رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





Violinist

بداهه نوازی گیتار الکتریک در سبک jazz / مهرزاد مهرگان

پست های پیشنهاد شده

Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

درود خدمت دوستان عزیز و مخصوصا قشر مظلوم و پشت پرده ی جامعه ی موسیقی ، یعنی نوازندگان محترم

خیلی وقت بود به علت مشغله ی زیاد دست به ساز نبرده بودم و این بداهه نوازی ( هم ملودی و هم ریتم ) رو انجام دادم که هم دستم گرم بشه و هم خودم لذت ببرم از دنیای بیکران ِ نوازندگی

گام سی مینور هستش و این دور آکوردی رو در هر پارت ِ هشت میزانی از ابتدا تا انتها تکرار کردم :

سی مینور - لا ماژور - سی مینور - لا ماژور - سل ماژور - ره ماژور - ( می مینور / دو ماژور ) - فا دیز ماژور

درام رو هم خودم ساختم و از اکسپنشن Vintage Drums Kits نکسوز استفاده کردم

خوشحال میشم با نظراتتون راهنمایی کنید بنده رو و اگر نظری انتقادی دارید ممنون میشم بفرمایید

در ضمن توجه داشته باشید که این یک موسیقی ِ از پیش برنامه ریزی و ساخته شده نیست و هرچه که در آن واحد به ذهنم رسیده رو نواختم و کل ِ این چیزی که میشنوید ، از ساخت درامز گرفته تا نواختن ِ ریتم و ملودی و میکس ، تنها در بیست دقیقه اتفاق افتاده !

مرسی

 


 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
hamed_kh    44,974

عضو جدید انجمن

سلام مهرزاد جان

برادر از فضای هارمونی جزی که با گیتار نواخته ای به یاد نوازندگی ویولون ات در پارک افتادم :8:

آیا آن بداهه نوازی هم روی همین لوپ بوده یا من اشتباه میکنم?

زیرا خاطره ی آن روز را برایم زنده کرد و به خاطر دارم آن بداهه نوازی هم در گام سی مینور بود:11:

شب سیزدهم از شنیدن بداهه نوازی دوست داشتنی ات بدر شد

مرسی:8:

 

 

 

 

ارادتمند :flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

سلام مهرزاد جان

برادر از فضای هارمونی جزی که با گیتار نواخته ای به یاد نوازندگی ویولون ات در پارک افتادم :8:

آیا آن بداهه نوازی هم روی همین لوپ بوده یا من اشتباه میکنم?

زیرا خاطره ی آن روز را برایم زنده کرد و به خاطر دارم آن بداهه نوازی هم در گام سی مینور بود:11:

شب سیزدهم از شنیدن بداهه نوازی دوست داشتنی ات بدر شد

مرسی:8:

 

 

 

 

ارادتمند :flower:

 

درود عزیز دلم

:)

درسته !

فضای ملودی شبیه به اون کاری هستش که با ویلن در حضور تو و @FeReD نواختم

البته گام اون ره ماژور بود .

ولی خب ، گام سی مینور ، مینور ِ نسبی ِ ره ماژور هستش و نقاط مشترک زیادی دارن این دو گام .

آکوردای اون تو هر پارت ِ چهار میزانی : ره ماژور - سی مینور - سل ماژور 0 ره ماژور بود .

یادش بخیر !

چقدر آهنگ خاکستری ابی رو خوندیم :)

بقول @Roshan.J : " میدانی که چقدر دوستت دارم ؟! "

:8:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
hamed_kh    44,974

عضو جدید انجمن

درود عزیز دلم

:)

درسته !

فضای ملودی شبیه به اون کاری هستش که با ویلن در حضور تو و @لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. نواختم

البته گام اون ره ماژور بود .

ولی خب ، گام سی مینور ، مینور ِ نسبی ِ ره ماژور هستش و نقاط مشترک زیادی دارن این دو گام .

آکوردای اون تو هر پارت ِ چهار میزانی : ره ماژور - سی مینور - سل ماژور 0 ره ماژور بود .

یادش بخیر !

چقدر آهنگ خاکستری ابی رو خوندیم :)

بقول @لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. : " میدانی که چقدر دوستت دارم ؟! "

:8:

 

من بیشتر مهرزاد جان :8:

بله، فرید هم همراهمان بود :flower:

خلاصه که خاطرات زیبا ترین یادگار از لحظات عمر ما هستند

روح بزرگوار من درگیرم از حجاب تو....

یادش بخیر

هرچند همه غرق درگیری های کوچک و بزرگیم

اینکه با یک نوازندگی ساز و یا خواندن آواز احساس آرامش میکنیم

همین زیباست ...

 

 

فدای مهربانی ات

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
F-Li    41,722

مدیر بـازنشسته

درود خدمت دوستان عزیز و مخصوصا قشر مظلوم و پشت پرده ی جامعه ی موسیقی ، یعنی نوازندگان محترم

خیلی وقت بود به علت مشغله ی زیاد دست به ساز نبرده بودم و این بداهه نوازی ( هم ملودی و هم ریتم ) رو انجام دادم که هم دستم گرم بشه و هم خودم لذت ببرم از دنیای بیکران ِ نوازندگی

گام سی مینور هستش و این دور آکوردی رو در هر پارت ِ هشت میزانی از ابتدا تا انتها تکرار کردم :

سی مینور - لا ماژور - سی مینور - لا ماژور - سل ماژور - ره ماژور - ( می مینور / دو ماژور ) - فا دیز ماژور

درام رو هم خودم ساختم و از اکسپنشن Vintage Drums Kits نکسوز استفاده کردم

خوشحال میشم با نظراتتون راهنمایی کنید بنده رو و اگر نظری انتقادی دارید ممنون میشم بفرمایید

در ضمن توجه داشته باشید که این یک موسیقی ِ از پیش برنامه ریزی و ساخته شده نیست و هرچه که در آن واحد به ذهنم رسیده رو نواختم و کل ِ این چیزی که میشنوید ، از ساخت درامز گرفته تا نواختن ِ ریتم و ملودی و میکس ، تنها در بیست دقیقه اتفاق افتاده !

مرسی

 


 

 

عاشق دنیای سه چهار ها و دو چهار های ترکیبی هستم... در جریانی که...؟ :4:

 

فقط آخر آخر یه نت زدی که فهمیدم در رفت :4: چون نه مدولاسیون میشه گفت و نه آلتره بازی و ... :)

زمان نتها خیلی در میزان های رو به روی هم نزدیک هم بود. ولی خب برای بیست دقیقه خوب مارو بردی تو فضای چاک بری :4:

 

اگه یه وکال هم میزدی که میگفت هی بیبی... آی وانت یو... با یه دیلی نرم و نویز دار دیگه روانی کننده بود

 

به اینها اینم اضافه کن که یه چند جا ضرب رو دادی رفت :) ولی در کل هوس کردم یه دو سه تا آلبوم گوش بدم:)

:flower::flower::flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

عرض ِ ادب و احترام آقا جان . . .

 

جان ات در می آید همین جوری که برای جز می نویسی و اجرا می کنی برای کار های کلاسیک و پاپ ات هم فکر کنی ؟!

خسته شدم از دست ات !

حوصله ی کِش دادن ِ ماجرا را ندارم . . . !

صرفن . . . خیلی خوش ام آمد . . خیلی خیلی خیلی . . . به خصوص از نقطه ی اوج اش از دقیقه ی دوم به بعد .

و فرود ِ کلاسیک اش . . .

باز هم از این کار ها انجام بده . . .

هم خود امان خوش حال می شویم هم غم و غصه و درد و ناراحتی را فراموش می کنیم !

به اُمید ِ کار های بیش تر از تو ( این چنین خوش سلیقه منطور ام است البته ! )

 

شادو آرام باش همواره .

ارادت مند ات .

پی نوشت :

آن قدر ها هم جز نیست ها . . . ! حرکت های پاپ و تکنیک های اسپانیایی در آن غوغا می کند !

خلاصه همه چی هست جز هدف اش که جز باشد !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

عرض ِ ادب و احترام آقا جان . . .

 

جان ات در می آید همین جوری که برای جز می نویسی و اجرا می کنی برای کار های کلاسیک و پاپ ات هم فکر کنی ؟!

خسته شدم از دست ات !

حوصله ی کِش دادن ِ ماجرا را ندارم . . . !

صرفن . . . خیلی خوش ام آمد . . خیلی خیلی خیلی . . . به خصوص از نقطه ی اوج اش از دقیقه ی دوم به بعد .

و فرود ِ کلاسیک اش . . .

باز هم از این کار ها انجام بده . . .

هم خود امان خوش حال می شویم هم غم و غصه و درد و ناراحتی را فراموش می کنیم !

به اُمید ِ کار های بیش تر از تو ( این چنین خوش سلیقه منطور ام است البته ! )

 

شادو آرام باش همواره .

ارادت مند ات .

پی نوشت :

آن قدر ها هم جز نیست ها . . . ! حرکت های پاپ و تکنیک های اسپانیایی در آن غوغا می کند !

خلاصه همه چی هست جز هدف اش که جز باشد !

درود مجدد ِ مجدد تر :-/

:21:

باورت میشه با کلی استرس و ترس ( صرفن از تو ! ) اینو پلی کردم و آپ کردم !؟ :)

نسبت بهت فوبیا پیدا کردم ! :(

ولی خوشحالم که لااقل از دستت قسر در رفتم و تقریبن سربلند بیرون اومدم :)

هدفم که خب 100 % جز بود قبل از شروع ِ ایمپرو وایز .

اما خب بداهه اس دیگه .

تو یک صدم ثانیه باید تصمیم بگیری چه نت هایی رو میخوای بنوازی و اصلن فرصتی برای فکر کردن و عوض کردن ِ تصمیم نیست .

البته من بخاطر اینکه سلفژ میدونم ، قبل از اینکه انگشتم رو روی فرت ها بذارم ، میدونم که قراره چه صدایی بده و یخورده کارم راحت تر هستش .

ولی خودت میدونی ، اون لحظه که غرق در بداهه نوازی هستی ، هزار مدل فکر و احساس میاد سراغ آدم .

بخاطر همین هم ممکنه تا حدودی از هدفی که داشتی فاصله بگیری .

در هر صورت هر چقدر هم پاپ و اسیپنیش توش غوغا کنه ، ولی کفه ی ترازوی جز سنگین تر هستش ! :15:

واسه یکی از دوستام گذاشتم گفتش : " بابااااا ! بی بی کینگ ! اریک کلپتون ! " :21:

ممنونم برادر جان :flower:

ویرایش شده توسط Violinist

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

عاشق دنیای سه چهار ها و دو چهار های ترکیبی هستم... در جریانی که...؟ :4:

 

فقط آخر آخر یه نت زدی که فهمیدم در رفت :4: چون نه مدولاسیون میشه گفت و نه آلتره بازی و ... :)

زمان نتها خیلی در میزان های رو به روی هم نزدیک هم بود. ولی خب برای بیست دقیقه خوب مارو بردی تو فضای چاک بری :4:

 

اگه یه وکال هم میزدی که میگفت هی بیبی... آی وانت یو... با یه دیلی نرم و نویز دار دیگه روانی کننده بود

 

به اینها اینم اضافه کن که یه چند جا ضرب رو دادی رفت :) ولی در کل هوس کردم یه دو سه تا آلبوم گوش بدم:)

:flower::flower::flower:

 

درود به امیر جانم !

بله عزیزم در جریانم ! :)

تو میزان ِ یکی مونده به آخر ، نت ِ فا دیز رو ، بکار کردم .

فالش بود واقعا ؟!

اتفاقا عمدن زدم اونو به عنوان نت ِ آلتره .

قبل از زدنش کاملن میدونستم که قراره چه صدایی بده .

مشکل ِ ضرب رو هم اولا بذار به پای بی تجربگی ِ من !

دومن بر میگرده به اینکه بداهه بوده .

نمیدونم بداهه نوازی کردی یا نه .

یه جاهایی دو به شک میشی که کدوم نت رو بزنی .

همین یک آن دو به شک شدن باعث میشه چند میلی ثانیه از ضرب جا بمونی .

ولی بنظر من قشنگی ِ بداهه نوازی و نوازدگی ِ لایو به همین از ضرب جا موند ها تو بعضی میزان ها هستش ، مخصوصا تو سبک جز که کلا بر پایه ی بداهه نوازی هستش .

نت ها وقتی کاملا سر ضرب و کوآنتایز باشن حالت ِ رباتیک و نرم افزاری به خودش میگیره .

مرسی برادر جان :flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

درود مجدد ِ مجدد تر :-/

:21:

باورت میشه با کلی استرس و ترس ( صرفن از تو ! ) اینو پلی کردم و آپ کردم !؟ :)

نسبت بهت فوبیا پیدا کردم ! :(

ولی خوشحالم که لااقل از دستت قسر در رفتم و تقریبن سربلند بیرون اومدم :)

هدفم که خب 100 % جز بود قبل از شروع ِ ایمپرو وایز .

اما خب بداهه اس دیگه .

تو یک صدم ثانیه باید تصمیم بگیری چه نت هایی رو میخوای بنوازی و اصلن فرصتی برای فکر کردن و عوض کردن ِ تصمیم نیست .

البته من بخاطر اینکه سلفژ میدونم ، قبل از اینکه انگشتم رو روی فرت ها بذارم ، میدونم که قراره چه صدایی بده و یخورده کارم راحت تر هستش .

ولی خودت میدونی ، اون لحظه که غرق در بداهه نوازی هستی ، هزار مدل فکر و احساس میاد سراغ آدم .

بخاطر همین هم ممکنه تا حدودی از هدفی که داشتی فاصله بگیری .

در هر صورت هر چقدر هم پاپ و اسیپنیش توش غوغا کنه ، ولی کفه ی ترازوی جز سنگین تر هستش ! :15:

واسه یکی از دوستام گذاشتم گفتش : " بابااااا ! بی بی کینگ ! اریک کلپتون ! " :21:

ممنونم برادر جان :flower:

 

 

عرض ِ ادب و احترامی دوباره .

 

یعنی من الهی پیش مرگ ات بشوم که باعث شدم این گونه حسی نسبت به من داشته باشی !

اصلن می خواهی سکوت کنم و چیزی نگویم از این به بعد ؟!

هر چه تو بگویی همان می شود !

 

از این ها گذشته کار ِ خیلی خوبد بود . البته نه این که در حد ِ استاندارد های اریک کلپتون و بی بی کینگ باشد ها !

( دوباره تخریب ِ شخصیت شروع شد ! ) :)))))

اما مزاح نکنیم واقعن لذت بخش بود . من از ساعت 2 تا الان حدودن 5 و نیم است دارم می شنوم اش .

و شدیدن هم با ان هم ذات پنداری می کنم و ژست های نمایشی ِ گیتاریست ها را هم از خود ام بروز می دهم !

خدا را شکر کسی نمی بیند !

کرکیا هم که در پُست اش نوشته :

 

فقط آخر آخر یه نت زدی که فهمیدم در رفت 4.gif چون نه مدولاسیون میشه گفت و نه آلتره بازی و ... smile.png
به اینها اینم اضافه کن که یه چند جا ضرب رو دادی رفت smile.png
مهرزاد ! برادر . . . ! اخراج اش کن ! لطفن !

 

گفتی اریک کلپتون و بی بی کینگ یک کار ِ تصویری از آن ها با جیمی و بادی دارم که آپلود کردم بیا با هم تماشا کنیم . .

.لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. Me Baby-BB KingEric ClaptonBuddy GuyJim Vaughn.FLV.html

 

 

 

ببین ! به دو نکته دقت کن . یکی وقتی اریک کلپتون می خواند به هم راهی های بی بی کنیگ . . .

یکی هم در دقیقه ی 1:40 وقتی اریک دارد سولو اجرا می کند بادی یک هارمونی / ریتم زیر اش هم زمان با او دقیق اجرا می کند .

همان لحظه بی بی کنیگ یک مرتبه متعجب به اریک نگاه می کند می بیند او نیست بر می گردد سمت ِ بادی با ابرو هایی بالا رفته از تایید ِ کار ،

سر اش را تکان می دهد و تشویق اش می کند . یعنی عالی ست این حرکت !

به غیر از هم آهنگی ِ اریک و بادی در این حرکت ، قدرت ِ سلفژ و شنیداری ِ بی بی کینگ در این لحظه کاملن مشخص است .

وسط ِ لذت بردن و رقصیدن یک مرتبه حواس اش به این جلب می شود .

خیلی ست . . .

 

باز هم سپاس گزار ات .

شاد و آرام باش

ارادت مند ات . :flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

عرض ِ ادب و احترامی دوباره .

 

یعنی من الهی پیش مرگ ات بشوم که باعث شدم این گونه حسی نسبت به من داشته باشی !

اصلن می خواهی سکوت کنم و چیزی نگویم از این به بعد ؟!

هر چه تو بگویی همان می شود !

 

از این ها گذشته کار ِ خیلی خوبی بود . البته نه این که در حد ِ استاندارد های اریک کلپتون و بی بی کینگ باشد ها !

( دوباره تخریب ِ شخصیت شروع شد ! ) :)))))

اما مزاح نکنیم واقعن لذت بخش بود . من از ساعت 2 تا الان حدودن 5 و نیم است دارم می شنوم اش .

و شدیدن هم با ان هم ذات پنداری می کنم و ژست های نمایشی ِ گیتاریست ها را هم از خود ام بروز می دهم !

خدا را شکر کسی نمی بیند !

کرکیا هم که در پُست اش نوشته :

 

مهرزاد ! برادر . . . ! اخراج اش کن ! لطفن !

 

گفتی اریک کلپتون و بی بی کینگ یک کار ِ تصویری از آن ها با جیمی و بادی دارم که آپلود کردم بیا با هم تماشا کنیم . .

.لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. Me Baby-BB KingEric ClaptonBuddy GuyJim Vaughn.FLV.html

 

 

 

ببین ! به دو نکته دقت کن . یکی وقتی اریک کلپتون می خواند به هم راهی های بی بی کنیگ . . .

یکی هم در دقیقه ی 1:40 وقتی اریک دارد سولو اجرا می کند بادی یک هارمونی / ریتم زیر اش هم زمان با او دقیق اجرا می کند .

همان لحظه بی بی کنیگ یک مرتبه متعجب به اریک نگاه می کند می بیند او نیست بر می گردد سمت ِ بادی با ابرو هایی بالا رفته از تایید ِ کار ،

سر اش را تکان می دهد و تشویق اش می کند . یعنی عالی ست این حرکت !

به غیر از هم آهنگی ِ اریک و بادی در این حرکت ، قدرت ِ سلفژ و شنیداری ِ بی بی کینگ در این لحظه کاملن مشخص است .

وسط ِ لذت بردن و رقصیدن یک مرتبه حواس اش به این جلب می شود .

خیلی ست . . .

 

باز هم سپاس گزار ات .

شاد و آرام باش

ارادت مند ات . :flower:

 

:)

من هم مزاح گردم !

اتفاقن لذت میبرم از گیرهای سه پیچت که سراسر از سر دلسوزی و رفاقت هستش !

یک میلیون درصد هم من به پای اریک و کینگ نمیرسم !

این دوست ما هم بر جسب شباهتی که این کارم از لحاظ فرم به آثار ِ این دو غول ِ بلوز داشت اون حرفو زد .

امیر @F-Li رو هم اخراج میکنم تا دیگه به اون نت ِ فا بکار و آلتره نگه فالش ! :)

 

ویدیو رو هم دیدم .

واااای عاشق بادی گای ام :o

مرسی مرسی

واقعا مرسی !

خیلی خوب بود .

خداااااست

:8:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

به عنوان یک مدیر کار بسیار ضعیفی بود ...

 

 

شما یک کار بسیار قوی نوازندگی کن بذار تا ما هم یاد بگیریم از شما ، استاد ِ گیتار !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Last fight    654

کاربر سایت

سلام.مهرزاد جان کار خیلی قشنگی بود.میخواستم بدونم این گیتار الکتریکی که زنده زدی چه پلاگینی تو اف ال میتونه صداش شبیه و نزدیک به این باشه؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

کسی که تو عمرش جاز گوش نداده نباید نظر بده:flower:

 

مرسی از شما .

دقیقا همینطوره .

من نظر کسی رو قبول میکنم که خودش تو اون حرفه قبلا امتحانش رو پس داده و شناخت کامل نسبت بهش داشته باشه و ازش آثار خوبی تو موسیقی شنیده باشم .

نه کسیکه که حتی چهار تا نت هم ازش نشنیدم !

من اگه بیام مثلا از یه قطعه راک انتقاد کنم ، در صورتی اون انتقاد ِ من با ارزش هستش که خودم سبک راک و ماهیت و تکنیک های این سبک رو بشناسم و بتونم همچین موزیکی تولید کنم .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

سلام.مهرزاد جان کار خیلی قشنگی بود.میخواستم بدونم این گیتار الکتریکی که زنده زدی چه پلاگینی تو اف ال میتونه صداش شبیه و نزدیک به این باشه؟

 

درود دوست عزیز .

هیچ پلاگینی !

ببین !

فقط طبیعی بودن ِ وی اس تی مهم نیست .

علاوه بر طبیعی بودن ِ وی اس تی ، باید تکنیک های ساز هم بدرستی اجرا بشن که اونم بصورت ِ 100% واقعا امکان پذیر نیست اجرای اینهمه تکنیک با نرم افزار .

مثلا تکنیک هایی که من تو این کار در عرض یک صدم ِ ثانیه و در خین نوازندگی اجرا کردم رو یا وی اس تی اگه بخوایم اجرا کنیم شاید ساعت ها وقت ببره ( هرچند باز هم طبیعی و مثل ِ زنده در نمیاد و مصنوعی و کامپیوتری صدا میده ! )

سازهایی مثل ملودی گیتار و سولوی ویلن رو فاکتور بگیر برای اجرای نرم افزاری و دنبال ِ زنده اش باش !

چون واقعا مثل زنده در نمیان و فقط وقت تلف کردنه .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
F-Li    41,722

مدیر بـازنشسته

:)

من هم مزاح گردم !

اتفاقن لذت میبرم از گیرهای سه پیچت که سراسر از سر دلسوزی و رفاقت هستش !

یک میلیون درصد هم من به پای اریک و کینگ نمیرسم !

این دوست ما هم بر جسب شباهتی که این کارم از لحاظ فرم به آثار ِ این دو غول ِ بلوز داشت اون حرفو زد .

امیر @F-Li رو هم اخراج میکنم تا دیگه به اون نت ِ فا بکار و آلتره نگه فالش ! :)

 

ویدیو رو هم دیدم .

واااای عاشق بادی گای ام :o

مرسی مرسی

واقعا مرسی !

خیلی خوب بود .

خداااااست

:8:

 

کلا این وسط ما شدیم آدم بده داستان :22:

آقا زندگی در لا به لای نیم پرده ها خیلی لذت بخش هستش...

باور کن این رو جدی میگم :) مخصوصا نتهای مورد علاقه من ==> دو - سی - لا دیز!!! فا - فا دیز - سل :)

 

بعد فا هم بزنی دلو به دریا بری رو می مینور :) یه همچین فضایی رو عاشقشم :)

ولی خدایی کاش اونجا فا رو نمیزدی ... برای همین کارات یکبار باید معرفیت کنم پلیس بین المللی موسیقی IMP! international Music Police

:)

 

ضرب رو هم اصلا ولش کن :) مثل سولو باز ها که کلا درامر رو میبوسن و میزارن کنار! فقط میزنن :(

 

ازین کار ها هم میکنیم گاه گدار ولی کلید ضبط رو خاموش میکنیم که رد پایی نمونه:21:

:flower::flower::flower: @Roshan.J

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
new musician    5,484

کاربر سایت

سلام به همه ی هنرمندان و هنردوستان کیوبیسی

سال نوتون بازم مبارک....:flower::flower::flower::flower:

درمورد کار جز نظر خاصی ندارم چون کار نکردم ولی زیاد گوش میدم از خواننده های مختلف . :45:

جز تلفیقی با لحجه ی عمیق پاپ و 3/4 بود

برای 20 دقیقه شنیدنی بود

پیشنهاد میکنم برای سبک موسیقیی مهرزاد جان یک سبک رو انتخاب کن.روی یه فضا و هارمونی و سبک تمرکز کن موفق تر خواهی بود

با شنیدن این کار یک لحظه احساس کردم چیزی از پاپ نمیدونم:46:

البته قابله درک هستشکه این کار بداههه نوازی بوده:3:

شاد و موفق باشی:flower::1:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

کلا این وسط ما شدیم آدم بده داستان :22:

آقا زندگی در لا به لای نیم پرده ها خیلی لذت بخش هستش...

باور کن این رو جدی میگم :) مخصوصا نتهای مورد علاقه من ==> دو - سی - لا دیز!!! فا - فا دیز - سل :)

 

بعد فا هم بزنی دلو به دریا بری رو می مینور :) یه همچین فضایی رو عاشقشم :)

ولی خدایی کاش اونجا فا رو نمیزدی ... برای همین کارات یکبار باید معرفیت کنم پلیس بین المللی موسیقی IMP! international Music Police

:)

 

ضرب رو هم اصلا ولش کن :) مثل سولو باز ها که کلا درامر رو میبوسن و میزارن کنار! فقط میزنن :(

 

ازین کار ها هم میکنیم گاه گدار ولی کلید ضبط رو خاموش میکنیم که رد پایی نمونه:21:

:flower::flower::flower: @Roshan.J

 

آی گل گفتی !

کلا زندگی ِ من بر پایه ی حرکت های کروماتیک هستش !

کروماتیک عشقه !

مثل این اتودی که الان به عشق خودت زدم .


 

واقعا چرا تو یک قطعه ای که مسازیم یا گوش میدیم ، استفاده ی فقط صرفن از نتهای اصلی گام حال نمیده ؟!

حالا بر عکس ِ این ، چرا شنونده های عادی حرکت هایی که فقط با نت های اصلی گام هستش رو می پسندن و حرکت های کروماتیک و آلتریشن رو نمی پسندن ؟!

تو هم بگو @Roshan.J

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
F-Li    41,722

مدیر بـازنشسته

آی گل گفتی !

کلا زندگی ِ من بر پایه ی حرکت های کروماتیک هستش !

کروماتیک عشقه !

مثل این اتودی که الان به عشق خودت زدم .


 

واقعا چرا تو یک قطعه ای که مسازیم یا گوش میدیم ، استفاده ی فقط صرفن از نتهای اصلی گام حال نمیده ؟!

حالا بر عکس ِ این ، چرا شنونده های عادی حرکت هایی که فقط با نت های اصلی گام هستش رو می پسندن و حرکت های کروماتیک و آلتریشن رو نمی پسندن ؟!

تو هم بگو @Roshan.J

 

پاسخ سادس! وقتی یک نفر در یک روز ده هزار تومان افیون مصرف میکند با دو هزار تومان راضی نمیشود!

و کسی که روزی یک نخ سیگار دود میکند به همان راضی است!

وقتی با 7 صدا و 8 نت ارضا نمیشوی مجبوری هزینه را کمی بالاتر برده تا به اطراف هم دستی ببری :)

دروغ گفتم هر چی خواستی بگو شما :)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

آی گل گفتی !

کلا زندگی ِ من بر پایه ی حرکت های کروماتیک هستش !

کروماتیک عشقه !

مثل این اتودی که الان به عشق خودت زدم .

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

 

 

عرض ِ ادب و احترام برادر جان .

 

واقعا چرا تو یک قطعه ای که مسازیم یا گوش میدیم ، استفاده ی فقط صرفن از نتهای اصلی گام حال نمیده ؟!

حالا بر عکس ِ این ، چرا شنونده های عادی حرکت هایی که فقط با نت های اصلی گام هستش رو می پسندن و حرکت های کروماتیک و آلتریشن رو نمی پسندن ؟!

ببین ! بی شمار علت وجود دارد هم از نظر ِ اجتماعی هم تاریخی هم فلسفی و هم حتی هنری . . .

حالا کاری ندارم که @لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. یکی از مهم ترین علت ها را با بد ترین مثال ِ ممکنه بیان کرد !

( مهرزاد ! اخراج اش کن برادر ! )

اما بیا کمی موضوع را بشکافیم ...

 

بشر اصولن محافظه کار و نسبت به تغییر کم تر انعطاف پذیر است . یعنی این پروسه ای چند میلیون ساله ست که انسان در پی ِ آن

تکامل یافته و به صورت ِ ژنتیک نهادینه شده .

او زمانی هم که غار نشین بود به سختی به هر پدیده ای که خارج از غار اش می دید روی خوش نشان می داد .

و این روند میلیون ها سال ادامه پیدا کرد . این ریشه ی تاریخی را اگر در همه ی مسائل وارد کنی

آن وقت حتی خیلی راحت تر می توانی نسبت به دیگران تصمیم بگیری .

اما به جز این

عادت های شنیداری ِ انسان ِ اجتماعی همواره بر این شکل گرفته که او هنگام ِ شنیدن ِ یک کار ( مجبور به فکر کردن نشود )

یعنی فقط بشنود و به قول ِ تو ( حال کند ) .

در این مسیر که به تصور ام ازقرون ِ وسطا در غرب و از زمان ِ صفویه در ایران شکل گرفته

سلیقه ی شنیداری ِ انسان به سمت ِ نظم و یک نواختی ِ شنیداری پیش رفته . یعنی عادت کرده ایم که عادت کنیم .

حتی این را در ضرب المثل های خود اِمان هم وارد کرده ایم .

 

( خواهی نشوی رسوا هم رنگ ِ جماعت باش )

( اگر درختی از بقیه ی درخت ها بلند تر باشد او را قطع می کنند )

 

می بینی ؟ هر شکلی نگاه می کنی به نوعی مخالف ِ تغییر هستیم .

به هر حال همه ی این ها در کنار ِ ذات ِ محاقظه کار ِ بشر باعث شده ما نتوانیم از راه ِ آسفالته ای

که برای اِمان در نظر گرفته اند خارج شویم . به خصوص جامعه ی عام و مخاطب ِ عامی که 99 درصد ِ مخاطب ِ هنر را تشکیل می دهد .

خُب تو به عنوان ِ هنرمند ِ ترقی خواه ، دست ِ آخر پس از کوفتن های بی شمار به این در های بسته یا در افسرده گی و گوشه گیری ِ خود خواسته

جان خواهی داد و یا هم چون تاجران و بازاری ها آن قدر سرعت ات را کم می کنی و برای مخاطب ِ عام موسیقی می نویسی که

یکی مانند ِ آن ها بشوی ( 9 - 14 مثلن ! )

به شکل ِ اَخَص اما اگر نگاهی فلسفی بخواهیم داشته باشیم خیلی راحت تر می توان به نتیجه رسید .

به ندرت ممکن است مغز ِ انسان که بر اساس ِ آموزه های سخت گیرانه و متعصبانه ی آکادمیک شکل گرفته و تربیت شده

روندی خارج از یک نظم ِ تعریف شده را در خود بپذیرد .

و در اساس نیز خواسته یا نا خواسته این رفتار در تمام ِ جنبه های زندگی ما به خصوص قسمت هایی که دریافت کننده هستند

ماننده حواس ِ چند گانه ، خود اش را بروز می دهد .

پس عملن نمی توان از برای امروز یا فردای شخصی نسبت به دگماتیسم ِ ذهنی اش ، ایرادی بر او وارد ساخت

او و ذهن اش و سلیقه اش نتیجه ی سیسمتی ست که همین را ساخته و شکل داده و به جامعه تحویل داده .

برای کسی که دوست دار آرپژ های مینور و ماژوری ست ( 9 - 14 ) ! اگر یک دیسونانس ِ خوشه ای از

سونات ِ کنکورد ِ چارلز آیوز را اجرا کنی قطعن اگر نبیند می گوید روی پیانو نشسته اند که این شکلی صدا می دهد آقا جان !

حالا بیا ثابت کن آیوز همه ی عُمر اش را صرف ِ این کرد !

من این را ایراد یا نقص یا هر چیزی که باعث ِ تفاوت باشد نمی بینم مهرزاد . در واقع به تصور ام این را همینی که هست

همین گونه هم بپذیری بهتر است . یا با آن کنار می آیی و برای اش ( 9 - 14) ! می نویسی ، یا سکوت می کنی و فاصله می گیری .

 

ببخشید زیاد نوشتم .

ما بقی ِ جنبه های این عادت های شنیداری را حضوری در مورد اش صحبت کنیم بهتر است .

 

شاد و آرام باش همواره

خاک ِ پای تو برادر .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

عرض ِ ادب و احترام برادر جان .

 

ببین ! بی شمار علت وجود دارد هم از نظر ِ اجتماعی هم تاریخی هم فلسفی و هم حتی هنری . . .

حالا کاری ندارم که @لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. یکی از مهم ترین علت ها را با بد ترین مثال ِ ممکنه بیان کرد !

( مهرزاد ! اخراج اش کن برادر ! )

اما بیا کمی موضوع را بشکافیم ...

 

بشر اصولن محافظه کار و نسبت به تغییر کم تر انعطاف پذیر است . یعنی این پروسه ای چند میلیون ساله ست که انسان در پی ِ آن

تکامل یافته و به صورت ِ ژنتیک نهادینه شده .

او زمانی هم که غار نشین بود به سختی به هر پدیده ای که خارج از غار اش می دید روی خوش نشان می داد .

و این روند میلیون ها سال ادامه پیدا کرد . این ریشه ی تاریخی را اگر در همه ی مسائل وارد کنی

آن وقت حتی خیلی راحت تر می توانی نسبت به دیگران تصمیم بگیری .

اما به جز این

عادت های شنیداری ِ انسان ِ اجتماعی همواره بر این شکل گرفته که او هنگام ِ شنیدن ِ یک کار ( مجبور به فکر کردن نشود )

یعنی فقط بشنود و به قول ِ تو ( حال کند ) .

در این مسیر که به تصور ام ازقرون ِ وسطا در غرب و از زمان ِ صفویه در ایران شکل گرفته

سلیقه ی شنیداری ِ انسان به سمت ِ نظم و یک نواختی ِ شنیداری پیش رفته . یعنی عادت کرده ایم که عادت کنیم .

حتی این را در ضرب المثل های خود اِمان هم وارد کرده ایم .

 

( خواهی نشوی رسوا هم رنگ ِ جماعت باش )

( اگر درختی از بقیه ی درخت ها بلند تر باشد او را قطع می کنند )

 

می بینی ؟ هر شکلی نگاه می کنی به نوعی مخالف ِ تغییر هستیم .

به هر حال همه ی این ها در کنار ِ ذات ِ محاقظه کار ِ بشر باعث شده ما نتوانیم از راه ِ آسفالته ای

که برای اِمان در نظر گرفته اند خارج شویم . به خصوص جامعه ی عام و مخاطب ِ عامی که 99 درصد ِ مخاطب ِ هنر را تشکیل می دهد .

خُب تو به عنوان ِ هنرمند ِ ترقی خواه ، دست ِ آخر پس از کوفتن های بی شمار به این در های بسته یا در افسرده گی و گوشه گیری ِ خود خواسته

جان خواهی داد و یا هم چون تاجران و بازاری ها آن قدر سرعت ات را کم می کنی و برای مخاطب ِ عام موسیقی می نویسی که

یکی مانند ِ آن ها بشوی ( 9 - 14 مثلن ! )

به شکل ِ اَخَص اما اگر نگاهی فلسفی بخواهیم داشته باشیم خیلی راحت تر می توان به نتیجه رسید .

به ندرت ممکن است مغز ِ انسان که بر اساس ِ آموزه های سخت گیرانه و متعصبانه ی آکادمیک شکل گرفته و تربیت شده

روندی خارج از یک نظم ِ تعریف شده را در خود بپذیرد .

و در اساس نیز خواسته یا نا خواسته این رفتار در تمام ِ جنبه های زندگی ما به خصوص قسمت هایی که دریافت کننده هستند

ماننده حواس ِ چند گانه ، خود اش را بروز می دهد .

پس عملن نمی توان از برای امروز یا فردای شخصی نسبت به دگماتیسم ِ ذهنی اش ، ایرادی بر او وارد ساخت

او و ذهن اش و سلیقه اش نتیجه ی سیسمتی ست که همین را ساخته و شکل داده و به جامعه تحویل داده .

برای کسی که دوست دار آرپژ های مینور و ماژوری ست ( 9 - 14 ) ! اگر یک دیسونانس ِ خوشه ای از

سونات ِ کنکورد ِ چارلز آیوز را اجرا کنی قطعن اگر نبیند می گوید روی پیانو نشسته اند که این شکلی صدا می دهد آقا جان !

حالا بیا ثابت کن آیوز همه ی عُمر اش را صرف ِ این کرد !

من این را ایراد یا نقص یا هر چیزی که باعث ِ تفاوت باشد نمی بینم مهرزاد . در واقع به تصور ام این را همینی که هست

همین گونه هم بپذیری بهتر است . یا با آن کنار می آیی و برای اش ( 9 - 14) ! می نویسی ، یا سکوت می کنی و فاصله می گیری .

 

ببخشید زیاد نوشتم .

ما بقی ِ جنبه های این عادت های شنیداری را حضوری در مورد اش صحبت کنیم بهتر است .

 

شاد و آرام باش همواره

خاک ِ پای تو برادر .

 

درود برادر جان !

تقریبن تونستی قانغ ام کنی !

خودت هم خوب میدونی که اون پنج ثانیه ی لعنتی ! واقعن دغدغه و سلیقه ی پرسونال ِ من نیست !

شرایط اقتصادی و غم ِ نان و خیلی مسائل ِ ریز و درشت ِ دیکه دخیل هستند در نوشتن و اجرای این پنج ثانیه ها !

بر اساس ِ تعاریفی که تو از ذات ِ انسان کردی ،

باید بپذیریم که فعلا نمیتوانیم این نگرش ِ بخش ِ عام از مخاطبین ِ هنر رو تغییر بدیم و دچار دگرگونی کنیم .

پس برای اینکه زنده بمانیم و به حیات ِ خود ادامه بدیم ، مجبوریم که در مواقعی ، پیرو اون ضرب المثل معروفی که ذکر کردی ، هم رنگ ِ جماعت شویم و پنج ثانیه ها رو بنویسیم ! ( هرچند واقعا دیدگاه ِ شخصی ما کاملن با این پنج ثانیه ها متفاوت است ! )

بگذار مثالی برات بزنم که کاملا ملموس بوده برام و خودم تجربه اش کردم .

خب . . . اکثر ِ اطرافیان ِ من جزو مخاطبین ِ عام موسیقی و کلن هنر هستن ( بعضی هاشون هم آهنگساز و تنظیم کننده حرفه ای هستند در سبک های بازاری و بقول معروف گیشه ای )

بارها پیش اومده که براشون مثلا یکی از آثار بتهوون ، موتزارت ، شوپن و کلا موسیقی ِ واقعی براشون گذاشتم و یا خودم نواختم .

ولی یک دقیقه و حتی بیست ثانیه هم اون قطعه رو تحمل نکردند که در مورد اش تعمق و تفکر کنند و بشنوند واقعن که چی هستند اینها .

ساعت ها من برای اینها صحبت کردم و توضیح دادم و هزاران دلیل ِ منطقی و عقلانی برای اینها آوردم که نشون بدم این موسیقی ها از همه لحاظ نسبت به خزعبلاتی که از لحاظ موسیقی و کلام شما گوش می دید با ارزش تر و قدرتمند تر هستند .

حتی برای اون دسته از دوستانم که خودشون موسیقی کار میکنن و حتی به تئوری موسیقی هم تسلط دارن ، دلایل تئوریک و علمی و آکادمیک آوردم .

ولی باز نمیدونم چرا نوانستند و یا نخواستند که قبول کنن ، چون از کودکی فقط موسیقی بازاری گوش دادن و الان هم که مثلا آهنگساز شدن ، باز هم همون موسیقی هایی که خودشون قبلن گوش میدادند رو میسازن !

بسیاری از دلایل رو خودت شرح دادی و برای من قابل قبول هستند .

ولی اگه این دلایل ِ تو رو به اضافه ی دلایلی که من براشون میارم ، باز کنار هم قرار بدیم و بهشون بگیم باز هم قبول نمی کنند .

من و تو و امیر ( اف ال آی ) خب 100% میدونیم حق با ماست !

البته نمیخوام از دید بالا و منظر ِ نارسیسم این حرفو بزنم .

ولی خب حق با ماست در مورد این قضیه و موسیقی هایی که ما میپسندیم از همه لحاظ برتر از موسیقی های اونها س .

من راجب این قضیه سالهاست که دارم فکر میکنم .

آوردن ِ دلایل و علت ها کار راحتی هستش .

ولی راهکار ارئه دادن یخورده سخت هستش .

راهکار چیست ؟

ما آهنگسازها چگونه باید سلیقه ی شنیداری مخاطبین عام رو بالا ببریم ؟

تو بعنوان یک استاد موسیقی ( لطفن تعارف و شکسته نفسی رو استثتاعا بگذار کنار ! ) ، برای این منظور و این دینی که به گردنت هست که جامعه رو از موسیقی ناسالم پاک کنی ، چه راهکاری رو ارائه میدی و چه کاری انجام میدی برای بالا بردن شعور ِ شنیداری مخاطبین ؟

آیا با خودت میگی : " به من چه که ، کی چی گوش میده ؟! "

و یا تلاش میکنی که ذائقه ی مخاطبین ِ عام رو تغییر بدی و لحظه ای از هدف ات پا پس نمیکشی ؟!

و یا مثلا من با نساختن ِ پنچ ثانیه ها و صرفن فقط ساختن ِ موسیقی ِ واقعی ، میتونم تاثیری در این روند بذارم ، یا اینکه کارم بی نتیجه است و فقط وقتم رو تلف میکنم و اون یک لقه نان رو هم از دست میدم ؟!

ویرایش شده توسط Violinist

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roshan.J    43,885

عضو جدید انجمن

درود برادر جان !

تقریبن تونستی قانغ ام کنی !

خودت هم خوب میدونی که اون پنج ثانیه ی لعنتی ! واقعن دغدغه و سلیقه ی پرسونال ِ من نیست !

شرایط اقتصادی و غم ِ نان و خیلی مسائل ِ ریز و درشت ِ دیکه دخیل هستند در نوشتن و اجرای این پنج ثانیه ها !

بر اساس ِ تعاریفی که تو از ذات ِ انسان کردی ،

باید بپذیریم که فعلا نمیتوانیم این نگرش ِ بخش ِ عام از مخاطبین ِ هنر رو تغییر بدیم و دچار دگرگونی کنیم .

پس برای اینکه زنده بمانیم و به حیات ِ خود ادامه بدیم ، مجبوریم که در مواقعی ، پیرو اون ضرب المثل معروفی که ذکر کردی ، هم رنگ ِ جماعت شویم و پنج ثانیه ها رو بنویسیم ! ( هرچند واقعا دیدگاه ِ شخصی ما کاملن با این پنج ثانیه ها متفاوت است ! )

بگذار مثالی برات بزنم که کاملا ملموس بوده برام و خودم تجربه اش کردم .

خب . . . اکثر ِ اطرافیان ِ من جزو مخاطبین ِ عام موسیقی و کلن هنر هستن ( بعضی هاشون هم آهنگساز و تنظیم کننده حرفه ای هستند در سبک های بازاری و بقول معروف گیشه ای )

بارها پیش اومده که براشون مثلا یکی از آثار بتهوون ، موتزارت ، شوپن و کلا موسیقی ِ واقعی براشون گذاشتم و یا خودم نواختم .

ولی یک دقیقه و حتی بیست ثانیه هم اون قطعه رو تحمل نکردند که در مورد اش تعمق و تفکر کنند و بشنوند واقعن که چی هستند اینها .

ساعت ها من برای اینها صحبت کردم و توضیح دادم و هزاران دلیل ِ منطقی و عقلانی برای اینها آوردم که نشون بدم این موسیقی ها از همه لحاظ نسبت به خزعبلاتی که از لحاظ موسیقی و کلام شما گوش می دید با ارزش تر و قدرتمند تر هستند .

حتی برای اون دسته از دوستانم که خودشون موسیقی کار میکنن و حتی به تئوری موسیقی هم تسلط دارن ، دلایل تئوریک و علمی و آکادمیک آوردم .

ولی باز نمیدونم چرا نوانستند و یا نخواستند که قبول کنن ، چون از کودکی فقط موسیقی بازاری گوش دادن و الان هم که مثلا آهنگساز شدن ، باز هم همون موسیقی هایی که خودشون قبلن گوش میدادند رو میسازن !

بسیاری از دلایل رو خودت شرح دادی و برای من قابل قبول هستند .

ولی اگه این دلایل ِ تو رو به اضافه ی دلایلی که من براشون میارم ، باز کنار هم قرار بدیم و بهشون بگیم باز هم قبول نمی کنند .

من و تو و امیر ( اف ال آی ) خب 100% میدونیم حق با ماست !

البته نمیخوام از دید بالا و منظر ِ نارسیسم این حرفو بزنم .

ولی خب حق با ماست در مورد این قضیه و موسیقی هایی که ما میپسندیم از همه لحاظ برتر از موسیقی های اونها س .

من راجب این قضیه سالهاست که دارم فکر میکنم .

آوردن ِ دلایل و علت ها کار راحتی هستش .

ولی راهکار ارئه دادن یخورده سخت هستش .

راهکار چیست ؟

ما آهنگسازها چگونه باید سلیقه ی شنیداری مخاطبین عام رو بالا ببریم ؟

تو بعنوان یک استاد موسیقی ، برای این منظور و این دینی که به گردنت هست که جامعه رو از موسیقی ناسالم پاک کنی ، چه راهکاری رو ارائه میدی و چه کاری انجام میدی برای بالا بردن شعور ِ شنیداری مخاطبین ؟

آیا با خودت میگی : " به من چه که ، کی چی گوش میده ؟! "

و یا تلاش میکنی که ذائقه ی مخاطبین ِ عام رو تغییر بدی و لحظه ای از هدف ات پا پس نمیکشی ؟!

و یا مثلا من با نساختن ِ پنچ ثانیه ها و صرفن فقط ساختن ِ موسیقی ِ واقعی ، میتونم تاثیری در این روند بذارم ، یا اینکه کارم بی نتیجه است و فقط وقتم رو تلف میکنم و اون یک لقه نان رو هم از دست میدم ؟!

 

عرض ِ ادب و احترامی دوباره برادر .

 

مهرزاد البته که من می دانم تو آن 5 ثانیه نیستی . اصلن تعریفی که من از تو در ذهن ام دارم چنین 5 ثانیه ای را حتی وارد نکرده که بخواهد تصمیم هم بگیرد .

پس در واقع من به در می گویم که دیوار بشنود . آن 5 ثانیه را مثال زدم که به اصلِ داستان توجه کنیم و اگر نه آن 5 ثانیه وضعی بهتر از خیلی کار ها دارد .

 

ببین تعاریف ِ من هم ذاتن ممکن است صحیح نباشند چون بر اساس ِ یک بررسی ِ کلی به این نتایج رسیدم . شاید در گذر ِ زمان عوض شوند بسته به شرایط طبیعتن .

این که می گویی ( فعلن ) نمی شود مخاطب ِ عام و سلیقه اش را عوض کرد ، روی فعلن اش بسیار تاکید می کنم .

بگذار یک نگاهی به جامعه ی غرب در دوره ای تاریخی پس از پایان رومانتیسیسم داشته باشیم .

بعد از اتمام ِ این دوره با آهنگ سازانی هم چون مالر و وردی و پوچینی و حتی اشتراوس ( ریچارد ) عملن سلیقه ی شنیداری ِ عام هم در یک

بی جاذبه گی و معلق بودن ِ مطلق فرو رفت . نگاه کن مثلن . . .

نئو رومانتیسیسم ها با امثال ِ راخمانینف آمدند .

نئو کلاسیک ها با امثال اُرف و هیندمیت آمدند .

مینیمالیست ها با میلتون بَبیت و فیلیپ گلس آمدند .

سریالیسم ها با شوئنبرگ و برگ و وبرن آمدند

و الی آخر . . .

مخاطب ِ خاص سریالیسم را هم چون تاج ِ مرصعی بر سر اش نهاد و خوش حال از چنین کشفی به سوی آینده تاخت

اما مخاطب ِ عام هنوز درگیر نکتورن های دلپذیر ِ شوپن بود که به دست ِ راخمانینف اجرا می شد . . .

سخت بود و خیلی هم زود بود برای چنین تغییر ِ عظیمی آن هم در جامعه ی بی حصار ِ غرب .

آن ها هم عقب ننشستند و با تربیت ِ اهنگ سازانی هم چون کیج و غیره رفته رفته یک انقلاب ِ نرم ِ شنیداری راه انداختند .

نتیجه اش را الان می بینیم . همه چیز ساخته می شود و هم چیز هم شنیده می شود ( در جامعه ی غرب )

اما در جامعه ی شرقی بنا به برخوردی احساسی ( و نه منطقی هم چون غرب ) به ندرت توانستند با این تحولات کنار بیایند .

در واقع آن قدر کم است که بگوییم نیامدند بهتر است !

و تا زمانی که در جامعه ای هم چون ایران هنرمندان چشم ِ دیدن ِ هم دیگر را ندارند پس عملن نمی توان انتظار ِ یک صدایی و تلاش برای

این انقلاب را دید . . .

همه با ( من ام من ام ) گفتن های خود اِشان عملن کار را خراب تر کرده اند .

با عدم ِ تحقیق با عدم ِ تحصیل و تفکر . . .با تنبلی حتی . .

ما ابزار اِمان مدرن گشته اما موسیقی اِمان از دوره ی قاجاریه هم عقب تر رفته .

( فعلن ) نمی شود کاری کرد تا شرایط فراهم شود . با یک گُل بهار نمی شود .

 

مهززاد ! این که تو با غم ِ نان خیلی از کار ها را انجام دهی دلیل ِ منطقی ای نیست که بیان اش کنی

بلکه دلیلی شخصی ست و هیچ کسی هم نمی تواند حرفی بزند . این را نباید چیزی بیش تر از یک اجبار دانست .

و اگر نه برای ات مثال زدم امثال ِ احمد پژمان و بابک ِ بیات و واروژان و انوشیروان و شهرداد روحانی و خیلی های دیگری که الهه ی مطلق ِ موسیقی هستند

اما کار های پاپ ِ مانده گاری هم انجام دادند که از غم ِ نان هم بوده . اما منجر به نتیجه ای شاه کار شده .

من تاکید ام روی این است .

شنیده ای که می گویند آدم دزد هم می شود حداقل بهترین دزد بشود !

خُب پاپ هم می نویسی بهترین را بنویس که مردم با دهانی باز حیرت کنند نه تشویق .

چون تشویق بعد از مدتی جای خود اش را به تکذیب می دهد .

هیچ بد نیست تو پاپ بنویسی . . . از آن 5 ثانیه ها بنویسی ، اصلن . اما شاه کار بنویس .

 

ببین ! می گویی من و تو و امیر می دانیم که حق با ماست ( آن هم 100 درصد ) . اما باور کن اصلن حق با ما نیست .

چون ما در زمانی اشتباه و در مکانی اشتباه با کاری که نسبت به این زمان و مکان اشتباه است داریم تلاش می کنیم که یک نظام ِ مطلق ِ شنیداری را عوض کنیم .

البته که ما اشتباه می کنیم !

باید همینی که هست را بپذیریم و در کنار اش به شکل ِ موازی کار های دیگری را هم انجام بدهیم .

مثلن . . .

تو از آن 5 ثانیه ها هزار قطعه بساز اما کنار اش هم یک قطعه ی جدی بگذار و بگو من این را هم دارم ( اگر ) ( مایل ) هستید می توانید این را هم بشنوید .

هیچ اجباری در کار نیست . صرفن یک معرفی ست .

این بخشی از راه کار ِ فردی ست .

 

اما . . .

ما آهنگسازها چگونه باید سلیقه ی شنیداری مخاطبین عام رو بالا ببریم ؟
با احترام گذاشتن به آن و پذیرفتن اش همان گونه که هست .

و موازی با آن انجام دادن ِ کار های اساسی .

 

تو بعنوان ( ویرایش کردم با اجازه ! روشن کافی ست ) ، برای این منظور و این دینی که به گردنت هست که جامعه رو از موسیقی ناسالم پاک کنی ، چه راهکاری رو ارائه میدی و چه کاری انجام میدی برای بالا بردن شعور ِ شنیداری مخاطبین ؟
ببین ! آلوده گی با آلوده گی پاک نمی شود . یعنی نمی توانی برای پاک کردن ِ آن 5 ثانیه ها ، خود ات هم از آن 5 ثانیه ها تحویل ِ اجتماع بدهی .

در عمل من معتقده ام همه چیز باید باشد . مخاطب باید قدرت ِ تصمیم گیری و انتخاب داشته باشد .

در واقع بخشی از این کج سلیقه گی ِ مخاطب مربوط به دایره ی محدود ِ گزینه های شنیداری و انتخاب ِ او از میان ِ این هاست .

معتقد ام صد البته هم چنان . . .که برای شناخت ِ موسیقی ِ خوب باید موسیقی ِ بد هم باشد و اگر نه هیچ معیاری برای خوبی وجود نخواهد داشت . ( و بالعکس طبیعتن )

نظر ِ شخصی ام گسترده گی ِ آثار و دامنه ی کار های ارائه شده است . همین اگر انجام شود نتیجه اش را خواهیم دید .

 

آیا با خودت میگی : " به من چه که ، کی چی گوش میده ؟! "

و یا تلاش میکنی که ذائقه ی مخاطبین ِ عام رو تغییر بدی و لحظه ای از هدف ات پا پس نمیکشی ؟!

البته که این را می گویم ( " به من چه که ، کی چی گوش میده ؟! " ) !

این که چه کسی چه چیزی گوش می دهد به من مربوط نیست ! چیزی از او نمی گیرم

بلکه به آن اضافه می کنم . یعنی نمی گویم آن را گوش نکن و این را گوش کن .

می گویم آن را بشنو . . .این را هم بشنو . . .

هیچ دلیلی برای مخالفت با او و تغییر ِ سلیقه اش نمی بینم . تو برای یک بچه همه نوع غذا بگذار او خود اش خوش مزه ترین را انتخاب می کند

اما اگر یکی را کم کنی او فقط همان یکی را می خواهد کاری ندارد که خوب است یا بد .

وصف ِ حال ِ ماست .

 

و یا مثلا من با نساختن ِ پنچ ثانیه ها و صرفن فقط ساختن ِ موسیقی ِ واقعی ، میتونم تاثیری در این روند بذارم ، یا اینکه کارم بی نتیجه است و فقط وقتم رو تلف میکنم و اون یک لقه نان رو هم از دست میدم ؟!
مهرزاد ! بی شک تو با نساختن ِ آن 5 ثانیه ها ، با مشکلات ِ بسیاری رو به رو خواهی شد . نه فقط تو . همه ی آهنگسازان و همه ی هنرمندان ِ جهان .

موضوع این نیست که باشد یا نباشد . موضوع این است که ( فقط ) این نباشد . کار های دیگری هم باشد که مخاطب ِ خاص وقتی می شنود

بداند که تو در آن 5 ثانیه ها با او شوخی کرده ای و با مخاطب ِ عام جدی بوده ای .

( بر عکس نیز صادق است که مخاطب ِ عام با کار های جدی ات فکر کند با او شوخی کرده ای )

 

می بینی ؟ عملن راه کار زیاد است . اما باید قبول کنیم که کمی خسته و بی حوصله ایم .

( حال ِ ) جدی کار کردن نداریم . راحت طلب ایم که این از نتایج ِ زندگی ِ مدرن ِ بشر است .

خُب وقتی تو کنسرت نمی روی و ترجیح می دهی در خانه یک دی وی بگذاری و هزار بار تماشای اش کنی

عملن نباید انتظاری هم از خود ات داشته باشی که یک کنسرتو برای پیانو بنویسی .

نه تو . . همه ی ما بالاخص خود ام . . . تعارف که نداریم .

 

نتیجتن ما کار اِمان سخت است . اما نشدنی نیست .

زمان می گذرد و معلوم می شود چه کرده ایم برادر . . .

 

شاد و آرام باش هم چون همیشه

خاک ِ پای تو هم چنان .

ویرایش شده توسط Violinist

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
MasoudYazdi    5,397

عضو جدید انجمن

درود مهرزاد جان .. :flower::flower:

اگر نمی گفتید ، اصلا احتمال نمی دادم که این کار improvise است . خیلی زیبا و مسلط اجرا کردی ، هنرمند ارجمند :flower:

کلا مد بلوز مرا غلغلک می دهد + فرمول هارمونیک اسپنیش که یکی از زیباترین و ساده ترین فرمول های هارمونیک دنیاست کارت را کاملا نوستالژیک و خوشرنگ کرده است .

 

خسته نباشید و تبریک بنده رو بپذیر. ..

 

آی گل گفتی !

کلا زندگی ِ من بر پایه ی حرکت های کروماتیک هستش !

کروماتیک عشقه !

مثل این اتودی که الان به عشق خودت زدم .

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

 

عذر بپذیر که در گفتگوی شما و روشن عزیز مداخله ای دارم ، البته این مبحث (از دیدگاهی وسیع تر از چند تکنیک موسیقی ) یکی از بزرگترین و متاسفانه کم نتیجه ترین گفتگوها در دنیای موسیقی و صدالبته هنر است که ساعت ها درباره ان با دوستان گفتگو کردیم و نتیجه در نهایت یک چیز ثابت بود در که ادامه خدمتت عرض خواهم کرد .

به نظر من در ابتدا باید از پرسش های ساده ای و جواب انها را برای خودمان مشخص کنیم :

هنر چیست و برای کیست ؟ از کجا امده است؟ هدفش چیست ؟ هنرمند کیست ؟ اصلا کاری که برای میل دیگران ساخته شود هنر است؟ (از لحاظ اخلاقی عرض میکنم )

 

به واقع هرچه بیشتر در این مسئله فکر میکنم کمتر نتیجه میگیرم چرا که موضوع مثل یک حلقه تکراری در خود می پیچد از طرفی هنر نباید با سلایق عمومی ترکیب شود .

این را به قطع به شما می گویم . هنر وقتی که با سلیقه عام ترکیب شد ، حکم مرگش هم اعلام شد .

 

در تاریخ گذشته ،در تمامی ادوار موسیقی مردم و عام تعیین کننده نبودند .. شنونده بودند . شاید امروزه سخت باشد که باور کنیم اما در دوره هایی مثل باروک، کلاسیک و یا رمانتیک، موسیقی عامیانه و به اصطلاح امروز pop ،کارهای باخ ، بتهوون و ... محسوب می شده است (به موسیقی فولک و عامیانه که برای رقص و ... استفاده می شد کاری نداریم . انها تا به امروز ادامه دارند و روندی یکسان در طول تاریخ داشتند . )

 

 

اما حالا امروزه وقتی که همه چیز تغییر کرده است این سوال مطرح است که پس چه کسی قرار است موسیقی ما را بشنود ؟ هنر چگونه قرار است منتشر شود ؟ وقتی که به سلیقه مخاطب احترام گذاشته نشود ، چگونه باید از عقیم نشدن کار در ارتباط با مخاطب جلوگیری کرد ؟

 

به نظر من اجبارا بایستی سنگ را کنار شیشه نگاه داشت ، در درجه اول هنرمند ، خودش ، شخصیتش ، کاراکترش و چیزی که عرضه میکند را ثابت نگاه دارد و به خاطر هیچکس ان را تغییر ندهد و در مرحله دوم اگر چیزی به نظرش رسید که با تغییرش نظر خودش عوض نمی شود و شنونده لذت میبرد پس چرا که نه ؟

البته نباید موازین اخلاقی را هم این میان فقط به یک فرد واگذار کرد و این وظیفه جامعه است اما خوب بیشتر نباید گفت چرا که جامعه امروزه متاسفانه درگیر پیچیدگی های ضد اخلاقی زیادیست . پس تا بدین جا فقط هنرمند است و اخلاق هنرمندی .

 

و اگر نه برای ات مثال زدم امثال ِ احمد پژمان و بابک ِ بیات و واروژان و انوشیروان و شهرداد روحانی و خیلی های دیگری که الهه ی مطلق ِ موسیقی هستند

اما کار های پاپ ِ مانده گاری هم انجام دادند که از غم ِ نان هم بوده . اما منجر به نتیجه ای شاه کار شده .

من تاکید ام روی این است .

شنیده ای که می گویند آدم دزد هم می شود حداقل بهترین دزد بشود !

خُب پاپ هم می نویسی بهترین را بنویس که مردم با دهانی باز حیرت کنند نه تشویق .

 

درود بر روشن عزیز ..

البته با ان مثال دزد که زیاد موافق نیستم زیرا قیاس مع الفارق است اما با کلیت حرف شما کاملا موافقم و در حقیقت به نظرم نه تنها در پاپ بلکه هرچه میخواهی باش اما بهترین باش ، از علم استفاده کن ، موسیقی ات را پرورش بده ، شخصیتت را محکم بساز و شنونده به راحتی در ادامه پیدا می شود چون همانطور که گفتی این هنرمند است که درحال اضافه کردن چیزی به شنونده است نه شنونده به هنرمند .

 

خلاصه کلام به گمانم می اید که اشتباه انجاست که ما خود را با دیگران میسنجیم و خود را تماما در نظر و فیدبک دیگران جستجو میکنیم . هنرمند ، هنرمند است و تا ابد باید انچه حق است بسازد ، هرچه بیشتر به دنبال مخاطب بگردد ارزش خود را پایین تر اورده و شنونده هم حتی از او دوری بیشتری میگیرد . این نظر و گمان من است .

 

پیروز باشی :flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
MasoudYazdi    5,397

عضو جدید انجمن

بعد از اتمام ِ این دوره با آهنگ سازانی هم چون مالر و وردی و پوچینی و حتی اشتراوس ( ریچارد ) عملن سلیقه ی شنیداری ِ عام هم در یک

بی جاذبه گی و معلق بودن ِ مطلق فرو رفت . نگاه کن مثلن . . .

نئو رومانتیسیسم ها با امثال ِ راخمانینف آمدند .

نئو کلاسیک ها با امثال اُرف و هیندمیت آمدند .

مینیمالیست ها با میلتون بَبیت و فیلیپ گلس آمدند .

سریالیسم ها با شوئنبرگ و برگ و وبرن آمدند

و الی آخر . . .

مخاطب ِ خاص سریالیسم را هم چون تاج ِ مرصعی بر سر اش نهاد و خوش حال از چنین کشفی به سوی آینده تاخت

اما مخاطب ِ عام هنوز درگیر نکتورن های دلپذیر ِ شوپن بود که به دست ِ راخمانینف اجرا می شد . . .

سخت بود و خیلی هم زود بود برای چنین تغییر ِ عظیمی آن هم در جامعه ی بی حصار ِ غرب .

آن ها هم عقب ننشستند و با تربیت ِ اهنگ سازانی هم چون کیج و غیره رفته رفته یک انقلاب ِ نرم ِ شنیداری راه انداختند .

نتیجه اش را الان می بینیم . همه چیز ساخته می شود و هم چیز هم شنیده می شود ( در جامعه ی غرب )

اما در جامعه ی شرقی بنا به برخوردی احساسی ( و نه منطقی هم چون غرب ) به ندرت توانستند با این تحولات کنار بیایند .

در واقع آن قدر کم است که بگوییم نیامدند بهتر است !

 

درود دوباره بر تو روشن عزیز .. :flower:

در رابطه با موسیقی مدرن و خصوصا سریالیسم بگذارید کمی بیشتر صحبت کنیم و شرق و غرب را تضاد شب و روز ندانیم . به یک چشم دیدن نصف کره زمین و نصف دیگر ان اندکی بی انصافیست .

به قول خودت هنگامی که مدرنیسم و سریالیسم ظاهر شد مردم درگیر موسیقی تونال دل انگیز بودند ، المان هایش را کشف کرده اند ، برایش قانون کاملا در طول سالیان سال نوشته اند ، بد صدایی ها را تجربه کردند و تشخیص دادند و سازهایشان را کوک و کامل کردند .

اگر ناخلفی هم این میان باشد از افکار قرن 20 و 21 است.در این که سریالیسم و نظام دوازده صوتی یک انقلاب است شکی نیست اما ما انچه میخواهیم از موسیقی داریم . یک هنر کامل و جامع داریم . پس چرا باید بدین شکل از ان استفاده کنیم؟

به نظرم موسیقی سریالیسم روی کاغذ و تئوری چشمگیر است اما در عمل غیر قابل استفاده است.

 

مایل بودید بیشتر در این باره با هم صحبت خواهیم کرد . :flower::flower:

ویرایش شده توسط MasoudYazdi
غلط

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...