رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





alone_composer

راهِ شب .... کاری از محمد امیدوار تهرانی

پست های پیشنهاد شده

alone_composer    2,993

عضو جدید انجمن

ضمن عرض سلام و درود به همه ی شما عزیزان و هنرمندان گرامی بسیار خوشحالم که در جمع هنرمندانه ی شما اساتید عزیز حضور دارم. آشنایی من با این سایت خوب از طریق هنرجو و دوست بسیار عزیزم جناب آقای مسعود یزدی نژاد عزیز اتفاق افتاد. امیدوارم در کنار شما دوستان خوبم بتوانم لحظات خوبی را داشته باشم.

 

در این جا می خواهم آخرین کارم را تقدیم شما عزیزان کنم...

 

در امتداد راهِ شب...

 

 

بالاخره کار راه شب پس از کار و تلاشی بی وقفه و شب بیداری های بسیار آماده شد...

 

اگر بخواهم در مورد داستان این کار توضیح بدهم، باید صدها صفحه مطلب بنویسم. شعر این کار را زمانی نوشتم که متوجه شدم دیگر امیدی برای بودن در خانه ی قدیمی و زیبایمان وجود ندارد. خانه ای که من در آن به دنیا آمده بودم و تمام خاطرات دوران کودکی ، نوجوانی و جوانی ام در آن سپری شده بود... چه ترانه ها وآهنگ هایی که در استودیوی خودم در آن خانه ضبط و متولد شد و وقتی می گویم کوله بار خاطره واقعا کوله باری بود از زیباترین لحظه ها و خاطره ها... از حیاط با صفا و سر سبز با استخر و درختان زیبا تا بوته ی یاسی که درست همسن من بود و تمام دیوار را پر کرده بود... افسوس اکنون که این جملات را می نگارم، آن خانه تخریب شده و دیگر وجود ندارد.

 

نمی دانم چقدر راه شب در بیان احساساتم موفق بوده اما بسیار این کار را دوست دارم شعر، آهنگسازی، تنظیم، خوانندگی، میکس و مستر این کار همه بر عهده ی من بوده کاری که اگر به صورت تیمی انجام می شد شاید خیلی زودتر به ثمر می رسید اما در اینجا و دست تنها باید همه ی کارها را یک نفره انجام بدهد. تنها جا دارد از دوست عزیزی تشکر ویژه ای داشته باشم که در زمان ضبط آهنگ، در استودیو بودند و در مورد واژه به واژه ی کار و حس بیانی هر کلمه با هم مشورت کردیم طبیعتا اگر حضور ایشان نبود انجام این کار با این کیفیت ابدا امکان پذیر نبود از آقای مسعود یزدی نژاد عزیز که زحمت نظارت ضبط را بر عهده داشتند بی نهایت سپاسگزار و ممنون هستم و اکنون از شما عزیزان دعوت می کنم تا این کار را بشنوید و بدانید که تنها چیزی که خستگی این همه شب نخوابیدن ها را از تن خسته ام به در می کند نظرات خوب و ارزشمند شما دوستان صمیمی و همیشگی ام است. با سپاس فراوان.

 

محمد امیدوار تهرانی 2/7/1394

 

 

شناسنامه ی اثر:

 

نام: در امتداد راه شب (راهِ شب)

 

زمان: چهار دقیقه و سی ثانیه

 

ترانه سرا، آهنگساز تنظیم کننده، خواننده و میکس و مستر: محمد امیدوار تهرانی

 

نظارت ضبط: مسعود یزدی نژاد

 

پیوند های دریافت:

 

نسخه ی با کیفیت بالا:

 

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

 

نسخه ی با کیفیت معمولی (حجم کمتر):


 

 

امیدوارم این کار را دوست داشته باشید.

ویرایش شده توسط blacky

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
MasoudYazdi    5,395

عضو جدید انجمن

درود بر استاد تهرانی و همراهان عزیز...

 

باعث افتخار من بود که در خدمت شما استاد عزیزم ، برای ضبط این اثر بودم و حقیقتا از دیدن این پست اینجا در بین دوستداران موسیقی بسیار خوشحالم .

برای دوستانی که ایشان را نمی شناسند باید عرض کنم که اقای امیدوار استاد بنده در هارمونی ، کنترپوان ، ارکستراسیون و پیانو هستند اما در کنار تمامی این دانش ها یکی از قدرتمند ترین تنور-باریتون های ما در کشور هستند و گفتنی ها هرچه باشد کافی نیست و باید در استودیو صدای ایشان را بشنوید .

مجددا از شما و لطفتان بابت تقسیم این قطعه زیبا سپاسگذارم ..

ایام به کام ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
aboodancer    310

کاربر سایت

سلام بر شما اوستاد.

خیلی ازشنیدنه کار کیفور شدم، بسیار بسیار آلی و زیباست، فقت به ذاعغیه من از سمپل های خوبی استفاده نکردید.

در آخر اُمیدوارم این کاره آلی رُ بزودی لا عجرایه زندیه سیز ها بشنوم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
hadihaji    13,184

کاربر سایت

باسلام خدمت استاد گرامی

کاری برجسته و بزرگ بود از نگاه من

واقعا خسته نباشید

صدای سازها زنده به نظر میرسید

موفق و سربلند باشید:8:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    2,993

عضو جدید انجمن

سلام بر شما اوستاد.

خیلی ازشنیدنه کار کیفور شدم، بسیار بسیار آلی و زیباست، فقت به ذاعغیه من از سمپل های خوبی استفاده نکردید.

در آخر اُمیدوارم این کاره آلی رُ بزودی لا عجرایه زندیه سیز ها بشنوم.

 

درود بر شما دوست هنرمند و عزیزم.

 

بی نهایت ممنون از نظر لطف شما.

 

در مورد استفاده از صداهای سمپل ها ممنونم که نظر خوب خود را فرمودید. سعی خواهم کرد تا این مورد را در آثار بعدی در نظر بگیرم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    2,993

عضو جدید انجمن

باسلام خدمت استاد گرامی

کاری برجسته و بزرگ بود از نگاه من

واقعا خسته نباشید

صدای سازها زنده به نظر میرسید

موفق و سربلند باشید:8:

 

درود بی پایان بر شما دوست هنرمندم.

 

بسیار ممنون از لطف شما.

 

در مورد زنده به نظر رسیدن صدای سازها البته نظر لطف شماست و فکر می کنم شاید به این دلیل باشد که سازها در مرحله ی میکس به دقت توسط اکولایزرها از نظر حوزه ی فرکانسی تفکیک و جداسازی شده اند و همچنین استفاده از pan و عمق کمک موثری به این امر داشته است. اجرای بنده را نیز آیا دوست داشتید؟ از نظر جنس صدا، نوع اجرا و بیان حسی کلمات؟

 

باز هم سپاسگزارم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

درود به آقای تهرانی عزیز

به عنوان ِ معاون ِ سایت ، از حظور هنرمندانی همچون شما در این سایت بسیار خوشحال میشم و به فال ِ نیک می گیرم بودنتون در اینجا رو

 

خب بپردازیم به اثر زیباتون که واقعن کار قوی و آکادمیکی هستش :

درامز و پاساژهای درامز رو خیلی خوب و حساب شده نوشتید

استرینگ ها و حرکت های کنترپوآنیک هم کاملن دارن حق مطلب رو ادا میکنن و خواننده رو به خوبی همراه میکنن

گام ِ دو دیز مینور و مد گردی ها و آلتره ها و استفاده ی خوب و مناسب از آکوردهای دو دیز 7 ماژور و ره ماژور ، خیلی به زیبتر شدن ِ اثر کمک کردن و نشان از سواد ِ زیاد ِ آهنگساز داره

فضای کار بقول ِ معروف یه فضای واروژانی و دهه ی پنجاهی داره و خودم شخصن اگه بخوام موزیک ایرانی گوش بدم ، فقط اینجور فضاها رو گوش میدم

 

فقط جسارتن ، مصرع ِ اولی که وکال وارد ِ موزیک میشه ، هم ترانه و هم ملودی میشه گفت دقیقن مصرع ِ اول ِ قطعه ی " ستاره ی دنباله دار " ابی هستش !

" تو آسمون زندگیم / ستار بوده بی شمار . . . "

البته فقط در مصرع ِ اول ِ قطعه ی شما ، اونجایی که میگید " تو آسمون زندگی . . . " این شباهت وجود داره و دیگه شباهتی بین قطعه شما و قطعه ی ابی وجود نداره

و یک شباهت ِ دیگه که من در برخی از پارت های قطعه ی شما میشنوم ، شباهت بین ِ قطعه شما و قطعه ی " هجرت " گوگوش هستش :

" با هجوم ِ دستای ما / در تنم چیزی فرو ریخت / هجرت ات اوج ِ صدامو / بر فراز شاخه آویخت . . . "

 

و یا شباهت ِ صدای شما به صدای ابی مخصوصن تو اوج ِ کار

نمیدونم چرا خواننده های بارتون / تنور که تو ایران ظهور میکنن ، صداشون شبیه به ابی در میاد !؟!

در این سبک صداها جورِ دیگه ای غیر از نوع ِ خواندن ِ ابی نمیشه خواند ؟

 

البته اینها به هیچوجه ایراد نیستن و بالاخره موزیسین ها یه الگو هایی دارند که ناخودآگاه تو آهنگسازی و خواندن ممکنه به سمت ِ موزیسین ها و خواننده های محبوب شون گرایش داشته باشن

 

در ضمن برای گیتار باس از چه نرم افزاری استفاده کردن ؟

صدای خیلی خوب و زنده ای داره

البته شما هم خیلی خوب خط ِ گیتار باس رو نوشتید

( هرچند تو تغییر اکتاو و تکنیک ِ Back Slide احساس میکنم یکمقدار زیاده روی شنیده میشه و تو برخی بخش ها در سه / چهار میزان پشت سر هم این تکنیک رو استفاده کردین تو گیتار بیس )

 

میکس و مسترینگ هم استاندارد و تمیز در اومده

البته جا داشت تو مسترینگ یکمقدار لودنس ِ کار رو یکی / دو دِسی بِل

 

البته اینم عرض کنم که واقعن تاسف میخورم بخاطر شرایط ِ حاکم بر موزیسین هایی مثل ِ شما که فاخر کار میکنن و اینکه چرا شرایط ِ جامعه جوری نیست که یک آهنگساز و تنظیم کننده ای مثل شما تمامه فکر و ذهن اش رو فقط معطوف به آهنگسازی و تنظیم بکنه و میکس و مسترینگ رو بسپاره به یک مهندس ِ اینکار ، که شغل و تخصص اش فقط میکس و مستر هستش ؟!

بنده متوجه ِ این مشکلات هستم و بخاطر عدم ِ ساپورت ِ مالی از طرف ِ ارگان های مربوطه ، مجبوریم هم ترانه بگیم ، هم ملودی بسازیم و هم تنظیم کنیم . . . !

و هم بعد از تحمل ِ اینهمه مشقت و صرف ِ کردن ِ کلی تایم و انرژی ، تازه باید بشینیم قطعه مون رو میکس و مستر هم بکنیم !

آخه کجای دنیا یک آهنگساز و تنظیم کننده ی سبک ِ کلاسیک و ارکسترال ، خودش باید قطعه ای که ساخته و تنظیم کرده رو میکس و مستر هم بکنه ؟؟

مثلا فکر کنید Hans Zimme خودش بیاد موزیک متن هایی که میسازه رو میکس و مستر کنه :)

ولی در ایجا شرایط یجوری هست که مجبوریم خودمون همه کاره آثارمون باشیم

تازه بماند که تمامه سازها رو هم باید با یه سری نرم افزار بی روح بنوازیم !

اون حس و تکنیکی که مثلا نوازنده های سازهای زهی منتقل میکنن کجا و این حسی که نرم افزارها بصورت ِ ربات وار منتقل میکنن کجا !

 

در ضمن یکی از دوستان ِ بسیار هنرمند و با سوادِ بنده در موسیقی ، از طرف من به شما تبریک گفتند وقتی این کار رو شنیدند و خواستند که در اینجا بهتون بگم :8:

 

عذرخواهی میکنم از اینکه باید یه مورد مدیرتی هم بهتون بگم در ارسال ِ پروژه :

وقتی از بانک های کانتکت استفاده می کنید ، نام ِ بانک های مورد نظر رو هم قید بفرمایید

چون کانتکت یه کلمه ی کلی هستش و هزاران بانک برای کانتکت وجود داره

 

ممنونم از شما

امیدوارم باز هم آثار زیباتون رو در این سایت قرار بدید

ویرایش شده توسط Violinist

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    2,993

عضو جدید انجمن

درود به آقای تهرانی عزیز

به عنوان ِ معاون ِ سایت ، از حظور هنرمندانی همچون شما در این سایت بسیار خوشحال میشم و به فال ِ نیک می گیرم بودنتون در اینجا رو

 

خب بپردازیم به اثر زیباتون که واقعن کار قوی و آکادمیکی هستش :

درامز و پاساژهای درامز رو خیلی خوب و حساب شده نوشتید

استرینگ ها و حرکت های کنترپوآنیک هم کاملن دارن حق مطلب رو ادا میکنن و خواننده رو به خوبی همراه میکنن

گام ِ دو دیز مینور و مد گردی ها و آلتره ها و استفاده ی خوب و مناسب از آکوردهای دو دیز 7 ماژور و ره ماژور ، خیلی به زیبتر شدن ِ اثر کمک کردن و نشان از سواد ِ زیاد ِ آهنگساز داره

فضای کار بقول ِ معروف یه فضای واروژانی و دهه ی پنجاهی داره و خودم شخصن اگه بخوام موزیک ایرانی گوش بدم ، فقط اینجور فضاها رو گوش میدم

 

فقط جسارتن ، مصرع ِ اولی که وکال وارد ِ موزیک میشه ، هم ترانه و هم ملودی میشه گفت دقیقن مصرع ِ اول ِ قطعه ی " ستاره ی دنباله دار " ابی هستش !

" تو آسمون زندگیم / ستار بوده بی شمار . . . "

البته فقط در مصرع ِ اول ِ قطعه ی شما ، اونجایی که میگید " تو آسمون زندگی . . . " این شباهت وجود داره و دیگه شباهتی بین قطعه شما و قطعه ی ابی وجود نداره

و یک شباهت ِ دیگه که من در برخی از پارت های قطعه ی شما میشنوم ، شباهت بین ِ قطعه شما و قطعه ی " هجرت " گوگوش هستش :

" با هجوم ِ دستای ما / در تنم چیزی فرو ریخت / هجرت ات اوج ِ صدامو / بر فراز شاخه آویخت . . . "

 

و یا شباهت ِ صدای شما به صدای ابی مخصوصن تو اوج ِ کار

نمیدونم چرا خواننده های بارتون / تنور که تو ایران ظهور میکنن ، صداشون شبیه به ابی در میاد !؟!

در این سبک صداها جورِ دیگه ای غیر از نوع ِ خواندن ِ ابی نمیشه خواند ؟

 

البته اینها به هیچوجه ایراد نیستن و بالاخره موزیسین ها یه الگو هایی دارند که ناخودآگاه تو آهنگسازی و خواندن ممکنه به سمت ِ موزیسین ها و خواننده های محبوب شون گرایش داشته باشن

 

در ضمن برای گیتار باس از چه نرم افزاری استفاده کردن ؟

صدای خیلی خوب و زنده ای داره

البته شما هم خیلی خوب خط ِ گیتار باس رو نوشتید

( هرچند تو تغییر اکتاو و تکنیک ِ Back Slide احساس میکنم یکمقدار زیاده روی شنیده میشه و تو برخی بخش ها در سه / چهار میزان پشت سر هم این تکنیک رو استفاده کردین تو گیتار بیس )

 

میکس و مسترینگ هم استاندارد و تمیز در اومده

البته جا داشت تو مسترینگ یکمقدار لودنس ِ کار رو یکی / دو دِسی بِل

 

البته اینم عرض کنم که واقعن تاسف میخورم بخاطر شرایط ِ حاکم بر موزیسین هایی مثل ِ شما که فاخر کار میکنن و اینکه چرا شرایط ِ جامعه جوری نیست که یک آهنگساز و تنظیم کننده ای مثل شما تمامه فکر و ذهن اش رو فقط معطوف به آهنگسازی و تنظیم بکنه و میکس و مسترینگ رو بسپاره به یک مهندس ِ اینکار ، که شغل و تخصص اش فقط میکس و مستر هستش ؟!

بنده متوجه ِ این مشکلات هستم و بخاطر عدم ِ ساپورت ِ مالی از طرف ِ ارگان های مربوطه ، مجبوریم هم ترانه بگیم ، هم ملودی بسازیم و هم تنظیم کنیم . . . !

و هم بعد از تحمل ِ اینهمه مشقت و صرف ِ کردن ِ کلی تایم و انرژی ، تازه باید بشینیم قطعه مون رو میکس و مستر هم بکنیم !

آخه کجای دنیا یک آهنگساز و تنظیم کننده ی سبک ِ کلاسیک و ارکسترال ، خودش باید قطعه ای که ساخته و تنظیم کرده رو میکس و مستر هم بکنه ؟؟

مثلا فکر کنید Hans Zimme خودش بیاد موزیک متن هایی که میسازه رو میکس و مستر کنه :)

ولی در ایجا شرایط یجوری هست که مجبوریم خودمون همه کاره آثارمون باشیم

تازه بماند که تمامه سازها رو هم باید با یه سری نرم افزار بی روح بنوازیم !

اون حس و تکنیکی که مثلا نوازنده های سازهای زهی منتقل میکنن کجا و این حسی که نرم افزارها بصورت ِ ربات وار منتقل میکنن کجا !

 

در ضمن یکی از دوستان ِ بسیار هنرمند و با سوادِ بنده در موسیقی ، از طرف من به شما تبریک گفتند وقتی این کار رو شنیدند و خواستند که در اینجا بهتون بگم :8:

 

عذرخواهی میکنم از اینکه باید یه مورد مدیرتی هم بهتون بگم در ارسال ِ پروژه :

وقتی از بانک های کانتکت استفاده می کنید ، نام ِ بانک های مورد نظر رو هم قید بفرمایید

چون کانتکت یه کلمه ی کلی هستش و هزاران بانک برای کانتکت وجود داره

 

ممنونم از شما

امیدوارم باز هم آثار زیباتون رو در این سایت قرار بدید

درود بر دوست هنرمند و بسیار عزیزم و بی نهایت سپاس بابت پاسخ خوب و دقیق شما.

 

جسارتا چند نکته را عرض کنم. ابتدا این که بعد از فرمایش شما رفتم و آن کار آقای حامدی (ابی) را شنیدم و دیدم حق با شماست ولی هیچ وقت تصور نمی کردم که شروع شعر من شبیه شعر آقای اردلان سرفراز در آهنگ ستاره ی دنباله دار باشد (کاملا تصادفی چنین شده) اما آن کار ابی در مد فیریژین نوشته شده در حالی که در امتداد راه شب در گام مینور است و صرفا فاصله ی پرش درجه ی تونیک به دومینانت چنین حسی را در شما بوجود آورده (یک به پنج) در حالی که حتی وضعیت هارمونی و آکوردها در هنگام رسیدن به درجه ی چهارم گام (یعنی دومین آکورد آهنگ) متفاوت است (بنده از آکورد تونیک به آکورد ساب دومینانت رفته ام ولی در آهنگ ستاره ی دنباله دار از آکورد تونیک به آکورد ششم ناپولیتن انتقال هارمونی انجام شده).

 

نکته ی دیگر در مورد تشابه صدا که فرمودین. ببینید من کمی نسبت به این نکته انتقاد دارم دوست عزیزم. برخی تکنیک ها در آواز وجود دارند نظیر تکنیک "شکست صدا". به صرف اینکه در خواننده ها آقای ابی بسیار زیاد (و البته کمی در حد افراط و خارج از کنترل) صدایشان را شکست می دهند نباید پنداشته شود که اگر کسی از شکست صدا استفاده می کند دارد از ابی تقلید می کند.

 

نظیر همین نکته ای که شما فرمودید را دوست دیگری نیز به بنده انتقاد می کردند و می گفتند که تو داری تقلید صدای عارف را می کنی چرا که ویبراسیون زیاد استفاده می کنی.! درست است که عارف ویبراسیون های درشت و زیادی در اجرا دارد اما اگر شخص دیگری نیز چنین تکنیکی را داشته باشد این به معنای تقلید عارف نیست. در حقیقت شکست صدا، ویبراسیون، تحریر، صدای سر، صدای دیافراگم و ... همه و همه تکنیک های آواز هستند و هر کسی ممکن است از چنین تکنیک هایی بهره ببرد.

 

بنده به شخصه اگر چه آهنگسازی ها و تنظیم های کارهای قدیمی آقای ابی را دوست دارم ولی به صدای ایشان انتقاد جدی دارم و اتفاقا به هنر جویان آواز همواره می گویم از این شخص تقلید نکنند. فشار بیش از حد و غیر اصولی به حنجره و عقب بردن صدا به پشت کام و همین "شکست های افراطی و خروسی مانند در صدا" به نظر بنده مشکلات جدی صدای ایشان است.

 

جالب است که اتفاقا بسیاری از کسانی که از ابی تقلید می کنند از نظر تکنیکی بهتر از او می خوانند (شاید نه در اوج ها) ولی مثلا افرادی نظیر قاسم افشار یا آقای کریمی صدایشان تحریر های ریز و زیبایی دارد تحریر هایی که در صدای ابی ابدا وجود ندارند و اغلب نا منظم و با نت و دندانه های نا مشخص هستند.

 

شاید این پاسخ سوال شما باشد که چرا خوانندگانی که نت بالا می خوانند صدایشان (نه شبیه ابی بلکه شبیه به "هم") در می آید چون شیوه ی خواندن نت های بالا و استفاده از دیافراگم و نوع و حالت کام و دهان در خواندن اوج ها چنین است کما این که خوانندگان سوپرانو یا باس نیز اغلب با "تکنیک های مشابه" می خوانند.

 

در مورد گیتار باس و همچنین مسترینگ و لودنس کاملا حق با شماست و بسیار ممنونم از نکات ارزنده ای که فرمودید. بدون شک استفاده از نظرات پر بار و غنی دوستان هنرمند و استیدی چون شما بسیار راهگشا و آموزنده است برای بنده ی حقیر و از این بابت و از بابت وقتی که برای بنده گذاشته و این همه مطالب مفید برایم نگاشتید از شما بی نهایت سپاسگزارم. به دوست هنرمند و عزیزتان نیز سلام بنده را برسانید و از جانب من از ایشان تشکر کنید.

 

بی نهایت بزرگوارید دوست خوبم.:flower::flower::flower::flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    2,993

عضو جدید انجمن

البته اینم عرض کنم که واقعن تاسف میخورم بخاطر شرایط ِ حاکم بر موزیسین هایی مثل ِ شما که فاخر کار میکنن و اینکه چرا شرایط ِ جامعه جوری نیست که یک آهنگساز و تنظیم کننده ای مثل شما تمامه فکر و ذهن اش رو فقط معطوف به آهنگسازی و تنظیم بکنه و میکس و مسترینگ رو بسپاره به یک مهندس ِ اینکار ، که شغل و تخصص اش فقط میکس و مستر هستش ؟!

بنده متوجه ِ این مشکلات هستم و بخاطر عدم ِ ساپورت ِ مالی از طرف ِ ارگان های مربوطه ، مجبوریم هم ترانه بگیم ، هم ملودی بسازیم و هم تنظیم کنیم . . . !

 

درود دوباره دوست عزیز و استاد مهربان

 

در متن زیبای شما چند نکته ی خوب دیگر نیز بود که در پست قبلی فراموش کرده بودم در موردشان بنویسم.

 

بله کاملا حق با شماست در جایی هستیم که هیچ حمایتی از هنرمندان واقعی نمی شود و یکی مانند من باید همه ی کارها را یک تنه انجام دهد از صفر تا صد از توشتن پارتی تور تا مسترینگ! و اگر یکی مثل من بخواهد این همه کار را بکند باید کلی آموزش دیده و کتاب بخواند تا نتیجه مطلوب و قابل قبول حاصل شود.

 

اما دوست خوبم به نظرم مشکل اصلی خیلی فراتر از این هم حتی هست وقتی که کاری با ماهها و حتی سالها تلاش تولید می شود (با همه ی سختی هایی که فرمودید) اما "هیچ" (دقت کنید: "هیچ") راهی برای انتشار گسترده و رونمایی از آن وجود ندارد!

 

وقتی یک هنرمند مانند من 8 آلبوم موسیقی را در طی 18 سال آماده کرده نت نوشته خوانده زحمت کشیده اما به این محکوم است که 8 آلبومش در هارد دیسک کامپیوتر یا نوار کاست های قدیمی خاک بخورند و به هر جایی برای انتشار آثارش می رود به او می گویند: آفرین معلوم است که خیلی زمت کشیده ای اما این سبک کار دیگر امروزی و جوان پسندانه نیست پس کارت را منتشر نمی کنیم و روی آن سرمایه گذاری نخواهیم کرد!!

 

درد واقعی اینجاست وگرنه من با عشق فراوان حاضرم صدها جلد کتاب بخوانم و تمام دانشم را عاشقانه به کار گرفته و اثری در خور و فاخر بسازم.

 

چه کسی از من و شمای نوعی حمایت می کند؟ و بر عکس الان از چه کسانی دارند به شدت حمایت می کنند؟

 

درد واقعی در این جاست...

 

من که با خودم کنار آمده ام و تا وقتی زنده ام به خودم قول داده ام تا سالی یک آلبوم را با بهترین کیفیتی که از دستم بر می آید تولید کنم.... شاید قرنها بعد از مرگم بالاخره کارهایم منتشر شوند.... شاید هم هرگز...

 

با تشکر از توجه شما

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
blacky    55,193

مـعاونت کل

درود دوباره دوست عزیز و استاد مهربان

 

در متن زیبای شما چند نکته ی خوب دیگر نیز بود که در پست قبلی فراموش کرده بودم در موردشان بنویسم.

 

بله کاملا حق با شماست در جایی هستیم که هیچ حمایتی از هنرمندان واقعی نمی شود و یکی مانند من باید همه ی کارها را یک تنه انجام دهد از صفر تا صد از توشتن پارتی تور تا مسترینگ! و اگر یکی مثل من بخواهد این همه کار را بکند باید کلی آموزش دیده و کتاب بخواند تا نتیجه مطلوب و قابل قبول حاصل شود.

 

اما دوست خوبم به نظرم مشکل اصلی خیلی فراتر از این هم حتی هست وقتی که کاری با ماهها و حتی سالها تلاش تولید می شود (با همه ی سختی هایی که فرمودید) اما "هیچ" (دقت کنید: "هیچ") راهی برای انتشار گسترده و رونمایی از آن وجود ندارد!

 

وقتی یک هنرمند مانند من 8 آلبوم موسیقی را در طی 18 سال آماده کرده نت نوشته خوانده زحمت کشیده اما به این محکوم است که 8 آلبومش در هارد دیسک کامپیوتر یا نوار کاست های قدیمی خاک بخورند و به هر جایی برای انتشار آثارش می رود به او می گویند: آفرین معلوم است که خیلی زمت کشیده ای اما این سبک کار دیگر امروزی و جوان پسندانه نیست پس کارت را منتشر نمی کنیم و روی آن سرمایه گذاری نخواهیم کرد!!

 

درد واقعی اینجاست وگرنه من با عشق فراوان حاضرم صدها جلد کتاب بخوانم و تمام دانشم را عاشقانه به کار گرفته و اثری در خور و فاخر بسازم.

 

چه کسی از من و شمای نوعی حمایت می کند؟ و بر عکس الان از چه کسانی دارند به شدت حمایت می کنند؟

 

درد واقعی در این جاست...

 

من که با خودم کنار آمده ام و تا وقتی زنده ام به خودم قول داده ام تا سالی یک آلبوم را با بهترین کیفیتی که از دستم بر می آید تولید کنم.... شاید قرنها بعد از مرگم بالاخره کارهایم منتشر شوند.... شاید هم هرگز...

 

با تشکر از توجه شما

 

درود به شما هنرمند عزیز

 

جدا از کار زیبا و اکادمیک شما و نقد بسیار جانانه ی مهرزاد

 

تمامه حرفاتون رو قبول دارم در مورد مارکت موزیک ایران که گویا به شدت بیماره و راهه علاجی هم نداره

 

در واقع اهنگسازای ما از دهه ی 80 دیگه تصمیم گرفتن برای پول و شهرت و ... کار بکنند

 

و ثمرش اینکه بعد گذشت 15 سال سلیقه موسیقیایی مردم ما شده یه سری اهنگ مبتذل و تقلیدی از موزیک ترک و ...

 

به شدت ناراحت میشم وقتی می بینم مردم برای کنسرت " مجید خراطا " سرودست می شکونند

 

بارها خواستم نکته ای هر چند کوچیک از اثار این آقا و بقیه دوستانشون در بیارم ولی چیزی جز مویه و ناله و ذلالت پییدا نکردم

 

 

هارمونی و کنترپوان در کنار خلاقیت و استعداد امری گم شده در موسیقی امروز ماست

 

و متاسفانه با واژه ی " هر کسی سلیقه ای داره " خودمون رو فریب میدیم و به نوعی باید منتظره نوعی معجزه بود

 

ولی

 

 

شمایی که از لحاظ اکادمیک در سطح خیلی خوبی قرار دارید و از لحاظ نگاه , یک نگاه باز و وسیع هیچ وقت نباید با نا امیدیه تمام اینطور خودتون رو به انزوا ببرید

 

انزوا رفتن افرادی که به موزیک نگاه هنری دارند نه مادی , کاریه که این افراد هنرمند نما می خوان

 

 

به هر حال من به شخصه معتقدم " این دوره ی بد موزیک ما روزی تموم میشه و به دوران طلاییه خودش برمیگرده"

 

در مورد کارتون هم به شخصه خیلی دوس داشتم و مهرزاد عزیز تمامه نکات رو در نقد گفتن و همونطور که اشاره داشت :

 

" فقط از لحاظ حس هارمونیک و ملودیک شباهت های زیادی به موزیک ها و تنظیم های دهه ی 40 50 داشت "

 

نه از لحاظ اینکه چون ماله ساله ها قبل هستند و یا تکراری شدن ( در واقع موزیک های اون دوره اصلا تکراری نمیشن)

 

فقط از این لحاظ گفتم که قطعا شما می تونید امضای جدیدی و پرسنالی برای خود خودتون داشته باشید

 

 

در پایان از شما تشکر می کنم به خاطره این کار زییا

 

" کارتون جزو پروژه های منتخب و خاص قرار گرفت "

 

پیروز و سربلند باشید

ویرایش شده توسط blacky

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

درود دوباره دوست عزیز و استاد مهربان

 

در متن زیبای شما چند نکته ی خوب دیگر نیز بود که در پست قبلی فراموش کرده بودم در موردشان بنویسم.

 

بله کاملا حق با شماست در جایی هستیم که هیچ حمایتی از هنرمندان واقعی نمی شود و یکی مانند من باید همه ی کارها را یک تنه انجام دهد از صفر تا صد از توشتن پارتی تور تا مسترینگ! و اگر یکی مثل من بخواهد این همه کار را بکند باید کلی آموزش دیده و کتاب بخواند تا نتیجه مطلوب و قابل قبول حاصل شود.

 

اما دوست خوبم به نظرم مشکل اصلی خیلی فراتر از این هم حتی هست وقتی که کاری با ماهها و حتی سالها تلاش تولید می شود (با همه ی سختی هایی که فرمودید) اما "هیچ" (دقت کنید: "هیچ") راهی برای انتشار گسترده و رونمایی از آن وجود ندارد!

 

وقتی یک هنرمند مانند من 8 آلبوم موسیقی را در طی 18 سال آماده کرده نت نوشته خوانده زحمت کشیده اما به این محکوم است که 8 آلبومش در هارد دیسک کامپیوتر یا نوار کاست های قدیمی خاک بخورند و به هر جایی برای انتشار آثارش می رود به او می گویند: آفرین معلوم است که خیلی زمت کشیده ای اما این سبک کار دیگر امروزی و جوان پسندانه نیست پس کارت را منتشر نمی کنیم و روی آن سرمایه گذاری نخواهیم کرد!!

 

درد واقعی اینجاست وگرنه من با عشق فراوان حاضرم صدها جلد کتاب بخوانم و تمام دانشم را عاشقانه به کار گرفته و اثری در خور و فاخر بسازم.

 

چه کسی از من و شمای نوعی حمایت می کند؟ و بر عکس الان از چه کسانی دارند به شدت حمایت می کنند؟

 

درد واقعی در این جاست...

 

من که با خودم کنار آمده ام و تا وقتی زنده ام به خودم قول داده ام تا سالی یک آلبوم را با بهترین کیفیتی که از دستم بر می آید تولید کنم.... شاید قرنها بعد از مرگم بالاخره کارهایم منتشر شوند.... شاید هم هرگز...

 

با تشکر از توجه شما

 

و همچنین درود مجدد خدمت شما

ابتدا عرض کنم که بنده فقط یک شونده وعلاقمند به موسیقی های خوب هستم

لقب ِ استادی برازنده ی هنرمندانی چون شما و مسعودی یزدی هست

در پاسخ به گفته های شما کاری جز تاسف خوردن برای وضعیت ِ حاضر از دستم بر نمیاد

خیلی ها مثل ِ شما هستند که کارشون از لحاظ آکادمیک و زیبایی شنایی در سطح بالایی قرار داره ، ولی به گوش ِ مخاطبین ِ موسیقی نمیرسه

البته این رو در نظر بگیرید ،

در صورتیکه با هزینه ی شخصی هم آثاراتون رو منتشر کنید ، باز هم تاثیری در ذائقه ی مخاطبین ِ عام موسیقی که به موزیک های مصرفی و عجز و ناله ای عادت کردن نخواهد داشت

موزیک هایی که بی شباهت به روضه و مداحی نیست و بخش ِ اعظمی از مخاطبین ِ موسیقی رو متاسفانه طرفداران ِ اینگونه قطعات تشکیل میدن

در تمامه جوامع هم همیشه بیشترین حمایت در همه ی زمینه ها از مواردی میشه که بیشترین تقاضا رو در بین ِ مردم عام داره

 

فقط باید امیدوار باشیم که یک میراکل رخ بده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    2,993

عضو جدید انجمن

شمایی که از لحاظ اکادمیک در سطح خیلی خوبی قرار دارید و از لحاظ نگاه , یک نگاه باز و وسیع هیچ وقت نباید با نا امیدیه تمام اینطور خودتون رو به انزوا ببرید

 

انزوا رفتن افرادی که به موزیک نگاه هنری دارند نه مادی , کاریه که این افراد هنرمند نما می خوان

 

درود بر دوست هنرمند و عزیزم.

 

بسیار بسیار ممنونم از بابت این همه لطف و محبتی که نسبت به بنده دارید.

 

صد البته که به انزوا نخواهیم رفت.

 

راه ما راه مبارزه است و راه آگاه سازی حداقل این که هنرجویانی تربیت کنم که از نزدیک شاهد تولید آثار پر زحمت و همراه با تفکر و اندیشه باشند.

 

اگر گاهی هم شکایتی می کنم به دلیل تلاشی هجده سثله و تولید 8 آلبومی است که تا کنون باید به گوش هم وطنان عزیز می رسید.

 

دوست خوبم می دانم که به خوبی مرا درک می کنید. برای ما "تولید اثر" مثل نفس کشیدن است مثل زندگی است اگر تولید نکنیم خیلی زود خواهیم مرد. وقتی هم که تولید می کنیم این کارها روی هم جمع می شوند و راهی برای انتشار، و رونمایی حرفه ای از آن ها وجود ندارد...

 

خب این زمین خوردن های پیا پی درد دارد و این گله و شکایت ها نیز از همین دردها ناشی می شود، اما به هر جهت نباید نا امید شد و باید ساخت و هر روز بهتر از پیش به جلو حرکت کرد.

 

در پیام قبلی عرض کردم با خودم عهد بستم سالی یک آلبوم بخوانم و حتی چنانچه پخش نشود، این کار را ادامه خواهم داد.

 

به امید روزی که این فضای حاکم بر موسیقی تغییر کند و برای تغییر ذائقه ی مردم به سمت موسیقی های پر زحمت قدم های جدی بر داشته شود.

 

بز نیز بینهایت از شما ممنون و سپاسگزارم دوست خوبم مخصوصا بابت این که لطف کردید و اثر این حقیر را در بخش پروژه های منتخب قرار دادید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...