رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





پست های پیشنهاد شده

OMID    5,085

عضو جدید انجمن

سلام به همه دوستان علاقه مند به شعر و ترانه و ترانه سرایی.

 

قراره تو این موضوع به برسی انواع شعر و ترانه و برسی سرودن صحیح ترانه بپردازیم و اگه مجالی باشه و استقبال دوستان هم باشه یه سری آموزش و تمرین برای صحیح نوشتن(از لحاظ دستوری)چگونگی انتخاب موضوع ترانه-چگونگی استفاده از عنصر خیال در ترانه،بپردازیم...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

میشه اینطور بیان کرد که ترانه زیر مجموعه ای از شعره البته خیلی ها متاسفانه بین شعر و ترانه فرقی قایل نمیشن و این کاملا اشتباهه که تو ادامه به این موضوع هم میپردازیم.

ترانه یه سبک کاملا مستقل از دیگر سبکهاست که تو چهار چوب قالبهای شعر بصورت ملودیک و موسیقیایی به بیان احساسات -موضوعات اجتماعی و سیاسی میپردازه.در گذشته ها این طور مرسوم بود که آهنگ رو برمبنای شعر میساختندولی امروزه با به وجود اومدن مقوله ای به نام ترانه موضوع عوض شده که متاسفانه باعث زیر سوال رفتن رسالت ترانه و ترانه سرایی و حتی خوانندگی شده.

همونطور که گفتم اکثر مردم تفاوتی بین شعر و ترانه قایل نمیشن پس بنابراین بین شاعر و ترانه سرا هم تفاوتی نمیبینن به همین علته که موسیقی ما داره به بیراهه میره.

 

اما تعریف ترانه:ترانه ریشه در شعر داره و یکسری از قوانین شعر رو رعایت میکنه اما در نهایت خودش دارای تعریفی خاصه.

مثل شعر ما تو ترانه هم قافیه داریم هم وزن و از این بابت بسیار شبیه شعره اما ترانه از لحاظ درونی یه پیوند قوی و جدا ناشدنی با موسیقی داره.

شاید این سوال براتون پیش بیاد که خوب خیلی از شعرها هم هستم که روی اونها آهنگ ساخته شده والبته خیلی هم موندگار شده خوب در جواب این سوال باید گفت نفس سرودن اون شعر عا فقط و فقط شعر بوده و از اول شاعر اون رو برای استفاده تو یه آهنگ نسروده و این خلاقیت و هنر اون آهنگ ساز بوده که اون احساس رو به اون شعر منتقل کرده تا بتونه تو اون آهنگ بهش روح موسیقیایی بده..اما ترانه رو برای اینکه در قالب یه ملودی مورد استفاده قرار بگیره سروده میشه و از همون ابتدا اون حس ملودیک بودن تو سط ترانه سرا در اون گذاشته شده برای مثال شما به مجموعه ترانه های آقای یغما گلرویی مراجه کننین و چند تا از ترانه های ایشون رو بخونین و بعد برید سراغ مجموعه شعرهای همین ترانه سرا و تفاوت بین شعر و ترانه های ایشون رو کاملا حس کنید.

اما ویژگی دوم ترانه اینه که بیان ترانه باید ساده و عمیانه باشه و ترانه سرا باید این نکته رو در نظر بگیره که این ترانه مورد استفاده عموم مردمه و تو این عموم مردم همه جور تفکر-سطح سواد-بینش سیاسی اجتماعی...وجود داره پس باید نگارش ترانه از لحاظ چهار چوب کلمات و جمله بندیها باید عامیانه و قابل فهم برای عموم باشه.

نکته دیگه اینه که چون قراه این ترانه رو یه آهنگ قرار بگیره و با صدای یه خواننده و همراه با موزیک به گوش شنونده برسه پس تمام حواس شنونده متوجه مفهوم ترانه نیست بلکه مقداری از اون به سمت صدای خواننده و آهنگه پس:ملودیک بودن خیلی مهمه البته نه اینکه موضوع فدای ملودیک بودن بشه نه..منظور اینه که نسبت به شعر زیاد موضوع مهم نیست..البته در مورد این موضوع مفصل بحث میکنیم.

نکته دیگه اینه که ما تو مکالمه روزانه خودمون یه ادبیاتی داریم که اصلا و ابذا نباید تو ترانه از اون نوع ادبیات استفاده بشه متاسفانه یه سریها با این تفکر که سرودن ترانه خیلی سادس و ادبیات خاصی نداره دست به این کار میزنن که نتیجه اون میشه این وضع افتضاحی که الان تو عالم موسیقی(از طرف ترانه ها) با اون روبه رو هستیم که هرکسی یه خودکار برمیداره و هر چی که دلش میخواد مینویسه و اسم اونو میذاره ترانه و رو یه موزیک به خورد مردم میده..درسته که نوشتن ترانه باید عامیانه باشه اما نه این که از هر گونه الفاظی که میخوایم استفاده کنیم...

اکثرا تصور میکنن شعر گفتن از ترانه سرایی مشکل تره اما در واقع اینطور نیست.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

تا اینجا بصورت اختصار در مورد شعر و ترانه صحبت کردیم..ویه سری از مسایل رو مورد برسی قرار دادیم از این به بعد در مورد قوانین شعر صحبت میکنیم و انواع شعر رو از لحاظ ساختار و قالب مورد برسی قرار میدیم چون مبنای نوشتن ترانه صحیح از لحاظ قواعد دستوری دونستن همین قوانین موجود در شعر هست.بعد از اون به سراغ ترانه میریم و قوانین موجود در شعر رو تو ترانه برسی میکنیم.البته اگر دوستان تمایل به ادامه این موضوع داشته باشن.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

ابتدا وارد اصول سرودن شعر میشیم تا یه سری از قوانین رو که تو ترانه سرایی هم کاربرد بسیار دارن رو مورد برسی قرار بدیم.

 

به این سوالات پاسخ میدیم:

 

قافیه چیست؟

 

وزن چیست؟

 

ردیف چیست؟

 

انواع قالبهای شعر کدامند؟

 

پس از اتمام این مبحث البته با کمی کنکاش بیشتر وارد ترانه و ترانه سرایی میشیم و تمام این مطالب رو در ترانه هم برسی میکنیم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

قافیه:قسمت تکرار شونده یک جمله که درنظم یا شعر تکرار میشوند به این شرط که کلمه تکرار شونده جزیی از کلمه قافیه باشد.آخرین حرف قافیه را ((رَوی))میگویند.مثلا در کلمه های ..دست،هست،مست حرف((ت))رَوی قافیه است.قافیه باعث زیبایی و خوش آهنگ شدن شعر میشه.

 

فتنه ام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر..... قامت است آن یا قیامت، عنبر است آن یا عبیر

 

نکته:برخی چشم مستشان...... وان زلف همچون شستشان.» در اینجا قافیه(مست)و(شست)میباشد و (شان) اضافه ایست که در آخر قافیه آمده پس: لزوما قافیه در آخر جمله قرار نمیگیرد.

اما در نظم قافیه در آخر بیت می آید البته اگه جمله دارای ردیف باشه کلمه قافیه قبل از ردیف میاد.

 

انواع قافیه:

البته زیاد رو این موضوع بحث نمیکنیم چون هدف سرودن ترانه است و فقط آشنایی کفایت میکنه.

5نوع قافیه داریم:

1-مترادف:ترادف در لغت به معنی پیاپی شدن است .وبه قافیه ای گفته میشه که دو حرف ساکن پیاپی داشته باشد مثل>>یار

2-متدارک:تدارک در لغت به معنی دریافتن است .وبه قافیه ای گفته میشود که دو حرف متحرک و یک حرف ساکن داشته باشد مثل>>خرد

3-متکاوس:در لغت به معنی انبوهی است.وبه قافیه ای گفته میشود که چهار حرف متحرک و یک حرف ساکن در آخر باشد مثل>>بزنمش

4-متئاتر:تواتر در لغت به معنی پیاپی شدن است .وبه قافیه ای گفته میشود که دو طرف حرف متحرک آن ساکن باشد مثل>>درکش

5-متراکب:متراکب در لغت به معنی برهم نشستن است .وبه قافیه ای گفته میشود که دارای سه حرف متحرک با یک حرف ساکن در آخر باشد مثل>>فکند

خب تا اینجا کم و بیش با قافیه آشنا شدیم حالا چند تا مثال:

 

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ..... .. که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل​ها>>حافظ

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را>>حافظ

 

اول دفتر به نام ایزد دانا صانع پروردگار حی توانا>>سعدی

 

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم>>>خیام

 

توصیه میکنم سراغ شعرای بزرگ برید و برای درک بهتر اثراتشون رو بخونید (برای قدرت و تسلط در قافیه)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

وزن:ایجاد نظم و هماهنگی در طول مصراعها و چیدمان هجاهای هر مصراع ...

 

در فارسی معمولاً منظور از وزن شعر، وزن عروضی و اسلوب.های برگرفته از اون یا تکنیک.های دیگه ای مثل وزن هجایی و آهنگی است. مطابق این تقسیم.بندیِ غالب، بعضی اشعار از جمله اشعار قالب سنّتی فارسی دارای وزن تشخیص داده می.شوند و در مقابل بسیاری از اشعار مدرن مانند شعر سپیدبدون وزن خوانده می.شوند.

 

اما یه تعریف دیگه هم برای وزن در شعر پارسی گفته میشه:وزن جزء تزیینات شعری نیست، بلکه بخشی از ذات شعره. وزن یعنی سکون و تحرک کلام، ایستادن در وسط هجاها و بعد حرکت کردن در وسط هجاها، ایستادن در وسط سطرها و بعد حرکت کردن در وسط سطرها. به این معنی که یک قسمت وزنی فقط از حرکت کلمات به وجود نمیاد، بلکه از حرکت، سکوت هم به وجودمیاد. شعر تنها پدیده زبانی است که در آن سکوت.های حد فاصل هم به اندازه خود کلمات معنی دارند. هرقدر که سکوت.های حدفاصل بین کلمات کمتر باشه، متن به طرف نظم کشیده میشه و اگر بی.وزن باشه به طرف نثر.البته این تعریف زیاد قابل قبول نیست البته از طرف اساتید.

دو نوع وزن ،که باید مورد برسی قرار بگیره البته به اختصار چون خیلی خیلی طولانیه.

1-وزن عروضی

2-وزن تکیه ای

که توضیحات در مورد این دو نوع وزن کاربردی تو ادبیات خودمون خیلی زیاد و عمیقه که البته گفتنش زیاد مهم نیست یعنی به درد ترانه سراهای عزیز نمیخوره ولی صد البته دونستنش میتونه کمک زیادی برای کسایی که میخوان شعر هم بنویسن باشه.

وزن عروضی وزنیه که هجاهای کوتاه اون بیشتر از هجاهای بلنده که نمونه زیاد اون تو شعرهای فردوسی بزرگ دیده میشه چون از این نوع وزن برای ایجاد محیطی حماسی برای بیان صحنه های جنگ استفاده میکرد به مثال توجه کنید:

 

چکاچاک گرز آمد و تیغ و تیر .. ز خون یلان دشت گشت آبگیر

 

وزن تکیه ای:اما این وزن اساس بلندی یا کوتاهی هجاهای موجود در شعر بوجود نمیاد بلکه بر تساوی تعداد تکیه ها بوجود میایدکه هجاهای تکیه دار اصل است و هجاهای دیگر سریع تلفظ میشوند که البته این نوع وزن بیشتر خاص زبانهای انکلیسی-آلمانی در زیر یک بیت فارسی بر مبنای این نوع وزن رو آوردم

 

تن عیشم به غم نحیف گشت.....گل بختم به خار نهفته گشت

 

تو این بیت وزن تکیه ای وجود داره که ما فارسی زبونها نمیتونیم اونو حس کنیم(این بیت وزن عروضی نداره.)

 

برای تعیین وزن یک شعر باید سه نکته مهم را در نظر بگیریم:

1-درست خواندن و درست نوشتن شعر

2-توجه به حرکتها ی حروف صدا دار

3-توجه به کلماتی که نوشته میشوند اما خوانده نمیشوند..مثل >>خواهر

 

طاعت آن است که بر خاک نهی پیشانی...صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

 

در اینجا ...طاعت آن ...خونده میشه>>طاعتان

و..پیش آر... خونده میشه>>>پیشار

 

پس نوع خوندن شعر خیلی میتونه به درک درست وزن کمک کنه

 

صحبت در مورد مقوله وزن تو ادبیات پارسی خیلی عمیقه فکر میکنم تا همینجا کافیه مثل قبل باز توصیه میکنم از شعرای بزرگ شعر بخونید تا درک مطالب بهتر بشه اگه سوالی هم بود در خدمتم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

ردیف:ردیف، اصطلاحی عروضی است و به واژه یا واژه.هایی که به.صورت مکرر و بدون هیچ تغییری در آخر بیت.ها بعد از قافیه می.آید گفته می.شود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

یه مشکلی ایجاد شد نشد ردیف رو کامل کنم.

 

یک مثال برای ردیف

 

 

آن یار دلربا که رخش را هر آینه

 

چون مه نموده راست نماید هر آینه.

 

 

تو این بیت(هر)قافیه و(آینه)ردیف هستند.

 

در اصل ردیف یکی از مشخصه های شعر پارسیه که به گفته خیلی از مورخین ردیف از ادبیات ایران وارد ادبیات دیگه شده یعنی سرچشمه اون شعر پاسی بوده.

 

ستوده خان کریم آن سحاب گوهربار

 

که برد از در او خلق اشتر زر بار

در این بیت هم (بار)ردیف هست.

 

طبق تعریف ساده ای که قبلا در مورد ردیف داشتم خودتون میتونید مطالعه کنید و از میون شعرها ردیف رو پیدا کنید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

اما انواع قالبهای شعر:

 

منظور از قالب یک شعر یعنی نوع چهارچوب و آرایش اون شعر از لحاظ موزون بودن و جایگزاری قافیه و ردیف هست.

 

دو نوع قالب شعری داریم

 

1-قالب کهن

2-قالب نوین

 

قالب کهن:در قالب کهن مصرعها دارای یه حالت موزون بودن هستند که از قوانین خاص نظم و آرایش قافیه ای پیروی میکنند.تو شعر کهن قالب شعرها رو قافیه تعیین میکنه و وزن ...تاثیری تو قالب بندی اون نداره.تقریبا میشه گفت قالبهای شعر کهن خیلی خیلی زیادن اما 14تای اونها معرفترین هستند که شاعران بیشتر اونها رو مورد توجه قرار دادن و اکثرا تو محدوده این قالبها شعرهاشون رو میسرودن.اما اون 14قالب:

 

 

قصیده

 

مثنوی

 

غزل

 

قطعه

 

ترجیع بند

 

ترکیب بند

 

مسمط

 

مستزاد

 

رباعی

 

دو بیتی

 

تصنیف

 

چهارپاره

 

مفرد

 

تضمین

که هر کدوم از این قالبها تعریف خاصی دارن و میشه کلی در مورد هر کدوم صحبت کرد که البته احتیاج نیست و من فقط شما رو با اونها آشنا میکنم که بدونید وقتی شعری رو مینویسد تو کدوم دسته قرار میگیره یعنی قالب نوشته شما چیه.

 

 

قصیده

 

 

قصیده نوعی از شعر است که دو مصراع بیت اول و مصراع های دوم بقیه ی بیت های آن هم قافیه اند.

طول قصیده از 15 بیت تا 60 بیت می تواند باشد.

 

 

بهار تازه دمید، ای به روی رشک بهار

بیا و روز مرا خوش کن و نبید بیار

همی به روی تو ماند بهار دیبا روی

همی سلامت روی تو و بقای بهار

رخ تو باغ من است و تو باغبان منی

مده به هیچکس از باغ من، گلی، ز نهار!

به روز معرکه، بسیار دیده پشت ملوک

به وقت حمله، فراوان دریده صف سوار

همیشه عادت او بر کشیدن اسلام

همیشه همت او نیست کردن کفار

عطای تو به همه جایگه رسید و، رسد

بلند همت تو بر سپهر دایره وار

کجا تواند گفتن .. آنچه تو کردی

کجا رسد بر کردارهای تو گفتار؟

تو آن شهی که ترا هر کجا شوی، شب و روز

همی رود ظفر و فتح، بر یمین و یسار

خدایگان جهان باش، وز جهان برخور

به کام زی و جهان را به کام خویش گذار

 

 

غزل

 

 

......................الف///////// ...................... الف

...................... ب ////////// ...................... الف

...................... ج ////////// ...................... الف

 

 

موضوعات اصلی غزل بیان احساسات و ذکر معشوق و شکایت از بخت و روزگار ه. البته موضوع غزل به این موضوعات محدود ننمیشه و در ادب فارسی به غزل هایی بر می خوریم که شامل مطالب اخلاقی و حکیمانه هم هست.

 

نمونه ای از غزل سعدی:

 

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به .. نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوش

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

 

قطعه

 

"قطعه" شعری است که معمولاً مصراع های اولین بیت آن هم قافیه نیستند ولی مصراع دوم تمام ادبیات آن هم قافیه اند. طول قطعه دو بیت یا بیشتر است.

 

......................الف///////// ...................... ب

...................... ج ////////// ...................... ب

...................... د ////////// ...................... ب

 

قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامه نگاری بکار می برند

 

 

علت اسم گذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعه ای از یک قصیده است.

 

نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی ----- بررست و بردمید بر او بر، به روز بیست

 

پرسیدازچنار که توچند روزه ای؟ ----- گفتا چنار سال مرا بیشتر ز سی است

 

خندید پس بدو که من از تو به بیست روز ----- برتر شدم بگوی که این کاهلیت چیست؟

 

او را چنارگفت که امروز ای کدو ----- باتو مراهنوز نه هنگام داوری است

 

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان ----- آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست!!!

 

 

مثنوی

 

واژه ی مثنوی از کلمه ی "مثنی" به معنی دوتائی گرفته شده است. زیرا در هر بیت دو قافیه آمده است که با قافیه بیت بعد فرق می کند.

 

از آنجا که مثنوی به لحاظ قافیه محدودیت ندارد بیشتر برای موضوعات طولانی به کار می رود.

 

نمونه ای از مثنوی از بوستان سعدی

 

حکایت

 

یکی گربه در خانه زال بود----- که برگشته ایام و بد حال بود

روان شد به مهمان سرای امیر----- غلامان سلطان زدند شر به تیر

چکان خونش از استخوان می دوید---همی گفت و از هول جان می دوید

اگر جستم از دست این تیر زن----- من و موش و ویرانه پیر زن

 

ترجیع بند

 

ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه و وزن یکسان هستند و در آخر هر رشته شعر یک بیت یکسان با قافیه ای جداگانه تکرار می شود.

 

 

نمونه ای از ترجیع بند از دیوان سعدی

 

دردا که به لب رسید جانم ----- آوخ که ز دست شد عنانم

 

.. دید چو من ضعیف هرگز ----- کز هستی خویش در گمانم

 

پروانه ام اوفتان و خیزان ----- یکبار بسوز و وارهانم

 

گر لطف کنی به جای اینم ----- ورجور کنی سرای آنم

 

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله کار خویش گیرم

 

زان رفتن و آمدن چگویم ----- می آیی و می روم من از هوش

 

یاران به نصیحتم چه گویند ----- بنشین و صبور باش و مخروش

 

ای خام، من این چنین در آتش ----- عیبم مکن ار برآورم جوش

 

تا جهد بود به جان بکوشم ----- و آنگه به ضرورت از بن گوش

 

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم

 

ای بر تو قبای حسن چالاک ----- صد پیرهن از جدائیت چاک

 

پیشت به تواضع است گویی ----- افتادن آفتاب بر خاک

 

ما خاک شویم و هم نگردد ----- خاک درت از جبین ما پاک

 

مهر از تو توان برید هیهات ----- .. بر تو توان گزید حاشاک

 

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم

 

ترکیب بند

 

ترکیب بند از لحاظ ساختار شعری مانند "ترجیع بند" است و تنها تفاوت آن این است که بیت تکرار شده در بین قطعه های شعر یکسان نیستند.

 

 

 

نمونه ی ترکیب بند از وحشی بافقی

 

 

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید ----- داستان غم پنهانی من گوش کنید

 

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید ----- گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

 

شرح این آتش جانسوز نهفتن تا کی

 

سوختم سوختم این سوز نهفتن تا کی

 

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ----- ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

 

عقل و دین باخته، دیوانه رویی بودیم ----- بسته سلسله ی سلسله مویی بودیم

 

.. در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

 

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

 

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت -----سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت

 

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت ----- یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

 

اول آن .. که خریدار شدش من بودم

 

باعث گرمی بازار شدش من بودم

 

 

مسمط

 

مجموعه جدید مصراع هم قافیه (بند مسمط) و یک مصراع که قافیه آن مستقل است. (رشته مسمط یا مصراع تسمیط) و این شکل چند بار با قافیه های متفاوت تکرار می شود. دقت کنید.....

 

گویی بط سپید جامه به صابون زده است --- کبک دری ساق پای در قدح خون زده است

 

بر گل تر دلیب، گنج فریدون زده است --- لشگر چین در بهار، خیمه به هامون زده است

 

لاله سوی جویبار خرگه بیرون زده است --- خیمه آن سبزگون خرگه این آتشین

 

 

باز مرا طبع شعر سخت به جوش آمده است --- کم سخن عندلیب،دوش به گوش آمده است

 

از شغب مردمان لاله به جوش آمده است --- زیر به بانگ آمده است بم بخروش آمده است

 

نسترن مشکبوی، مشک فروش آمده است --- سیمش در گردن است، مشکش در آستین

 

مستزاد

 

مستزاد شعری است که در آخر مصراع های یک رباعی یا غزل یا قطعه، جمله ی کوتاهی از نثر آهنگین و مسجع اضافه می کنند که از لحاظ معنی به آن مصراع مربوط است ولی با وزن اصلی شعر هماهنگ نیست.

 

 

نمونه ی چند مستزاد

 

گیرم که ز مال و زر کسی قارون شد ---------- مرگ است زپی!

 

یا آن که به علم و دانش افلاطون شد ---------- کو حاصل وی؟

 

اندوخته ام ز کف همه بیرون شد ---------- کو ناله ی نی؟

 

ز اندیشه کونین دلم پرخون شد ---------- کو ساغر می؟

(مشتاق اصفهانی)

 

گر حاجت خود بری به درگاه خدا ---------- با صدق و صفا

 

حاجات ترا کند خداوند روا ---------- بی چون و چرا

 

ز نهار مبر حاجت خود در بر خلق ---------- با جامه ی دلق

 

کز خلق نیاید کرم وجود و عطا ---------- بی شرک و ریا

(سنا)

 

 

رباعی

 

 

"رباعی" از کلمه ی "رباع" به معنی "چهارتایی" گرفته شده است.

 

شکل رباعی به صورت زیر است:

 

..................... الف ///////// ..................... الف

 

..................... ب ///////// ....................... الف

 

جز من اگرت عاشق شیداست بگو ----- ور میل دلت به جانت ماست بگو

 

ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو ----- گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو

(مولوی)

 

هر سبزه که بر کنار جویی رسته است ---- گویی زلب فرشته خویی رسته است

 

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی ---- کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

(خیام)

 

 

دوبیتی

 

کلمه ی "دوبیتی" علاوه بر اینکه در مورد رباعی به کار می رود به معنی شعری است که دارای چهار مصراع است. دوبیتی شعری است که دارای چهار مصراع است و می تواند در هر وزنی سروده شود. رباعی نیز در واقع یک نوع دوبیتی است که وزن خاصی دارد. بیشتر دو بیتی های مربوط به بابا طاهر است.

 

 

نمونه هایی از دو بیتی های باباطاهر:

 

دل عاشق به پیغامی بسازد ----- خمارآلوده با جامی بسازد

 

مرا کیفیت چشم تو کافی است ----- ریاضت کش به بادامی بسازد

 

***

 

ز دست دیده و دل هر دو فریاد ----- هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

 

بسازم خنجری نیشش ز فولاد-------------زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

***

 

جوونی هم بهاری بود و گذشت ----- به ما یک اعتباری بود و بگذشت

 

میون ما و تو یک الفتی بود. ------ که آن هم نوبهاری بود و گذشت

 

تصنیف میشه گفت تصنیف یه جورایی بعد موسقیایی و ملودیک داشته مثل ترانه های امروزی.

 

بوی جوی مولیان آید همی ------ یاد یار مهربان آید همی

 

این شعر منسوب به رودکی را که همراه با چنگ خوانده میشده شاید بتوان تصنیف دانست و از آن به بعد نیز عده ای از شاعران اشعار خویش را همراه با عود و چنگ می خوانده اند.

 

نمونه ای از تصنیف های ملک الشعرای بهار که در دستگاه ماهور خوانده می شود:

 

زمن نگارم / خبر ندارد/ بحال زارم/ نظر ندارد

 

خبر ندارم / من از دل خود / دل من از من / خبر ندارد

 

کجا رود دل که دلبرش نیست/ کجا پرد مرغ / که پر ندارد

 

امان ازین عشق / فغان ازین عشق / که غیر خون / جگر ندارد

 

همه سیاهی/ همه تباهی / مگر شب ما / سحر ندارد

 

بهار مضطر مثال دیگر / که آه و زاری / اثر ندارد

 

 

 

چهارپاره

 

 

"چهارپاره" از قالب های جدیدی است که همزمان با رواج شعر نو بوجود آمده است.

 

"چهارپاره" مجموعه ای از دو بیتی هایی است که در کل یک شعر را می سازند.

 

دو بیتی های تشکیل دهنده چهارپاره از لحاظ قافیه با هم تفاوت دارند.

 

 

فالگیر

 

 

کند وی آفتاب به پهلو فتاده بود ----- زنبورهای نور زگردش گریخته

 

 

در پشت سبزه های لگدکوب آسمان----- گلبرگ های سرخ شفق تازه ریخته

 

 

***

 

 

کف بین پیرد باد درآمد ز راه دور ----- پیچیده شال زرد خزان را به گردنش

 

 

آن روز میهمان درختان کوچه بود ----- تا بشنوند راز خود از فال روشنش

 

 

مفردات

 

 

هر شعری حداقل یک بیت دارد.

 

"مفرد" شعری تک بیتی است که شاعر تمام مقصود خود را در همان یک بیت بیان می کند.

 

نمونه هایی از مفرد:

 

پای ملخی نزد سلیمان بردن ----- زشت است ولیکن هنر است از موری

 

***

 

مردی نه به قوت است و شمشیر زنی ----- آن است که جوری که توانی نکنی

 

 

 

تضمین

 

تضمین به طور کلی به این معنی است که قطعاتی از شعر شاعر دیگری را در داخل شعر خود بیاورند.

 

مثلاً سعدی غزلی دارد که این گونه شروع می شود:

 

من از آن روز که در بند تو ام آزادم ----- پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

 

و حافظ در غزلی مصراع اول این غزل را به این صورت تضمین کرده است.

 

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ----- ناز بنیاد مکن تا نَکَنی بنیادم

 

 

و در آخر، مصراع سعدی را تضمین می کند و می گوید:

 

حافظ از جو ر تو، حاشا که بگرداند روی ---- من از آن روز که در بند تو ام آزادم

 

تا اونجایی که میشد سعی کردم الکی طولانیش نکنم که فکر میکنم همینایی که نوشتم برای درک قالبهای کهن شعر پارسی کافیه چون از روی همون توضیحات مختصر و مثالها به راحتی میتونید قالب شعرها رو متوجه بشید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

اما انواع قالبهای شعر:

 

منظور از قالب یک شعر یعنی نوع چهارچوب و آرایش اون شعر از لحاظ موزون بودن و جایگزاری قافیه و ردیف هست.

 

دو نوع قالب شعری داریم

 

1-قالب کهن

2-قالب نوین

 

قالب کهن:در قالب کهن مصرعها دارای یه حالت موزون بودن هستند که از قوانین خاص نظم و آرایش قافیه ای پیروی میکنند.تو شعر کهن قالب شعرها رو قافیه تعیین میکنه و وزن ...تاثیری تو قالب بندی اون نداره.تقریبا میشه گفت قالبهای شعر کهن خیلی خیلی زیادن اما 14تای اونها معرفترین هستند که شاعران بیشتر اونها رو مورد توجه قرار دادن و اکثرا تو محدوده این قالبها شعرهاشون رو میسرودن.اما اون 14قالب:

 

 

قصیده

 

مثنوی

 

غزل

 

قطعه

 

ترجیع بند

 

ترکیب بند

 

مسمط

 

مستزاد

 

رباعی

 

دو بیتی

 

تصنیف

 

چهارپاره

 

مفرد

 

تضمین

که هر کدوم از این قالبها تعریف خاصی دارن و میشه کلی در مورد هر کدوم صحبت کرد که البته احتیاج نیست و من فقط شما رو با اونها آشنا میکنم که بدونید وقتی شعری رو مینویسد تو کدوم دسته قرار میگیره یعنی قالب نوشته شما چیه.

 

 

قصیده

 

 

قصیده نوعی از شعر است که دو مصراع بیت اول و مصراع های دوم بقیه ی بیت های آن هم قافیه اند.

طول قصیده از 15 بیت تا 60 بیت می تواند باشد.

 

 

بهار تازه دمید، ای به روی رشک بهار

بیا و روز مرا خوش کن و نبید بیار

همی به روی تو ماند بهار دیبا روی

همی سلامت روی تو و بقای بهار

رخ تو باغ من است و تو باغبان منی

مده به هیچکس از باغ من، گلی، ز نهار!

به روز معرکه، بسیار دیده پشت ملوک

به وقت حمله، فراوان دریده صف سوار

همیشه عادت او بر کشیدن اسلام

همیشه همت او نیست کردن کفار

عطای تو به همه جایگه رسید و، رسد

بلند همت تو بر سپهر دایره وار

کجا تواند گفتن .. آنچه تو کردی

کجا رسد بر کردارهای تو گفتار؟

تو آن شهی که ترا هر کجا شوی، شب و روز

همی رود ظفر و فتح، بر یمین و یسار

خدایگان جهان باش، وز جهان برخور

به کام زی و جهان را به کام خویش گذار

 

 

غزل

 

 

......................الف///////// ...................... الف

...................... ب ////////// ...................... الف

...................... ج ////////// ...................... الف

 

 

موضوعات اصلی غزل بیان احساسات و ذکر معشوق و شکایت از بخت و روزگار ه. البته موضوع غزل به این موضوعات محدود ننمیشه و در ادب فارسی به غزل هایی بر می خوریم که شامل مطالب اخلاقی و حکیمانه هم هست.

 

نمونه ای از غزل سعدی:

 

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به .. نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوش

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

 

قطعه

 

"قطعه" شعری است که معمولاً مصراع های اولین بیت آن هم قافیه نیستند ولی مصراع دوم تمام ادبیات آن هم قافیه اند. طول قطعه دو بیت یا بیشتر است.

 

......................الف///////// ...................... ب

...................... ج ////////// ...................... ب

...................... د ////////// ...................... ب

 

قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامه نگاری بکار می برند

 

 

علت اسم گذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعه ای از یک قصیده است.

 

نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی ----- بررست و بردمید بر او بر، به روز بیست

 

پرسیدازچنار که توچند روزه ای؟ ----- گفتا چنار سال مرا بیشتر ز سی است

 

خندید پس بدو که من از تو به بیست روز ----- برتر شدم بگوی که این کاهلیت چیست؟

 

او را چنارگفت که امروز ای کدو ----- باتو مراهنوز نه هنگام داوری است

 

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان ----- آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست!!!

 

 

مثنوی

 

واژه ی مثنوی از کلمه ی "مثنی" به معنی دوتائی گرفته شده است. زیرا در هر بیت دو قافیه آمده است که با قافیه بیت بعد فرق می کند.

 

از آنجا که مثنوی به لحاظ قافیه محدودیت ندارد بیشتر برای موضوعات طولانی به کار می رود.

 

نمونه ای از مثنوی از بوستان سعدی

 

حکایت

 

یکی گربه در خانه زال بود----- که برگشته ایام و بد حال بود

روان شد به مهمان سرای امیر----- غلامان سلطان زدند شر به تیر

چکان خونش از استخوان می دوید---همی گفت و از هول جان می دوید

اگر جستم از دست این تیر زن----- من و موش و ویرانه پیر زن

 

ترجیع بند

 

ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه و وزن یکسان هستند و در آخر هر رشته شعر یک بیت یکسان با قافیه ای جداگانه تکرار می شود.

 

 

نمونه ای از ترجیع بند از دیوان سعدی

 

دردا که به لب رسید جانم ----- آوخ که ز دست شد عنانم

 

.. دید چو من ضعیف هرگز ----- کز هستی خویش در گمانم

 

پروانه ام اوفتان و خیزان ----- یکبار بسوز و وارهانم

 

گر لطف کنی به جای اینم ----- ورجور کنی سرای آنم

 

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله کار خویش گیرم

 

زان رفتن و آمدن چگویم ----- می آیی و می روم من از هوش

 

یاران به نصیحتم چه گویند ----- بنشین و صبور باش و مخروش

 

ای خام، من این چنین در آتش ----- عیبم مکن ار برآورم جوش

 

تا جهد بود به جان بکوشم ----- و آنگه به ضرورت از بن گوش

 

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم

 

ای بر تو قبای حسن چالاک ----- صد پیرهن از جدائیت چاک

 

پیشت به تواضع است گویی ----- افتادن آفتاب بر خاک

 

ما خاک شویم و هم نگردد ----- خاک درت از جبین ما پاک

 

مهر از تو توان برید هیهات ----- .. بر تو توان گزید حاشاک

 

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم

 

ترکیب بند

 

ترکیب بند از لحاظ ساختار شعری مانند "ترجیع بند" است و تنها تفاوت آن این است که بیت تکرار شده در بین قطعه های شعر یکسان نیستند.

 

 

 

نمونه ی ترکیب بند از وحشی بافقی

 

 

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید ----- داستان غم پنهانی من گوش کنید

 

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید ----- گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

 

شرح این آتش جانسوز نهفتن تا کی

 

سوختم سوختم این سوز نهفتن تا کی

 

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ----- ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

 

عقل و دین باخته، دیوانه رویی بودیم ----- بسته سلسله ی سلسله مویی بودیم

 

.. در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

 

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

 

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت -----سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت

 

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت ----- یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

 

اول آن .. که خریدار شدش من بودم

 

باعث گرمی بازار شدش من بودم

 

 

مسمط

 

مجموعه جدید مصراع هم قافیه (بند مسمط) و یک مصراع که قافیه آن مستقل است. (رشته مسمط یا مصراع تسمیط) و این شکل چند بار با قافیه های متفاوت تکرار می شود. دقت کنید.....

 

گویی بط سپید جامه به صابون زده است --- کبک دری ساق پای در قدح خون زده است

 

بر گل تر دلیب، گنج فریدون زده است --- لشگر چین در بهار، خیمه به هامون زده است

 

لاله سوی جویبار خرگه بیرون زده است --- خیمه آن سبزگون خرگه این آتشین

 

 

باز مرا طبع شعر سخت به جوش آمده است --- کم سخن عندلیب،دوش به گوش آمده است

 

از شغب مردمان لاله به جوش آمده است --- زیر به بانگ آمده است بم بخروش آمده است

 

نسترن مشکبوی، مشک فروش آمده است --- سیمش در گردن است، مشکش در آستین

 

مستزاد

 

مستزاد شعری است که در آخر مصراع های یک رباعی یا غزل یا قطعه، جمله ی کوتاهی از نثر آهنگین و مسجع اضافه می کنند که از لحاظ معنی به آن مصراع مربوط است ولی با وزن اصلی شعر هماهنگ نیست.

 

 

نمونه ی چند مستزاد

 

گیرم که ز مال و زر کسی قارون شد ---------- مرگ است زپی!

 

یا آن که به علم و دانش افلاطون شد ---------- کو حاصل وی؟

 

اندوخته ام ز کف همه بیرون شد ---------- کو ناله ی نی؟

 

ز اندیشه کونین دلم پرخون شد ---------- کو ساغر می؟

(مشتاق اصفهانی)

 

گر حاجت خود بری به درگاه خدا ---------- با صدق و صفا

 

حاجات ترا کند خداوند روا ---------- بی چون و چرا

 

ز نهار مبر حاجت خود در بر خلق ---------- با جامه ی دلق

 

کز خلق نیاید کرم وجود و عطا ---------- بی شرک و ریا

(سنا)

 

 

رباعی

 

 

"رباعی" از کلمه ی "رباع" به معنی "چهارتایی" گرفته شده است.

 

شکل رباعی به صورت زیر است:

 

..................... الف ///////// ..................... الف

 

..................... ب ///////// ....................... الف

 

جز من اگرت عاشق شیداست بگو ----- ور میل دلت به جانت ماست بگو

 

ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو ----- گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو

(مولوی)

 

هر سبزه که بر کنار جویی رسته است ---- گویی زلب فرشته خویی رسته است

 

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی ---- کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

(خیام)

 

 

دوبیتی

 

کلمه ی "دوبیتی" علاوه بر اینکه در مورد رباعی به کار می رود به معنی شعری است که دارای چهار مصراع است. دوبیتی شعری است که دارای چهار مصراع است و می تواند در هر وزنی سروده شود. رباعی نیز در واقع یک نوع دوبیتی است که وزن خاصی دارد. بیشتر دو بیتی های مربوط به بابا طاهر است.

 

 

نمونه هایی از دو بیتی های باباطاهر:

 

دل عاشق به پیغامی بسازد ----- خمارآلوده با جامی بسازد

 

مرا کیفیت چشم تو کافی است ----- ریاضت کش به بادامی بسازد

 

***

 

ز دست دیده و دل هر دو فریاد ----- هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

 

بسازم خنجری نیشش ز فولاد-------------زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

***

 

جوونی هم بهاری بود و گذشت ----- به ما یک اعتباری بود و بگذشت

 

میون ما و تو یک الفتی بود. ------ که آن هم نوبهاری بود و گذشت

 

تصنیف میشه گفت تصنیف یه جورایی بعد موسقیایی و ملودیک داشته مثل ترانه های امروزی.

 

بوی جوی مولیان آید همی ------ یاد یار مهربان آید همی

 

این شعر منسوب به رودکی را که همراه با چنگ خوانده میشده شاید بتوان تصنیف دانست و از آن به بعد نیز عده ای از شاعران اشعار خویش را همراه با عود و چنگ می خوانده اند.

 

نمونه ای از تصنیف های ملک الشعرای بهار که در دستگاه ماهور خوانده می شود:

 

زمن نگارم / خبر ندارد/ بحال زارم/ نظر ندارد

 

خبر ندارم / من از دل خود / دل من از من / خبر ندارد

 

کجا رود دل که دلبرش نیست/ کجا پرد مرغ / که پر ندارد

 

امان ازین عشق / فغان ازین عشق / که غیر خون / جگر ندارد

 

همه سیاهی/ همه تباهی / مگر شب ما / سحر ندارد

 

بهار مضطر مثال دیگر / که آه و زاری / اثر ندارد

 

 

 

چهارپاره

 

 

"چهارپاره" از قالب های جدیدی است که همزمان با رواج شعر نو بوجود آمده است.

 

"چهارپاره" مجموعه ای از دو بیتی هایی است که در کل یک شعر را می سازند.

 

دو بیتی های تشکیل دهنده چهارپاره از لحاظ قافیه با هم تفاوت دارند.

 

 

فالگیر

 

 

کند وی آفتاب به پهلو فتاده بود ----- زنبورهای نور زگردش گریخته

 

 

در پشت سبزه های لگدکوب آسمان----- گلبرگ های سرخ شفق تازه ریخته

 

 

***

 

 

کف بین پیرد باد درآمد ز راه دور ----- پیچیده شال زرد خزان را به گردنش

 

 

آن روز میهمان درختان کوچه بود ----- تا بشنوند راز خود از فال روشنش

 

 

مفردات

 

 

هر شعری حداقل یک بیت دارد.

 

"مفرد" شعری تک بیتی است که شاعر تمام مقصود خود را در همان یک بیت بیان می کند.

 

نمونه هایی از مفرد:

 

پای ملخی نزد سلیمان بردن ----- زشت است ولیکن هنر است از موری

 

***

 

مردی نه به قوت است و شمشیر زنی ----- آن است که جوری که توانی نکنی

 

 

 

تضمین

 

تضمین به طور کلی به این معنی است که قطعاتی از شعر شاعر دیگری را در داخل شعر خود بیاورند.

 

مثلاً سعدی غزلی دارد که این گونه شروع می شود:

 

من از آن روز که در بند تو ام آزادم ----- پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

 

و حافظ در غزلی مصراع اول این غزل را به این صورت تضمین کرده است.

 

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ----- ناز بنیاد مکن تا نَکَنی بنیادم

 

 

و در آخر، مصراع سعدی را تضمین می کند و می گوید:

 

حافظ از جو ر تو، حاشا که بگرداند روی ---- من از آن روز که در بند تو ام آزادم

 

تا اونجایی که میشد سعی کردم الکی طولانیش نکنم که فکر میکنم همینایی که نوشتم برای درک قالبهای کهن شعر پارسی کافیه چون از روی همون توضیحات مختصر و مثالها به راحتی میتونید قالب شعرها رو متوجه بشید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

خب ..خسته نباشید..امیدوارم تا اینجا مفید بوده باشه.

 

اما قالبهای نوین و نو.

 

نیمایی

 

سپید

 

موج نو

 

قالب نیمایی:به آن شعر آزادهم می گویند.

 

شعر نیمایی به نوعی گفته میشه که درای وزن عروضی هستند اما مثل شعر کهن به 3یا4 رکن نمیشن و قافیه ها هم تو شعر جای معین و مشخصی نداره.

 

مثل سروده های نیما و اخوان و فروغ و سپهری..من عاشق این سه شاعرم.البته اکثر شاعران نو سبکشون به همین ترتیبه.

 

فروغ فرخزاد

 

 

"هدیه"

 

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف می زنم

 

 

اخوان ثالث

 

 

زمستان

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید ، نتواند

كه ره تاریك و لغزان است

وگر دست محبت سوی كسی یازی

به اكراه آورد دست از بغل بیرون

كه سرما سخت سوزان است

نفس ، كز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریك

 

 

سهراب سپهری

 

 

 

پدرم پشت زمان ها مرده است .

 

پدرم وقتي مرد ، آسمان آبي بود ،

 

مادرم بي خبر از خواب پريد ، خواهرم زيبا شد .

 

پدرم وقتي مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند .

 

مرد بقال ازمن پرسيد: چند من خربزه مي خواهي ؟

 

من ازاو پرسيدم : دل خوش سيري چند ؟

 

 

 

شعر سپید:که به اون شاملویی هم میگن که دارای وزن و شکل آهنگین هست اما وزن عروضی نداره.و قافیه هم جای خاصی تو شعر نداره

 

احمد شاملو

 

 

"سرود برای مرد روشن که به سایه رفت"

 

قناعت وار

تکیده بود

باریک و بلند

چون پیامی دشوار

در لغتی

با چشمانی از سؤال و عسل

و رخساری بر تافته از حقیقت و باد

مردی با گردش آب

مردی مختصر

که خلاصه خود بود

خر خاکی های در جنازه ات به سوء ظن می نگرند

 

بیش از آن که خشم صاعقه خاکسترش کند

تسمه از گرده گاو توفان کشیده بود

آزمون ایمان های کهن را

بر قفل معجرهای عقیق

دندان فرسوده بود

بر پرت افتاده ترین راه ها

پو زار کشیده بود

رهگذری نا منتظر

که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت

 

موج نو:موج نو نه وزن عروضی داره نه شکل آهنگین و ملودیک که تو شعر سپید هست رو...و فقط فرقش با نثر تو معنی اونه.واینکه از کلماتی زیبا و ادبی برای بیان احساسات استفاده میشه.

 

احمد رضا احمدی

 

قلب تو

 

قلب تو هوا را گرم کرد

در هوای گرم

عشق ما تعارف پذیر بود و

قناعت به نگاه در چاه آب

مردم که در گرما

از باران آمدند

گفتی از اطاق بروند

چراغ بگذارند

من ترا دوست دارم

ای تو

ای تو عادل

تو عادلانه غزل را

در خواب

در ظرف های شکسته

تنها نمی گذاری

در اطراف انفجار

یک شاخه له شده انگور است

قضاوت فقط از توست

 

شاخه ابریشم را از چهره ات بر می دارم

گفتم از توست

گفتی: نه باد آورده است

 

هنگام که در طنز خاکستری زمستان

زمین را تازیانه می زدی

خون شقایق از پوستم بر زمین ریخت

 

 

 

خب اینهم از قالب نو..از این به بعد وارد ترانه میشیم و برسی میکنیم که این قوانینی که بیان کردیم چطور تو ترانه اثر میزارن..و خوصوصیات ترانه ها رو هم برسی میکنیم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
oaj    6,649

مدیر بـازنشسته

يكی از روش های سنجش وزن(عروض)

 

آيا تا به حال فكر كرده ايد كه چرا اشعار حافظ، حتي بدون در نظر گرفتن معاني و مفاهيم عميقشان از لحاظ آهنگ و ريتم نيز برجسته تر از ديگر شعرا هستند؟

 

آيا مي دانيد كه زيبايي ريتم شعر، بيش از زيبايي مفهوم آن باعث جلب مخاطب مي شود؟

 

(نكته: براي ايجاد زيبايي بصري، هجاهاي كوتاه را به جاي نماد u با نماد • نمايش مي دهم. )

 

هنگامي كه يك يا چند بيت شعر (منظور شعر كلاسيك است نه شعر نو) به ما مي دهند براي تشخيص اين كه آيا اين ابيات از لحاظ زيبا شناسي مشكلي دارند يا نه بايد ابتدا هجاهاي آنها را كنار هم (به صورتي كه خوانده مي شوند نه به صورتي كه نوشته مي شوند) بنويسيم. مثل اين:

 

امشب دلي خراب و چشمي پر آب دارم/ در سينه آتش اما در ديده آب دارم

 

كه مي شود:

 

امـ --- شب --- د --- لي --- خـ --- را --- ب --- چشـ --- مي --- پـ --- راب --- دا --- رم

در --- سيـ ---- نه -- آ --- تـ ---- شم- ما --- در -- ديـ --- ده --- آب ---- دا --- رم

 

 

حالا بايد هجاهاي كوتاه، بلند و كشيده را با علامات • و ـــ و ــ • نمايش دهيم.

براي اين كار سه قانون زير را بايد بدانيم:

 

1- هجاهايي كه از يك صامت (مثل مـ، پـ، تـ و...) و يك مصوت كوتاه (مثل: َ ِ ُ ) تشكيل شده اند هجاي كوتاه هستند و با علامت • نمايش داده مي شوند. مثلاً در بيت بالا هجاهاي: د، خـ ، ب، ... كوتاه هستند.

 

2- هجاهايي كه از يك صامت و يك مصوت بلند (مثل ا، و، ي ) يا دو صامت و يك مصوت كوتاه تشكيل شده اند هجاي بلند هستند و با علامت ــ نمايش داده مي شوند. مثلاً در بيت بالا: ام (ئم)، شب، لي، را،.چشـ ، ... بلند هستند.

 

3- هجاهايي كه از دو صامت و يك مصوت بلند تشكيل شده اند هجاي «كشيده» ناميده شده و با علامت ــ • نمايش داده مي شوند. مثلاً در بيت بالا: راب و آب (ئاب) كشيده هستند.

 

پس دو بيت بالا را اينگونه علامتگذاري مي كنيم:

 

امـ --- شب --- د --- لي --- خـ --- را --- ب --- چشـ --- مي --- پـ --- راب --- دا --- رم

ــ --- ــ ------- • --- ــ ----- • ---- ــ --- • --- ــ ------- ــ ----- • --- ــ • --- ــ ---- ــ

در --- سيـ ---- نه -- آ --- تـ ---- شم- ما --- در ------ ديـ ---- ده -- آب ---- دا --- رم

ــ --- ــ -------- • -- ــ ----- • ---- ــ ---- ــ ---- ــ ------ ــ ------ • --- ــ • --- ــ ---- ــ

 

حالا اگر تمام خط و نقطه هاي تمام مصرع ها با هم يكسان بوده و يا اختلاف آنها بيش از يك مورد نباشد آن ابيات از لحاظ وزن و آهنگ صحيح است در غير اين صورت (جز موارد استثنا) آن ابيات ايراد دارند. مثلاً خط و نقطه هاي مصرع هاي بيت بالا را با هم مقايسه كنيد:

 

ــ ــ • ــ • ــ • ــ ــ • ــ • ــ ــ

ــ ــ • ــ • ــ • ــ ــ • ــ • ــ ــ

 

آيا احساس نمي كنيد كلمات اين بيت با آهنگ زيبا و موزوني مي رقصند؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
oaj    6,649

مدیر بـازنشسته

يكی از روش های سنجش وزن(عروض)

 

آيا تا به حال فكر كرده ايد كه چرا اشعار حافظ، حتي بدون در نظر گرفتن معاني و مفاهيم عميقشان از لحاظ آهنگ و ريتم نيز برجسته تر از ديگر شعرا هستند؟

 

آيا مي دانيد كه زيبايي ريتم شعر، بيش از زيبايي مفهوم آن باعث جلب مخاطب مي شود؟

 

(نكته: براي ايجاد زيبايي بصري، هجاهاي كوتاه را به جاي نماد u با نماد • نمايش مي دهم. )

 

هنگامي كه يك يا چند بيت شعر (منظور شعر كلاسيك است نه شعر نو) به ما مي دهند براي تشخيص اين كه آيا اين ابيات از لحاظ زيبا شناسي مشكلي دارند يا نه بايد ابتدا هجاهاي آنها را كنار هم (به صورتي كه خوانده مي شوند نه به صورتي كه نوشته مي شوند) بنويسيم. مثل اين:

 

امشب دلي خراب و چشمي پر آب دارم/ در سينه آتش اما در ديده آب دارم

 

كه مي شود:

 

امـ --- شب --- د --- لي --- خـ --- را --- ب --- چشـ --- مي --- پـ --- راب --- دا --- رم

در --- سيـ ---- نه -- آ --- تـ ---- شم- ما --- در -- ديـ --- ده --- آب ---- دا --- رم

 

 

حالا بايد هجاهاي كوتاه، بلند و كشيده را با علامات • و ـــ و ــ • نمايش دهيم.

براي اين كار سه قانون زير را بايد بدانيم:

 

1- هجاهايي كه از يك صامت (مثل مـ، پـ، تـ و...) و يك مصوت كوتاه (مثل: َ ِ ُ ) تشكيل شده اند هجاي كوتاه هستند و با علامت • نمايش داده مي شوند. مثلاً در بيت بالا هجاهاي: د، خـ ، ب، ... كوتاه هستند.

 

2- هجاهايي كه از يك صامت و يك مصوت بلند (مثل ا، و، ي ) يا دو صامت و يك مصوت كوتاه تشكيل شده اند هجاي بلند هستند و با علامت ــ نمايش داده مي شوند. مثلاً در بيت بالا: ام (ئم)، شب، لي، را،.چشـ ، ... بلند هستند.

 

3- هجاهايي كه از دو صامت و يك مصوت بلند تشكيل شده اند هجاي «كشيده» ناميده شده و با علامت ــ • نمايش داده مي شوند. مثلاً در بيت بالا: راب و آب (ئاب) كشيده هستند.

 

پس دو بيت بالا را اينگونه علامتگذاري مي كنيم:

 

امـ --- شب --- د --- لي --- خـ --- را --- ب --- چشـ --- مي --- پـ --- راب --- دا --- رم

ــ --- ــ ------- • --- ــ ----- • ---- ــ --- • --- ــ ------- ــ ----- • --- ــ • --- ــ ---- ــ

در --- سيـ ---- نه -- آ --- تـ ---- شم- ما --- در ------ ديـ ---- ده -- آب ---- دا --- رم

ــ --- ــ -------- • -- ــ ----- • ---- ــ ---- ــ ---- ــ ------ ــ ------ • --- ــ • --- ــ ---- ــ

 

حالا اگر تمام خط و نقطه هاي تمام مصرع ها با هم يكسان بوده و يا اختلاف آنها بيش از يك مورد نباشد آن ابيات از لحاظ وزن و آهنگ صحيح است در غير اين صورت (جز موارد استثنا) آن ابيات ايراد دارند. مثلاً خط و نقطه هاي مصرع هاي بيت بالا را با هم مقايسه كنيد:

 

ــ ــ • ــ • ــ • ــ ــ • ــ • ــ ــ

ــ ــ • ــ • ــ • ــ ــ • ــ • ــ ــ

 

آيا احساس نمي كنيد كلمات اين بيت با آهنگ زيبا و موزوني مي رقصند؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

همونطور که قبلا اشاره کردیم ترانه زیر مجموعه ای از شعره و ترانه سرایی هم زیر مجموعه ای از شعر سرودن،پس اصول سرودن شعر تو ترانه کاربرد بسیاری داره البته یکسری از اصول،چون یکسری از اصول سرودن شعر کهن کاربردی تو ترانه نداره و شاید بشه علت اونرو ساده و عامیانه نویسی در ترانه سرایی دونست .

 

اصل1-ابتدا باید اصول اولیه و پایه ای شعر رو دونست چون قراره از این اصول اولیه تو ترانه استفاده بشه.

 

اصل2-همیشه و همیشه قبل از شروع به نوشتن موضوع رو خوب تو ذهنتون مرور کنید یعنی بدونید واقعا در مورد چی میخواید بنویسد.

 

اصل3-اگه قراه روی یک آهنگ ترانه بنویسید سعی کنید با آهنگ ارتباط برقرار کنید

 

اصل4-ساده نویسی خیلی خوبه ولی استفاده از کلمات سبک و خالی از بار ادبی باعث خراب شدن ترانه میشه.پس کلمات درست استفاده کنید.

 

اصل5-عنصر تشبیه و آرایه های ادبی باعث خاص شدن ترانه میشه پس حتما استفاده بشه.

 

اصل6-برای اینکه شنونده با نوشته شما ارتباط برقرار کنه عام پسند بنویسید.

 

حالا ما موضوع رو داریم و میخوایم شروع کنیم.

 

تو اگه پرنده باشی چشای من آسمونه.......... راز پرکشیدنت رو کسی جز من نمیدونه

 

حسن تعلیل...حسن تعلیل یکی از آرایه هایی که امروزه تو ترانه های قوی خیلی زیاد میتونیم ببینیم.

 

به بیت بالا توجه کنید.

 

شاعر چشم خودش رو به آسمون نسبت میده تا بزرگی احساسش رو به طرف مقابل بیان کنه که واقعا میتونه تو زیبایی ترانه یا شعر کمک کنه.

 

این مثال برای این بود که بدونید استفاده از آرایه های ادبی که ذکر کردم چقدر مهمو حیاتیه.

 

زیاد وارد مسایل تیوریک نمیشیم چون قبلا تو بحث قوانین شعر توضیح دادم.پس بهتره بیشتر عملی کار کنیم و یکی یکی قوانین رو بکار ببریم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

اعدامی.

 

من.ُ بستن. به. یه. تیرک. ، رو به. روم. یه. گلّه. سرباز !

فاصله. یک. نخ.ِ سیگار ، تا رهایی. ، تا یه. پرواز !

پُک. به. پُک. ثانیه.ها رُ می.سوزونم. با نفس.هام. !

دست.ُ پام.ُ بستن. امّا من. هنوزم. توی. رؤیام. !

فکرِ یه. بچّه. کلاغم. ، که. تو لونه.ش. شُده. پنهون. !

نوک.ِ اون. صنوبرِ پیر ، گوشه.ی. حیات.ِ زندون. !

وقت.ِ نعره.ی. تُفنگا ، اون. کلاغ. چه. حالی. داره. ؟

نکنه. بمیره. از ترس. ؟ نکنه. طاقت. نیاره. ؟

عمرِ سیگارم. بُلندُ تو سَرَم. صدتا سواله. !

پس. چی. شُد دستورِ آتش. ؟ نکنه. فرمانده. لاله. !

دغدغه.هام.ُ بدزدین. ! آی. ! دوازده. تا گلوله. !

آخه. تا کی. بی.صدایین. ، توی. دالون.ِ یه. لوله. ؟

من.ُ این. سیگار نصفه. ، با یه. عالمه. خیالات. !

فکرِ سربازای. گُشنه. ، این. چشای. خسته. وُ مات. !

هرکدوم. از اینا شاید ، از یه. دِه. اومده. باشن. !

راضی. نیستن. که. بشینه. گولّه.شون. تو سینه.ی. من. !

خودِ فرمانده.ی. جوخه. ، بچّه.یی. داره. تو خونه. !

وای. از اون. روزی. که. بچّه. ، شغل.ِ باباش.ُ بدونه. !

می.دونم. لحظه.ی. اعدام. ، تو خونه. می.پّره. از خواب. !

خسته.اَم. از این. خیالات. ! بگو کی. می.زنه. آفتاب. ؟

عمرِ سیگارم. بُلندُ تو سَرَم. صدتا سواله. !

پس. چی. شُد دستورِ آتش. ؟ نکنه. فرمانده. لاله. !

دغدغه.هام.ُ بدزدین. ! آی. ! دوازده. تا گلوله. !

آخه. تا کی. بی.صدایین. ، توی. دالون.ِ یه. لوله. ؟

 

 

ترانه زیبای اعدامی از یغما گلرویی...

 

خب حتما قبل از همه چیز ترانه سرا موضوع رو انتخاب کرده.

 

موضوع:درون مایه کلی ترانه که داستان ترانه رو تعیین میکنه و هدف اصلی ترانه سرا رو مشخص میکنه.

 

اینجا موضوع درمورد اعدام ..اعدام یه اعدامی..

 

مگه اعدام یه اعدامی چقدر طول میکشه؟!!!

 

شاید از لحظه بستن اون به تیرک تا فرمان شلیک فقط چند ثانیه

 

اما به ترانه دقت کنید ترانه سرا انقد وارد جزییات شده که اونو بیشتر از 10بیت طول میده..

 

این نشون دهنده موضوع پردازی فوق العاده قوی ترانه سرا بوده که اینچنین تیزبین و با تمرکز برای کشوندن مخاطب به دنبال خودش از هیچ جزییاتی نمیگذره،برای ترانه سرا باید این نکته خیلی خیلی مهم باشه که با چه عمق و چه قدرتی مخاطبش رو دنبال موضوع تو ذهن خودش میکشونه..بله این به عهده شما ترانه سرای عزیزه که اینکار رو بکنید.پس بعد از اینکه موضوع رو انتخاب کردیدکل موضوع رو با جزییات تو ذهنتون مرور کنید حتی قبل از اینکه شروع به نوشتن بکنید البته یکسری از جزییات تو خلال نوشتن میان که البته بعضی وقتا خیلی خوب هم از آب در میان.اما سعی کنی واسه جزییات برنامه داشته باشید.

پس موضوع اولین موردیه که باید روش تمرکز کنید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

ریتم ترانه...

 

به طول مصرعها دقت کنید،طول کلمات،و هجاهای موجود تو کلمات...میخواستم تو ادامه یه برسی در مورد هجاهای شعر داشته باشیم چون میتونه خیلی تو بدست اوردن وزن ترانه کمک کنه که مهدی عزیز تو چند پست قبل در این مورد یه مقاله قرار دادن که خیلی کامل و مفید بود اونرو کامل بخونید و هجاهای موجود تو ترانه اعدامی رو استخراج کنید تا به ورزن ترانه پی ببرید..

 

البته امروزه ما خیلی میبینیم که یکسری از آهنگها وقتی رو یه آهنگ خونده میشن خیلی زیبا هستند اما وقتی ترانه رو بدون آهنگ میخونید میبینید از لحاظ وزنی یه مشکلاتی وجود داره که خواننده با تکنیکهای خودش والبته آهنگ اونرو پر میکنن..اما بصورت کلی رعایت وزن ترانه خیلی خیلی مهم و اساسیه و من معتقدم اون دسته از ترانه هایی که ذکر کردم رو خود آهنگ سروده شدن و ترانه سرا به نشستن ترانه رو ریتم و ملودی توجه میکرده نه وزن عروضی موجود تو خود ترانه.

 

خب ریتم ترانه رو تایین کردیم و یعنی وزن عروضی رو استخراج کردیم..حالا مصرع به مصرع پیش میریم..

 

دوستان اگه سوالی پیش اومد بپرسید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

وقتی تو یه ترانه بعد از تعیین موضوع و ایجاد وزن عروضی که واقعا تو سرودن یه ترانه مهم هستن رسیدیم..مهمترین بخش استفاده از قافیه مناسب هست که خیلی وقتها داشتن یه قافیه درست و اصولی میتونه حتی ایرادهای یه ترانه رو بپوشونه.

 

تو اوایل بحث در مورد قافیه تو شعر صحبت کردیم اصول استفاده و ایجاد قافیه تو ترانه هم درست مثل شعره با این تفاوت که تو شعرهای کهن ما نسبت به ساختار شعر از کلمات و قافیه های بسیار سنگین استفاده میشد که رعایت تمام اون اصول تو ترانه احتیاج نیست.

 

خب کوچکترین عضو قافیه و تقریبا شالوده اون (رَوی) هست

 

اعدامی.

 

من.ُ بستن. به. یه. تیرک. ، رو به. روم. یه. گلّه. سرباز !

فاصله. یک. نخ.ِ سیگار ، تا رهایی. ، تا یه. پرواز !

پُک. به. پُک. ثانیه.ها رُ می.سوزونم. با نفس.هام. !

دست.ُ پام.ُ بستن. امّا من. هنوزم. توی. رؤیام. !

 

تو این دو تا بیت >>>بیت اول (ز) بیت دوم>>(م) رَوی هستند

 

با وجود داشتن روی تو آخر ترانه میشه گفت که ترانه قافیه داره حتی اگه لغات قبل اون یکی نباشن اما..اما...یه قافیه سبک و ضعیف که اگه ترانه سرا واقعا بخواد یه ترانه خوب و اصولی داشته باشه به وجود روی کفایت نمیکنه امروزه تو بسیاری از ترانه ها میبینیم که قافیه ها خیلی ضعیف هستن که از لحاظ ساختار قافیه ای همین مساله توشون وجود داره..که صد البته ترانه ای که تو چند دقیقه نوشته بشه مصلما چیز قابل قبولی از آب در نمی آد

 

اما تو این دو تا بیت قافیه ها(سرباز-پرواز)و(نفسهام-روییام) تو هر دو بیت وجود ((الف)) ،قبل از رَوی باعث ایجاد قافیه سنگین و قابل قبول شده.

اما استفاده از قافیه درست به همینجا ختم نمیشه اگه میخواید ترانتون از لحاظ قافیه ای حالت بهتری رو داشته باشه باید ساختار کلمه های قافیه هم تا اونجایی که امکان داره شبیه همدیگه باشه .

 

برای مثال:

 

پ-ر-و-از>>س-ر-ب-ا-ز...همونطور که میبینید به جز لغات قافیه در کل ساختار کلمه ها خیلی شبیهن.رعایت این امر باعث میشه قافیه خیلی بیشتر جلوه داشته باشه و خواننده رو بیشتر جذب خودش کنه.

 

بعضی ها تصور میکنن اگه یه کلمه رو عیینن مثل خودش رو تو آخر ترانه بیارن قافیه رو تشکیل میدن:استفاده از یه کلمه در آخر مصرعها تشکیل ردیف رو میده(البته منظورم از آخر ترانه کلمه آخر نیست)چون ممکنه بل از کلمه آخر هم بیاد.

 

نخستین باده کاندر جام کردند// ز چشم مست ساقی وام کردند>اینجا (کردند) میشه ردیف و (وام-جام)>>>قافیه این بیت هستند.

 

اگه تا اینجا سوالی بود بنده در خدمتم.

 

موفق باشید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
oaj    6,649

مدیر بـازنشسته

اعدامی.

 

من.ُ بستن. به. یه. تیرک. ، رو به. روم. یه. گلّه. سرباز !

فاصله. یک. نخ.ِ سیگار ، تا رهایی. ، تا یه. پرواز !

پُک. به. پُک. ثانیه.ها رُ می.سوزونم. با نفس.هام. !

دست.ُ پام.ُ بستن. امّا من. هنوزم. توی. رؤیام. !

فکرِ یه. بچّه. کلاغم. ، که. تو لونه.ش. شُده. پنهون. !

نوک.ِ اون. صنوبرِ پیر ، گوشه.ی. حیات.ِ زندون. !

وقت.ِ نعره.ی. تُفنگا ، اون. کلاغ. چه. حالی. داره. ؟

نکنه. بمیره. از ترس. ؟ نکنه. طاقت. نیاره. ؟

عمرِ سیگارم. بُلندُ تو سَرَم. صدتا سواله. !

پس. چی. شُد دستورِ آتش. ؟ نکنه. فرمانده. لاله. !

دغدغه.هام.ُ بدزدین. ! آی. ! دوازده. تا گلوله. !

آخه. تا کی. بی.صدایین. ، توی. دالون.ِ یه. لوله. ؟

من.ُ این. سیگار نصفه. ، با یه. عالمه. خیالات. !

فکرِ سربازای. گُشنه. ، این. چشای. خسته. وُ مات. !

هرکدوم. از اینا شاید ، از یه. دِه. اومده. باشن. !

راضی. نیستن. که. بشینه. گولّه.شون. تو سینه.ی. من. !

خودِ فرمانده.ی. جوخه. ، بچّه.یی. داره. تو خونه. !

وای. از اون. روزی. که. بچّه. ، شغل.ِ باباش.ُ بدونه. !

می.دونم. لحظه.ی. اعدام. ، تو خونه. می.پّره. از خواب. !

خسته.اَم. از این. خیالات. ! بگو کی. می.زنه. آفتاب. ؟

عمرِ سیگارم. بُلندُ تو سَرَم. صدتا سواله. !

پس. چی. شُد دستورِ آتش. ؟ نکنه. فرمانده. لاله. !

دغدغه.هام.ُ بدزدین. ! آی. ! دوازده. تا گلوله. !

آخه. تا کی. بی.صدایین. ، توی. دالون.ِ یه. لوله. ؟

 

 

ترانه زیبای اعدامی از یغما گلرویی...

 

سلام امید جان.ممنون از این که آموزش ها رو داری ادامه میدی..

 

این بخش مال قسمت انتخاب موضوع ترانه بود که به زیبایی توضیح دادی و مثال قشنگی از شعر یغما گلرویی آوردی...

 

من این ترانه رو نشنیده بودم تا حالا.ولی احساس کردم که یه اشکال تایپی داشتی توی نوشتنش.همون قسمت که قرمز کردم:

راضی. نیستن. که. بشینه. گولّه.شون. تو سینه.ی. من. !

این به احتمال زیاد "راضی. نیستن. که. بشینه. گولّه. تو سینه.ی. من. ! " نبوده؟

آخه من ایراد وزنی دیدم توش.هر مصرع 16 هجاست.اما مصرع "راضی. نیستن. که. بشینه. گولّه.شون. تو سینه.ی. من" 17 هجا میشه.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

مهدی جان واقعا ممنون بابت دقتت...

 

اون مصرع از لحاظ وزنی مشکلی نداره ببین باید خونده بشه...راضی نیستن که بشینه.گُلَشون تو سینه من..یعنی گلوله میشه>>>گوله

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

خب...از موضوع ترانه شروع کردیم و وزن،قافیه و ردیف که مهمترین اجزا هستند رو مورد برسی قرار دادیم با رعایت اصولی که خدمتتون عرض کردم میشه یه ترانه رو رو اصول و قواعد و قانون سرود و ازش استفاده کرد اما فکر نمیکنید که سرودن یه ترانه رو قانون(فقط)باعث بی روح شدن ترانه میشه صدر صد همینطوره ترانه نوشتن ریزه کاریهای زیادی داره که دیگه جزء قوانین نیستن که بشه از تو کتابها اونها رو جستجو کرد و خوند واین دیگه برمیگرده به توان احساسی نویسنده،تجربه ای که طی سالها نوشتن کسب میکنه،مطالعه اثرهای شاعران و ترانه سرایان بزرگ و...اما بنده سعی میکنم تا اونجایی که مقدوره در حد توان خودم یه سری از این ریزه کاریهارو خدمتتون عرض کنم...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

1-بکر نویسی:

 

به نظر من بکر نویسی یکی از مهمترین عواملیه که میتونه ترانه یک ترانه سرا رو مطرح کنه.

 

اما بکر نویسی تو چی؟

 

بکر بودن موضوع:در مورد موضوع ترانه یه سری تو ضیحات رو قبلا دادم و بیان کردم که چقدر میتونه مهم و حیاتی باشه..

سبک کاری خود من تو موزیک راک هست هم آهنگسازی هم تنظیم هم ترانه سرایی البته اینی که گفتم ترانه سرایی نه اینکه ترانه سرایی تو هر سبک موسیقی باهم فرق میکنه ..نه! ولی چون سبک راک بیشتر تو زمینه مشکلات اجتماعی و گاها سیاسی هست خب نوشتار خاص خودشو هم میطلبه مثلا سبک پاپ سبک مناسبی برای بیان این موضوعات نیست و بیشتر به درد بیان احساسات و عواطف انسانی،دلبستگی ها ،عشق..و از این دسته موضوعاته و اصلا علت شکل گیری سبکهای مختلف موسیقی هم همین بوده..خب از موضوع پرت نشیم.

ما بنای موضوعی مون رو رو پاپ میزاریم فرض بکنید که میخواید یه ترانه عاشقونه بنویسید برای یه آهنگساز که سفارش این ترانه رو به شما داده..خب اولین چیزی که مد نظرتونه موضوعه ممکنه اون آهنگساز موضوع رو به شما بده و از شما بخواد حول محور او موضوع خاص ترانه رو بنویسید.

به فرض مثال از شما میخواد در مورد جدایی دو تا عاشق بنویسید که همدیگرو خیلی دوس داشتن اما...

خب شاید هزاران آهنگ و ترانه یا شاید بیشتر ،از این موضوع وجود داره که حالا بسته به توان ترانه سراها کارها با هم فرق میکنن اما...اینجاست که توان شما تو نوشتن مشخص میشه شما باید باید ووو باید دیدتون نسبت به اون مو ضوع ورای تمام دیدهایی باشه که حداقل خودتون شنیدید یا خوندید،اگه بتونید دید تازه ای به این موضوعی که بهتون داده شده داشته باشید یه استارت عالی رو زدید و من بهتون قول میدم میتونید یه ترانه منحصر به خودتون رو داشته باشید.مثلا من میام دیدم رو به این موضوع اینطور بیان میکنم که کودکی این دونفر دارای بالا و پایین های بسیاری بوده(شروع موضوع از جایی که اصلا ربطی به موضوع نداره) حالا بعد از اینکه بزرگ شدن اون خاطرات وجود ندارن و چرا یک یه اتفاق که حالا هرچی میتونه باشه نمیزارن اون کودکی ها تو امروز هم محقق بشن و اون دونفر کنار هم باشن..

 

همونطور که دیدید من دیدم رو نسبت به موضوع یه کم پیچوندم شاید میتونستم از همون اول برم سر موضوع اصلی و از گرفتاری اون دو نفر و عشقشون بگم اما اینکارو نکردم...اینکارم چند حسن داره البته اینرو هم بگم این موضوع همینجوری بود و رو انتخاب نوع نوشتار من هیچ فکری نکردم بصورت بداهه یه چیزی به ذهنم رسید میخواستم موضوع شفاف بشه که صد البته خیلی خیلی میشه به موضوع عمیقتر و اساسی تر نگاه کرد.

 

خب حسن اول:اول اینکه موضوعم از همون ابتدا هیچ ربطی به حرف اصلیم تو ترانه نداره و این خودش باعث ناب شدن نوشتار من میشه

دوم:چون من نوع نوشتارم رو به صورت یه ماجرا یا داستان درآوردم خواننده دنبالم تا پایان موضوع میاد مثل یه فیلم.

سوم:به علت اینکه من موضوع رو از کودکی شروع کردم حرف بیشتری برای گفتن دارم که این باعث یه امر خیلی مهم میشه اونم جلوگیری از تکرار نویسیه..چون تا از کودکی به موضوع اصلی برسم باید از کلمات مختلف جمله بندیهای مختلف و در کل از اول تا آخر ساختارهای مختلف رو تو کارم دارم..

 

از دوستان هم تقاضا دارم اگه مطلبو خوندن و مورد پسند بود یه تشکر بکنن تا انرژی برای ادامه باشه ..

 

این موضوع ادامه داره..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

2-خاص نویسی تو کلمات:

 

خب تا اینجا گفتیم موضوع رو باید طوری خاص جلوه بدیم که شنونده دنبالمون تا آخربیاداما این آغاز کاره حالا باید این خاص بودن تو جزء جزء ترانمون مشهود باشه..چطور؟؟عجله نکنید میگم..

 

برای بیان یه حرف میشه از بینهایت کلمه استفاده کرد..من میخوام بگم دوستت دارم

دوستت دارم

میمیرم برات

همه دنیای منی

بی تو هیچم

ببینید برای بیان همین یه جمله از چه کلماتی میشه استفاده کرد

 

اگه میخواید ترانتون خاص باشه هیچوقت برای گفتن یه جمله،یه احساس،یه حرف از جمله های مرسوم اون استفاده نکینید.

دقیقه های مرده رو آسفالتِ خیابون... کسی یادش نمونده شعر،یه روزِر بارون

گم شده صد تا پرواز توی حصار آهن...سیگنال و سیم وتصویرمرز بین تو و من

این یه تیکه از ترانه های خودمه به نام ((پروازهای فلزی))که یکی از کازهای خودمون هم هست(موزیک داره)

 

دقت کننین من برای بیان فاصله بین آدمها،برای جدایی انسان از احساس،عاطفه،مهر ورزی از چه کلماتی استفاده کردم درحالی که میشد از کلمات ساده که دقیقا همین معنی رو بدن استفاده کنم اما این باعث میشه نوشته من شبیه همه ترانه هایی بشه که تو این موضوع گفته شده..پس میام از کلمات خاصتربار ادبی بیشتر برای بیان همون معنی استفاده میکنم..اینا همش تجربیه و با نوشتن زیاد میتونید به این امر برسید که کجا از چه کلمه ای استفاده کنم بیشتر خاص میشه و بیشتر تو چشم میاد.

 

ادامه دارد...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
oaj    6,649

مدیر بـازنشسته

2دقیقه های مرده رو آسفالتِ خیابون... کسی یادش نمونده شعر،یه روزِر بارون

گم شده صد تا پرواز توی حصار آهن...سیگنال و سیم وتصویرمرز بین تو و من

امید جان این خیلی قشنگ بود.بهت تبریک میگم.کاشکی کاملش رو میذاشتی.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
OMID    5,085

عضو جدید انجمن

ممنون مهدی جان لطف داری عزیز..اما همونطور که گفتم این ترانه موزیک داره و یکی از کارهای گروه خودم هست و متاسفانه فعلا نمیتونم متن کامل ترانه رو بذارم ایشالا بعد اتمام موزیک حتما تو سایت میزارم..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
oaj    6,649

مدیر بـازنشسته

امید جان یه چیزی غیر از این ها من توی ترانه ها میبینم...

 

یک قانون درونی...میخوام یه سوال بپرسم و نظرت رو بدونم...

 

توی خیلی از ترانه های ایرج جنتی عطایی و.... یغما گلرویی و...اردلان سرافراز و...

و خیلی های دیگه..

 

ترانه رو که میخونی خیلی زیباست...روی ریتم میره...همه چیزش درسته...

اما با این که نمیشه بهش گفت توی قالب شعر نوه... وزن کل شعر رو یه طورایی عمدا رعایت نمیکنه...

 

مثلا دو بیت اول 10 هجا داره..

دو بیت دوم 8 هجا...چند تا بیت بعد باز 10 هجا و میرسه به آخراش میشه 14 هجا...مثلا...

ولی روی آهنگ هم که خونده شده بسیار زیبا و دلنشین بوده...

نمیخوام بگم که این رعایت نکردن ها بده...چون توی خود ترانه که نگاه کنی رعایت نکردن هاش هم با یه قانون درونی همراهه...

انگار ترانه سرا در شروع شعرش یه قانون برای خوش میسازه و تا پایان حفظش میکنه...و پس از پایان قانون رو مچاله میکنه و میندازه و شعر رو میذاره...

شعر هم خیلی زیبا میشه...

 

گاهی اوقات این قانون های درونی شکلی دیگه داره... و یکم شلوغ تره...

مصرع های اول بند 1 همگی (برای مثال) 5 هجا دارند و مصرع های دوم بند یک همگی 8 هجا...

 

توی بند دوم نه اینطور نیست... همه ی مصرع ها 10 هجا دارند...

گاهی اوقات هم پیش میاد که یه مصرعی اصلا تعداد هجاش با کل بند و کل شعر یکی نیست...

معمولا توی چهار پاره ها و رباعی ها پیدا میشه...

 

کم نیست از این شعر ها...نظرت چیه؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...