رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





alone_composer

دل و دست (با آهنگسازی و صدای محمد امیدوار تهرانی)

پست های پیشنهاد شده

alone_composer    3,001

عضو جدید انجمن

درود دوستان هنرمندم...

زمستان 1374 بود که شعر و ملودی اولیه ی این ترانه به ذهنم رسید و آن را بر روی نوار کاست ضبط کردم تا از یادم نرود و اکنون بعد از بیش از بیست سال تصمیم گرفتم تا آن را رسما آهنگسازی کنم... این هفتادمین اثری است که با صدای بنده ضبط می شود اما دریغا که تا کنون نتوانسته ام هیچ یک از آثارم را منتشر کنم و هیچ حمایتی در این همه سال از بنده نشد.... تشکر می کنم از آقای حسام علیزاده ی عزیز نوازنده ی گیتار این اثرهمچنین از تیم خوبی که در هنگام ضبط بر واژه به واژه ی اثر نظارت داشتند. آقای فرهاد هوشیار آقای علی امیدوار تهرانی و دوست عزیز دیگری که اسمشان الان در خاطرم نیست و بسیار به حس ترانه و شعر کمک کردند. امیدوارم دوستش داشته باشید و شما دوستان و یاران هنرمندم دل و دست من باشید برای ادامه ی این مسیر با نظرات خوبتان چراکه مرا دیگر امیدی نیست برای ادامه ی این زندگی...

 

Note Editor: Encore 5

Daw: Cubase5

Samples: Edirol Orkhestral Ediro Super Quarted Kontakt Real Guitar 2 and Hypersonic

Mix and Mastering Tools:

Fab Filter

Elephent

Studio:

Mic: Behringer B2

Sound Car and Mixer: Alesis Master Control

Monitors: Alesis MK2

Pre Amp: Behringer Mic2200

 

نام اثر: دل و دست

سال تولید اولیه: 1374

سال تولید نهایی: 1396

ترانه سرا آهنگساز تنظیم کننده و خواننده: محمد امیدوار تهرانی

نوازنده ی گیتار: حسام علیزاده

 

لینک های دانلود:

با کیفیت عالی:

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

 

با کیفیت معمولی و حجم کمتر:

لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

درود برادر تهرانی !

برای تایید شدنِ پروژه ، نیازی به ارسال تاپیک و اطلاع دادنِ این موضوع نیست و فقط باعث شلوغ کاری و سردرگمی خواهد شد .

لطفن موارد مربوط به تایید پروژه.ها را ( اگر بیش از یک شبانه روز طول کشیده بود ) در چت. باکسِ سایت و یا به یکی از مدیران در پیغام بازدیدکننده اطلاع دهید .

مدیران مربوطه به محض مشاهده و همچنین صحیح بودنِ محتوای تاپیک ، عملِ تایید را انجام خواهند داد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

در ضمن باید قبول کنید که موزسین.های سبک.های خاص و سنگین ، اکثرن تنبل هستند در موارد مربوط به شناساندنِ خودشان و آثارشان به عموم !

امیدوارم از حرفهایم دلگیر نشوید .

چون فقط از سر دلسوزی و رفاقت هست .

چون سبکتان سبک مورد علاقه.ی شخصی خودم است .

شما نشسته اید در خانه و فقط مینوسید ، میسازید و میخوانید و بعد با چهار نفر از اعضای خــانوده و دوست و آشنا چند روزی آن ترک را گوش می.دهید و آنها هم چند تا به به/چه چه میکنند و حرفایی همچون ( وااای ممد عجب صدایی داری ! حیفی بخدااا ! حقِ تو رو خوردن ! ) و این قبیل جملات میشنوید و تمام میشود میرود پی کارش !

و باز دوباره موزیک و ترک بعدی و باز همین صحبت های کلیشه ای !

خودتان ، خودتان را در این لوپ و چرخه ی بیست ساله گرفتار کرده اید و هیچ کار مفیدی هم حاضر نیستید برای شناساندنِ خودتان و آثارتان به جامعه موسیقی و در سطح وسیع انجام بدهید .

خیالتان راحت !

با در خانه نشستن و انتظار برای اینکه یک روزی یک حامی و اسپانسر زنگ خانه تان رو بزند و بگویید " بفرمایید برویم امشب در برج میلاد اجرای زنده داری" هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و تا ابد وضع به همین منوال خواهد ماند .

اینهمه خواننده ی در پیت و تقلید کننده های دست چندمِ خواننده های آن ور آبی با پخش کارهایشان در وبسایت های موزیک و کانال های تلگرامی و حتی با ویدیوهای یک دقیقه ای در اینستاگرام به شهرت رسیده اند .

از آنها که دیگر کمتر نیست سطح کارتان .

اینهمه کانال تلگرام هست که چند میلیون مِمبِر دارند .

کافیست آثار خوبتان را برای ادمینِ کانال ها بفرستید تا یک شبه کارتان بخ گوش چند میلیون نفر برسد !

از این چند میلیون نفر حداقل دویست هزار نفر هستند که به سبک کارهای شما علاقه دارند و اگر از کارتان خوششان بیاید حتمن اسم شما در خاطرشان خواهد ماند و کارهایتان را دنبال خواهند کرد .

اگر باز هم اتفاقی نیفتاد ، مشکل را در خودتان جستجو کنید !

زیرا شما شدیدن در مورد سبکتان تعصب و غیرتِ گاهن بی مورد نشان میدهید !

در همه ی موارد زندگیتان همچون لوازم الکترونیکی ، موبایل، کامپیوتر ، تیپ و لباس ، اتومبیل و . . . دنبالِ مدرن و جدید شدن هستید ،

اما به موزیک و آواز که میرسید شدیدن مقامت نشان میدهید در مدرن شدن !

بالاخره شونده ها هم حق دارند که همراه با مدرن شدنِ تمامه موارد زندگی ، موزیک های مدرن و جدید هم گوش کنند .

واقعن چه اشکالی دارد در کنار اینهمه کار پاپ/کلاسیک که ساخته اید و خوانده اید ، چند تا موزیک با تنظیم. های دَنس ، ترنس ، هاوس و زیر مجموعه های الکترونیک داشته باشید ؟

من هر دفعه که لیست وی اس تی های کارهای شما را نگاه میکنم ، همیشه همین ها را میبینم ، و همه هم مربوط به همین سبکی هستند که شما دل نمیکنید ازش !

نمیگم بروید در سبکِ کارهای خواننده هایی ماکان بَند و ساسی مانکن و مسیح آهنگ بخوانید !

بحث من در مورد نوع ارکستر و سبک تنظیم هستش .

همان ملودی های مورد پسند خودتان را ، آنهایی را که به سلیقه ی عوام نزدیک تر هستند را با ارکستر الکترونیک تنظیم کنید و بعد درست حسابی پخش کنید .

آنوقت اگر باز هم اتفاقی نیفتاد زانوی غَم بغل بگیرید و اسپانسرها رو دشنام بدهید !

الان دوره ای است خواننده ها با یک ترک به شهرت میرسند .

فقط کافیست آن یک ترک با سلیقه روز مردم سازگار باشد .

فعلن یک مقدار غرور خود را کنار بگذارید و یک موزیک عام تر بسازید و بخوانید .

بعد که به شهرت رسیدید از شهرتتان استفاده کنید و کارهای خاص ترتان را به گوش فَن هایتان برسانید .

چون چه بخواهیم و چه نخواهیم ، قشر عظیمی از مخاطبین موزیک را در تمامه دنیا مردم عام تشکیل میدهند .

فقط برای شونده های خاص موزیک ساختن و خواندن ، هیچ شهرتی را به ارمغان نخواهد آورد .

شهرت که نباشد ، هیچ اسپانسری سرمایه گذاری نخواهد کرد بر روی موزیکی که مخاطب خیلی کمی دارد .

این یک امر طبیعی است که یک تهیه کننده بر روی موزیک و سبکی پول خرج کند که برایش بازگشت مالی و سود داشته باشد .

من هم اگر تهیه کننده بودم ، بر روی موزیکی که تاریخ مصرفش گذشته و هنوز در پنجاه سال پیش گیر کرده و فقط یک درصد از مردم جامعه به شنیدنش علاقه دارند ، سرمایه گذاری نمیکردم !

بلاخره سلیقه مردم ما ، چه بَد و چه خوب ، در حال حاضر این نوع موزیک است ، و اگر بخواهیم بر خلاف جریان آب شنا کنیم ، فقط خودمان را غرق و نابود میکنیم .

اما راه منطقی این است که ابتدا سبک آثارمان را به سلیقه عوام نزدیکتر کنیم ،

و بعد که شهرت و قدرت لازم را بدست آوردیم ، آنوقت دست به یک حرکت انقلابی بزنیم و کم کم سطح سلیقه ی عام را بالاتر ببریم .

با پافشاری بیهوده و در شانِ خود ندانستنِ برخی سبک های عام تر و همچنین بدون هیچ تلاشی منتظرِ سرمایه گذار ماندن که بیاید موزیکِ نوستالژیک و فاخر ما را ( که هیچ شونده ای هم ندارد ) حمایت کند ، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد !

خیالتان راحت باشد !

در حال حاضر فقط خود شما باید برای خودتان کاری بکنید .

قدرتِ انجام اینکار فقط در دستانِ خودتان است .

تنبلی را کنار بگذارید .

ابتدا فکری به حالِ آپدیت کردنِ موزیک. هایتان بکنید .

و بعد ،

از این دنیای وسیعِ مجازی وَ سایبری که 80 درصدِ جامعه به آن دسترسی دارند نهایتِ استفاده را ببرید .

بنده خودم حاضرم برای آپدیت کردنِ سبکِ تنظیم کارهایتان هر کمکی لازم باشد برایتان دریغ نمیکنم .

اصلن یکبار یکی از ترانه هایتان را بدهید من برایتان در حال و هوای امروزی تر ملودی سازی و تنظیم کنم .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    3,001

عضو جدید انجمن

درود بر شما اولا چت باکس را دیدم و برای من قفل بود و امکان تایپ نداشتم لذا این مورد که فرمودید ابتدا به ذهن خودم رسید نیازی به یاداوری نبود.

دوما متاسفم که بعد از این همه مدت هنوز هم تصور می کنید هدف من از کار موسیقی معروف شدن و شهرت است. برای بار هزارم هدف من انتشار آثارم هست همین! آن یک درصد جامعه هم نیاز به خواننده دارند و نیاز به آهنگساز دارند آن یک درصد جامعه که موسیقی های دهه ی پنجاه و شصت را دوست دارند نیاز به خواننده دارند! ندارند؟ بسیار خوب من می خواهم برای همان یک درصد بخوانم! اشکالی دارد؟ خوب حالا چه کنم که آثارم پخش شوند تا همان یک درصد با آثارم آشنا شوند؟

 

سوما با عرض پوزش اما موضع شما از روی غرور هست نه بنده! شما الان دارید از موضع نصیحت و غرور صحبت می کنید و من ادعایی ندارم که کار من بهترین است و یا بقیه بیسواد هستند! بر روی کارم هم نه غیرت دارم نه تعصب! این موسیقی است که بلد هستم تخصصی در ترنس و ... ندارم و لذتی از انجام آن نمی برم این به این معنا نیست که ترنس بد است یا سبک ساسی و ... را در شان خودم نمی دانم! نه! این فقط به این معناست که آن کار ها نیز تخصص و استعداد خودش را می طلبد من این استعداد را ندارم! شهرام شب پره بودن استعداد می خواهد من و موسیقی من و ژن من فاقد این استعداد است. همین! در مورد تنبلی هم بسیار کم لطفی می کنید! اگر تنبل بودم بیست سال دست به تولید هیچ کاری نمی زدم شبانه روز بیدار نمی ماندم در طی بیست سال گذشته شبهایی بوده که اصلا نخوابیدم یا ماکزیمم بیست دقیقه خوابیده ام اگر معنای اینها سخت کوشی نیست و در نظر شما تنبلی است لابد مفهوم واژگان نیز به قول شما مدرن شده و در حقیقت برعکس شده! در طی این مدت برای پخش آثارم نزدیک به یکصدهزار ایمیل به نهادها و اشخاص مختلف زده ام دست روی دست نگذاشته ام که! من تخصصم ساخت همین نوع موسیقی هست! تخصصم آواز کلاسیک هست خوب یا بد مغرورانه یا متواضعانه این تخصص من هست و در این زمینه لحظه ای بیکار ننشسته ام! تخصص من پخش کارهایم نیست من بیزنس من نیستم من حتی نمی دانم با ادمین این کانال ها چگونه باید صحبت کنم که حرفم را بپذیرند! تخصص من روابط عمومی و اجتماعی بالا نیست. انسان همه کاره که نیست دوست عزیز هر کسی را بهر کاری ساخته اند تخصص من همین نوع موسیقی است نه بحث غرور است نه تواضع نه پافشاری! من نیاز به کمک افرادی دارم که تخصصشان در زمینه ی پخش و انتشار آثار موسیقی ارکسترال باشد این کار من نیست ساده بگویم بلد نیستم این کار را!!! چهارما نقطه ی شروع کار هر کسی نقطه ی ثبت و ضبط کارنامه ی کاری او در ذهن مخاطبهاست فرض کنید اندی با این کارنامه الان بخواهد کار انقلابی کند و از این به بعد مثلا ارکسترال بخواند! نتیجه چه خواهد شد؟ همین طرفدارانش را نیز از دست می دهد. بنابراین شناسنامه ی کاری من خوب یا بد 99 درصد هواخواه یا به قول شما یک درصد همین است نمی شود اول ترنس بسازم و بعد مثلا به قول شما بعد از شهرت ناگهان حرکت انقلابی بزنم.

پنجما قیاسی که بین مدرن شدن موبایل و ماشین و سبکموسیقی داشتید به نظرم مع الفارق هست اولا چیزی که مدرن می شود پیشرفت می کند نه پسرفت! ماشین سی سال پیش نه ایربگ داشت نه حتی کولر و دنده ی اتوماتیک اما الان دارد! اما در قلمرو موسیقی: موسیقی سی سال پیش آکوردهای آلتراسیونی داشت مدولاسیونهای زیبا داشت پلی فونیک بود و چندین لایه ی کنترپوانی زیر صدای خواننده داشت (به آثار واروژان رجوع کنید) موسیقی مدرن امروز چه شده؟ پیشرفت کرده؟ شده یک سیکل تکراری از آکوردهای اسپنیش منقرض شده که تازه همان را هم کامل استفاده نمی کنند + یک ریتم با کیک قوی و یک صدای تماما تیون شده بدون کنترپوان و هارمونی! اگر این نماد مدرن شدن است خدا رو شکر که مدرن نیست آثار بنده. بعد هم "پاپ کلاسیک" به معنای "قدیمی" که نیست دوست عزیز! پاپ کلاسیک یعنی: موسیقی پاپی که اصول تنظیم آن بر مبنای اصول هارمونی کلاسیک است از نظر ارکستراسیون کنترپوان و حتی قوانین وصل آکوردها در هارمونی همین!

اگر احساس کردید سخنانم تند و تلخ هستند لطفا ناراحت نشوید چون دقیقا بازخورد نوشتار شما هستند. درست همانند خودتان برایتان نوشتم. از نظر من سخنان شما و ادبیاتی که به کار بردید تلخ و تند نبود امیدوارم از نظر شما ادبیات من نیز که بازخورد رفتار شماست تند و تیز نباشد. تشکر از شما

ویرایش شده توسط alone_composer

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

درود بر شما

اگر احساس کردید سخنانم تند و تلخ هستند لطفا ناراحت نشوید چون دقیقا بازخورد نوشتار شما هستند. درست همانند خودتان برایتان نوشتم. از نظر من سخنان شما و ادبیاتی که به کار بردید تلخ و تند نبود امیدوارم از نظر شما ادبیات من نیز که بازخورد رفتار شماست تند و تیز نباشد. تشکر از شما

 

نه اتفاقن از بحث های بی پرده و صریح لذت میبرم .

متنفرم از این تعارف های مسخره ای که در جامعه ی ما رواج دارد .

مخصوصن در مورد موزیک ، که واقعن با کسی شوخی ندارم و دوست هم ندارم کسی با من با تعارف و در لَفافه در مورد موزیک صحبت کند !

بحث من اصلن شخصی و کوبیدنِ شما نیست .

بحثِ من به هیچوجه در مقام مقایسه. ی سلایق شخصی من و شما نیست .

من هم همان موزیک هایی که شما میپسندید را عاشقانه دوست دارم و چیزی غیر از این هم گوش نمیدهم در خلوت خودم !

اما در حال حاضر قدرتِ تعیین سطح موسیقی در دستان من نیست .

شاید در دهه پنجاه این قدرت وجود داشت که موزیک خوب را براحتی برای اکثریت جامعه رواج داد و مردم هم با جان و دل اینگونه آثار خوب ، که تمامه قواعد و تکنیک های موسیقی کلاسیک در آنها رعایت شده بود را میشنیدند و لذت میبردند .

اما الان دهه نود است و مردم و طرز فکر و شعور آنها هم مثل دهه پنجاه نیست .

منظور من از مدرن شدن ، موزیک دامبولی و یکبار مصرف نیست !

نه طرز فکر شما به این نوع موزیک های سخیف میخورد و نه جنس صدای شما .

من نمیگویم صدایتان را بیندازید توی بینی و اتوتیون و ملوداین را هم تا خرخره ببنید به صدا !

همین صدا ، سبک ملودی را حفظ کنید ،

اما ارکستر را مدرن تر و امروزی تر کنید .

ترمس و هاوس را هم فقط مثال زدم .

مگر با صداهای به اصلاح سینتی سایزری و مجازی نمیشود هارمونیِ دلخواه خود را نواخت ؟

مگر با سینت نمیشود چند لایه کنترپوآن زیر وکال نواخت ؟

مگر با صداهای مجازی نمیشود آکورد 6 ، 7 ، 9 ، 13 و هارمونی دیسونانس نواخت ؟!

البته خودتان بهتر میدانید که روی آکوردهای سه صدایی و ساده ی مینور / ماژور هم میشود موزیک خوب و فاخر و عمیق ساخت .

برای ساخت ملودی و موزیکِ خاص حتمن نباید سراغِ هارمونی های عجیب غریب و پیچیده رفت .

روی لوپِ آکوردی معروفِ اسپنیش هم موریک خوب که تحسین اساتید را به ارمغان داشته کم نداریم در دنیای موسیقی .

چرا وقتی حرف از موزیک مدرن میشود شما ذهنتان به سمت کیک قوی و هِد زدنِ دختران و پسران تین ایج در ماشین میرود ؟!

اصلن چه اشکالی دارد یک موزیک که از لحاظ ملودی و هارمونی و جنس صدای خواننده در سطح قابل قبولی ( همچون کارهای شما ) قرار دارد ، کیک و بیس قوی الکترونیک هم داشته باشد ؟

چرا نباید قشر عام جامعه هم موزیک هایی در سبک کاری شما بشنوند ؟!

آیا این ظلم نیست که آنها را با موزیک های مصرفی خودشان رها کنیم و بهشان بگوییم ( مهم نیست که کارهای مرا دوست ندارید ! من مصرانه همچنان برای آن یک درصد میخوانم ! ) ؟؟

اعتقاد دارم هنرمند آتارش در درجه اول باید قابل قبول دل خودش باشد !

اما به مخاطبین هم باید توجه شود .

یک نقاش هرچقدر که تابلو بکشد و آنها را در کنج خانه ی خود نگاه دارد به تعالی و. کمال نمیرسد ، تا وقتیکه که آتارش در گالری ها به نمایش عموم در آید .

رفتار شما در مورد اینکه میگویید ( من فقط برای آن یک درصد میخوانم و همینکه آن قشر کم کارهایم را بشنوند برایم کافی است ) قدری شعار گونه است !

نمیشود که دست روی دست بگذاریم فقط بگوییم ، خب عوام موزیک خوب را نمیفهمند و حقشان است که برخی خواننده ی سودجو هر خزئبلاتی را به اسم موزیک به خوردشان بدهند ! پس بروند پی کارشان !

موزسین های واقعی ، کسانیکه سبک های فاخر و خوب کار میکنند ، چه کاری برای بالا بردنِ سطح شنیداری عوام کرده اند ؟

بنده عرض کردم که مقداری ، ارکستر و فرمِ تنظیمِ کارهایتان را همسو با امروز و عام تر کنید .

چه اشکالی دارد در موزیک هایمان کاری کنیم که شونده های عام هم موزیک خوب و اصولی بشوند ؟!

نمونه اش اِبی ، که فهمید اگر بخواهد سبک تنظیم هایش هنوز هم مانند پوست شیر و سایه و خاکستری و . . . باشد ، باید قید تمامه مخاطبینش را بزند !

چون طرفدارنِ آن نوع ارکسترها و ملودی.ها یا از دنیا رفته اند و یا پیر و فرتوت شده اند و جانی برای گوش دادن به موسیقی ندارند !

بنابراین مقداری نرمش به خرج داد تا قشر امروزی جوان را هم راضی نگه دارد .

رجوع شود به آهنگ ( بیا کنارم سروناز بی تاب ... )

که هم سازهای آکوستیک دارد ،

هم ملودی امروزی و در عین حال خوبی دارد

هم هارمونی و آکوردهای غنی و کنتوپوآن دارد

و هم سازهای سینتی سایزری و مجازی

و همچنین کیک قوی دارد !

یا حامی ، که سالها فقط در سبک دهه پنجاهی و بقول معروف بابک بیاتی و واروژانی آواز خواند .

99% از مردم هم او را نمیشناختند .

اما چند سالی است که علاوه بر آن سبک دهه پنجاهی ، کارهای امروزی تر و با ارکسترهای مدرن تر و عوام پسند تر میخواند .

حتی ترنس و راک هم در کارنامه اش دارد ، در عین حال که صدایش همان صدا است و هارمونی هم تقریبن همان هارمونی .

اتفاقن من اعتقاد دارم صدای قدرتمند شما روی یک تنظیم مدرن و الکترونیک ( و یا تلفیقِ الکترونیک و آکوستیک جواب میدهد ) و کار جذابی از آب در میاید .

نیازی هم به اتوتیون و افکت های مجازی روی صدایتان نیست، چون دقیق و اصولی میخوانید .

 

شما میگویید دنبال شهرت نیستم و اگر یک درصد از مردم هم کارهایم را بشنوند برایم کافی است !؟

نمیشود شهرت را کنار گذاشت و در عین حال توقع داشت که آثارتان به گوش شنونده ها ( حتی همان یک درصد ) برسد .

هر چند بنظر من این ظلم در حق شونده های عام و آن 99 درصد است که بتوانیم با مقداری نرمش و آپدیت کردنِ کارهایمان ، آنها را هم در شنیدنِ موزیک خوب و ملودی ها و هارمونی های اصولی و زیبا سهیم کنیم ، اما اینکار را نکنیم !

و همچنین چه بخواهیم چه نخواهیم ، موزیک در این کشور جایگاه درستی ندارد و هیچ چیزش روی اصول و برنامه ریزی نیست .

حمایت دولتی که اصلن وجود ندارد .

و در کنار آن یک باند بازی و لابی بازی توسطِ این خواننده. های به اصلاح اتوتیونی و مصرفی و روضه خوان شکل گرفته که اجازه نمیدهند خواننده ها و موزیسین های کار درست و بهتر از خودشان به شهرت و محبوبیت برسند .

زیرا در آن صورت بازارِ پُر رونقشان کساد میشود و دستشان و حقه هایی که بر روی صدایشان در استدیو اعمال میشود برای ملت رو خواهد شد !

 

درست است ، شما بیزینس مَن نیستید !

اصلن وظیفه ی شما نیست کارهایتان را پخش و منتشر کنید و به گوش شنوندگان برسانید .

شما فقط باید بسازید و بخوانید و کمپانی ها برای عقد قرارداد و نشر آتارتان خدمتتان برسند .

اما در صورتیکه در یک کشورِ هنر دوست و توسعه یافته که همه چیَزش روی اصول است زندگی میکردید !

نه در کشوری که هنوز هم خیلی ها به موزسین مطرب میگویند و کاری که انجام میدهد را حرام میدانند !

بقدری شأن موسیقیدان را پایین آورده اند که هنرمند نه تنها باید اینهمه احساس و انرژی و هزینه برای تولید آهنگ.هایش صرف کند ، بلکه خودش هم باید کارهایش منتشر کند و هزینه ی نشر را بدهد ! :|

 

 

در آخر ،

مطمئن باشید که شخصیت و شعور موسیقاییِ شما برایم مهم و با ارزش است که اینهمه برایتان تایپ کردم و نوشتم .

این پست ( فکر کردن در موردِ اینکه چه بنویسم ، تایپ ، دوباره خوانی و ویرایشِ متن ) دقیقن دو ساعت از وقتم را گرفت .

اما چون برایم ارزش قائل شدید و یک متن طولانی نوشتید ، وظیفه دانستم که دوباره برایتان یک متن طولانی بنویسم .

حتی قید دیدنِ اپیزود اولِ فصلِ هفتم سریال Game Of Throne را هم زدم ، با اینکه خیلی هیجان داشتم ببینم و برای فردا شب گذاشتم :)

ممنونم از شما که وقت گذاشتید و کامل توضیح دادید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
artinviolin    6,009

کاربر سایت

درود بر شما اولا چت باکس را دیدم و برای من قفل بود و امکان تایپ نداشتم لذا این مورد که فرمودید ابتدا به ذهن خودم رسید نیازی به یاداوری نبود.

دوما متاسفم که بعد از این همه مدت هنوز هم تصور می کنید هدف من از کار موسیقی معروف شدن و شهرت است. برای بار هزارم هدف من انتشار آثارم هست همین! آن یک درصد جامعه هم نیاز به خواننده دارند و نیاز به آهنگساز دارند آن یک درصد جامعه که موسیقی های دهه ی پنجاه و شصت را دوست دارند نیاز به خواننده دارند! ندارند؟ بسیار خوب من می خواهم برای همان یک درصد بخوانم! اشکالی دارد؟ خوب حالا چه کنم که آثارم پخش شوند تا همان یک درصد با آثارم آشنا شوند؟

 

سوما با عرض پوزش اما موضع شما از روی غرور هست نه بنده! شما الان دارید از موضع نصیحت و غرور صحبت می کنید و من ادعایی ندارم که کار من بهترین است و یا بقیه بیسواد هستند! بر روی کارم هم نه غیرت دارم نه تعصب! این موسیقی است که بلد هستم تخصصی در ترنس و ... ندارم و لذتی از انجام آن نمی برم این به این معنا نیست که ترنس بد است یا سبک ساسی و ... را در شان خودم نمی دانم! نه! این فقط به این معناست که آن کار ها نیز تخصص و استعداد خودش را می طلبد من این استعداد را ندارم! شهرام شب پره بودن استعداد می خواهد من و موسیقی من و ژن من فاقد این استعداد است. همین! در مورد تنبلی هم بسیار کم لطفی می کنید! اگر تنبل بودم بیست سال دست به تولید هیچ کاری نمی زدم شبانه روز بیدار نمی ماندم در طی بیست سال گذشته شبهایی بوده که اصلا نخوابیدم یا ماکزیمم بیست دقیقه خوابیده ام اگر معنای اینها سخت کوشی نیست و در نظر شما تنبلی است لابد مفهوم واژگان نیز به قول شما مدرن شده و در حقیقت برعکس شده! در طی این مدت برای پخش آثارم نزدیک به یکصدهزار ایمیل به نهادها و اشخاص مختلف زده ام دست روی دست نگذاشته ام که! من تخصصم ساخت همین نوع موسیقی هست! تخصصم آواز کلاسیک هست خوب یا بد مغرورانه یا متواضعانه این تخصص من هست و در این زمینه لحظه ای بیکار ننشسته ام! تخصص من پخش کارهایم نیست من بیزنس من نیستم من حتی نمی دانم با ادمین این کانال ها چگونه باید صحبت کنم که حرفم را بپذیرند! تخصص من روابط عمومی و اجتماعی بالا نیست. انسان همه کاره که نیست دوست عزیز هر کسی را بهر کاری ساخته اند تخصص من همین نوع موسیقی است نه بحث غرور است نه تواضع نه پافشاری! من نیاز به کمک افرادی دارم که تخصصشان در زمینه ی پخش و انتشار آثار موسیقی ارکسترال باشد این کار من نیست ساده بگویم بلد نیستم این کار را!!! چهارما نقطه ی شروع کار هر کسی نقطه ی ثبت و ضبط کارنامه ی کاری او در ذهن مخاطبهاست فرض کنید اندی با این کارنامه الان بخواهد کار انقلابی کند و از این به بعد مثلا ارکسترال بخواند! نتیجه چه خواهد شد؟ همین طرفدارانش را نیز از دست می دهد. بنابراین شناسنامه ی کاری من خوب یا بد 99 درصد هواخواه یا به قول شما یک درصد همین است نمی شود اول ترنس بسازم و بعد مثلا به قول شما بعد از شهرت ناگهان حرکت انقلابی بزنم.

پنجما قیاسی که بین مدرن شدن موبایل و ماشین و سبکموسیقی داشتید به نظرم مع الفارق هست اولا چیزی که مدرن می شود پیشرفت می کند نه پسرفت! ماشین سی سال پیش نه ایربگ داشت نه حتی کولر و دنده ی اتوماتیک اما الان دارد! اما در قلمرو موسیقی: موسیقی سی سال پیش آکوردهای آلتراسیونی داشت مدولاسیونهای زیبا داشت پلی فونیک بود و چندین لایه ی کنترپوانی زیر صدای خواننده داشت (به آثار واروژان رجوع کنید) موسیقی مدرن امروز چه شده؟ پیشرفت کرده؟ شده یک سیکل تکراری از آکوردهای اسپنیش منقرض شده که تازه همان را هم کامل استفاده نمی کنند + یک ریتم با کیک قوی و یک صدای تماما تیون شده بدون کنترپوان و هارمونی! اگر این نماد مدرن شدن است خدا رو شکر که مدرن نیست آثار بنده. بعد هم "پاپ کلاسیک" به معنای "قدیمی" که نیست دوست عزیز! پاپ کلاسیک یعنی: موسیقی پاپی که اصول تنظیم آن بر مبنای اصول هارمونی کلاسیک است از نظر ارکستراسیون کنترپوان و حتی قوانین وصل آکوردها در هارمونی همین!

اگر احساس کردید سخنانم تند و تلخ هستند لطفا ناراحت نشوید چون دقیقا بازخورد نوشتار شما هستند. درست همانند خودتان برایتان نوشتم. از نظر من سخنان شما و ادبیاتی که به کار بردید تلخ و تند نبود امیدوارم از نظر شما ادبیات من نیز که بازخورد رفتار شماست تند و تیز نباشد. تشکر از شما

درود به تو دوست عزیز

بنده نظرمو اگه اشکالی نداره میگم امیدوارم مفید باشه

والا اولین باری که موزیک شما رو توی سایت دیدم یادمه ک چندین بار گوشش کردم خوب بود انصافا

بار دوم باز با اشتیاق وقتی اسمتون و دیدم اومدم و گوش کردم اما دیدم موزیک تو همون مایه های قبلی هست اما بازم لذت بردم

بار سوم همین داستان

الان اگه اشتباه نکنم فک میکنم چهارمین باری که من از شما موزیک توی سایت دیدم راستش و بخواین این بار اصلا نیومدم توی تایپیکتون الان هم چون دیدم مهرزاد مهرگان پست گذاشته اومدم ببینم چی گفته

دلیلش هم این بود که از دید منه شنونده کاراتون خیلی شبیه به همه حتی صداها و سازهای مورد استفاده... فضای اهنگ و خواننده و....

خب شما میفرمایید دوست دارید به سبک ارکسترال و هارمونی قدیمی دهه پنجاه موزیک بسازید من میگم خیلی هم عالی

چون خودم همیشه با اون موزیک ها و تنظیم ها حال میکنم و لذت میبرم

اما........

دوست عزیز متاسفانه ن تران های شما با ترانه سراهای اون زمان مثل جنتی عطایی و سرفراز و.... برابری داره ن اهنگهای شما با اهنگسازان ان زمان مثل زولاند و ...

ن تنظیمهای شما با تنظیم کننده هایی مثل چشم اذر و واروژان و ....

و البته ن خوانندتون جنس صدایی خاص با تحریرهای خاص و سبک خاص مثل خوانندگان قدیمی که مو به تن ادم سیخ میکنه وقتی گوش میدی داره

با تمام احترام به عنوان شخصی که عاشق اهنگهای قدیمی هستش باید عرض کنم که موزیکتون همون بار اول برای من لذت بخش بود در صورتی که موزیکهای دهه 50 رو هرچی گوش میدم بیشتر لذت میبرم

امیدوارم از حرفهام دلگیر نشده باشید و صریح بودنم باعث بشه تا تجدید نظر کنید

ضمن اینکه دوست عزیز خدایی نکرده تخریب شما و موزیکتون هیچ سودی به حال ما نداره همچنین موفقیت شما هم سودی به حال ما نداره

اما به عنوان یه هم انجمنی شاید کمکی کرده باشم اگر برداشت سو نشه از حرفهام البته

موفق باشید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    3,001

عضو جدید انجمن

درود به تو دوست عزیز

بنده نظرمو اگه اشکالی نداره میگم امیدوارم مفید باشه

والا اولین باری که موزیک شما رو توی سایت دیدم یادمه ک چندین بار گوشش کردم خوب بود انصافا

بار دوم باز با اشتیاق وقتی اسمتون و دیدم اومدم و گوش کردم اما دیدم موزیک تو همون مایه های قبلی هست اما بازم لذت بردم

بار سوم همین داستان

الان اگه اشتباه نکنم فک میکنم چهارمین باری که من از شما موزیک توی سایت دیدم راستش و بخواین این بار اصلا نیومدم توی تایپیکتون الان هم چون دیدم مهرزاد مهرگان پست گذاشته اومدم ببینم چی گفته

دلیلش هم این بود که از دید منه شنونده کاراتون خیلی شبیه به همه حتی صداها و سازهای مورد استفاده... فضای اهنگ و خواننده و....

خب شما میفرمایید دوست دارید به سبک ارکسترال و هارمونی قدیمی دهه پنجاه موزیک بسازید من میگم خیلی هم عالی

چون خودم همیشه با اون موزیک ها و تنظیم ها حال میکنم و لذت میبرم

اما........

دوست عزیز متاسفانه ن تران های شما با ترانه سراهای اون زمان مثل جنتی عطایی و سرفراز و.... برابری داره ن اهنگهای شما با اهنگسازان ان زمان مثل زولاند و ...

ن تنظیمهای شما با تنظیم کننده هایی مثل چشم اذر و واروژان و ....

و البته ن خوانندتون جنس صدایی خاص با تحریرهای خاص و سبک خاص مثل خوانندگان قدیمی که مو به تن ادم سیخ میکنه وقتی گوش میدی داره

با تمام احترام به عنوان شخصی که عاشق اهنگهای قدیمی هستش باید عرض کنم که موزیکتون همون بار اول برای من لذت بخش بود در صورتی که موزیکهای دهه 50 رو هرچی گوش میدم بیشتر لذت میبرم

امیدوارم از حرفهام دلگیر نشده باشید و صریح بودنم باعث بشه تا تجدید نظر کنید

ضمن اینکه دوست عزیز خدایی نکرده تخریب شما و موزیکتون هیچ سودی به حال ما نداره همچنین موفقیت شما هم سودی به حال ما نداره

اما به عنوان یه هم انجمنی شاید کمکی کرده باشم اگر برداشت سو نشه از حرفهام البته

موفق باشید

درود بر شما دوست قدیمی و عزیز...

 

پیام شما را خواندم چند بار. ابتدا نمی خواستم جواب بدهم می دانید چرا؟ چون در طی نزدیک به 40 سال با افراد زیادی صحبت کرده ام و جامعه ی موسیقیمان را می شناسم. نیازی نیست توضیح دهید که هدفتان از نوشتن چه بوده چرا که 40 سال زمان کافی است برای کسب شناخت از دوستان... بگذریم.

 

با من صریح صحبت کردید و امیدوار بودید که ناراحت نشوم. حالا من هم کمی با شما صریح صحبت می کنم به همان شیوه. می دانید دوست عزیزم مشکل بزرگ بسیاری از ما ایرانیان چیست؟ مشکل بزرگ بسیاری از ما این است که انتقاد کردن صحیح و درست را یاد نداریم. تقصیر خودمان نیز نیست البته در مدرسه آنقدر که ریاضی و تاریخ و دینی در مغز ما از کودکی فرو کرده اند به ما یاد نداده اند که اساسا انتقاد یعنی چه و انتقاد سالم و سازنده با انتقاد کشنده و نابود کننده تفاوت دارد. حتی به ما نیاموخته اند که "حق نداریم" نظر شخصی خودمان را به عموم جامعه تعمیم دهیم و اسمش را نیز در کمال بی انصافی بگذاریم: انتقاد.

 

دوست عزیز آثار شما را قبلا شنیده ام و اینکه می فرمایید به موسیقی قدیمی علاقه مند هستید را در کنار این شنیدار سنجیده ام پس نیازی به این ادعا نیست چون چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. من در خوشبینانه ترین حالت ممکن فرض می کنم شما بدون ناراحتی از پاسخ قبلی من در این تاپیک و بدون حب و بغض نظرتان را نوشته اید. و دقیقا با همین نیت به بررسی نوشتارتان مو به مو می پردازم (هرچند تجربه به من هزار باره نشان داده که این بحث ها هیچ فایده ای ندارد متاسفانه)

 

آیا شما می دانید بین نظر شخصی و سلیقه ای و نظر علمی و تخصصی تفاوت وجود دارد؟ مثالی می زنم: شما یک فیلم ساز جوان هستید و من هیچ تخصصی در فیلم سازی ندارم! حال مرا می گذارند به عنوان رییس شورای نظارت بر آثار سینمایی ایران. کار شما می آید زیر دست من. من که چیزی از فیلم سر در نمی آورم پس اینگونه نظر می دهم: خیلی فضای فیلم سرد بود!!! خیلی گرم بود!!! چقدر کودکانه بود!!! چقدر سنگین بود!!! چقدر سبک بود!!! اه چقدر طولانی بود!!! ای وای چرا انقدر کوتاه بود!!! تلخ بود!!! خیلی شیرین بود!!! و نظراتی از این دست و با همین دست نظرات (شخصی) خط بطلان می کشم بر روی حاصل زحمات شما و کارتان را رد می کنم. حال شما در مقام اعتراض بر می آیید بعد من به شما می گویم: تو انتقاد پذیر نیستی!!! خوب الان در این مثال به شما نشان دادم که چقدر زشت و دور از انصاف است چنین نقدی. نظرات سلیقه ای و شخصی بسیار بسیار محترم هستند اما تا وقتی که در همان حوزه باقی بمانند. شما حق دارید بگویید: از نظر شخصی من کار تو زیبا نیست و من دوستش ندارم. اما شما چنین کرادیتی را ندارید که نظرتان را به همه ی جامعه تعمیم بدهید.

 

به من حق بدهید که وقتی تایید زنده یاد استاد محمد نوری، استاد محمد رضا صادقی و همین اواخر نیز استاد انوشیروان روحانی که با بسیاری از خوانندگان قدیمی کار کرده اند در مورد تحریر و نوع صدای من وجود دارد سخن ایشان را بیشتر از سخن کاربر "آرتین ویولون" قبول داشته باشم. درست است؟

 

اگر انتقاد شما این باشد که در فلان قسمت از آهنگ در وصل دو آکورد مثلا تونیک به دومینانت اکتاو موازی در هارمونی پیانو وجود دارد آنگاه این می شود یک نقد "علمی" در این صورت "وظیفه ی من" این هست که دوباره کارم را اصلاح کنم. اگر شما انتقاد کنید که: "در فلان قسمت که فلان نت را خوانده ای نوع استفاده از فک و دهان فلان اشتباه را داشته و مثلا صدا با حالت شیپوری شنیده می شود این می شود یک نقد علمی و من "وظیفه دارم" آن را اصلاح کنم. اما اگر نقد شما این است که تنظیم ها آن طوری نیست که چشم آذر بود این می شود نظر شخصی شما مگر اینکه پارتی تور را برایتان بفرستم و مو به مو برایم شرح دهید که به چه دلیل این طور است در ثانی هیچ وظیفه ای ندارم که کاری بسازم مثل واروژان یا چشم آذر من خودم هستم نه کپی شخص دیگر خود خودم! حاصل این خود می شود این موسیقی حال شما دوست ندارید از نظر شما یکنواخت است از نظر شما جذاب نیست بسیار هم خوب این ها همه محترم است اما بی انصافی است وقتی برای خودتان چنین جایگاهی قائل هستید که این نظر را به اجتماع تعمیم دهید. چون اگر بحث سلیقه ی شخصی است من برعکس شما دهها نفر را می شناسم که این کارها را دوست دارند و هر شب می شنوند.

 

معیار شما برای خاص بودن یک صدا چیست؟ این که مو به تنتان سیخ شود؟ مثلا چند میلیمتر اگر سیخ شود آنگاه آن از نظر شما یک صدای خاص است؟ دوست عزیز این چه حرفی است؟ چقدر این حرف پایه و اساس منطقی و منصفانه دارد؟ صدای خوب از دید علمموسیقی تعریف دقیق منطبق با فیزیک صوت دارد نه تعریف سلیقه ای و شخصی. نکته ی بعدی اینکه من نه 4 آهنگ بلکه 70 آهنگ خوانده ام و این آثار در طی بیست سال گذشته ساخته و اجرا شده اند. دلیل ندارد که اگر کاری در این انجمن می فرستم الزاما همین آخرین کاری باشد که تولید کرده ام که شما دنبال تفاوت در آثارم می گردید.

 

نکته ی دیگر اینکه چرا انقدر دنبال تفاوت هستید؟ چه چیزی در نسل جوان ما باعث شده که انقدر ناپایدار و عجول باشند و مدام ناراضی و همش به دنبال تفاوت!! دوست عزیز قرار نیست یک خواننده هر کارش با کار بعدی اش متفاوت باشد. مگر زیبایی گل سرخ هر سال تغییر می کند؟ آیا گل سرخ برای اینکه در نظر شما زیبا بماند باید خودش را مدام آپدیت کند؟ خیر برای گل سرخ اصلا مهم نیست که من یا شمای نوعی دوستش داریم یا نه! او زیباست در ذات خویش زیباست. از صدها سال به همین صورت بوده و به همین صورت خواهد ماند. ممکن است شما گل سرخ را دوست نداشته باشید خوب می روید به دنبال گل محمدی و یک نفر دیگر هم می رود به دنبال گل سرخ! پس هیچ الزامی نیست که همه ی افرادی که موسیقی قدیمی دوست دارند کار مرا حتما و صد در صد دوست داشته باشند. کمااینکه در همان قدیم داریوش می خواند، شماعی زاده هم می خواند هیچ کدام هم شبیه به هم نمی خوانند. من به عنوان نمونه از صدای شماعی زاده متنفر هستم آیا می توانم تعمیم بدهم و بگویم همه باید از صدای او متنفر باشند؟؟؟

 

این اولین باری نیست که این بحث ها را می نویسم... هر بار به خودم می گویم دیگر بس است اما متاسفم که در جامعه ای زندگی می کنم که آنقدر سیاه و بد است که از حتی همکار خودم کسی که هم خانواده ی من است کسی که مثل من موسیقی کار می کند هم باید ضربه بخورم! وقتی یک نفر زحمت می کشد و ما می دانیم و می فهمیم به جای کمک یا حداقل سکوت ما هم یک مشت نثارش می کنیم چیزی به جز "مرگ" یار و یاور حقیقی انسان نخواهد بود.

 

پاینده باشید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    3,001

عضو جدید انجمن

جناب blacky عزیز دلم بسیار برای سادگی خودم میسوزه... خیلی خیلی به حضور شما امیدوار بودم. ممنون از موضع گیریهاتون و اینکه شما هم نشون دادید چقدر در سراب زندگی می کنیم.... مرسی دوستان دست مریضاد افتخار می کنم که دوستانی چون شما دارم...

ویرایش شده توسط alone_composer

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
artinviolin    6,009

کاربر سایت

درود بر شما دوست قدیمی و عزیز...

 

پیام شما را خواندم چند بار. ابتدا نمی خواستم جواب بدهم می دانید چرا؟ چون در طی نزدیک به 40 سال با افراد زیادی صحبت کرده ام و جامعه ی موسیقیمان را می شناسم. نیازی نیست توضیح دهید که هدفتان از نوشتن چه بوده چرا که 40 سال زمان کافی است برای کسب شناخت از دوستان... بگذریم.

 

با من صریح صحبت کردید و امیدوار بودید که ناراحت نشوم. حالا من هم کمی با شما صریح صحبت می کنم به همان شیوه. می دانید دوست عزیزم مشکل بزرگ بسیاری از ما ایرانیان چیست؟ مشکل بزرگ بسیاری از ما این است که انتقاد کردن صحیح و درست را یاد نداریم. تقصیر خودمان نیز نیست البته در مدرسه آنقدر که ریاضی و تاریخ و دینی در مغز ما از کودکی فرو کرده اند به ما یاد نداده اند که اساسا انتقاد یعنی چه و انتقاد سالم و سازنده با انتقاد کشنده و نابود کننده تفاوت دارد. حتی به ما نیاموخته اند که "حق نداریم" نظر شخصی خودمان را به عموم جامعه تعمیم دهیم و اسمش را نیز در کمال بی انصافی بگذاریم: انتقاد.

 

دوست عزیز آثار شما را قبلا شنیده ام و اینکه می فرمایید به موسیقی قدیمی علاقه مند هستید را در کنار این شنیدار سنجیده ام پس نیازی به این ادعا نیست چون چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. من در خوشبینانه ترین حالت ممکن فرض می کنم شما بدون ناراحتی از پاسخ قبلی من در این تاپیک و بدون حب و بغض نظرتان را نوشته اید. و دقیقا با همین نیت به بررسی نوشتارتان مو به مو می پردازم (هرچند تجربه به من هزار باره نشان داده که این بحث ها هیچ فایده ای ندارد متاسفانه)

 

آیا شما می دانید بین نظر شخصی و سلیقه ای و نظر علمی و تخصصی تفاوت وجود دارد؟ مثالی می زنم: شما یک فیلم ساز جوان هستید و من هیچ تخصصی در فیلم سازی ندارم! حال مرا می گذارند به عنوان رییس شورای نظارت بر آثار سینمایی ایران. کار شما می آید زیر دست من. من که چیزی از فیلم سر در نمی آورم پس اینگونه نظر می دهم: خیلی فضای فیلم سرد بود!!! خیلی گرم بود!!! چقدر کودکانه بود!!! چقدر سنگین بود!!! چقدر سبک بود!!! اه چقدر طولانی بود!!! ای وای چرا انقدر کوتاه بود!!! تلخ بود!!! خیلی شیرین بود!!! و نظراتی از این دست و با همین دست نظرات (شخصی) خط بطلان می کشم بر روی حاصل زحمات شما و کارتان را رد می کنم. حال شما در مقام اعتراض بر می آیید بعد من به شما می گویم: تو انتقاد پذیر نیستی!!! خوب الان در این مثال به شما نشان دادم که چقدر زشت و دور از انصاف است چنین نقدی. نظرات سلیقه ای و شخصی بسیار بسیار محترم هستند اما تا وقتی که در همان حوزه باقی بمانند. شما حق دارید بگویید: از نظر شخصی من کار تو زیبا نیست و من دوستش ندارم. اما شما چنین کرادیتی را ندارید که نظرتان را به همه ی جامعه تعمیم بدهید.

 

به من حق بدهید که وقتی تایید زنده یاد استاد محمد نوری، استاد محمد رضا صادقی و همین اواخر نیز استاد انوشیروان روحانی که با بسیاری از خوانندگان قدیمی کار کرده اند در مورد تحریر و نوع صدای من وجود دارد سخن ایشان را بیشتر از سخن کاربر "آرتین ویولون" قبول داشته باشم. درست است؟

 

اگر انتقاد شما این باشد که در فلان قسمت از آهنگ در وصل دو آکورد مثلا تونیک به دومینانت اکتاو موازی در هارمونی پیانو وجود دارد آنگاه این می شود یک نقد "علمی" در این صورت "وظیفه ی من" این هست که دوباره کارم را اصلاح کنم. اگر شما انتقاد کنید که: "در فلان قسمت که فلان نت را خوانده ای نوع استفاده از فک و دهان فلان اشتباه را داشته و مثلا صدا با حالت شیپوری شنیده می شود این می شود یک نقد علمی و من "وظیفه دارم" آن را اصلاح کنم. اما اگر نقد شما این است که تنظیم ها آن طوری نیست که چشم آذر بود این می شود نظر شخصی شما مگر اینکه پارتی تور را برایتان بفرستم و مو به مو برایم شرح دهید که به چه دلیل این طور است در ثانی هیچ وظیفه ای ندارم که کاری بسازم مثل واروژان یا چشم آذر من خودم هستم نه کپی شخص دیگر خود خودم! حاصل این خود می شود این موسیقی حال شما دوست ندارید از نظر شما یکنواخت است از نظر شما جذاب نیست بسیار هم خوب این ها همه محترم است اما بی انصافی است وقتی برای خودتان چنین جایگاهی قائل هستید که این نظر را به اجتماع تعمیم دهید. چون اگر بحث سلیقه ی شخصی است من برعکس شما دهها نفر را می شناسم که این کارها را دوست دارند و هر شب می شنوند.

 

معیار شما برای خاص بودن یک صدا چیست؟ این که مو به تنتان سیخ شود؟ مثلا چند میلیمتر اگر سیخ شود آنگاه آن از نظر شما یک صدای خاص است؟ دوست عزیز این چه حرفی است؟ چقدر این حرف پایه و اساس منطقی و منصفانه دارد؟ صدای خوب از دید علمموسیقی تعریف دقیق منطبق با فیزیک صوت دارد نه تعریف سلیقه ای و شخصی. نکته ی بعدی اینکه من نه 4 آهنگ بلکه 70 آهنگ خوانده ام و این آثار در طی بیست سال گذشته ساخته و اجرا شده اند. دلیل ندارد که اگر کاری در این انجمن می فرستم الزاما همین آخرین کاری باشد که تولید کرده ام که شما دنبال تفاوت در آثارم می گردید.

 

نکته ی دیگر اینکه چرا انقدر دنبال تفاوت هستید؟ چه چیزی در نسل جوان ما باعث شده که انقدر ناپایدار و عجول باشند و مدام ناراضی و همش به دنبال تفاوت!! دوست عزیز قرار نیست یک خواننده هر کارش با کار بعدی اش متفاوت باشد. مگر زیبایی گل سرخ هر سال تغییر می کند؟ آیا گل سرخ برای اینکه در نظر شما زیبا بماند باید خودش را مدام آپدیت کند؟ خیر برای گل سرخ اصلا مهم نیست که من یا شمای نوعی دوستش داریم یا نه! او زیباست در ذات خویش زیباست. از صدها سال به همین صورت بوده و به همین صورت خواهد ماند. ممکن است شما گل سرخ را دوست نداشته باشید خوب می روید به دنبال گل محمدی و یک نفر دیگر هم می رود به دنبال گل سرخ! پس هیچ الزامی نیست که همه ی افرادی که موسیقی قدیمی دوست دارند کار مرا حتما و صد در صد دوست داشته باشند. کمااینکه در همان قدیم داریوش می خواند، شماعی زاده هم می خواند هیچ کدام هم شبیه به هم نمی خوانند. من به عنوان نمونه از صدای شماعی زاده متنفر هستم آیا می توانم تعمیم بدهم و بگویم همه باید از صدای او متنفر باشند؟؟؟

 

این اولین باری نیست که این بحث ها را می نویسم... هر بار به خودم می گویم دیگر بس است اما متاسفم که در جامعه ای زندگی می کنم که آنقدر سیاه و بد است که از حتی همکار خودم کسی که هم خانواده ی من است کسی که مثل من موسیقی کار می کند هم باید ضربه بخورم! وقتی یک نفر زحمت می کشد و ما می دانیم و می فهمیم به جای کمک یا حداقل سکوت ما هم یک مشت نثارش می کنیم چیزی به جز "مرگ" یار و یاور حقیقی انسان نخواهد بود.

 

پاینده باشید

سلام مجدد جناب امیدوار

ای وای...... همون برداشتی ک انتظار داشتم از حرفهام شد متاسفانه فقط بعد منفی حرفهای دیگران رو برداشت میکنید

برادر من بحثی در کار نیست که قرار باشه حتما هم به نتیجه برسه خیر بنده عرض کردم نظر دوستانه که امیدوار بودم کمکی هم بکنه اما بگذریم...

بله بنده متاسفانه موزیکهایی ک ازم منتشر شده با روحیات و سلیقه خودم متفاوته چون ک بنده شاخه مورد علاقه ام در ضمینه موسیقی ن موسیقی پاپ و کلاسیک که بلکه موسیقی اصیل و دستگاهی ایرانیه ک شامل سولو نوازیها و ردیف نوازی هستش هست

پس ببینید این موزیکی ک از من شنیدید چقدر فاصله روحیاتی داره با اصل موضوع

اما دقیقا به همون دلیل به شما پیشنهاد دادم ک کمی اپدیت بشوید حال منظور از اپدیت موزیکهای بی محتوای امروزی نیست

استاد معین از دهه 60 ک کارشون رو شروع کردند تا الان ایا به روز نشدند؟

ایا موزیک بی محتوا اجرا میکنند؟ اصلا میشد که با همون تنظیم های اون زمان ادامه بدهند اگر اینجور میبود نمونه هزاران خواننده فراموش شده شده بودند

ما باید اینو بپذیریم که چه بخواهیم و چه نخواهیم مردم روبه جلو در حرکتند و هنرمندان نمیتونند در یک جا ساکن بمانند

چرا مثال گل میزنید؟ چرا مثال صنعت فیلم و سینما رو نمیزنید؟ یا صنعت خودرو یا الباقی....

موسیقی یک بیزینست و یک صنعت هستش نمیشه با یک چیزه طبیعی مقایسه بشه.

ایا کسی از بلبل و قناری انتظار اپدیت شدن داره؟

در جایی که صحبت از احساس و درکه احساسی میشود شما از دره علم و تکنیک وارد میشوید اما در جایی که صحبت از بروز بودن با تکنیکها و علم تنظیم امروزی و صنعت موسیقی روز میشود گل و بنفشه مثال میزنید

عجبا

باز هم رک میگم خدمتتون هرچند ک ناراحت میشوید اما از قبیل هنرمندان مثل شما برخورد داشته ام فراوان

متاسفانه دوره خود پیله تنیده اید و دوست ندارید خارج از اون رو ببینید و البته کمی غرور هم شما رو احاطه کرده ک دوست دارید بیشتر تعریف و تمجید بشنوید تا حرف منفی کما اینکه با تعریف کردن هیچ تغییری حاصل نخواهد شد شاید این صحبتهای امروز ما باعث تغییر روند کاری و موفقیت های بیشتر براتون بشود و خداشاهده غیر از این چیزی نمیخوام

اساتیدی رو مثال زدید که شمارو تایید کرده اند اما از این موضوع غافلید که این بزرگان نوابغ و مفاخر 5 دهه قبل هستند و حدودا 4 دهه هستش ک هیچ کاره موفقی از این بزرگان بیرون نیومده و تمام اثار جاودانشون به همون زمانها برمیگرده استاد روحانی اخرین البوم موفقش کار با لیلا فروهر بوده ک حدوده 25 سال پیش اجرا شده

دقیقا ما هم این رو عرض کردیم که شما در 5 دهه قبل سیر میفرمایید ضمن اینکه اگر قرار است طبق تایید اون عزیزان ادامه دهید لااقل سعی کنید موزیکهای همسطح اونها داشته باشید تا جاودانه شنوند و در دل مردم بماند ضمنا بنده نگفتم شما تقلید کنید از چشم اذر و غیره خیر دقیقا منظورم همسطح بودن کار بود ن تقلید ولی خب شما جوری ک دوست دارید برداشت میکنید البته حرفهای بنده رو

این عزیزانی که شما مثال زدید و هم دوره های این بزرگان ملودیهایی ک ساخته اند اشعاری ک استفاده کرده اند و همچنین مجموعه اثارشون جز اتار ملی ما هستند

 

بله هیچ کس منکر خوب خوندن شما نیست موزیک شما هیچ مشکل هارمونیک و تنظیم نداره

شما ژوست و کوک و دقیق میخونید

اما دوست عزیز این ها 50 درصد راهه یک خوانندس 50 درصدش میمونه به جنس و حس صدا

منه شنونده هیچ وقت نمیام وقتی صدای یک خواننده رو گوش میدهم تحریراشو بشمارم یا ویبره های صداشو برسی کنم یا کشش ها و اوج خوندن و اینکه چقدر میتونه نتهای بالا بخونه و به تکنیکهای سلفژ و علم خوندن چقدر مسلطه...... خیر

در نهایت باید اون صدا به روح و جسمم نفوض کنه همون سیخ شدن مویی که شما به سخره گرفتید

بله در نهایت احساس موسیقیایی یک کار برای شنونده مهمه ن اینکه چقدر هارمونی داره یا چقدر کنترپوان درش هست

نغماتی داریم ک به همون صورت نغمه گونه هزاران ساله بین مردم زمزمه میشه مطمئنا بخاطر علم و هارمونیش نیست اتفاقا ساده ترین کارها ماندگار میشنوند حداقل برای ما ایرانیها اینطوره

ضمنا من هیچ جامعه ای رو ملزم نکردم که موزیک شمارو دوست داشته باشند یا دوست نداشته باشند دوست عزیز با حرف من ودیگران قطره دریا نمیشود و همچنین دریا قطره

متاسفانه در این چند پست که در این تایپیک زده شد تنها کسی که نسبت به کار شما موضع گرفت و دیگران رو متهم به موضع گیری کرد خوده شما بودید

بنده در پست قبل هم گفتم ک پیشرفت و یا پسرفت شما سودی ن به حال من که هیچ کس نداره و قصد ما فقط کمک است

و حرف اخر....

باز هم خودتون بهتر میدانید میتونید به همین منوال ادامه دهید یا اینکه تحولی ایجاد کنید اون دیگه با شماست

بنده انشالله بار دیگر که اهنگی در این سایت یا جای دیگر از شما گذاشته شد باز هم

گوش خواهم کرد به امید تغییر و موفقیت های بیشتر

نشته هامو مرور نکردم اگر غلط املایی داره یا جمله ای پس و پیش و نامربوط درش بود شرمنده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Violinist    159,020

مدیر بـازنشسته

جناب blacky عزیز دلم بسیار برای سادگی خودم میسوزه... خیلی خیلی به حضور شما امیدوار بودم. ممنون از موضع گیریهاتون و اینکه شما هم نشون دادید چقدر در سراب زندگی می کنیم.... مرسی دوستان دست مریضاد افتخار می کنم که دوستانی چون شما دارم...

 

برادر تهرانی عزیز

باور کنید چندین بار نوشته های این تاپیک را خواندم و بدون اغراق ، هیچ جمله ای نیافتم که درونش کسی زبانم لال قصد تخریب شما را داشته باشد .

بنده ، مرتضی ( Blacky ) و آرتین ، هر سه همدیگر را میشناسیم و با اخلاق و روحیات هم آشنا هستیم و هر سه مان هم دقیقن همان سبک موزیکی را که شما دوست دارید را دوست داریم و علاقه ای هم به موزیک های مصرفی امروزی که چند هفته ای بقول معروف هیت میشوند و به سرعت هم از یاد میروند نداریم .

اما چون شما شناخت کمتری از ما دارید ، بنابراین برداشت سو تفاهمانه ای داشته اید .

پیش خودتان یک لحظه فکر کنید ،

منی که وقتم پُر است و برای انجام امور فنی سایت هم چند وقتی است که تایم کافی ندارم ، چرا باید بیایم نزدیک به دو ساعت زمان برای نوشتن یک متن طولانی برایتان صرف کنم ؟

چرا برای سایر کارهایی که در سایت قرار میدهند متن طولانی نمینویسم ؟!

اگه یادتان باشد چندین بار در آثار قبلی تان متن های فنی و تخصصی هم در مورد موزیکتان نوشته ام .

تعریف هایی که از کار قبلیان کردم را بخاطر دارید که ؟

همانکه در مورد سولوی گیتار هم صحبت کرده بودم .

بنابراین مطمئن باشید که تمامه صحبت ها فقط از سَر رفاقت و دوستی است .

کسی در توانایی و علم و دانش بالای شما شکی ندارد .

در هیچ کجای صحبت هایم هم نمیتوانید همچین جمله ای را پیدا کنید که من شما و کارتان را ضعیف خطاب کرده باشم !

اگه به من باشد که کل جامعه را مجاب میکنم فقط پاواروتی ، بوچلی و سلن دیون گوش کنند !

هر چند همان بوچلی و سلن دیون را هم که کارهای اخیرشان راه میشنوم ، میبینم که در ارکستر کارهایشان از المان های موزیک الکترونیک هم استفاده کرده اند و چقدر هم زیبا است این کارهایشان .

شما مثال گل سرخ را زدید .

بنده هم مثال باغی را میزنم که میشود در خاکش انواع اقسام میوه ها را کاشت و بجای اینکه مثلن فقط از سیب خوردن لذت برد ، میشود در کنارش از خوردنِ زردآلو ، هلو ، گیلاس ، گلابی و غیره هم لذت برد !

صدای شما همان خاک حاصل خیزی است که میشود رویش ، علاوه بر تنظیم های ارکسترال و سیمفونیک ، تنظیم های امروزی تر و با چاشنی الکترونیک هم کاشت و برداشت کرد .

باغ و خاک ( بخوانید محمد امیدوار با همان ملودی و هارمونی مختص خودش ) همان باغ است ، اما محصولاتش متفاوت تر شده و سلایق بیشتری را در بر میگیرد و جذب میکند .

بقول خودتان بیست سال است که خون دل خورده اید و هفتاد کار در این فرم ارکستر ساخته و تنظیم کرده اید ، اما نتیجه ی خوشایندتان را نگرفته اید .

( هرچند موزیک ارکسترال واقعی ، موزیکی است که تمامه ارکستر واقعن با ساز زنده و نوازنده ی واقعی نواخته و ضبط شده باشد .

نه اینکه یک نفر به تنهایی با میدی کنترلر و ماوسِ کامپیوتر تمامه سازهای یک ارکستر پنجاه نفره را زده باشد ! )

ایراد را هم قطعن سطحِ پایینِ شعور موسیقاییِ جامعه و اسپانسرها دانسته اید !

خُب یکبار هم شما نرمش بخرج دهید و فرم تنظیم هایتان را به روز تر کنید .

شاید اصلن گره گشای شما همین مورد باشد .

با آپدیت کردنِ فرم تنظیم هایتان دیگر نگرانِ فقدانِ ساز زنده هم نخواهید بود !

زیرا سازهای سینتی سایزری نمونه ی واقعی و زنده ندارند و کسی دیگر نمیگوید چرا ارکسترِ کارتان به واسطه ی استفاده بانک های کانتکت ( بجای استفاده از سازهای زنده ) روح و حس ندارد !

هفتاد بار روی آن طرز فکر و ایدئولوژی پافشاری کردید ،

یکبار هم نیم نگاهی به تنظیم های امروزی تر و استفاده از عناصر موزیک الکترونیک داشته باشید .

اطرافیان خودم خیلی ها را میبینم که سالهاست موزیک میسازند و میخوانند .

همیشه هم گله از این دارند که حقشان خورده شده و به جایگاهشان نرسیده اند .

و اتفاقن برخی از آنها واقعن کارشان خوب است و از خیلی از معروف ها بهتر هستند .

به اینها باید گفت ، یکبار هم به این فکر کنید که شاید ایراد از خود شما باشد و یک اشتباه و کم کاری دارید در روند رو به رشد و در امور کارهایتان .

در هر صورت یک پیشنهادی بود که دادم .

نظر شخصی هم نیست .

چیزی است که داریم در جامعه میبینم .

داریم میبینم که با تنظیم الکترونیک و الکترو/آکوستیکال هم میشود آثار ماندگار و بقول معروف آواز کلاسیک و اُپرایی خواند و کنتوپوآنِ لایه ای و هارمونی غنی و پیچیده را پیاده کرد .

میشود از این طریق شنونده های عام را با موزیک های علمی و اصولی و هنری آشتی داد و آنها را به شنیدنِ ملودی ها و هارمونی های غنی و عمیق مجاب کرد .

نمونه اش خانم " لیندزی استرینگ " که تخصصش ویلون کلاسیک است ،

اما آمد ملودی های کلاسیک را با سولوی ویلن بر روی تنظیم های الکترونیک ( مخصوصن داب استپ ) نواخت ،

و الان شنونده های عامی که قبل اگر آن ملودی را با یک ارکستر سمفونیک می.شنیدند یک ثانیه هم تحمل.ش نمیکردند ، با ذوق و شوق زیاد این کارها را گوش میدهند و لذت میبرند .

این خانم به جای اینکه بگوید ( به من چه که مردم موزیک کلاسیک را نمیفهند ، من کار خودم را میکنم و آنها هم بروند با آن موزیک های بی محتوای خودشان خوش باشند ! )

دلش برای مخاطبی که قدرت فهم موزیک خوب را ندارد سوخت و با سبک و سیاقِ خودشان این نوع موزیک و ملودی خوب را برایشان و برای فهمشان قابل شنیدن و فهمیدن کرد .

در این باره دگر عرضی ندارم .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
blacky    55,367

مـعاونت کل

جناب blacky عزیز دلم بسیار برای سادگی خودم میسوزه... خیلی خیلی به حضور شما امیدوار بودم. ممنون از موضع گیریهاتون و اینکه شما هم نشون دادید چقدر در سراب زندگی می کنیم.... مرسی دوستان دست مریضاد افتخار می کنم که دوستانی چون شما دارم...

 

درود به شما اقای تهرانی

والا من پستی نذاشتم هنوز که موضع خودم رو نشون بشم :4:

نظرات شما و دوستان رو خوندم

ای کاش این بحث ها از مسیر خودش خارج نشه و جنبه ی فنی خودش رو از دست ند ه

...........

سبکی که الان کار می کنید خیلی هم خوب و اتفاقا همیشه تو این سبک کار کنید

ولی این سبک میشه علاقه ی شخصی شما

همیشه هنرمند دوست داره سبکی که شخصا دوست داره رو کار بکنه و این واضحه و ایرادی بهش وارد نیست

من خودم هم قطعا این کار رو می کنم

ولی ..........................

ولی نه برای تمام عمر موسیقیایی ام . من دوست دارم هر سبکی رو کار کنم و تجربه ی کار توش رو حس کنم

نمونه همین کار اخره مثل سایه که اخیرا منشر شد و تو سایت قرار دادم

این سبک مورد علاقه ی منه

ولی همین الان یه موزیک شیش و هشت با المان هایی تلفیقی از سازهای الکترونیک و اکوستیک در دست ساخت دارم

هم سینت و پلاگ های سینتی سایزرهای قدرتمند توشه هم ساز های ویولن و گیتار و .....

چرا ....

چون موزیک خصوصا از لحاظ تنظیم خیلی توی این سال ها تغییر کرده و این تغییر حتما باعث میشه تنظیم کننده هم تغییر کنه

مثال واضحه این داستان " شادمهر عقیلی "

شما موزیک و تنظیم های دهه هفتادش و با دهه هشتاد و حالا با دهه ی نود مقایسه کنید

هر دفعه بسته به تغییرات روز خودش رو تغییر داده و یکی از عوامل ماندگاریش تو عرصه موسیقی هم انعطاف پذیریه

.................

ایراد بزرگ حمید حامی و نیما مسیحا و مانی رهنما همین داستانه

این ها کار مورد علاقه خودشون رو بارها و بارها بدون اندکی تغییر منتشر می کردن

نتیجه : مردم خواننده ای شیش و هشت خون امروزی به نام مسعو صادقلو رو به این سه خوانند ه ی بسیار قوی و فوق العاده ترجیح میدن

کما اینکه اخیرا حامی متوجه این موضوع شده وداره استایل کاراش رو به تدریج عوض می کنه

...........

و حالا شما دوست بسیار عزیزم

این سبک الان شما خیلی خوبه و شما خیلی درست و دقیق توش کار کردین

انتظار د ارم به شخصه حتما این سبک رو که قلبا مورد علاقتون هست باز هم ادامه بدید

ولی نه فقط همین سبک

قطعا شخصی با توانایی شما می تونه استایل های جدید رو به خوبی تجربه کنه

............

نقد من در حالت کلی روند یکنواخت اثار تولید شده ی شماست

شنوده نمی تونه همیشه یک سبک کار رو بشنوه حتی شتونده های حرفه ای

همیشه اصل غافل گیری توی هنر مهمه

شما باید بتونید شنونده رو غافل گیر کنید با تغییراتی که در هر موزیکی می سازید انجام میدید

.......

مهرزاد و رامین هم همین مد نظرشون بوده

حالا هرکس نوع بیان مختص به خودش رو داره .

این همه نظرات بلند نشان از اهمیت کار شما داره و اینکه شما کارتون برای شنونده مهمه

 

یه بار حتی به صورت تست هم شده کلا سبک جدیدی رو کار کنید ببنید چه اتفاقی میوفته

همه چی رو تغییر بدید موزیک تنظیم و حتی سبک دیگه ای بخونید

البته یه پیشنهاده و شما حتما خودتون بهتر می دونید با اینده ی موسیقیایی تون چکار کنید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
F-Li    41,722

مدیر بـازنشسته

بحث جالبی بود. چیز های جالبی یاد گرفتیم...

خیلی وقته سایت نبودم. الان هم اومدم یه سر بزنم

یه چیزی همیشه توی ذهن من بوده و هست و خواهد بود...

کاری ندارم قبلا در چه سطحی کار موسیقی میکردم و الان در چه سطحی ام و چقدر اطلاعات موسیقیایی دارم یا چقدر بی سوادم

ولی من با همین بی سواد خودم اینو درک میکنم که، کار خوب ساختن واقعا نه به علم کار داره، نه به اجرام آسمانی و کائنات و غیره و ذالک...

چه بسا اسطوره های موسیقی کلاسیک چند صد سال پیش... حتی نصف ادراکیات تئوریایی امروزی ما رو هم نداشتن.

علم برداشتی از تجربیات انسان هست که به صورت مکتوب درامده...

کار خوب ساختن... نیاز به دریافت خوب داره... وقتی من نوعی نتونستم دریافت خوبی از اجتماعم داشته باشم، هیچوقت نمیتونم کار خوب بسازم. مثل همین که دریافت شما از الان نیست... از گذشته ای هست که واقعا رو به پایان هستش... استاد بنده حرف بسیار جالبی میزد... میگفت ما هارمونی فلانی رو میخونیم که بفهمیم در دویست سال پیش چی شده، فلانی که بعدش اومده میخونیم تا باز بفهمیم... دیگه اون کارها رو نکنیم!!! نه که بد باشه نه... ما بتونیم فراتر بریم و خلق کنیم... . ( ایشون در حال حاضر سخت مشغول تحقیق و تالیف در زمینه ددکافنیک هستند ، موسیقی ای که شاید از نظر قواعد کلاسیک حرام بنظر برسد ! )

واقعا برای شنونده من چه اهمیتی داره از کدوم نوع کنترپوان استفاده کردم و یا حتی اونو زیر کانتوس نوشتم یا بالای اون یا موازی یا سری یا هر چیزی که هست !؟ بحث زیبایی شناسی جدا از تکنیک و قواعد هست...

واقعا وقتی میشینیم نگاه میکنیم خطا هایی که در هارمونی یا کنترپوان هم نوشته شده صرفا برای زیبایی کار هست و نه چیز دیگری... هنر فقط خلق زیبایی ست. ( حتی کاری که یک کورد کنسونانس هم نداشته باشد)

 

من چندتا از اسطوره های دنیا رو مثال میزنم که بدون هیچگونه تئوری موسیقی خیلی زیاد انقدر بزرگ شدن و مردم دوستشان داشتن ( که اتفاقا سبک غیر مردمی هم کار کردند ) در حدی که کارهایشان کتاب شده و تدریس میشه...

اسلش... ( گروه گانز ن روزز ) " ( که حتی در مصاحبه تلویزیونی نقاد موسیقی و محققی جلوش بهش گفت از فلان حرکتت در فلان کار که این نت رو اینطوری کردی وووو داشت حرف میزد که اسلش حرفشو قطع کرد و گفت: جناب مهندس ... من از حرفای شما هیچی سر در نمیارم... از مجری درخواست دارم، یه گیتار به من بدین لطفا... ) "

دیوید گیلمور ( گروه پینک فلوید )

گروهی که با یک ترک The Wall تونستند سیستم آموزشی یک کشور به عظمت انگلیس رو در هم بشکنند و اون رو بازسازی کنند...

در مورد جیمی پیج اطلاع زیادی ندارم اما همینقدر میدونم که گروهLed zeppelin در ترک معروف Stairway to heaven برترین سولو گیتار الکتریک جهان رو ( که همچنان برترین هست با اینکه اینهمه کار اومده )

روی سیکل ، لا مینور - سل ماژور - فا ماژور - سل ماژور زدن... اسم این سیکل رو هرچی دوست دارید بذارید. اسم سبک راک رو هم هرچی دوست دارید بذارید...

ولی

به نظر من، کار خوب ساختن، صرفا هزاران تئوری بازی و مدولاسیون و ... نمیخواد... کار خوب، یک هنرمند با گیرنده های قوی میخواد. همین...

دوران بتهوون ها و موزارت ها و شوپن ها و باخ ها گذشته... هرچند با گذشت این همه زمان شاید سرود آله لویا هم خوشایند باشه اما ... چند آله لویا تولید شد؟ قطعا یکی... اون هم خلق شد... ! تمام!

این ها رو نگفتم که منظورم این باشه تئوری خواندن بی فایده س ... نه

این ها رو گفتم که موضع ما که اسم خودمون رو هنرمند میذاریم، مشخص باشه... کاری که ما انجام میدیم در وهله اول ، حس است نه علم... علمی که برای هنر تجویز میشه صرفا برای اتو کشیدن ، و درست کار کردن هست ، در هر هنری علم های زیادی نشسته، اما تمامی علوم هنری ، در مقابل احساسات هنرمند ، هیچ بزرگی ای از خود ندارند.

مصداق این که شما بهترین پارت نویس جهان و همچنین آهنگساز ... تا زمانی که درون شما خلق شده و بر روی کاغذ باشد، به درد هیچ احدی نخواهد خورد حتی یک آهنگساز دیگر.

 

با کمال احترامی که برای هنر سالم شما آقای تهرانی دارم، با نظرات دوستان ، کاملا موافق هستم .

بعنوان یک بی سواد، نظر من رو ببینید و قضاوت کنید .

:flower::flower::flower:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    3,001

عضو جدید انجمن

بحث جالبی بود. چیز های جالبی یاد گرفتیم...

خیلی وقته سایت نبودم. الان هم اومدم یه سر بزنم

یه چیزی همیشه توی ذهن من بوده و هست و خواهد بود...

کاری ندارم قبلا در چه سطحی کار موسیقی میکردم و الان در چه سطحی ام و چقدر اطلاعات موسیقیایی دارم یا چقدر بی سوادم

ولی من با همین بی سواد خودم اینو درک میکنم که، کار خوب ساختن واقعا نه به علم کار داره، نه به اجرام آسمانی و کائنات و غیره و ذالک...

چه بسا اسطوره های موسیقی کلاسیک چند صد سال پیش... حتی نصف ادراکیات تئوریایی امروزی ما رو هم نداشتن.

علم برداشتی از تجربیات انسان هست که به صورت مکتوب درامده...

کار خوب ساختن... نیاز به دریافت خوب داره... وقتی من نوعی نتونستم دریافت خوبی از اجتماعم داشته باشم، هیچوقت نمیتونم کار خوب بسازم. مثل همین که دریافت شما از الان نیست... از گذشته ای هست که واقعا رو به پایان هستش... استاد بنده حرف بسیار جالبی میزد... میگفت ما هارمونی فلانی رو میخونیم که بفهمیم در دویست سال پیش چی شده، فلانی که بعدش اومده میخونیم تا باز بفهمیم... دیگه اون کارها رو نکنیم!!! نه که بد باشه نه... ما بتونیم فراتر بریم و خلق کنیم... . ( ایشون در حال حاضر سخت مشغول تحقیق و تالیف در زمینه ددکافنیک هستند ، موسیقی ای که شاید از نظر قواعد کلاسیک حرام بنظر برسد ! )

واقعا برای شنونده من چه اهمیتی داره از کدوم نوع کنترپوان استفاده کردم و یا حتی اونو زیر کانتوس نوشتم یا بالای اون یا موازی یا سری یا هر چیزی که هست !؟ بحث زیبایی شناسی جدا از تکنیک و قواعد هست...

واقعا وقتی میشینیم نگاه میکنیم خطا هایی که در هارمونی یا کنترپوان هم نوشته شده صرفا برای زیبایی کار هست و نه چیز دیگری... هنر فقط خلق زیبایی ست. ( حتی کاری که یک کورد کنسونانس هم نداشته باشد)

 

من چندتا از اسطوره های دنیا رو مثال میزنم که بدون هیچگونه تئوری موسیقی خیلی زیاد انقدر بزرگ شدن و مردم دوستشان داشتن ( که اتفاقا سبک غیر مردمی هم کار کردند ) در حدی که کارهایشان کتاب شده و تدریس میشه...

اسلش... ( گروه گانز ن روزز ) " ( که حتی در مصاحبه تلویزیونی نقاد موسیقی و محققی جلوش بهش گفت از فلان حرکتت در فلان کار که این نت رو اینطوری کردی وووو داشت حرف میزد که اسلش حرفشو قطع کرد و گفت: جناب مهندس ... من از حرفای شما هیچی سر در نمیارم... از مجری درخواست دارم، یه گیتار به من بدین لطفا... ) "

دیوید گیلمور ( گروه پینک فلوید )

گروهی که با یک ترک The Wall تونستند سیستم آموزشی یک کشور به عظمت انگلیس رو در هم بشکنند و اون رو بازسازی کنند...

در مورد جیمی پیج اطلاع زیادی ندارم اما همینقدر میدونم که گروهLed zeppelin در ترک معروف Stairway to heaven برترین سولو گیتار الکتریک جهان رو ( که همچنان برترین هست با اینکه اینهمه کار اومده )

روی سیکل ، لا مینور - سل ماژور - فا ماژور - سل ماژور زدن... اسم این سیکل رو هرچی دوست دارید بذارید. اسم سبک راک رو هم هرچی دوست دارید بذارید...

ولی

به نظر من، کار خوب ساختن، صرفا هزاران تئوری بازی و مدولاسیون و ... نمیخواد... کار خوب، یک هنرمند با گیرنده های قوی میخواد. همین...

دوران بتهوون ها و موزارت ها و شوپن ها و باخ ها گذشته... هرچند با گذشت این همه زمان شاید سرود آله لویا هم خوشایند باشه اما ... چند آله لویا تولید شد؟ قطعا یکی... اون هم خلق شد... ! تمام!

این ها رو نگفتم که منظورم این باشه تئوری خواندن بی فایده س ... نه

این ها رو گفتم که موضع ما که اسم خودمون رو هنرمند میذاریم، مشخص باشه... کاری که ما انجام میدیم در وهله اول ، حس است نه علم... علمی که برای هنر تجویز میشه صرفا برای اتو کشیدن ، و درست کار کردن هست ، در هر هنری علم های زیادی نشسته، اما تمامی علوم هنری ، در مقابل احساسات هنرمند ، هیچ بزرگی ای از خود ندارند.

مصداق این که شما بهترین پارت نویس جهان و همچنین آهنگساز ... تا زمانی که درون شما خلق شده و بر روی کاغذ باشد، به درد هیچ احدی نخواهد خورد حتی یک آهنگساز دیگر.

 

با کمال احترامی که برای هنر سالم شما آقای تهرانی دارم، با نظرات دوستان ، کاملا موافق هستم .

بعنوان یک بی سواد، نظر من رو ببینید و قضاوت کنید .

:flower::flower::flower:

 

درود

 

این همه بحث کردید و هیچ یک کوچکترین کلامی در مورد خود اثر نگفتید.... واقعا متاسفم که در جامعه ای زندگی می کنم که این طور آسیب رساندن به روان و روح یک هنرمند کوچک و خسته برای همکارانش لذت بخش و جذاب است.... بسیار جای تاسف و تاثر دارد. باز هم همان اشتباه رایج که صدها بار پاسخ گفته ام: نظر "سلیقه ای" شما در مورد خوب یا بد بودن یک اثر بسیار محترم است اما به هیچ عنوان دلیل نمی شود ه نظر "سلیقه ای شما" نظر دیگران نیز باشد. چرا موضوع به این سادگی را درک نمی کنند دوستان؟ شما از موضع چه کسی دارید صحبت می کنید؟ می گویید هنرمند باید هنرش برای مخاطب جذاب باشد! بسیار هم عالی شما نهایتا می توانید بگویید هنر من برای "شما" جذاب نبوده! همین! حق ندارید نظرتان را به اجتماع تعمیم بدهید و بگویید هنر شما برای "هیچ کس" جذاب نیست چون من خوشم نیامده! شما چطور چنین قضاوتی می کنید؟ چه جایگاهی دارید؟ ببخشید شما کی هستید؟ جامعه شناسید؟ نماد مردم کل جهانید؟ نماد مردم کل ایرانید؟ چه کسی هستید؟ چه کسی؟

 

من نیازی به تغییر سبک کارهایم نمی بینم چراکه موسیقی را برای دل خودم می سازم نه برای هارمونی و کنترپوان پیچیده نه برای خوش آمد قشر جوان موسیخ سیخی! برای دل خودم. بحث کنترپوان و هارمونی هم که از لابه لای صحبت من بریده و تحریف شده آوردید ربطی به این موضوع ندارد دوست دیگرمان گفتند: موسیقی هم مثل ماشین (!!) پیشرفت کرده من در جواب ایشان مثال نقضی آوردم که نشان دهم قیاس ایشان غلط بوده هیچ رطی به حرف شما در مورد کنترپوان و هارمونی و کانتوس فیرموس و بیسوادی و باسوادی شما (!) نداشت.

دوستان مثالهای جالب و اما دقیقا غلطی از موسیقی پاپ می زنند که اتفاقا تا حالا خلاف حرفشان بارها ثابت شده: می گویند هنرمندانی که بروز بودند ماندند! خوب بیایید نگاهی در همین حوالی به این حرف به شدت غلط بیاندازیم: خانم گوگوش تا وقتی در ایران بودند اسطوره بودند ازر وقتی رفتند و با مهرداد آسمانی و دوستان دیگر همکاری کردند حتی عام ترین مردم نیز از کارهای ایشان انتقاد می کردند و می گفتند خودش را خراب کرد. الان که ایشان مثلا به روز شدند چقدر طرفدار دارند؟ (فارغ از بحث حاشیه ها و تلویزیون ها و مسابقات آکادمی و ...) چقدر "کار ایشان" افت کرده؟ چرا هنوز هم مردم همان کارهای 50 سال پیش ایشان را می خواهند؟ باز هم بگویم؟ بسیار خوب! آقای ابی. آیا تا بحال کنسرت ایشان رفته اید؟ چه کسی (حتی از نسل جوان جوان) در کنسرت از ایشان می خواهد تا کار "خدا با ما نشسته چای می نوشه" را بخواند؟ یا کار "جهان بینی" ؟؟؟ چرا همه از ایشان درخواست اجرای همان کارهای به قول شما قدیمی را دارند؟ باز هم مثال بزنم؟ چشم! آقای ستار در قبل از انقلاب جزو معروف ترین و مطرح ترین خوانندگان بودند از داریوش هم بیشتر طرفدار داشتند. چرا انقدر افت کردند؟ من به شما می گویم: چون می خواستند به روز باشند. زمانی که در لوس آنجلس آهنگ های شش و هشت و رقص و بشکن و قر بده "مد" بود ایشان هم تصمیم گرفتند به همان سمت بروند. خوب رفتند نتیجه چه شد؟ الان چقدر طرفدار دارند؟ چقدر از طرفداران قبلی ایشان (از جمله پدر خود من) بعد از تغییر رویه ی ایشان ریزش کردند؟ باز هم مثال بزنم یا کافیست؟ بسیار خوب مثال دیگر از خوانندگان داخلی می زنم این بار آقای محمد اصفهانی را به یاد دارید؟ ایشان زمانی که شروع کردند جزو مطرح ترین ها بودند چه شد که اکنون آنقدر طرفدار ندارند؟ من به شما می گویم دو آلبوم آخر ایشان را گوش کنید! به قول معروف آمدند امروزی باشند! تکنو ترنس به قول عوام (گوپ دیس پوپ دیس!!) خوب نتیجه چه شد؟ الان امروزی شدند؟ الان خیلی معروف تر شدند؟ الان دیگر نسل جوان عاشق ایشان هستند؟ چرا نمی خواهید بپذیرید که فارغ از هارمونی و کنترپوان و تکنیک و تاکتیک و ...هنرمندیک انسان هست و هر انسان یک اثر انگشت و یک دست خط دارد. من خودم هستم! خوب یا بد منزوی یا اجتماعی من همین هستم. می توانم در همین راستایی که هستم کارهای متنوعی انجام بدهم اما من خودم هستم اگر با این نوع موسیقی مشکل دارید بسیار خوب خیلی ساده هست می توانید بگویید دوستش ندارم! اگر از نظر علمی ایرادی دارد بسیار بسیار عالی نقدش کنید اگر من در مورد این نقد کوچکترین حرف اضافه ای زدم لعنت هر دو دنیا بر من! اما شما به عنوان مخاطب هنرمند و هنر دوست در جایگاهی نیستید که به جای همه ی مردم یک جامعه نظر بدهید و بگویید سلیقه ی مردم این نیست! شما می توانید بگویید سلیقه ی من این نیست همین! تا وقتی ما یاد نگیریم که حوزه ی سلیقه ی شخصی خودمان را از جامعه جدا کنیم مشکلاتمان حل نمی شود. امثال شما دوستان می روند در شوراهای شعر و موسیقی و با همین نظرات سلیقه ای کارهای دیگران را رد یا تایید می کنند و همین شده وضع موسیقی ما و سینمای ما...

در ضمن با احترام فراوان اما استاد شما یا اشتباه فرموده اند یا شما دارید حرف ایشان را ناقص نقل قول می کنید. قوانین علم موسیقی از ابرها که نیامده اند معجزات الاهی هم نیستند دوست عزیز! این قوانین حاصل تجربه های انسان ها در طی قرن های متمادی آزمون و خطا هستند نه تقدسی دارند و نه تعصبی دارند و نه رعایتشان افتخار و نشانه ی سواد است شما هم اگر سالها از صفر بنشینید و با اصوات کار کنید بالاخره به همین قوانین "پی خواهید برد" نه کسی اینها را اختراع کرده و نه از خودش درآورده که خودی نشان بدهد! خیر! این قوانین در طبیعت هم هستند مثل قانون جاذبه ی زمین. قانون جاذبه ی زمین چقدر بدیهی است؟ همانقدر هم قوانین فیزیک صوت بدیهی هستند. حال در سبک ددکافونیک و سریالیزم این قوانین به شکل دیگری تعریف می شوند اما چیزی که ناخوشایند و بدصداست به دلخواه ما خوش صدا نمی شود و بالعکس.

 

خلاصه ی کلام اینکه بسیار متاسفم شدم از قرار دادن اثرم که مثل فرزندم بود در این سایت و بیش از این نیز دیگر مزاحم دوستان نخواهم شد.

 

فقط بدانید که با آخرین رگ های حیات و زندگی من بازی کردید و من به شما به چشم خانواده ی هنری ام نگاه می کردم (اشتباه می کردم).

 

خوش باشید و موفق...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    3,001

عضو جدید انجمن

بحث جالبی بود. چیز های جالبی یاد گرفتیم...

خیلی وقته سایت نبودم. الان هم اومدم یه سر بزنم

یه چیزی همیشه توی ذهن من بوده و هست و خواهد بود...

کاری ندارم قبلا در چه سطحی کار موسیقی میکردم و الان در چه سطحی ام و چقدر اطلاعات موسیقیایی دارم یا چقدر بی سوادم

ولی من با همین بی سواد خودم اینو درک میکنم که، کار خوب ساختن واقعا نه به علم کار داره، نه به اجرام آسمانی و کائنات و غیره و ذالک...

چه بسا اسطوره های موسیقی کلاسیک چند صد سال پیش... حتی نصف ادراکیات تئوریایی امروزی ما رو هم نداشتن.

علم برداشتی از تجربیات انسان هست که به صورت مکتوب درامده...

کار خوب ساختن... نیاز به دریافت خوب داره... وقتی من نوعی نتونستم دریافت خوبی از اجتماعم داشته باشم، هیچوقت نمیتونم کار خوب بسازم. مثل همین که دریافت شما از الان نیست... از گذشته ای هست که واقعا رو به پایان هستش... استاد بنده حرف بسیار جالبی میزد... میگفت ما هارمونی فلانی رو میخونیم که بفهمیم در دویست سال پیش چی شده، فلانی که بعدش اومده میخونیم تا باز بفهمیم... دیگه اون کارها رو نکنیم!!! نه که بد باشه نه... ما بتونیم فراتر بریم و خلق کنیم... . ( ایشون در حال حاضر سخت مشغول تحقیق و تالیف در زمینه ددکافنیک هستند ، موسیقی ای که شاید از نظر قواعد کلاسیک حرام بنظر برسد ! )

واقعا برای شنونده من چه اهمیتی داره از کدوم نوع کنترپوان استفاده کردم و یا حتی اونو زیر کانتوس نوشتم یا بالای اون یا موازی یا سری یا هر چیزی که هست !؟ بحث زیبایی شناسی جدا از تکنیک و قواعد هست...

واقعا وقتی میشینیم نگاه میکنیم خطا هایی که در هارمونی یا کنترپوان هم نوشته شده صرفا برای زیبایی کار هست و نه چیز دیگری... هنر فقط خلق زیبایی ست. ( حتی کاری که یک کورد کنسونانس هم نداشته باشد)

 

من چندتا از اسطوره های دنیا رو مثال میزنم که بدون هیچگونه تئوری موسیقی خیلی زیاد انقدر بزرگ شدن و مردم دوستشان داشتن ( که اتفاقا سبک غیر مردمی هم کار کردند ) در حدی که کارهایشان کتاب شده و تدریس میشه...

اسلش... ( گروه گانز ن روزز ) " ( که حتی در مصاحبه تلویزیونی نقاد موسیقی و محققی جلوش بهش گفت از فلان حرکتت در فلان کار که این نت رو اینطوری کردی وووو داشت حرف میزد که اسلش حرفشو قطع کرد و گفت: جناب مهندس ... من از حرفای شما هیچی سر در نمیارم... از مجری درخواست دارم، یه گیتار به من بدین لطفا... ) "

دیوید گیلمور ( گروه پینک فلوید )

گروهی که با یک ترک The Wall تونستند سیستم آموزشی یک کشور به عظمت انگلیس رو در هم بشکنند و اون رو بازسازی کنند...

در مورد جیمی پیج اطلاع زیادی ندارم اما همینقدر میدونم که گروهLed zeppelin در ترک معروف Stairway to heaven برترین سولو گیتار الکتریک جهان رو ( که همچنان برترین هست با اینکه اینهمه کار اومده )

روی سیکل ، لا مینور - سل ماژور - فا ماژور - سل ماژور زدن... اسم این سیکل رو هرچی دوست دارید بذارید. اسم سبک راک رو هم هرچی دوست دارید بذارید...

ولی

به نظر من، کار خوب ساختن، صرفا هزاران تئوری بازی و مدولاسیون و ... نمیخواد... کار خوب، یک هنرمند با گیرنده های قوی میخواد. همین...

دوران بتهوون ها و موزارت ها و شوپن ها و باخ ها گذشته... هرچند با گذشت این همه زمان شاید سرود آله لویا هم خوشایند باشه اما ... چند آله لویا تولید شد؟ قطعا یکی... اون هم خلق شد... ! تمام!

این ها رو نگفتم که منظورم این باشه تئوری خواندن بی فایده س ... نه

این ها رو گفتم که موضع ما که اسم خودمون رو هنرمند میذاریم، مشخص باشه... کاری که ما انجام میدیم در وهله اول ، حس است نه علم... علمی که برای هنر تجویز میشه صرفا برای اتو کشیدن ، و درست کار کردن هست ، در هر هنری علم های زیادی نشسته، اما تمامی علوم هنری ، در مقابل احساسات هنرمند ، هیچ بزرگی ای از خود ندارند.

مصداق این که شما بهترین پارت نویس جهان و همچنین آهنگساز ... تا زمانی که درون شما خلق شده و بر روی کاغذ باشد، به درد هیچ احدی نخواهد خورد حتی یک آهنگساز دیگر.

 

با کمال احترامی که برای هنر سالم شما آقای تهرانی دارم، با نظرات دوستان ، کاملا موافق هستم .

بعنوان یک بی سواد، نظر من رو ببینید و قضاوت کنید .

:flower::flower::flower:

 

درود

 

این همه بحث کردید و هیچ یک کوچکترین کلامی در مورد خود اثر نگفتید.... واقعا متاسفم که در جامعه ای زندگی می کنم که این طور آسیب رساندن به روان و روح یک هنرمند کوچک و خسته برای همکارانش لذت بخش و جذاب است.... بسیار جای تاسف و تاثر دارد. باز هم همان اشتباه رایج که صدها بار پاسخ گفته ام: نظر "سلیقه ای" شما در مورد خوب یا بد بودن یک اثر بسیار محترم است اما به هیچ عنوان دلیل نمی شود ه نظر "سلیقه ای شما" نظر دیگران نیز باشد. چرا موضوع به این سادگی را درک نمی کنند دوستان؟ شما از موضع چه کسی دارید صحبت می کنید؟ می گویید هنرمند باید هنرش برای مخاطب جذاب باشد! بسیار هم عالی شما نهایتا می توانید بگویید هنر من برای "شما" جذاب نبوده! همین! حق ندارید نظرتان را به اجتماع تعمیم بدهید و بگویید هنر شما برای "هیچ کس" جذاب نیست چون من خوشم نیامده! شما چطور چنین قضاوتی می کنید؟ چه جایگاهی دارید؟ ببخشید شما کی هستید؟ جامعه شناسید؟ نماد مردم کل جهانید؟ نماد مردم کل ایرانید؟ چه کسی هستید؟ چه کسی؟

 

من نیازی به تغییر سبک کارهایم نمی بینم چراکه موسیقی را برای دل خودم می سازم نه برای هارمونی و کنترپوان پیچیده نه برای خوش آمد قشر جوان موسیخ سیخی! برای دل خودم. بحث کنترپوان و هارمونی هم که از لابه لای صحبت من بریده و تحریف شده آوردید ربطی به این موضوع ندارد دوست دیگرمان گفتند: موسیقی هم مثل ماشین (!!) پیشرفت کرده من در جواب ایشان مثال نقضی آوردم که نشان دهم قیاس ایشان غلط بوده هیچ رطی به حرف شما در مورد کنترپوان و هارمونی و کانتوس فیرموس و بیسوادی و باسوادی شما (!) نداشت.

دوستان مثالهای جالب و اما دقیقا غلطی از موسیقی پاپ می زنند که اتفاقا تا حالا خلاف حرفشان بارها ثابت شده: می گویند هنرمندانی که بروز بودند ماندند! خوب بیایید نگاهی در همین حوالی به این حرف به شدت غلط بیاندازیم: خانم گوگوش تا وقتی در ایران بودند اسطوره بودند ازر وقتی رفتند و با مهرداد آسمانی و دوستان دیگر همکاری کردند حتی عام ترین مردم نیز از کارهای ایشان انتقاد می کردند و می گفتند خودش را خراب کرد. الان که ایشان مثلا به روز شدند چقدر طرفدار دارند؟ (فارغ از بحث حاشیه ها و تلویزیون ها و مسابقات آکادمی و ...) چقدر "کار ایشان" افت کرده؟ چرا هنوز هم مردم همان کارهای 50 سال پیش ایشان را می خواهند؟ باز هم بگویم؟ بسیار خوب! آقای ابی. آیا تا بحال کنسرت ایشان رفته اید؟ چه کسی (حتی از نسل جوان جوان) در کنسرت از ایشان می خواهد تا کار "خدا با ما نشسته چای می نوشه" را بخواند؟ یا کار "جهان بینی" ؟؟؟ چرا همه از ایشان درخواست اجرای همان کارهای به قول شما قدیمی را دارند؟ باز هم مثال بزنم؟ چشم! آقای ستار در قبل از انقلاب جزو معروف ترین و مطرح ترین خوانندگان بودند از داریوش هم بیشتر طرفدار داشتند. چرا انقدر افت کردند؟ من به شما می گویم: چون می خواستند به روز باشند. زمانی که در لوس آنجلس آهنگ های شش و هشت و رقص و بشکن و قر بده "مد" بود ایشان هم تصمیم گرفتند به همان سمت بروند. خوب رفتند نتیجه چه شد؟ الان چقدر طرفدار دارند؟ چقدر از طرفداران قبلی ایشان (از جمله پدر خود من) بعد از تغییر رویه ی ایشان ریزش کردند؟ باز هم مثال بزنم یا کافیست؟ بسیار خوب مثال دیگر از خوانندگان داخلی می زنم این بار آقای محمد اصفهانی را به یاد دارید؟ ایشان زمانی که شروع کردند جزو مطرح ترین ها بودند چه شد که اکنون آنقدر طرفدار ندارند؟ من به شما می گویم دو آلبوم آخر ایشان را گوش کنید! به قول معروف آمدند امروزی باشند! تکنو ترنس به قول عوام (گوپ دیس پوپ دیس!!) خوب نتیجه چه شد؟ الان امروزی شدند؟ الان خیلی معروف تر شدند؟ الان دیگر نسل جوان عاشق ایشان هستند؟ چرا نمی خواهید بپذیرید که فارغ از هارمونی و کنترپوان و تکنیک و تاکتیک و ...هنرمندیک انسان هست و هر انسان یک اثر انگشت و یک دست خط دارد. من خودم هستم! خوب یا بد منزوی یا اجتماعی من همین هستم. می توانم در همین راستایی که هستم کارهای متنوعی انجام بدهم اما من خودم هستم اگر با این نوع موسیقی مشکل دارید بسیار خوب خیلی ساده هست می توانید بگویید دوستش ندارم! اگر از نظر علمی ایرادی دارد بسیار بسیار عالی نقدش کنید اگر من در مورد این نقد کوچکترین حرف اضافه ای زدم لعنت هر دو دنیا بر من! اما شما به عنوان مخاطب هنرمند و هنر دوست در جایگاهی نیستید که به جای همه ی مردم یک جامعه نظر بدهید و بگویید سلیقه ی مردم این نیست! شما می توانید بگویید سلیقه ی من این نیست همین! تا وقتی ما یاد نگیریم که حوزه ی سلیقه ی شخصی خودمان را از جامعه جدا کنیم مشکلاتمان حل نمی شود. امثال شما دوستان می روند در شوراهای شعر و موسیقی و با همین نظرات سلیقه ای کارهای دیگران را رد یا تایید می کنند و همین شده وضع موسیقی ما و سینمای ما...

در ضمن با احترام فراوان اما استاد شما یا اشتباه فرموده اند یا شما دارید حرف ایشان را ناقص نقل قول می کنید. قوانین علم موسیقی از ابرها که نیامده اند معجزات الاهی هم نیستند دوست عزیز! این قوانین حاصل تجربه های انسان ها در طی قرن های متمادی آزمون و خطا هستند نه تقدسی دارند و نه تعصبی دارند و نه رعایتشان افتخار و نشانه ی سواد است شما هم اگر سالها از صفر بنشینید و با اصوات کار کنید بالاخره به همین قوانین "پی خواهید برد" نه کسی اینها را اختراع کرده و نه از خودش درآورده که خودی نشان بدهد! خیر! این قوانین در طبیعت هم هستند مثل قانون جاذبه ی زمین. قانون جاذبه ی زمین چقدر بدیهی است؟ همانقدر هم قوانین فیزیک صوت بدیهی هستند. حال در سبک ددکافونیک و سریالیزم این قوانین به شکل دیگری تعریف می شوند اما چیزی که ناخوشایند و بدصداست به دلخواه ما خوش صدا نمی شود و بالعکس.

 

خلاصه ی کلام اینکه بسیار متاسفم شدم از قرار دادن اثرم که مثل فرزندم بود در این سایت و بیش از این نیز دیگر مزاحم دوستان نخواهم شد.

 

فقط بدانید که با آخرین رگ های حیات و زندگی من بازی کردید و من به شما به چشم خانواده ی هنری ام نگاه می کردم (اشتباه می کردم).

 

خوش باشید و موفق...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
blacky    55,367

مـعاونت کل

اقای تهرانی عزیز

چرا ناراحت شدید کسی چیزی نگفت

نظره چندی از دوستان حالا چه درست چه غلط

بحث همینه

میشه خیلی راحت تر و دوستانه تر این بحث رو ادامه داد که نتیجه ای ازش بیاد بیرون

.............

باز هم می گم کار شما خیلی خوبه

ولی امتحان سبک های دیگه چه ضرری داره حتی برای یک بار

...........

گوگوش و ابی و .... به اون سبک قدیمشون شناخته شدند واسه همین مردم انتظار همون اهنگ ها رو دارن

هرچند ...

....اهنگ های البوم ایجاز بد بودند ؟!!!!

بابک سعیدی و علیرضا افکاری تو اون البوم سبکی متفاوت از اثار قدیم گوگوش ارائه دادند

............

خودم رو مثال می زنم

من رو هنوز مردم به واسطه ی سبکم نمی شناسند

و وقتی نشناسند طبیعتا انتظار یه سبک خاص و همیشگی رو ندارن

حرف شما وقتی مصداق پیدا می کنه که من عنوان هنرمند مردمی با سبکی خاص شناخته بشم و مردم اون رو بپذیرند

بعد احتمال اینکه تغییر سبک بدم و مردم نپسندن هست

ولی باز هم میگم ریسک کردن یه امر ضروری تو هر حرفه ایه

 

..........

حتی اگه تغییر سبک جواب نده امتحانش ضرر نداره

اصلا مگه هنر و دانش و هر چیزه دیگه بدون ریسک زنده می مونه ؟!!

همیشه این ریسک و امتحان روش های مختلفه که داره مسیر هر کار و حرفه ای رو باز می کنه

.........

باز هم میگم شما تو سبک مورد علاقتون بسیار خوب کار کردید

و این هیچ تضادی با اینکه سبک جدیدی رو حتی به صورت تست و ماکت کار کنید نداره

.......

ازبنده و دوستان ناراحت نشید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    3,001

عضو جدید انجمن

اقای تهرانی عزیز

چرا ناراحت شدید کسی چیزی نگفت

نظره چندی از دوستان حالا چه درست چه غلط

بحث همینه

میشه خیلی راحت تر و دوستانه تر این بحث رو ادامه داد که نتیجه ای ازش بیاد بیرون

.............

باز هم می گم کار شما خیلی خوبه

ولی امتحان سبک های دیگه چه ضرری داره حتی برای یک بار

...........

گوگوش و ابی و .... به اون سبک قدیمشون شناخته شدند واسه همین مردم انتظار همون اهنگ ها رو دارن

هرچند ...

....اهنگ های البوم ایجاز بد بودند ؟!!!!

بابک سعیدی و علیرضا افکاری تو اون البوم سبکی متفاوت از اثار قدیم گوگوش ارائه دادند

............

خودم رو مثال می زنم

من رو هنوز مردم به واسطه ی سبکم نمی شناسند

و وقتی نشناسند طبیعتا انتظار یه سبک خاص و همیشگی رو ندارن

حرف شما وقتی مصداق پیدا می کنه که من عنوان هنرمند مردمی با سبکی خاص شناخته بشم و مردم اون رو بپذیرند

بعد احتمال اینکه تغییر سبک بدم و مردم نپسندن هست

ولی باز هم میگم ریسک کردن یه امر ضروری تو هر حرفه ایه

 

..........

حتی اگه تغییر سبک جواب نده امتحانش ضرر نداره

اصلا مگه هنر و دانش و هر چیزه دیگه بدون ریسک زنده می مونه ؟!!

همیشه این ریسک و امتحان روش های مختلفه که داره مسیر هر کار و حرفه ای رو باز می کنه

.........

باز هم میگم شما تو سبک مورد علاقتون بسیار خوب کار کردید

و این هیچ تضادی با اینکه سبک جدیدی رو حتی به صورت تست و ماکت کار کنید نداره

.......

ازبنده و دوستان ناراحت نشید

 

درود بر شما

 

اون دوست دیگرمان به طور کاملا مغرضانه نوشتند: کار شما آقای تهرانی و صدای شما اصلا در سطح کارهای هنرمندان قدیمی نیست و صدایتان مو به تن (آدم) سیخ نمی کند و ... در نهایت هم وقتی با کامیون از روی بنده و کل بیست سال فعالیت هنری ام رد شدند نوشتند: امیدوارم ناراحت نشوید و شما زیر همان پست تشکر کردید. کدام را باور کنم دوست خوبم؟ کدام را؟ این که در سبک خودم خوب کار کردم و شما از صدایم تعریف کرده بودید را باور کنم یا تشکر و امتیاز شما به این حرف را: "نه صدای شما در حد و اندازه ای است که مثل خوانندگان قدیمی مو به تن آدم سیخ کنه" کدام واقعی است؟ به من بگویید کدام واقعی است؟ کدام را قبول دارید؟ دیگر مهم نیست... بیست و یک سال دوستانه بحث کردم همین جناب آرتین را در مورد آثارشان قبلا بسیار دوستانه تشویق کردم و به خیال خام خودم فکر می کردم از محبت خارها گل می شوند! دوست خوبم. من خوب یا بد گیرا یا نه رنگ کاری ام همین است اگر با همین رنگ کاری و رنگ صدایی که بلد هستم شناخته و صاحب سبک شوم که خوب عالی است اگر نه هم خوب تلاشم را کرده ام. تمام خوانندگان و موزیسین های موفق در هر نقطه ای از جهان کار دل خواهشان را انجام می دهند و چون عاشق آن کار بوده اند نه برایشان دردسری داشته و نه مشکل آفرین بوده. قوانین آکوستیک و فیزیک صوت که پایه ی قوانین هارمونی و کنترپوان و حتی ارکستراسیون و سازبندی هستند فقط چهارچوب ها و اصول را تعریف می کنند اثر انگشت و ذات هنرمند ربطی به این اصول ندارد که دوستان دیگر سفسطه می کنند. می شود موسیقی الکترونیک نوشت با رعایت قوانین موسیقی می شود هم موسیقی ارکسترال ساخت با می دی کنترلر و سمپل و بدون علم و دانش! هیچ تعصبی روی هیچ سبک و موسیقی درست نیست. موسیقی قط دو حالت دارد: موسیقی خوب و درست و موسیقی بد! همین می خواهد سنتی باشد یا راک! اشتباه شما این است که فکر می کنید من روی سبکی خاص تعصب دارم! نه دوست عزیز! نه! من به این مدل موسیقی علاقه دارم و این را بلد هستم همین! من به خودم اجازه نمی دهم وارد حیطه ای شوم که تخصص و بدتر حتی علاقه ای به آن ندارم! موسیقی الکترونیک اگر بخواهد درست اجرا شود تخصص بسیار بسیار زیادی نیاز خواهد داشت در دانشگاههای جهان شما بهتر از من می دانید که اصلا یک رشته ی بزرگ است. بعد مساله اینجاست که من علاقه ای هم به آن ندارم من برای دل خودم موسیقی می سازم در چهارچوبهای علمی که فراگرفته ام اینجا نه غروری هست نه تعصبی نه خودخواهی نه ادعای بیسوادی و نه سواد! من به علاقه ام می پردازم به ذائقه ام می پردازم. مشکل من فقط یک چیز است: می خواهم کارم منتشر شود! همین! نه می خواهم به شهرت برسم نه می خواهم ادعا کنم که مردم همه باید بیایند و کارم را بشنوند و نه هیچ چیز دیگر فقط و فقط مثل هر هنرمندی می خواهم فرزندانم و آثارم را برای هم وطنانم منتشر سازم. حال بعد از این انتشار ممکن است 1 نفر در کل ایران دوستدار صدای من باشد. طبیعتا شما که با حرف جناب آرتین موافقید از صدای من بیزار خواهید بود و مو به تنان سیخ نخواهد شد! بسیار خوب من که جلوی شما را نگرفته ام می توانید هر موسیقی دوست دارید بسازید بخوانید و گوش کنید... ولی وقتی اجازه ی انتشار به آثارم داده نمی شود این اسمش ظلم است. حرف من همین است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
artinviolin    6,009

کاربر سایت

درود بر شما

 

اون دوست دیگرمان به طور کاملا مغرضانه نوشتند: کار شما آقای تهرانی و صدای شما اصلا در سطح کارهای هنرمندان قدیمی نیست و صدایتان مو به تن (آدم) سیخ نمی کند و ... در نهایت هم وقتی با کامیون از روی بنده و کل بیست سال فعالیت هنری ام رد شدند نوشتند: امیدوارم ناراحت نشوید و شما زیر همان پست تشکر کردید. کدام را باور کنم دوست خوبم؟ کدام را؟ این که در سبک خودم خوب کار کردم و شما از صدایم تعریف کرده بودید را باور کنم یا تشکر و امتیاز شما به این حرف را: "نه صدای شما در حد و اندازه ای است که مثل خوانندگان قدیمی مو به تن آدم سیخ کنه" کدام واقعی است؟ به من بگویید کدام واقعی است؟ کدام را قبول دارید؟ دیگر مهم نیست... بیست و یک سال دوستانه بحث کردم همین جناب آرتین را در مورد آثارشان قبلا بسیار دوستانه تشویق کردم و به خیال خام خودم فکر می کردم از محبت خارها گل می شوند! دوست خوبم. من خوب یا بد گیرا یا نه رنگ کاری ام همین است اگر با همین رنگ کاری و رنگ صدایی که بلد هستم شناخته و صاحب سبک شوم که خوب عالی است اگر نه هم خوب تلاشم را کرده ام. تمام خوانندگان و موزیسین های موفق در هر نقطه ای از جهان کار دل خواهشان را انجام می دهند و چون عاشق آن کار بوده اند نه برایشان دردسری داشته و نه مشکل آفرین بوده. قوانین آکوستیک و فیزیک صوت که پایه ی قوانین هارمونی و کنترپوان و حتی ارکستراسیون و سازبندی هستند فقط چهارچوب ها و اصول را تعریف می کنند اثر انگشت و ذات هنرمند ربطی به این اصول ندارد که دوستان دیگر سفسطه می کنند. می شود موسیقی الکترونیک نوشت با رعایت قوانین موسیقی می شود هم موسیقی ارکسترال ساخت با می دی کنترلر و سمپل و بدون علم و دانش! هیچ تعصبی روی هیچ سبک و موسیقی درست نیست. موسیقی قط دو حالت دارد: موسیقی خوب و درست و موسیقی بد! همین می خواهد سنتی باشد یا راک! اشتباه شما این است که فکر می کنید من روی سبکی خاص تعصب دارم! نه دوست عزیز! نه! من به این مدل موسیقی علاقه دارم و این را بلد هستم همین! من به خودم اجازه نمی دهم وارد حیطه ای شوم که تخصص و بدتر حتی علاقه ای به آن ندارم! موسیقی الکترونیک اگر بخواهد درست اجرا شود تخصص بسیار بسیار زیادی نیاز خواهد داشت در دانشگاههای جهان شما بهتر از من می دانید که اصلا یک رشته ی بزرگ است. بعد مساله اینجاست که من علاقه ای هم به آن ندارم من برای دل خودم موسیقی می سازم در چهارچوبهای علمی که فراگرفته ام اینجا نه غروری هست نه تعصبی نه خودخواهی نه ادعای بیسوادی و نه سواد! من به علاقه ام می پردازم به ذائقه ام می پردازم. مشکل من فقط یک چیز است: می خواهم کارم منتشر شود! همین! نه می خواهم به شهرت برسم نه می خواهم ادعا کنم که مردم همه باید بیایند و کارم را بشنوند و نه هیچ چیز دیگر فقط و فقط مثل هر هنرمندی می خواهم فرزندانم و آثارم را برای هم وطنانم منتشر سازم. حال بعد از این انتشار ممکن است 1 نفر در کل ایران دوستدار صدای من باشد. طبیعتا شما که با حرف جناب آرتین موافقید از صدای من بیزار خواهید بود و مو به تنان سیخ نخواهد شد! بسیار خوب من که جلوی شما را نگرفته ام می توانید هر موسیقی دوست دارید بسازید بخوانید و گوش کنید... ولی وقتی اجازه ی انتشار به آثارم داده نمی شود این اسمش ظلم است. حرف من همین است.

بنده قصد داشتم دیگر هیچ پستی در تایپیک شما نزنم به چند دلیل

اول اینکه صحبت کردن با امسال شما بی فایدس به قدری غرور دارید که پذیرش کوچکترین ایراد که ن حتی راهنمایی رو هم از طرف دیگران ندارید و زود جبهه میگیرید و دشمنان فرضی میسازید

دوم اینکه من یا بقیه دوستان کلی وقت گذاشتیم کلی تایپ کردیم در تایپیک شما حال چه از دید شما مثبت و چ منفی اما به هرحال در وضعیتی که توی این انجمن دیگه کسی حال سر زدن به تایپیک دیگران و نداره ما کلی واسه شما وقت گذاشتیم بعد به جای تشکر به بنده منفی دادید البته اصلا اهمیتی نداره به تجربه شخصیم در مورد امسال شما اضافه شد

سوم اینکه ظاهرا دروغ رو هم چاشنی کارتون میکنید و مظلومیت به خود میگیرید تا دیگران و با خود همسو کنید شما کجا توی تایپیک های من من رو تشویق دوستانه کردید؟؟؟؟؟؟

بنده کلا 2الی3 تا کار توی انجمن دارم الان کنجکاو شدم از حرف شما باز چک کردم ک مطمئن بشم شما حتی پست تشکر هم زیره کارهای من ندارید چطور به عنوان یه هنرمند به خود اجازه میدید دروغ بگید؟؟؟ هرچند اون هم ذره ای برای من مهم نیست فقط خاستم بدونید ک حواسمون هست

بیست سال موسیقی کار کردید یعنی تقرییبا از خیلی خواننده های مطرح الان با ثابقه ترید دلیل موفق نشدنتون و برید پیدا کنید

اگر هم به قول خودتون واسه دل خودتون کار میکنید دیگه دلیلی نداره دیگران حتما از کار شما خوششون بیاد چرا اینقدر بهتون بر خورده که این عزیزان ازتون ایراد گرفتند

همون اول باید میگفتید من واسه دل خودم میسازم ما هم همه میگفتیم دمت گرم خیلی عالیه اما تناقص در حرفها و رفتار شما موج میزنه

این دوباره که میفرمایید امسال ماها در شورا نشستنه اند و به امسال شما ظلم میکنند اتفاقا برعکس به نظرم امسال شماها اونجا با افکار پوسیده ای نشسته اند که تحمل هیچ چیز غیر از حرف خودشون رو ندارند مثل شماها اگر قدرت سیاسی داشته باشد پوست از کله مخالف میکنند و هزاران انگ هم نصیبشون میکنند

اخه برادر من یه کاری گذاشتی منو مهرزاد هم نظری دادیم مرتضی بنده خدا هم تشکر کرد شاید نه از متن بلکه از وقتی که ما گذاشتیم بعد شما واسه خودت قصه و داستان ساختی و اینکه کی تو جبهه کیه هست و کی نیست عجبا......

عزیز من مشک ان است که خود ببوید نه انکه عطار بگوید

کار شما اگر خوب باشه نظره ماها در یک انجمنی که امروزه اماره بازدید کنندگانش انگشت شمار شده تاثیری روش نداره برو ببین چندنفر اصلا گوش داده کارتو... ببینم اصلا چندنفر این پستهای طولانی رو خونده.... دلیلی نداره اینقدر بخاطر دوتا پست مخالف به خودتون فشار عصبی بیارید

اتفاقا باید رک گفت

صدا و سبک کار شما نهایتا در خوشبینانه ترین حالت با ارفاق منو یاده خواننده ای به اسم شاهکار میندازه

خب حالا من حرف نا حقی گفتم که کارتون در سطح خوانندگان دهه 50 نیست؟ با این حرف با کامیون از روتون رد شدم؟ یعنی خودتون و اثارتون رو هم سطح اونها میدونید؟ بابا تروخدا بس کنید این غرور کاذب و کنار بزارید

اخه چطور من به خودم بقبولونم که شمارو هم رده ابی و داریوش و غیره قرار بدم

ستار و گوگوش و .... امروز طرفدارانشون ریزش کرده اند بله دلیل داره ولی ن به اون دلایلی که شما واسه خودت گفتی

دلیلش اینه که 1 تعداد خوانندگان بینهایت زیاد شده با اهنگهای بروز تر صداهای جدیدتر سبکهای جدیدتر و اونها توی همون دوران هم نیستند حتی پس رفت داشته اند

ملودیهای ضعیف ..شعرهای ضعیف .. تنظیم های ضعیف .. صداهای تکراری که گوش مردم دیگه خسته شده

امسال معین اگر همچنان موفق هستند دلیلش اینه که هم بروز هستند و هم کارهاشون قویه و کاره الکی بیرون نمیدند

گوگوش اومد کیو کیو بنگ بنگ خوند و کلی اهنگهای دورزاری دیگه خب معلومه مردم که تعارف ندارند با کسی

ستار الان ده سالی میشه ک یه اهنگ خوب و دلچسب نخونده خب معلومه میره کنار یا کمرنگ میشه ای کاش در سطح همون کارهای 6.8 لوسانجلسی بخونه مثل کاشکی شاه بودم ... ولی نخونده

موسیقی امروز اگر قرار به عنوان یه بیزینست حساب بشه باید طبق خاسته مردم و روز باشه اگر ن که همون باید واسه دل خوده هنرمند اجرا بشه

مردم هرسال دکوراسیون خونشونو با مد روز عوض میکنند معلومه که نمیان 100 سال یه چیزو گوش بدند

فکر میکنم این اخرین پست من باشه در این تایپیک البته اگر مجبور نشم باز جواب بدم

ویرایش شده توسط artinviolin

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
aleeresa    258

کاربر سایت

به نظرم برید اداره فرهنگ و ارشاد مجوز این قطعه رو بگیرید و بدید صدا و سیما پخش کنه. از خداشونم هست.

چون جامعه هدف شما اصلاً به سایت های موزیک و نت... دسترسی ندارن. اگر کارهاتونو بشنون و باهاتون آشنا بشن پیگیر خواهند بود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
F-Li    41,722

مدیر بـازنشسته

درود

 

این همه بحث کردید و هیچ یک کوچکترین کلامی در مورد خود اثر نگفتید.... واقعا متاسفم که در جامعه ای زندگی می کنم که این طور آسیب رساندن به روان و روح یک هنرمند کوچک و خسته برای همکارانش لذت بخش و جذاب است.... بسیار جای تاسف و تاثر دارد. باز هم همان اشتباه رایج که صدها بار پاسخ گفته ام: نظر "سلیقه ای" شما در مورد خوب یا بد بودن یک اثر بسیار محترم است اما به هیچ عنوان دلیل نمی شود ه نظر "سلیقه ای شما" نظر دیگران نیز باشد. چرا موضوع به این سادگی را درک نمی کنند دوستان؟ شما از موضع چه کسی دارید صحبت می کنید؟ می گویید هنرمند باید هنرش برای مخاطب جذاب باشد! بسیار هم عالی شما نهایتا می توانید بگویید هنر من برای "شما" جذاب نبوده! همین! حق ندارید نظرتان را به اجتماع تعمیم بدهید و بگویید هنر شما برای "هیچ کس" جذاب نیست چون من خوشم نیامده! شما چطور چنین قضاوتی می کنید؟ چه جایگاهی دارید؟ ببخشید شما کی هستید؟ جامعه شناسید؟ نماد مردم کل جهانید؟ نماد مردم کل ایرانید؟ چه کسی هستید؟ چه کسی؟

 

من نیازی به تغییر سبک کارهایم نمی بینم چراکه موسیقی را برای دل خودم می سازم نه برای هارمونی و کنترپوان پیچیده نه برای خوش آمد قشر جوان موسیخ سیخی! برای دل خودم. بحث کنترپوان و هارمونی هم که از لابه لای صحبت من بریده و تحریف شده آوردید ربطی به این موضوع ندارد دوست دیگرمان گفتند: موسیقی هم مثل ماشین (!!) پیشرفت کرده من در جواب ایشان مثال نقضی آوردم که نشان دهم قیاس ایشان غلط بوده هیچ رطی به حرف شما در مورد کنترپوان و هارمونی و کانتوس فیرموس و بیسوادی و باسوادی شما (!) نداشت.

دوستان مثالهای جالب و اما دقیقا غلطی از موسیقی پاپ می زنند که اتفاقا تا حالا خلاف حرفشان بارها ثابت شده: می گویند هنرمندانی که بروز بودند ماندند! خوب بیایید نگاهی در همین حوالی به این حرف به شدت غلط بیاندازیم: خانم گوگوش تا وقتی در ایران بودند اسطوره بودند ازر وقتی رفتند و با مهرداد آسمانی و دوستان دیگر همکاری کردند حتی عام ترین مردم نیز از کارهای ایشان انتقاد می کردند و می گفتند خودش را خراب کرد. الان که ایشان مثلا به روز شدند چقدر طرفدار دارند؟ (فارغ از بحث حاشیه ها و تلویزیون ها و مسابقات آکادمی و ...) چقدر "کار ایشان" افت کرده؟ چرا هنوز هم مردم همان کارهای 50 سال پیش ایشان را می خواهند؟ باز هم بگویم؟ بسیار خوب! آقای ابی. آیا تا بحال کنسرت ایشان رفته اید؟ چه کسی (حتی از نسل جوان جوان) در کنسرت از ایشان می خواهد تا کار "خدا با ما نشسته چای می نوشه" را بخواند؟ یا کار "جهان بینی" ؟؟؟ چرا همه از ایشان درخواست اجرای همان کارهای به قول شما قدیمی را دارند؟ باز هم مثال بزنم؟ چشم! آقای ستار در قبل از انقلاب جزو معروف ترین و مطرح ترین خوانندگان بودند از داریوش هم بیشتر طرفدار داشتند. چرا انقدر افت کردند؟ من به شما می گویم: چون می خواستند به روز باشند. زمانی که در لوس آنجلس آهنگ های شش و هشت و رقص و بشکن و قر بده "مد" بود ایشان هم تصمیم گرفتند به همان سمت بروند. خوب رفتند نتیجه چه شد؟ الان چقدر طرفدار دارند؟ چقدر از طرفداران قبلی ایشان (از جمله پدر خود من) بعد از تغییر رویه ی ایشان ریزش کردند؟ باز هم مثال بزنم یا کافیست؟ بسیار خوب مثال دیگر از خوانندگان داخلی می زنم این بار آقای محمد اصفهانی را به یاد دارید؟ ایشان زمانی که شروع کردند جزو مطرح ترین ها بودند چه شد که اکنون آنقدر طرفدار ندارند؟ من به شما می گویم دو آلبوم آخر ایشان را گوش کنید! به قول معروف آمدند امروزی باشند! تکنو ترنس به قول عوام (گوپ دیس پوپ دیس!!) خوب نتیجه چه شد؟ الان امروزی شدند؟ الان خیلی معروف تر شدند؟ الان دیگر نسل جوان عاشق ایشان هستند؟ چرا نمی خواهید بپذیرید که فارغ از هارمونی و کنترپوان و تکنیک و تاکتیک و ...هنرمندیک انسان هست و هر انسان یک اثر انگشت و یک دست خط دارد. من خودم هستم! خوب یا بد منزوی یا اجتماعی من همین هستم. می توانم در همین راستایی که هستم کارهای متنوعی انجام بدهم اما من خودم هستم اگر با این نوع موسیقی مشکل دارید بسیار خوب خیلی ساده هست می توانید بگویید دوستش ندارم! اگر از نظر علمی ایرادی دارد بسیار بسیار عالی نقدش کنید اگر من در مورد این نقد کوچکترین حرف اضافه ای زدم لعنت هر دو دنیا بر من! اما شما به عنوان مخاطب هنرمند و هنر دوست در جایگاهی نیستید که به جای همه ی مردم یک جامعه نظر بدهید و بگویید سلیقه ی مردم این نیست! شما می توانید بگویید سلیقه ی من این نیست همین! تا وقتی ما یاد نگیریم که حوزه ی سلیقه ی شخصی خودمان را از جامعه جدا کنیم مشکلاتمان حل نمی شود. امثال شما دوستان می روند در شوراهای شعر و موسیقی و با همین نظرات سلیقه ای کارهای دیگران را رد یا تایید می کنند و همین شده وضع موسیقی ما و سینمای ما...

در ضمن با احترام فراوان اما استاد شما یا اشتباه فرموده اند یا شما دارید حرف ایشان را ناقص نقل قول می کنید. قوانین علم موسیقی از ابرها که نیامده اند معجزات الاهی هم نیستند دوست عزیز! این قوانین حاصل تجربه های انسان ها در طی قرن های متمادی آزمون و خطا هستند نه تقدسی دارند و نه تعصبی دارند و نه رعایتشان افتخار و نشانه ی سواد است شما هم اگر سالها از صفر بنشینید و با اصوات کار کنید بالاخره به همین قوانین "پی خواهید برد" نه کسی اینها را اختراع کرده و نه از خودش درآورده که خودی نشان بدهد! خیر! این قوانین در طبیعت هم هستند مثل قانون جاذبه ی زمین. قانون جاذبه ی زمین چقدر بدیهی است؟ همانقدر هم قوانین فیزیک صوت بدیهی هستند. حال در سبک ددکافونیک و سریالیزم این قوانین به شکل دیگری تعریف می شوند اما چیزی که ناخوشایند و بدصداست به دلخواه ما خوش صدا نمی شود و بالعکس.

 

خلاصه ی کلام اینکه بسیار متاسفم شدم از قرار دادن اثرم که مثل فرزندم بود در این سایت و بیش از این نیز دیگر مزاحم دوستان نخواهم شد.

 

فقط بدانید که با آخرین رگ های حیات و زندگی من بازی کردید و من به شما به چشم خانواده ی هنری ام نگاه می کردم (اشتباه می کردم).

 

خوش باشید و موفق...

 

 

عرض ادب مجدد

اولین اصل هنرمندی ُ. اخلاق ُ رفتار و گفتار مناسب و در شان این پست است... همچنین انتقاد پذیری...

بسیار از آشنایی با شما خوشحال شدم و درس بزرگی گرفتم که مثل شما زندگی نکنم!

در ضمن... من هیچکسی نیستم . یه شخص ناشناس هستم که صرفا برای شما چند خط نوشتم و خب ... نمیدونم،

اما شما واقعا پاسخی که دادید واقعا لحن نامناسبی داشت و کاملا جبهه گرفتید

اگر شما موسیقی دیگری بلد نیستید، و به این واسطه محبوب نمیشوید، ضعف شماست... خواه قبول کنید خواه نکنید.

اگر علاقه به محبوب شدن ندارید، پس نشر آثار به چه دلیل است؟

اگر نیاز به دیده شدن دارید ، چرا از روش های تبلیغاتی نوین استفاده نمیکنید؟؟؟ بلد نیستید؟ بسیار خوب... افرادی هستند که هزینه دریافت میکنند و این کار رو برای شما انجام میدن...

اما تا زمانی که شما بخواید خودتونو گول بزنید، مطمئن باشید بیست سال که نه ، دویست سال دیگر هم راه به جایی نخواهید برد.

"" در ضمن من کارتون رو هم گوش دادم که نظر دادم و نظر من سراسر در مورد کاری بود که شما انجام میدید. یک بار دیگه پیامی که نوشتم رو خوب بخونید. ( این پیام در زمانی تایپ شده که کار شما از هدفون بنده در حال پخش بود ) ""

رفتار شما مورد پسند من نبود. ( جمله ای که دوست دارید بشنوید مثل " هنر شما مورد پسند من نبود " )

و من الله توفیق آقای تهرانی.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
wilad    4,592

کاربر سایت

شما خوب میخونید و درحد توقعتون که میگید از نتیجه کارتون ، جواب گرفتید پس جای ناراحتی و عصبانیت نداره

کسانی مثل گوگوش و امثال هم جدا از دلایلی که گفتید و گفتند سیاست هم دستی تو دور شدن حسشون از دنیای گذشته داشت

خود شما هم شاید محل زندگیتونو عوض کنید برید ایتالیا زندگی کنید و چنتا اپرا برید و موسیقی رو با رقص و نمایشش ببینید،اگه 15 سال جوون تر شید و بایه بطری نوشیدنی برید تو کنسرت راک و متال سر تکون بدید،اگه خانوادتون مثلا هنری نبود و هنرو نمیشناخت و پدرتون برای مثال مثل پدر من وسایل سنگین با کولش جابجا نمیکرد و وقت نداشت به موسیقی فکر کنه،یااگه یک بیزنس من بودید و یا سرمایه گذار موسیقی

حتما دیدتون نسبت به الان متفاوت بود

شک نکنید

پس نمیتونیم به کسانی که کار شمارو نمیپسندن توهین کنیم یا بگیم فهم ندارن

بله من فهم موسیقی ندارم

ایکس فهم اقتصادی نداره

متاسفانه تو جامعه ما اکثرا فهم سیاسی ندارن

و هرررکسی بسته به محیط زندگیش و خانواده و عوامل بیرونی بایه چیزی از بچگی بیشتر اخت میشه که فهمش ازون بیشتره

من اگه کار شمارو نمیپسندم شما از من ناامید نشو،کسی که موسیقی میشناسه بهت پوئن داده کافیه،ضمن اینکه موسیقی هم سلیقه ایه منی که صداتون بهم حسی نمیده زوری نمیشه که چون شما موسیقی اصولی کار میکنید تظاهر کنم خوشم میاد

 

خودتون بهتر از من میدونید که آدم ها احساسات لحظه ای دارن

یه روز از خواب پامیشی انگار با دنیا سر جنگ داری،یه روز شادی،یه روز تم فلسفی میگیری...

خب روزی که شادم دارم میرم سرکار توماشین آهنگی گوش میدم که شبش از خودم 10 بار عذرخواهی میکنم

نه ترانه ای داره نه محتوایی،فقط هیجانات من روتکمیل میکنه.شاید یک اثر هنری نباشه،اما موزیکه

 

بنظرم شما کارهاتون رو مورد نقد دیگران قرار ندید آرامش بیشتری دارید

همیشه اشاره میکنید به اینکه مورد کم لطفی قرار داده شدید و گله مند هستید شنونده ندارید،اما وقتی نظر شخصی کس دیگه ای رو درباره این موضوع میخونید ناراحت میشید

خب شما که بدنبال شناخته شدن نیستید،تایید اساتیدی هم که گفتید رو کسب کردید،یک درصد از جامعه رو هم فقط میخواید،پس جای ناراحتی نداره

 

اومدن تو انجمن(جایی که یعنی نظر دادن وشنیدن و انتقاد و ..) یعنی قبول انواع رفتارها و نظرات حتی منفی حتی مخالف حتی بدون فایده،دقیقا مثل یک جامعه کوچیک بلکه با کیفیت بهتر

مجبور نیستید با همه ملایم باشید نه

اما حق به جانب هم نمیتونید باشید

 

متاسفانه کاری کردید موضوع نظرها عوض بشه و درباره کارتون نظری داده نمیشه

میتونستید نظر مخالتونو که فکر میکنید اشتباهه بخونید و بگذرید...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
alone_composer    3,001

عضو جدید انجمن

بنده قصد داشتم دیگر هیچ پستی در تایپیک شما نزنم به چند دلیل

اول اینکه صحبت کردن با امسال شما بی فایدس به قدری غرور دارید که پذیرش کوچکترین ایراد که ن حتی راهنمایی رو هم از طرف دیگران ندارید و زود جبهه میگیرید و دشمنان فرضی میسازید

دوم اینکه من یا بقیه دوستان کلی وقت گذاشتیم کلی تایپ کردیم در تایپیک شما حال چه از دید شما مثبت و چ منفی اما به هرحال در وضعیتی که توی این انجمن دیگه کسی حال سر زدن به تایپیک دیگران و نداره ما کلی واسه شما وقت گذاشتیم بعد به جای تشکر به بنده منفی دادید البته اصلا اهمیتی نداره به تجربه شخصیم در مورد امسال شما اضافه شد

سوم اینکه ظاهرا دروغ رو هم چاشنی کارتون میکنید و مظلومیت به خود میگیرید تا دیگران و با خود همسو کنید شما کجا توی تایپیک های من من رو تشویق دوستانه کردید؟؟؟؟؟؟

بنده کلا 2الی3 تا کار توی انجمن دارم الان کنجکاو شدم از حرف شما باز چک کردم ک مطمئن بشم شما حتی پست تشکر هم زیره کارهای من ندارید چطور به عنوان یه هنرمند به خود اجازه میدید دروغ بگید؟؟؟ هرچند اون هم ذره ای برای من مهم نیست فقط خاستم بدونید ک حواسمون هست

بیست سال موسیقی کار کردید یعنی تقرییبا از خیلی خواننده های مطرح الان با ثابقه ترید دلیل موفق نشدنتون و برید پیدا کنید

اگر هم به قول خودتون واسه دل خودتون کار میکنید دیگه دلیلی نداره دیگران حتما از کار شما خوششون بیاد چرا اینقدر بهتون بر خورده که این عزیزان ازتون ایراد گرفتند

همون اول باید میگفتید من واسه دل خودم میسازم ما هم همه میگفتیم دمت گرم خیلی عالیه اما تناقص در حرفها و رفتار شما موج میزنه

این دوباره که میفرمایید امسال ماها در شورا نشستنه اند و به امسال شما ظلم میکنند اتفاقا برعکس به نظرم امسال شماها اونجا با افکار پوسیده ای نشسته اند که تحمل هیچ چیز غیر از حرف خودشون رو ندارند مثل شماها اگر قدرت سیاسی داشته باشد پوست از کله مخالف میکنند و هزاران انگ هم نصیبشون میکنند

اخه برادر من یه کاری گذاشتی منو مهرزاد هم نظری دادیم مرتضی بنده خدا هم تشکر کرد شاید نه از متن بلکه از وقتی که ما گذاشتیم بعد شما واسه خودت قصه و داستان ساختی و اینکه کی تو جبهه کیه هست و کی نیست عجبا......

عزیز من مشک ان است که خود ببوید نه انکه عطار بگوید

کار شما اگر خوب باشه نظره ماها در یک انجمنی که امروزه اماره بازدید کنندگانش انگشت شمار شده تاثیری روش نداره برو ببین چندنفر اصلا گوش داده کارتو... ببینم اصلا چندنفر این پستهای طولانی رو خونده.... دلیلی نداره اینقدر بخاطر دوتا پست مخالف به خودتون فشار عصبی بیارید

اتفاقا باید رک گفت

صدا و سبک کار شما نهایتا در خوشبینانه ترین حالت با ارفاق منو یاده خواننده ای به اسم شاهکار میندازه

خب حالا من حرف نا حقی گفتم که کارتون در سطح خوانندگان دهه 50 نیست؟ با این حرف با کامیون از روتون رد شدم؟ یعنی خودتون و اثارتون رو هم سطح اونها میدونید؟ بابا تروخدا بس کنید این غرور کاذب و کنار بزارید

اخه چطور من به خودم بقبولونم که شمارو هم رده ابی و داریوش و غیره قرار بدم

ستار و گوگوش و .... امروز طرفدارانشون ریزش کرده اند بله دلیل داره ولی ن به اون دلایلی که شما واسه خودت گفتی

دلیلش اینه که 1 تعداد خوانندگان بینهایت زیاد شده با اهنگهای بروز تر صداهای جدیدتر سبکهای جدیدتر و اونها توی همون دوران هم نیستند حتی پس رفت داشته اند

ملودیهای ضعیف ..شعرهای ضعیف .. تنظیم های ضعیف .. صداهای تکراری که گوش مردم دیگه خسته شده

امسال معین اگر همچنان موفق هستند دلیلش اینه که هم بروز هستند و هم کارهاشون قویه و کاره الکی بیرون نمیدند

گوگوش اومد کیو کیو بنگ بنگ خوند و کلی اهنگهای دورزاری دیگه خب معلومه مردم که تعارف ندارند با کسی

ستار الان ده سالی میشه ک یه اهنگ خوب و دلچسب نخونده خب معلومه میره کنار یا کمرنگ میشه ای کاش در سطح همون کارهای 6.8 لوسانجلسی بخونه مثل کاشکی شاه بودم ... ولی نخونده

موسیقی امروز اگر قرار به عنوان یه بیزینست حساب بشه باید طبق خاسته مردم و روز باشه اگر ن که همون باید واسه دل خوده هنرمند اجرا بشه

مردم هرسال دکوراسیون خونشونو با مد روز عوض میکنند معلومه که نمیان 100 سال یه چیزو گوش بدند

فکر میکنم این اخرین پست من باشه در این تایپیک البته اگر مجبور نشم باز جواب بدم

درود بر شما.

ابتدا اینکه سعی کنید از دایره ی احترام و ادب خارج نشوید. من به شخص شما هیچ توهینی نکردم اما شما مرا که سالها از شما بزرگتر هستم دروغگو خطاب کردید. محض یاداوری عرض می کنم آشنایی ما مربوط به سایت کیوبیس نیست بلکه قبلا در یکی از سایت های پرشین سینگرز و یا نت آهنگ (مطمئن نیستم کدام یک جستجو می کنم) با هم صحبت داشته ایم. لذا منظور من در این سایت نبود مگر اینکه شخص دیگری با همین آی دی شما در آن سایت ها فعال باشد. نکته ی دیگر اینکه بحث با شما بی فایده است چرا که با پیش زمینه و پیش فرض ذهنی وارد بحث شدید از اول هم نه لحن کلامتان دوستانه بود و نه پیش فرض ذهنیتان این که می گویید صحبت با امثال شما بی فایده است چون مغرورید از نظر منطقی یعنی شما به عنوان یک طرف در بحث من را مورد قضاوت قرار داده اید و با پیش فرض ذهنی (مغرور بودن من و امثال من) وادر گفتگو شدید. با همین پیش فرض پست اولتان را نوشتید پستی که هیچ نشانی از دوستی در آن نبود. این جمله ی شما در پست اولتان بود: نه تخریب شما برای ما (؟!) سودی دارد و نه موفقیت شما!!! در حالیکه اگر دیدگاه شما خیرخواهانه بود، اگر بنده را مثل خودتان از خانواده ی بزرگ موسیقی می دانستید، موفقیت من باید برای شمای نوعی خوشایند می بود! چون موفقیت هر کدام از ما یعنی موفقیت خانواده ی موسیقی و هنرایران زمین. اما برای شما سودی ندارد!!

نکته ی دیگر لطفا انقدر منت بر سر بنده نگذارید که فلان صفحه مطلب نوشتید! ببخشید اگر شما دو ساعت وقت گذاشتید و مطلب نوشتید من هم 6 ماه وقت گذاشتم و این آهنگ را ساخته ام و به رایگان در اختیار شما قرار دادم! ممکن است بگویید: خوب ما که از تو نخواستیم کارت را اینجا بگذاری! آنگاه من هم خواهم گفت من هم از شما نخواستم که نظرتان را در اینجا بنویسید که منتش را بر سرم می گذارید! این چه حرفی است؟ زشت است بخدا! اینجا به قول دوست دیگرمان انجمن گفتمان (فاروم) است! هیچ کس برای وقتی که می گذارد منتی بر سر دیگری نمی گذارد.

دوست عزیز! فرمودید:

((بیست سال موسیقی کار کردید یعنی تقرییبا از خیلی خواننده های مطرح الان با ثابقه(*سابقه) ترید دلیل موفق نشدنتون و برید پیدا کنید))

 

من معتقد نیستم که کارم موفق نیست من به شدت معتقدم اگر کارم رسما و با شرایط برابری به انتشار برسد موفقیت کسب خواهد کرد. به عبارتی بهتر: تعریف موفقیت از دیدگاه هر شخصی با شخص دیگر فرق می کند. موفقیت برای من این است که بعد از انتشار کارم مخاطبان هر چند محدودی که این صدا و این سبک کار را می پسندند با کارهایم آشنا شده و بعدا بتوانم برایشان کنسرت بگذارم و به این طریق به هم وطنانم خدمتی کرده باشم... همین! شما بخشی از صورت مساله را عمدا پاک می کنید: موفق نشدن من به دلیل عدم انتشار آثارم است نه اینکه انتشار پیدا کرده و بعد با استقبال روبرو نشده باشند. متوجه شدید مشکل کجاست؟

 

منفی که دادم به شما و شخصیت شما نبود! به نوشتار شما که با پیش فرض ذهنی مغرور بودن من نوشته بودید از همان اول بود. اینجا دنیای مجازی است. نظر شما و نوشته ی شما برای من ملاک است نه خود شما.

در مورد شوراها! خیر اشتباه می فرمایید. بنده در بین هنرجویان آهنگسازی ام شخصی مانند مسعود یزدی را دارم با سبک موسیقی خاص خود. شخص دیگری دارم که موسیقی مقامی و محلی کار می کند و در جشنواره ی فجر بارها افتخار کسب کرده (گروه هرای) شخصی را دارم که راک می سازد شخصی را دارم که کلاسیک محض کار می کند اینها همه هنرجویان آهنگسازی بنده بوده و هستند. اگر من کسی بودم که قرار بود با افکارم پوست از کله ی دیگران (به قول ادبیات زیبای شما) بکنم چطور ممکن بود این افراد با این همه سلیقه ی متفاوت هنرآموز من تا انتها باقی بمانند؟ دوست عزیز من هیچگاه به خودم اجازه نمی دهم که دیدگاه های سلیقه ای خودم را وارد موسیقی کنم. اگر شما برای من قطعه ای بفرستید ممکن است در ژانر سنتی باشد (که من زیاد دوستش ندارم) اما اگر بخواهم انتقادی بکنم می روم به دنبال ایراد های تکنیکی نظیر اشتباه در حرکت های ملودیک یا میزان دقت ضرب سازها و ... هیچ گاه تا کنون در بررسی آثار دیگران در هیچ زمینه ای نظری بر مبنای سلیقه ام نداده ام. اگر نکته ای گفته ام صرفا بر مبنای نکات علمی بوده وگرنه به تعداد انسانها سلیقه وجود دارد و بسیار هم محترم است. (پس تناقضی نیست شما اشتباه برداشت کرده بودید)

 

فرموده اید:

 

((خب حالا من حرف نا حقی گفتم که کارتون در سطح خوانندگان دهه 50 نیست؟ با این حرف با کامیون از روتون رد شدم؟ یعنی خودتون و اثارتون رو هم سطح اونها میدونید؟ بابا تروخدا بس کنید این غرور کاذب و کنار بزارید

اخه چطور من به خودم بقبولونم که شمارو هم رده ابی و داریوش و غیره قرار بدم))

 

خوب! من به سوال شما پاسخ می دهم منتها دقیق و علمی موافقید؟ تا انتهایش می مانید؟ بیایید یک کار قدیمی از آقای ابی را بررسی کنیم. نه با این پیش فرض که او ابی است! با این پیش فرض که او هم یکی از کاربران انجمن ماست و ناشناس است. تمام نکات مثبت و منفی آن را بنویسیم. بعد یک کار از بنده را نیز به همین روش بررسی کنیم. خوب؟ علمی و دقیق! با پارتی تور. با در نظر گرفتن تکنولوژی که آن زمان نبوده و الان هست با جمیع موارد و در حضور چشم همه ی کاربران! یک کار معمولی را انتخاب کنیم نه بهترین نمونه ی ممکن را چون طبیعتا آنجا کار به صورت تیمی بوده ارکستر حضور داشته و بزرگمردی مثل واروژان تنظیم می کرده. یک کار معمولی ابی را بررسی کنیم. خوب؟ بعد قضاوت کنیم. دقت کنید اینجا بحث غرور نیست دوست عزیز. کارهای آن دوران هم توسط انسان ها ساخته شده. هم نکات مثبت دارد به وفور هم منفی. حاضرید برای این بررسی؟ مثلا اگر اثبات شد که فلان تحریر آقای ابی فالش بوده و این را نشان دادیم آیا قبول می کنید که شما از روی تعصب دارید صحبت می کنید؟ یا اگر نشان دادیم فلان بیت از شعر با بی دقتی آهنگساز اصلا حذف شده و بعد از ضبط فهمیدند (بر طبق سخنان آقای شماعی زاده که آهنگ شکار ابی را ساخته بودند) قبول می کنید حرفتان بر اساس تعصب بوده؟

 

در مورد معیین عزیز فرمودید:

 

((امسال معین اگر همچنان موفق هستند دلیلش اینه که هم بروز هستند و هم کارهاشون قویه و کاره الکی بیرون نمیدند ))

 

خوب اشتباه می کنید. چرا؟ عرض می کنم! معیین عزیز از ابتدا در ژانر کاریشان هم کارهای سبک بود و هم آثار سنگین پس ایشان در حقیقت ژانر کاریشان را تغییر نداده اند. هنوز هم در کارنامه شان هم آثار سنگین هست و هم سبک. در ثانی بله متاسفانه ایشان هم کمی افت کرده اند و اگر به کنسرتشان رفته باشید (من رفته ام) مردم از ایشان آثار گذشته را درخواست می کنند نه مثلا کارهای جدیدشان را هرچند در آثار جدیدشان هم هنوز خیلی از کارها ارکسترال هستند به همان سبک قدیم و اشعار زیبا. اما آثاری که به سمت و سوی "کاملا"الکترونیک برده اند متاسفانه آنطور مورد استقبال نبوده (در کنسرتشان دیده ام به چشم)

در انتها فرموده اید:

((موسیقی امروز اگر قرار به عنوان یه بیزینست (*بیزنس) حساب بشه باید طبق خاسته (*خواسته) مردم و روز باشه اگر ن که همون باید واسه دل خوده هنرمند اجرا بشه))

 

من با این حرف شما مخالفم. ببینید دوست عزیز ما در جامعه ای زندگی می کنیم که تبلیغات و رسانه در آن نقش کلیدی دارند خیلی ها رسانه را به عنوان هنر هشتم (بعد از سینما) می شناسند. دنیا متاسفانه دنیای تبلیغات و تلقینات رسانه ای است. رسانه هم شوربختانه دیگر فقط رادیو و تلویزیون و روزنامه نیست! مثلا تتلو هم رسانه دارد رسانه ای بسیار بزرگ و هر حرفش بازتابی گسترده پیدا می کند... مردم ما متاسفانه بسیار چشم به مد و رسانه دارند! این وسایل بازی جدید که در دست همه می بینید (اسپینر) نمونه ی خیلی خیلی واضحی است! با یک بربرینگ ساده مردم را فریب داده اند که آن را در دست بگیرید و بچرخانید که چی مثلا استرس شما کاسته خواهد شد!!! و همه (اکثریت) هم بدون تفکر می خرند... چالش آب یخ را بخاطر دارید؟ نمونه ی دیگری از تاثیر رسانه بود.... قبلش توتال کر یادتان هست؟ که بعد از تبلیغات فراوان در خانه ی هر کسی می رفتید یک توتال کر می دیدید!! اینها همه تاثیر غول رسانه است هم وطن عزیز! در حقیقت حتی آثار بنده نیز می تواند مورد اقبال عمومی قرار گیرد چنانچه رسانه ای در خور توجه داشته باشد. (مثل هر چیز دیگری) بحث این است که این آثار بایستی منتشر شوند تا بتوانند مخاطب پیدا کنند. مشکل در این قسمت است.

 

امیدوارم توضیحاتم را کامل بخوانید.

 

با تشکر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر