رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

سایت و انجمن رسمی کیوبیس ایران

مرجع تخصصی آهنگسازان خوانندگان و نوازندگان سایت کیوبیس ایران

  • با 10 سال قدمت
  • بیش از 145 هزار کاربر
  • بیش از 450 هزار پست





Roya

اشعار اهورا ایمان

پست های پیشنهاد شده

Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار. تو این سکوت
چه بی صدا. نفس نفس

از این نامهربونی ها
دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی.
یه روز دستاتو می گیرم

تو این شب گریه می تونی
پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد همخونه
چی میشه عاشقم باشی؟

 

دوباره من دوباره تو
دوباره عشق. دوباره ما

دو هم نفس. دو هم زبون
دو همسفر. دو همصدا

تو ای پایان تنهایی
پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز.
بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات.
شبم روشنترین باشه
میخوام آیینه خونه
با چشمات همنشین باشه

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

یه تنها یه عاشق

یه فانوس شکسته

یه مرداب تو پاییز

یه صحرا خاک خسته

نمیخوام بمونم

برام دنیا سیاهه

حضورم غریبه

غرورم بی پناهه

شب عشق شب درد

شب تنهایی مرد

شب بغض شب کوچ

شب سردی شب سرد

شب خاموش بی روزن

شب مرگ هم آوایی

شب سنگی شب سربی

شب آوار تنهایی

شبی که لحظه های بی تو بودن

نفسگیره سیاهه بی عبوره

سکوتم آخرین فریاد عشقه

خیالت آخرین سنگ صبوره

هنوزم بغض بارونی چشمات

میتونه واسه دلتنگیم بباره

تو این پاییز سنگی دست سردت

رو زخم بی کسیم مرهم بذاره

یه تنها یه عاشق

یه فانوس شکسته

یه مرداب تو پاییز

یه صحرا خاک خسته

نمیخوام بمونم

برام دنیا سیاهه

حضورم غریبه

غرورم بی پناهه

شب عشق شب درد

شب تنهایی مرد

شب بغض شب کوچ

شب سردی شب سرد

شب عشق شب درد

شب تنهایی مرد

شب بغض شب کوچ

شب سردی شب سرد

شب عشق شب درد

شب تنهایی مرد

شب بغض شب کوچ

شب سردی شب سرد

شب عشق شب درد

شب تنهایی مرد

شب بغض شب کوچ

شب سردی شب سرد

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

یه روز سیاه یه روز سپید یه روز زرد

یه روز غروبِ غم گرفته ی سرد

یه روز برای تو که شاعرانه ست

یه روز برای من که بی ترانه ست

یه روز تویی روزی که شب نمیشه

یه روز منم ابری تر از همیشه

یه روز منم اسیرِ خاکِ تبعید

یه روز تویی اون ورِ خوابِ خورشید

تو چشم من تویی که آسمونی

تو خواب من تویی که مهربونی

تویی که واژه واژه دلنشینی

هنوز عزیز هنوز عزیزترینی

هنوز به یاد تو به یاد خونه

گل می کنن شعرای عاشقونه

هنوز به یاد تو بهار بهاره

هنوز صدام عطر صداتو داره

فقط نذار شاعرِ شب بمیره

نذار صدام رنگ عزا بگیره

اگه میسوزه شبِ شاعرانه

فقط نذار بمیره این ترانه

یه روز سیاه یه روز سپید یه روز زرد

یه روز غروبِ غم گرفته ی سرد

یه روز برای تو که شاعرانه ست

یه روز برای من که بی ترانه ست

یه روز تویی روزی که شب نمیشه

یه روز منم ابری تر از همیشه

یه روز منم اسیرِ خاکِ تبعید

یه روز تویی اون ورِ خوابِ خورشید

تو چشم من تویی که آسمونی

تو خواب من تویی که مهربونی

تویی که واژه واژه دلنشینی

هنوز عزیز هنوز عزیزترینی

تو چشم من تویی که آسمونی

تو خواب من تویی که مهربونی

تویی که واژه واژه دلنشینی

هنوز عزیز هنوز عزیزترینی

تو خواب من تویی که مهربونی

تویی که واژه واژه دلنشینی

هنوز عزیز هنوز عزیزترینی

تو چشم من تویی که آسمونی

تو خواب من تویی که مهربونی

تویی که واژه واژه دلنشینی

هنوز عزیز هنوز عزیزترینی

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

هزار حادثه اما  بهانه بود و تو بودی

تو بودی و شب قصه
تو بودی و تب پرواز
هزار آینه فریاد
هزار پنجره آواز

شب از تو شعر دوباره
شب از تو باغ ستاره
به اعتبار تو روشن
من و چراغ ستاره

حضورم از تو همیشه
سکوتم از تو صدا بود
تو آسمون ترانه
پرنده بود و رها بود

گذشتی از شب قصه
گذشتی از شب آواز
نه از ستاره شنیدی
نه گفتی از تب پرواز

نه گفتی از شب گریه
نه گفتی از منِ بی تو
در این حضور خیالی
چگونه ماندنِ بی تو

ستاره بود غزل بود

غزل نبود و تو بودی

تویی که از تو نوشتی

تویی که از تو سرودی

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

اهل باران،اهل دریا
اهل اندوه غروبیم
از دیار شعروشرجی
ازکویروازجنوبیم
از کویر صاف وساده
ازجنوب خردوخسته
سرو آزادی تکیده
بال پروازی شکسته
خسته ایم اما نه خاموش
شاعر دریاودردیم
مرد مردستان بندر
مردمیدان نبردیم
روز عشق وآتش وخون

مردی مردانه ماییم

بادل خسته دلیریم

بالب بسته صداییم

اهل خاک تشنه اما
دل به دل دریاترینیم
باصداقت همصداییم
باسخاوت همنشینیم
همنشین ماه ودریا
هم هوای بوی شرجی
شروه خوان بغض بندر
آشنای بوی شرجی

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

آینه از عطر تو لبریز کوچه از خاطره سرشار
خونه با یاد تو روشن خونه با خواب تو بیدار
با تو بیداره ستاره بی تو بی برگه اقاقی
تو نباشی نه درختی نه گلی می مونه باقی
تو ندیم اطلسیها تو بهار خونه بودی
پدرم، برای بودن تو چه عاشقونه بودی
شونه هات پناه گریه تو هجوم غصه و غم
جاریِ دست تو بوده روی هرچی زخمه مرهم
مثل شونه هات شکسته دلم از این همه غربت
بی تو موندن بی تو بودن واسه من نمیشه عادت

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

یکی از همین روزای گم شده
یکی از همین روزای بی نشون
تو همین ثانیه های در بدر
تو همین دقیقه های نیمه جون
تو میای میای به دادم میرسی
تو میای که گریه خوابم نکنه
شب خستگی به رویم نرسه
صبح آینه جوابم نکنـــــه
تو همین شبای بی تو بی سحر
تو میای ستاره در بدر نشه
تو میای آینه آروم بگیره
شب عاشقا با گریه سر نشه
تو که بودنت امید زندگی
تو که دیدنت دلیل بودنه
از تو گفتن اسم و رسم عاشقا
از تو خوندن همهء عشق منه
از تو خوندن همهء عشق منه
عمریه پنجره های خونه رو
به هوای دیدنت وا میکنم
توی نقره ریز اشک و آینه
تو رو گم نکرده پیدا میکنم
تو رو گم نکرده پیدا میکنم
تو همین روزا به دادم میرسی
تو همین روزای بی تو بی نشون
تو همین ثانیه های در بدر
تو همین دقیقه های نیمه جون
تو همین دقیقه های نیمه جون
تو همین دقیقه های نیمه جون

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

صدای پاتو میشناسم
که مژدهء شکفتنه
یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه
صدای پات صدا که نیست
ترانهء بهاریه
قدم بزار رو قلب من
که وقت بی قراریه
که وقت بی قراریه
به دست زندگی بده دوباره دست سردمو
رفیق راهمی بذار رو شونه بار دردمو
اگه رفیق راهمی بزن به جاده همسفر
غبار رو از دلم بگیر
سکوت رو از شبم ببر
بگیر سکوت سردمو دوباره با دلم بخون
نفس بده به غربت ترانه های نیمه جون
بیا که بی کسی بره
یکی بشیم کنار هم
بیا که خیلی وقته دل
منو سپرده دست غم
صدای پاتو میشناسم
که مژدهء شکفتنه
یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه
صدای پات صدا که نیست
ترانهء بهاریه
قدم بزار رو قلب من
که وقت بی قراریه
که وقت بی قراریه
صدای پاتو میشناسم
که مژدهء شکفتنه
یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه
صدای پات صدا که نیست
ترانهء بهاریه
قدم بزار رو قلب من
که وقت بی قراریه
که وقت بی قراریه
به دست زندگی بده دوباره دست سردمو
رفیق راهمی بذار رو شونه بار دردمو
اگه رفیق راهمی بزن به جاده همسفر
غبار رو از دلم بگیر
سکوت رو از شبم ببر
بگیر سکوت سردمو دوباره با دلم بخون
نفس بده به غربت ترانه های نیمه جون
بیا که بی کسی بره
یکی بشیم کنار هم
بیا که خیلی وقته دل
منو سپرده دست غم
صدای پاتو میشناسم
که مژدهء شکفتنه
یه آشتیه دوبارهء زمونه با دل منه
صدای پات صدا که نیست
ترانهء بهاریه
قدم بزار رو قلب من
که وقت بی قراریه
که وقت بی قراریه

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

تنهایم تنهای تنهایم آزاد از امروز و فردایم

مگه عاشقت نبودم مگه باورت نداشتم

مگه آخرش خودم رو پای باورم نذاشتم

مگه هر نفس نخواستم تو رو همنفس بدونم

چی شد اون صدا که باید حالا با خودم بخونم

تنهایم تنهای تنهایم آزاد از امروز و فردایم

مگه عاشقت نبودم مگه پای قصه هارو به شب تو وانکردم

مگه تا همین ترانه تو رو همصدا نکردم تو رو همصدا نکردم

که نموندی عاشقانه میخام با خودم بخونم برو از همین ترانه

تنهایم تنهای تنهایم آزاد از امروز و فردایم

تنهایم تنهای تنهایم آزاد از امروز و فردایم

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

تموم شد ترانه به پایان رسیدم اگر گریه کردم اگر دل بریدم

تموم شد ترانه قلم را شکستم به کنجی خزیدم به ماتم نشستم

نوشتم سکوتو صدا میشنیدی به هر خط شکستم تو گفتی ندیدی

تموم شد ترانه به پایان رسیدم

می تونستی از تب ترانه بسازی دلی رو که بردی دوباره ببازی

می تونستی ماهو به خوابم بیاری رو پیشونی شب ستاره بذاری

اگر بی اجازه تو شعرم نشستی چرا دل بریدی چرا دل نبستی

تموم شد ترانه چشات غرق خوابه سوال من از تو هنوز بی جوابه

تموم شد ترانه به پایان رسیدم اگر گریه کردم اگر دل بریدم

تموم شد ترانه تموم شد ترانه

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

نه از خاکم ،نه از بادم نه در بندم، نه آزادم

نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم، نه فرهادم

نه از آتش، نه از سنگم نه از رومم ،نه از زنگم

فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم

چه غمگینم، چه تنهایم نه پنهانم، نه پیدایم

نه آرامی به شب دارم نه امیدی به فردایم

چه امیدی،چه فردایی چه پنهانی ،چه پیدایی

اگر خوشحال ،اگر غمگین چه فرقی داره تنهایی

اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم

بدون توچه بی رنگم بدون تو چه بی تابم

بیا از «من» رهایم کن صدایم کن ،صدایم کن

دلم از دست «من» خونه بیا از «من» جدایم کن

نه از خاکم ،نه از بادم نه در بندم، نه آزادم

نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم، نه فرهادم

نه از آتش، نه از سنگم نه از رومم ،نه از زنگم

فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم

تو نیستی قصه دردم سیاهم، ساکتم،سردم

اسیر خاکم و خسته اگر سبزم، اگر زردم

بیا از «من» رهایم کن صدایم کن ،صدایم کن

دلم از دست «من» خونه بیا از «من» جدایم کن

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

بخون بخون ترانه خون ترانه رو ترانه کن

صدا رو سفره ی غزل دلا رو دلبرانه کن

قلب تو بی پرنده نیس حرف تو بی طعم عسل

سکوتو صبح خنده کن صدا رو سفره غزل

بخون بخون ترانه خون دلا رو همترانه کن

روزا رو آفتابی ترین شبا رو شاعرانه کن

با تو برای هر نفس میشه غزل غزل نوشت

تلخی چشید و با تو از مزمزه عسل نوشت

از تو به آینه میشه رفت با تو به قصه میشه موند

میشه هم آواز تو از ترانه شد ترانه خوند

بخون بخون ترانه خون ترانه رو ترانه کن

صدا رو سفره ی غزل دلا رو دلبرانه کن

قلب تو بی پرنده نیس حرف تو بی طعم عسل

سکوتو صبح خنده کن صدا رو سفره غزل

بخون بخون ترانه خون دلا رو همترانه کن

روزا رو آفتابی ترین شبا رو شاعرانه کن

وقتشه با تو وقتشه شعله شدن به شب زدن

بسه گلایه بسه غم بسه سکوتو لب زدن

بخون بخون ترانه خون دلا رو همترانه کن

روزا رو آفتابی ترین شبا رو شاعرانه کن

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

نه میشه باورت کنم ، نه میشه از تو رد بشم

نه میشه خوبه من بشی ، نه میشه با تو بد بشم

نه دل دارم که بشکنی ، نه جون دارم فدات کنم

نه پایه موندن منی ، نه میتونم رهات کنم

نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو

نه میتونم بگم بمون ، نه میتونم بگم برو

کجا برم که عطره تو نپیچه توی لحظه هام

قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام

چجوری از تو بگذرم تویی که معنیه منی

تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی

نه ساده ای نه خط خطی ، نه دشمنی نه همنفس

نه با تو جای موندنه ، نه مونده راهه پیشو پس

نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو

نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو

کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام

قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

 

شوق سفر نداشتي قصد گذر نذاشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي
رفتي و توي قلبم، يادتو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي
يك دفعه پا گذاشتي

بي تو كدوم ستاره پا به شبم بذاره
ابر كدوم آسمون رو تشنگيم بباره
بي تو چه مونده با من جز يه صداي خسته
جز يه نگاه خاموش جز يه دل شكسته
جز يه دل شكسته

بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي

بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي

پر زدي و نديدي بال سفر نداشتم
گفتي رها شو اما من ديگه پر نداشتم
كوه غم و رو شونم ديدي و بر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي

شوق سفر نداشتي، قصد گذر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
رفتي و توي قلبم يار تو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي
يك دفعه پا گذاشتي

 


 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهرو ماه و آیینه
باران شعر وشبنم و شبدر
باران که میبارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
ازعطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
غم میگریزد غصه میسوزد
شب میگدازد سایه میمیرد
تا عطر آهنگ تو میرقصد
تا شعر باران تو میگیرد
از لحظه های تشنه ی بیداد
تا روزهای با تو بارانی
غم میکشد ما را تو میبینی
دل میکشد ما را تو میدانی
دل میکشد ما را تو میدانی
باران که میبارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهرو ماه و آیینه
باران شعر وشبنم و شبدر
باران که میبارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
ازعطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
از لحظه های تشنه ی بیداد
تا روزهای با تو بارانی

 


غم میکشد ما را تو میبینی
دل میکشد ما را تو میدانی
دل میکشد ما را تو میدانی
دل میکشد ما را تو میدانی

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

کجای این شب غریبمُ
کجای این کرانه ی کبود
کجای این شبی که از ازل
چراغ ماه قسمتش نبود
کجای این همیشه ابریم
که آسمان نشان نمی دهد

به گریه میرسم ولی سکوت
به گریه هم امان نمی دهد

کجای این شبم که می کشد
هوای گریه ام به نا کجا

از این خرابیم که می برد
به خانه ای که نیست ای خدا
کسی نمانده پا به پای من
مگر غمی که خانه زاد توست
مگر صدای سرمه ریز من
که شعر سر به مهر یاد توست

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه میماند
از من چه میماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه میماند
غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه میماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید
از لحظه های رفته ی روشن چه میماند

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند
از من اگر کوهم اگر خورشید اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چی می ماند
بی تو چه فرقی میکند دنیای تنها را
غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند
وقتی تو با من نیستی از من که میپرسد
از شعر و شاعر جز شب و شیون چه می ماند
وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه میماند
از من چه میماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه میماند

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

 

راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بند به گیسویت مرا
گاه لیلا گاه مجنون میکند گرگو میش چشم آهویت مرا

من تو را بر شانه هایم میکشم یا تو میخوانی به گیسویت مرا
زخمها زد راه بر جانم ولی زخم عشق آورده تا کوی ات مرا

 

خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد
خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد

 

راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بند به گیسویت مرا
گاه لیلا گاه مجنون میکند گرگو میش چشم آهویت مرا

من تو را بر شانه هایم میکشم یا تو میخولطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. نی به گیسویت مرا
زخمها زد راه بر جانم ولی زخم عشق آورده تا کوی ات مرا

 

خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد
خوب شد دردم دوا شد خوب شد , دل به عشقت , به عشقت مبتلا شد خوب شد

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی
اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابانها کجایی

کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی نه میگویی نه میدانم کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی

اگر شب هستو فردا نیست اگر راهی به رویا نیست چه آهوها که در چشمانه لیلا نیست
اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن اگر از شِکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن

 

کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی
اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابانها کجایی

کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی نه میگویی نه میدانم کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. ما تو به خاکستر نشستی

اگر شب هستو فردا نیست اگر راهی به رویا نیست چه آهوها که در چشمانه لیلا نیست
اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن اگر از شِکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Roya    144,218

سـرپرسـت سایت

 

گفتم این آغاز پایان ندارد عشق اگر عشق است آسان ندارد
گفتی از پاییز باید سفر کرد گر چه گل تاب طوفان ندارد

آنکه لیلا شد در چشم مجنون هم نشینی جز باران ندارد
گفتم این آغاز پایان ندارد عشق اگر عشق است آسان ندارد

 

آن بهاران کو آن روزگاران کو زیر باران آن حاله پریشان کو باز آن منه آسیمه سر بی بالو بی پر مانده

 

جای تنهایی در سینه ها مانده رفته مجنون آن لیلا به جا مانده
از مستی و مینا و می اشکی به ساغر مانده

گفتم این آغاز پایان ندارد عشق لطفا جهت مشاهده لینک وارد شوید یا ثبت نام کنید link. گر عشق است آسان ندارد
گفتی از پاییز باید سفر کرد گر چه گل تاب طوفان ندارد

آنکه لیلا شد در چشم مجنون هم نشینی جز باران ندارد
گفتم این آغاز پایان ندارد عشق اگر عشق است آسان ندارد

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...