارهايشان شبيه به ترانه هاي شما بود، اين موضوع را چطور ارزيابي مي کنيد؟

- اين به خودي خود براي من اتفاق بدي نيست. من مانند آن ترانه سراي خودشيفته کنار اقيانوس آرام نيستم که با اين چيزها مشکل داشته باشم و مدام غر بزنم که فلان ترکيب و فضا و نگاه مال من است و در ترانه ديگري تکرار شده. اگر اين حرفي که مي زنيد حقيقت داشته باشد، نشان مي دهد که تجربه من با رضا تجربه هاي موفقي بوده اند که سعي در تکرارشان داشته ولي من چون درست و دقيق آن کارها را نشنيده ام و نمي توانم نظر بدهم. فقط اميدوارم رضا در کارهايش، خودش را، حتي تجربه هايي که با هم داشتيم را تکرار نکند. چون تکرار براي هيچ خواننده اي خوب نيست.

شما که به جايگاه خوبي در ترانه رسيده ايد، چرا تصميم به خداحافظي گرفتيد؟

- جايگاه؟ کدام جايگاه؟ اينکه فلان و بهمان آوازخوان کارهايت را اجرا کرده باشد تنها مي تواند آدم هاي سطحي را راضي کند. هيچ وقت چنين چيزهايي را براي خودم «جايگاه» به حساب نياورده ام. تمام موضوع يک لطيفه گريه دار است. جايگاهي اگر باشد و به آن ببالم اعتماد مخاطبم و لطفي است که هميشه به من داشته اند و شايد براي خش نيفتادن به همين اعتماد است که امروز ترجيح داده ام از ترانه سرايي کناره گيري کنم چون ممکن است مشکلات مالي حاصل از ممنوع الفعاليتي و بيماري و تنگناهاي موجود رفته رفته من را به سمتي ببرد که روبروي مخاطبانم قرار بگيرم نه مثل هميشه در کنار آنها!

با شرايطي که امروز در فضاي موسيقي ما وجود دارد ترجيح مي دهم ديگر در اين حيطه کار نکنم. من روياهاي بزرگتري براي خود داشتم که اوضاع حاکم بر موسيقي و ترانه جلوي رسيدن به آنها را گرفت. يعني چيزي که روزي عشق و آرمان من بود امروز به بلاي جانم بدل شده و همانطور که گفتيد کار ترانه سرايي را کنار گذاشته ام.

بله به دليل برخوردهايي که اين روزها با بعضي از عوامل موسيقي و ترانه شده؟

- نوع برخوردي که با آن کارورزان و بعد با خود من شد درست و منطقي نبود اما اين تنها يکي از دلايل من براي کنار گذاشتن کار ترانه سرايي است. وقتي فضاي موسيقي ما آنقدر مه آلود است که بعد از تمام اين سال ها هيچ آينده روشني پيش چشمت نمي بيني، وقتي مرکز موسيقي که مثلا قرار بوده حامي موسيقي و ترانه اين مملکت باشد با شوراهاي ناوارد و ناآگاه موسيقي و ترانه و مميزي حسين قلي خاني اش جلوي هر نوآوري را گرفته، وقتي کل موسيقي مجاز ما تنها يک شوخي بي مزه است که شايد تنها براي همان متوليان فرهنگي خنده دار باشد کم کم به اين نتيجه مي رسي که بهتر است بيشتر از اين خود را سبک نکني.

من هم عطاي نداشته اين حرفه را به لقايش بخشيدم و اگر هم از اين به بعد ترانه اي بنويسم به قصد چاپ کردن مي نويسم نه اجراي اين و آن خواننده چون متاسفانه خوانندگان هم اغلب برده بازاري شده اند که از همان تهيه کنندگان کاسب لاله زار و متوليان فرهنگي خط مي گيرد و در چنين فضايي سکوت کردن از اجبار به پرت و پلا گفتن بهتر است. هر چقدر در اين سال ها اجازه دادم به شعور و شخصيتم توهين شود بس است.

شايد اگر آن سنديکايي که 10 سال پيش قرار بود براي ترانه و موسيقي راه اندازي کنيم و با کم لطفي دوستان و سنگ اندازي مسئولان نشد امروز وجود داشت، مي توانستيم به شکلي صنفي در مورد هم اتفاقي واکنش دهيم اما در اينجا کسي اهل کار گروهي کردن نيست و تنها جنگيدن براي ساده ترين مطالبات هنري باعث فرسودگي هنرمند مي شود.

من هميشه ترانه را اثري نوشتاري دانسته ام که اجراي خواننده تنها دامنه مخاطبانش را بزرگتر مي کند، پس همان بهتر که بدون واسطه خواننده و تنها با انتشار کتاب هايم با مخاطبانم در تماس باشم. آينه موسيقي مردمي ما آنقدر کدر شده که ديگر تصوير جامعه در آن منعکس نمي شود و کار کردن در اين فضا آب به هاون کوبيدن است.

چند وقت پيش ترانه مکرم بحثي را مطرح کرد که بايد درصدي از سود کنسرت هاي خوانندگان، به ترانه سراها اختصاص بيابد، در اين باره چه نظري داريد؟

- اين موضوع بخش کوچکي از حق قانوني مولف است که متاسفانه در کشور ما رعايت نمي شود و رعايت نشدنش هم به يک عامل برنمي گردد. هم مرکز موسيقي و هم خود کارورزان موسيقي در ترانه در آن مقصرند. من سال ها قبل پيشنهاد کردم برگه هاي قراردادي تهيه شود تا تمام موارد – که حق کنسرت خواننده يکي از آنهاست – در آن لحاظ شده باشند و تمام ترانه سرايان با آن برگه واحد ترانه هايشان را واگذار کنند تا رفته رفته صاحب يک کپي رايت وطني شويم اما ظاهرا اين دغدغه ديگران نبود و حالا هم داريم نتيجه اش را مي بينيم. البته در کل اين اتفاق نخواهد افتاد مگر اينکه يک سيستم دولتي پيگير اين موضوع باشد. اگر حق کپي رايت در کل کشور و در زمينه هاي مختلف محترم شمرده شود، اين موضوع قابل اجرا و پيگيري است.

در تمام دنيا اگر فقط يک آهنگ از يک خواننده يا ترانه سرا يا آهنگساز مورد توجه قرار بگيرد، هر بار که راديو و تلويزيون آن را پخش مي کند، مبلغي به عنوان حق کپي رايت به حساب آنها ريخته مي شود اما متاسفانه در ايران چنين چرخه اي وجود ندارد. يعني خواننده با چندرغازي که مي دهد يک عمر از آن ترانه استفاده مي کند و چيزي بابتش به ديگر عوامل توليد نمي دهد. کسي هم صدايش درنمي آيد و از طرف دستگاه هاي اجرايي هم واکنشي ديده و قانوني تدوين نمي شود چون اصولا موسيقي – مانند بسياري ديگر از شاخه هاي هنر – مسئله اي جدي براي متوليان فرهنگي نيست؛ يعني همين که سنگ جلوي پاي هنرمندنيندازند بايد خوشحال باشيم، حمايت پيشکش شان. من هم باور دارم که ترانه سراها هم بايد از کنسرت هاي موسيقي سود ببرند اما اين موضوع تا اطلاع ثانوي در موسيقي ما در حد يک شوخي است!

به نظرتان ترانه هاي پاپ ارزان نيست؟

- ارزان و بي بها بودن کليت هنر در اين سرزمين است اما بخشي از کم بها بودن ترانه به خود ترانه سرايان برمي گردد که به آثار خود – حداقل از نظر مالي هم – احترام نمي گذارند. وقتي خودت به کار خودت احترام نگذاري مشخص است که خواننده هم اين کار را نخواهد کرد. هيچ چيز در اين چرخه سر جاي خودش نيست. اصولا چيزي که به اسم «موسيقي مجاز» در ايران وجوددارد، به نظرم موسيقي نيست و فقط به دليل خالي نبودن عريضه و به شکل کاملا گلخانه اي اداره مي شود.

اين موسيقي نيست و دستاويزي است براي مسوولان که بگويند ما هم موسيقي مردمي داريم و بعد هم بيايند و سال به سال برايش جشنواره آبکي برگزار کنند و به به کنان دستپخت خود را سر بکشند! خواننده ها هم که به همين سالي يکي دو کنسرت توي سري خورده راضي شده اند واين قلابي بودن کل چرخه را بيشتر نشان مي دهد. خواننده بايد بتواند هر روز و در مکان هاي مختلف موسيقي اش را اجرا کند اما اوضاع به گونه اي رقم خورده که الان براي خوانندگان ما افت محسوب مي شود که در رستوران يا کافه ترانه هايش را اجرا کند و اين در حالي است که کسي مثل «فرهاد» که همه بزرگ و محترمش مي دانند هم سال ها از عمر خود را صرف خواندن در رستوران «کوچيني» کرد و چيزي از بزرگي اش کم نشد. خواننده اي که مدام در حال اجرا نباشد، خواننده نيست.

بنيامين و رضا صادقي به خاطر اين پرمخاطب شده اند که …

با توجه به روحيه معترضي که داريد، اگر خواننده مي شديد سبک رپ را انتخاب مي کرديد؟

- نه، من خواننده نمي شدم اما رپ فارسي را هم جدي و بيان کننده به قول شما اعتراض نمي دانم. اين را بايد بگويم که معترض بودن و اينکه به همه چيز معترض باشي، به خودي خود براي کسي حسن به حساب نمي آيد. ما بيشتر عصبي هستيم تا معترض. به باور من در رپ داخلي کسي را نداريم که واقعا معترض باشد. اگر هم داشته باشيم من نشنيده ام. اعتراض ها هم اغلب در حد صفحه حوادث روزنامه هاست و به مشکلات ريشه اي نمي پردازد. من وظيفه خواننده – رپر، يا غير رپر را- خيلي بيشتر از اينها مي دانم.

با اين تفاسير به نظر شما کار رپر چيست؟

- کار موسيقي رپ اين است که به چيزهايي اشاره کند که صفحه هاي حوادث روزنامه ها از بيان آن عاجز هستند وگرنه بيان همان حرف هايي که در روزنامه ها نوشته مي شود، آن هم با کمترين قريحه شعري که کار بزرگي نيست!

پس چي باعث مي شود که مثلا آهنگ «از چي بگم برات» اينقدر مورد استقبال واقع شد؟

- حس دلسوزي مردم به هر حال با شنيدن اين نوع آهنگ ها تحريک مي شود و بالطبع اين جنس آهنگ ها به دليل مرثيه وار بودن مورد توجه قرار مي گيرند. ما مردمي هستيم که به گريه و سوگواري عادت کرده ايم و شايد به همين دليل هم هست که خوانندگاني مثل «بنيامين» يا «رضا صادقي» که از نوحه خواني وارد خوانندگي شده اند، مخاطب بيشتري پيدا کرده اند.

شايد به دليل اينکه موسيقي درستي نداشته ايم امروز کساني از اين دست در جامعه موسيقي مطرح مي شوند و کار مي کنند، وگرنه بسياري از آثار چشم بازار درآور ما اصلا ارزش موسيقايي ندارند و رنجموره اند بيشتر تا موسيقي!

منبع: تماشا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Eibo    592

کاربر سایت

احسنت یغما.......ناز شصتت..ابجی بازم گل کاشتی داداش دمت گرم من امیدم این است که یک روز و یک روز و یک روز بلکه هروز و هرسال تا هزاران سال بلکه تا قیامت ...ببینم که ترانه سراهایه چیز فهمی اینجور رکو پوست کنده بگن ما چی میخوایم ...من نمیخوام خیلی وارد بحث بشم اما...........فقط میتونم بگم کتابایه تاریخی رو بخونید تا ببینید ایران چه موسیقی داشته و به کجا رسیده الان من به جرات میگم بهترین ترانه سراها و بهترین خواننده هامون بر میگردن به سال 1300 تا 1357 ولا غیر ....دوستان گستاخی منو ببخشند اما مواظب باشیم کجا پا میذاریم .....تو یه خاکی داریم قدم بر میداریم که قدمتش به وزنه کله کره زمینه قطب فرهنگ جهان ایرانه ایران.............یغما خیلی حرفایی رو تو مصاحبش

غیره مستقیم گفت و با زبونه بی زبونی گفت خیلی خوب با واژه ها جمله پنهانشو ساخت ............امیدوارم برداشتی که من کرده ام را شما نیز به دست بیاریدش امیدوارم یغما بتونه حرفاشو اثبات کنه ....................................خدا نگهداترتون باشه ..........خدا ما جوونارو از بعضی هنر هایه نا سالم دور نیگه داره .............

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...