رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





Roya

دلنوشته : دلتنگی از Roya

پست های پیشنهاد شده

Roya    144,232

سـرپرسـت سایت

 

 

در سرم هوای تو بود و دلتنگی نوشته هایم را بغل میکرد .

بر زبانم شعرهایی زمزمه می شد و روی کاغذ چیزهایی دیگر نقش می بست .

فکر کنم ، روزگارت رو به بیماری است که اینچنین ، زمانه ام دستپاچه گشته است .

از خودت خبری برسان .

میدانم دلتنگ که شوی ، در غصه غوطه ور میشوی .

میدانم دلتنگی نفست را بند می آورد .

اصلا دلتنگ که باشی ، عزیزترین خاطره ها هم مرهم نمی شوند .

من خوب می فهمم دردهای بی پروازی را !

من خوب می فهمم ستاره های بی فروغ چه شکلی اند !

تو هم خوب می دانی ، من چقدر دلتنگم !!!

 

لحظه هایت را پُر از هوای تنهایی ام کرده ای ، به بهانه ی نُت های جدیدِ ملودی هایت !

مرا به جرمِ هوسهای زودگذر به دستِ بی سرانجامی سپرده ای !

دست و پا گیرت بودم ، ساده و کودکانه به بازی گمارده ای احساساتم را !

تو نمی دانی این شهر پُر از گرگهای درنده است !

التماست می کنم بیا :

بیا و نمک بپاش روی تنِ زخمی ام ، دیگر نمیگویم غریبه ها به جایت با من چه ها کرده اند .

بیا و دلتنگی هایم را با زخمِ زبانهایت ملتهب تر کن !

 

فقط بیا :

تو نمیدانی این دلتنگی چه ها با دلِ روزگارم کرده است .

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
jamalmusic    150

کاربر سایت

بیا و نمک بپاش روی تنِ زخمی ام. ؟ بپاش یا نپاش؟ معمولا از طرف عزیزان انتظار این نمیرود که نمک به زخم بپاشن. یا اینکه من درست متوجه نشدم لطفا جسارت بنده رو ببخشید.در مجموع یک نوع تازگی و سبک و تفکر بسیار خاص پنهان است پشت این اشعار طوری که در جهت سبک خاص گام برمیدارد.البته این نظر شخصی و سلیقه بنده هستش. خواندن شعر با شندین از زبان و با صدای شاعر و خالق و سراینده اثر بسیار توفیر دارد و با صدای صاحب اثر تاثیر گذارتر و فضاهای پنهان در انرا اشکار و بسیار ملموس میکند.با تشکر از دعوت شما دوست عزیز.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,232

سـرپرسـت سایت

بیا و نمک بپاش روی تنِ زخمی ام. ؟ بپاش یا نپاش؟ معمولا از طرف عزیزان انتظار این نمیرود که نمک به زخم بپاشن. یا اینکه من درست متوجه نشدم لطفا جسارت بنده رو ببخشید.در مجموع یک نوع تازگی و سبک و تفکر بسیار خاص پنهان است پشت این اشعار طوری که در جهت سبک خاص گام برمیدارد.البته این نظر شخصی و سلیقه بنده هستش. خواندن شعر با شندین از زبان و با صدای شاعر و خالق و سراینده اثر بسیار توفیر دارد و با صدای صاحب اثر تاثیر گذارتر و فضاهای پنهان در انرا اشکار و بسیار ملموس میکند.با تشکر از دعوت شما دوست عزیز.

 

 

سلام

عزیزان بله نمک پاش نمیشوند ولی ایشون شدن در این نوشته

بعد هم روی برخی از زخمها نمک بزیزید البته برخی درمان است

 

من منظورم بپاش بود شاید زودتر خوب بشه اون زخم کهنه ای که خودش

درست کرده و دیگه بعد از سالها قطعا عفونی شده و درد داره

 

نمک بپاش درست است بر اساس ایده ای که در ذهن من بود

 

ممنونم از لطفتون که وقت گذاشتید

 

سربلند باشید :flower::flower::flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
التفات    1,272

کاربر سایت

 

 

در سرم هوای تو بود و دلتنگی نوشته هایم را بغل میکرد .

بر زبانم شعرهایی زمزمه می شد و روی کاغذ چیزهایی دیگر نقش می بست .

فکر کنم ، روزگارت رو به بیماری است که اینچنین ، زمانه ام دستپاچه گشته است .

از خودت خبری برسان .

میدانم دلتنگ که شوی ، در غصه غوطه ور میشوی .

میدانم دلتنگی نفست را بند می آورد .

اصلا دلتنگ که باشی ، عزیزترین خاطره ها هم مرهم نمی شوند .

من خوب می فهمم دردهای بی پروازی را !

من خوب می فهمم ستاره های بی فروغ چه شکلی اند !

تو هم خوب می دانی ، من چقدر دلتنگم !!!

 

لحظه هایت را پُر از هوای تنهایی ام کرده ای ، به بهانه ی نُت های جدیدِ ملودی هایت !

مرا به جرمِ هوسهای زودگذر به دستِ بی سرانجامی سپرده ای !

دست و پا گیرت بودم ، ساده و کودکانه به بازی گمارده ای احساساتم را !

تو نمی دانی این شهر پُر از گرگهای درنده است !

التماست می کنم بیا :

بیا و نمک بپاش روی تنِ زخمی ام ، دیگر نمیگویم غریبه ها به جایت با من چه ها کرده اند .

بیا و دلتنگی هایم را با زخمِ زبانهایت ملتهب تر کن !

 

فقط بیا :

تو نمیدانی این دلتنگی چه ها با دلِ روزگارم کرده است .

 

 

 

باوجود معنای زیبایی که داشت بسیارهم دلنشین بود.بازم ازاین کارابکن.:flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
chester.lp    1,604

کاربر سایت

 

 

در سرم هوای تو بود و دلتنگی نوشته هایم را بغل میکرد .

بر زبانم شعرهایی زمزمه می شد و روی کاغذ چیزهایی دیگر نقش می بست .

فکر کنم ، روزگارت رو به بیماری است که اینچنین ، زمانه ام دستپاچه گشته است .

از خودت خبری برسان .

میدانم دلتنگ که شوی ، در غصه غوطه ور میشوی .

میدانم دلتنگی نفست را بند می آورد .

اصلا دلتنگ که باشی ، عزیزترین خاطره ها هم مرهم نمی شوند .

من خوب می فهمم دردهای بی پروازی را !

من خوب می فهمم ستاره های بی فروغ چه شکلی اند !

تو هم خوب می دانی ، من چقدر دلتنگم !!!

 

لحظه هایت را پُر از هوای تنهایی ام کرده ای ، به بهانه ی نُت های جدیدِ ملودی هایت !

مرا به جرمِ هوسهای زودگذر به دستِ بی سرانجامی سپرده ای !

دست و پا گیرت بودم ، ساده و کودکانه به بازی گمارده ای احساساتم را !

تو نمی دانی این شهر پُر از گرگهای درنده است !

التماست می کنم بیا :

بیا و نمک بپاش روی تنِ زخمی ام ، دیگر نمیگویم غریبه ها به جایت با من چه ها کرده اند .

بیا و دلتنگی هایم را با زخمِ زبانهایت ملتهب تر کن !

 

فقط بیا :

تو نمیدانی این دلتنگی چه ها با دلِ روزگارم کرده است .

 

 

کارتون رو من خیلی تاثیر گذاشت و بسیار زیبا بود اما نکته ای که هست

اینه که به نظرم اگه این متن برای کسی سروده میشد که شخصیت بهتری داشته و عشق دو طرفه بوده بیشتر تاثیر میگذاشت

 

التماست می کنم بیا :

بیا و نمک بپاش روی تنِ زخمی ام ، دیگر نمیگویم غریبه ها به جایت با من چه ها کرده اند .

بیا و دلتنگی هایم را با زخمِ زبانهایت ملتهب تر کن !

 

مخصوصا این قسمت برای کسی که درکی از عشق نبرده به نظرم نباید اینجور احساسی وصف بشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
anonymous123    5,164

عضـو ویــژه

خیلی یاد این آهنگ یاس افتادم ؛ به خصوص این چنتا بیت اش ...:flower::flower::flower:

 

 

 

منم بد نبودم ولی خودت یادته اونروزیرو که وایستاده بودم تو صف کپن

دیدم یارو پشت بنز خف کپل

نشسته بود یه قول بیریخت که از سر تا پاش فقط داشت پول میریخت

تو اون لحظه حس کردم که روزه مردنمه

دیدم اونکه کنارشه دوست دخترمه

منو دید ولی من غریبه بودم

با همون مانتو که من خریده بودم

.

.

.

بشنو بگو بسه بس که دیکته خوندی تو هم اگه زندگی مارو دیده بودی

تو صدتا ترک سر تا پایه مارو مینمودی

.

.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...